شنبه, ۲ تیر, ۱۴۰۳ / 22 June, 2024
مجله ویستا

اندیشه ورزی اخلاقی در آکادمی لکیوم‏


اندیشه ورزی اخلاقی در آکادمی لکیوم‏

آکادمی لکیوم (‏Lyceum‏) در دوران یونانی مأبی از معروف ترین آکادمی هایی می باشد که به تربیت و تعلیم دانش پژوهان جوان و فلسفه آموزان در آتن مبادرت می ورزید. در ارتباط با تشکیل این آکادمی …

آکادمی لکیوم (‏Lyceum‏) در دوران یونانی مأبی از معروف ترین آکادمی هایی می باشد که به تربیت و تعلیم دانش پژوهان جوان و فلسفه آموزان در آتن مبادرت می ورزید. در ارتباط با تشکیل این آکادمی می توان گفت پس از مرگ افلاطون در سال ۳۴۷ قبل از میلاد، فیلسوفان مطرح و شاگردان عمده وی از قبیل گزنوکراتس (۳۹۶ -۳۱۴ ق.م) و اسپوسیپوس (۳۹۴ -۳۳۶ ق.م) بر اندیشه های وی بویژه نقطه نظرات متافیزیکی وی متمرکز گردیدند. فعالیت های آکادمی در طول چند سال از انتظام و هدفمند ی خاصی برخوردار نبوده است. پس از چندین سال دوباره فیلسوفان به تحریر و نگارش اندیشه های اخلاقی مبادرت ورزیدند. ‏

‏"ارسیلائوس" (۳۱۶ -۲۴۱ ق.م) در این زمان ریاست آکادمی را بر عهده گرفت. وی در تلاش بود تا آکادمی از مباحث محض و نظری که چندین سال بود بدان می پرداخت به مباحث عملی تر رهنمون گردد. از این رو وی یک فلسفه شک گرایی را در آکادمی لکیوم به ظهور و بروز رساند. ارسیلائوس به تفسیر دیگر باره اندیشه های افلاطون مبادرت ورزید. وی استدلال می نمود که هیچ امری را در جهان نمی توان ادراک و کشف نمود. لذا قبول هر قضیه ای را بهتر است به حالت تعلیق درآورد. ‏

وی بر این باور بود که در مورد قضایای اخلاقی و فلسفی به صراحت و با یقین نه می توان آنها را رد و نفی نمود و نه می توان آنها را قبول و تأیید نمود. وی بزودی به صورت یک سقراط شکاک و فیلسوفی که حکم هر امری را به حالت تعلیق درمی آورد شناخته شد و پیروان نسبتاً زیادی نیز به او گرویدند. ارسیلائوس در تلاش بود تا دوباره میراث سقراطی و اندیشه های سقراط را با تفسیر جدید و متفاوت خود بازخوانی و بازسازی نماید. ‏

وی به عنوان یک افلاطونی شک گرا اندیشه های خود را به صورت انتقاد از جزم اندیشی رواقی گری بسط و گسترش داد. از این رو یک مکتب تند و افراطی شک گرایانه نضج و نسق یافت. آنها این طرز تلقی شکاکانه خود را یک پاسخ حکیمانه به مسائل اخلاقی قلمداد می نمودند و اعتقاد داشتند که گرایش های شک گرایانه، واکنشی معقول در مقابل محال بودن معرفت تلقی می گردد. در این دوران این دیدگاه و طرز تلقی اخلاقی حاکم بود که انسان ها می توانند با تمسک به استلزامات و گزاره های اخلاقی، با اختیار کامل و اطمینان تام سعادت خود را در همین دنیا به دست آورند. ‏

این دیدگاه بر خودکفایی اخلاقی تأکید می ورزید و بر این مبنا قرار داشت که هر آنچه که برای زندگی فضیلت مندانه و نیل به سعات لازم است در حیطه اختیارات انسان می باشد. در آموزه های سنتی عکس این دیدگاه اثبات شده بود که نیل به سعادت و فضیلت، مستلزم برخی امورات می باشد که خارج از حیطه اختیارات انسان است.

البته دیدگاه شک گرایانه از سوی پیروان سقراط مورد تردید و انتقادهای سرکوبگرانه ای بود. اینان بر مکتب شک گروی این انتقاد را وارد نمودند که با مبانی شک گرایانه که هیچ حکمی را درباره هیچ امر اخلاقی تصدیق و نقض نمی نماید و احکام تمامی امور را به حالت معلق درمی آورد، در واقع زندگی کردن را غیر ممکن ساختن است. با چنین دیدگاه شکاک و بدون تصدیق کامل چیزی نمی توان زندگی معقولی داشت. ‏

پیروان جنبش شک گرایی نیز در مقابل این انتقادات صراحتاً استدلال نمودند که علی رغم دیدگاه شک گروی و بدون تأیید و نفی کامل هر امری می توان از یک زندگی معقول اخلاقی بهره مند بود. باید اذعان داشت که به دلیل این دیدگاه های تند شک گرایانه و نیز به دلیل آنکه آکادمی لکیوم در آتن تحت کنترل مقدونیه ای ها بود، افکار عمومی و عامه مردم چندان تمایل و رغبتی به آموزه ها و نقطه نظرات این آکادمی نداشتند. ‏

نسترن میرزاییان

منابع:

تاریخ فلسفه اخلاق غرب، لارنس سی. بکر، قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، ۱۳۷۸‏

سیر اندیشه فلسفی در غرب، دکتر فاطمه زیبا کلام، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم ۱۳۸۵.

تاریخ فلسفه سیاسی غرب (از آغاز تا پایان سده های میانه)، دکتر عبدالرحمن عالم، تهران: وزارت امور خارجه، موسسه چاپ و انتشارات، چاپ دوم ۱۳۷۸.

مبانی اخلاق در فلسفه غرب و در فلسفه اسلامی، حسن معلمی، تهران: موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، ۱۳۸۰‏