پنجشنبه, ۴ مرداد, ۱۴۰۳ / 25 July, 2024
مجله ویستا

اینجا آرام است کسی هنوز هم نگران نیست


اینجا آرام است کسی هنوز هم نگران نیست

باور نکردنی نبود وقتی جایی خواندم که مدیر پروژه ژنوم انسان Human Genome Project , فرانسیس کولینز, یک پزشک است, ولی باور نکردنی بود وقتی خواندم که او یک متخصص داخلی است مفاهیمی مانند DNA Polymerase, LAC Operon و RFLP توسط سه پزشک معرفی شده اند که هر سه تخصص های داخلی یا جراحی داشته اند

باور نکردنی نبود وقتی جایی خواندم که مدیر پروژه ژنوم انسان (Human Genome Project), فرانسیس کولینز, یک پزشک است، ولی باور نکردنی بود وقتی خواندم که او یک متخصص داخلی است. مفاهیمی مانند DNA Polymerase، LAC Operon و RFLP توسط سه پزشک معرفی شده اند که هر سه تخصص های داخلی یا جراحی داشته اند.

اگر احیانا جزء گونه نادر دانشجویان پزشکی علاقه مند به پژوهش هستید، کلماتی مشابه Physician Scientist یا Clinician Scientist را بارها شنیده اید. این کلمات گاهی در محاورات دانشگاهی کاربرد نادرستی دارند. بسیاری از افراد تصور می کنند که دانشگر بالینی فردی است که تنها در طرح های پژوهشی مرتبط با بیمار فعالیت می کند، یا فکر می کنند Clinician Scientist پزشکی است که در کنار فعالیت های حرفه ای بالینی، پژوهش هم می کند.

یکی از مقبولترین تعاریفی که امروزه برای مفهوم "دانشگر بالینی" مورد استفاده قرار میگیرد، توسط لئون روزنبرگ ارائه شده است:

" دانشگر بالینی به افرادی دارای حداقل مدرک M.D اطلاق می شود که در تمام یا قسمت اعظمی از فعالیتهای حرفه ای خود، به جستجو برای یافتن دانش جدید در مورد بیماری و سلامت می پردازند (با پایبندی به مبانی scientific)."

پس همه پزشکانی که در پژوهشهای علوم پایه فعالیت میکنند، در کنار پزشکانی که فعالیتهای پژوهشی بالینی دارند، جزء دانشگران بالینی خواهند بود اگر و فقط اگر تمام یا اکثر اوقات خود را به پژوهشهای بیومدیکال بپردازند.

قیل و قال زیادی بوده و هست که دانشگران بالینی از گونه های در حال انقراضند و پرسش های فراوانی که چرا اینگونه است، چه باید بکنیم، چگونه باید بکنیم، و ... ابتدا به وضعیت موجود در ایلات متحده می پردازیم و سپس کمی از حال و احوال دانشگران بالینی ایرانی می پرسیم.

در سال ۱۹۷۹ وین گاردین که در آن زمان ریاست NIH را بر عهده داشت، برای اولین بار مشکل کاهش روز افزون دانشگران بالینی را گوشزد کرد. پس از آن سیلی از مقالات و سخنرانی ها زوایای مطلب را موشکافانه بررسی کردند. وضعیت روز به روز بد تر می شد. یکی از نگران کننده ترین شاخص ها آمار پزشکان پژوهشگری بود که برای اولین بار تقاضای دریافت grant از NIH را داشتند که در فاصله سال ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۷ ، ۳۰% کاهش یافته بود. پیش بینی میشد تا سال ۲۰۰۳ هیچ پزشک جوانی تقاضای دریافت grant از NIH نداشته باشد. آمارهای مربوط به دانشگران بالینی عضو دپارتمان های علوم پایه دانشگاهها، وضعیت مشابهی را نشان می داد.

بلافاصله بعد از ابراز اولین نگرانی ها در مورد کاهش دانشگران بالینی، اقدامات گستردهای از سوی NIH ، HHMI، و دیگر سازمانهای متولی صورت گرفت که با وجود گذشت زمان اندک از شروع این اقدامات، اثرات قابل توجهی مشاهده شده و تا حدی از نگرانی ها کاسته است.

سوالی که مطرح میشود آن است که چرا کاهش در میزان دانشگران بالینی تا این اندازه اهمیت دارد؟ هم الان دانشگران علوم پایه بسیاری از پژوهش های بیومدیکال را به پیش میبرند و چنانکه می دانیم نتایج قابل توجهی به دست آورده و می آورند. تعدادی از آنان در گرایش های تحقیقاتی خود چندان مطالعه و تجربه دارند که اطلاعات بسیار جامعی در آن مورد اعم از علائم و نشانه ها ی بیماریها گردآوری نموده اند.

روزنبرگ، پاسخ زیبایی دارد: گرچه دانشکده های پزشکی محل مناسبی برای تربیت افراد برای پاسخگویی به سوالات scientific نیست، اما بهترین مکان است برای آموزش "پرسیدن سوال".

مگر نه این است که پژوهش اصیل با طرح یک ایده اصیل آغاز می شود؟ چه کسی می تواند بپرسد که چرا لیتیم، هم سرخوشی (مانیا) و هم افسردگی را درمان میکند؟ جه کسی ممکن است نگران پیش آگهی بیماری دخترکی باشد که به تازگی لنفوم در او تشخیص داده شده است؟ منشا سوال در نهایت، بالین بیمار است.

اما اهمیت دانشگران بالینی علل دیگری نیز دارد:

▪ نبود دانشگران بالینی ساختار موسسات پزشکی دانشگاهی را کلا به هم می ریزد. چرا که پل ارتباطی میان دانشگران علوم پایه و پزشکان متولی امور سلامت و مراقبت بهداشتی، این موجودات افسانه ای هستند. برای فراهم کردن زبان مشترک بین دو سر این طیف به ناچار تیازمند آن ها هستیم.

▪ از آن گذشته پژوهشهای بیمار محور (patient-oriented) نیازمند پژوهشگرانی از جنس پزشکان هستند. ز آن جمله اند تحقیقات کارآزمایی بالینی که مشخصا بدون پزشکان پژوهشگر قابل انجام نیستند و مطمئنا بدون آنها، داروها و پروسه های درمانی جدید، قابل ارزیابی و تایید نخواهند بود.

▪ در نهایت بدون وجود دانشگران بالینی، چه کسی به دانشجویان پزشکی خواهد آموخت که پایه طب، دانش (science) است؟! ... و منطق و مبانی scientific نباید در بالین بیمار فراموش شود؟!

چنانکه شواهد نشان می دهند، کاهش دانشگران بالینی اثرات بالقوه وسیع و عمیقی بر سیستم های بهداشی درمانی یک کشور دارد. با عنایت به این امر، برنامه ریزی و توجه به راه حل های پیشنهادی برای افزایش تعداد این پژوهشگران (قاف-همین شماره)و افزایش مهارتهای پژوهشی دانشجویان پزشکی اولویت می یابد. ... اما اینجا کسی نگران نیست ...

سرمایه گذاری در پژوهش های سلامت، به استناد ارزیابی های انجام گرفته در سایر نقاط جهان، بازگشت سرمایه قابل توجه و استثنایی دارد. دانشگران بالینی قطعا جزء لاینفک این پژوهش ها و چنانکه بحث کردیم منشا و ملجا این فرایندند.

چند سالی است که در یک محیط آکادمیک از نوع زیست پزشکی تنفس می کنیم. گرچه شواهد در دنیای مبتنی بر شواهد حکم می کنند که دانشجویان پزشکی باید با دانشگران بالینی مواجهه مستقیم و مداوم داشته باشند، این موجودات افسانه ای را خیلی کم دیده ایم ( ازپشت ویترین سمینارهای بین المللی). اما به نظر اوضاع آرام است. اینجا کسی نگران نیست...

نه در دپارتمانهای علوم پایه دانشکده های پزشکی که علی القاعده باید مکانی برای حضور و فعالیت دانشگران بالینی باشد... و نه در بیمارستان های آموزشی که مهمترین مراکز انجام پژوهشهای بیمار محور اند... نمی بینمشان. چنین به نظر میرسد که گونه به اصطلاح در حال انقراض در آمریکا و اروپا، در کشور ما اصلا به وجود نیامده یا دوران جولانی نداشته است.

با تمام این احوال، تا آنجا که در سال های اخیر شاهد بودیم، سیاست های مبتنی بر نظر شورا (به جای سیاست های مبتنی بر شواهد) سبب شده است که تعداد کمتری از فارغ التحصیلان پزشکی به مقاطع تکمیلی آموزشی علوم پایه راه یابند. سیاست گذاری ها مبتنی بر مصلحتی دانش گریز است یا مصالحی دانشگر فریب...

اما اوضاع آرام است... کسی هنوز هم نگرا ن نیست! ... شاید چون شواهدی نیست!

کیانوش کیهانیان دانشجوی پزشکی،سرپرست کمیته پژوهشهای دانشجویان دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

منابع:

۱- Leon E. Rosenberg, The physician-scientist: An essential — and fragile — link in the medical research chain. The Journal of Clinical Investigation ۱۹۹۹; ۱۰۳(۱۲): ۱۶۲۱-۱۶۲۶.

۲- AJIT VARKI۱& LEON E. ROSENBERG, Emerging opportunities and career paths for the young physician-scientist. NATURE MEDICINE, VOLUME ۸, NUMBER ۵, MAY ۲۰۰۲: ۴۳۷-۴۳۹.

۳- TIMOTHY J. LEY, Leon E. Rosenberg, REMOVING CAREER OBSTACLES FOR YOUNG PHYSICIAN-SCIENTISTS —LOAN-REPAYMENT PROGRAMS. N Engl J Med, Vol. ۳۴۶, No. ۵ • January ۳۱, ۲۰۰۲: ۳۶۸-۳۷۱ •

۴- Leon E. Rosenberg, Exceptional economic returns on investments in medical research. MJA Vol ۱۷۷ ۷ October ۲۰۰۲: ۳۶۸-۳۷۲.

۵- TAMARA R. ZEMLO, HOWARD H. GARRISON, NICOLA C. PARTRIDGE, AND TIMOTHY J. LEY, The Physician-Scientist: Career Issues and Challenges at the Year ۲۰۰۰. The FASEB Journal. February ۲۰۰۰ Vol ۱۴: ۲۲۱-۲۳۰.

۶- DAVID G. NATHAN, EDUCATIONAL-DEBT RELIEF FOR CLINICAL INVESTIGATORS — A VOTE OF CONFIDENCE. N Engl J Med, Vol. ۳۴۶, No. ۵ • January ۳۱, ۲۰۰۲: ۳۷۲-۳۷۴.

۷- JORDAN S. POBER, CRYSTAL S. NEUHAUSER, AND JEREMY M. POBER, Obstacles facing translational research in academic medical centers. The FASEB Journal, November ۲۰۰۱ Vol ۱۵: ۲۳۰۴-۲۳۱۳.