دوشنبه, ۱ مرداد, ۱۴۰۳ / 22 July, 2024
مجله ویستا

نگاهی به آثار نویسندگان ایرانی در سرزمین های آلمانی زبان


نگاهی به آثار نویسندگان ایرانی در سرزمین های آلمانی زبان

پس از ترجمه و انتشار رُمان «بامداد خمار»۱ فتانه حاج سید جوادی به زبان آلمانی در سال دوهزار میلادی و استقبال بی سابقه از این رُمان ایرانی, دومین اثر این بانوی نویسنده که مجموعه ای از داستان های کوتاه او با عنوان «در خلوت خواب»۲ است

پس از ترجمه و انتشار رُمان «بامداد خمار»۱ فتانه حاج سید‌جوادی به‌زبان آلمانی در سال دوهزار میلادی و استقبال بی‌سابقه از این رُمان ایرانی، دومین اثر این بانوی نویسنده که مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه او با عنوان «در خلوت خواب»۲ است، در پائیز امسال در نمایشگاه جهانی کتاب فرانکفورت منتشر خواهد شد.

مترجم این کتاب نیز «سوزانه باغستانی» است که بامداد خمار را ترجمه کرده است و ناشر نیز «انتشارات زورکامپ- اینزل»، یکی از معتبرترین و قدیمی‌ترین ناشران آلمانی است که نه تنها ناشر هر دو اثر حاج سید‌جوادی است، بلکه ترجمه‌ی گزیده‌ی شعرهای فروغ فرخزاد، دو رُمان از عباس معروفی و یک داستان بلند از هوشنگ گلشیری (با نام مستعار «منوچهر ایرانی») را در کارنامه‌ی انتشارات خود دارد و امسال همزمان با انتشار «در خلوت خواب»، مجموعه‌ای از شعرهای کوتاه/ هایکوگونه‌های عباس کیارستمی را نیز با عنوان «همراه با باد» در نمایشگاه کتاب فرانکفورت عرضه خواهد کرد.

باز همین ناشر، بیش از دو دهه پیش از این، در سال ۱۹۸۱ میلادی، مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه ایرانی را با عنوان «در نفس اژدها» منتشر کرد.۳

از اعتبار این ناشر آلمانی همین بس که آثار فیلسوفان و نویسندگان و شاعرانی چون گئورگ بوشنر، جیمز جویس، هرمان هسه، فِدِریکو گارسیا لورکا، پاول سلان، نوربرت الیاس، یورگن هابرماس، میشل فوکو، توماس برنهارد، اسلاویچ ژیژک، پِتر هاندکه، ماریو وارگاس یوسا، امین مألوف، ایزابل آلینده و دیگران را در فهرست پیشینه‌ی صد ساله خود دارد. ترجمه و انتشار آثار نویسندگان ایرانی، و از جمله فتانه حاج سیدجوادی را نیز قاعدتاً می‌باید به‌حساب گزینش آگاهانه‌ی ویراستاران این مؤسسه‌ی انتشاراتی و ارزیابی‌های بازاریابان آلمانی گذاشت. بنابراین آنچه در ایران شاید به‌ناحق مُهر «ادبیات عام‌پسند» خورده است، دست‌کم در آلمان در کنار آثار نویسندگان نامدار عرضه می‌شود و شگفت نیست که با اقبال طیف وسیعی از خوانندگان فرهیخته نیز مواجه شده است.

این در حالی است که درست برعکس، آثار نویسندگان سرشناس معاصر ایران و آنچه از آنها به‌عنوان «ادبیات جدی» نام برده می‌شود، آنگاه نیز که به‌زبان‌هایی اروپایی ترجمه و منتشر می‌شوند، چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرند. به‌هر حال، به‌باور من سه گزاره در موفقیت و یا عدم موفقیت آثار خوبِ ادبیات داستانی معاصر ایران که به‌زبان‌های اروپایی ترجمه می‌شوند، تأثیرگذار است: کیفیت ترجمه، اعتبار ناشر خارجی و درجه‌ی شهرت نویسنده در ایران. متأسفانه شمار مترجمان زبده و حرفه‌ای که قادر باشند ترجمه‌ای خوب از آثار ادبیات معاصر را به‌زبان آلمانی (یا اصولاً به‌زبان‌های اروپایی) به‌دست دهند، بسیار کم است.

اما هر جا ترجمه‌ای روان و شسته‌رفته از اثری خوب به‌ناشری آلمانی عرضه شده است، به‌ویژه در سالهای اخیر، از بررسی جدی و چاپ و انتشار آن کوتاهی نشده است. بنابراین شاید بتوان گفت که در این عرصه، نقش و جایگاه مترجمان خوب و پُرکار، کارساز و بسیار مهم است. برای مثال، کیفیت ترجمه‌ی فرانسوی «بوف کور» هدایت مطمئناً در شناخته شدن این نویسنده در اروپا بی‌تأثیر نبوده است و بی‌تردید نام‌آشنا نبودن نویسندگان نامداری چون سیمین دانشور و احمد محمود و دیگران، تا حدی به‌سبب ترجمه‌های متوسط و گاه بدی است که از آثار ایشان صورت گرفته است.

۴ در مورد رُمان «بامدادِ خمار» نیز ترجمه‌ی روان و پاکیزه‌ای که مترجم به‌دست داده است در کنار اعتبار ناشر و تبلیغات گسترده، دست به‌دست هم دادند و همراه با طرح جذاب روی جلد کتاب (یکی از عکس‌های هنری شیرین نشاط، هنرمند ایرانی مقیم خارج) مقدمات موفقیت این اثر را فراهم آوردند.

از سوی دیگر کمتر ناشر اروپایی حاضر است رُمان یا مجموعه داستان‌های کوتاه نویسنده‌ای را که در کشور خود گمنام است، در برنامه‌ی کار خود قرار دهد. اما همین ناشر اگر ترجمه‌ای خوب از اثری جالب و جذاب به‌د‌ستش برسد که حتی نویسنده‌ی آن شهرت چندانی نیز نداشته باشد، انتشار آن را به‌طور جدی مورد بررسی قرار خواهد داد. البته ناگفته پیداست که در هر صورت، تیراژ ترجمه‌ی کتاب‌های نویسندگان ایرانی، در حال حاضر، به‌هیچ وجه قابل مقایسه با شمارگان آثار نویسندگان سرشناس اروپایی و آمریکای لاتین نیست.

حتی به‌پای کتاب‌های نویسندگانی چون نجیب محفوظ، امین مألوف یا یاشار کمال هم نمی‌رسند. مثلاً کتاب‌های محمود دولت‌آبادی، به‌رغم شهرت او در ایران و ترجمه‌ی خوبی که خانم زیگرید لطفی از دو کتاب او، یعنی جای «خالی سلوچ» و بخش‌هایی از «کلیدر»، به‌دست داده است (ترجمه‌ی «سفر» و «اوسنه باباسبحان» را مترجمی دیگر انجام داده است و چنگی به‌دل نمی‌زند) و به‌رغم اعتبار ناشر و تبلیغات نسبتاً گسترده، تیراژشان هر کدام به‌بیش از پنج هزار نسخه هم نرسید. تیراژ دو کتاب عباس معروفی هم که پیشتر به‌آنها اشاره کردم بیش از اینها نبود. با این همه ناشران آلمانی‌زبان می‌کوشند تا در کنار معرفی ادبیات اروپایی و آمریکای شمالی، آثار نویسندگان آفریقایی، عرب، ترک و ایرانی را نیز به‌میان خوانندگان خود بَرند.

یکی از ناشران پُرکار در این زمینه، مؤسسه‌ی انتشاراتی «اونیونز فرلاگ» است که در کانتون آلمانی‌زبان کشور سوئیس فعالیت می‌کند. «اونیونز فرلاگ» یکی از بزرگترین ناشران آلمانی‌زبان است که منحصراً آثار نویسندگان غیر اروپایی را ترجمه و منتشر می‌کند (جز چند استثنا). این ناشر تقریباً تمام آثار نجیب محفوظ، یاشار کمال، آسیه جبار (نویسنده الجزایری که به‌فرانسه می‌نویسد) و چنگیز آیتماتُف را در فهرست کتاب‌های منتشر شده‌ی خود دارد. همین ناشر تا کنون چهار کتاب از آثار دولت‌آبادی را که پیشتر اشاره کردم، منتشر کرده است.

همچنین کتاب «طوبی و معنای شب» شهرنوش پارسی‌پور که با ترجمه‌ای مغلوط و مغشوش به‌دست چاپ سپرده شد، در شمار انتشارات این ناشر سوئیسی است. به‌تازگی هم سه اثر ادبیات کلاسیک ‌فارسی را با ترجمه‌های نسبتاً قدیمی، اما خوب در مجموعه‌ای به‌نام «داستان‌های عاشقانه» به‌صورت کتاب جیبی و قیمت مناسب و شمارگان بالا منتشر کرده است: «ویس و رامین» گرگانی، «لیلی و مجنون» نظامی و «ورقه و گلشاه» عیوقی.

«انتشارات گوته- حافظ» نیز ناشری کوچک است با مدیریت ایرانی که آثاری از ادبیات کهن فارسی و نویسندگان معاصر را در چند سال اخیر منتشر کرده است؛ از آنجمله گزیده‌ای از غزلیات حافظ (۸۶ غزل) با ترجمه‌ی «فریدریش روکرت» (۱۷۸۸ تا ۱۸۶۶) و مقدمه‌ای از آنِماری شیمل و همچنین تجدید چاپ ترجمه‌ی «گِرد هنینگر» از بوف کور هدایت که در اصل بر اساس ترجمه‌ی فرانسوی آن صورت گرفته و به‌باور من بهترین ترجمه در میان دو ترجمه‌ای است که به‌زبان آلمانی موجود است. این چهارمین بار است که بوف کور هدایت به‌زبان آلمانی منتشر می‌شود. اما چاپ حاضر دست‌کم این امتیاز را دارد که ترجمه‌ی مقاله‌ی یوسف اسحاق‌پور با ‌عنوان «بر مزار هدایت» بر آن افزوده شده است.

مقاله‌ی اسحاق‌پور ظاهراً مستقیماً و به‌طور کامل از متن اصلی فرانسه ترجمه شده است و از این‌رو کاستی‌های ترجمه‌ی چاپ ایران را ندارد. همین ناشر کتابی کم‌برگ اما زیبا به‌قطع جیبی منتشر کرده است با عنوان «منیاتور ایرانی» به‌قلم یوسف اسحاق‌پور. این کتاب را که در ایران هم ترجمه و منتشر شده، اسحاق‌پور به‌زبان فرانسه نوشته و خانم یوتا هیمل‌رایش آن را از اصل فرانسوی به‌آلمانی ترجمه کرده است.

یوتا هیمل‌رایش یکی از مترجمان خوب آلمانی است که افزون بر ترجمه‌ی از زبان فرانسوی، تاکنون چند کتاب‌ نیز از فارسی به‌آلمانی ترجمه کرده است. او مترجم کتاب «کوه مرا صدا زد» نوشته‌ی محمد‌رضا بایرامی به‌زبان آلمانی است که چند سال پیش از این جایزه‌ای هم در بخش ادبیات نوجوانان نصیب آن شد و بی‌گُمان ترجمه‌ی خوب هیمل‌رایش و اعتبار ناشر در موفقیت این کتاب بی‌تأثیر نبوده است. افزون بر این چند داستان کوتاه و از آنجمله «سه‌تار» و «تنگ بلور» جلال آل‌احمد را نیز به‌آلمانی ترجمه کرده که در مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه فارسی به‌چاپ رسیده است.

● کتابی به نام شادی

«انتشارات بک» یکی دیگر از ناشران آلمان است که در مجموعه‌ای به‌نام «کتابخانه جدید شرقی»، در کنار ترجمه‌ی متون عربی و ترکی، چندین کتاب نیز از ادبیات کلاسیک و مدرن فارسی انتشار داده است. این مجموعه کلاً با ترجمه‌هایی خوب و به‌صورتی بسیار نفیس منتشر می‌شود و خریداران آن، اغلب دوستداران آثار ادبی مشرق‌زمین‌اند که این مجموعه را پیشاپیش مشترک می‌شوند.

اینجا چند کتاب‌ از مجموعه‌ی «کتابخانه جدید شرقی» این ناشر را که پیرامون ادبیات کهن و معاصر فارسی است، نام می‌برم: ترجمه «کلیله و دمنه» بر اساس نسخه‌ی نصرالله منشی و ترجمه‌ی سیف‌الدین نجم‌آبادی و زیگفرید وبر، «هفت‌پیکر» (بهرام‌نامه) نظامی و «گزیده‌ی دیوان شمس» با ترجمه‌ی منظوم کریستف بورگل، ویرایشی تازه از «گلستان سعدی» بر اساس ترجمه‌ی سال « ۱۸۴۶ میلادی کارل هاینریش گراف، «منطق‌الطیر» عطار با ترجمه‌ی منظوم آنِماری شیمل و گزیده‌ای از غزلیات حافظ و مولانا و رباعیات خیام با ترجمه‌ی مدرن سیروس آتابای. افزون بر اینها ترجمه‌ی رُمان «کتاب آدم‌های غایب» تقی مدرسی، مجموعه‌ای از داستان‌های هوشنگ گلشیری با عنوان «مردی با کراوات سرخ» و همچنین «آفتاب‌پرست و چند داستان دیگر» از صادق هدایت را نیز انتشار داده است.

اما تازه‌ترین کتاب این مجموعه که در ماه اوت سال جاری، حدوداً یک ماه پیش از شروع نمایشگاه جهانی کتاب فرانکفورت، منتشر خواهد شد، آخرین اثر آنِماری شیمل است که در ماه‌های واپسین حیاتش به‌انجام رساند و اکنون به‌کوشش یکی از شاگردانش انتشار می‌یابد.

عنوان این کتاب «کتابی به‌نام شادی»۵ است و دربرگیرنده‌ی گزیده‌ای از سروده‌های شاعران زن سرزمین‌های شرق مسلمان است که شیمل در اثنای تحقیقات خود پیرامون عرفان و ادبیات مشرق‌زمین، از دوره‌های نخستین تا سده‌ی بیستم میلادی، گرد آورده و ترجمه کرده است. او از میان سروده‌های زنان عرب و ترک و ایرانی و ازبک و اردو، شماری از زیباترین شعرها را برگزیده و با زیبایی و گویایی توصیف‌ناپذیری به‌زبان آلمانی ترجمه کرده و مقدمه‌ای بسیار جالب و آموزنده نیز درباره نقش و جایگاه عارفان و شاعران زن در جهان اسلام بر کتاب افزوده است.

شیمل در این مقدمه تأکید دارد که «در میان شاعران زن مدرن، فروغ فرخزاد بی‌تردید در جایگاه نخست قرار دارد» و اشاره می‌کند که «این نخستین‌بار نیست که شعرهای فروغ به‌زبان آلمانی ترجمه می‌شود؛ پیشتر نیز مجموعه‌ای از سروده‌های او را کورت شارف و برخی را سیروس آتابای به‌آلمانی ترجمه کرده بودند».

این کتاب شاهکاری در ترجمه‌ی منظوم اشعار شرقی به‌زبان‌ آلمانی است و یادآور ترجمه‌های منظوم «فریدریش روکرت»، پدر شرقشناسی آلمان و استاد معنوی شیمل. تنها این تصور که شیمل در این کتاب نه تنها شعری منسوب به‌فاطمه‌ی زهرا، دختر پیامبر اسلام و شعرهایی از «رابعه‌ی عَدَویّه» و «مهستی گنجوی» و رباعیاتی از «پادشاه خاتون»، بلکه سروده‌هایی نیز از پروین اعتصامی و فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی گرد آورده است، آدمی را به‌شگفت وامی‌دارد. شیمل در سفرهایش به‌سرزمین‌های شرق با بسیاری از شاعران زن معاصر آشنا شده بود و از این‌رو، اغلب شعرهای این مجموعه نیز از شاعران معاصر این کشورها انتخاب و ترجمه شده است.

▪ کتاب دارای سه فصل است:

الف) فصل نخست دربرگیرنده‌ی اشعار زنان از صدر اسلام تا قرن چهارده هجری (نوزده‌ی میلادی) است و خود به‌چهار بخش تقسیم شده است:

۱) اشعار عربی.

۲) اشعار ترکی.

۳) اشعار فارسی.

۴) اشعاری به‌زبانهای ازبکی و اردو .

بخش اول با شعری از دختر پیامبر اسلام آغاز می‌شود که پس از مرگ پدر سروده است و سپس با ترجمه‌ی شعری از «عُلَیه»، دختر سومین خلیفه‌ی عباسی و خواهر هارون‌الرشید ادامه می‌یابد. «عُلَیه» زنی ادیب و شاعر بود و صاحب دیوان که در شعرهای خود آهنگ‌هایی زیبا به‌کار می‌برد. افزون بر اینان، شعرهای از «رابعه‌ی عَدَویّه»؛ «ریحانه‌ی والهه بصری»؛ «رابعه‌ی شامیّه» و «تُحْفَه» در این بخش ترجمه شده است.

از میان شاعران زن ترک نیز که در این بخش اشعاری از آنان ترجمه شده است، باید از کسانی چون «مهری خاتون» و «شرف خانم» و «مقبول لمان» نام برد. از میان زنان فارسی‌زبانِ سده‌های پیشین، اشعاری از «رابعه‌ی قزداری»، «مهستی گنجوی»، «پادشاه خاتون» (امیر کرمان به سال ۶۹۱ هجری) و قره‌العین (طاهره) آمده است.

در فصل دوم که عنوان «‌سرایندگان گمنام» به‌آن داده شده، لالائی‌ها و ترانه‌های محلی اقوام گوناگون شرق گردآوری و ترجمه شده است. در همین فصل، ترانه‌ای محلی از خطه‌ی مازندران و یک لالائی‌ی بلوچی ترجمه شده است. در فصل سوم که بیش از نیمی از کتاب را دربر می‌گیرد و شاید جالب‌ترین و جذاب‌ترین فصل کتاب باشد، از شاعران زن سرزمین‌های شرق مسلمان که آثارشان در قرن بیستم میلادی منتشر شده، سروده‌هایی ترجمه شده است.


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.