جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
قفل یعنی که کلیدی هم هست

وقتی نشریهای مخاطبش را از دست میدهد، وظیفه سردبیر چیست؟ وقتی یک تیم فوتبال نتیجه نمیگیرد...
سرمربی باید چه کار کند؟ وقتی یک دولت با بحران مواجه میشود، رییسجمهور باید چه واکنشی نشان دهد؟ الکس آسبورن میگوید: «آن سردبیر، آن سرمربی و آن رییسجمهور همگی یک وظیفه دارند: «باید بهترین راه حل مسالهشان را پیدا کنند.» اما نقطه شروع «حل مساله» کجاست؟ برای حل مشکلات زندگی باید از کجا شروع کرد؟ الکس آسبورن در پاسخ به این سوال میگوید: «قدم اول، این است که مشکلات زندگیمان را در قالب یک مساله طرح کنیم و بعد، خودمان به تنهایی یا با همراهی همفکرانمان، متمرکز شویم روی انواع و اقسام روشهایی که برای حل آن مساله به ذهن میرسند.» متفکران برای حل مسایل و مشکلات زندگی، مدلهای متنوعی ارایه کردهاند. بارش افکار یکی از همین مدلهاست که با نام الکس آسبورن پیوند خورده است.
مدلی که الکس آسبورن برای حل مساله ارایه میدهد، در مسایل خاص بهتر جواب میدهد تا مسایل عام. مثلا اگر مسالهمان این باشد که: «تیم ملی فوتبال ایران باید چه کار کند که از تیم ملی برزیل شکست نخورد؟» راحتتر به نتیجه میرسیم تا اینکه سوال کنیم: «چگونه وضعیت فوتبال را در کشورمان سر و سامان بدهیم؟» البته دانشمندانی که پس از الکس آسبورن آمدند، تغییراتی در نظریه او به وجود آوردند تا بتوانند از همان مدل برای حل مسایل عام هم استفاده کنند.
● گروه یعنی چند نفر؟
«بین ۲ تا ۱۲ نفر!»؛ این، پاسخی است که الکس آسبورن به سوال بالا میدهد اما رابرت هریس، یکی دیگر از سرشناسهای حوزه «خلاقیت» و «موفقیت»، میگوید: «اگر تعداد همفکران را بین ۴ تا ۷ نفر ثابت نگه داریم، به نتیجه مطلوبتری میرسیم.» تجربه نشان داده است که از مدل الکس آسبورن حتی به شکل انفرادی هم میشود استفاده کرد. مهم این است که اگر بخواهیم تعداد همفکرانمان در چنین جلسهای زیاد باشد، آنوقت ضرورت دارد که در انتخاب همفکرانمان بیشتر دقت کنیم.
● جلسه رسمی نیست!
اهمیت جلسات بارش افکار در رسمی نبودن است. اعضای گروه در جلسه اول فقط باید ایده بدهند. قرار نیست کسی نظر دیگری را نقد یا تخطئه کند. اعضای گروه به هیچوجه نباید ایدههای همدیگر را مسخره یا تحقیر کنند. حتی آنهایی که ایده میدهند، خودشان هم نباید ایدههایشان را از فیلتر نقد و بررسی عبور دهند. اعضای جلسه در نوبت اول (که نوبت ایدهپردازی است) فقط باید شنونده ایدههای همدیگر باشند. الکس آسبورن میگوید: «اگر بخواهیم همزمان با ایدهپردازی، ایدههایمان را نقد کنیم، هیچ چیز تازهای خلق نمیشود.» پس ذهنتان را محدود نکنید، محدودیتها را بشکنید و هر ایدهای به ذهنتان میرسد، بیسانسور بگویید. ایدههای بقیه اعضای گروه را هم به دقت بشنوید و تا آنجا که میتوانید، آنها را اصلاح یا تکمیل کنید. از ایدههای دیگران میتوانید ایده بگیرید.
● یک مثال ساده
فرض کنید که شما عضوی از اعضای هیات مدیره یک موسسه آموزشی هستید و هیات مدیره تصمیم گرفته است جلسهای ترتیب بدهد تا راهکارهای افزایش میزان ثبت نام در آن موسسه را مورد بررسی قرار دهد. یکی از اعضای جلسه ممکن است به شوخی و تمسخر پیشنهاد بدهد که: «چطور است به دانشجویان پول بدهیم تا بیایند اینجا ثبتنام کنند؟!» این پیشنهاد البته پیشنهاد خوبی نیست اما نباید بلافاصله آن را دور ریخت. در زوایای هر ایدهای باید دقیق شد. آیا واقعا هیچ نکته قابل استفادهای در این پیشنهاد وجود ندارد؟ مثلا، شما ممکن است با تامل در همین ایده نامعقول، به این نتیجه معقول برسید که: «چطور است به دانشجویان تسهیلات بدهیم؟ مثلا، دسترسی ارزانتر به اینترنت، سرویس ایاب و ذهاب، خوابگاه برای دانشجویان شهرستانیها و...»
● منشی جلسه
منشی جلسه کسی است که ایدهها را یادداشت میکند. لازم نیست بقیه اعضای گروه، ذهنشان را با ثبت ایدهها مشغول کنند. این کار به عهده منشی جلسه است. ایدهها باید به نحوی نوشته شوند که برای همه اعضای گروه قابل مشاهده باشد؛ مثلا روی تخته سیاه، وایتبورد، مقواهایی با ابعاد بزرگ یا...
الکس آسبورن معتقد است که منشی جلسه نباید از میان اعضای گروه انتخاب شود؛ چراکه ایدهپردازان باید فقط روی ایدهها تمرکز کنند اما رابرت هریس و دیگران اعتقاد دارند که اگر یکی از اعضای جلسه، وظیفه منشی جلسه را هم به عهده بگیرد (به ویژه در جلسات کمتعداد) خدشهای به روند ایدهپردازی وارد نمیشود.
● مدیر جلسه
مدیر جلسه باید به ایده پردازان جهت بدهد. اوست که تعیین میکند در هر نوبت، کدامیک از اعضای گروه باید ایدهاش را ارایه دهد. او باید همیشه اولویت را به کسانی بدهد که میخواهند ایده یا ایدههای قبلی را اصلاح یا تکمیل کنند. تامین فضای مناسب برای ایدهپردازی هم به عهده مدیر جلسه است. او باید بتواند فضای جلسه را آنقدر صمیمی و دلچسب کند که هیچیک از اعضای گروه از ارایه ایدههایش واهمه نداشته باشد. الکس آسبورن حتی پیشنهاد میکند که مدیر جلسه برای اعضای گروه، تنقلاتی مانند بستنی و شکلات تهیه کند تا آنها در فضای صمیمیتری به فکر کردن مشغول شوند. اما رابرت هریس، این پیشنهاد او را مانع ایدهپردازی فعال میداند. تجربه نشان میدهد که شکلگیری ایدههای خلاق در جلساتی که صمیمیتر و کماسترسترند، محتملتر است.
تعیین عمر مفید جلسه هم به عهده مدیر جلسه است، اگرچه الکس آسبورن در این مورد قاطعانه میگوید: «مدت زمان ایدهآل چنین جلساتی بین ۳۰ تا ۴۰ دقیقه است.»
● چو فردا شود...
مدیر جلسه وقتی احساس میکند که جلسه از کارایی افتاده است، باید پایان جلسه را اعلام کند. منشی جلسه نیز موظف است فهرستی از ایدههای پیشنهادشده در جلسه را تهیه کرده و نسخههایی به تعداد اعضای گروه آماده کند و در اختیارشان بگذارد. اعضای گروه نیز موظفند که تا فردا یا هر روز دیگری که مدیر جلسه تعیین میکند، ایدههای ارایهشده را نقد و بررسی کنند و بهترین و عملیترین ایدهها را انتخاب کنند.
جلسه بعدی، جلسه نتیجهگیری است که طبیعتا از جلسه اول، بسیار آسانتر است.
دکتر محمد کیاسالار
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست