شنبه, ۲۳ تیر, ۱۴۰۳ / 13 July, 2024
مجله ویستا

فیدل, مردی که تاریخ او را فراموش نخواهد کرد


فیدل, مردی که تاریخ او را فراموش نخواهد کرد

فیدل کاسترو پس از گذشت نزدیک به ۵۰ سال از سمت ریاست جمهوری و فرماندهی کل نیروهای مسلح کوبا استعفا کرد کاسترو که از ۳۱ ژوئیه سال گذشته تاکنون به دلیل بیماری و عمل جراحی در میان مردم دیده نشده, قدرت را به رائول کاسترو, برادرش واگذار کرد و به این ترتیب نیم قرن ایستادگی در برابر نفوذ واشنگتن در آمریکای لاتین را به پایان رساند

فیدل کاسترو پس از گذشت نزدیک به ۵۰ سال از سمت ریاست جمهوری و فرماندهی کل نیروهای مسلح کوبا استعفا کرد. کاسترو که از ۳۱ ژوئیه سال گذشته تاکنون به دلیل بیماری و عمل جراحی در میان مردم دیده نشده، قدرت را به رائول کاسترو، برادرش واگذار کرد و به این ترتیب نیم قرن ایستادگی در برابر نفوذ واشنگتن در آمریکای لاتین را به پایان رساند.

روزنامه گاردین -چاپ لندن- در گزارشی درباره فیدل کاسترو نوشته است: «در سال ۱۹۹۷ دو مرد در کنار یکدیگر در هاوانا بر سر میز شام حاضر شدند. یکی از آنها پسر ارشد جان اف کندی، رئیس جمهور ترور شده آمریکا و دیگری فیدل کاسترو ملقب به «El Jefe Maximo» (رئیس تمام عیار) بود، اما این نشست به چه معنا بود ؟ کاسترو و پدر مهمانش، مردی که در سال ۱۹۶۲ بحران موشکی کوبا را خلق کرد، بیش از هر زمان دیگر به یکدیگر نزدیک شده بودند تا اختلافات را حل کنند. به گفته اینگو توماس، دوست کندی که در این ضیافت شام حضور داشت، گفتگو سراسر درباره گذشته بود و بخش اعظم آن درخواست یک سری از سخنرانی های کاسترو در خصوص جان اف کندی. دو سال بعد کندی جوان مرد و یک دهه بعد پیرترین رهبر جهان به رهبری خود خاتمه داد.» گاردین نوشته است: «در حالی که کاسترو در بیمارستان سیرا مائسترا برای زنده ماندن تلاش می کرد، هوگو چاوز، رئیس جمهور ونزوئلا و دوست نزدیک وی گفت: آرزو دارم کاسترو ۸۰ سال دیگر زندگی کند، اما فیدل از جمله مردانی است که هرگز نخواهد مرد. کوبا همواره درخصوص وضعیت سلامت فیدل کاسترو، رهبر انقلاب خود اسرار آمیز و محافظه کار رفتار کرده است، اما گزارش ها حاکی از آن بود که وی طی این مدت تحت سه عمل جراحی بسیار جدی قرار گرفته که هیچ کدام موفقیت آمیز نبوده است.» این گزارش می افزاید: «اگرچه دوران جنگ سرد به پایان رسیده، اما عرصه ای که توسط رهبر پیر کوبا در آن ضیافت شام گشوده شد، فصلی بسته نیست. بسیاری از مردم در سراسر آمریکای لاتین به رهبر کوبا به عنوان الهام بخش و یک رهبر مردمی نگاه می کنند. جوان ها به خصوص کسانی که مخالف آمریکا هستند از وی به عنوان الهام بخش خود در مبارزه با آمریکا یاد می کنند. گابریل گارسیا مارکز می نویسد: کاسترو فرمانده تمام عیار اغلب کوبایی ها، فقط فیدل نامیده می شود؛ حتی رودررویش. حتی اگر مردم نخواهند نام او را به زبان بیاورند با انگشتان شان بر روی چانه هایشان می کشند که نشانه ای از نوع ریش وی است. فیدل آلخاندرو کاسترو روس، مردی که ۱۰ رئیس جمهور آمریکا را به چالش کشیده و اکثر آنها را از میدان به در کرده، مردی است که هدایت یک انقلاب غیر ممکن را بر عهده گرفت و این انقلاب را حتی بیش از آنچه که تصور می شد، روی پا نگه داشت. شخصیت فیدل منحصر به فرد است. اگرچه شاید تصاویر وی را نتوان در تمام مناطق هاوانا پیدا کرد اما حضور وی در همه جا احساس می شود. هیچ مجسمه ای از وی ساخته نشده، هیچ خیابانی به نام وی در هاوانا نامگذاری نشده، هیچ پوستری از وی بر روی دیوارها دیده نمی شود. برعکس این عکس های ارنستو چه گواراست که بر روی ساختمان های دولتی و حتی لباسهای عرضه شده، دیده می شود. فیدل که در یک مزرعه چغندر متعلق به پدرش به دنیا آمد، از خدمت گذاری در خانه ها شروع کرد. رشد یافت با این تفکر که می دانست امتیازاتی دارد و چیزهایی وی را از جامعه آن روز کوبا جدا می ساخت و وی هرگز به آن وقعی ننهاد. زمانی که وی دانشجوی حقوق در سال ۱۹۴۰ بود روحیات انقلابی را در خود کشف کرد. وی ایده آل هایش را برای آزادی و مبارز آزادی بودن به رشته تحریر در می آورد. خود را تکمیل کننده انقلاب خوزه مارتی می دانست. به همین دلیل به حزب ارتودکس ملحق شد اما پس از کودتای فوگنسیو باتیستا در سال ۱۹۵۲ از مشارکت در رقابت های انتخاباتی صرف نظر نکرد. پس از حمله مسلحانه به پادگان مانکاداگا در سانتیاگو در جولای ،۱۹۵۳ فیدل دستگیر شد و در جلسه محاکمه اش سخنرانی کرد و خود را به مردم کشورش شناساند. وی خطاب به قضات و دادستان ها گفت: تاریخ مرا تبرئه خواهد کرد. کاسترو پس از آزادی غیر منتظره به مارکسیست ها پیوست و با ارنستو چه گوارا آشنا شد و طرح سرنگونی حکومت نظامی باتیستا را به اجرا درآورد. حدود ۸۲ شبه نظامی در جریان این مبارزه به کاسترو پیوستند که نیمی از آنها دستگیر و یا کشته شدند. باتیستا گریخت و کاسترو در یک رژه پیروزی در ژانویه ۱۹۵۹ وارد هاوانا شد. به باور چه گوارا انقلاب کاسترو در ابتدا یک انقلاب کمونیستی نبود. در واقع حرکت کاسترو مورد انتقاد حزب کمونیست قرار گرفت و کاسترو برای جلب حمایت آمریکا راهی این کشور شد واین امر تا زمانی که ماجرای خلیج خوک ها و حمله سیاه به این منطقه افشا نشد، ادامه داشت. در آن زمان کاسترو خود را یک مارکسیست لنینیست نامید و به روسیه روی آورد. بحران موشکی یک پیامد بود. خروشچف، نخست وزیر وقت شوروی سابق معتقد بود که استقرار موشک ها می تواند از حملات بعدی کوبا بکاهد و به نفوذ شوروی کمک کند. این در حالی بود که ساخت و ساز پایگاه های موشکی توسط سازمان های اطلاعاتی آمریکا رصد می شد. خروشچف با پیش بینی پیامدهای یک جنگ، کاسترو را به حاشیه راند و به کندی پیشنهاد عقب نشینی در قبال تضمین عدم حمله به کوبا و عقب نشینی سریع آمریکا از سایت های موشکی اش در ترکیه را پیشنهاد کرد.» گاردین افزوده است: «از آن زمان آمریکا، کوبا را تحریم تجاری کرد و مردم این کشور را برای ۴۰ سال مورد تنبیه قرار داد و کاسترو را تبدیل به یکی از مشتریان پر و پا قرص اتحاد جماهیر شوروی ساخت. کاسترو با نفرت مردمی از واشنگتن و سخنان انقلابی اش توانست قدرت خود را در داخل به شدت افزایش دهد و همزمان صدور انقلاب را به خارج آغاز کند. در دهه ۱۹۷۰ تعدادی از نیروهای کوبایی برای جنگ ضد استعماری در آنگولا راهی این کشور شدند و در سالهای دیکتاتوری تحت حمایت آمریکا و کودتاهای آمریکای جنوبی و مرکزی، کوبا به عنوان پناهگاه و پایگاه آموزشی برای نیروهای مقاومت عمل کرد. با فروپاشی کمونیسم در شوروی روابط هاوانا و مسکو نیز کاهش یافت و چین از لحاظ سیاسی و اقتصادی جای مسکو را گرفت، اما توجه چین به هاوانا هرگز نتوانست جای کمک های شوروی را بگیرد. در سال ۱۹۹۴ کاسترو فصل جدید تاریخ کوبا را آغاز کرد. دستور صدور پزشک به سراسر آمریکای لاتین را صادر کرد و موسیقی توجه وی را به خود جلب کرد. همه اینها در حالیست که مردم این کشور هنوز چیز زیادی از زندگی خصوصی رهبرشان نمی دانند. مردی که قرن بیستم را پشت سر گذاشت و سال گذشته ۸۰ ساله شد. مردم هنوز مطمئن نیستند که آیا رهبرشان ازدواج کرده است یا خیر ؟ با این حال برخی گزارش ها از ازدواج سری وی با دالیا سوتو دلوالی، مادر ۵ یا ۶ پسر وی حکایت دارد. اما آیا این نیز صحت دارد ؟ زندگی خصوصی کاسترو در سال ۲۰۰۲ در تلویزیون فلوریدا به نمایش گذاشته شد و تصاویری از بازی وی با نوه هایش در کنار یک استخر نشان داده شد. مردی که به سادگی و بدون تجمل زندگی می کرد. در سال ۲۰۰۴ بیوگرافی نویسان از وی به عنوان فردی یاد کردند که در میان رهبران جهان تنها کسی است که مردمش را مورد ارعاب قرار نداده است، هیچ حساب بانکی در سوییس ندارد و هیچ سرمایه شخصی برای خود جمع آوری نکرده است. سفرهای کاسترو با دو هواپیمای معمولی آن هم در صورت لزوم صورت می گیرد و این برای سازمان سیا که سالهاست سعی می کند وی را ترور کند، به یک مشکل تبدیل شده است. این تلاش ها شامل مسموم کردن یک استودیوی تلویزیونی با ال اس دی و انفجار سیگار، ریختن پودرهای سمی در داخل چکمه های وی، مسموم کردن لباس ها و هدیه دادن آن به وی و ریختن قرص های خواب آور در داخل نوشیدنی مورد علاقه اش بوده است. حتی تمامی تلاش ها توسط تک تیراندازان و نارنجک اندازها برای کشتن کاسترو، بی نتیجه مانده است.» در این گزارش آمده است: «هیچ کس پس از دیدار با کاسترو نتوانسته از این واقعیت چشم پوشی کند که تحت تأثیر تجربیات و رهبری وی قرار نگرفته است. هیچ کس به اندازه هوبر ماتوس که در ۲۶ ژوئیه به جنبش کاسترو در سیرا مائسترا پیوست، به کاسترو نزدیک نبوده است. کسی که به سرعت فرماندهی جبهه اورینت را عهده دار شد. ارنست همینگوی، نویسنده مشهور از جمله کسانی بود که برای ضیافت شام توسط کاسترو دعوت شد. استیون اسپیلبرگ و کیت ماوس و نوامی کمپبل از جمله افراد مشهوری هستند که به تازگی با وی دیدار کرده و حتی وی را با نلسون ماندلا مقایسه نموده اند. کاسترو، دانشجوی حقوق، یک بازیکن بسیار فعال و برجسته بیس بال در ۱۹۴۹ از جانب تیم نیویورک با مبلغ ۵ هزار دلار برای بازی در این تیم دعوت شد، اما امتناع وی از پیوستن به این تیم از جمله افتخارات وی در میان ملی گرایان محسوب می شود.» در این گزارش می خوانیم: «بدون تردید کاسترو در قلب بسیاری از مردم کشورش خانه کرده است. مارتا روخا، گزارشگری که جریان محاکمه کاسترو را به رشته تحریر درآورده و اکنون۷۳ سال دارد می گوید: زمانی که برای اولین بار او را دیدم چند قدم بیشتر با من فاصله نداشت. من یک دانشجوی خبرنگاری بودم. ۲۱ سپتامبر ۱۹۵۳ و امروز من همان تصویر را در چهره کاسترو می بینم. تنها تفاوتی که کرده اینست که امروز به جای اینکه در جایگاه متهم باشد، در جایگاه شاکی ایستاده است. آن روز او دستهای بسته اش را بالا برد و با فریاد گفت: نمی توانید یک مرد را، هیچ مردی را این طور با دست های بسته محاکمه کنید و از آن زمان بود که فهمیدم او یک متهم نیست و من هنوز همان تصویر را از او در ذهن دارم. گابریل گارسیا مارکز، نویسنده مشهور کتاب زندگینامه کاسترو می نویسد: دیدگاه کاسترو از آمریکای لاتین در آینده ، یک جامعه متحد و منسجم و قادر به حرکت به سوی جهانی بزرگتر است.»