جمعه, ۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 June, 2024
مجله ویستا

رنگین کمان شادی در آموزش کودکان


رنگین کمان شادی در آموزش کودکان

آسیب شناسی مهدهای کودک و تاثیر آن در رشد و آموزش کودکان

با صدای زنگ ساعت، چون فنری از جا درفته از خواب می پرد، پشت دستی به پلکهای سنگینش می کشد و تن کوفته اش را از رختخواب می کند، فقط نیم ساعت وقت دارد که بچه ها را حاضر کند تا به سرویس برسند، مادر با عجله چند بسته گوشت و سبزی یخ زده از فریزر خارج می کند و همه را درون آرام پز می ریزد. به اتاق بچه ها می رود، لباسها و وسایل مورد نیاز آنها را در دو کوله پشتی عروسکی جداگانه می ریزد، ابتدا دختر ۴ ساله اش را از خواب ناز بیدار می کند، بلوزی به تنش می پوشد و کوله پشتی را روی شانه های باریک و نحیفش می اندازد، موهای مجعدش را آن چنان با کش محکم می بندد که آه از نهاد دختر خردسالش برمی خیزد، پسر ۵/۱ساله اش را هم بغل می کند و بدون صبحانه از خانه خارج می شوند تا به سرویس برسند.

بین راه دفترچه کوچکی از کیف بچه ها را در می آورد و دستورات لازم را یادداشت می کند، ساعت ۱۰ شربت یک قاشق، ساعت ۱۲ شربت آهن، یک شیشه شیر خشک قبل از خواب و...بچه ها را به مربی می سپارد و با بوسه ای به گونه های فرزندان، از آنها جدا می شود.

فرستادن کودک به مهد، دغدغه اغلب مادرانی است که کودکان زیر ۵ سال دارند. آیا کودک ۳ ساله من نیازی به مهدکودک دارد؟ آیا با ورود به مهدکودک فرزند ۴ ساله ام دچار مشکلات رفتاری و عاطفی نمی شود و آیا اصلاً کوچولوی ۲ ساله می تواند با دوری از مادر و شرایط خاص مهدکودک سازگاری پیدا کند؟

اغلب مادران شاغل شاید نیاز چندانی به یافتن پاسخ این سؤالات نداشته باشند، چرا که وضعیت خاص آنها ایجاب می کند ساعاتی از روز را در کنار فرزندانشان نباشند، ولی در صورت شاغل نبودن مادر چه لزومی بر استفاده کودکان از مهدکودک وجود دارد؟ چرا برخی از خانواده ها مهدهای کودک ها را تنها محلی برای نگهداری از فرزندانشان انتخاب می کنند تا خود راحت تر بتوانند به کارهای روزمره برسند و یا به خرید بروند و کارهای منزل را انجام دهند؟

امروزه اغلب والدین برای تربیت فرزندانشان راحت ترین و دم دستی ترین کار ممکن را انتخاب می کنند یعنی بچه را به مهدکودک می فرستند، با اینکه این روزها دیگر روانه کردن فرزندان به مهدکودک به امر عادی و جا افتاده بدل شده، اما هنوز روانشناسان و متخصصان تربیتی معتقدند استفاده از برخی روشهای تربیتی غیراصولی در مهدهای کودک باعث بروز مشکلات و اختلالات در آموزش کودکان هنگام ورود به مقطع پیش دبستانی و مراحل بالاتر می شود.

● به بهانه مهد کودک

دیوارهای نارنجی و آبی با نقاشی های رنگارنگ، شازده کوچولو، تام و جری، پسر شجاع، ترن های هوایی، اینجا مهد کودک است. جلوی درب منتظر می مانم، مادری با ۲ دختر دوقلو نزدیک می شود، بچه ها کلاه سفید حصیری با گلهای صورتی بر سر دارند، چین های پایین دامنشان دور پاهای لاغر و کوچکشان تاب می خورد، کفشهای صورتی ورنی شان گران به نظر می آید، اما چشمانشان بارانی است. جلو می روم پس از سلام و گپ و گفتی کوتاه با بچه ها، موضوع گزارش را با مادر در میان می گذارم.

قدری از بچه ها فاصله می گیرد و آرام در مورد اینکه چرا این دسته گلها را صبح زود آن هم با چشمانی اشکبار از خانه بیرون می آورد می گوید: «اگر از روی ناچاری نبود آنها را لحظه ای هم از خودم دور نمی کردم، باور کنید از جیغ و داد و شیطنت هایشان من که به ستوه آمده ام هیچ، امان همسایه ها را هم بریده اند، در یک آپارتمان ۶۰متری که نمی توان فضای مناسبی برای بازی بچه ها فراهم کرد، دائما باید پشت سرشان راه بروم و اسباب بازی هایشان را جمع کنم. هنوز یک طرف اتاق را تمیز نکرده، گوشه ای دیگر را کثیف می کنند. بالا و پایین می پرند و گرد و خاک می کنند.» وی ادامه می دهد: «وقتی بچه ها در مهد هستند حداقل اعصابم آرامتر است و راحت تر می توانم به کارهای خانه و خرید برسم.»

وی در پاسخ به این سؤال که آیا از شرایط آموزشی و بهداشتی مهد راضی هستید؟ می گوید: «روز اول که برای ثبت نام و بازدید آمده بودیم همه چیز مرتب و خوب بود، برنامه های آموزشی و کلاسهای نقاشی، زبان و سفال تا ۲ هفته دایر بوده اما به مرور زمان به بهانه نداشتن مربی فقط بچه ها را با یک دفتر نقاشی و چند بسته خمیر بازی و آبرنگ و چند نوار شعر و قصه سرگرم می کنند.» از او می پرسم پس چرا با وجود این آگاهی باز هم اصرار دارید، فرزندانتان را به مهد بیاورید؟ سرش را به علامت ناچاری کج می کند و دست بچه ها را می گیرد و وارد حیاط می شود.

دقایقی دیگر آقایی با دو کیف در دست و دختربچه ای در بغل به مهد نزدیک می شود، منتظر می مانم تا فرزندش را به مربی تحویل دهد و برگردد. به خاطر عجله او تند و سریع سوژه گزارش را به او می گویم و نظرش را در مورد ضرورت حضور دخترش در مهد می پرسم. بدون معطلی می گوید: «همسرم خیلی فرصت سروکله زدن با بچه را ندارد، در منزل خیاطی می کند، بچه هم که دست و پا گیر است به همین خاطر مجبور هستیم که سوگل را در مهد بگذاریم تا با بچه های همسن و سالش سرگرم باشد و بازی کند.»

- از وضعیت رفتاری فرزندتان راضی هستید؟ می گوید: «از موقعی که دخترم مهد آمده، کمی عصبی شده و برای هر چیزی جیغ می کشد و با بچه های همسن و سال فامیل در میهمانی ها دعوا می کند، ولی خب چاره چیست، راه دیگری نداریم.»

در این اندیشه ام که چرا والدین مجبورند جگرگوشه های خود را در چنین فضاهایی قرار دهند که هر کدام از آنها بنا به دلایلی، فقط ناچارند و هیچ راه گریزی ندارند که با صدای ترمز پژو ۲۰۶ آلبالویی رنگ به خود می آیم. زن جوانی پیاده می شود، فرزندش را که درون نی نی لای لای خوابیده، بلند می کند، چشمان تر کودک به شدت مرا آزرده می کند، دو خرس پولیشی، یک ماشین کوکی و ساکی پر از قوطی شیر و پستانک و لباس را به زحمت از ماشین خارج می کند. اجازه می خواهم که کمکش کنم وسایل بچه را می گیرم و با هم وارد مهد کودک می شویم. حیاط زیبایی دارد، در گوشه ای استخری آبی رنگ با تیوپهای رنگی، در گوشه ای تاب و سرسره و در گوشه ای صندلی های خرگوشی قرمز رنگ توجهم را جلب کرد. اجازه ورود نداشتم. مادر با مربی سرگرم صحبت می شود، کیان ۳ ساله تب دارد. مادر از این بابت نگران است، به مربی خیلی سفارش می کند که حتما داروها را سر ساعت به بچه بدهد. با توجه به اینکه عجله دارد تا سر وقت به محل کارش که یک دفتر مهندسی نقشه کشی است، برسد، اما سؤالاتم را بی پاسخ نمی گذارد و نظرش را در مورد مشکلات موجود برای بچه های مهد کودکی جویا می شوم، می گوید: «پس از به دنیا آمدن کیان، خواهرم که در شهرستان زندگی می کرد پیش ما آمد و تا حدود ۲سالگی از کیان مراقبت می کرد، واقعا در این مدت فرزندم حتی یک روز هم بیمار نبود، اما او که تا همیشه نمی توانست برای کودکم مادری کند و به ناچار الان حدود یک سال است که او را به مهد می آورم و مشکلات ما هم از همان روز آغاز شد. هر روز یک بیماری جدید، در تابستان اسهال و استفراغ می گیرد و در زمستان دائم سرما می خورد. در خواب دندان غروچه می کند و گاهی از شبها هم جایش را خیس می کند.» وی در ادامه می گوید: «این فقط برخی از مشکلات رفتاری بچه های مهد کودکی است، در مهد بچه ها هر چیزی را که بلد نیستند از یکدیگر یاد می گیرند، حرفهای زشت می زنند، درست است که مربیان زحمت زیادی می کشند و به بچه های ما آموزش می دهند، کلاسهای نقاشی و بازی دارند، اما گاهی اوقات آنها هم از دست بچه های ما خسته می شوند و سر آنها داد می زنند وبچه ها را دعوا می کنند.

خانم دیگری که از صف خریدشیر برگشته و شاهد گفت وگوی ما است در تایید و ادامه صحبتهای این مادر جوان چنین می گوید: «من کارمند بانک تجارت هستم، یک دختر ۵/۳ ساله و یک پسر ۵/۴ ساله دارم. اما هیچ یک رابه مهد کودک نگذاشته ام. بچه ها را پیش مادرم می گذارم و الحمدلله تا به امروز هیچ مشکلی از نظر تربیتی و آموزشی ندارند. اما یک روز که بنا به دلیلی خاص مجبور شدم پسرم را در مهد بگذارم، هنگام غروب که به خانه برمی گشتیم، به من گفت مامان توی مهد، همه با هم دعوا دارند و همه با صدای بلند با هم صحبت می کنند و به من گفتند فقط یک بار دستشویی بروم و ...!»

وی ضمن دعای خیر و سلامتی برای طول عمر مادرش بر ضرورت حضور بچه ها در مهد در شرایطی خاص تاکید می کند و می گوید: «ما نمی توانیم نقش آموزشی مهدهای کودک را نادیده بگیریم، اما باید این مراکز آموزشی کاملاً تحت نظارت مسئولان سازمان بهزیستی، وزارت بهداشت و درمان باشند.»

استانداردهای لازم

در هیاهوی نشاط برانگیز و دنیای شاد کودکان مهد «عاطفه » غرق می شوم. به دنیای بچگی می روم. تعدادی از بچه ها در کلاس نقاشی، تعدادی در کلاس زبان و موسیقی و عده ای هم در کلاس خلاقیت مشغول بازی و آموزش هستند. «نوشین دیانی » که لیسانس روانشناسی بالینی دارد و در مهد کودک عاطفه کلاس مهارت و خلاقیت مشغول کار و آموزش کودکان با چوبهای بستنی، شاخه های نازک و خشک و ماکارونی های شکل دار است، به مسئله پرخاشگری و برخی رفتارهای ناهنجار در کودکان اشاره می کند و می گوید: طبیعی است که وقتی بچه هایی از خانواده های مختلف با تربیت های متفاوت دور هم جمع می شوند، دچار چندگانگی و واکنش های مختلف می شوند، بعضی به توجه بیشتری نیاز دارند، تعدادی گوشه گیر و منزوی بار آمده اند، برخی به دلیل جدایی پدر و مادر دچار افسردگی هستند و وقتی همه در فضایی به نام مهدکودک جمع می شوند، این وظیفه مربی است که به گونه ای رفتار کند تا محیط متنوع و آرامی را برای بچه ها بوجود آورد و مانع بروز هر نوع رفتار ناهنجار در کودکان شود.

وی می گوید: چند سال قبل یکی از بچه های ما دائماً ناخن می جوید که به مرور زمان خوب شد.

نسرین السادات حسینی، کارشناس آموزش قبل از دبستان در مهد کودک عاطفه ضمن تکمیل صحبتهای همکارش به ویژگیها و استانداردهای لازم در یک مهد کودک خوب اشاره می کند و می گوید: رنگ آمیزی محیط، فضاسازی فیزیکی، ارتفاع دستشویی و روشویی و ارتفاع میز و صندلی و ... از ابتدایی و مهمتر ین نکاتی است که یک مهدکودک خوب و استاندارد باید از آن برخوردار باشد. اما مهمتر از آن خلق و خوی مدیر و مربیان، تخصص و دانش لازم است که باید مورد توجه و دقت نظر قرار گیرد.

به اعتقاد وی یک مربی باید عاشق بچه ها باشد و حوصله لازم برای رفتار و گفتار درست با بچه ها را دارا باشد.

خانم حسینی ضمن تایید گفته های مادران در مورد کم توجهی برخی از مهدهای کودک به بچه ها و وضعیت آموزشی و بهداشتی و نارضایتی خانواده ها می گوید: در برخی از مهدهای کودک به دلیل عدم مدیریت صحیح از دختران جوان بیکار و کم سن وسال با ظاهری نامناسب و ناخن های کاشته شده، به عنوان مربی استفاده می کنند که به دلیل ناآشنایی با حرفه مربیگری مشکلات زیادی را برای والدین و بچه ها به وجود می آورند.»

وی می گوید:« بچه هایی که به مهدکودک می آیند و تحت آموزشهای تخصصی قرار می گیرند، در آینده افرادی مستقل و موفق خواهند بود. بچه ها در کنار گروه همسالان مهارتهای گفتاری و شنیداری را زودتر می آموزند و در کارهای اجتماعی بهتر مشارکت می کنند، و این در صورتی میسر است که مدیران و مربیان به وظایف خود آگاهی کامل داشته باشند. و البته این به معنای شانه خالی کردن خانواده ها از زیربار مسئولیت بچه ها نیست. بسیار لازم است که والدین در منزل با فرزندانشان بازی های شاد و گفت وگو داشته باشند و در مسائل تربیتی یکسان عمل کنند و مهدکودک را محیطی برای راحت شدن از شر بچه ها قلمداد نکنند.»

وی ضمن انتقاد از اینکه برخی از پزشکان این برچسب را می زنند که بچه ها بیماریها را از مهد کودک می گیرند و این ذهنیت غلط را در مادران ایجاد می کنند، می گوید: «بچه ممکن است با رفتن در یک پارک هم بیمار شود، در اینجا بحث ورود بچه ها به اجتماع مطرح است. چه بسا دیده شده بچه هایی که از سنین کودکی به مهدکودک یا کودکستان نمی روند، به محض ورود به دوره های، پیش دبستانی یا مدرسه به بیماریهای زیادی مبتلا می شوند». وی ادامه می دهد: «کودکانی که به مهدکودک می آیند سیستم ایمنی دفاعی قوی تر دارند و از بدنهای مقاوم تری برخوردارند و در برابر بیماریها واکسینه می شوند، ضمن اینکه بسیار دیده شده است بچه هایی که به مهدکودک نمی روند، از نظر مهارتهای آموزشی هم مشکل دارند و در شناخت رنگها و حدودشناسی از بچه های گروه هم سن خود عقب تر هستند.

وی ادامه می دهد: مسئله پرخاشگری که برخی از والدین آن را ناشی از رفتار نامناسب مربیان می دانند، بیشتر به تربیت خانوادگی و دوران بارداری مادر و شرایط خاص آن دوران بستگی دارد.

البته این مسئله را قبول داریم که مهدکودک باعث تغییراتی در بچه های آرام می شود، ولی گاهی بچه ها به این تغییرات نیاز دارند. چون اگر در یک محیط استریل و بسته نگه داری شوند، در سنین نوجوانی و جوانی در جامعه له می شوند و قدرت دفاع از خود را در برابر همسالان نخواهند داشت.»

مهدکودک چرا و چگونه

زهرا مروتی مدیر مهد کودک در گفت وگو با گزارشگر کیهان می گوید: «توصیه ما برای استفاده مادران از مهدکودک نه فقط به جهت گذران ساعاتی از روز و صرف نگهداری و مراقبتهای بهداشتی و تغذیه ای کودک است، بلکه هدف عمده از مهدکودک، رشد و تربیت اجتماعی و آموزشهای ویژه ای است که به صورت غیرمستقیم به کودکان داده می شود و تنها مادرانی قادرند از عهده آن برآیند که خود آموزشهای لازم را دیده باشند و علاوه بر آن امکانات متنوع آموزشی نیز در اختیار داشته باشند و دلیل خود را برای نگه داری کودک در مهد مشخص کرده باشند.»

وی می گوید: «مهدکودک می تواند با داشتن امکانات متنوع تر، فرصتهای بیشتری برای رشد خلاقیت، استقلال، سازگاری های فردی و اجتماعی، رشد حواس و...فراهم کند و از وابستگی های بین مادر و کودک بخصوص در خانواده های تک فرزند بکاهد.»

پیدایش نخستین کودکستان و مهد کودک

آن روز که «فردریک آلمانی» نخستین کودکستان را در سال ۱۸۳۷ میلادی در «بلانکنبرگ» آلمان بنا نهاد، تا به امروز سال های زیادی گذشته است. کارها و عقاید او زمینه ساز کوشش مربیان دیگر و تاسیس کودکستان های دیگر شد.

به گونه ای که رهاورد آن گسترش کودکستان را در سراسر جهان به همراه داشت.

کودکستان های اولیه هر چند محلی کوچک بود، اما تاثیر بسیار عمیقی در رشته آموزش و پرورش دوران اولیه کودکان داشت. گسترش مهدهای کودک در جهان با تغییراتی همراه شد به گونه ای که در اوایل قرن بیستم روش های سنجیده و علمی در زمینه کار با کودکان ایجاد شد و باز در کنار آن اندیشه تربیت معلم یا مربی صورت واقعی تری به خود گرفت.

با این حال اولین مهدکودک در ایران در سال ۱۳۰۳ در شهر تبریز و در محله صفی بازار توسط جبار باغچه بان (عسگرزاده) به نام «باغچه اطفال» تأسیس شد. البته در بین کودکان این آموزشگاه تعدادی کودک کر و لال نیز وجود داشت.

باغچه بان در سال ۱۳۰۷ کودکستان دیگری را در شیراز تاسیس کرد. با استقبالی که از این کودکستان ها به عمل آمد، در مدت کوتاهی در تهران و برخی شهرهای بزرگ کودکستان هایی افتتاح شد و با برنامه های ساده ای همچون بازی های مرسوم و محلی، آموزش مقدماتی خواندن و نوشتن، نقاشی، عروسک بازی و بسیاری موارد دیگر سعی در جلب رضایت خانواده ها می کردند.

به هر حال حضور مراکز پیش دبستانی در ایران نیز به واسطه نیازهای گوناگون افراد جامعه، حضور مادران در شغل هایی خارج از خانه، تبدیل خانواده های گسترده به خانواده های هسته ای رو به گسترش نهاد.

گسترش این مراکز باعث شد تا در سال ۱۳۱۲ اولین آئین نامه کودکستان ها به تصویب شورای عالی فرهنگ برسد و در ماده اول آن سن اطفال مورد پذیرش در کودکستان ها ۴ تا ۷ سال قید شود اما با گذشت زمان و تغییراتی که در طول سال ها اتفاق افتاد در سال ۱۳۵۳ از سوی آموزش و پرورش طی بخشنامه ای فقط کودکان پنج سال تمام حق ثبت نام در کلاس های آمادگی را داشتند که تا امروز ادامه دارد.

بدون شک یکی از مهمترین و موثرترین دوران زندگی آدمی، دوران کودکی است، دورانی که در آن شخصیت فرد پایه ریزی شده و شکل می گیرد. امروزه این حقیقت انکارناپذیر به اثبات رسیده است که کودکان در سنین پایین فقط به توجه و مراقبت جسمانی نیاز ندارند، بلکه این توجه و تربیت باید همه ابعاد وجودی آنها شامل رشد اجتماعی، عاطفی، شخصیتی و هوشی را دربرگیرد. این ابعاد عوامل تعیین کننده اساسی یک انسان هستند که از دوران کودکی پایه گذاری می شوند و شکل می گیرند و مهد کودک می تواند گزینه ای مناسب برای تربیت کودک بعد از خانه و خانواده باشد. به این ترتیب آموزش صحیح می تواند در سرنوشت کودک تأثیر مثبت و سازنده ای داشته باشد. از آنجا که برای یادگیری محدودیت زمانی وجود دارد و احتمال وقوع این محدودیت در دوران کودکی بیشتر است، از این رو پاسخ به سؤالاتی مانند اینکه کودکان چه چیز را، چگونه و به چه وسیله باید آموزش ببینند، از اهمیت بسزایی برخوردار است.

آموزش هایی را که قبل از ورود به تعلیمات ابتدایی، به کودکان ۳ تا ۶ ساله ارائه می شود آموزش پیش دبستانی می نامند. آموزش پیش دبستانی را به مهد کودک (۳ تا ۴ سالگی) و آمادگی (۵ و ۶ سالگی) تقسیم می کنند.

کودکان، بین ۳ تا ۶ سالگی در مقایسه با نوباوگان و کودکان نوپا، زمان بیشتری را دور از خانه و والدین سپری می کنند در ۳۰ سال گذشته، تعداد کودکانی که به کودکستان یا مهد کودک راه یافته اند افزایش یافته است. این روند عمدتا به علت افزایش چشمگیر مشارکت زنان در نیروی کار است، طوری که درحال حاضر مادران ۶۷ درصد از کودکان پیش دبستانی، شاغل هستند.

● نقش مهد کودک در تربیت فرزندان

کارشناسان تعلیم و تربیت معتقدند که در عصر الکترونیک و با وجود نهادهای مختلف آموزشی تربیت کودکان همچنان از مهمترین کارکردهای نهاد خانواده است.

سهل نگاری والدین در تعلیم و تربیت کودکان و واگذار کردن این مسئولیت از سوی آنان به سایر نهادها موجب اخلال در امر آموزش کودکان شده است، اما باید به این مسئله هم توجه داشت که انسان موجودی اجتماعی است، از زمان تولد تا واپسین دم حیات نیازمند همنشینی با دیگران است. در جامعه زندگی می کند، از آن تأثیر می پذیرد و بر آن تأثیر می گذارد و خانواده نخستین نهاد اجتماعی است که کودک در آن پرورش می یابد و می آموزد که چگونه رفتار اجتماعی داشته باشد.

دکتر محمدرضا حیدری پزشک و متخصص کودکان در گفت وگو با سرویس گزارش روزنامه کیهان ضمن تأیید حضور بچه ها در مهد کودک با شرایط خاص و ویژه می گوید: «در محیط های اجتماعی نظیر مهد کودک نهادهای دیگری به جز خانواده در آموزش هنجارها و ارزش ها به فرزندان دخالت دارند و با افزایش سن کودک به مرور نقش این کانون ها در الگودهی به شخصیت کودک افزوده می شود.»

وی با اشاره به اینکه مهدکودک برای بچه ها عموما جذابیتی بیش از خانه و خانواده دارد و نیز نقشی بسیار اساسی و مهم در تربیت کودکان ایفا می کند، خاطرنشان می سازد: «باید برای به ثمر نشستن این نهال های ترد و شکننده و کمک به رشد صحیح آنان، محیطی امن و عاری از هر انحرافی برای تربیتشان فراهم ساخت. تأثیرپذیری کودکان در مهد به مراتب بیشتر از خانه و خانواده است، اگر مربیان افرادی آموزش دیده، کارآمد و متخصص در زمینه تربیت کودکان باشند، خواهند توانست به بهترین شکل ممکن کودکان را تربیت کنند.»

دکتر حیدری در ادامه می گوید: «بسیاری از کودکان با رشد روزافزون، بیش از نیمی از روز خود را در مهدها سپری می کنند و رفتارها، ارزش ها و الگوهای بسیاری را از این مکان ها کسب می کنند، حال این مربیان و مسئولان مهدها هستند که باید ضمن عنایت به وظیفه خطیرتعلیم و تربیت و بهره گیری از شیوه های مثبت و کارآمد، در ساختن نسل آتی کمر همت ببندند.»

● پرخاشگری در کودکان

روانشناسان کودک معتقدند طبق جدیدترین تحقیقاتی که تاکنون در مورد مراقبت از کودکان صورت گرفته، کودکانی که اوقات خود را دور از مادر و در مهد کودک می گذرانند پرخاشگری شان بسیار زیاد است.

دکتر حیدر ی نیز در این مورد، چنین می گوید: «کودکانی که بیش از ۳۰ ساعت در هفته را در مهد کودک می گذرانند در ناهنجاری های رفتاری همچون جنگ و دعوا، بیرحمی، حمله و نیز رفتارهای نامناسبی چون جدال، پرتوقعی و پرحرفی «نمره بیشتری» می آورند و اطرافیان این کودکان از آنها به عنوان کودکان تهاجمی، بهانه گیر، نترس و دردسرآفرین یاد می کنند.»

وی با اشاره به اینکه محققان هنوز نتوانسته اند، دلیل این رفتارها را دقیقا مشخص کنند تصریح می کند: «اما برخی علت مشکلات رفتاری این کودکان را خستگی والدین بر اثر کار و عدم توجه به کودک و مشغله فکری زیاد مربیان و مسئولان مهدهای کودک عنوان می نمایند که بهتر است برای تقلیل این گونه رفتارها در بچه ها، از مدت زمانی که کودکان در مهد، بسر می برند، کاسته شود و رابطه مربیان و کودک رابطه ای دوستانه باشد.»

وی با اشاره به اینکه مهد برای کودکان به منزله یک محیط کاملا صمیمی و دوستانه است تصریح می کند: «اگر مهدها به مکان هایی به غیر از «محل نگهداری کودکان» تبدیل شوند، به عبارت دیگر به وظیفه اصلی خود که جامعه پذیری و تربیت صحیح کودکان و نه صرف نگهداری از آنان بدل شوند، نسل کارآمد و شایسته ای را تحویل جامعه خواهند داد.»

● تربیت کودک ساده نیست

«اگر عصبی و پرتنش هستید، خستگی کار را به خانه آورده اید و با همسرتان درگیری دارید و یا بدون آنکه متوجه باشید دچار افسردگی پس از زایمان و تحریک پذیر شده اید، بدانید بچه های شیرخوار و نوپا درکشان برای این مطلب قوی است. آنها ۹ماه تمام صدای قلب شما را در استرس و آرامش شنیده اند و نیازشان به شما برای کسب آرامش است.»

دکتر احمد به پژوه استادیار روان شناسی دانشگاه تهران در گفت وگو با سرویس گزارش روز کیهان ضمن بیان مقدمه فوق و رد این نظریه غلط که از سوی برخی والدین مطرح می گردد که آنها مهدکودک را محلی فقط برای نگهداری از بچه ها و راحت شدن مادران از شر کودکان قلمداد می کنند، خاطر نشان می سازد: «این سوال خیلی از والدین است که آیا باید بچه ها را به مهدکودک بفرستند یا خیر و چه سنی مناسب است، که در پاسخ باید گفت با وجود اینکه مهدکودک اولین قدم ورود به جامعه است، تا پیش از ۳سالگی خیلی مناسب نیست و توصیه هم نمی شود که بچه را پیش از سه سالگی به مهد بفرستید، چون بچه های زیر ۳سال نیازمند توجه متمرکزتر در خانواده هستند.»

وی می گوید: «مادران شاغل که نگران هستند مبادا این محدوده زمانی که از بچه ها دور هستند موجب شود، فاصله ای بین آنها بیفتد یا دلبستگی و عاطفه آنها کمتر شود، باید دقت کنند، آنچه تعیین کننده این میزان دلبستگی است، به هیچ وجه ربطی به مهدکودک رفتن یا نرفتن و اینکه فرزند شما به دلیل شغل تان نزد اقوام یا مادربزرگ است ندارد، این موضوع مربوط به آرامشی است که بچه ها در کنار مادرشان به دست می آورند.»

دکتر به پژو با اشاره به اینکه برخی از والدین تربیت کودک را کار ساده ای می دانند و برای آن اهمیت چندانی قائل نیستند، می گوید: «تربیت کودک را باید از همان آغاز تولد و حتی از دوران جنینی شروع کرد، زیرا شخصیت کودک در همان ۵سال اول زندگی پایه ریزی می شود، و حضرت امام سجاد«ع» در این مورد می فرماید: «حق فرزندت آن است که بدانی او از توست و خوب و بد او در این دنیا به تو وابسته است».

وی در ادامه با اشاره به اینکه مهمترین اهداف تعلیم و تربیت، انسان سازی و کسب ارزش ها و فضایل اخلاقی، رشد و شکوفاسازی توان های بالقوه به طور همه جانبه می باشد، تصریح می کند: «حفظ و تامین سلامت جسمانی و روانی، آماده سازی کودک برای زندگی در دنیای واقعی و مستقل سازی و قادرسازی برای رفع نیازها نیز از دیگر اهداف تعلیم و تربیت می باشد که باید مورد دقت نظر خانواده ها قرار گیرد.»

این استادیار دانشگاه ضمن اینکه تحقیقات بالینی گسترده ای در مورد بچه های مهدکودک انجام داده می گوید: «کودکان انتظارات زیادی در زمینه های مربوط به مهارتهای خودیاری و مستقل سازی، مهارتهای حرکتی درشت و ظریف مهارتهای شناختی و کلامی و مهارتهای اجتماعی دارند و مربیان باید این انتظارات را برآورده سازند و به آن توجه داشته باشند.»

دکتر به پژوه ادامه می دهد: «وظیفه مهدهای کودک و مراکز آموزشی، آشنا کردن با هنجارها، ارزش های جامعه و آموختن رفتار اجتماعی و نیز آشکار نمودن استعدادهای نهفته در کودکان است، به طوری که در آینده با ورود به مراکز آموزشی و هنری این استعدادها هرچه بیشتر بارور شوند.»

وی با اشاره به اینکه در مهدکودک خردسالان با فراگیری نقاشی، شعر، سرود، موسیقی و... با رویدادها و محیط اطراف خود آشنا می شوند می گوید: «کودک رفتارهای مورد پذیرش جامعه را می آموزد، کودکانی که دوران کودکی را در مهد می گذرانند بهتر و راحت تر می توانند با محیط اطراف خود ارتباط برقرار کنند و در ارتباطات اجتماعی خود کمتر به مشکل برمی خورند و نسبت به دیگر کودکان به مراتب، جامعه پذیرتر هستند.

این استادیار دانشگاه تاکید می کند: «با کمال تاسف باید گفت برنامه مدونی از سوی سازمان بهزیستی به مهدهای کودک داده نمی شود و بین مراکز خدماتی و اجرایی و مراکز آموزشی ما ارتباط و پیوندی قوی وجود ندارد این در حالی است که مهدهای کودک ما نیاز به یک برنامه مدون علمی، دقیق و حساب شده تری دارند.»

● ۱۴هزار مهدکودک در تهران

در شرایط کنونی که نیاز به حضور فعال تر و موثرتر زنان در فعالیتهای گوناگون اجتماعی به شدت محسوس است، نقش وکارکرد مهدهای کودک در تربیت فرزندان و آموزش اجتماع پذیری به آنان بیش از پیش اهمیت یافته است، از این رو باید استانداردهای لازم برای فعالیت این اماکن فرهنگی از سوی مسئولان مربوطه تعیین و تبیین شود تا از سویی مهد های کودک ملزم به رعایت این استانداردها برای ادامه فعالیت شوند و از سوی دیگر خانواده ها با آگاهی از ضوابط، مراکزی مناسب را برای سپردن فرزندانشان شناسایی کنند.

«سیدمحمدحسین جوادی» مدیرکل دفتر امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور در گفت وگو با گزارشگر کیهان با اشاره به اینکه ۱۴هزار مهدکودک با ۷۰۰هزار کودک در تهران از خدمات آموزشی سازمان بهزیستی بهره مند هستند، می گوید: «۶۳۰ روستا مهد-مهدکودک هایی که در روستاها و توسط بخش خصوصی دایر می گردد- و ۷۰۰مجتمع روستایی هم تحت نظارت سازمان بهزیستی فعالیت می کند و از مجموع مهدهای کودک ۹۵ درصد آنها خصوصی می باشد و ۵۵هزار نفر مربی به تعلیم و تربیت کودکان اشتغال دارند و براساس دستورالعمل مهدهای کودک، حضور مربی فاقد مهارت گواهی آموزشی در مهدکودک ممنوع است. و والدین در صورت مشاهده هرگونه تخلفی می توانند سازمان بهزیستی را در جریان قرار دهند.» وی به نحوه نظارت سازمان بهزیستی برمهدهای کودک اشاره می کند و می گوید: «در سالهای گذشته فقط سازمان بهزیستی بر عملکرد مهدهای کودک نظارت داشت، اما در حال حاضر وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی هم کار نظارتی را انجام می دهد و هر مهدکودک ۴بار در طول سال مورد بازرسی و بازدید قرار می گیرد.»

جوادی به شرح وظایف جدیدی که حدود ۲ماه قبل در مورد تاسیس و انحلال مهدهای کودک توسط این سازمان تهیه شده اشاره و خاطر نشان می کند: «در این شرح وظایف علاوه بر استخدام مربیان دارای صلاحیت، بیمه حوادث کودکان و کارکنان و... بر فراهم آوردن زمینه و فرصت مناسب برای آموزش مفاهیم قرآنی و ارزش های اسلامی تاکید ویژه ای شده است.»

جوادی همچنین بر تشکیل کلاسها و اختصاص دوره های آموزشی برای ارتقاء دانش و مهارت مدیران و مربیان تاکید می کند و ادامه می دهد: «این دوره ها به صورت کوتاه مدت برای مدیران ۷۰ ساعت و برای مربیان ۶۰ ساعت ذکر شده است که دوره ها شامل ۳مرحله مقدماتی، تکمیلی و توجیهی است.»

وی با اعلام اینکه محتوای برنامه های آموزشی برای بچه های زیر ۳سال هم مورد توجه خاص و ویژه سازمان قرار گرفته است، تصریح می کند: «در این برنامه رشد جسمی، شناختی، اجتماعی، عاطفی و رشد کلامی (زبانی) توسط متخصصان کودک لحاظ شده که در حال حاضر در برخی از استانهای کشور این طرح در حال اجراست. همچنین طرح یکپارچه سازی برنامه های آموزش برای بچه های ۳ تا ۶ ساله هم تهیه شده که در ۵ استان به صورت آزمایشی اجرا می شود و از سال آینده در سراسر کشور به مرحله اجرا درمی آید.»

صدیقه توانا