شنبه, ۸ بهمن, ۱۴۰۱ / 28 January, 2023
مجله ویستا

رابطه موسیقی با دین و درمان در عهد باستان


رابطه موسیقی با دین و درمان در عهد باستان

یكی از هنرهای زیبا كه از ابتدای خلقت در نهاد طبیعت مستور بوده, موسیقی است به نحوی كه این نهاد طبیعی اولین آموزگار انسانها در آموختن هنرهای بسیار زیبایی بوده است

اما به‌تدریج، بر اثر میل به تقلید، انسان اولیه شروع به تقلید نغمه‌ها و صداهایی نمود كه در طبیعت وجود داشت و به گوش او می‌رسید. لذا با گذشت زمان و با تلاش صنعتگران از برخی از آثار طبیعت استفاده نموده و آلات گوناگون موسیقی را به‌وجود آورد.او در ابتدا از موسیقی جهت زنده ماندن، دوام آوردن و پیروزی در شكار استفاده می‌كرد ولی تكامل تدریجی سازها و كشف كشاورزی و زراعت و نیاز به عوامل طبیعی چون باد، باران، خورشید و ... موجب گشت تا برای دستیابی به محصولات بیشتر، به جلب این نیروها بپردازد. لذا برای هر یك از این نیروها خدایانی را خلق نمود و برای خشنود ساختن این خدایان، آنها را با موسیقی و آواز، ستایش می‌نمود. این مسئله می‌تواند نقطهٔ اولیهٔ پیدایش موسیقی مذهبی قلمداد گردد. اما آنچه كه به شرح آن می‌پردازیم تأثیر این هنر زیبا بر سلامت روح و روان و جسم آدمی است.

در دورانی كه به ذكر آن پرداختیم و به عصر نو‌سنگی مشهور است، به‌منظور خشنود ساختن خدایان و دفع ارواح خبیثه از موسیقی استفاده می‌شده است و این در حالی بود كه سیر تكامل سازها همچنان در حال پیشرفت بود، به‌نحوی كه با تكامل تیر و كمان، كه ساز اولیه او محسوب می‌گشت، مایهٔ اولیه ساز چنگ نهاده شد و با تكامل شاخ حیوانات انواع مختلف سازهای بادی پدیدار شد.

انسان اولیه موسیقی را تنها راه درمان بیماریها می‌دانست و از همان ابتدا به قدرت شفابخش موسیقی اعتقاد داشت. زیرا جادو خصیصهٔ اصلی درمان پزشكی ابتدایی او محسوب می‌گشت كه به آن «شامان۱» می‌گفتند («شامان» به معنای طبیب جادوگر است كه رهبر موسیقی و طبیب روحانی قبیله بود.)

«شامانها» از موسیقی به منظور خروج امراض از جسم بیماران استفاده می‌كردند و از سازهایی چون طبلها ـ زنگها و حتی رقص در مراسم شفابخشی جادوگران استفاده می‌نمودند. آنان با علائم مخصوص طبلها، با خدایان تماس برقرار می‌كردند و با رقص و خواندن سرود به خودآگاهی جادویی می‌رسیدند و موجب شفابخشی بیماران می‌شدند.

ولی در اواخر دوران نوسنگی طبقات و تمدن بشری در شرق پدیدار گشت كه در طی هزار سال شكل گرفت و از دلایل پیدایش آن در شرق می‌توان به شرایط طبیعی و گستردگی و وجود دره‌های پر آب در آن، اشاره نمود كه موجب اجتماعی شدن انسان اولیه گردید.

این تمدن در كنار چهار درهٔ حاصلخیز شكل گرفت كه عبارت بودند از: ۱- دره نیل (در مصر) ۲- درهٔ دجله و فرات (در بین‌النهرین) ۳- دره سند و گنگ (در هندوستان) ۴- دره هوانگ هو (در چین)

اما نخستین نشانه‌های مشخص‌ِ رشد و توسعهٔ موسیقی در شرق را در بین‌النهرین و نزد اقوام و جوامع سومری، آشوری، بابلی و كلدانی می‌دانند. موسیقی در میان این اقوام بازتاب اعتقادات مذهبی آنان است كه در طی مراسمی خاص و به‌خاطر پرستش خدایان در محلی به نام «زیگوارت» اجرا می‌شد به‌طوری‌كه موسیقی و درمان با معبد و مراسم مذهبی گره خورده بود و فرهنگ و مذهب و مراسم و آداب و آئینهای آنان با موسیقی توأم شده بود. آنها از زنگوله‌ها در موسیقی‌ِ تشریفاتی‌ِ مذهبی برای تسخیر‌ِ روح‌ِ شیطانی استفاده می‌نمودند.اما در مصر باستان نیز پزشكی پیوند نزدیكی با جادو و دین داشته و درمانها غالبا‌ً جنبهٔ سحر و افسون داشت. آنان موسیقی را دارای نیرویی جادویی و شفابخش می‌دانستند و از آن در درمان‌ِ بیماریها استفاده می‌كردند. آنها با به‌ صدا درآوردن سازها، ارواح خدایان را احضار می‌نمودند و هنگام نوازندگی شروع به رقص و آواز در معابد می‌كردند. البته ورود تمدن‌ِ بین‌النهرین به این كشور موجب‌ِ ارتباط و تماس دو فرهنگ شد و چون موسیقی بین‌النهرین و نقش آن در درمان به رشد و تكامل خود رسیده بود مورد توجه مصریان قرار گرفت.و اما در مغرب‌زمین به یونان برمی‌خوریم كه پیشگام موسیقی بوده و علم موسیقی‌درمانی بسیار در آن رواج داشت.در یونان باستان «آپولون» الههٔ موسیقی و طب بوده و از نظر درمان همیشه مورد پرستش واقع می‌شده است به‌نحوی كه آنان موسیقی را برای سلامت روان مفید می‌دانستند و ورزش را در سلامت جسم لازم می‌شمردند.یونانیان عقیده داشتند كه علت بیماری به‌دلیل عدم هماهنگی و هارمونی در اعضای بدن است و عامل درمان و ایجاد هماهنگی و هارمونی را در موسیقی می‌دانستند و برای درمان بیماریها از سازهای گوناگونی استفاده می‌كردند كه هر كدام اثرات متفاوتی بر احساسات و عواطف انسانی داشت.معتقد بودند كه نغمه و وزن در موسیقی تأثیر فوق‌العاده‌ای بر روح انسان دارد و برای ادامهٔ حیات بشری ضروری است. حتی فیلسوفان و پزشكان از موسیقی استفادهٔ بسیاری برای نظم و هماهنگی و شفای بیماران كردند به نحوی كه امروزه می‌توان افلاطون و ارسطو را كه از فیلسوفان یونان بودند از پیشروان موسیقی‌درمانی به حساب آورد.اما آخرین تمدن باستانی تا قبل از قرون وسطی، تمدن روم بود. رومیها در حقیقت وارث فرهنگهای یونان، ایران، بابل و مصر هستند و در آغاز در هنرهای والای تمدن از منابع گوناگون هنری یونان وام گرفتند و برای خود ذوق هنری ایجاد كردند آنان حتی از عقاید یونانیان در زمینهٔ قدرت شفابخشی موسیقی بسیار استفاده كردند چنانكه، زمانی طاعون روم را فرا گرفت، آنها بر این باور بودند كه با موسیقی می‌توانند به مبارزه آن بپردازند.یكی از پزشكان رومی به نام «اسلپیاس۲» با اصوات هارمونیك به رفع بیمارانی می‌پرداخت كه به‌نوعی دارای ناهنجاریهای اجتماعی بودند و با آهنگهای مخصوص این افراد متمرد و سركش را رام می‌نمود و در خدمت خود می‌گرفت و به درمان آنها می‌پرداخت.در خاتمه با مواردی كه در این زمینه به شرح آن پرداختیم می‌توان چنین برداشت نمود كه موسیقی علاوه بر یك علم مستقل و هنر عالی دارای شاخه‌های فراوانی است ك یكی از مهم‌ترین این شاخه‌ها كه از ابتدای خلقت آن مورد توجه آدمی قرار داشت، علم موسیقی‌درمانی بود و این علم به ما كه طالب و جویای سلامتی هستیم می‌آ‌موزد كه چگونه یك نغمه یا آهنگ می‌‌تواند تأثیر فراوانی از لحاظ روانشناسی بر روح و روان آدمی داشته و به سلامتی جسم و روان او بینجامد.

بهاالدین شمس



همچنین مشاهده کنید





سایت فرادیدسایت زومیتروزنامه همشهریوبگردیسایت همشهری‌آنلاینسایت خبرآنلاینسایت انصاف نیوزخبرگزاری برناسایت نورنیوزسایت مجله شبکه