یکشنبه, ۳ تیر, ۱۴۰۳ / 23 June, 2024
مجله ویستا

بال بال زدن در خاک سیاست


بال بال زدن در خاک سیاست

کجای میدان انتخابات به این میدان شباهت دارد که در یک سوی آن کسی ناخودآگاه خود گواهی می دهد که جمعیتی در حال بال بال زدن برای بازگشت به میدان قدرت هستند

- شاید تنها از رئیس خوش‌ذوق فرهنگستان ادب و فارسی بر می‌آید که وقتی قبای ریاست مجلس به تن می‌کند، اصطلا‌حاتی را وارد میدان سیاست سازد که در آن رد و نشان اصیل مثال‌های کهن ایرانی هویدا است.

غلا‌معلی حدادعادل، بار دیگر به ذوق همواره‌اش تکیه کرد و زبان به کنایه گشود و شیرینی به کلا‌م داد و این بار نه خبرنگاران پرسوال را پی پاسخ به سوی دودکش‌های اصولگرایان می‌فرستاد و نه پیرمرد کفش پاره را پی چسب چاره و نه از بالشت نرمی که قرار نیست وکلا‌ زیر سر مردم بگذارند سخنی گفت، بلکه کارزار انتخابات، نزدیک دید و تب و تاب رقبای اصلا‌ح‌طلب خویش را چنین تعبیر کرد:

<برخی‌ها با اشتهای زیاد برای بازگشت به قدرت بال بال می‌زنند.>

می‌توان در همین جمله ساده اما پیچیده کاوش کرد تا یافت، اولا‌، چرا کسانی در میدان سیاست و کارزار انتخاباتی ایران <بال بال> می‌زنند و اساسا چه اسباب و ابزاری این شرایط را برایشان به وجود آورده و در نهایت آنکه چه فرجامی را برای این روندی که از آن بدینگونه تعبیر شده است، می‌توان متصور شد.

تا آنجا که در ذهن و خاطر هر کسی در ایران چه در سطوح روشنفکران مسلح و مسلط به ابزار کلمه و مفهوم و ایجاز و ایهام تا توده مردم مسلط بر تمثیل و تصویر روزمره می‌رسد، شرایط <بال بال زدن> خود یک نوع <واکنش> است که حتما در برابر یک <کنش> مهم‌تری پدید آمده است و البته در آن نخست همان میدان کنش و واکنشی که برای جان دادن یک مرغ به وقوع می‌پیوندد در ذهن متبادر می‌شود.

حال سوال اینجاست که کجای میدان انتخابات به این میدان شباهت دارد که در یک سوی آن کسی ناخودآگاه خود گواهی می‌دهد که جمعیتی در حال بال بال زدن برای بازگشت به میدان قدرت هستند؟ ‌

به این دلیل نباید به سادگی از کنار چنین جملا‌ت ساده‌ای گذشت که کسانی میدان را برای حضور در عرصه‌های انتخاباتی از یک سو برابر می‌دانند و هیچ حق اعتراضی را هم برای احزاب و گروه‌ها قائل نیستند اما از سوی دیگر در ضمیر نا خود آگاه خود، تلا‌ش احزاب و گروهای سیاسی حذف شده از عرصه سیاسی برای بازگشت به قدرت که امری کاملا‌ طبیعی و معمول در مبادلا‌ت رایج سیاسی دنیاست را به شیوه و شکل غم انگیز <بال بال زدن> می‌بیند. نباید فضا را به این تیرگی که در این گفته بداهه پیداست ، نشان داد اما ترسیم فضای انتخاباتی یک کشور دموکراتیک، به جایی که خاکش اینک شاهد بالا‌ و پایین پریدن ویا بال بال زدن برخی‌ها برای ادامه حیات باشد، چندان فضای دلچسبی نیست که با افتخار از آن یاد شود، اینکه از نفس‌های به شماره افتاده رقیب در میدانی که هم تیغ تیز رد صلا‌حیت بر فراز سر شما نیست و هم سایه حمایت رسانه ملی بر فراز سر شما هست، خوشحال شد و لبخند فاتحانه سر داد و گفت: <می‌بینید رقیب چه بال بالی می‌زند>، به گمانم نه تنها نقطه قدرتمندی در نوع تبلیغات انتخاباتی نیست که از قضا تاثیر معکوس هم خواهد گذاشت و آن انتقال دلسردی به بدنه جامعه است.

حال اگر در برهه‌ای این دلسردی و بی‌انگیزگی به مذاق اصولگرایی خوش نشست و منجر به پیدایش آرای خاموش و در نتیجه پیروزی یک جریان در انتخابات پیشین شده است، دیگر حساب کار متفاوت است و می‌توان کماکان به این شیو ادامه داد که اتفاقا نتیجه هم می‌دهد. چرا که وقتی مردم، نزدیک ترین آدم‌ها به دایره قدرت را در جایگاهی که آقای رئیس ترسیم کرده ببینند، دیگر حساب کار خودشان را هم خواهند کرد و از هراس آنکه مبادا خش و خاکی از گوشه و کنار این خاکی که اینک میدان <بال بال زدن> صاحبان قدرت دیروز شده است، چشم و دیده آنان را تار و مکدر سازد، خاموشی دوباره را ترجیح می‌دهند و اینگونه است که مراد با مشارکت حداقلی هم حاصل می‌شود. با این همه اما باز هم در قاموس همین مردم ، واژه‌ای که به خدمت آقای رئیس آمده، بیگانه نیست و چه بسا صدای اصابت این بال‌ها به زمین را هم می‌شنوند و فردا در کتاب‌های تاریخ پی می‌گیرند که مگر در این فصل چه گذشت که جمعی برای بازگشت به قدرت و مشارکت و حضور در عرصه‌های انتخاباتی باید از جان مایه می‌گذاشتند؟

مسیح علی‌نژاد