یکشنبه, ۳ تیر, ۱۴۰۳ / 23 June, 2024
مجله ویستا

زن , نظام خانواده را شکل می دهد


زن , نظام خانواده را شکل می دهد

یك زن جوان, یك دختر جوان, كه زندگی اش, زندگی معمولی لباسش, لباس فقرا كارش در خانه جمع و جور كردن بچه ها و مدیریت خانه و كدبانویی این خانه ی كوچك و دستاس كردن است و آن كوه معرفت و دریای عظیم علم و دانش در وجود اوست

یك زن جوان، یك دختر جوان، كه زندگی‏اش، زندگی معمولی؛ لباسش، لباس فقرا؛ كارش در خانه جمع و جور كردن بچه‏ها و مدیریت خانه و كدبانویی این خانه‏ی كوچك و دستاس كردن است و آن كوه معرفت و دریای عظیم علم و دانش در وجود اوست.

قرآن چهار زن را اسم آورده كه این چهار زن الگویند؛ دو الگوی نیكان عالم، دو الگوی بدان عالم. «ضرب اللَّه مثلاً للّذین كفروا امرأهٔ نوح و امرأهٔ لوط»؛ زن نوح و زن لوط. «كانتا تحت عبدین من عبادنا صالحین فخانتاهما»؛ این دو نمونه‏ی زنانه برای مردمان كافر در طول تاریخ هستند. وقتی خدای متعال در قرآن می‏خواهد كفار - نمونه‏ی وجود كفرآمیز و كفران‏كننده‏ی نعمت خدا - را معرفی كند، به جای فرعون و نمرود و افراد دیگر، دو زن را مثال می‏زند؛ زن نوح و زن لوط، كه درهای رحمت الهی به روی اینها باز و همه‏ی امكانات برای عروج و رفعت اینها آماده بود و دو پیغمبر، آن هم پیغمبری مثل نوح و لوط، شوهران اینها بودند كه در خانه‏ی آنها زندگی می‏كردند و حجت بر آنها تمام بود؛ اما این دو زن قدر این نعمت‏ها را ندانستند و «فخانتاهما»؛ به شوهرهایشان خیانت كردند. این خیانت، لزوماً خیانت جنسی نیست؛ خیانتِ اعتقادی است؛ خیانتِ مسلكی است؛ راه را كج كردند. شوهرها با این‏كه پیغمبر بودند و مقام عالی داشتند، به درد این زنها نخوردند؛ «فلم یغنیا عنهما من اللَّه شیئا». خدای متعال رودربایستی و رفاقت و خویشاوندی با كسی ندارد. اگر كسی را مورد محبت و لطف و رحمت قرار می‏دهد، با حساب و كتاب است؛ با تعاریف نیست؛ خدا قوم و خویش كسی نیست. اینها هم با این‏كه شوهرهایشان پیغمبر بودند، این شوهرهای پیغمبر نتوانستند این دو زن را از شر غضب الهی نجات بدهند؛ اینها شدند نمونه‏ی كافران همه‏ی تاریخ.

در نقطه‏ی مقابل، باز خدای متعال دو زن را به عنوان نمونه‏ی مؤمنان ذكر می‏كند: «و ضرب اللَّه مثل للّذین امنوا امرأهٔ فرعون اذ قالت ربّ ابن لی عندك بیتا فی الجنّهٔ و نجّنی من فرعون و عمله»؛ یكی زن فرعون و دیگری، حضرت مریم: «و مریم ابنت عمران». آن زن اول، قصر فرعونی او را مجذوب نكرد؛ زن پرورش‏یافته در بساط فرعونی، كسی كه زن فرعون است و لابد پدر و مادر و خاندانش هم از همین طواغیت بودند، در نهایت راحت و نعمت و رفاه و عزت ظاهری بود و زندگی می‏كرد؛ اما ایمان موسی دل او را برد و تصرف كرد؛ به موسی ایمان آورد. وقتی ایمان آورد و راه را شناخت، همه‏ی آن راحت و رفاه را كنار گذاشت و دیگر آن قصر باعظمت در مقابل او جاذبه‏یی نداشت؛ گفت: «ربّ ابن لی عندك بیتا فی الجنّهٔ»؛ من خانه‏ی بهشتی را ترجیح می‏دهم؛ زندگی دنیا ارزشی ندارد. حضرت مریم هم: «و مریم ابنت عمران الّتی احصنت فرجها فنفخنا فیها من روحنا»؛ دامن خود را پاك و پاكیزه نگهداشت؛ اینها ارزشهای انسانی است.

این چهار زن فقط نمونه و نماد برای زنها نیستند، بلكه نمونه و نماد برای همه‏ی زنها و مردها هستند. آن دو زن با این‏كه باب رحمت جلوی آنها باز بود، به آن راه نرفتند و از آن استفاده نكردند؛ به معنویت به‏خاطر چیزهای پست و حقیر - عواملش را قرآن ذكر نكرده، حتماً چیزی است مانند اخلاق بد و یا یك خصلت بد - پشت كردند؛ یك چیز كوچك این دلهای ضعیف را به خودش جذب می‏كند و آنها را از راه حق منحرف می‏كند و می‏شوند نماد كفار و انسان ناسپاس در مقابل خدا. اما دو زن دیگر، نماد ارزشهایند. او برایش جاذبه‏ی معنویت و جاذبه‏ی سخن حق آن‏قدر زیاد است كه به همه‏ی بساط و دستگاه فرعونی پشت‏پا می‏زند، این یكی هم پاكیزگی و پاكدامنی و وارستگی دارد.