چهارشنبه, ۱۶ آذر, ۱۴۰۱ / 7 December, 2022
مجله ویستا

علیه تاریخ


علیه تاریخ

درست است که تیم سوم ایران تماشاگر چندانی ندارد اما سران نیروی انتظامی باید بدانند که این تیم آنقدر تاریخ و هویت دارد که نابود کردن آن یک خیانت بزرگ علیه فوتبال ایران به شمار خواهد رفت

انگار نه انگار که صحبت از یک قسمت از تاریخ فوتبال ایران است. به سادگی از واگذار کردن و به قول خودشان هدیه دادن «پاس» به استان همدان می گویند گویی قرار است یک کادوی کوچک از اموال شخصی شان به یک دوست هدیه بدهند.

سرداران احمدی مقدم و غیاثی تنها صاحب یک زمین چمن در اکباتان و ۲۰ ، ۳۰ بازیکن سبزپوش نشده اند که امروز پس از یک سال نگه داشتن این امانت آن هم در بدترین شرایط این سال هایش می خواهند آن را واگذار کنند. آنها وارث تیمی شده اند با ۴۴ سال سابقه، ۵ قهرمانی در ایران، یک قهرمانی آسیا و شخصیت و هویتی که طی بیش از چهار دهه فعالیت به وجود آمده. آیا به این سادگی می توان این موارد را نادیده گرفت؟

درست است که تیم سوم ایران تماشاگر چندانی ندارد اما سران نیروی انتظامی باید بدانند که این تیم آنقدر تاریخ و هویت دارد که نابود کردن آن یک خیانت بزرگ علیه فوتبال ایران به شمار خواهد رفت.

پاس از همان روز اول که توسط مهدی اسداللهی تاسیس شد همین پاس بود یک تیم متعلق به پلیس و بعداً نیروی انتظامی که برای خودش شخصیت و هویتی داشته و دارد. در این سال ها پاس همواره قطب سوم فوتبال ایران بوده و در ویترین افتخارات این تیم قهرمانی در جام تخت جمشید، آزادگان، لیگ برتر و باشگاه های آسیا دیده می شود تا مشخص شود این تیم تنها به یک دهه و یک دوره زمانی تعلق نداشته است.همان طور که خیلی ها را در این فوتبال پرسپولیسی و استقلالی می دانیم، شخصیت و هویتی به نام «پاسی» هم وجود دارد و این کم چیزی نیست.

از بزرگانی چون اسداللهی، حبیبی، رنجبر، مناجاتی، قفلساز، کازرانی، حقیقیان، شرفی، مهاجرانی، شاهرخی و فرکی گرفته تا چندی از ستاره های کنونی فوتبال ایران مثل جواد نکونام یک «پاسی» هستند. قدیمی های این باشگاه با افتخار خود را یک پاسی می دانند و آنها باید بدانند از چند روز دیگر، دیگر پاسی وجود ندارد که آنها خود را به آن نسبت بدهند. آیا آنهایی که با افتخار از واگذار شدن پاس به استان همدان می گویند می دانند دارند با این باشگاه پرسابقه و باافتخار چه می کنند. یک سال تیم داری و نتیجه نگرفتن باید باعث شود که تاریخ فوتبال یک کشور مورد تاخت و تاز قرار بگیرد.

اینکه یک تیم پرسابقه در یک شب نابود شود و جای خود را به یک تیم تازه تاسیس دهد اتفاق حیرت انگیزی است که تنها می تواند در ایران رخ دهد. اگر وارد شدن به لیگ برتر اینقدر آسان است چرا فولاد خوزستان برای بقایش اینقدر تلاش کرد و رفت از پرتغال، برزیل و اروگوئه، بازیکن خرید. آنها به جای دویدن و بازیکن خریدن می رفتند پول هایشان را جمع می کردند و پس از سقوط امتیاز یک تیم را می خریدند و لیگ برتری باقی می ماندند.

اصلاً بهتر نیست فدراسیون قانون سقوط و صعود تیم ها را بردارد هر کسی از راه رسید و سرمایه اش اجازه داد یک تیم بخرد و وارد لیگ شود. سازمان تربیت بدنی و فدراسیون برابر این هرج و مرج ها چه سیاستی دارند. آیا امتیاز یک تیم لیگ برتری مثل آب نبات می ماند و می شود به این راحتی مورد خرید و فروش قرار بگیرد. ساز و کار ورود یک تیم به لیگ برتر در کجای دنیا شبیه ایران است؟

مثل اینکه نمایندگان مجلس و مردان سیاسی یک استان هر وقت که اراده کنند می توانند با چند سرمایه دار همشهری شان همراه شوند و در لیگ برتر یا حداقل لیگ یک صاحب تیم شوند. همان طور که سال گذشته کرمانشاه این کار را کرد و امسال همدان و باید دید سال بعد زرق و برق فوتبال کدام استان را وسوسه می کند که یک تیم را قربانی کنند و وارد سطح اول فوتبال ایران شوند.

الان مسوولان تراکتورسازی متوجه می شوند در این چند ساله چقدر اشتباه کرده اند آنها این همه سرمایه کردند و به لیگ برتر راه پیدا نکردند آیا بهتر نبود با آن مبلغ نصف لیگ برتر را می خریدند؟ به هرحال اگر هر استانی مثل کرمانشاه و همدان می خواهد لیگ برتری شود باید از مسیری بالا بیاید که در تمام دنیا مرسوم است از لیگ های پایین تر شروع کند و به دنبال صعود به لیگ برتر باشد اگر قرار است از آسانسور استفاده شود دیگر هدف از برگزاری لیگ یک، دو و زیرگروه چیست؟از طرفی مگر قرار است تمامی استان های ایران در لیگ برتر نماینده داشته باشند. آیا همه استان ها هم پتانسیل و امکانات این کار را دارند؟

آیا تمامی استان های ایران فوتبالی هستند که ادعا دارند باید در سطح اول فوتبال ایران حضور داشته باشند. یقیناً مازندرانی ها می توانند مدعی باشند که سهم زیادی در لیگ کشتی به آنها برسد. اما مطمئناً آنها چنین ادعایی برای فوتبال ندارند. آیا آنهایی که به دنبال این هستند هر استان را در لیگ برتر صاحب نماینده کنند به این نکات هم توجه می کنند؟

البته خدا کند این سرمایه گذاری و تاسیس کردن تیم های جدید باعث به وجود آمدن تیم های با ریشه ای شود و تنها یک ماجراجویی نباشد و آقایان پس از چند سال نتیجه نگرفتن و هنگامی که همه چیز برایشان عادی شد قید همه چیز را نزنند. آیا می توان مطمئن بود که در سال ۱۳۹۶ هم تیم شیرین فراز کرمانشاه وجود خارجی داشته باشد. یا اثری از این تیم همدانی دیده شود؟ چقدر این تیم همدانی باید کار کند که به سابقه و افتخارات کنونی پاس برسد. واقعاً تاسف آور است که پاس را فدا کنیم تا یک تیم تازه سر و کله اش پیدا شود.

سازمان تربیت بدنی و فدراسیون وظیفه دارند هرچه سریع تر جلوی این فاجعه و بی قانونی را بگیرند. به ویژه اینکه شایعه شده برخی از مسوولان رده بالای سازمان هم در واگذاری امتیاز پاس نقش داشته اند. سران نیروی انتظامی هم باید به این نکته توجه کنند که پاس یک امانت در دست آنها است و جزء وسایل نیروی انتظامی نیست که بتوان این گونه آن را به کس دیگری سپرد. آیا به راحتی می توان قسمتی از تاریخ را نابود کرد و امکانات مناسبی که در ورزشگاه اختصاصی پاس در اکباتان به وجود آمده را هدر داد؟ مثل اینکه جواب این سوال در ورزش ایران مثبت است.



همچنین مشاهده کنید





روزنامه توسعه ایرانیسایت انصاف نیوزسایت مثلث آنلاینسایت خبرآنلاینروزنامه ایرانسایت سلام نوسایت مجله شبکهسایت اقتصادآنلاینخبرگزاری ایسناخبرگزاری صدا و سیما