پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
مجله ویستا

بانوان در تاریخ معاصر


بانوان در تاریخ معاصر

امام خمینی ره معتقد بود «اسلام به زنان بیشتر از مردان بها داده» و فقه شیعی بهترین دفاع را از حقوق زنان به عمل آورده است این دیدگاه, نكته های مهمی را برمی انگیزد و سرفصلهای تازه ای را درخصوص نقش و جایگاه زن در جامعه امروز ایران می گشاید به هرحال نباید تمامی جنبشهای مربوط به آزادی و حقوق زن را با تباهی و بی بندوباری گره زد

امام‌خمینی(ره) معتقد بود: «اسلام به زنان بیشتر از مردان بها داده» و فقه شیعی بهترین دفاع را از حقوق زنان به‌عمل آورده است. این دیدگاه، نكته‌های مهمی را برمی‌انگیزد و سرفصلهای تازه‌ای را درخصوص نقش و جایگاه زن در جامعه امروز ایران می‌گشاید. به‌هرحال نباید تمامی جنبشهای مربوط به آزادی و حقوق زن را با تباهی و بی‌بندوباری گره زد. آزادی زن باید از مفهومی كه تداعی‌كننده فساد است، به مفهومی كه بالندگی و كارآمدی زن را در كنار عفاف و پاكدامنی می‌نشاند، تغییر یابد. بررسی وضعیت تاریخی و قانونی زنان در ایران معاصر موضوعی است كه در مقاله زیر بررسی شده است.

زن در طی تاریخ، بنابر مقتضیات فرهنگ حاكم بر جوامع، در حاشیه تحولات قرار داشت و خود نیز این موضوع را به عنوان یك حقیقت غیرقابل‌تغییر و اجتناب‌ناپذیر پذیرفته بود. پس از انقلاب صنعتی به‌تدریج زن از حاشیه به متن تحولات كشیده شد. ازآن‌پس زن نقش مولد یافت اما با تكامل صنعت و رشد تولید و ضرورت مصرف، استفاده از زنان در جهت ایجاد انگیزه برای مصرف مد نظر قرار گرفت.

اندیشه برابری زن و مرد در اروپا، در دوره روشنگری خود را بیشتر نشان داد. به‌نظر اندیشمندان این عصر برای رفع كاستیها می‌بایست اصلاحات اجتماعی صورت گیرد، زنان آموزش ببینند و قوانین ناعادلانه دگرگون شوند. به اعتقاد فلاسفه فرانسوی كاستیهای زنان ناشی از قانون طبیعت نبود بلكه ناشی از شرایط زیست آنها بود و بنابراین ضرورت داشت زنان تواناییهای ذهنی خود را توسعه دهند و از این راه صاحب فضایل برتر شوند. ولتر بی‌عدالتی را عامل فرودستی زنان در جامعه می‌دانست. كندرسه معتقد بود باید به زنان حقوق اجتماعی و سیاسی برابر داده شود و تام پین، اندیشمند امریكایی كه هدف انسانها را در جامعه حفظ حقوق طبیعی، مدنی و سیاسی آنها می‌دانست، خواهان بسط این حق به زنان بود و وضعیت موجود زنان را در كشورهایی كه به نظر خوشبخت می‌آمدند، محكوم می‌كرد. خود زنان نیز به‌تدریج تحت‌تاثیر این افكار قرار گرفتند و بر حقوق برابر خود با مردان تاكید كردند.[i]

آنچه گفته شد، درباره تحولات فكری اروپا درخصوص زنان بود اما چنانكه می‌دانیم، دین اسلام بسیار پیشتر به این مسائل اشاره و تاكید نموده است. حال آیا باید گفت وضعیت زن در ایران ــ به عنوان یك كشور مسلمان ــ تاقبل از این تحولات بهتر از اروپا بود؟

در ایران تا پایان دوره قاجار، نامی از زن و حقوق و آزادی زنان نیست. هر چند گاهی زنان برجسته، تاریخ را رقم زده‌اند اما این امر عمومیت نداشت. باید اذعان داشت كه زنان ایرانی در اواخر دوره قاجاریه در وقایعی چون نهضت تنباكو و انقلاب مشروطیت، نقشی فعال و مستقیم ایفا نمودند اما این حضور جرقه‌ای بیش نبود و دربرگیرنده پیامد مثبتی كه زمینه‌ساز و تسهیل‌كننده تامین حقوق ابتدایی آنان برای ورود به متن تحولات باشد، به‌شمارنمی‌رود. در عصر پهلوی شعار آزادی زنان در محور سیاستها قرار گرفت و زنان توانستند از برخی حقوق برخوردار شوند اما در عمل همچنان در حاشیه بودند. در این دوره حضور زنان صرفا یك حضور كمی بود و درواقع آنها عملا غایب بودند. علیرغم چنین پیشینه‌ای، زنان در مقطع انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ به صحنه آمدند و قدرت نهفته و بالقوه خود را برای حضور در تحولات انقلاب نشان دادند. این مقاله قصد دارد سیر تحول حضور زنان از نهضت تنباكو تاكنون را با این فرضیه كه حضور و حقوق زنان در جمهوری اسلامی بیش از دوره‌های پیش مدنظر قرار گرفته، به‌طور اجمال مورد بررسی قرار دهد.

● حركتهای سیاسی زنان پیش از مشروطه

نظام حكومتی ایران تا سال۱۹۰۶.م/۱۲۸۵.ش به شیوه استبدادی و از نوع سلطنتی بود و مردم در تعیین خط‌مشی سیاسی كشور نقشی نداشتند. دراین‌بین، موقعیت زنان از حیث حضور در مسائل سیاسی و اجتماعی قابل مقایسه با موقعیت مردان نبود. مردان تمام مشاغل را از بالا به پایین در اختیار گرفته بودند اما زنان فقط در چارچوب زندگی سنتی تحرك داشتند. درواقع چهره سیاسی ــ اجتماعی ایران مذكر بود. گاهی هوای آزادی و آزادگی، تنی چند از زنان را به شور و شوق فرامی‌خواند كه آن‌هم در حیطه شعر و شاعری خلاصه می‌شد. هر چند در دوره‌های مختلف، بعضی زنان ــ آن‌هم از ورای قدرت دربار و سلطنت ــ به نقش‌آفرینی پرداخته‌اند و تحولات را رقم زده‌اند، اما اینطور نبود كه حضور زنان مستمر و مداوم باشد.[ii]

در دوره قاجار نیز مانند دوره‌های قبل، زن در خانه بود و تقریبا هیچ ارتباطی با خارج از محیط خانواده نداشت. عقیده عمومی بر این بود كه زن مطلقا باید مطیع اوامر شوهر باشد و ازاین‌رو دختران به‌گونه‌ای تربیت می‌شدند كه پس از ازدواج شخصیت خود را در مقابل شخصیت شوهر فراموش كنند و تولید نسل، نگهداری و پرورش فرزندان را وظیفه شرعی و اصلی خود بدانند.

در خارج از محیط خانه و خانواده، فعالیت و كوشش اجتماعی تنها منحصر به مردان بود. هیچگاه زنان در این فعالیتها شركت نداشتند و فقط در تعدادی از مشاغل اجتناب‌ناپذیر مانند كارگری در حمام زنانه، آرایشگری، مشاطه‌گری، حجامت زنان و دختران و پسران خردسال، مامایی، پرستاری از زنان بیمار، كلفتی و شیردادن به بچه‌ها و...[iii]، حضور زنان مشاهده می‌شد.

برخی تحلیلگران اجتماعی نهضت مشروطیت را سرآغاز نوینی برای حضور زن در اجتماع محسوب می‌كنند. اما لازم به ذكر است كه حتی پیش از مشروطیت نیز زنان در پاره‌ای تحولات نقش‌آفرینی كرده‌اند كه در زیر به بررسی تحولات مذكور می‌پردازیم.

۱) جنبش اعتراض‌آمیز زنان علیه امتیاز توتون و تنباكو:

ناصرالدین‌شاه در سال ۱۲۶۹.ش/۱۳۰۹.ق امتیاز توتون و تنباكو را به یك فرد انگلیسی به نام تالبوت واگذار كرد. در ازای آن، شركت تالبوت متعهد شد مبلغ پانزده‌‌هزار لیره و یك‌چهارم سود سالانه خود را به ایران بپردازد. در پی عقد این معاهده، انگیزه‌های متفاوتی باعث شد اقشار مختلف مردم برضد این امتیاز اعتراض نمایند و این اعتراض، اولین حركت مردمی علیه سیاستهای شاه و درباریان به شمار می‌رفت. اعتراضات چنان وسیع شد كه شاه به‌ناچار عقب‌نشینی كرد و امتیاز مذكور سرانجام لغو گردید.[iv] در این حركت، زنان نیز در كنار مردان از آغاز تا پایان حضور داشتند، چنانكه وقتی خبر رسید شاه اتمام حجتی برای میرزای آشتیانی فرستاده كه یا در ملأ عام قلیان بكشد و یا به عتبات برود، زنان پیشاپیش مردان به اعتراض علیه حكومت پرداختند. جمعیتی بالغ بر چندین هزار نفر، به منزل میرزای آشتیانی آمدند و سپس درحالی‌كه زنان در جلو و مردان پشت سر آنها حركت می‌كردند، به طرف قصر سلطنتی روانه شدند. منظره جمعیت زنان كه اغلب بر روی سرهای‌شان لجن مالیده بودند و با فریاد یاعلی و یاحسین ناله می‌كردند، دلخراش بود. جمعیت برای رسیدن به ارگ می‌بایست از میان بازار عبور می‌كرد. زنان وقتی به سبزه‌میدان رسیدند، به بازار ریختند و هر دكانی كه باز بود، بستند و اگر كسی سرپیچی می‌كرد، دكانش در معرض غارت قرار می‌گرفت. پس‌ازآن جمعیت مرد و زن با گریه و زاری و فریاد وااسلاما، واشریعتا به ارگ رسیدند.[v] به‌هر‌حال پس‌ازآنكه امین‌السلطان قبول كرد امتیاز را مرتفع و معامله را فسخ نماید، قرار شد آقایان علمای درباری بر منابر، «اعلان جهاد» را تكذیب كنند و به مردم برسانند كه شما با پادشاه طرف هستید و استرداد حقوق خویش را خواهانید. امام جمعه در بالای منبر همین مضمون را نطق كرد و یك دفعه صدای زنان و ضجه آنها بلند شد كه: «اگر امروز مردان ما مانند زنان در خانه بنشینند، ما زنان جامه مردان می‌پوشیم و حق خود را از دست نمی‌دهیم. این چه فرمایشی است كه می‌فرمایید. ما نه با پادشاه طرفیم نه با كس دیگر، ما اجرای حكم خدا را خواهانیم.»[vi]

امام جمعه سعی كرد آنها را به سكوت و آرامش دعوت كند اما زنان شروع به فحاشی كردند و چند نفر هم به طرف منبر دویدند و او را پایین كشیدند.[vii]

علاوه بر عموم زنان، زنان حرم شاهی نیز در تحریم تنباكو شركت كردند و حكم آیت‌الله میرزای شیرازی اندرون شاهی را نیز تحت‌تاثیر قرار داد، تاجایی‌كه قلیانها را شكستند و در اعتراض شاه، گفتند همان كس كه ما را به شما حلال كرده، همان كس قلیان را بر ما حرام كرده است. مشاركت زنان در اعتراض به امتیاز تنباكو، تنها مختص زنان تهران نبود بلكه در شهرهای دیگر نیز زنان به‌طورجدی تنفر خویش را از چنین امتیازی اعلام داشتند. در تبریز زنان به رهبری زنی به نام زینب در اعتراض به قرارداد مذكور به همراه مردان برخاستند. بازار تعطیل شد و در حدود بیست‌هزار نفر مسلح به شاه تلگراف كردند كه امتیاز را نمی‌پذیرند. ماموران دولتی پس از چند روز با فشار و ارعاب، مردم را به گشودن مغازه‌ها مجبور می‌كردند اما چندساعتی از گشوده‌شدن بازار نمی‌گذشت كه بار دیگر دسته‌ای از زنان به زور اسلحه بازار را می‌بستند و به‌سرعت صحنه را ترك می‌كردند.

در شیراز نیز زنان در كنار مردان به اعتراض علیه امتیاز پرداختند. حكمران شیراز، سیدعلی‌اكبر فال‌اسیری را كه خطابه‌های تحریم‌آمیزی در مورد امتیاز گفته بود، دستگیر و تبعید كرد. به دنبال این قضیه، زنان و مردان در اعتراض به او در شاهچراغ جمع شدند و تعدادی نیز به بستن بازار اقدام نمودند.[viii]

چنانكه ملاحظه می‌شود، نقش زنان در جریان اعتراض به امتیاز توتون و تنباكو برجسته بود اما ذهنیت اجتماعی رایج در آن دوره، باعث شد زنان نتوانند از تحركات خود به نفع خودشان استفاده كنند. در آن زمان زنان از نظر عرف، موجوداتی ضعیف به شمار می‌آمدند؛ ازاین‌رو ماموران دولتی علاوه‌برآنكه به‌خاطر نامحرم‌بودن حق‌ زدن زنان را نداشتند، این اقدام را دون شان خودشان می‌دانستند، ضمن‌آنكه تعرض به زنان به‌خاطرآنكه حفظ حرمت و عفافشان مورد نظر همه بود و می‌توانست باعث تحریك و خشم بیشتر مردان شود. این مساله باعث شده بود زنان در این وقایع بسیار موثر واقع شوند و بنا به این تجربه، در جنبشهای دیگر نیز پیشگام شدند. كاساكوفسكی می‌نویسد: چون زنان ایرانی چادر به‌سر می‌كنند، شناخته نمی‌شوند، بنابراین می‌توانند جاروجنجال راه بیندازند و زدن آنها ممنوع و گناه شمرده می‌شود. بنابراین در تمام حركتها از مردان جسورترند و نقش اساسی برعهده آنها است.[ix]

۲) جنبش اعتراض‌آمیز زنان در قحطی بزرگ سال ۱۲۷۷.ش:

بحرانها و مشكلات اقتصادی دوران قاجاریه، همواره عرصه را بر مردم تنگ می‌كرد. قحطی بزرگ سال ۱۲۷۷.ش باعث شد تهیه نان برای مردم به دغدغه اساسی تبدیل شود. مهمترین عامل كمبود نان، احتكار غلات و فروش آن به بهای گزاف توسط دولتمردان و متمولان بود. در این جریان نیز زنان پیشگام اعتراض بودند و به طرق مختلف به ابراز نارضایتی پرداختند. آنان برای بیدارساختن وجدان دولتمردان، بست می‌نشستند و یك بار حتی در قالب دو دسته به سفارتهای روس و انگلیس رفتند تا از نمایندگان دول مذكور بخواهند مشكل پیش‌آمده را با شاه ایران درمیان گذارند. این اقدامات زنان گاه حتی با خشونت توام می‌شد.

در یكی از اعتراضات زنان، زمانی‌كه شاه از شكار بازمی‌گشت، زنان به طرف كالسكه شاهی رفتند تا اعتراض خود را به گوش شاه برسانند اما دراین‌اثنا با محافظان شاه درگیر شدند تااینكه عاقبت شاه به آنان وعده‌هایی برای رفع مشكل داد.[x]

● نقش زنان در مشروطه و رویدادهای آن

نهضت مشروطه، حاصل تلاش و جانبازی افراد بسیاری بود كه زمینه آن را مهیا كردند و در راه تحقق آرمانهای آن كوشیدند. این نهضت راهگشای اعتراضات بعدی شد و پس از مشروطه، حكومت قاجاریه جز آشوب سیاسی و اجتماعی، چیز دیگری تجربه نكرد.

زنان در تمام لحظات این حركت مهم سیاسی ــ اجتماعی فعالانه حضور داشتند. آنها بارها بست نشستند و عهده‌دار مسئولیتهای مهمی در عرصه مقاومت بودند. آنان ضمن همراهی با مردان، به هنگام آمدن علما به مسجد برای سخنرانی، مسئولیت حفظ جان آنها را بر عهده می‌گرفتند. یكی از این زنان، همسر حیدرخان تبریزی بود. وی زنی نیرومند بود و به همراه چندتن از دیگر زنان آزادیخواه تهران، حفاظت از علما به هنگام سخنرانی در مساجد را بر عهده داشت. در زمان مهاجرت صغری، زنان و مردانی كه در شاه‌عبدالعظیم سكونت داشتند، با شركت در مجالس وعظ علما، به حمایت از نهضت ضداستبدادی می‌پرداختند. هنگامی‌كه عین‌الدوله سعی كرد به‌زور علما را بازگرداند و برای این منظور امیربهادر و تعدادی از تفنگچیان را به حرم حضرت عبدالعظیم فرستاد، زنان با رفتن به بالای بامهای صحن حرم، آماده بودند تا در صورت هتك حرمت به مرقد یا علما، تفنگچیان را سنگباران كنند. این اقدام جسورانه زنان باعث شد نیروهای حكومتی بدون نتیجه به تهران بازگردند.[xi]

زنان حتی سعی می‌كردند خود به‌طورمستقیم مشكلات را به گوش شاه برسانند. آنها زمانی‌كه شاه برای دیدار امیربهادر به منزل وی می‌رفت، دور كالسكه شاهی جمع شدند و از شاه خواستند برای بازگشت علما اقدام كند. آنها فریاد می‌زدند: «ما آقایان پیشوایان دین را می‌خواهیم. ما مسلمانیم و حكم آقایان را واجب‌الاطاعه می‌دانیم. عقد ما را آقایان بسته‌اند. خانه‌های ما را آقایان اجاره می‌داده‌اند. تمام امور ما در دست آقایان بوده و هست. چطور راضی می‌شویم علما را نفی بلد و تبعید نمایند. ای شاه مسلمان بفرما رؤسای مسلمانان را احترام كنند. علمای اسلام را خوار و ذلیل نكنند. ای پادشاه اسلام اگر وقتی روس و انگلیس با تو طرف شوند، شصت كرور ملت ایران به حكم این آقایان جهاد می‌كنند.»[xii]

فاطمه مومنی*

پی‌نوشت‌ها

* كارشناس ایران‌شناسی مركز بوشهر.

[i] ــ حمیرا مشیرزاده، از جنبش تا نظریه اجتماعی (تاریخ دو قرن فمنیسم)، تهران، نشر شیرازه، ۱۳۸۲، صص ۱۵ــ۱۳

[ii]ــ مهرانگیز كار، حقوق سیاسی زنان ایران، تهران، روشنگران، ۱۳۷۶، ص ۷

[iii]ــ علی اصغر شمیم، ایران در عهد سلطنت قاجار، تهران، امیركبیر، چاپ دوم، ۱۳۷۰، ص ۳۷۰

[iv]ــ همان، ص۱۸۵

[v]ــ ابراهیم تیموری، تحریم تنباكو (اولین مقاومت منفی در ایران)، تهران، شركت سهامی كتابهای جیبی، چاپ سوم،۱۳۶۱، ص۱۵۲

[vi]ــ ناظم الاسلام كرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، تهران، امیركبیر، چ چهارم، ۱۳۷۱، ص ۴۲

[vii] ــ همان، ص۴۳

[viii] ــ بشری دلریش، زن در دوره قاجار، تهران، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۵، صص۱۶۱ــ۱۶۰

[ix]ــ همان، ص ۱۶۲

[x]ــ فخرالسادات محتشمی‌پور، «زن و مشروطه ایرانی»، مجموعه مقالات و سخنرانی‌های همایش بزرگداشت مشروطه، تبریز، انتشارات ستوده، ۱۳۸۳، ص ۴۶

[xi]ــ بشری دلریش، همان، صص۱۷۱ــ۱۷۰

[xii]ــ ناظم الاسلام كرمانی، همان، ص ۳۰۰

[xiii]ــ بشری دلریش، همان، ص ۱۷۳؛ ناظم الاسلام، همان، صص۳۶۱ــ۳۶۰

[xiv]ــ بشری دلریش، همان، ص۱۷۴

[xv]ــ ناظم الاسلام كرمانی، همان، ص ۳۶۵

[xvi]ــ فیض‌الله امامی، «نقش نشریات و تشكل‌های سیاسی و اجتماعی زنان در انقلاب مشروطه»، مجموعه مقالات و سخنرانی‌های همایش بزرگداشت مشروطه، تبریز، ستوده، ۱۳۸۳، صص ۱۳۸ــ۱۳۷

[xvii]ــ وحید دولتی، «بررسی مبارزات ضداستبدادی و ضداستعماری زنان در عصر قاجار»، مجموعه مقالات و سخنرانیهای همایش بزرگداشت مشروطه، تبریز، ستوده، ۱۳۸۳، صص ۴۰۱ــ۴۰۰

[xviii]ــ همان، صص۴۰۶ــ۴۰۲

[xix]ــ وحید دولتی، همان، صص۴۰۴ــ۴۰۲

[xx]ــ فخرالسادات محتشمی‌پور، همان، صص۵۷ــ۵۵

[xxi]ــ همان، صص۵۸ــ۵۷؛ مهرانگیز كار، همان، صص۱۲ــ۹

۲۲ــ فخرالسادات محتشمی پور، همان، صص ۶۱ــ۶۰

[xxiii]ــ همان؛ منصوره اتحادیه، «زن در جامعه قاجار»، خلاصه مقالات نشریات زن در تاریخ ایران، به كوشش حوریه سعیدی، تهران، زیتون، ۱۳۸۲، ص۵۴

[xxiv]ــ پیتر آوری، تاریخ معاصر ایران از تاسیس سلسله پهلوی تا كودتای ۲۸ مرداد، ترجمه: محمد رفیعی مهرآبادی، تهران، عطایی، چ دوم، ۱۳۷۱، ص ۵۸

[xxv]ــ ساندرامك كی، ایرانی‌ها، ترجمه: شیوا رویگریان، تهران، ققنوس، ۱۳۸۰، ص۱۸۵

[xxvi]ــ همان، ص۱۸۶

[xxvii]ــ همان، ص۱۸۶؛ پیتر آوری، همان، ۷۱ــ۷۰

[xxviii]ــ غلامرضا دركتانیان، «نهضت فرهنگی زنان ایران و تاسیس مدارس دختران»، مجموعه مقالات همایش بزرگداشت مشروطیت، تبریز، ستوده، ۱۳۸۳، صص۳۴۸ــ۳۴۷

[xxix]ــ مهرانگیز كار، همان، صص۲۳و ۱۸ــ۱۶

[xxx]ــ غلامرضا نجاتی، تاریخ ۲۵ساله ایران، ج۱، تهران، رسا، ۱۳۷۱، ص ۲۲۲

[xxxi]ــ همان، ص ۲۲۴

[xxxii]ــ جمیله كدیور، زن، تهران، انتشارات اطلاعات، چ دوم، ۱۳۷۸، ص۵۵

[xxxiii]ــ همان، ص۵۷

[xxxiv]ــ هبه رئوف، مشاركت سیاسی زن (دیدگاهی اسلامی)، ترجمه: محسن آرمین، تهران، نشر قطره، ۱۳۷۷، ص۳

[xxxv]ــ علی شریعتی، زن، تهران، انتشارات چاپخش، چاپ پنجم، ۱۳۶۱، ص ۲۳

[xxxvi]ــ جمیله كدیور، همان، صص ۶۷ــ۶۴

[xxxvii]ــ روزنامه قدس، «جایگاه زن»، ش ۲۰۰۳، ۳۰ آبان ۱۳۷۳، ص۱۲ [xxxviii]ــ جمهوری اسلامی، ش۴۴۴۵، ۱۱مهر ۱۳۷۹، ص۳

[xxxix]ــ جمیله كدیور، همان، ص۵۶

[xl]ــ همان، ص ۶۳

[xli]ــ واحد حقوقی دفتر امور زنان، قوانین و مقررات ویژه زنان، تهران، دفتر امور زنان در نهاد ریاست‌جمهوری، ۱۳۷۶، صص۱۰ و ۱۸؛ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تدوین: هوشنگ ناصرزاده، تهران، قائم، ۱۳۷۳، صص۲۵ و ۳۰

[xlii]ــ همان، ص۲۴۲


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 4 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.