دوشنبه, ۱ مرداد, ۱۴۰۳ / 22 July, 2024
مجله ویستا

دموکراسی انتخابات و دیگر هیچ


دموکراسی انتخابات و دیگر هیچ

حضور در انتخابات یعنی پذیرفتن حضور در سیستمی که اصلاح طلبان در آخرین لحظات بودنشان در قدرت میان خروج یا اخراج از آن در نوسان بودند

بار دیگر در صور انتخابات دمیده شده و اصلاح طلبانی که دیرزمانی است کرسی های مجلس و صندلی ریاست جمهوری را به رقیب واگذارده اند، از گوشه عزلت بیرون آمده و عزم شرکت در انتخابات دارند و بی آنکه در این مدت تمرین همسرایی کرده باشند بار دیگر عزم خواندن سرودی دسته جمعی کرده اند.

در حالی که همه ایشان چند سال پیش در شکست اصلاحات در ایران متفق القول بودند و ۴ میلیون رای مصطفی معین مهر تاییدی بر این انگاره کوبید اما بعد از آن در هیچ کدام از آنها عزم تشکیل جلسه ای، کنگره ای یا مناظره ای برای بررسی چرایی شکست پروژه اصلاحات ایجاد نشد.

در هیچ جلسه عمومی کسی از ضعف درونی اصلاح طلبان چیزی نگفت و کسی هم درباره اشتباه شدن پیش بینی های آن چیزی نپرسید. گهگاه صدایی از گوشه ای، افراطیون جبهه اصلاحات را عامل شکست خواند و «عبور از خاتمی را عبور از ملت» دانست، یکی دانشجویان را مقصر دانست و یادش رفت زمانی دانشجویان مهمترین ابزار فشار از پایین بودند؛ دیگری تحریمی های به بن بست رسیده را سرزنش می کرد و زحمتی برای تحلیل اینکه چه شد که آن نیروی عظیم سرخورده و مایوس شد به خود نداد.این تک مضراب ها البته در متن موسیقی مداوم «نمی گذارند» و« نگذاشتند» نواخته می شد.

اینک با شنیدن صدای شیپور انتخابات مجلس هشتم همه این بزرگان برخاسته اند و به سمت سرنوشت موعود حرکت می کنند و گویی روحی تازه در کالبد اصلاح طلبان دمیده شده است. خوب است و خیر، چرا که انتخابات یکی از نشانه های دموکراسی است و برای برپایی این صندوق ها در طول تاریخ این سرزمین انسان های بزرگی هستی خود را معامله کرده اند، اما انتخابات تنها نشانه دموکراسی نیست و تقلیل دموکراسی به صندوق رای عوارض و آسیب های بسیاری را به فرآیند اصلاح طلبی وارد می سازد.

اینکه تنهاترین نشانه دموکراسی را صندوق های رای بدانیم و برای اثبات میزان دموکرات بودنمان تعداد شناسنامه های مهر خورده مردم را به جهانیان نشان دهیم، باعث می شود احزاب در دو قدمی صندوق های رای جان بگیرند و فردای روز پیروزی به خواب روند، وعده های کلانی که در این تاریخ و جغرافیا از عهده هیچ کس برنمی آید داده شود و فردای فتح کرسی ها هر کس که از آن وعده ها سراغی گرفت محکوم به افراط گرایی و تندروی شود و هر کس از محقق نشدن شان ناامید شد تحریمی و ممنوع السخن،دموکراسی، انتخابات و دیگر هیچ نیست؛ لوازمی دارد و معنایی معنای این سخن اما نفی انتخابات نیست که مقصود روشن شدن مبانی در ابتدای راه است.

چرا که بدون پند آموختن از شکست ها محکوم به تکرار آنیم هر چند می شود با مسکوت گذاشتن چرایی شکست و بی اقبالی رقیب دوباره پیروز شد اما این چرخه معیوب، سر دادن شعارهای کلان، پیروزی رقیب و آنگاه دلسردی مردم را چاره ای باید.

اینک اصلاح طلبان به عنوان نیروهای سیاسی این ساختار محقند که در انتخابات شرکت کنند اما پیش از آن باید به این پرسش ها پاسخ دهند که منظورشان از اصلاح طلبی دقیقاً چگونه چیزی است؟ (حتی اگر منظورشان رای آوردن ایشان است، بگویند چه بسا به دلیل صداقتشان رای بیاورند.)

امروز چه مانعی از سر راه آنها برداشته شده که قبلاً باعث شکست اصلاحات شد؟

کدام یک از مصادیق «نمی گذارند»ها امروز اندکی کمرنگ شده است؟

چه اتفاق عظیمی در جبهه اصلاح طلبی افتاده که می تواند قطار از ریل خارج شده آنها را نه به سرمنزل مقصود که به کار بیندازد. اصلاح طلبان امروز باید متناسب با توانایی های قانونی اصلاح طلبی در ایران، ضعف بدنه اصلاح طلبی در بزنگاه های تاریخی و موانعی که اگر زیاد نشده باشد، کم هم نشده، طرح ادعا کنند. خاطره شکست اصلاحات در اذهان مردم بیدار است. شاید نارضایتی های فعلی این خاطره را کمرنگ کند اما از بین نمی برد.

اصلاح طلبان باید بیایند اما هرآنچه را که می توانند وفا کنند وعده بدهند. تزریق سقف مطالبات پیش از رای گیری و بعد تقلیل آنها به طبقه زیر همکف خاطره ریزش ۱۶ میلیون رای را به یاد افراد متبادر می کند.

تعیین روشن مبانی اصلاح طلبی نیاز مبرم امروز ما است، اکنون دیگر همه ما می دانیم که چگونه می شود هر ۹ روز یک بحران ایجاد کرد، می دانیم که چگونه می توان به نماینده ۲۰ میلیون رای «بی اعتماد» بود، می فهمیم معنای بودن و نتوانستن را ولی این دانسته ها باعث نمی شود که راه صداقت را فرو گذاریم.

حضور در انتخابات یعنی پذیرفتن حضور در سیستمی که اصلاح طلبان در آخرین لحظات بودنشان در قدرت میان خروج یا اخراج از آن در نوسان بودند. یعنی پذیرفتن قانونی که مجلس دارد، شورای نگهبان هم دارد، صندوق رای دارد، مجمع تشخیص مصلحت صاحبان رای هم دارد، لذا تعیین برنامه های روشن موجب هدر نرفتن سرمایه ملی و ایجاد آرامش در جبهه اصلاح طلبی خواهد بود. جمع شدن طیفی از روشنفکران عرفی تا از راست برگشته زیر علم اصلاح طلبی اگر زمانی مبهوتمان کرد، طعم گس شکست و فرو افتادن از قله را نیز به ما چشاند.

بنابراین تعیین حداکثر توان، حتی اگر حداقل مطالبات باشد بسیار عقلانی تر خواهد بود. حتی اگر منظورتان از اصلاح طلبی توقیف نشدن یک روزنامه منتقد باشد، می توان روی پیروزی تان شرط بندی کرد.

ثمینا رستگاری