پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
راهی که نمی شناسیم

معنای تربیت فراهم کردن مقدمات و شرایط برای رشد و پرورش یک موجود و به تعبیر دیگر به کمال رساندن آن است؛ در مبحث ما متعلق تربیت «انسان» است. در بحث تربیت دینی مقصود، رشد انسان و پرداختن به چگونگی پرورش اوست.
برای تربیت و پرورش انسان و تشخیص اینکه چه تربیتی بهتر است، ابتدا باید ماهیت انسان شناخته شود و توجه داشت که آدمی به چه کمالی ممکن است دست یابد تا آن حد کمال نهایی هدف تربیت قرار گیرد.
اما این حد کمال را باید به چه طریق فهمید؟ به سخن دیگر از کجا میتوان فهمید آنچه از انسان و کمال وی در نظر است و باید به آن برسد، چیست؟
در واقع تجربهای کافی در رابطه با شناخت حد کمال انسان نداریم، تا بدانیم انسانها به چه مرتبهای میتوانند برسند. باید در قارههای مختلف، آب و هواهای متفاوت، شرایط گوناگون زندگی فردی و اجتماعی، با افکار و عواطف و احساسات متمایز و... زندگی کنیم تا دریابیم کدامیک از این عوامل در رسیدن به آن کمال بیشتر مؤثر میافتند.
چه کسی میتواند ادعا کند که زندگی انسانهایی را در طول تاریخ تجربه کرده و دریافته که به چه مرتبهای از کمال میرسند تا سپس بتواند حدی برای کمال انسانها قائل شود؟
چنانچه در علوم تجربی در این زمینه کار علمی و تحقیقی انجام گرفته باشد نهایتاً میتواند راجع به بدن انسان اظهار نظر کند. مثلاً اینکه انسان از لحاظ طول قامت و یا وزن چقدر میتواند رشد کند، اما انسانیت در همین نیست و اگر اینها را شناختیم نمیتوان گفت که انسان واقعی همین است.
اساساً از لحاظ جهات روحی و معنوی نمیتوان انسانها را تجربه کرد. این ادعا که فرمول، تحقیق و یا یک راه بررسی برای درک و فهم آخرین حد کمالات انسانی در طول تاریخ به دست آمده، مدعای بیهوده و گزافی است. مشخص نمودن اینکه انسانها تا به حال به چه حدی از کمال رسیدند تا بتوانیم براساس تجربه آن را تدوین کنیم ممکن نیست چرا که تجربه نمیتواند نشان دهد حد کمال انسان کجاست. کمالات روحی ومعنوی انسان طوری که بشود به دیگران ارائه داد قابل تجربه نیست.
باید اعتراف کنیم که نمیتوان ظرفیتهای انسان را با تجربههای حسی و آزمایشگاهی تعیین کرد؛ یعنی ماهیت انسان را نمیتوانیم بشناسیم. «آلن سیزکالن» در رابطه با یکی از ابعاد وجودی انسان کتابی با عنوان «انسان موجود ناشناخته» نوشته و دهها بعد دیگر نیز هست که اگر کسانی در آن موارد کار میکردند باید کتابهای دیگری با همین عنوان مینوشتند؛ انسان چنین موجودی است.وقتی نمیدانیم انسان بناست به کجا برسد و برای طی این مراحل به چه وسایلی نیاز دارد چگونه میخواهیم شرایط کمال را تعیین کنیم؟ از این رو باید در مقابل این سؤال سر تعظیم در پیشگاه آفریدگار آدمی فرود بیاوریم و بگوییم؛ نمیدانیم انسان به کجا میتواند برسد و نیز نمیدانیم از چه راهی. در نتیجه باید گفت سایر روشهای تربیتی در مورد انسان- جز تربیت دینی- ناقص است و اصلاً تربیت حقیقی نیست، چرا که تنها کسی میتواند انسان را تربیت نماید که بداند نهایت اوج کمال انسان کجاست و جز خالق انسان هیچکس دیگر نمیداند «و اصطنعتک لنفسی».
وقتی کسی هدف را نمیشناسد، طبعاً راه آن را هم نمیداند. تا هدف مشخص نباشد، راه معنا ندارد.
وقتی نتوانستیم با کمک علوم تجربی، ماهیت انسان را درک نماییم و کمال نهایی انسان را بشناسیم، نباید توقع داشته باشیم علوم تجربی راه تربیت کامل را ارائه دهند. بنابراین کسی میتواند برای انسان مربی و راه تربیت تعیین کند که هدف آفرینش انسان را بداند و غایت کمال انسان را بشناسد.
وقتی از کمال نهایی انسان با عنوان «قرب الهی» یاد میکنیم نیز، باید توجه داشته باشیم که با یک مفهوم مبهم سر و کار داریم. نمیدانیم معنای قرب خدا چیست. زیرا اینها تشبیهاتی است که ما با تعمیمات ذهنی از آن بهره میبریم، در حالیکه حقیقتش را درنمییابیم. تنها با زحمت بسیار و با استفاده از آیات و روایات میتوانیم بگوییم، کمال انسان قرب خداست. اما انسان تا به قرب الهی نرسد نمیتواند معنای آن را درک نماید.لازم به اشاره است که ما تنها میتوانیم بگوییم جهت حرکت به سوی خداست، همانطور که همسر فرعون گفت: ربابنلی عندک بیتاً فی الجنه» کسی که الگوی همه مردان و زنان مؤمن عالم است «ضرب الله مثلاً للذین آمنوا امراه فرعون اذ قالت رب ابن لی عندک بیتاً فی الجنه» همین اندازه از حضرت موسی آموخته بود که مقامی به نام عندالله هست، در جایی به نام بهشت که نزد خداست. پس گفت: «رب ابن لی عندک» (نزد خود خانهای برای من در بهشت بساز)
این مفاهیم را تنها در همین اندازه میتوانیم تصور کنیم، اما این که آن بهشت کجاست، مراد از نزد خدا یعنی چی، وقتی انسان آنجا میرود چگونه است و چه اتفاقی خواهد افتاد، چه فرقی با خانههای دیگر دارد و... از اینها چیزی درک نمیکنیم.وقتی نتوان فهمید انسان به کجا میرسد، طبعاً نمیتوان فهمید راه رسیدن به آن کجاست.نتیجه آن که باید در مقابل دین، زانو بزنیم تا ببینیم خدا در رابطه با هدف و برنامه انسان و این که چه راهی را باید بپیماید تا به مقصد و کمال نهایی برسد، به انبیاء چه وحی فرموده است. این برنامه متن دین است.
تربیت صحیح انسان فقط تربیت دینی است و غیر از این، نمیتوان تربیت واقعی و صحیحی برای انسان داشت. حتی برنامهای برای تربیت انسان نمیشناسیم؛ چرا که آن برنامه باید بر شناختن هدف و این که چه راهی ما را به آن هدف میرساند مبتنی باشد و این دو چیز، در اختیار ما نیست.
* مکتوب حاضر متن ویرایش و تلخیص شده سخنرانی آیت الله محمد تقی مصباح یزدی در همایش تربیت دینی است که در مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ارائه شد.
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست