پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
آرمانشهر اسلامی

سال های زیادی است معماری و شهرسازی تدریس می کند. در کنار کرسی استادی اش، در زیبایی شناسی و مردم شناسی هم سررشته دارد. از همین منظر خیلی مسائل اجتماعی و فرهنگی را می کاود و در مکاشفات خود فضاهای نو و زیبایی را از اعماق به ظهور می کشد. سال گذشته پس از بازگشت از سفر حج، با این تجربه روحانی و اجتماعی چنین کرد و آن را به تصویر کشید. درج همه آن یادداشت ها میسر نشد، به بخشی از آن قناعت کردیم. گرچه بخش های محذوف نسبتاً مفصل که با علامت ستاره مشخص شده از تیزی قلم نویسنده و ویژگی انتقادی آن کاسته، اما چه می شود کرد. مگر نه اینکه هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد؟
● پیشینه
روایت مهندس بازرگان، دکتر شریعتی و مهندس منوچهر سالور درباره حج را حدود ۴۰ سال پیش خوانده بودم. اما خسی در میقات جلال (آل احمد) را در روزهای آخر اقامت در مکه، برای بار دوم خواندم و آن هم پس از تقریباً ۴۵ سال. که باز چیزهای تازه تری دستگیرم شد. و دو کتاب به زبان انگلیسی از دکتر عبدالغنی یکی درباره تاریخ مکان های مکه و دیگری مدینه که بد نبود؛ اطلاعاتی آماری و تاریخی از مراحل ساختمانی مسجدالنبی و شهر مدینه و شهر مکه و بیت الله الحرام. در همین کتاب ها با دو روایت مختلف از بعضی وقایع تاریخی و مکان ها نسبت به آنچه روحانی کاروان گفته بود مواجه شدم که نمی دانم کدام درست است؛ روایت اهل سنت و روایت جاری...
● از اسلام تا مسلمانی
از جده تا مدینه حدود شش ساعت طول کشید. شام در رستورانی در بین راه صرف شد. یک قطعه مرغ سوخاری و سیب زمینی که به سرعت پذیرایی می شد با نوشابه و چای. اتوبوس های زیادی توقف کرده بودند و بلاانقطاع اتوبوس و حاجی بود که پیاده می شد و دسته دسته وارد رستوران می شدند. و صد البته زنانه و مردانه جدا بود با نمازخانه یی ساده و مستراح ها. گاهی چند اتوبوس با هم وارد می شد به صف و نوبت. در همین جا هنگام سوار شدن به اتوبوس بود که با ضعفی فرهنگی در جامعه مسلمانان مواجه شدم. کاروان ما سه اتوبوس داشت؛ شماره یک و دو و سه که گفته بودند از اول سفر در جده تا پایان سفر در هنگام برگشت به همان فرودگاه، هر کس سوار همان اتوبوسی می شود که شماره اش به او داده شده روی یک کارت شناسایی با اسم و رسم و شماره اتاق و نام هتل در مکه و مدینه.
بله می خواستم از ضعفی فرهنگی بگویم. قضیه این بود که دیدم این حجاج ایرانی با آن سوابق درخشان تمدنی به خصوص در نظافت، چگونه با لاقیدی پاکت و نوشابه و چیزهای زائد دیگر را روی زمین پرت می کنند در حالی که جابه جا سطل زباله گذاشته بودند و البته در این رفتار نوعی افاده و تبختر ناخودآگاه وجود دارد که اسلام، آن اسلام صدر اول دست کم، اسلام پاک پیامبر به شدت با آن مخالفت کرده است. در این میان یکی هم روحانی سرکرده کاروان بود که چنین کرد. خواستم تذکر بدهم که گذاشتم برای وقت دیگر. در این مواقع آدم حیران می ماند که مگر خود این آقایان این چیزها را نمی دانند، و چرا یک کلام از این مقوله ها در منابر سخن نمی گویند. مگر نمی توان در قرن بیست و یکم که مساله اصلی انسان نوع مواجهه با محیط زیست است این گونه رفتارها را هم موضوع حرام و مکروه و ثواب و مباح و واجب قرار داد. رفتار ترافیکی، رفتار همسایگی، رفتار اجتماعی، رفتار زیست محیطی و...؟ و اگر هم این رفتارها به دلایلی قابلیت ن?رم گذاری یا هنجار شدن را ندارند نمی توان مردم را به همان اندازه که درباره دیده شدن یک لاخ موی شان انذار می دهیم درباره این چیزها نیز انذار دهیم. به هر صورت سفر خسته کننده یی بود. پشتی صندلی ها به طور کامل نمی خوابید. فاصله از صندلی جلویی هم کم بود. کولر را هم روشن که می کرد سرد می شد و سروصدای مسافران (بخوانید حجاج) درمی آمد. خاموش که می کرد، باز بعد از چند دقیقه هوا دم می کرد و باز سروصداها درمی آمد و همین می شد اسباب سرماخوردگی و قولنج کردن و سرفه کردن های بعدی. در تمام طول سفر یاد اتوبوس های عادی مالزی افتادم، نه اتوبوس های لوکس و دولوکس و ویژه و... همه از یک نوع، بدون تمایزی از هر نوع از درجه یک و دو و تک صندلی سوپر و سوپردولوکس و...، با قیمت نسبتاً ارزان و همگانی. صندلی هایی به راحتی صندلی های درجه یک هواپیماها که فقط بعضی وقت ها و هنگام عبور از قسمت درجه یک قیافه شان را دیده و دستی به جلو و عقب شان کشیده بودم، بزرگ و جادار و با قابلیت خواباندن پشتی تقریباً به اندازه ۱۵۰ درجه و جای پای عالی به جز دو صندلی ردیف جلو که جای پای مناسبی نداشت. این را هم بگویم که اتوبوس ها و رستوران های بین راهی مخصوص حجاج متعلق به یکی از دو شرکت بزرگ است؛ یکی به نام حافیل (HAFIL) و دیگری که نامش را یادم نیست...
● انتظارها
اغلب مسلمانان تصوری ماوراءالطبیعی از این سفر دارند، با آثاری ماورایی یا قدسی صادرشونده از عالم ملکوت. آنجا را مقدس ترین مکان روی زمین می دانند و برآورده کننده تمامی حوائج. این است که بسیاری اگر نه همه مسلمانان برای رسیدن به خواسته هایشان ولو خواسته های معنوی و عرفانی به آنجا می روند و بسیاری از روی تکلیف شرعی. به هر صورت عموماً دقت بسیاری به خرج می دهند تا اعمال و احکام را به درستی به جا آورند مبادا حج شان مقبول نیفتد و خواسته هایشان مستجاب نشود. راستی را که هم مدینه و هم مکه را خوب و تمیز نگه داشته بودند. قطع نظر از آن یکی دو برج تجاری- مسکونی بلند که واقعاً مزاحم بود و می گفتند متعلق به ملک فهد است؛ آسمانخراشی مدرن و بسیار بلند. اما خب همین را مقایسه کنید با حرم حضرت رضا(ع) در مشهد مقدس. آنجا هم زائر زیاد، درآمد خوب و اموال و موقوفات بسیار دارد. اما آن گونه حفاظت و نوسازی نشده است.
● نگاه پدیدارشناسانه
القصه، آنچه می خواهم بگویم این است که چه بسا آنچه مردم را بسیار خوش آید از این سفر زیارتی، احساس آرامش، انبساط خاطر و نشاط و فراغ بال است که منجر به تعابیر مختلفی از آن می شود که به یک زبان مشترک فرهنگی- مذهبی رازآمیز، به صورتی مورد قبول و ارزشگذاری شده نزد عامه با جملاتی این گونه؛ صفایی دارد، آنچه بخواهی مستجاب می شود، حال خاصی دارد و... بیان می شود. اسباب و موجبات زمینی یا زیستی (این جهانی) این انبساط خاطر و نشاط را می توان به شرح زیر برشمرد و تشریح کرد.
۱) آسوده خاطری
رها شدن از اشتغالات و گرفتاری های روزمره که غالباً اگر دلهره آور و نگران کننده نباشد، دست کم مانع راحتی اعصاب و آسایش خاطرند. این مورد گرچه در بیشتر انواع گردشگری (بخوانید توریسم) صادق است، اما در مورد سفر زیارتی حج بیشتر صادق است زیرا زائر حج تمتع اولاً مستطیع است، ثانیاً باید از اطرافیان و آشنایان حلالیت طلبیده و حساب و کتاب های خود را صاف و راست کرده و مخارج یک سال خودش و خانواده اش را هم فراهم کرده باشد. سفر حج عمره هم تا حدودی از همین قانون پیروی می کند. به هر حال سفری است که زائر دست کم وصیتنامه اش را نوشته و آسوده خاطر از تعلقات و اشتغالات روزمره، ۱۵ روز یا بیشتر را برای کسب تجربه یی روحانی یا معنوی آنچنان که از دیگران شنیده و پیشاپیش از طریق جامعه به طور ناخودآگاه به او تلقین شده و مدت ها در آرزوی آن به سر برده به خاطر شخص خودش ذخیره کرده است.
۲) تسلیم و تمکین
قناعت پیشگی و رضایت خاطر پیشاپیش و اراده معطوف به گذشت و تحمل و بردباری و تسلیم به مشیت الهی و تمکین از دستورات مذهبی در این سفر یک اصل اساسی است. در اینجا پیش فرضی که مورد قبول واقع شده این است که همه امور آسمانی و امور زیستی تحت سرپرستی مدیر و مسوولان کاروان بدون هیچ گونه غل وغش و سوءاستفاده یی به بهترین وجه سازمان داده شده و جای هیچ گونه گله و شکایت یا نارضایتی در بین نیست. وظیفه ?تو?ی زائر فقط انجام تکالیف مذهبی و اجرای رهنمودهای مربوط به خورد و خوراک و نوشیدن و اقامت و این حرف هاست. زیاده طلبی و بدبینی و سوءظن و پرخاش هم در کار نیست. چون می دانیم همه اینها در اخلاق دینی مذمت شده و به خصوص در این سفر هرگونه پرخاش و خشونت نفی شده و حتی در بعضی مراحل زیارت موجب بطلان آن است. بنابراین هیچ موجبی نه از درون فرد و نه از بیرون از او برای عصبانیت و نگرانی های معمول وجود ندارد. حتی آن میزان نگرانی و دغدغه های سفرهای سیاحتی هم که برای استراحت و آرامش است در اینجا وجود ندارد. آن سفرها حتی اگر با کاروان های سیاحتی هم انجام شده باشد باز سیاح یا توریست در هر شرایطی حداقلی از انواع دغدغه ها را دارد. از این قبیل؛ آیا مدیریت کاروان به همان اندازه که باید خدمات مختلف ارائه می داده و برای آن پول گرفته است، به خوبی انجام داده یا نه؟ کاروان دیگری با همین مقدار پول خدمات خیلی بهتری ارائه داده؟ برنامه از اول جور دیگری بوده و حالا جور دیگری انجام شده است؟ مترجم خوب توضیح نمی دهد. از اول نگفته بودند که برای سفرهای داخلی پول جدا می گیرند.
لباس هایم مثل لباس سایر توریست ها جذاب و مناسب این هتل چهار ستاره یا پنج ستاره نیست. چرا ما را برای خرید اینجا آوردند و نه آنجا. لابد با صاحب فروشگاه زد و بندی دارند. ما می خواستیم آثار تاریخی را ببینیم نه فروشگاه ها را. ما می خواستیم از مسیر آن شهر رد شویم و نه این یکی. و خلاصه انتظارات و خواست های جور واجور که خلق و خوی انسان را مخدوش می کند، در این سفر در بین نیست. چون کسی نیامده چیزی از این دنیای پرزرق و برق و فریبنده به دست آورد، و نه برای لذت ها و خوشی های کاذب و زائل شونده اگر نه سیری ناپذیر. عصبیت ها و دغدغه هایی که در اساس ناشی از زیاده طلبی های این جهانی است موقتاً کنار گذاشته شده است. نمی خواهم بگویم اصلاً زیاده طلبی، تجارت، خرید، سوداگری و سوغات بردن و توقع های بیجا و انتظار خوشگذرانی جسمانی و... در کار نیست. هست، اما در کم و کیف بسیار متفاوت و اندک و در حدود مشروع پذیرفته شده و مورد توافق همگانی است. انواع سلیقه های رنگارنگ و اختلاف سلایق و انتظارات گوناگون در طیف بسیار گسترده که ذاتی نوع انسان به ویژه انسان عصر مدرن است و در همه عرصه ها خود را تحمیل می کند، در این سفر زمینه بروز و ظهور ندارد. تمامی کاروان ها در دو درجه تعریف شده و امکانات یکسان است. سختی ناشی از وسایل نقلیه غیرمجهز، غذای متوسط، مسکن نامناسب و... هست. اما ذهنیت آماده شده از پیش معطوف به پذیرش تمام سختی ها است. اراده زائر کسب لذت، راحتی و آسایش نیست. برعکس خود را آماده سختی و گذشت کرده و با این نیت به سفر آمده است. لذا هرگونه ناهنجاری را از پیش با رضایت پذیرفته و تسلیم هرچه پیش آید خوش آید و قناعت پیشگی و پرهیز از اسراف و تبذیر شده است. همه آماده اند تخلفی مرتکب نشوند. تعرض و مشاجره و حقی از کسی پایمال نکنند. بنابراین از همان ابتدا خوش برخورد، خوش اخلاق و مهربان و داوطلب کمک به یکدیگر و گذشت و فداکاری اند. این همه خود عامل مهمی در راحتی و آسایش عمومی در این سفر است.
۳) آسایش در فضاهای زیارتی
به رغم هوای گرم و سوزان بیرون ساختمان ها، هوای داخل بناها به ویژه در درجه اول مسجد النبی در مدینه و سپس خانه خدا در مکه، بسیار مطبوع و خنک است. در مورد تهویه مطبوع هیچ خستی به خرج داده نشده است به طوری که این سیستم حتی برای فضاهای نیمه محصور (مسقف چادری و از اطراف باز نظیر فرودگاه حجاج جده و همچنین بام سایبان دار در مسجد النبی و...) نیز طراحی و اجرا شده و حتی سنگ های سفید کف سازی صحن مسجد النبی که زیر آفتاب سوزان قرار دارد و آن بخش هایی که نزدیک ساختمان است از زیر کف خنک می شود به گونه یی که کف سازی های دور از مسجد به شدت می سوزاند اما هنگامی که به آن سنگ های سفید رسیدید دیگر سوزش گرما را احساس نمی کنید. از لحاظ تهویه، خانه خدا که اساساً فضاهایش به داخل صحن باز است و هوای مسجد النبی نیز روزی حداقل دوبار یکی هنگام سحر پس از نماز صبح که هوا بسیار پاک و نسبتاً خنک است و یکی پس از نماز ظهر از طریق کنار رفتن گنبدهای عظیم متحرک کشویی و بسته شدن سقف های پارچه یی چترمانند، تهویه و تازه می شود. سقف های کشویی گنبدی شکلی با آن وزن سنگین در حدود ده تایی هستند و چنان آرام و نرم حرکت می کنند که من که برای عکاسی و فیلمبرداری از مدتی قبل در زیر یکی از آنها کمین کرده بودم متوجه شروع حرکت آنها نشدم. معماری فضاها به رغم بحث انتقادی تخصصی، زیبا و دلپذیر است. کف سازی و فرش ها بسیار تمیز و مرتب و آب خنک (زمزم) همه جا در دسترس. گوشه خلوت برای خواندن کتاب و دعا و قرآن و... و استراحت، حتی چرت زدن بدون ممانعت فراهم و این چقدر غنیمت است. من خود در مسجد النبی کتابخوانی در حالت درازکش و تمرین های یوگا را بدون کوچک ترین مزاحمتی تجربه کردم. دیگر از این بهتر چه می خواهی. مثل مسجد دانشگاه ها که محل استراحت و تجدید قوای دانشجویان است، مسجد النبی محلی بسیار خوب و ساکت برای کتابخوانی دانشجویان، طلاب و اهل علم و تحقیق است.
۴) سبکباری
احساس سبکی و رضایت یا حتی لذتی مطبوع ناشی از درآوردن انواع و اقسام لباس های جورواجور خفه کننده و رنگارنگ و کفش های تنگ و مزاحم، شورت، زیرپیراهنی، پیراهن، شلوار، کمربند، همه چسبان و تنگ و به جای این همه دو تکه پارچه سفید، بدون دوخت و یک دمپایی (بدون بند). همه چیز در نهایت سادگی بدوی، انسانً انسان. انسان چون انسان، آنچنان که خدا آفریدش، خودش و خودش همان گونه که در بهشت اولیه بود؛ برهنه بودن، احساس برهنگی (گرچه از درون) در خود، چشیدن لذت برهنگی بدون در معرض دید بودن (دست کم با نظریه یی روانشناختی). این همه یعنی رهایی از همه قیود دست و پاگیر تمدن، از جمله لباس های چسبان و تنگ آن هم در هوای گرم، نشستن و برخاستن و راه رفتن و دراز کشیدن روی زمین و استحمام کردن با همان وضعیت، بدون تکلف و نگرانی. دمپایی را رها کردن و پابرهنه راه رفتن در درون مساجد بزرگ و تمیز حتی در صحن بیرون، بدون نگرانی از همه چیزهای عادی زندگی که گرچه هر یک جزیی اند، اما چون زیاد و مکررند، برای آشوب ذهن کفایت می کنند. گرچه این مورد بیشتر شامل حال مردان است اما زنان نیز تا حدودی از دغدغه های نوع پوشش آسوده اند.
۵) فقدان آلودگی های شهرنشینی
امروزه دیگر روانشناسی شهری و تجربیات محیط زیستی به اثبات رسانده انواع آلودگی های زیست محیطی چقدر در افزایش تنش ها، افسردگی ها و اضطراب های روانی و در نتیجه رفتارهای پرخاشگرانه، ناسازگاری ها، احساس خستگی ها، بی حوصلگی و بالاخره افزایش ناهنجاری های روان تنی موثر است؛ آلودگی صوتی، بصری و تنفسی. در شهرهای زیارتی عربستان هوا گرچه گرم و سوزان اما بسیار پاک و پراکسیژن، مطبوع و سبک است. کافی است از آن هوای گرم بیرون و تفتیده در ه?رم آفتاب وارد سایه به خصوص وارد فضاهای خنک ابنیه زیارتی شوی تا احساس راحتی و آسایش را بازیابی و احساس راحتی و آسایشی بیش از وقتی که گرمایی و آفتاب سوزانی در کار نباشد. این را در خوزستان و بندرعباس هم تجربه کرده بودم، آسایش پس از سختی را. احساس راحتی و آسایش فراوان فضاهای خنک درونی، به ویژه ناشی از تضاد با هوای گرم بیرون و در واکنش نسبت به آن است. آسایش پس از سختی را کوهنوردان به خوبی تجربه کرده و آن را می شناسند. آیا لذت رسیدن به قله توچال با هلی کوپتر برابر لذتی است که کوهنوردان تجربه کرده اند. فتح قله ها پس از نفس زدن های نفسگیر و عرق ریختن ها حال دیگری دارد. رسیدن به قله بدون نفس زدن فقط یک لذت بصری ناشی از مشاهده چشم اندازهای زیباست.
اما فتح قله ها با آخرین تلاش و حداکثر ضربان قلب و ناگهان رها شدن در آن چشم انداز لذتی سًکرآور دارد. رها شدن روی قله و یکی شدن با طبیعت فقط در آن شرایط میسر است. شاید باید کمی بیشتر آلودگی های سه گانه محیطی و تاثیر آنها بر آشفتگی روح و روان را توضیح داد گرچه هر شهرنشینی امروزه به خوبی درگیر با آلودگی های محیطی است. آلودگی بصری فقط زشتی ناشی از انباشته شدن زباله ها، کیسه ها، انواع و اقسام بطری های نوشابه و آلوده شدن خاک پاک نیست، که در هر گوشه یی از شهرها دیده می شود. خیابان ها، مغازه ها، چراغ ها، نورهای تند، فروشگاه های رنگارنگ، تابلوهای تبلیغاتی و راهنمایی، چراغ های چشمک زن سر چهارراه ها و ماشین های پلیس راهنمایی، لباس های رنگارنگ که لزوماً زیبا نیستند، انواع خودنمایی ها که به زور خود را به تو تحمیل می کنند، نمی توانی نبینی آنها را، نمی توانی معذب نشوی، همه اینها تنش ناخواسته و اضطراب ناشی از فقدان فضای امن و آرام را به زور وارد روح و جان تو می کنند. حواس تو را مختل می کنند و هر لحظه به سویی، بلکه هر ثانیه، دم به دم تو را به سویی می کشند تا به آنها فکر کنی نه به خودت، به طبیعت، به کائنات، به وجود و هستی، به آدم و عالم، به رویاها، به انسان و انسانیت، به جهانی شایسته زندگی آدمی، جهانی عاری از بدی، شر، زور، خدعه و نیرنگ، بدخواهی، فریب و نیرنگ. بله چراغ راهنمایی زنگ خطر و هشدار است، و نتیجه اش بالا رفتن تنش درونی برای پرهیز از خطر. آژیر اتومبیل پلیس یعنی زندگی در این جهان بدون درگیری میسر نیست، یا زور برای تجاوز یا زور برای جلوگیری از تجاوز، در هر حال یادآور اینکه این جهان، جای آسودن نیست، باید دائم آماده باشی، دائم مراقب، دائم با حواس جمع کار کنی، راه بروی، و حتی بخوابی، مبادا در منزل را شب دوقفله نکرده باشی، ترس و نگرانی حاکم بر تمام لحظات زندگی در جهان کنونی.
۶) رهایی از آلودگی خواست
رهایی از انواع خواست ها که آزاردهنده اند و دست کم بنا بر نوعی قرائت دینی، شیطانی و آنجا که به بیان حضرت امیر (ع) ?آرزو تیره عقل است?. گرچه بسیاری از حجاج این آرزوها را با خود همراه و یدک می کشند اما به هر صورت فضای زیارتی حج مستعد گسترش و محرک این آرزوها نیست. از جمله فضای انسانی به ویژه در مکان های زیارتی، جنسیت و انواع تفاوت ها و امتیازات را دم به دم به ذهن مان القا نمی کند و زن خود را به رخ مرد و مرد خود را به رخ زن نمی کشد؛ زشت و زیبا، پیر و جوان، خوش هیکل و بدهیکل، علیل و سالم، دارا و نادار، زرنگ و تنبل، زبل و کودن، رئیس و مرئوس، فرادست و فرودست، دانشمند و عامی و... همه و همه یکدست و یکرنگ. همه سفیدپوش، بی هیچ تفاخر یا دست کم بهانه یی یا ابزاری برای تفاخر. از لباس فاخر و اتوکشیده، اتومبیل آنچنانی، جواهرات؛ انگشتر و حلقه و دکمه پیراهن و کت و شلوار، موبایل آنچنانی، کیف و کفش زیبا و عالی و گرانقیمت خبری نیست. در یک کلام هیچ یک از تعلقات و ابزارها یا چیزهایی که انسان را در نظر خلق خدا و دیگران مهم جلوه می دهد، و موجب امتیازی می شود، هر نوع امتیاز، امتیاز جسم، امتیاز دانش و سواد، دارایی، شأن و منزلت اجتماعی، مقام و قدرت سیاسی و... در اینجا محلی از اًعراب ندارد.
۷) پابرهنگی
می دانیم که امروز مشخص شده پابرهنه راه رفتن در احساس سبکی، نشاط و آرامش بسیار موثر است. اکنون در بعضی پارک ها (بخوانید بوستان ها)، باغستان ها و فضاهای سبز، مسیری را به منظور رفع خستگی برای پابرهنه رفتن طراحی و اجرا کرده اند که من خود در یکی از آنها در قسمت زیست محیطی در باغ ارکیده سنگاپور راه رفتم و احساس خوب آن را تجربه کردم. بگذریم که علاوه بر فرهنگ های کهنی که هنوز سنت پابرهنه بودن را حفظ کرده اند چندین دهه است که محیط زیست باوران (بخوانید اکولوژیست ها) تمرین پابرهنگی را در شهرهای بزرگ آغاز کرده اند. این را قبلاً در میان اهالی متمایل به زندگی طبیعی در سوئد و کشورهای اسکاندیناوی در درون منازل و فضاهای سبز و مسکونی دیده بودم. اما اخیراً آهسته آهسته این گرایش در حال گسترش است به طوری که بعضی طرفداران محیط زیست اکنون تمام قلمروهای شهری را پابرهنه طی می کنند و از این کار به رغم برخی ناهمواری ها و نامناسب یا کثیف بودن کف سازی ها لذت می برند. هنگام پابرهنه راه رفتن شما بافت زیر پای خود و گرما و سرمای آن را احساس می کنید. تفاوت چمن، سنگ، شن، ماسه، آسفالت، سنگفرش، سنگ صیقلی، همه و همه را احساس می کنید و از این طریق با محیط یگانه می شوید، جسم خود را بهتر ادراک، و با محیط احساس وحدت می کنید. می فهمید جسمی دارید آسیب پذیر و حساس که باید با جهان و طبیعت سر سازش و آشتی داشته باشد. در نتیجه با دقت و ظرافت، و با ملاحظه راه می روید، به چیزی لگد نمی زنید، با تفاخر پا بر زمین نمی کوبید. احساس تکبر نمی کنید و بنا بر توصیه قرآنی با تفاخر روی زمین خدا گام برنمی دارید. این حقیر بر آن است که لذت پابرهنگی در مکان های زیارتی به ویژه در طواف خانه کعبه و مسیر صفا و مروه توام با تند راه رفتن و عرق ریختن تجربه یی است که ناخودآگاه تاثیر نشاط انگیز و آرام بخش خود را بر جسم و جان زائر بر جای می گذارد.
۸) دویدن و عرق ریختن
عموم مردم به ویژه ورزشکاران به تجربه دریافته اند که فعالیت بدنی و به ویژه عبور از مرز عرق ریختن موجب نشاط و احساس حال خوبی در انسان می شود. متخصصان نیز می گویند علت این حال خوش این است که پس از ۲۰ دقیقه فعالیت بدنی و شروع به عرق کردن، غدد داخلی بدن فعال شده و با ترشح بعضی هورمون های نشاط آور نظیر سروتونین که ماده یی نشاط آور است موجب برطرف شدن اندوه و افسردگی و پیدایش احساس شادی می شود. در حقیقت منشاء فیزیولوژیک احساس نشاط و شادی هنگام دویدن، کوهنوردی و هرگونه فعالیت ورزشی را اینچنین دریافته اند و سبب آن را افزایش ترشح هورمون های نشاط آور می دانند. آیا این واکنش فیزیولوژیک تاثیری در آن احساس معنوی و روحانیت فضایی ندارد؟ هفت بار سعی صفا و مروه، به ویژه که با حالت دویدن مخصوص باشد که در بخش میانی مسیر برای مردان توصیه شده است، در حدود سه کیلومتر، به اضافه هفت بار طواف که آن هم بدون توقف و استراحت یا تنبلی و کاهلی انجام می شود، به اضافه خواندن دعاها همراه با جمعیت، همه با یک هدف، با یک نیت، عاری از هرگونه اندیشه و فکر بد و ناخوشایند، یا تعرض و بدرفتاری و تکبر، تحقیر، پشت پا زدن، پس زدن دیگری، بد و بیراه گفتن، خشم گرفتن، در صلح و صفا، هماهنگی، و وحدت کامل. آیا این همه، این فضای انسانی همدلی و یکرنگی، خود به اندازه کافی موجب پیدایش احساس خوب و حالت روحانیت یا آنچنان که در مکاتب یوگا گفته می شود، موجب افزایش انرژی های مثبت کائناتی ناشی از یگانگی و وحدت جسم و جان و اتصال به جان جهان نیست. در تکنیک یوگا گفته می شود هرچه تعداد بیشتری در کنش هماهنگ یگانگی جسم و روح شرکت داشته باشند انرژی های مثبت بیشتر و قوی تری در فضا منتشر می شود.
۹) سرود همبستگی کائناتی امواج انسانی
هر لحظه و از هر زاویه یی که وارد صحن خانه شوی، می بینی که گردش و چرخش بی وقفه ادامه دارد. انسان ها همچون خوشه های کهکشانی حول مرکزی در حال گردش اند. آیا این خود احساس ثبات در این جهان ناپایدار را به روح و جان آدمی القا نمی کند؟ به این صحن از بالا که نگاه کنی همان احساس را پیدا می کنی که آسمان پرستاره و کهکشان های آن را نظاره کنی. چیزی ثابت، مکانی پایدار، به همان پایداری و آرامش آسمان با ستاره هایش. ستاره های آسمان هم نابود می شوند، بخار می شوند، در سیاهچاله یی فرو می روند و نیست می شوند، اما آسمان پرستاره همواره باقی است. کهکشان کعبه نیز همچنان باقی است. گرچه ستارگان و اقمار این کهکشان نیز تک تک می روند، دائم می روند و آدم های دیگر جایشان را می گیرند، دائم جاها عوض می شود، بعضی می روند و دیگر نمی آیند، آدم های هر لحظه همان آدم های لحظه قبلی نیستند، عناصر مجموعه کهکشانی هر لحظه نو می شود، اما مجموعه کهکشانی همواره پیدا، بیدار، و پایدار است، هر دم نو می شود (نمادی از هوالحی القیوم و کل یومی هو فی شأن؟) اما از میان نمی رود، نه خواب دارد نه غفلت از چرخش و حرکت، نه فراموشی، فقط پنج بار در روز به صدای دلنشین اذان به یکباره از حرکت باز می ایستد، هیچ چیز از جا نمی جنبد، هیچ کس سر در کار دیگری ندارد، یک آهنگ، یک طنین، یک حرکت، یک ریتم و یک مرکز توجه. اگر آن مرکز هم بنا بر?کل شیء هالک الا وجهه? یک روزی از میان رفتنی باشد یا سرآمدی (بخوانید ?تقدیری?) داشته باشد، احساسی از ناپایداری در وجودش نیست. یا دست کم ما انسان های فانی و در رفت و آمد آن ناپایداری را احساس نمی کنیم. انگار تا آسمان خدا باقی است آن هم همان جا ایستاده، بیدار، بی خستگی، بی حالتی یا نشانه یی از اضمحلال. گاهی آن اندیشه و ذهن شیطانی کنجکاو و جست وجوگر و سر در پی پرسش های انسانی، می خواهد بداند بر فرض که حادثه یی آسمانی، یا بمبی اتمی روی خانه افتاد، چه می شود؛ پرسش در مورد جنگ هایی که انسان ها مسبب آنند، آن آشوب یا کائو (بخوانید فاجعه آخرالزمان)،آن لحظه یی که خداوند می گوید کوه ها همچون پنبه زده خواهد شد، در آن صورت چه بر سر این خانه، این حافظه و این میراث تاریخی- مذهبی خواهد آمد. آیا اینجا هم فانی است. این کهکشان روزی که نباشد، آن روز چگونه روزی است؟
ببینید هیچ چیز دیگری در جهان ذهن ?من? که مشمول این پرسش باشد، نیست. این خود کاشف از حس پایداری این بناست. نه خانه من، نه روستای من، نه شهر من، نه کشور، نه ملت، نه قاره ها، دولت ها که اصلاً نگو، حکومت ها و نظامات هم همین طور، آدم ها که دیگر هیچ، کوه ها و باغات و دشت ها هم، همه رفتن شان قابل تصور است. اما این مکان آنقدر پایدار به نظر می رسد که نه مرگ تدریجی آن متصور است و نه نابودی ناگهانی آن. نمی توانی تصور کنی تا کره زمین باقی است، او باقی نباشد. اگر هم روزی چنین شود آن عاملی دیگر است در روی زمین، نشئه یی دیگر، موجودیتی دیگر.
۱۰) احساس امنیت
ح?ر?م امن، خانه امن، حریم امنیت؛ گرچه گاهی حوادثی در این مکان های مقدس اتفاق افتاده نظیر فروریختن پلی در چند سال پیش که تعدادی مجروح و مصدوم داشت و تعدادی دیگر جان خود را در این حادثه از دست دادند. یا گاهی تیراندازی هایی با انگیزه های سیاسی یا جز آن که به وقوع پیوسته. اما این حوادث به ندرت و کاملاً استثنایی اتفاق افتاده و با فاصله زمانی زیاد. نهایتاً یک حادثه طی چند دهه، و این آنقدر نبوده که احساس امنیت در آن مکان را از بین ببرد. زد و خورد، فحاشی و دعوا و دزدی مشاهده نمی شود. مزاحمتی در این مکان ها وجود ندارد. همه چیز در آرامش و امن و امان است. گرچه در درون بعضی انسان ها غوغایی برقرار است که دیگری از آن بی خبر است. نیازها و دلشوره هایی که بسیاری برای رفع آن به این سرا آمده اند. اما از این همه لرزه ها و سیلاب های دنیای درون چیزی به بیرون درز نمی کند. آدم ها ضجه نمی زنند، فریاد بی پناهی سر نمی دهند. جنگ و نزاعی در کار نیست.
گرچه مظاهری از نظام سیاسی جابرانه و نظام اقتصادی تبعیض آلود، اگر نگوییم استثماری، در بیرون خانه در هیبت تنومند و سر به فلک کشیده برج های مدرن پیرامون خانه کعبه، به ویژه آن آسمانخراشی که می گویند متعلق به ملک فهد است و بدجوری تنه لش خود را به روی خانه انداخته- از بس نزدیک به آن و بلند است و معلوم نیست چگونه چنین اجازه ساختی داده شده است- خودنمایی می کند. با این حال این نیز جز در مواقعی که به آن توجه کنی و آن هم توجهی از سر آگاهی طبقاتی و سیاسی و تاریخی، مخًل احساس امنیت آنجا نیست. چه، شاید حتی بسیاری از زوار و حجاج را هم خوش آید؛ وقتی محو تماشای نوآوری های سازه یی و معماری و فضای مرکزی بزرگ و مرتفع، آسانسورهای راحت و شفاف، و بخش های تجاری و رستوران ها و سایر نمادهای زندگی مدرن شوند. در ?خانه? و همچنین در مدینه النبی چیزی از ظلم، درنده خویی جهان انسانی و انسان ساخته مشاهده و احساس نمی کنی، مگر از ظاهر به باطن رسوخ کنی و به اصطلاح از ?راسخون? باشی و پشت چیزها را ببینی، نظیر چهره فقر و بافت مسکونی تپه های پیرامونی در دست بازسازی را. این هم که برای همگان مقدور نیست. اکثر مردم با چنین اندیشه هایی خود را نمی آزارند و زیارت آرام بخش خود را خراب نمی کنند. این بحث ها ?سیاسی? است و اندیشه اش هم راهی به آن مکان مقدس ندارد.
۱۱) پیش فرض های مثبت و معنی دار
عامل مهم دیگری که در پیدایش احساس آن ?حال و هوا? و ?دریافت? های خاص وجود دارد طبعاً و به طور بدیهی پیش فرض هایی است که هر زائر خانه خدا، هر داوطلب زیارت، هر مسلمان تحت هر شرایط اعتقادی با خود حمل می کند. پیش فرض های اعتقادی تاریخی و همچنین پیش فرض های فرهنگی- توده یی. با این پیش فرض ها است که زائر وارد آن فضا می شود. اینها خود مقدمات آمادگی آن ?دریافت? است. چه بسا صرفاً همان احساس آرامش و اعتدال و امنیت فضایی- انسانی است با ویژگی های پیش گفته، به اضافه پیش زمینه های ذهنی و افزوده ها یا متعلقات القایی پیشینی پیش از حضور در مکان. منظور از مکان البته فقط فضای فیزیکی نیست، بلکه مکان به مفهوم پدیدار شناسی آن مورد نظر است که در بحث پدیدار شناسی مکان به ویژه مسجد النبی و خانه خدا بسیار حائز اهمیت است. رویکرد پدیدارشناسانه را می توانیم اجمالاً به این صورت بیان کنیم؛ اول تاثیر انگیزه حضور در مکان و دوم تاثیر عامل انسانی و بین الاذهانی آدم ها. این هر دو عامل را در پیدایش احساسات ماورایی، پرواز خیال، شور و جذبه روحانی، و در یک کلام ?دریافت?، ?وصل?، ?رسیدن به خواست?، ?سیراب شدن?، ?حال خاص? (بخوانید حال خوب)، ?برآورده شدن?، و ?پذیرفته شدن? نمی توان نادیده انگاشت.
اگر بخواهم آنچه را تاکنون گفته ام خلاصه کنم باید با کمال فروتنی عرض کنم بدون آنکه قصد رد و نفی تفاسیر، تحلیل ها، قرائت ها و نظریه های دیگر را داشته باشم، چه دیدگاه هایی که واجد ارزشی خصوصی و شخصی اند و چه دیدگاه های عرفانی و اعتقادی عام و پذیرفته شده مسلط، معتقدم عوامل پیش گفته را می توان در سه عامل زیر خلاصه کرد؛ سه عاملی که بدون تردید برای خلق مکانی ویژه و ?مقدس? (دست کم به مفهوم ذهنی- تاریخی آن) و در نتیجه برانگیختن احساسات روحانی و دریافت معنی بسیار موثرند.
الف) آمادگی ذهنی و عاطفی
ب) عوامل مادی زیست
ج) عوامل بیوپسیکولوژیک (زیست- روانشناختی)
۱۲) پایان سخن؛ آرمانشهر اسلامی
شهرهای مکه و مدینه و به طور عمده و دست کم مناطق زیارتی و تاریخی آنها شامل خانه خدا، مسجد النبی و حریم فضای شهری هر دو، مساجد تاریخی واقع در مناطق شهری پیرامون آنها مانند مسجد علی (ع) و مسجد عمر و مسجد بخاری و. . . و مناطق ویژه مانند مساجد سعبه و کوه ا?ح?د می تواند موضوع خلق مناطق ویژه یی باشد به نام آرمانشهر مسلمانان؛ بهشتی نه آسمانی بل زمینی. هویتی که زمینه های مادی و معنوی اش با آنچه گفته شد به خوبی فراهم است. گرچه هم اکنون هم و تا حدودی چنین تعبیری از خانه خدا و مسجد النبی دور از ذهن و غیرواقعی نیست. رواست که در آینده با ترتیبات فضایی (معماری، شهرسازی، و آمایش سرزمین) قوی تر و استفاده از آخرین تکنیک های فنی و ساختمانی، این مناطق تبدیل به بهشت روی زمین شود. تمثیلی و اشاره یی به بهشت آسمانی، بهشتی که نوع انسان شایسته زندگی در آن است. شهری درخور انسان، آنچنان که در قرآن با چهار واژه زیاد به آن اشاره شده است؛ امن، سلم، حی و طیب (امنیت، صلح، زندگی، شکوفایی و پاکی). اینها واژه هایی است که شهر خوب غالباً و به مناسبت های مختلف در قرآن با یکی از آنها یا جمع آنها توصیف شده است.
حمید نوحی
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست