پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
در جست و جوی آرامش از دست رفته

اگر ما دارای بهداشت روانی سالم هستیم باید از بروز فشارهای مختلف زندگی روزمره مان همچون دلهره، تنش های عصبی، خستگی ها و ناراحتی ها در زندگی خود پرهیز کنیم و در برابر ناامیدی ها، شکستها و پیشامدهای غیرمنتظره نیز هرگز سستی از خود نشان ندهیم زیرا در هر حال زندگی و طبیعت دارای قوانینی است که تمام آنها مورد پسند ما نیست.
بهداشت روانی حالتی از رفاه و آسایش است که در آن فرد توانائی هایش را باز می شناسد و قادر است با استرس های معمول زندگی تطابق حاصل کرده، از نظر شغلی مفید و سازنده باشد و بعنوان بخشی از جامعه با دیگران مشارکت و همکاری داشته باشد.
بهداشت روانی از آن جهت که رابطه مستقیمی با عملکرد فردی- اجتماعی و آسیب های روانی- اجتماعی دارد، از اهمیت زیادی برخوردار است و این اهمیت باعث تدوین و اجرای برنامه های متعدد بهداشت روانی در ابعاد مختلف پیشگیری، درمان و توانبخشی می شود این مسائل در واقع در برگیرنده تمام اهداف و فعالیت های بهداشت روانی است.
متأسفانه در بخش عظیمی از دنیا بهداشت روان و بیماری روانی باندازه سلامت جسمانی و بیماری جسمی اهمیت ندارد و مورد بی توجهی و غفلت قرار گرفته است.
عظمت بار بیماریهای روانی: امروزه حدود ۶۰۰ میلیون نفر از مردم دنیا از یک بیماری روانی یا رفتاری رنج می برند بر طبق آمار سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۱۱ حدود ۳۰ درصد از عمر سپری شده مردم با بیماری های عصبی- روانپزشکی همراه است.
بهداشت روان چیزی فراتر از فقدان یا نبود بیماری است. بعد مثبت بهداشت روان که سازمان بهداشت جهانی روی آن تکیه دارد. در تعریف سلامتی لحاظ شده است. در واقع سلامتی یک حالت رفاه فیزیکی روانی و اجتماعی است نه فقط فقدان بیماری و یا ناتوانی.
مفهوم بهداشت روان شامل احساس خود توانمندی در زندگی و درک همبستگی با دیگران و توانایی تشخیص استعدادهای بالقوه هوشی و عاطفی در خود است. به طور کلی می توان گفت: بهداشت روان به همه ما مربوط است نه فقط به کسانی که از بیماریهای روانی رنج می برند.
بهداشت روانی افراد جامعه متأثر از عوامل متعددی است، اگر چه این عوامل به صورت جداگانه مورد مطالعه قرار می گیرند ولی در واقع این موضوع چند وجهی متأثر از یکدیگر است. بدین معنی که افراد به علت شرایط محیطی یا عوامل فردی تعادل و آرامش روحی شان دچار تغییراتی می شود و هر چه شدت این عوامل زیادتر باشد، تأثیر و تهدیدش بیشتر خواهد بود. عواملی همچون: عدم برآورده شدن نیازهای اولیه، ناکامی، استرس، یادگیری، مسائل اجتماعی و رسانه های جمعی و... از عمده ترین تاثیرگذاران بر بهداشت روانی هستند.
● فراموش شدگان را دریابیم
هدف از بهداشت روانی ممانعت از شروع یک بیماری یا اختلال است. برنامه های آموزش بهداشت روانی (نظیر آموزش والدین برای تربیت کودکان، آموزش تاثیرات مواد و...)، برنامه های بالا بردن کارایی و توان افراد (نظیر برنامه های تقویتی برای کودکان محروم)، ایجاد سیستم های حمایت اجتماعی (نظیر بیمه های درمانی، ایجاد و حمایت از گروه های محلی و اجتماعی حمایت کننده از افراد مبتلا) نمونه های پیشگیری هستند.
هدف اقدامات این بعد از برنامه بهداشت روانی، شناخت به موقع و درمان فوری و مناسب اختلال (یا بیماری) است. تمام نظریه ها و اقدامات درمانی نظیر دارو درمانی، رفتار درمانی، شناخت درمانی، گروه درمانی، روانکاوی و... در غالب این بعد از بهداشت روانی قرار می گیرد.
هدف دیگر از بهداشت روانی، بازگرداندن و حفظ تمام یا قسمتی از توانایی های از دست رفته فرد به علت اختلال (یا بیماری) است، تا فرد بتواند به گونه ای مفید و سازنده به زندگی خانوادگی، اجتماعی و شغلی خود بازگردد. در واقع برنامه های این بعد با افراد و جلوگیری از بازگشت مجدد اختلال (یا بیماری) در فرد و حفظ و پیشبرد سلامت ایجاد شده (Rehabilitation) توانبخشی توسط درمان، سروکار داشته، اقدامات قبلی را تکمیل می کند.
موضوع بهداشت روانی و تامین آن برای مردم، سازمانها و دولتها بسیار مهم است، چرا که با کارایی فردی و اجتماعی افراد و در کنار آن با پیشرفت های علمی، صنعتی جامعه گره خورده است. امروزه اکثر کشورها منابع زیادی را برای بهبود بهداشت روانی جامعه صرف می کنند و در کنار آن با تدوین برنامه های جامع از سازمان ها و منابع محلی- اجتماعی نیز استفاده می کنند.
امروزه در بسیاری از جوامع در حال توسعه افراد و بیماران دچار مشکلات روحی، از ابتدایی ترین حق خود یعنی بیمه خدمات درمانی بهداشت محروم هستند و تاکنون هیچ گونه نشانه و حرکت موثری که نشان دهنده اهمیت بهداشت و سلامتی این افراد باشد دیده نشده است. در واقع افراد و بیماران دچار مشکلات روحی- روانی افراد فراموش شده هستند.
● آرامش روانی در نوجوانی و جوانی
نوجوانی را می توان یکی از مهم ترین دوره های زندگی و یک روند منحصر به فرد دانست. این دوره یک زمان بحرانی رشد و نمو است که از نظر فیزیولوژیکی، فیزیکی و روانی تحولات بسیار عمیقی در فرد ایجاد می کند و باعث می گردد نظم جسمانی و روانی نوجوان به هم بخورد.
نوجوان در این دوره از نظر جسمانی در حال رشد، ازنظر عاطفی نارس، از لحاظ تجربه محدود و از نظر فرهنگ اجتماعی بسیار شکننده و تحت تاثیر است.
آشوب درونی، واکنشهای انطباقی، بیگانگی، بحران های هویت، اضطراب، افسردگی، ترس های اجتماعی و امتناع از رفتن به دبیرستان، اکثرا همراه با اختلالات روانی و شخصیتی به صورت های مختلف در این دوره شایع می شوند.
ناآگاهی و بی توجهی والدین به تغییرات روانی در این دوره ممکن است منجر به بروز اختلالات خانوادگی و اجتماعی و منشاء بسیاری از انحرافات اخلاقی در نوجوانان شود.
بنابراین با شناخت و توجه به تغییرات جسمی و عاطفی و نیازهای نوجوان می توان او را در حل مشکلات کمک نمود. برای درک دنیای روانی نوجوانان باید بدانیم که او در این دوران:
- بسیار جسور، زودرنج، درون گرا، خودرای و برتری جو می شود.
- عقاید خود را محکم تر و آشکارتر بیان می کند.
- تمایل دارد با دوستان خود درددل کند.
- آزادی عمل داشته باشد و مورد تایید قرار گیرد.
- در این دوران او برای کسب هویت تلاش می کند.
نوجوان آرمان جوست و معتقد است که دنیا را مطابق با معیارهای خود عوض کند چون کارهای نوجوان معمولا افراطی و هوسی است از جانب بزرگترها غیرعادی تلقی می شود.
تغییرات خلقی یکی از ویژگی های بهنجار نوجوانان است. اگر به گفته های نوجوان اعتماد شود خوشحال خواهد شد. و زندگی اش را مثل دیگران اداره خواهد نمود و با زمینه های مختلف زندگی سازگار می شود.
توجه خانواده و احترام به نوجوان باعث می شود که بیشترین وقت خود را در کنار خانواده بگذراند و از نظر تحصیلی و اجتماعی پیشرفت کند.
والدین برای نوجوان یک تکیه گاه هستند آنها باید کمتر به او دستور بدهند و کمتر نظر خود را به او تحمیل کنند آنها باید قدرت خود را با نوجوانانشان تقسیم کنند تا بحران کمتر شود.
نوجوانانی که با مادر خود روابط حسنه ای دارند در پیشرفت تحصیلی، سازگاری با مدرسه و معلمان و داشتن هویت و خویشتن پنداری محکم و یکپارچه بهتر از نوجوانانی هستند که با مادر خود روابط صمیمی ندارند.
برای تضمین بهداشت روانی، کسب هویت و استقلال، سالمترین راه روابط نوجوانان با والدین به صورت دائمی و صمیمی است.
اختلاف و تعارض با برادر و خواهر مثل اختلاف با پدر و مادر برای او ایجاد ناراحتی می کند. تنهایی یکی از ویژگی های نوجوانی است و نشانه نابهنجاری یا بیماری نیست. نوجوان سعی دارد خود را از قید قدرتی که بزرگ ترهای خانواده- مدرسه و اجتماع اعمال می کنند رها سازد.
در این دوره شکل ظاهری بدن و مخصوصا چهره خیلی اهمیت پیدا می کند و عزت نفس را تحت تاثیر قرار می دهد.
احساس پذیرفته شدن از طرف دوستان در طول این دوره شکل می گیرد، آنها مرتب جلوی آینه می ایستند و لباس عوض می کنند بنابراین والدین باید در این دوره حساس باشند و مساله را حاد نکنند و رفتارهای او را برای دیگران بازگو نکنند.
از آنجا که پدیده خودکشی در بین نوجوانان بیش از سایر گروه های سنی است بنابراین والدین باید به نوجوان خود یاد بدهند که چگونه هیجانهای منفی را کنار بگذارد و دیدگاه مثبت داشته باشد.
دوران نوجوانی دوره شکنندگی است اگر این دوره بدون مشکل سپری شود نوجوان به بزرگسالی سالم تبدیل خواهد شد. اگر پدر و مادر به ضروریات فوق توجه ننمایند، احتیاجات نوجوان درک نشود و ثبات عاطفی در خانواده وجود نداشته باشد نوجوان دچار نابسامانیهای روانی خواهد شد.
جوانی نیز مانند کودکی و نوجوانی، دوره دگرگونی و تکامل است. رویدادهایی که در این دوره اتفاق می افتد بسیار مهم است و می تواند بهداشت روانی فرد را تا آخر عمر تحت تاثیر قرار دهد.
در این سنین مسائل مهمی نظیر ارتباط با دیگران، ادامه تحصیل، پیدا نمودن کار و حرفه مورد علاقه، ازدواج و تشکیل خانواده، داشتن فرزند، تحصیل فرزندان، سازگاری در زندگی زناشویی، سازگاری با محیط کار و... مطرح می شود که هر یک از این موارد در تضمین باتخریب بهداشت روانی سهم دارد.
● خشونت طلبی ژنتیکی یا اکتسابی؟
امروزه تقریباً انتظار داریم برای هر چیزی در جهان یک ژن وجود داشته باشد. این حرف چندان هم غیرمنطقی نیست. در واقع نقش ژنتیک در زندگی ما روز به روز بیشتر می شود و به نظر می رسد امروزه همه می دانند ژنتیک چیزی فراتر از رنگ چشم و فرورفتگی چانه است. اما دامنه تاثیر ژنتیک به تدریج به مسایل رفتاری واخلاقی نیز گسترش می یابد. آیا واقعاً ممکن است آنچه ما به آن بداخلاقی یا خلافکاری می گوییم تنها تحت تاثیر یک ژن به وجود آمده باشد؟
یکی از اولین تحقیق ها در این زمینه در سال ۲۰۰۲ در استرالیا انجام شد و به نتایج جالبی رسید. این تحقیق نشان می داد از میان افرادی که در کودکی در محیط نامناسب رشد کرده و یا مورد سوءاستفاده قرار گرفته بودند، افرادی که دارای سطوح پایین فعالیت این ژن بودند چهار برابر دیگران درگیر خشونت، سرقت و سایر اعمال ضداجتماعی شده بودند. حتی در میان آن دسته از افرادی که در شرایط مناسب کودکی خود را گذرانده بودند، میزان خشونت در افرادی با کاهش فعالیت اندکی بیش از متوسط جمعیت بود.
الیس مارتون، محقق اعصاب و روان در مرکز تحقیقات مغز دانشگاه ملبورن که بررسی های فراوانی داشته است، می گوید: این تحقیقات درباره ژنتیک خشونت یک مسئله را برای ما به اثبات رسانده است: ژنتیک است که ما را پرخاشگر می کند اما چاقوکشیدن، کار عوامل محیطی است.
و ضمناً همه افراد این گروه ها هم دچار این نقص ژنی نبودند. در واقع هنوز چندان مشخص نیست که میزان شیوع این نقص ژنی در جامعه چه قدر است. گرچه یک تحقیق که در سال ۲۰۰۹ انجام شده است، نشان می دهد که عوامل ژنتیکی می توانند تا ۵۰ درصد در گرایش افراد به سمت خشونت نقش داشته باشند.
در واقع هرگونه تلاش برای جبران اثر این ژن باید از طریق عوامل محیطی انجام گیرد. بررسی ها نشان داده است که مداخلات پیشگیرانه می تواند بسیار در این زمینه موثر باشد. چندی قبل تحقیقی که در دانشگاه کنیتیکت آمریکا انجام شده بود، نقش این مداخلات را نشان داد. در این تحقیق حدود ۳۰۰۰ نوجوان بین ۱۲ تا ۱۷ سال که دچار نقص در ژنی موسوم به هاتا بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. مطالعات نشان داد این نقص ژنی سالها پیش شناخته شده است و وجود آن احتمال بروز رفتارهای سوءمصرفی مواد مخدر و الکل و همچنین کاهش خویشتن داری را افزایش می دهد.
در این تحقیق، نیمی از این افراد به طور تصادفی تحت حمایت برنامه های آموزشی مبارزه با مواد مخدر قرار گرفتند. یک سال بعد این افراد با افرادی که تحت آموزش قرار نگرفته بودند، مقایسه شدند و نتیجه کار بسیار جالب بود. افراد گروه مقابل دو برابر بیشتر درگیر رفتارهای پرخطر مانند مصرف مواد مخدر شده بودند.
به طور کلی این یافته ها نشان می دهد که در صورت مداخلات مناسب در مقطع نوجوانی، آموزش می تواند بر سرنوشت افراد غلبه کند. این مسئله به ویژه از این جهت حایز اهمیت است که بررسی ها نشان می دهد اگر فردی در دوران نوجوانی گرفتار رفتارهای پرخطر نشود، احتمال اقدام به این رفتارها در ادامه طول زندگی اش به شکل قابل توجهی کاهش می باید.
● بازتاب تربیت در جامعه
منشاء خشونت چه غریزی و چه اکتسابی باشد اصلی ترین راه مقابله با آن جلوگیری از نهادینه شدن این پدیده در کودکان است. همانطور که پرخاشگری وجه غریزی دارد بسیاری از ویژگی های مثبت انسانی مانند صلح جویی و میل به تعاون و همکاری با دیگران نه تنها در انسان بلکه در حیوانات نیز از جایگاه غریزی برخوردار است.
همان طور که یافته های باستان شناختی به وجود خشونت از ابتدای حیات بشر اشاره دارند، شواهدی نیز دال بر وجود صلح جویی به عنوان یکی از ویژگی های اولیه انسان ارائه می کنند. بنابراین ذهن و روح کودک بهترین کارگاهی است که در آن می توان با اعمال عشق و محبت و روش های تربیت مناسب خشونت را محدود و مهار کرد.
متأسفانه خشونت خانگی یعنی پدیده ای که شیوع فراوانی یافته است علاوه بر این که منعکس کننده واقعیت های تلخ جامعه مانند فقر و بی توجهی است از بابت آینده و نقشی که خشونت در آن دارد نیز هشداردهنده است. کودک درسی را که در خانه و مدرسه یاد می گیرد در جامعه پس می دهد.
ما در جهانی زندگی می کنیم که خشونت با جلوه های سنتی و مدرن خود هنوز در آن پیشتاز است. طبق آمار سازمان بهداشت جهانی سالانه بیشتر از ۵/۱ میلیون نفر در جهان جان خود را به خاطر خشونت از دست می دهند. تعداد به مراتب بیشتری با عوارض جسمانی، جنسی و روانی شونت دست به گریبان هستند که میلیاردها دلار هزینه های درمانی، قانونی و تشکیلاتی دارد.
● راه حل چیست؟
- واقع بین و خوشبین باشید.
- انعطاف پذیر باشید و در برابر رفتار دیگران گذشت را هرگز فراموش نکنید.
- از مبارزه و مواجهه با مشکلات زندگی هرگز ناامید نشوید.
- رفتاری متناسب با سن و شخصیت خود داشته باشید.
- به اندازه کافی استراحت نمایید و از شب بیداری خسته کننده بپرهیزید.
- هفته ای یک بار استراحت نموده و سالی یک ماه نیز به گردش و تفریح بپردازید.
- ورزش و استنشاق در هوای آزاد و پاک را فراموش نکنید.
- به سوی طبیعت بروید، زیبایی های طبیعت را ببینید، به آنها بیندیشید و به خوبی ها فکر کنید.
- از داد و فریاد بیهوده خودداری کرده و در مقابل مسائل روزمره خونسردی خود را حفظ نمایید.
- وقتی عصبانی هستید، عصبانیت خود را با یک فعالیت بدنی بیرون بریزید.
- هرگز در اختلافات دیگران مداخله نکنید، مگر در فرصت های مناسب و در محیط آرام و آنهم صرفا برای رفع اختلافات طرفین.
- مشکلات عاطفی خود را در سینه نگهداری نکنید، اگر درد دلی دارید با افراد مورد اعتماد به درد دل بپردازید تا موجب تسلی خاطر و آرامش شما گردد.
- حتی الامکان هر مشکل را حل شده تصور کنید و در فرصت های مناسب در حل آنها بکوشید تا از بروز هیجانات در امان باشید.
- اگر در آن واحد با چند مشکل مواجهید بهتر است آنها را یک به یک حل کنید.
- برای انجام کارهای روزمره برنامه ریزی صحیحی داشته و از عجله کردن های بی مورد بپرهیزید.
به طورکلی مهارتهای زندگی شامل مهارتهایی است که باعث افزایش توانایی های روانی- اجتماعی افراد می شود و او را قادر می سازد تا بطور موثر با مقتضیات و کشمکش های زندگی روبرو شود. آموزش مهارتهایی چون حل مسئله و تصمیم گیری، تفکر خلاق نقاد، برقراری ارتباط، خودآگاهی، همدلی، مهارت مقابله با استرس و مهارت جرأت آموزی و ابراز وجود همزمان با شکل گیری شخصیت و رشد تفکر شناختی کودک و دوره های حساس نوجوانی می تواند به میزان زیادی از آسیب های روانی- اجتماعی آینده اش پیشگیری کند و بهداشت روانی مناسبی برایش شکل دهد.
تحلیل کارشناسانه رویدادها که توأم با آسیب شناسی و ارائه طرق پیشگیری و رویارویی یا مدیریت و درمان مسائل باشد نقش بسیار مثبتی در مقابله با خشونت و ایجاد بهداشت روانی ایفا می کند. در برابر مشکلات از هر نوعی که باشند اقدامات پیشگیرانه مبتنی بر پیش بینی های حرفه ای برای حفظ بهداشت روانی از همه کارسازتر است. بنابراین نکات گفته شده را فراموش نکنید.
علیرضا سزاوار
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست