پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
«تدبیر و امید» به تامین اجتماعی بازگردد

سازمان تامین اجتماعی با هشت بار تغییر مدیریت و چهار بار تغییر اساسنامه طی هشت سال گذشته و با خیل افرادی که یکباره به آن وارد شدند، هم اکنون در شرایطی است که گرفتن نبض و سایر علائم حیاتی آن نیز مشکل است و عارضه یابی آن به سختی میسر است.
تنازعات بین قوا بر سر مسائل سیاسی و شخصی و مستمسک قراردادن سازمان برای تسویه حساب، خدشهدار شدن استقلال مالی و اداری و عدم رسمیت بخشی به شخصیت حقوقی مستقل آن، عدم تناسب بین اختیار و مسوولیت ارکان عالی سازمان (هیات امنا، هیاتمدیره، مدیرعامل، هیات نظارت و...) عدم اعمال نظارت موثر و کارآمد بر نظامات تصمیمگیری، تصمیمسازی و اجرایی، عدم سه جانبهگرایی واقعی و عدم وجود تشکلهای واقعی کارگری، کارفرمایی و مستمریبگیران که دغدغههای صنفی و سازمانی آنها بر سایر وجوه شخصیتی و شخصی آنها سایهانداخته باشد، منکوب شدن بخشهای کارشناسی و کارشناسان سازمانی، حجم عظیم استخدام افراد دارای تحصیلات غیرمرتبط و دارای سن بالا، بیبرنامگی و خلأ مدیریت در سطوح مختلف، عدم توجه وافی و کافی به نظام برنامهریزی و امر آموزش و پژوهش و ICT و... از جمله علل و عواملی است که سازمان تامین اجتماعی را هم اکنون در شرایطی قرار داده که نیاز به احیا دارد و باید با تکیه بر سرمایه اجتماعی برخاسته از بدنه مدیریتی و کارشناسی سازمانی آن که دارای عرق و حمیت سازمانی بوده و هستند به احیا و درمان این سازمان پرداخت.
در آستانه شروع فعالیت دولـت «تدبیر و امیـد» بخشی از اولویتهای سازمانی و راههای احیای سازمان تامین اجتماعی که باید متولیان دولت جدید به آن امعان نظر ویژه و خاص داشته باشند، در این مطلب فهرستوار تبیین میشوند:
۱- اصلاح اساسنامه: لغو تغییرات نامساعد و مغایر با قانون و اصول و قواعد بیمهای که طی سالهای ۱۳۸۷ تاکنون در مورد اساسنامه سازمان تامین اجتماعی اعمال شده و به موجب آن سهجانبهگرایی، حفظ استقلال مالی و اداری و شخصیت مستقل حقوقی، تناسب اختیار و مسوولیت ارکان تصمیمسازی، تصمیم گیری و اجرایی سازمان و ... دچار خدشه و خلل اساسی شده است.
۲- تولید و انباشت سرمایه اجتماعی سازمان: مهمترین سرمایه هر سازمانی را میتوان سرمایه انسانی آن دانست؛ ولی طی سالهای گذشته نه تنها توجه لازم به این سرمایه صورت نگرفت، بلکه لطمات جبرانناپذیری به بدنه مدیریتی و کارشناسی آن وارد شد. از این رو، به نظر میرسد تعالی بخشی به سرمایه انسانی و بهینهسازی نظام مدیریت منابع انسانی بهویژه توجه به آییننامه استخدامی و نظام پرداختهای آن یکی از ضروریات سازمانی است.
۳- تجدید ساختار: روزآمدسازی ساختار هر سازمان با توجه به شرایط عصری و مولفهها و متغیرهای پیرامونی، یکی از ضروریات هر سازمانی است؛ ولی در سازمان تامین اجتماعی ارتقای ساختاری انجام نشده است؛ بلکه ساختارهای ضروری قبلی نیز بعضا دچار تحدید و تقلیل شدهاند، بنابراین به نظر میرسد ایجاد یکپارچگی و انسجام ساختاری و بهبود ساختار یکی از الزامات حرکتی اولیه سازمان است.
۴- مدیریت دانایی: طی سالهای اخیر بخشهای پژوهشی، فکری و دانش بنیان سازمان تامین اجتماعی قلع و قمع شدهاند و در حالی که تمامی سازمانها به سمت شکل دهی سازمان دانش بنیان و دانایی محور متناسب و پاسخگو به شرایط روز، حرکت میکنند این امر در سازمان تامین اجتماعی مغفول مانده و سازمان را در مقابل شرایط متحول درونی و بیرونی، بدون سلاح و دفاع رها کرده است. از اینرو، باید در زمینه تقویت و تحکیم جایگاه تفکر واندیشه ورزی سازمان تامین اجتماعی فکری اساسی کرد.
۵- سازمان یادگیرنده: انجام آموزشهای بدو استخدام، ضمن خدمت و بازآموزی، مهارت افزایی و ارتقای توان و دانش سازمانی با بهرهگیری از نظام استاد- شاگردی و آموزشهای پودمانی و استفاده حداکثری از فنون جدید نظیر آموزش الکترونیکی یکی از نیازهای اساسی سازمان تامین اجتماعی بوده و هست و درحال حاضر که نیروهای با تجربه سازمان بازنشسته شدهاند و چندین هزار نیروی دارای تحصیلات پایین طی هشت سال گذشته استخدام شدهاند، توجه به این امر حیاتیتر خواهد بود.
۶- نگاشت آینده: توجه به امر برنامهریزی و آینده پژوهی و تدوین برنامه استراتژیک روزآمد و پاسخگو به شرایط سازمان تامین اجتماعی بر پایه یک فرآیند جامع علمی از الزامات حرکتی هر سازمانی است که متاسفانه طی هشت سال گذشته به این موضوع در حرف و عمل و ساختار بیتوجهی و کم اعتنایی زیادی صورت گرفت و اساسا تغییرات هر ساله ارکان عالی و اساسنامه، تحقق این امر را ناممکن ساخته بود تا آنجا که حتی فرآیند تدوین، تصویب و اجرای برنامه و بودجه سالانه آن نیز دچار مشکل است.
۷- سازمان پاسخگو: بهبود سیستمها و روشها، بهینهسازی فرآیندها، اصلاح، توسعه و تعالی سازمانی، ارتقای مستمر کیفیت خدمات و در یک کلام پاسخگویی سازمانی و تکریم و احترام به ذینفعان از امور فراموش شده در سازمان تامین اجتماعی طی سالهای اخیر بوده است و حتی برخی از اقدامات گذشته دراین زمینه نظیر کمیته روانسازی امور، نظام پیشنهادها و... تعطیل شدهاند.
۸- سازمان موثر و فعال: حضور کارآمد و تاثیرگذار سازمان تامین اجتماعی در مجامع تصمیمسازی، تصمیمگیری و اجرایی کشور برای صیانت و ارتقای مصالح و منافع سازمانی و پیشگیری و جلوگیری از تحمیل قوانین و تصمیمات مغایر با اصول و قواعد بیمهای و تبیین مباحث علمی و کارشناسی سازمان برای دفاع از کلیت و خط قرمزهای کارشناسی سازمان طی سالهای اخیر در محاق مسائل سیاسی و شخصی قرار گرفته است که نتیجه این امر تصویب بسیاری از طرحها و لوایح مغایر با اصول و قواعد بیمهای و سرریزهای حمایتی به این سازمان بوده است.
۹- ترمیم وجهه سازمانی: به هر تقدیر سازمان تامین اجتماعی طی سالهای اخیر از نامنما (Brand) خدمت رسانی خود دور شده بود و به محلی برای تامین مطامع سیاسی و شخصی برخی افراد یا مستمسکی برای منازعات سیاسی و کشمکشهای قدرت بین قوای مختلف تبدیل شده بود؛ در حالی که سازمان تامین اجتماعی یک سازمان خدمت رسان اجتماعی است و باید وجهه آن نزد ذینفعان، شرکای اجتماعی، افکار عمومی و... ترمیم و اصلاح شود.
۱۰- سیاستزدایی: سازمان تامین اجتماعی حق الناس، امانت مردم، مشاع و بینالنسلی است و مکلف و مبعوث به ارائه خدمات بیمهای به ذینفعان براساس اصول و قواعد بیمهای است و به هیچ وجه نباید وارد دعواها و نزاعهای سیاسی شود و تنها کسانی میتوانند داعیه دلسوزی و دغدغهمندی نسبت به آن داشته باشند که آن را خرج مطامع و اهداف و نیات سیاسی و شخصی خود نسازند و پرچم آن را سفید نگه دارند؛ چرا که این سازمان مامن و خانه امید و نقطه امید و اتکای بخش قابل توجهی از اقشار مولد و زحمتکش جامعه بوده و باید باشد.
۱۱- اسناد بالادستی: باتوجه به غفلت سازمان طی هشت سال گذشته برای حضورفعال و موثر در مجموعههای راهبردی کشور که تدوین و ابلاغ سیاستهای کلی نظام را برعهده دارند و عدم وجود اصول و سیاستهای کلی نظام در زمینه «تامین اجتماعی» باید هر چه سریعتر در این زمینه اقدام و به ویژه نسبت به تدوین الگوی اسلامی ایرانی تامین اجتماعی در قالب فرآیند تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت کشور اقدام کرد؛ چرا که بیشک تامین اجتماعی یکی از وجوه مهم و تاثیر گذار الگوی زندگی اسلامی ایرانی و زیست اسلامی ایرانی است.
۱۲- تعمیم و گسترش بیمه: به منظور بهبود نسبت وابستگی سازمان تامین اجتماعی و ایجاد رشد بیشتر در ورودیها به نسبت خروجیهای آن و با توجه به اینکه در اثر تصویب و اجرای قوانین نامساعد و مغایر با اصول و قواعد بیمهای و عدم اعمال مدیریت و نظارت صحیح بر نحوه اجرای امور و فقدان مدیریت و ساماندهی بهینه مصارف، تعداد مستمری بگیران سازمان طی یک دهه اخیر دوبرابر شده است، لازم است تا درخصوص تعمیم و گسترش بیمههای اجتماعی به افراد مشمول قانون تامین اجتماعی اقدامات بایستهای صورت گیرد؛ به ویژه آنکه غالب ورودیهای سالهای اخیر ریسکهای پرخطر گزینشی بودهاند که سریعا به دایره خروجیهای سازمان وارد و در حوزه مصارف سازمان تامین اجتماعی قرار گرفتهاند.
۱۳- تامین و تضمین مالی: مدیریت بهینه مالی و تنظیم گردش مطلوب نقدینگی سازمان تامین اجتماعی با وصول به موقع حق بیمه و مطالبات سنوات بیمهای و به ویژه وصول مطالبات سنواتی سازمان از دولت در قالب پول نقد یا ارز یا املاک و ساختمان و در غیر این صورت سهام دولتی دارای بازدهی و نقدشوندگی بالا برای تامین منابع لازم جهت پوشش مصارف بیمهای و درمانی سازمان ضروری است.
۱۴- محاسبات بیمهای: یکی از غفلتهای تاریخی سازمان، فقدان توجه کافی به مقوله آمار بیمه (آکچواریا) و اصول، قواعد و محاسبات بیمهای است که در صورت توجه بیشتر، بسط و گسترش مفاهیم و آموزههای آن در سطح سازمان و فرهنگسازی آن در سطح جامعه به ویژه نظامات تصمیمسازی، تصمیمگیری و اجرایی کشور، میتوان امیدوار بود که از اتخاذ تصمیمات و تصویب مصوبات مغایر با اصول و قواعد بیمهای جلوگیری شده و شرایط فعلی و تعهدات آتی سازمان برای تصمیم گیران به خوبی تبیین میشد.
۱۵- فناوری اطلاعات و ارتباطات: اگرچه سازمان تامین اجتماعی در این عرصه پیشگام بوده و توفیقاتی نیز در این زمینه حاصل کرده است، اما شکلدهی به یک نظام یکپارچه و چند بعدی فناوری اطلاعات وارتباطات و ارائه خدمات الکترونیکی، اینترنتی و تحت وب به صورت برخط یکی از الزاماتی است که باید در سازمان تامین اجتماعی به آن توجه شود. به ویژه آنکه طی هشت سال اخیر هزینههای گزاف ولی بیثمری صرف پروژه کارت هوشمند، دیتا سنترها و... سازمان شده است.
۱۶- ارتقای فرهنگ بیمهای: با توجه به سطح پایین دانش بیمههای اجتماعی در بین خاص و عام و ضرورت ارتقای فرهنگ بیمههای اجتماعی در بین ذینفعان بالفعل (بیمه شدگان و مستمری بگیران) و بالقوه (مشمولان قوانین کار وتامین اجتماعی) وشرکای اجتماعی و مسوولان و متولیان نظامات تصمیمسازی، تصمیمگیری و اجرایی کشور، لازم است تا سازمان تامین اجتماعی به تولید و نشر محتوا، مدیریت ارتباطات و انجام امور فرهنگی و اجتماعی و اجرای کمپینهای اطلاعرسانی لازم اقدام کند.
۱۷- خدماترسانی مطلوب: ایجاد سرعت و سهولت و دسترسی مطلوب به خدمات بیمهای تامین اجتماعی به ویژه از طریق تقویت و گسترش عمودی و افقی فعالیت کارگزاریهای رسمی تامین اجتماعی که زمینه برخورداری عادلانه و فرصت و دسترسی برابر به خدمات را فراهم میسازد. تحقق این امر در امتزاج با مقوله فناوری اطلاعات و ارتباطات میتواند باعث تسهیل و تسریع امور ذینفعان شده و دستیابی به رضایتمندی شرکای اجتماعی را میسر خواهد ساخت.
۱۸- بهینهسازی نظام مدیریت: تغییرات سریع ارکان و اساسنامه سازمان، ورودی عده کثیری نامدیر و تعمیم تغییرات مدیریتی تا پایینترین سطوح سازمان و استفاده از مدیران غیر سازمانی حتی در سطوح عملیاتی و اجرایی (نظیر استان مازندران) که به تحقیر پرسنل خدوم و تلاشگر سازمان منجر شد و ... باعث برهم خوردن قوام و شاکله مدیریتی سازمان شده است که لازم است این حوزه مورد بازسازی ترمیمی و جبرانی قرار گرفته و نسلی از مدیران آینده برای سازمان تربیت شوند.
۱۹- نظام پایش و پیمایش: تغییرات سریع مدیریتی بدون توجه به تخصص و تعهد سازمانی، اولویت یابی نادرست وتسلط مباحث سیاسی بر تغییرات مدیریتی، نداشتن هدف و برنامه عملیاتی، ناکارآمد شدن ستادهای فکری و فرابخشی و بین بخشی و... باعث ایجاد احساس یله بودن در بدنه استانی و اجرایی سازمان شد، بنابراین لازم است تا اقدامات نظارتی و طرحهای ارزیابی و ارزشیابی لازم طراحی و به مورد اجرا گذارده شود.
۲۰- تعامل با شرکای اجتماعی: متاسفانه به تناسب کمرنگ شدن سه جانبهگرایی در ارکان عالی سازمان و متناسب با غیرواقعی شدن برخی از این تشکلها یا اقدامات ناصواب برخی از متولیان آنها، روابط و تعاملات سازمان تامین اجتماعی با این شرکای اجتماعی طی این سالها دچار تغییر و تبدیل و شدت و ضعف زیادی شد؛ بنابراین لازم است تا سازمان در این عرصه و به طور نظاممند تعاملاتی را با شرکای اجتماعی جهت صیانت از کیان و حریم سازمان (و نه دفاع از اشخاص و حضور در تبلیغات انتخاباتی و رفع مشکلات حقوقی شخصی افراد و ...) برقرار کرده و سامان دهد. مخلص کلام اینکه طی هشت سال گذشته، اولویتهای سازمان تامین اجتماعی و منافع و مصالح این سازمان و ذینفعان اصلی آن و ... چنان که باید و شاید مورد توجه متولیان امر نبوده و بیشتر منازعات سیاسی، رقابتهای انتخاباتی،
منافع حزبی و مقاصد سیاسی ملاک فکر و عمل سازمان بوده است.
بنابراین لازم است سازمان تامین اجتماعی دوباره احیا شود و شخصیت حقوقی مستقل و استقلال مالی و اداری آن محقق شده و اولویتهای سازمانی (و نه فردی، سیاسی و...) آن مد نظر ارکان و مدیران و کارشناسان سازمان تامین اجتماعی قرار گیرد و بیش از پیش و بهتر از گذشته به اولویتهای سازمانی بپردازد. به هر تقدیر سازمان تامین اجتماعی متکفل «تدبیر» معیشت و سلامت و نقطه اتکای و «امید» به آینده نزدیک به ۴۰ میلیون نفـر است و بیشک دولت «تدبیر و امید» اگر بخواهد به شعارهای خود جامه عمل بپوشاند باید «تدبیر و امید» را به این سازمان برگرداند.
علی حیدری
کارشناس تامین اجتماعی
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست