شنبه, ۲۶ خرداد, ۱۴۰۳ / 15 June, 2024
مجله ویستا

می‌خوام تو را نفس بکشم ...تو را زندگی کنم ...تو را بشناسم


می‌خوام تو را نفس بکشم ...تو را زندگی کنم ...تو را بشناسم

یه حس خوب وجودم رو پر کرده؛ حسی سرشار از انتظار، آرامش، شوق، نزدیکی، دیدار... یه جورایی نگاهم صفحه‌های تقویم رو ورق می‌زنه... منتظرم منتظر یه فرصت تا یه قدم دیگه نزدیک‌تر بشم به …

یه حس خوب وجودم رو پر کرده؛ حسی سرشار از انتظار، آرامش، شوق، نزدیکی، دیدار... یه جورایی نگاهم صفحه‌های تقویم رو ورق می‌زنه... منتظرم منتظر یه فرصت تا یه قدم دیگه نزدیک‌تر بشم به تو، به خودم...

آرومم، آروم و منتظر

ثانیه‌ها رو می‌شمارم، ثانیه‌هایی که به نام عشق رقم می‌خوره، به نام تو، به نام من

مشتاقم، مشتاق و آروم و منتظر تا تو این لحظه‌های قشنگ، قشنگ‌تر حست کنم...

دلم داره از شوق پر می‌کشه، به سوی تو، به سوی من...

نزدیکم، نزدیک و مشتاق و آروم و منتظر تا تو این لحظات نزدیکی که هر ثانیه‌اش می‌تونه گره‌گشای هزار دل دلداده باشه، عمیق‌تر شم

می‌دونی که بهانه این دیدار تویی

می‌دونی که هزار چشم منتظر، تو این ثانیه‌های عاشقی به آسمون خیره می‌شه

می‌دونی که هزار دل عاشق پای سفره‌های برکت زانو می‌زنه و اشک می‌ریزه

می‌دونی که هزار دست ناتوان به سمت آسمون دلت پر می‌کشه و طلب نیاز می‌کنه

می‌دونی که هزار لب به دعا باز میشه و هزاران فرشته بر لب‌های دعاگو بوسه می‌زنه

می‌دونی که بهانه این دیدار تویی...

دوست دارم تو تمام لحظاتی که لبخند گرم میزبان قلبمو گرم می‌کنه، تو تمام لحظاتی که لطف و محبت میزبان دلمو سرشار می‌کنه، تو تمام لحظاتی که بخشش و عظمت میزبان من و در نهایت کوچکی، بزرگ جلوه میده... تمام عشق و احترام و جسارتمو جمع کنم و از این میزبان یگانه خودشو طلب کنم...

خدای من...

می‌خوام تو رو نفس بکشم ...تو رو زندگی کنم ...تو رو بشناسم

می‌خوام پل بزنم از تو به تو، از تو به من...

می‌خوام نهایت ایمان و اعتمادمو محک بزنم... می‌خوام سقف ایمانمو بشکنم تا به آسمون تسلیم برسم...

می‌خوام بر فراز قله‌های معرفت و خودآگاهی پرواز کنم ... می‌خوام قد عشقمو به قد عشقت برسونم...