پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
مجله ویستا

کارگاه آموزشی به جای اپرای پکن


کارگاه آموزشی به جای اپرای پکن

نگاهی به نمایش ”سرزمین آب” نوشته ”جوهو آخو” و کارگردانی ”زوباولین لین” و ”غفار پورآذر”

اپرای پکن، به عنوان اپرای ملی چین از اواخر قرن ۱۸ شکل گرفت. اپرای پکن نمایانگر بخش مهمی از فرهنگ چینی است که با تلاش هنرمندان آن در دو قرن گذشته شکل گرفت و اکنون، به صورت یک هنر زیبا و خالص درآمده و مجموعه‌ای است از اپرا، باله، اکروبات، نمایش تاریخی و حیات نمادین اساطیر و افسانه‌های چینی با شخصیت‌ها و نقش‌هایی که ابعادی بسیار وسیع و تکامل یافته دارند.

داستان‌هایی که برای مردم در هر زمان و هر مکان آشنا و ملموس است. رفتار و حرکات بازیگران با زمان وقوع داستان هماهنگی دارند، اما داستان‌ها به نوعی برگزیده شده که بسیاری از مفاهیم امروزی را نیز می‌توان از ورای این افسانه‌های کهن دریافت و امروز بیشتر کارگردانان اپرای چینی که در به صحنه آوردن آثار سنتی و کلاسیک این نمایش مهارت دارند، چنین مفاهیمی را به خوبی به تماشاگر انتقال می‌دهند. این اپرا که مبتنی بر اپرای کهن آنوهی است؛ موسیقی و فنون اجرایی را از اپرای کان و اپرای کینگکیان و همچنین نواهای مردمی کهن اقتباس کرد و در نهایت تکنیک‌های نمایشی و موسیقیایی خاص خود را دارد.

این اپرا دو بخش دارد: اپرای "شهری" که شامل آوازخوانی است و اپرای "جنگی" که در برگیرنده حرکات آکروباتیک و شیرین کاری‌ها در قالب یک جنگ، تلفیقی ماهرانه از هنرهای رزمی و نمایشی است و در مواقعی هم برخی از اپراها ترکیبی از هر دو بخش هستند.

در این اپرا، مردان و زنان علاوه بر انجام حرکات نمایشی باید آوازخوانی هم بکنند. دیالوگ‌ها و مونولوگ‌های این اپرا به لهجه پکنی خوانده می‌شود و بعضی از کلمات با شیوه خاصی که ویژه اپرا است، تلفظ می‌شود. همچنین دو گروه ارکستر که سازهای زهی و ضربی می‌نوازند هنر آوازخوانی را همراهی می‌کنند که خود پیرو یک طرح ثابت و در عین حال ریتم‌ها و ملودی‌های متنوع است. "جینگو"، یک ساز دو تار قوسی کوچک، نقش ستون فقرات ارکستر را برعهده دارد.

هر حرکت دست و هر اشاره‌ای بدنی در این اپرا بیانگر یک معنا و مفهوم احساسی است. مثلا دست و بدنی که تماماً در حال لرزش است، نشان‌دهنده خشم است و کشیدن یک آستین بیانگر تنفر. بالا بردن دست و عقب زدن آستین‌ها بیانگر تعجب و حیرت است. یا پوشاندن صورت با آستین برای نشان دادن خجالت، چنگ زدن آستین به معنای جنگیدن یا پشت سر بردن دست برای نشان دادن استحکام و مقاومت در برابر خطر، ساییدن دست به هم برای نشان دادن نگرانی و... این حرکات گاهی تا ۲۰ دقیقه به طول می‌انجامد.

"سرزمین آب" باز هم توسط غفار پورآذر هنرمند ایرانی مقیم چین به صحنه آمد اما این بار نه در قالب اجرا بلکه به شکل کارگاه آموزشی برای علاقه‌مندان در حین اجرا به صحنه رفت.“

در اپرای پکن به طور کلی چهار نقش وجود دارد: مذکر، مونث، "صورت منقش"، و دلقک که خود از لحاظ سن و کار جداگانه گروه‌بندی می‌شوند. شنگ یا نقش‌های مردانه به سه دسته تقسیم می‌شود: پیر، جوان و استاد هنرهای رزمی. دن یا نقش‌های زنانه شامل جوان و میانسال، بی‌گناه و گناهکار، دختران با توانایی هنرهای رزمی و زنان پیر می‌شوند. جینگ یا نقش‌های صورت منقش همیشه توسط مردان نیرومند و روشنفکر با صورت‌هایی به رنگ روشن ایفا می‌شود. چو یا نقش‌های دلقک به وسیله یک سفیدی کوچک روی برآمدگی بینی مشخص می‌شود. این شخصیت گاهی اوقات مثبت، خوش قلب و خنده‌آور است، اما گاهی اوقات نیز منفی، حیله‌گر، بداندیش یا ابله است. هر نقش شیوه آوازخوانی و بازی خاص خود را دارد.

گریم هم در این اپرا از اهمیت خاصی برخوردار است و از ماسک‌های مختلفی تشکیل شده و خصایص عمده شخصیت‌ها را پررنگ و اغراق آمیز می‌کند. رنگ‌هایی که در گریم صورت به کار می‌رود بیانگر خصوصیات اخلاقی و درونی شخصیت است. قرمز مبین درستی و وفاداری است؛ سفید مکاری و حیله‌گری را بیان می‌کند؛ آبی نشانه قدرت، شجاعت و ذات کامجویانه است در حالی که زرد معرف یک شخصیت هوشمند اما درونگرا است. مشکی دلالت بر شخصیتی سالم و صادق دارد، در حالی که قهوه‌ای معمولاً نماد شخصیتی لجوج و خود رأی است.

لباس‌ها، فارغ از زمان وقوع داستان، عموماً گرفته شده از سلسله مینگ است. اسباب صحنه شامل یک دیوار پارچه‌ای، خیمه، سایبان، شلاق، بیلچه و اسلحه می‌شود. اسباب صحنه واقع‌گرا است اما در عین حال آنقدر ظریف و استادانه هم نیست که از جنبه نمایشی کار بکاهد. اغراق و نمادگری از ویژگی‌های اپرا است به طوری که برای نشان دادن لشگر از دو یا سه سرباز در صحنه استفاده می‌شود، برای نشان دادن تاختن بر اسب، شلاق به دست می‌گیرند و برای نشان دادن مسافت طولانی فقط یک دور، دور صحنه می‌زنند. گشودن یک در، پیاده‌روی در شب، قایقرانی، خوردن، آشامیدن و کارهایی از این دست همگی با شیوه خاص بازی بازیگران نشان داده می‌شود. بازیگران همچنین از چشم‌ها و حالات چهره‌شان برای القای بعضی معانی استفاده می‌کنند.

"سرزمین آب" باز هم توسط غفار پورآذر هنرمند ایرانی مقیم چین به صحنه آمد اما این بار نه در قالب اجرا بلکه به شکل کارگاه آموزشی برای علاقه‌مندان در حین اجرا به صحنه رفت. پورآذر که فارغ‌التحصیل مدرسه اپرای پکن است، به طور ویژه‌ای برای نگهداری و ترویج این اپرا تلاش کرده و حتی یک بار به همین منظور توسط دانشگاه پکن در مراسم ویژه‌ای تقدیر شد.

او برای اولین بار در سال ۸۶ بود که با اپرایی با عنوان "شاه میمون" در سیزدهمین جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آئینی سنتی ایران حضور پیدا کرد و از آن پس پای ثابت همه جشنواره‌های ایرانی شده است. او این بار با همراهی استاد ۶۵ ساله خود بیشتر از آن که به تماشاگرش لذت دیدن یک اپرای قدیمی چینی را اعطا کند، به او آموزش‌های ساده و مختصری درباره اپرای پکن داده مانند استفاده از رنگ‌ها، معانی آن در اپرا، داستان و... در بخشی از این اجرای کارگاهی از چند تماشاگر ایرانی کمک گرفته و با حضور آنان در صحنه کارگاه خود را ادامه می‌دهد.

نکته قابل توجه، تأکید او برای آموزش زبان چینی، سلام و احوالپرسی با تماشاگران بود که بیشتر به یک زمان کشی شبیه بود تا چیز دیگر. او از همان ابتدا به مخاطبان خود توضیح داد که این بار قصد دارد به جای تکرار دوباره اجرای شاه میمون، کارگاهی آموزشی و اجرایی درباره اپرای پکن برگزار کند اما هر گز نگفت که چه هدفی برای این آموزش یک ساعته آن هم در بزرگترین تالار شهر دارد. در دل این آموزش تکه‌های کوچکی از داستان پادشاهی که برای گرفتن سلاح‌‌های جنگی خوب راهی دریای غرب شد را توضیح داد و با کمک استاد پیر خود آن را اجرا کرد. مفهوم داستان "سرزمین آب" این بود که پادشاه وقتی به دریای غرب رسید و سلاح‌های مختلف آنان را آزمایش کرد، همه سلاح‌ها برای او سبک بودند.

او خواهان سلاح بزرگ و قوی دریای غرب که وزنی معادل دو تن داشت، شد؛ پادشاه آبهای غرب تعجب کرد و گفت تو توان برداشتن این سلاح را نداری، او گفت من با جادو می‌توانم این سلاح سنگین را بردارم و این کار را کرد و در نهایت موجب جنگ در زمین شد. قصه‌ها و داستان‌های اساطیری اپرای پکن قابلیت به روز شدن فراوانی دارند و یکی از ویژگی‌های آن‌ها در همین راستا جذابیتشان برای مخاطبان امروز است؛ اما این اتفاق زمانی می‌تواند قابل توجه باشد که مخاطب بتواند داستان را در دل یک اجرای واقعی اپرای پکن تماشا کند، در حالی که آن چه این بار پورآذر برای تماشاگران اجرا کرد، یک اپرای کامل پکن نبود.

آوازهای آن تا حد ممکن حذف شده بود و کار قابلیت نمایشی قابل توجهی در اجرا نداشت. از سوی دیگر آموزش این اپرای پر از حرکت و نشانه در ۸۰ دقیقه امری دور از ذهن و ناشدنی است. به نظر می‌آمد این بار این هنرمند ایرانی شرایط یا آمادگی کامل برای اجرای نمایشی جدید را نداشته، بنابراین سعی می‌کرد تماشاگرانی که در تالار وحدت به استقبال این اجرا آمده بودند را نگه دارد.

فروغ سجادی