سه شنبه, ۱۱ بهمن, ۱۴۰۱ / 31 January, 2023
مجله ویستا

دهمین سالگرد هشتم آذر, روز صعود ایران به جام جهانی


دهمین سالگرد هشتم آذر, روز صعود ایران به جام جهانی

اگر هشت آذر برای مردم عرب خاطره آغاز «جنگ خلیج فارس» در سال ۱۹۹۰ را زنده کند و برای مردم کره جنوبی یادآور سقوط هواپیمای بوئینگ در سال ۱۹۸۷ باشد که در آن ۱۵۰ نفر کشته شدند و برای جماعت سینما باز سالروز مرگ کری گرانت در سال ۱۹۸۶ به حساب بیاید و البته برای اهل IT سالگرد اولین استفاده از واژه «مایکروسافت» در یکی از نامه های بیل گیتس باشد, برای مردم ایران تنها یک خاطره را زنده می کند

اگر هشت آذر برای مردم عرب خاطره آغاز «جنگ خلیج فارس» در سال ۱۹۹۰ را زنده کند و برای مردم کره جنوبی یادآور سقوط هواپیمای بوئینگ در سال ۱۹۸۷ باشد که در آن ۱۵۰ نفر کشته شدند و برای جماعت سینما باز سالروز مرگ کری گرانت در سال ۱۹۸۶ به حساب بیاید و البته برای اهل IT سالگرد اولین استفاده از واژه «مایکروسافت» در یکی از نامه های بیل گیتس باشد، برای مردم ایران تنها یک خاطره را زنده می کند. خاطره روزی که در آن سرنوشت سی ودومین تیم جام جهانی، در ورزشگاه کریکت شهر ملبورن رقم می خورد. به هر حال در وضعیتی که تنها ده روز تا ضیافت قرعه کشی مسابقات جام جهانی ۱۹۹۸ در استادیوم «ولودروم» مارسی باقی مانده بود و البته هجده ماه از اولین مسابقه تیم ملی در مسابقات مقدماتی می گذشت، بالاخره داستان صعود ایران به جام جهانی به فصل آخر خود رسیده بود. جایی که ایران در بازی رفت پلی آف آسیا- اقیانوسیه در ورزشگاه آزادی، روی اشتباه مهدی پاشازاده در دفع توپ گل خورده بود و البته حتی گل خداداد عزیزی هم نتوانسته بود مردم ایران را به صعود به جام جهانی امیدوار کند. ولی با وجود آن به خاطر اعتیاد مردم به فوتبال کسی نمی توانست به مسابقه برگشت ایران- استرالیا بی اعتنا باشد. به هر حال استرالیا در آن سال تیمی داشت که هر یازده بازیکن فیکس آن در لیگ برتر انگلیس بازی می کردند و از پیش رو برداشتن آنها در تصور تماشاگران فوتبال ایران غیرممکن بود. با وجود این صبح چهارشنبه هشتم آذر وقتی مردم روی عادت آن دوران خود کنار کیوسک های مطبوعاتی می ایستادند تا تیتر روزنامه های دوم خردادی را بخوانند، دیدند که دو سه روزنامه ورزشی آن روزها انرژی زیادی گذاشته بودند تا تیترهای امیدوارکننده روی صفحه یک خود چاپ کنند. در آن دوران غیر از «ابرار ورزشی» که روزنامه بی رقیبی بود و «ایران ورزشی» که با روی کار آمدن دولت خاتمی و سیاست های جدید موسسه مطبوعاتی ایران در دوازده صفحه تمام رنگی چاپ می شد انتشار «خبر ورزشی» هم در کنار مسابقات مقدماتی جام جهانی آغاز شده بود. البته «خبر ورزشی» تنها شنبه و پنجشنبه برای مانور روی مسابقات تیم ملی در مقدماتی جام جهانی چاپ می شد و هشتم آذرماه روز انتشار آنها به حساب نمی آمد اما مدیران آن یک لت چهار صفحه یی را روی پیشخوان کیوسک ها فرستاده بودند. به هر حال یک نگاه سطحی به صفحه یک روزنامه ها کافی بود تا هیجان باز هم در مردم زنده شود. البته این هیجان اصلاً ارتباطی با صعود تیم ملی به مسابقات جام جهانی نداشت. آن روز همه می دانستند که صعود تیم ملی به جام ۱۹۹۸ بیشتر به یک معجزه می ماند و برای همین، اینکه هشتم آذر برای تیم ملی پایان یک دوره هجده ماهه بود، برای مردم هیجان انگیز به حساب می آمد. به هر حال ایران اولین مسابقه خودش در مسابقات مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸ را در خردادماه سال ۷۵ آغاز کرده بود. بازی ایران با مالدیو بود و مردم از رادیو فهمیدند که چه رکوردی به ثبت رسیده است. البته آن شب شبکه سوم بازی را با تاخیر پخش کرد. آن هم با گزارش عادل فردوسی پور که در آن دوره گزارشگر گمنامی در فوتبال ایران بود. فردوسی پور بود که در گزارش آن بازی از رکورد جدید فوتبال ایران حرف زده بود. از رکورد پرگل ترین پیروزی در مسابقات رسمی فیفا که با هفده گل فوتبالیست های ایران به مالدیو به فوتبال ایران می رسید. به هر حال تیم ملی با آن آغاز توفانی و دو پیروزی دیگر علیه قرقیزستان و سوریه با ۲۵ گل زده کارش را در دمشق تمام کرد. تیم ملی با سرمربیگری محمد مایلی کهن سه بازی برگشت در استادیوم آزادی را هم خوب آغاز کرد. هرچند با وجود اینکه همه انتظار داشتند تیم ملی در بازی با مالدیو در ورزشگاه آزادی به رکورد بیست گل برسد ولی ایران تنها ۹ گل زد و البته یک پنالتی ایران را هم «شاه اسماعیل» گلر مالدیو دفع کرد. البته اگر پیروزی کم رنگ در بازی با قرقیزستان را کنار بگذاریم، می رسیم به مسابقه نهایی گروه با سوریه؛ دیداری که در آن محمد مایلی کهن برای ادب کردن ستاره های تیمش افشین پیروانی و علی دایی را روی نیمکت نشاند تا مسابقه دو تیم ۲-۲ تمام شود. به هر حال این نمایش هم کافی بود تا ایران به جمع ده تیم برتر آسیا در مسابقات مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸ برسد؛ جایی که در کنار چین، عربستان، کویت و قطر در یک گروه ایستاد و برای صعود به جام جهانی به صدر نشینی در این گروه احتیاج داشت. اولین بازی تیم ملی در راند دوم مسابقات مقدماتی جام جهانی دیدار با تیم ملی چین در پکن بود. دیداری که دراماتیک تر از آنچه تصورش می شد به پایان می رسید. تیم ملی در ورزشگاه مردم پکن در وضعی که ۴۵ هزار تماشاگر چینی تیم کشورشان را تشویق می کرد در یک ساعت ابتدایی مسابقه ۲ بر صفر از چین عقب افتاد. اولیه رگه های بازگشت تیم ملی ضربه پنالتی کریم باقری بود که به تور دروازه رسید. پس از آن بود که دوگانه مشهور مهدی مهدوی کیا اتفاق افتاد. اگر گل ابتدایی او را تماشاگران فوتبال ایران بارها در مسابقات آن دوره پرسپولیس دیده بودند و چندان برایشان تماشایی به حساب نمی آمد اما گل دوم او که روی شوت ۴۵ متری مهدی به تور دروازه تیم ملی چین رسید آنقدر تماشایی بود که تا چند سال بعد در تیتراژ «ورزش و مردم» با آن موزیک خاص پخش می شد.آن مسابقه را ایران ۴ بر ۲ برد تا دومین مسابقه و البته حساس ترین بازی تیم ملی در ورزشگاه آزادی آغاز شود؛ دیدار با تیم ملی عربستان که سرسخت ترین رقیب تیم ملی برای صعود به جام جهانی بود. به هر حال در آن بازی احمدرضا عابدزاده باز هم از آن گل هایی خورد که دیگر همه به آن عادت داشتند؛ از آن گل هایی که عابدزاده روی آن حتی گام از گام برنمی داشت و تنها توپ را نگاه می کرد. این بار تور دروازه ایران هم پاره بود تا همه تصور کنند که اصلاً گلی به ثمر نرسیده ولی وقتی «السواید» پس از شوت سی متری خودش از شادی فریاد کشید، تمام صد هزار تماشاچی ورزشگاه آزادی ساکت شدند. هر چند که این سکوت با پنالتی مدافعان عربستان روی علی اصغر مدیرروستا شکسته شد. البته وقتی «اوکادا» داور ژاپنی مسابقه به علامت ضربه پنالتی در سوت خود دمید یک اتفاق جالب دیگر هم در ورزشگاه افتاد. آن اتفاق برمی گشت به گزارش مشترک بهرام شفیع و اسکندر کوتی. زمانی که پنالتی گرفت نوبت گزارشگری شفیع بود اما همه با شگفتی تمام شنیدند که کوتی پس از سوت داور خدا را شکر می کرد و «تکبیر» می فرستاد. به هر حال آن پنالتی را کریم باقری به اوت زد تا دروازه محمد الدعایه در وقت دوم مسابقه باز شود. گلزن کسی نبود جز خود کریم باقری. پس از آن تساوی خانگی، ایران یک تساوی دیگر را هم در کارنامه خودش ثبت کرد. آن هم در وضعیتی که تا ثانیه های پایانی مسابقه از تیم ملی کویت و ستارگانش بدر الحاجی و جاسم الهویدی عقب بود و دست آخر با گل کریم باقری بازی به تساوی کشیده شد. در بازی آخر ایران در مسابقات رفت با دو گل کریم باقری و تک گل علی دایی ۳ بر صفر قطر را شکست داد. مسابقات برگشت باز هم با یک پیروزی عجیب برای ایران آغاز شد. علی اصغر مدیرروستا، منصوریان، باقری و دایی چهار گل ایران را در پیروزی ۴ بر یک علیه تیم ملی چین به ثمر رساندند. پس از آن مسابقه بود که ناکامی های ایران آغاز شد. تا پیش از آن تیم ملی با ۱۱ امتیاز از ۵ بازی ابتدایی خودش صدرنشین گروه A مقدماتی جام جهانی در قاره آسیا بود اما سه بازی آخر ایران آنقدر تاسفبار بود تا ایران شانس صعود را از دست بدهد. در این سه بازی ایران تنها یک امتیاز گرفت. بازی ابتدایی در ورزشگاه ملک فهد شهر ریاض انجام شد و در وضعی که علی اکبر استاد اسدی به خاطر تکل خطرناک از بازی اخراج شد، یحیی گل محمدی که آن دوران اصلاً فوتبالیستی در کلاس بین المللی نبود، به زمین آمد و تک گل تیم ملی عربستان هم در ثانیه های پایانی بازی روی ضعف گل محمدی با ضربه کشنده خالد الموالید به ثمر رسید. بازی بعدی در استادیوم آزادی با کویت انجام شد که هر صد هزار تماشاگر تیم ملی شاهد تساوی بدون گل تیم ملی بودند. پس از آن در مسابقه آخر در وضعیتی که اگر ایران می توانست در دوحه قطر را شکست دهد، دیگر صعودش به جام جهانی قطعی می شد؛ اما نه تنها ایران در آن مسابقه ۲ بر صفر به قطر باخت که حتی در دو بازی آخر گروه که ایران در آن دور استراحت داشت، قطر به عربستان راه داد و در بازی خانگی به آ نها باخت تا ایران تیم دوم گروه A شود. مردم داستان های جالبی در توجیه آن شکست عجیب به قطر ساختند. یکی از آنها برمی گشت به ماجرای تراشیده شدن سبیل کریم باقری در شب پیش از بازی با قطر و داستان عدم تعادل او در مسابقه. به هر حال با این اتفاقات کار ایران به پلی آف قاره آسیا کشید. دیداری که در ورزشگاه «جورو بهارو» کوالالامپور انجام شد و به خاطر قرابت جغرافیایی ژاپن با مالزی تمام استادیوم پر از تماشاگران ژاپنی بود و دست آخر با پیروزی ۳ بر ۲ ژاپن ختم شد. در آن مسابقه با وجود اینکه خداداد عزیزی و علی دایی با گل های خودشان تیم ملی را ۲ بر یک جلو انداختند اما دست آخر در ثانیه های پایانی وقت اضافی بازی اوکانو روی دفع آماتورگونه احمد عابدزاده که در آن بازی مصدوم شده بود، گل سوم ژاپن را زد تا کار ایران برای صعود به بازی پلی آف آسیا - اقیانوسیه برسد؛ بازی با استرالیا.

▪ جشن آغاز شد

به هر حال اگر بخواهیم از اتفاقات بازی رفت در استادیوم آزادی بگذریم می رسیم به اینکه تیم ملی پس از بازی عصر شنبه، یکشنبه صبح به امارات رفت، از آنجا به سیدنی پرواز کرد و از سیدنی هم با یک پرواز دیگر به ملبورن رسید؛ سفری که ۲۰ ساعت طول کشید. صبح روز چهارشنبه هشتم آذر اصلاً کسی توقع نداشت معجزه یی اتفاق بیفتد ولی کسی نمی توانست قید تماشای بازی را بزند. برای همین اصلاً عجیب نبود که ظهر چهارشنبه تمام کارمندان از ادارات خود مرخصی ساعتی بگیرند و دانش آموزان هم از صبح با ناظم بحث کنند تا سر بازی در نمازخانه مدرسه مسابقه را تماشا کنند. به هر حال هر جور بود سر ساعت سه بعدازظهر دیگر کسی در خیابان ها نبود. همه پای تلویزیون نشسته بودند تا بازی تیم ملی را تماشا کنند. دیدار در ورزشگاه کریکت ملبورن آغاز شد و احمدرضا عابدزاده در نیم ساعت ابتدایی بیست و یک توپ را مهار کرد. به هر حال هری کیول در دقیقه ۳۲ و ویدمار در ثانیه های ابتدایی وقت دوم استرالیا را پیش انداختند تا ۸۵ هزار تماشاگر استرالیایی جشن صعود را آغاز کنند. اما کسی نمی داند که معجزه چه وقتی اتفاق افتاد؛ زمانی که مهدی پاشازاده با سر توپ را از خط دروازه بیرون انداخت یا وقتی که عابدزاده توپ را با یک دست گرفت. اما احتمالاً خوش شانسی ایران در آن بازی برمی گشت به یک تماشاگر دیوانه که سابقه به هم ریختن مسابقات اسبدوانی را هم داشت. او به زمین آمد و تور دروازه ایران را پاره کرد. بازی پنج دقیقه متوقف شد تا تور ترمیم شود و البته عابدزاده در این مدت برای خودش معلق می زد. بازگشت ایران به بازی عجیب تر از آنچه بود که تصورش می شد. بیست دقیقه مانده به پایان مسابقه خداداد عزیزی در موقعیتی که آفساید بود و کمک داور آن را ندید به کریم پاس داد تا اولین گل ایران رقم بخورد. سه دقیقه پس از آن هم که دیگر سه گانه کریم، خداداد و دایی ایران را جاودانه کرد. ایران به جام جهانی صعود کرد آن هم در شرایطی که ساندر پول داور مجاری هشت دقیقه وقت اضافی گرفت. اما این وقت اضافی غیرمتعارف حکم نیرویی را داشت که فنر جشن مردم را عقب و عقب تر برد تا اینکه بالاخره سوت پایان زده شد. دایی هیجان زده پول را بوسید و مردم به خیابان ریختند. جشن آغاز شده بود. چند سال بعد مصطفی هاشمی طبا رئیس وقت سازمان تربیت بدنی کتاب «داستان یک صعود» را در وصف اتفاقات آن بازی نوشت؛ کتابی که وقتی در آن هاشمی طبا به صحنه گل دایی رسید، نوشت؛ «نمی دانم چه شد،»

مهدی امیرپور



همچنین مشاهده کنید





سایت زومیتسایت اکوایرانسایت دیدارنیوزسایت دیجیاتوسایت جمارانسایت تجارت نیوزسایت سلام نوسایت الفسایت رکناسایت فرادید