یکشنبه, ۳۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 July, 2024
مجله ویستا

پشت حصاری که دیگران به دور خودکشیده اند کسی مثل شما هست


پشت حصاری که دیگران به دور خودکشیده اند کسی مثل شما هست

شما هدیه خدایید. خودتان را به دنیا بیاورید. بگذارید از پوسته تان بیایید بیرون. خودتان را از شر این عقاید خود - دفاعی مزخرف خلاص کنید. همین عقاید هستند که من و شما را از با هم بودن …

شما هدیه خدایید. خودتان را به دنیا بیاورید. بگذارید از پوسته تان بیایید بیرون. خودتان را از شر این عقاید خود - دفاعی مزخرف خلاص کنید. همین عقاید هستند که من و شما را از با هم بودن دور نگه می دارند. بیایید دوباره اعتماد کردن را یاد بگیریم، بخشیدن را یاد بگیریم و باور کنیم که من و شما بیش از آنچه با هم تفاوت داشته باشیم، مثل هم هستیم. نمی دانم مرا در کجای زندگی خود قرار می دهید، ولی باور کنید من جایی غیر از آنجا که شما هستید، نیستم. من هم به اندازه شما گیجم. من هم به اندازه شما تنها هستم. من هم به اندازه شما مأیوسم. من هم اغلب گریه می کنم. من هم بیشتر از شما نمی توانم به سؤالاتم جواب بدهم. من هم دیگر سؤال نمی کنم. من هم توی همان جریانی هستم که شما هستید.

من هم دیگر دنبال جوابی برای سؤالاتم نیستم. من فقط فکر می کنم همین که هستم شگفت آور است. مردم برای من نامه می نویسند و می پرسند مرگ برای چه درد برای چه چرا بچه ها باید بمیرند چرا ما باید مأیوس باشیم و از این جور چیزها. من در جوابشان می نویسم: «از کدام گوری باید بدانم آدم های خیلی خیلی گنده تر از من، قرن هاست که این سؤالات را پرسیده اند. من چرایش را نمی دانم، ولی هیچوقت یادم نمی رود که خیلی خیلی سال پیش، یک نفر گفت بعضی وقت ها آنقدر درگیر سؤال می شویم که فرصت برای پیدا کردن جواب پیدا نمی کنیم!» بدجوری درگیر و دار زندگی هستم. می خواهم همه چیز را بدانم و هر چیزی را که نامش زندگی است، تجربه کنم. از شما نمی ترسم، چون می دانم پشت حصاری که دور خود کشیده اید (و نامش حصار خود - دفاعی است) آدمی مثل خود من وجود دارد. آدمی که سؤال می کند، آدمی که می ترسد، آدمی که تنهاست، آدمی که غریب است، آدمی که شاد است، آدمی که می خواهد زندگی کند و آدمی که می خواهد قبل از این که آدم ها بمیرند، آنها را بشناسد.

لئوبوسکالیا

تهمینه مهربانی