یکشنبه, ۲ مهر, ۱۴۰۲ / 24 September, 2023
جـذابـیت بـه چـه قـیمت؟

وزنهبردارمان یاعلی گفته و دارد وزنه میزند که ناگهان، تصویر تلویزیون دونیم میشود تا خانوادهاش را هم توی کادر ببینیم؛ مادری که دستی بر قلب و دستی به آسمان دارد و پدری که زیر لب دعا میخواند و دیگرانی که بیشتر و پیشتر از ما استرس دارند و دل تو دلشان نیست...
پسر ایران وزنه را بالای سر میبرد و قهرمان میشود تا اهل منزل کمی آرام بگیرند و تلویزیون سرود بخواند و مجریان تلویزیونی تبریک بگویند و به تاثیر دعاهایمان در این شبهای عزیز اشاره کنند. ورزش اما برد و باخت دارد و من در همان شب عزیز به این فکر میکنم که اگر فردا یکی از ورزشکارانمان ببازد، این مجریانی که بردهایمان را اینگونه تفسیر میکنند؛ باختهایمان را چگونه توجیه خواهند کرد؟ اتفاقا همان شب با یکی از خبرنگاران المپیک همکلام میشوم و میشنوم که خبر حضور دوربین در خانواده قهرمانان و پخش زنده واکنشهای اهل منزل و اهل محل، بین ورزشکارانمان دهان به دهان چرخیده و استرس بعضیها را بیشتر کرده.
آنچه دیشب به ذهن و زبانم آمده را امشب در تلویزیون میبینم؛ کشتیگیرمان روی تشک رفته و دوربین تلویزیون زوم کرده روی واکنشهای پدر و مادرش که رفتهاند مشهد تا در جوار حرم امام هشتم برای موفقیت فرزندشان دعا کنند. ورزش اما برد و باخت دارد. این بار، فرزند ایران میبازد و طبیعی است که چهره پدر و مادر از چهره ما گرفتهتر باشد و حرفهای تلویزیونی پس از باخت هم که دیگر گفتن ندارد.
چند سال پیش، یکی از مشهورترین جراحان زیبایی کشورمان میگفت هروقت دارم بینی بیمارانم را جراحی میکنم، از خودم میپرسم: «جذابیت به چه قیمت؟» میگفت مرتب در اتاق عمل به خودم نهیب میزنم که قبل از ویترین کارم، باید به نتیجه عملم فکر کنم. میگفت اگر جذابیت بینی بیمارم به قیمت اختلال در بویایی و تنفسش تمام شود، هرگز خودم را نمیبخشم.
کاش بعضی برنامهسازان تلویزیونی هم پیش از به اجرا درآوردن هر ایده جذابی که به ذهنشان میرسد، این سوال را از خودشان میپرسیدند که: «جذابیت به چه قیمت؟»
دکتر محمد کیاسالار
سردبیر