جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
مجله ویستا

رهبری امام خمینی در دوران دفاع مقدس


رهبری امام خمینی در دوران دفاع مقدس

بروز جنگ تحمیلی در بامداد انقلاب, دوران دیگری را در رهبری امام خمینی پدید آورد ملت فداكار ایران كه به تازگی از استبداد داخلی رهیده بود و میرفت تا بشارت های جمهوریت و اسلامیت را تجربه كند, با جنگی ناخواسته روبه رو گشت همراهی امام و امت در سالیان دفاع مقدس ـ كه دوستان و دشمنان دین و وطن را شگفت زده ساخته بود ـ در حقیقت, نمودار خودآگاهی سیاسی و تاریخی به شمار می آمد ناكامی های گذشته, این آموزه را خاطرنشان می ساخت كه فقط در پرتو اندیشه های زندگی سازانهٔ اسلام و رهبری زمان شناسانه و پارسایانه می توان بر نظام سلطه و فریب چیرگی یافت

بروز جنگ تحمیلی در بامداد انقلاب، دوران دیگری را در رهبری امام خمینی پدید آورد. ملت فداكار ایران كه به تازگی از استبداد داخلی رهیده بود و میرفت تا بشارت‌های جمهوریت و اسلامیت را تجربه كند، با جنگی ناخواسته روبه‌رو گشت. همراهی امام و امت در سالیان دفاع مقدس ـ كه دوستان و دشمنان دین و وطن را شگفت‌زده ساخته بود ـ در حقیقت، نمودار خودآگاهی سیاسی و تاریخی به شمار می‌آمد. ناكامی‌های گذشته، این آموزه را خاطرنشان می‌ساخت كه فقط در پرتو اندیشه‌های زندگی‌سازانهٔ اسلام و رهبری زمان‌شناسانه و پارسایانه می‌توان بر نظام سلطه و فریب چیرگی یافت.

تأمل در چند و چونیِ دوران جنگ تحمیلی و فرماندهی امام و بسیج همگانی در جهت فراخوانی دفاع از كیش و وطن، ره‌توشه‌های بسیاری برای نسل امروز و آیندگان به همراه دارد. پرسش‌انگیزیِ گفتار و نوشتار تحلیل‌گران دربارهٔ ایام دفاع مقدس، می‌باید نمودار واقعیت‌هایی باشد كه سبب تداوم انقلاب شده است. اظهار‌نظرهایی كه حاصل آن چیزی به جز انتقال پندارهای بیگانه با ایثار و امامتِ عدالت‌خواهانه و مسالمت‌جویانه نیست، چندان نمی‌پابد. زیرا آن چه در آن روزگار رخ داد، همان بود كه حركت دینی و ملی مردم ایران می‌طلبید. آنان پس از پیروزی و دست‌یابی به حاكمیت، در قبال تهاجم هماهنگ شدهٔ صدام راهی جز مقاومت نداشتند. پذیرش صلح تحمیلی ـ كه یك ترفند استكباری بود ـ پیامدهای ناگواری به همراه داشت كه از نگاه مخالفان جنگ پنهان مانده بود.

در این مقال با اشاره‌هایی چند به شاخصه‌های دوران دفاع مقدس، رهبری امام را در عبور ملت از بحران‌های آن روزگار خواهیم نگریست. هم‌خوانی شاخصه‌ها از ویژگی‌های زعامت امام همچون قاطعیت در مواضع و موفقیت در جذب نیروهای انسانی و كارآمد و مرزبانِ اندیشه‌های والای دینی و سیاسی حكایت دارد.

۱ ـ آرمان‌گرایی در جنگ و دفاع

جنگ و دفاع در منظر رهبر فقید انقلاب، فراتر از گرایش‌های ناسیونالیستی بوده و نمودار آرمان‌های دینی و عدالت‌خواهی پیامبران ابراهیمی است. هجوم ارتش بعثی عراق به مرزهای ایران، در حقیقت تهدیدی برای اسلام و مسلمانان منطقه به شمار می‌آمد. زیرا صدام با جلب حمایت سیاسی و تسلیحاتی قدرت‌های غربی و امریكا و اسرائیل، قصد براندازی جمهوری اسلامی را داشت. انقلابی كه در ایران بروز كرده بود، دیر یا زود حاكمیت‌های استبدادی منطقه را رسوا و بی‌اعتبار می‌ساخت و خیزش همگانی مسلمانان را سبب می‌گشت. جنگ تحمیلی كه در سال‌های نخستین پیروزی ملت بر سلطه‌گران داخلی و خارجی، رخ داد می‌توانست از فروپاشی سیاست‌ها و قدرت‌های تزویرگرانه پیش‌گیری نماید و ملت‌ها را از خود‌آگاهی تاریخی و اجتماعی و حماسه‌آفرینی در عرصهٔ سرنوشت جمعی دور نگاه دارد. اگر به ابعاد تبلیغات رسانه‌ای عراق و حامیان او نگریسته و آثار روانی آن را بررسی كنیم، به روشنی می‌توان از توطئهٔ بازدارندگیِ ملت ایران از صدور انقلاب یاد كرد. آنان آرامش و حضور تعیین‌كنندهٔ ایرانیانِ ایثارگر و بیدارگر در جهان اسلام را مغایر با منفعت‌طلبی درازمدت خود می‌دانستند. با طرح تهاجم نظامی گسترده، نظام جمهوری اسلامی و رهبری آن ناگزیر از دفاع و حفظ تمامیت ارضی در برابر اشغال‌گران بود و مانور سیاسی ـ دینی و افكندن طرح نو برای زندگی مسلمان امروز ناممكن می‌شد. چنان كه تاریخ جنگ تحمیلی به دست می‌دهد، عراق با مشاهدهٔ ناكامی در تجاوز نظامی خود ناگزیر از مظلوم‌نمایی و صلح‌طلبی شد كه حاصل آن طرح مقولهٔ جنگ‌افروزی جمهوری اسلامی بود. این همه بی‌گمان انقلاب ایران را از گسترش و نفوذ در حیات سیاسی مسلمانان بازمی‌داشت و چهرهٔ آن را ناسازگار با واقعیت‌ها و پیشرفت و امنیت می‌نمایاند.

امام خمینی از همان آغاز جنگ تحمیلی، واكنش‌های ملت ایران در برابر تجاوزگران بعثی را دفاعی و اسلامی تلقی می‌نمود. دعوت رهبری به حضور در جبهه‌ها، بر پایهٔ ایمان به خدا و آخرت صورت می‌گرفت و پیكارگری‌شان به عنوان یك تكلیف دینی ـ سیاسی شناخته می‌شد. معروف‌گرایی و منكرستیزی ـ كه می‌باید محور كوشش‌ها و زندگی یك مسلمان باشد ـ در منظر امام خمینی، در عرصهٔ سیاست و قدرت حاكم بر جامعهٔ مسلمانان است. خودكامگی و عدالت‌گرایی حاكمان، مصادیق بنیادی معروف و منكر به شمار می‌آیند. فلسفهٔ قیام و نهضت امامان و پیامبران را می‌توان در چهارچوب اصل فراموش شدهٔ امر به معروف و نهی از منكر گنجانید، مشروط بر این كه شناختی ژرف و اساسی از این آموزهٔ سیاسی ـ اجتماعی در دست داشته باشیم.

«سیدالشهداء ـ سلام‌الله علیه ـ كه همهٔ عمرش را و زندگی‌اش را برای رفع منكر و جلوگیری از حكومت ظلم [نهاد، می‌خواست كه] ... معروف در كار باشد، منكرات از بین بروند. حضرت صاحب ـ سلام‌الله علیه و ارواحناه فداه ـ هم كه تشریف می‌آورند برای همین معناست. تمام انبیا كه قیام كرده‌اند در عالم طبیعت... مقابله با طاغوت [كرده‌اند]... تمام این‌ها قیام كردند در مقابل جور، در مقابل ظلم... ما سرمشق باید بگیریم از این‌ها و ما باید قیام كنیم در مقابل ظلم. مسلمان‌ها باید در مقابل جورها، در مقابل ظلم‌ها، در مقابل منكرات قیام كنند، همان‌طوری كه ملت شریف ایران بحمدلله قیام كرد... من باید تشكر كنم از این ملت... خصوصاً از كسانی كه در جبهه‌ها مشغول هستند یا پشت جبهه‌ها.»[۱

امام خمینی چه در جنگ و چه در صلح، همواره به انبیا و اولیای حق نظر دوخته و پیروی از آنان را سیاست خود در رهبری ملت گرفته و بر روش‌های پیشنهادی دیگران ترجیح می‌داده است. الگوپذیری از پیامبران و امامان شیعه، به ویژه حضرت حسین بن علی(ع) در دوران دفاع مقدس، به روشنی نمودار آرمان‌گرایی رهبری انقلاب بود و بسا خوشایند دولت‌های دست نشاندهٔ منطقه نبود. زیرا آنان اسلام را به صورت یك دین عبادی و شخصی درآورده و مسلمان را بیگانه با مفاهیم و اصول اجتماعی و حماسی اسلام پرورش داده بودند. افزون بر انقلاب اسلامی و پیروزی غیرمنتظرهٔ ملت ایران، جنگ تحمیلی و پایداری شگفت‌انگیز رهبری و مردم در جبهه‌ها و پشت جبهه‌ها، بسترساز بیداری مسلمانان گشت. آیات جهادی و دفاعی قرآن كریم ـ كه در سنت نبوی تجلی یافته بود ـ بار دیگر در میدان‌های نبرد حق و باطل كاربرد عینی یافت. بی‌تردید این همه با حاكمیت طاغوت‌های منطقه ناسازگاری داشت و آنان را به حمایت از صدام و سپس تلاش در ختم ماجرای جنگ برمی انگیخت. آن‌چه دل مشغولی قدرت‌های كوچك و بزرگ را پدید می‌آورد، همانا آسیب‌پذیری دولت نامشروع اسرائیل در برابر گسترش فرهنگ و حماسهٔ مسلمانی بود كه رزمندگان مسلمان ایرانی در تبعیت از قرآن و رسول اكرم(ص) به نمایش گذاشته بودند. صهیونیست‌ها هیچ‌گاه توان مقابله با آرمان‌خواهی امت اسلام را نداشته و هماره سعی در بی‌هویتیِ جوانان مسلمان داشته‌اند. اسلام‌زدایی از زندگی و برنامه‌ریزی‌های كلانِ امت مسلمان، سیاست همیشگیِ اشغال‌گران قدس بوده و هست.

امام خمینی با اشارت به آیهٔ كریمهٔ «و من یقاتل فی سبیل‌الله فیقتل او یغلب فسوف نؤتیه اجراً عظیماً»[۲] ـ كه از پاداش چشمگیر پروردگار برای مجاهدان پیروز یا شهید یاد كرده است ـ محبت خداوند نسبت به آنان را خاطرنشان می‌سازد. تردیدی نیست كه این همه حاكی از اسلام‌گرایی و آرمان بلند شهادت در راه خدا و دین حنیف ابراهیمی است و پیكارگری رزمندگان مدافع آیین و وطن را فراتر از عامل ماده و طبیعت می‌برد و تقرب و محبوبیت نزد حق متعال را سبب می‌شود.

«این اجر عظیم كه به قلم با عظمت عظیم مطلق وعده داده شده است، چگونه آن را با فكر ناچیز بشر می‌توان تحلیل كرد؟ گویی این اجر عظیم همان حُب خداوند تعالی است كه در سورهٔ مباركهٔ صف آمده است: «ان الله یحب الذین یقاتلون فی‌سبیله صفا كانهم بنیان مرصوص.»[۳] محبوبیت نزد بارگاه احدی را كدام فیلسوف توانا یا عارف علمی بزرگ دانا می‌تواند درك كند تا از آن سخن گوید و یا به سخن قلم درآورد؟... بارالها این وصف مجاهدان فی‌سبیل‌الله و اجر عظیم آنان است كه در صحنه‌های كارزار با دشمنان تو و دشمنان رسول معظم تو و دشمنان قرآن كریم تو به شهادت رسیده‌اند یا در این راه پیروز گردیده‌اند.»[۴]

نگرش بلند رهبر فقید انقلاب نسبت به اسلام و آرمان‌طلبیِ مسلمانان مجاهد و محبوب حق و رسول مكرم او سبب می‌شود كه دولت‌های اسلامی را مكلف به مقابله با طاغوت عراق سازد و سران بی‌تفاوت یا همكار در یورش صدام را سرزنش نموده و از فرجام كارشان بترساند.

«در قرآن كریم است كه اگر دو طایفه‌ای از مسلمین با هم اختلاف كردند شما مصالحه بدهید بین آنها را و اگر یكی از آنها یاغی باشد و طاغی باشد، با او قتال كنید تا این كه سر نهد به احكام خدا. كدام یك از كشورهای اسلامی بررسی كردند در این كه طاغی و یاغی كیست؟... بر كدام مملكت اسلامی پوشیده است این معنا كه صدام به ما [تجاوز] ... كرده است و طغیان كرده؟... بر همه دولت‌های اسلامی به نص قرآن واجب است كه مقاتله كنند با دولت عراق تا برگردد به ذكر خدا و به امر خدا.»[۵]

«و من به همه دولت‌هایی كه در جنگ تحمیلی و یورش غیرانسانی به ایران، با دولت كافر بعث همكاری می‌كنند، چه همكاری تبلیغاتی و چه نظامی... اخطار می‌كنم كه علاوه بر خذلان الهی و ننگ ابدی از جزای عاجل به دست ملت‌های خود و ارتش نیرومند كشور اسلامی ما غافل نباشید و خود را به هلاكت نكشید.»[۶]

رهبر فقید انقلاب پس از یادكرد غدیر ـ كه در حقیقت آرمان‌نامهٔ تشیع علوی و مرزبان اسلام محمدی است ـ مسألهٔ حكومت و نظام جامعه را طرح می‌كند. از آن پس خطر مقدسین را یاد‌آور می‌شود كه با اندیشهٔ سیاسی اسلام بیگانه بوده و سعی در سیاست‌زدایی از امت اسلام داشته‌‌اند. حكمیت و صلح تحمیلی در دوران خلافت امیرمؤمنان(ع) و امام حسن(ع)، در واقع كوشش مقدس‌نماهایی بود كه عافیت‌طلبی را بر جهاد و شهادت در راه خدا و تعالی كلمهٔ او ترجیح داده بودند. در دوران جنگ تحمیلی عراق و ایران نیز پاره‌ای از متحجران و مقدسان، ادامهٔ نبرد را به مصلحت ندانسته و از صلح سخن راندند. امام خمینی آنان را وارثان مقدسان نهروانی می‌شمارد.

«غدیر آمده است... [تا] بفهماند كه سیاست به همه مربوط است، در هر عصری باید حكومتی باشد با سیاست، منتها سیاست عادلانه كه بتواند به واسطهٔ آن سیاست، اقامهٔ صلوهٔ كند، اقامهٔ صوم كند، اقامهٔ حج كند، اقامهٔ همهٔ معارف را بكند... ما الان مبتلای به جنگیم. یك دسته‌ای در همین قضیه هم دارند اشكال‌تراشی می‌كنند... اشخاصی [هستند] كه می‌گویند كه بیایید صلح بكنیم، بیایید یك سازشی بكنیم. ما از تاریخ باید این امور را یاد بگیریم. به حضرت امیر تحمیل كردند، مقدسین تحمیل كردند، آنهایی كه... [پیشانی‌شان] داغ [سجده] داشت... آنها تحمیل كردند به حضرت امیر حكمیت را... این ابتلا را حضرت امیر داشت، الان نظیر... [آن را] ما داریم... دنیا نمی‌داند كه كی متجاوز است. ما از آن قضیه باید عبرت بگیریم و زیر بار حكمیت [نرویم]. ما در این هفت سالی كه [جنگ] بوده است فهمیدیم كه این حَكَم‌ها كی‌ها هستند... قضیهٔ امام حسن و قضیهٔ صلح، این هم صلح تحمیلی بود... این [رخدادها] ما را هدایت می‌كند به این كه نه زیر بار صلح تحمیلی برویم و نه زیر بار حكمیت تحمیلی.»[۷]

مبارزه و دفاع در نگاه امام خمینی به ایران اختصاص نداشت. همان زمان كه رهبری انقلاب در جنگ تحمیلی عراق و ایران، به مسلمانان ایرانی می‌اندیشید، از حمایت مسلمانان فلسطینی و لبنانی دریغ نمی‌ورزید. زیرا جمهوری اسلامی، نظامی سیاسی ـ آرمانی تلقی می‌شد و رهبری نظام به پیروزی و شكست اسلام نظر داشت. بی‌گمان این سیاست، خشم و كین نظام استكباری جهان را برمی‌انگیزد و قدرت‌ها را به سمت اسلام ستیزی و تفرقه‌افكنی در میان مسلمان‌ها می‌راند. از این منظر، پدیدهٔ جنگ تحمیلی را باید در چهارچوب آرمان‌گرایی و دفاع دینی ـ سیاسی، تجزیه و تحلیل نمود. چنان كه مواضع سیاسی امام به دست می‌دهد، او در سالیان پیش از انقلاب و جنگ، دغدغهٔ قدس و نجات مسلمانان را داشت و از منافع آنان همواره جانب‌داری می‌كرد. به سخنی دیگر آرمان‌گرایی بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، شاخصهٔ مرجعیت دینی ـ سیاسی شیعه بوده و در هر زمان و مكان در شكل دفاع از كیان اسلام و مسلمانان مظلوم و استعمار شده ظهور می‌یافته است. با بروز جنگ تحمیلی در مرزهایی جغرافیایی ایران، امام خمینی حركت اسلامی ـ انقلابی ملت را در خطر نابودی ‌نگریسته و ایرانیان را به پیكار در راه خدا و دین فراخواند.

«امروز همه قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها دست به دست یكدیگر داده‌اند كه نگذارند فلسطینی‌های مسلمان به هدف‌شان برسند... چرا كه پیروزی آنان پیروزی اسلام است... همه شیاطین مجتمع‌اند كه نگذارند اسلام رشد كند و ما باید این معنا را در نظر داشته باشیم كه با تمام قوا و تا آخرین نفرمان مهیا شویم و در راه خــدا جهاد كنیـــم. دفاع از

نوامیس مسلمین و دفاع از بلاد مسلمین و دفاع از همهٔ حیثیات مسلمین امری است لازم، و ما باید خودمان را برای مقاصد الهی و دفاع از مسلمین مهیا كنیم.»[۸]

ابوالفضل هدایتی

پانوشت‌ها:

[۱] . صحیفهٔ امام، ۲۱/ ۲۰۵.

[۲] . سورهٔ نساء/ ۷۴.

[۳] . سورهٔ صف/۴.

[۴] . صحیفهٔ امام، ۲۰/ ۳۹۱ ـ ۳۹۰.

[۵] . همان، ۱۳/ ۲۷۶.

[۶] . همان، ۲۶۹.

[۷] . همان، ۲۰/ ۱۱۸ ـ ۱۱۵.

[۸] . همان، ۲۸۶ ـ ۲۸۵.

[۹] . همان، ۱۳/ ۲۳۲.

[۱۰] . همان، ۲۳۵ ـ ۲۳۴.

[۱۱] . همان، ۱۷/ ۲۹۳.

[۱۲] . همان، ۳۶۹.

[۱۳] . همان، ۲۲۲.

[۱۴] . همان، ۱۵۲ ـ ۱۵۱.

[۱۵] . همان، ۱۰۸.

[۱۶] . همان، ۲۰/ ۳۸ ـ ۳۷.

[۱۷] . همان، ۱۳/ ۴۰۸.

[۱۸] . همان، ۴۵۵ ـ ۴۵۴.

[۱۹] . سورهٔ هود / ۱۱۲.

[۲۰] . صحیفهٔ امام، ۱۳/ ۴۶۳ ـ ۴۶۲.

[۲۱] . رك: وسائل‌الشیعه، كتاب جهاد، ۱۵/ ۱۶.

[۲۲] . صحیفهٔ امام، ۱۳/ ۵۱۵ ـ ۵۱۳.

[۲۳] . سورهٔ آل عمران/ ۱۶۹.

[۲۴] . سورهٔ فجر/ ۳۰ ـ ۲۹.

[۲۵] . صحیفهٔ امام، ۱۷/ ۱۳۵.

[۲۶] . همان، ۲۰/ ۱۹۶.

[۲۷] . همان، ۲۱/ ۱۴۵.

[۲۸] . همان، ۱۳/ ۵۱۱.

[۲۹] . همان، ۱۷/ ۲۷۴.

[۳۰] . همان، ۲۰/ ۱۲۶.

[۳۱] . همان، ۱۳/ ۳۳۱.

[۳۲] . همان، ۳۳۲ ـ ۳۳۱.

[۳۳] . همان، ۵۴۴.

[۳۴] . همان، ۲۴۶.

[۳۵] . همان.

[۳۶] . همان، ۲۴۷.

[۳۷] . همان.

[۳۸] . همان، ۲۴۸ ـ ۲۴۷.

[۳۹] . همان، ۲۵۱ ـ ۲۵۰.

[۴۰] . همان، ۲۰/ ۱۰۱.

[۴۱] . همان، ۹۵ ـ ۹۴.


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 4 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.