جمعه, ۲۹ تیر, ۱۴۰۳ / 19 July, 2024
مجله ویستا

نسیمی «مصدقی» در آمریکای لاتین


نسیمی «مصدقی» در آمریکای لاتین

۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ سالوادور آلنده رئیس جمهور شیلی در آخرین ساعت های زندگی اش, در آخرین نطقش از رادیو ملی و درست روزی که کودتای مهندسی شده توسط آمریکایی ها حکومت مردمی او را برانداخت, گفت «آنها می توانند گلوله شلیک کنند اما نمی توانند حقیقت را بکشند آنها می توانند علیه مردم کودتای نظامی کنند اما نمی توانند جلوی فرآیندهای بزرگتر اجتماعی را بگیرند, با نابود کردن رئیس جمهور فرآیندهای اجتماعی نابود نمی شوند به تاخیر می افتند اما در نهایت کسی قادر نیست جلوی این فرآیندها را بگیرد »

پیروزی «اوو مورالس» رئیس جمهور سوسیال دموکرات در بولیوی و موفقیت «میشل باکلت» (Michelle Bachelet) نامزد سوسیال دموکرات به عنوان پیشتاز برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۵ ژانویه (۲۵ دی) در شیلی معانی تلویحی چشمگیری هم در سطح منطقه و هم در سطح جهانی دارد.حکومت مورالس [در زبان انگلیسی خود کلمه Morales تصادفاً به معنی اخلاق است!] در بولیوی و پیروزی باکلت در شیلی به اینرسی [نیروهای فزاینده] سوسیال دموکرات ها که مدتی است در آمریکای لاتین قوت گرفته خواهد افزود. در حالی که در حال حاضر در آمریکای لاتین به خصوص در آرژانتین، برزیل، اکوادور، اروگوئه، شیلی و ونزوئلا رهبران ملی گرای چپ قدرت را در دست دارند، گرایش به سمت سوسیال دموکرات می تواند شدت و حدت بیشتری پیدا کند. به خصوص که در ۸ کشور آمریکای لاتین از جمله کلمبیا، اکوادور، مکزیک، نیکاراگوئه و پرو در سال جاری (۲۰۰۶) انتخابات ریاست جمهوری برگزار خواهد شد. به طور کلی این اواخر چند گاهی است که در کشورهای آمریکای جنوبی نسیمی «مصدقی» می وزد.

بعد از گذشت دو دهه از برنامه ای تحت عنوان «اجماع [اتفاق نظر] واشینگتن» (Washington Consensus) که ایالات متحده برای پیشبرد آن تلاش زیادی به خرج داد _ و آمیزه ای از خصوصی سازی شدید و پرشور و حرارت، توسعه بازارهای آزاد و قناعت یا ریاضت شدید مالی (از قبیل کاهش مالیات بر سرمایه به علاوه کاهش هزینه های دولت) بود _ آمریکای لاتین با فاجعه اقتصادی مواجه شد که نشانه های آن افزایش فقر و نابرابری بود. در دو دهه گذشته رشد در تمام کشورهای آمریکای لاتین بسیار ناچیز بود.رشد کل درآمد سرانه، که پایه ای ترین معیار اقتصاددانان برای اندازه گیری پیشرفت اقتصادی است، طی دو دهه گذشته فقط ۱۰ درصد بوده است. در حالی که اگر به دهه های قبل از ۲۰ سال گذشته یعنی ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ نگاه بیندازید، درآمد سرانه به ازای هر ۲۰ سال ۸۲ درصد افزایش داشته است.

حداقل، نهضت ضداستعماری دکتر مصدق سه ویژگی یا عنصر کاملاً متمایز داشت: ۱ _ پایان تسلط منافع خارجی بر منابع طبیعی و بهره برداری از گردش مالی حاصل از صنعت نفت به سود توسعه کشور

۲ _ کسب قدرت از طریق فرایند دموکراتیک، آزادی بیان و متکی بر جامعه مدنی یا اقتدار مدنی

۳ _ اصل اساسی ایجاد اصلاحات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی.کلیه جنبش های سوسیال دموکراتیک در آمریکای لاتین دقیقاً این ویژگی ها را در خود دارد.انتخاب «اوو مورالس» به عنوان رئیس جمهور بولیوی، گامی دیگر در جنبش رو به رشدی است که می خواهد آمریکای جنوبی از احاطه و سیطره سیاسی و اقتصادی ایالات متحده در منطقه فاصله بگیرد. مورالس اولین فرد بومی است که در بولیوی رئیس جمهور می شود. او ۵۳ درصد آرا و بیش از هر رئیس جمهور دیگری در بولیوی را به خود اختصاص داد. مورالس خشم حکومت ایالات متحده را به جان خرید به خصوص وقتی که آشکارا در مقابل برنامه «نابودی کوکا» مقاومت کرد و وعده داد در صورت انتخاب شدن به عنوان رئیس جمهور به آن برنامه خاتمه خواهد داد. اما به هر حال آنچه بالاترین نگرانی واشینگتن را فراهم آورده جنبش و حرکت فزاینده ای است که درصدد ملی کردن منابع عظیم گاز طبیعی و ذخایر نفت است.آشکارترین شکست یا بدبیاری دولت بوش در آمریکای لاتین، اوایل سال ۲۰۰۵ اتفاق افتاد وقتی که آرژانتین، ونزوئلا و پاراگوئه از ادامه گفت وگوها در مورد «توافقنامه تجارت آزاد» در سه بخش قاره آمریکا معروف به FTAA خودداری کردند. این توافق برای کاهش موانع تجارت و بسط و گسترش امتیازها به سود بنگاه های عظیم تجاری چندملیتی طراحی شده بود، در حالی که پیامد آن کاهش قدرت کشورهای مشارکت کننده و عدم توانایی آنان در محافظت از منابع، محیط زیست و مردمشان بود. این توافقنامه های تجاری شبیه نفتا هسته مرکزی طرح دولت بوش را برای استیلا و استثمار نیمکره [جنوبی قاره آمریکا] تشکیل می داد.مورالس اعلام کرد که مهمترین و فوری ترین وظیفه حکومت او احیای [بازپس گرفتن] منابع طبیعی کشور است که در حال حاضر در اختیار خارجی ها قرار دارد و همچنین مبارزه علیه سیاست های نولیبرالیسم که اقتصاد آمریکای لاتین را به ویرانی کشیده است. همچنین چاوس رئیس جمهور ونزوئلا نیز در وعده های خود از عبارت Sembrarel Petroleo استفاده کرده که به اسپانیایی یعنی: «کاشتن نفت» و منظورش این است که سود حاصل از نفت را در دگردیسی زیرساخت های اقتصادی کشور به کار خواهد گرفت.چاوس وعده داده است که پول نفت را در خلق صنایعی به کار می گیرد که بدون نیاز به سوبسید (یارانه) ثروت می آفرینند و شرایط مساوات را به شکل ماندگار فراهم می آورند. آنچه باعث می شود مصدق در ذهن ها زنده شود اهدافی است که چاوس در ونزوئلا و مورالس در بولیوی مشابه مصدق در پیش گرفته اند و تلاش می کنند منابع نفت و گاز را دوباره تحت حاکمیت و قیمومت ملی بازگردانند و صنایع انرژی خود را به سمت منافع مردم هدایت کرده، موجبات توسعه و پیشرفت مردم را فراهم آورند. اقدامی که با توسل به آن و فرصت های اقتصادی و رسیدن به قدرت سیاسی در میان مردم امکان بسط و گسترش می یابد.«نستر کرشنر» رئیس جمهور آرژانتین به چپ های حزب «پرونیست» تعلق دارد اما برنامه ها و سکوی حرکتش گرایش سوسیال دموکراتیک دارد. در حقیقت بسیاری از جنبش ها در اکثر کشورهای آمریکای لاتین اسامی ای مناسب با خاستگاه و جایگاه فرهنگی- تاریخی مردم بومی این کشورها دارند اما چشم انداز و رویایشان گرایش های ملموس سوسیال دموکراتیک دارد. البته در آرژانتین کرشنر در مورد صندوق بین المللی پول زیاد حرف می زند. به محض آنکه به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد به وضوح خطاب به این صندوق اعلام کرد که دیگر حاضر نیست تسلیم دستورها و فرمان های آن باقی بماند به خصوص که در چند سال گذشته همین راهکارهای صندوق بین المللی پول منشاء مشکلات اقتصادی کشورش بوده است.اکنون که ژانویه ۲۰۰۶ فرا رسیده، آرژانتین تمام ۱۰ میلیارد دلار بدهی خود به صندوق بین المللی پول را بازپرداخت کرده است. باور کرشنر این است که این دستاورد- بازپرداخت تمام بدهی ها- به کشور آرژانتین استقلال بیشتری می دهد. بزرگترین اقتصاد آمریکای جنوبی از آن برزیل است، بنابراین انتخاب رئیس جمهور «لولا داسیلوا» از سکوی سوسیال دموکرات ها نه تنها برای آمریکای لاتین بلکه برای تمام دنیا بسیار پرمعنی است.

اوایل سال ،۲۰۰۵ لولا همایشی اقتصادی در براسیلیا برگزار کرد و در آن از کشورهای غربی و آمریکای جنوبی دعوت کرد که در این گردهمایی به گفت وگوهای تجاری خود بسط و گسترش دهند. اما قصد پنهان و تلویحی این گردهمایی فراهم آوردن چشم اندازی برای جهانی سازی کشورهای جهان سوم بود که در آن منافع مردم بر منافع بنگاه های عظیم اقتصادی چندملیتی مقدم درنظر گرفته شود و دنیایی چندقطبی به وجود آید که ایالات متحده تنها قدرت مطرح جهان نباشد. در پایان این اجلاس «بیانیه براسیلیا» تمامی این اولویت ها را دربر داشت.

اخیراً دولت چاوس در ونزوئلا از تمام کمپانی های نفتی خارجی خواسته است که در یک سرمایه گذاری مشترک با دولت مشارکت کنند و با «کمپانی نفتی کشور ونزوئلا» شریک شوند. چاوس برای مخالفت با سیاست های ایالات متحده می گوید کمپانی های نفتی خارجی در پرداخت سهم منصفانه خود به دولت ناکام بوده اند و اکنون زمان آن رسیده است که درآمدهای محلی آنها به جیب فقرای ونزوئلا برود. اکنون تقریباً همه کمپانی های نفتی خارجی مثل شورون، بریتیش پترولیوم، شل و توتال توافقنامه های جدیدی با ونزوئلا به امضا رسانده اند. براساس این توافقنامه، بخش اصلی سهام [به قدری که قدرت تصمیم گیری را انتقال دهد] به دولت ونزوئلا واگذار شده است. هفته گذشته هم چاوس با بزرگترین کمپانی جهان اکسون موبیل اتمام حجت کرده بود اگر با «کمپانی نفتی دولت ونزوئلا» شریک نشود فرصت کار در حوزه های نفتی این کشور را از دست خواهد داد.در آوریل ۲۰۰۵ اعتراض مردمی در کشور اکوادور «لوچیو گوتییرز» رئیس جمهور آن کشور را وادار به کناره گیری کرد. او در ژانویه ۲۰۰۳ قدرت را به عنوان یک چهره پوپولیست [توده گرا] و اصلاح طلب ضدفساد به دست گرفت اما چیزی نگذشت که خشم مردم را به خاطر قناعت و ریاضت اقتصادی به توصیه صندوق بین المللی پول برانگیخت. گوتییرز آخرین سیاستمدار نولیبرال آمریکای لاتین بود که سرنگون شد. اخیراً در اروگوئه «تاباره واسکوئز» رئیس جمهور چپ گرا انتخاب شده است و در کمال ناخرسندی دولت بوش یکی از اولین تحرک های او بعد از سوگند ریاست جمهوری از سرگیری کامل روابط دیپلماتیک با کوبا بود. این رهبران می گویند که نمی خواهند تابع و فرمانبردار سیاست های ایالات متحده باشند. می گویند نمی خواهند به روابط کنونی ادامه دهند و نمی خواهند همان کارهایی را انجام دهند که واشینگتن می پسندد و اینکه می خواهند موقعیت های مستقلانه تری برای حفظ منافع ملی خود داشته باشند. آنها می گویند اگر می خواهید با ما معامله کنید با ما به عنوان شرکای محترم برخورد کنید نه ابزار و آلت دست سیاست های آمریکا. به همین دلیل سوسیال دموکرات ها شانس بیشتر و جدی تری در انتخابات ریاست جمهوری آتی در مکزیک، نیکاراگوئه و پرو دارند.از سوی دیگر بولیوی یکی از نمونه های بارز آثار صندوق بین المللی پول است. آنها در ۲۰سال گذشته به طور دائمی براساس توافقنامه ها عمل کرده اند و همان کاری را انجام داده اند که از آنان خواسته شده است. آنها حتی سیستم تامین اجتماعی خود را نیز خصوصی کرده اند، اکنون درآمد سرانه آنها حتی از ۱۹۸۰ پایین تر است. کشورهای آمریکای لاتین به تدریج دریافته اند که ناکامی های اقتصادی آنان به سیاست های جهانی ایالات متحده گره خورده است. و حتی اختلاف نظر آنان با ایالات متحده بیش از مسائلی مثل معضل موادمخدر، جنگ عراق و این گونه مسائل است. این سیاست های اقتصادی است که محرک اصلی اختلاف نظر با ایالات متحده است.توده های سرخ پوست و بومی و همچنین معدنچیان بولیوی تلاش خود را از اکتبر ۲۰۰۳ آغاز کرده اند و این تلاش به زمانی بازمی گردد که آنان موفق به کنار گذاشتن «گونزالو سانشز لوزادا» از ریاست جمهوری شدند و این حرکت شکست چشمگیری برای سیاست های نولیبرالی و بنگاه های عظیم اقتصادی چندملیتی ایالات متحده بود.


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.