پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
مجله ویستا

زمامداران موفقیت


زمامداران موفقیت

کنترل زندگی خود را بدست بگیرید

● کنترل زندگی به چه معناست؟

کنترل زندگی به این معناست که قدرت را به دست گیرید و باور داشته باشید که این زندگی متعلق به شماست و قادرید برای زندگی شخصی خود برنامه ریزی کنید و هیچ فرد دیگری نمی تواند این کار را برایتان انجام دهد. شما نسبت به زندگی خود مسئول اید، زیرا این زندگی متعلق به شماست و ادارة آن به شما بستگی دارد نه شخص دیگر. در صورتی می توانید در این مسیر قرار گیرید که قدرت ابتکار را به دست بگیرید، نسبت به خودتان آگاه باشید و خود را بپذیرید. برای بسیاری، این شیوه تفکر، جدید و در عین حال جالب توجه است. به خصوص زمانی که به روشنی مشاهده می کنند که آنچه در زندگیشان وجود دارد، نتیجة مستقیم کارهای خودشان است. مسئولیت پذیری در زندگی به معنای قضاوت کردن دربارة آن نیست، بلکه بهتر است، واقعیت ها را مشاهده و سهم خود را در این مکاشفه پیدا کنیم.

مسئولیت پذیری در زندگی به معنای قضاوت کردن دربارة آن نیست، بلکه بهتر است، واقعیت ها را مشاهده و سهم خود را در این مکاشفه پیدا کنیم.

بی تردید انسان ها و وقایع اطراف تأثیراتی بر زندگی شما خواهند داشت، اما این فقط شما هستید که تصمیم می گیرید کدام یک از این عوامل تأثیر گذارتر باشند، چه در جنبه های مثبت و چه در جنبه های منفی. به عبارت دیگر شما هستید که به آن تأثیرات معنایی دوباره می بخشید. همه چیز به شما بستگی دارد، اگر کارتان را دوست ندارید، اگر ارتباط شما با دیگران مطلوب نیست، اگر چاق اید، اگر شاد نیستید، همه و همه به شما مربوط می شود؛ شما قربانی شرایط نیستید. شما آزادید که شرایط را خود انتخاب کنید. برای آن که بتوانید زندگی تان و خودتان را تغییر دهید بهتر است به سه پرسش ذیل پاسخ دهید:

۱) می خواهید چه کسی باشید؟

۲) می خواهید چه کارهایی انجام دهید؟

۳) می خواهید چه چیزهایی داشته باشید؟

▪ می خواهید چه کسی باشید؟

یک قلم و کاغذ بردارید، چند دقیقه فکر کنید و اسامی اشخاصی را که به آنها احترام می گذارید و مورد قبول شما هستند، بنویسید. در این فهرست نام هر کسی را می توان وارد کرد؛ یک دوست، یکی از اعضای فامیل، یک همکار و مانند آن. محدودیتی ندارید. حتی می توانید یک فرد خیالی را در این فهرست بیاورید.

حالا در مقابل هر نام، ویژگی های خاص او را که موجب تحسین شما شده است یادداشت کنید. سپس در فهرست دیگری کلیه ویژگی های این افراد را مجموعاً بنویسید، به طوری که تکراری نباشد.

سپس بررسی کنید که آیا این ویژگی ها همان صفاتی است که آرزو دارید داشته باشید؟ چه تعدادی از این ویژگی ها را دارا هستید و چه تعدادی را مایل اید که داشته باشید؟ آیا آرزو دارید همة این ویژگی ها را داشته باشید؟

آیا از تصور خود در حالتی که این ویژگی ها را داشته باشید لذت می برید؟

▪ می خواهید چه کارهایی انجام دهید؟

از خود بپرسید به چه کارهایی علاقه مندید. کارهای مورد علاقه خود را، اعم از تفریحی، تحصیلی، شغلی، خانوادگی، معنوی، مذهبی و جز آن، مشخص سازید. سپس اولویت آنها را مشخص کنید.

▪ می خواهید چه چیزهایی داشته باشید؟

از خود بپرسید که واقعاً مایلید چه چیزهایی داشته باشید. سعی کنید این تمایل را به صورت واضح مشخص کنید و بین نیازهای ضروری، خواسته ها و آرزوهای خود تمایز قائل شوید. نیاز، یک ضرورت است، چیزی که نبودن آن به انسان لطمه می زند، مانند نیازهای فیزیولوژیک، محبت، توجه، احترام، امنیت، دانستن، فهمیدن و مانند آن. اما خواسته لزوماً ضروری نیست. مانند؛ داشتن یک ماشین یا لباس گران قیمت و آرزو یک هدف، میل و خواستی است که فرد برای زندگی خود درنظر گرفته است که ممکن است دست یافتنی یا دست نیافتنی، واقعی یا غیرواقعی باشد ولی از آنجا که به زندگی فرد انگیزه و جهت می دهد و او را به سوی هدف رهنمون می سازد، ارزشمند است. به شرط آنکه فرد به امکانات و توانمندی های خود واقف باشد و هدف گذاری های واقع بینانه ای داشته باشد.

نیاز، یک ضرورت است، چیزی که نبودن آن به انسان لطمه می زند، اما خواسته لزوماً ضروری نیست. بلکه ممکن است دست یافتنی یا دست نیافتنی، واقعی یا غیرواقعی باشد.

بنابراین پس از بررسی های فوق، ضرورت و اهمیت خواسته خود را مشخص و آنها را اولویت بندی کنید.برای آن که بتوانید خود و زندگی خود را از نو خلق کنید لازم است به این نکات توجه کنید:

▪ بایدها را از زندگی خود حذف کنید.

▪ بایدها موقعیت های مشروطی هستند که از بیرون بر ما تحمیل شده اند.

▪ چه کاری باید انجام دهم؟ چه چیزی باید بخواهم؟ چه چیزی باید داشته باشم ؟ و ... چه کسی باید باشم؟

▪ بایدها را موقتاً کنار بگذارید. توجه داشته باشید، پرداختن به برخی بایدها در زندگی ضروری و لازم است، ولی این نکته مهم است که تا چه اندازه تحت نفوذ آن قرار دارید.

● افکار خود را دوباره ارزیابی کنید.

افکار شما، شامل باورهایی هستند که دربارة خود، دیگران، زندگی و آینده دارید و آن را کاملاً حقیقی و موجه می دانید. بسیاری از باورهای امروز شما، حاصل اندیشة اطرافیان شما هستند. متأسفانه بعضی از این باورها به دلیل آنکه به شما تلقین شده اند و منشأ درونی ندارند و استدلال و منطقی پشت آنها وجود ندارد، نه تنها در زندگی به شما کمک نمی کنند، بلکه شما را با تعارض و سردرگمی روبه رو می سازند. برخی باورهای بیهوده ای که شما راتحت تأثیر قرار می دهند به این قرار است:

▪ برای انجام کار، وقت کافی ندارم.

▪ نمی توانم تغییر کنم، این شخصیت من است.

▪ اگر برخواسته هایم متمرکز شوم، انسان خودخواهی هستم.

▪ مردمی که خوشبین هستند، واقع گرا نیستند.

▪ برای خوشحال بودن باید پول، عشق و چیزهای زیادی داشت.

▪ در این زندگی محکوم هستیم که کارهایی انجام دهیم که دوست نداریم.

▪ و ...

● اما چگونه تغییر را آغاز کنید:

اگر خواهان تغییر جدی هستید و می خواهید جایگاه بهتری نسبت به آنچه در حال حاضر دارید داشته باشید بهتر است افکار، کلمات و اعمالتان را تغییر دهید، حتی اگر در این مسیر زحمات زیادی را تحمل کنید.

برای آن که به خلق مجدد خود و زندگیتان بپردازید به شیوة زیر عمل کنید:

از فهرست خواسته های خود کارهایی که می خواهید انجام دهید، چیزهایی که می خواهید داشته باشید یا فردی که می خواهید باشید(که در تمرینات قبلی آماده کرده اید)، یک مورد را انتخاب کرده، مراحل زیر را برای آن انجام دهید:

۱) دربارة آن انتخاب(خواسته) فکر کرده و آن را ارزیابی کنید:

هر آنچه در اطراف شما وجود دارد، با یک طرح اولیه شروع شده است. به اتاقی که در آن نشسته اید توجه کنید، پنجره، زمین، در،کامپیوتر و ... تمام اینها زمانی یک ایده در ذهن فردی بوده است. پس اولین قدم برای خلق و نوآوری، فکرکردن است. اما باید تصویری روشن و مشخص از آنچه می خواهید، در ذهن داشته باشید.

برای داشتن این تصویر روشن لازم است نیازهای عاطفی خود را درمورد خواسته هایتان کشف کنید، به عبارتی دریابید چه عاطفه درونی و چه نیاز درونی در پس خواسته هایتان وجود دارد. برای مثال: اگر خواهان خرید اتومبیل اید، می توانید برای پی بردن به نیاز درونی خود سؤالاتی از این قبیل از خود بپرسید:

می خواهم اتومبیل بخرم. چرا؟ ... برای آن که قادر باشم دور شهر بگردم، چرا؟ برای این که محتاج دیگران نباشم. چرا؟ برای اینکه مستقل باشم. چرا؟ برای آنکه بتوانم هر زمان که دلم می خواست تردد کنم. چرا؟ می خواهم کنترل زندگی در دستم باشد و ...

برای داشتن یک تصویر روشن لازم است نیازهای عاطفی خود را درمورد خواسته هایتان کشف کنید، و دریابید چه عاطفه درونی و چه نیاز درونی در پس خواسته هایتان وجود دارد.

برای هر خواسته مادی یک پشتوانة عاطفی و یک نیاز درونی وجود دارد. این نیاز را کشف کنید. بسیاری مواقع کشف آن نیاز درونی سبب می شود خواسته های خود را بهتر شناخته و به واقعی یا غیرواقعی بود نشان و نیز ضروری یا غیرضروری بود نشان پی ببرید.

این روش به شما کمک می کند تصورات خود را شفاف تر سازید و خواسته های حقیقی و غیرحقیقی خود را کشف کنید. ضرورت های خود را بشناسید تا بتوانید اولویت بندی مناسبی برای نیازها، خواسته ها و آرزوهای حقیقی خود قائل شوید.

۲) پس از ارزیابی خواسته خود، آن را بر روی کاغذ آورده، ودربارة آن صحبت کنید:

پس از آن که تصویر روشنی از آنچه می خواهید به دست آوردید و نیازهای درونی خود را به طور حقیقی کشف کردید خواسته خود را بنویسید و آن را اعلام کنید. به نظر می رسد وقتی دربارة خواستة خود صحبت می کنید، خواسته هایتان به سمت حقیقی شدن پیش می روند. درست مثل آنکه به جهان اعلام می دارید قرار است چه اتفاقی رخ دهد. در بسیاری موارد نیز آگاهی یافتن دیگران دربارة خواسته های شما و یاری رساندن آنها سبب می شود در مسیر آنچه که خواهانش هستید گام بردارید. اظهار قاطعانة یک خواسته، آن را به صورت یک هدف در آورده و به واقعیت نزدیک می سازد.

۳) خواستة خود را به مرحله عمل درآورید:

گام های کوچکی بردارید. آخرین مرحلة خلق و نوآوری، عمل کردن است. بعد از اینکه درباره خواسته هایتان به طور شفاف و مشخص اندیشه کردید، آن را به روی کاغذ آورده و دربارة آن صحبت کردید، قدم های محسوسی بردارید. فعالیت های خود را گام به گام به سمت خلق چیزی که می خواهید آغاز کنید. همیشه انتظار گام های بلند را نداشته باشید، گام های کوچک ولی پیوسته در بسیاری مواقع ، به شکل مطلوبی شما را به نتیجه می رساند. استمرار، پشتکار و توکل به خدا را از یاد نبرید.

منبع: پیام مشاور، شماره ۶۳

تنظیم برای تبیان: مریم عطاریان