پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
مجله ویستا

تجارتی که قرار است الکترونیکی باشد


تجارتی که قرار است الکترونیکی باشد

تجارت الکترونیک ایرانی

آموزش های عمومی، تخصصی و موضوعات حقوقی به عنوان ارکان توسعه تجارت الکترونیک معرفی و تاکید شد که نقش آنها کمتر از فناوری ها نیست. اما مفهوم استاندارد سازی به عنوان پیش شرط مهم و اساسی برای رسیدن به تجارت الکترونیک معرفی شد که هدف اصلی از نگارش این مجموعه را نیز ببرسی همین مفهوم است.

● بازیگران وادی تجارت الکترونیک

اگر ساده نگاه کنیم، دو بازیگر همیشه در صحنه تجارت بازی می کنند . یکی در نقش فروشنده و دیگری در نقش خریدار قرار گرفته و ارتباط میان این دو از طریق دو جریان برقرار می شود. جریان اول؛ موجودیت مورد معامله است که کالاها و خدمات را در بر گرفته و از سمت فروشنده به خریدار در جریان است. جریان دوم؛ موجودیت هم ارزش یا همان پول است که پسینی بوده و در ازای جریان اول از سوی خریدار آغاز شده و به فروشنده ختم می شود. البته این فقط در نگاه ساده انگارانه به امر تجارت پذیرفتنی است. با تاملی ژرف تر مشخص خواهد شد که بازیگران حوزه تجارت به فروشنده و خریدار ختم نمی شوند و ارتباطات میان بازیگران گسترده تر و پیچیده تر از چیزی است که در نگاه آغازین دیده می شود. درسطح کلان تجارت، بانک ها نقش واسط و تسهیل کننده را در جریان های مالی ایفا می کنند، به گونه ای که برقراری ارتباط مالی میان خریدار و فروشنده بدون حضور بانک امکان پذیر نخواهد بود. حضور بازیگری تازه مترادف است با ارتباطات جدید، چرا که تمامی بازیگران باید یک به یک در تعامل باشند، و این یعنی ارتباط مستقلی بین بانک و فروشنده و خریدار برقرار خواهد شد. علاوه بر بانک، شرکت های حمل و نقل نیز از بازیگران اصلی تجارت محسوب می شوند که جریان اول (تبادل کالا و خدمات) را مدیریت می کنند.

نوع فعالیت شرکت های حمل و نقل بسته به فاصله جغرافیایی میان خریدار و فروشنده و نیز نوع مسیر متفاوت است. شرکت های حمل و نقل هوایی، دریایی، ریلی و جاده ای امکان جابه جایی کالا را با استفاده از هواپیما ، کشتی، قطار و ماشین فراهم کرده و یک حوزه ارتباطی جدید را با بازیگران قبلی برقرار می کنند. از منظری دیگر، تبادل اطلاعات، کالا و پول نیاز به امنیت دارد. به همین منظور شرکت های فعال در حوزه بیمه وارد صحنه شدند تا تسهیلات مختلفی ارائه کنند و در قالب بازیگری جدید وارد چرخه تجارت وارد شوند. همزمان با گسترش ابعاد تجارت از منظر جغرافیای تحت پوشش و نیز حجم و ارزش تجارت، نقش ها نیز اهمیت بیشتری پیدا خواهند کرد و تعداد و تنوع بازیگران افزایش پیدا کرده و به تناسب، ارتباطات بیشتری برقرار خواهد شد. به عنوان مثال یک یا چند بنگاه و حتی یک زنجیره تامین (Supply Chain) می تواند در نقش خریدار یا فروشنده قرار گیرد. در تجارت میان کشورها عناوین خریدار و فروشنده محو شده و در قالب واردکننده و صادرکننده نمایان می شوند. بدیهی است که نهادهای حکومتی کشورها، سازمان های فراملی و بین المللی وظایف جدیدی را در فرآیند تجارت بر عهده خواهند گرفت تا امر تجارت محقق شود. این موضوع در مورد دیگر بازیگران هم صدق می کند.

در تجارت فراملی، بانک ها نقش بیشتری برعهده گرفته و در حوزه های ملی و بین المللی وارد می شوند تا موضوعات مالی تجارت را مدیریت کنند. پیچیدگی سیستم های حمل و نقل در صورت توسعه ابعاد تجارت فزونی خواهد یافت. شرکت های حمل و نقل از سیستم های ترکیبی برای مدیریت جریان کالا استفاده کرده و تعامل میان شرکت های این حوزه (B۲B) افزایش خواهد یافت. پایانه هایی برای برقراری ارتباط میان روش های مختلف حمل و نقل ایجاد می شود تا فرایند انتقال کالا بدون اشکال انجام شده و البته قابل کنترل و ارزیابی باشد. به عبارت ساده تر؛ باید میان مبدا و مقصد نقاط بسیاری چون فرودگاه ها، ایستگاه های راه آهن، اسکله ها و انبار ها قرار گیرند تا امکان انتقال کالا مهیا شود. با افزایش نقاط حیاتی، ارتباطات جدیدی میان بازیگران عرصه تجارت ایجاد می شود. جریان سوم؛ اطلاعات جریان دیگری علاوه بر جریان اول (کالا و خدمات) و جریان دوم (ارزش) میان بازیگران فعال در حوزه تجارت وجود دارد که جریان اطلاعات خطاب شده و تفاوت هایی با جریان های دیگر دارد. جهت جریان در جریان کالا و پول یک سویه، اما جریان اطلاعات دو سویه است. به طور معمول جریان کالا از فروشنده آغاز و به خریدار ختم و جریان پول نیز از خریدار آغاز و به فروشنده ختم می شود و سایر بازیگران در قالب نقاط میانی این جریان ها حضور دارند. اما جریان اطلاعات موضعی است. به بیان دیگر تفاوت های بسیاری میان جریان اطلاعات بازیگران مختلف وجود دارد. به عنوان مثال تبادل اطلاعات میان بانک ها با جریان اطلاعات میان شرکت های حمل و نقل و نیز جریان اطلاعات میان شرکت های بیمه متفاوت است. به همین علت است که جریان اطلاعات قادر به ایجاد قابلیت های جدید برای امر تجارت است و به تازگی مورد توجه قرار گرفته است.

● تجارت الکترونیک و استانداردسازی

برای پوشاندن قبای الکترونیک بر قامت تجارت، هیچ یک از بازیگران، جریان ها و ارتباطات حذف نشده و به گونه ای متفاوت از گذشته (تجارت سنتی) در فرآیند تجارت وارد می شوند. برای آن که تجارت الکترونیک محض (Pure) ایجاد شود لازم است تا این مسائل از منظری دیگر نگریسته شود. فرآیند دیجیتالی کردن شامل پیچیدگی ها و سختی های فراوانی است که همه ذی نفعان تجارت باید در آن سهیم شوند. هنگامی که فروشندگان و خریداران از قالب افراد خارج شده و در قامت بنگاه های تجاری (مدل تجارت متقابل بنگاه های تجاری) نمایان شوند، شاهد افزایش پیچیدگی در فرایند ها، تعدد نیروی انسانی و تنوع نرم افزار های مورد استفاده خواهیم بود. توجه به دیجیتالیزه کردن فرایندهای تجارت، ما را به سوی تجارت الکترونیک سوق خواهد داد اما مقوله دیگری را نیز مطرح خواهد کرد که از جنس مدیریت، کنترل و ارزیابی است. این مقوله استانداردسازی خوانده می شود و بسیار پیچیده تر و گسترده تر از موضوع دیجیتالیزه کردن امر تجارت است. یاد آور می شویم که امر استاندارد سازی در حیطه های کلان ضرورت دارد و تا زمانی که امر تجارت میان دو سه شریک تجاری برقرار باشد، الزام آور نبوده و فقدان آن خطری برای تجارت محسوب نمی شود. اگر شرکای تجاری به دلیل شرایط رقابتی حاکم بر دوران کنونی افزایش یابند، باید قواعد و پروتکل های تدوین شده و ذیل عنوان استاندارد مورد پذیرش همگان قرار بگیرند. حضور موفق در فضای رقابتی تنها و تنها بر پایه رعایت استانداردها امکان پذیر خواهد بود، به گونه ای که فقدان استانداردها، اساس تجارت الکترونیک را تحت الشعاع قرار خواهد داد.

● رویکردهای کلیدی

ضرورت استاندارد سازی با نگاه به آینده صنعت مشخص تر خواهد شد. دکتر آلبرت جونز مدیر یکپارچه سازی زنجیره تامین در NIST ایالت متحده آمریکا حین برگزاری اجلاس آسیایی UN/CEFACT در سال ۲۰۰۸ که در کشور کره جنوبی برگزار شد سه رویکرد کلیدی را در صنعت آینده تشریح کرد. رویکرد اول؛ رقابت میان افراد و بنگاه ها به رقابت میان زنجیره های تامین تبدیل خواهد شد. بدین معنی که مجموعه بنگاه های فعال در یک زنجیره تامین، برای دستیابی به ارزش افزوده مشترک، در قالب زنجیره های تامین در کنار یکدیگر قرار گرفته و به تجارت با سایر زنجیره ها خواهند پرداخت. این نوع همکاری صرفا با اعلام آمادگی بنگاه ها محقق نخواهد شد و لازم است تا استاندارد های کاری در درون زنجیره های تامین و میان آنها توسعه یابد تا همکاری موثری شکل گیرد. رویکرد دوم؛ تفکر فرآیندی بر تمام فعالیت ها حاکم و بنگاه ها بر فرایندها متمرکز خواهند شد. مقولاتی از جمله خودکار سازی، نیروی انسانی و اطلاعات بر اساس فرایند ها مدیریت می شوند و رویکرد بهینه سازی، جایگاه ویژه ای پیدا خواهد کرد. هنگامی که نگرش فرایندمحور مورد توجه قرار بگیرد، تمامی فعالیت ها قابل مدیریت، قابل کنترل و قابل ارزیابی خواهند بود. رویکرد سوم؛ تعامل میان اجزای صنعت، در آینده صنعت بر اساس فرایند ها صورت خواهد گرفت. بدین معنی که بنگاه ها با محوریت فرآیندهایشان با یکدیگر تعامل خواهند داشت و روش های نوین ارتباطی به تمامی جایگزین روش های سنتی خواهند شد. تعریف، پذیرش و استفاده از استانداردها تنها راه تحقق رویکردهای فوق قلمداد می شود.

‌● در آینده

استاندارد سازی در زنجیره های تامین، در فرایند ها و تعاملات بین فرایندی، موضوعاتی است که نقش برجسته ای را در مسیر نیل به تجارت الکترونیک ایفا خواهد کرد. در شماره بعد مفاهیم استاندارد ها را به تفصیل معرفی کرده و به انواع آنها اشاراه می کنیم. همچنین اهداف کلان استاندارد سازی در تجارت را به بحث گذاشته و مشکلات پیش روی آن را مرور خواهیم کرد.

نویسنده: محمدباقری