یکشنبه, ۲۴ تیر, ۱۴۰۳ / 14 July, 2024
مجله ویستا

اگر آمریکا به ایران نیاز دارد


اگر آمریکا به ایران نیاز دارد

پیام نوروزی باراک اوباما که ارزش های ملت ایران را مورد تکریم قرار می داد با دو نوع واکنش در ایران مواجه شد نخستین مـوضـع گـیـری بـه »اصلـی تـرین تصمیم گیر سیاست خارجی« تعلق داشت که در آن, احـتـمال وجود انگیزه مثبت در این پیام, به صورت کامل زیر سوال نمی رفت و در عین حال بر این نکته نیز تاکید می شد که عملکرد آینده دولتمردان آمریکا بایستی با محتوای پیام نـوروزی آنـهـا منطبق باشد

پیام نوروزی باراک اوباما که ارزش‌های ملت ایران را مورد تکریم قرار می‌داد با دو نوع واکنش در ایران مواجه شد. نخستین مـوضـع‌گـیـری بـه »اصلـی‌تـرین تصمیم‌گیر سیاست خارجی« تعلق داشت که در آن، احـتـمال وجود انگیزه مثبت در این پیام، به صورت کامل زیر سوال نمی‌رفت و در عین حال بر این نکته نیز تاکید می‌شد که عملکرد آینده دولتمردان آمریکا بایستی با محتوای پیام نـوروزی آنـهـا منطبق باشد. اما افراد دیگری نیز در ایران به اظهار نظر در این مورد پرداختند که به نظر می‌رسد موضع آنها از نوعی کلیشه‌گرایی رنج می‌برد.

در میان مواضع اعلام شده، این نکته بیش از همه به چشم می‌خورد که پیام اوباما و اظهارات بعدی مقام‌های آمریکایی از جمله ادعای ‌آنها در خصوص دیدار با هیئت ایرانی در لاهه، نشانه »نیاز آمریکا به ایران« است. متأسفانه اصرار بر اظهارنظر توسط برخی سیاستمداران غیر مطلع و گروهی از مدیران موج‌ساز یا موج‌سوار، در عرصه سیاست‌خارجی ایران بیش از سایر عرصه‌ها خودنمایی می‌کند که این وضعیت در موضوع آمریکا، از برجستگی بیشتری برخوردار است. همین مسئله باعث شده است که بعضی از امور بدیهی، به عنوان یک »امر قبیح« تلقی و از آنها برای تبلیغات تریبونی - وعمدتاً دارای مصرف داخلی - استفاده شود.

حـقـیقت آن است که در دنیای امروز، هیچ کشوری نمی‌تواند خود را بی‌نیاز از دیگران بداند. البته ممکن است به خاطر حـاکـمـیـت بـرخی ارزش‌ها، در مــقاطعی برای تــامین برخی نیازمندی‌ها، »روش‌های پرهزینه‌تر« بر »راههای کم‌هزینه« ترجیح داده شود که این انتخاب ایدئولوژیک یا ارزشی را نباید به معنای بی‌نیازی از روش‌ها و کشورهای دیگر دانست. اما به هر حال کم اطلاعی از بعضی واقعیت‌ها و یا تسلط رودربایستی بر روابط میان سیاستمداران، باعث شده است که عده‌ای از سیاسیون ایران بدون توجه نسبت به بدیهیات دهکده جهانی از جمله نیازمندی همه کشورها به یکدیگر، آشکارسازی نیاز آمریکا به ایران را نشانه ضعف تلقی کنند.آمریکا امروز با مشکلات فراوانی مواجه است که تخریب چهره آن کشور در دوره ۸ ساله بوش، یکی از مهمترین آنها می‌باشد. همین وضعیت، نیاز آمریکا به سایر کشورها را به شدت افزایش داده است. از سوی دیگر، موقعیت ممتاز جغرافیایی و جایگاه سیاسی در منطقه، ایران را در بالاترین سطوح در میان کشورهایی قرار داده است که آمریکا نمی‌تواند بدون کمک آنها، برخی از پروژه‌های جدید خود در منطقه را کلید بزند یا بعضی پروژه‌های سابق را با سربلندی بیشتر یا سرشکستگی کمتر، به پایان برساند. بر همین اساس به نظر می‌رسد هم‌اکنون فرصت بسیار خوبی ایجاد شده است تا بتوان زحمت آفرینی‌های آمریکا در برابر برنامه‌های داخلی و خارجی ایران را کاهش داد و یا در راستای منافع مشترک، سهم بیشتری برای ایران دریافت نمود. اما متاسفانه امکان بهره‌مندی کشورمان از این فرصت به دلایل گـونـاگـون از جـمله سوژه‌‌سازی‌های سابق اصولگرایان علیه اصـلاح‌طلـبان با سوءاستفاده از موضوع آمریکا و نیز برخی رقابت‌های درونی اصولگرایان برای امتیازگیری داخلی از همین موضوع، به حداقل رسیده است. این در حالی است که نگاهی به سیاست خارجی ایران در بعضی از مقاطع گذشته، نشان می‌دهد که طرف‌های مقابل ما، نهایتاً بدون آنکه امتیاز قابل توجهی برای ایران در نظر بگیرند از کمک‌های کشورمان در جهت حل مشکلات منطقه‌ای خود بهره‌مند شده‌اند و نکته جالب نیز آنکه آمـریکا بیش از سایر کشورها از مهرورزی ایران در عراق و افغانستان، بهره‌برده‌است!

اکنون بار دیگر شرایطی فراهم شده است که آمریکا، از کـمـک‌های منطقه‌ای ایران بهره‌مند شود. به ادعای برخی رسانه‌های داخلی، اظهارات مقام‌های آمریکایی نیز ناشی از همین »نیاز« است. اما نباید فراموش کنیم که تنها ما نیستیم که اگر لازم باشد - و حتی گاه بدون وجود هیچگونه اضطرار - نیازهای خود را از راههای پرهزینه‌تر تامین می‌کنیم. آمریکایی‌ها هم اگر در برابر اعلام نیاز یا اعلام همکاری خود، نتوانند پاسخ به موقع و سودآور کسب کنند راههای دیگر را آزمایش خواهند کرد. پس اگر فکر می‌کنیم ‌که اظهار مهربانی آمریکایی‌ها، ناشی از نیاز آنهاست و حتی آمریکایی‌ها را در شرایط استیصال می‌بینیم حکم عقل آن است که رفع نیاز آنها را به زمانی موکول نکنیم که رقبای منطقه‌ای و جهانی ما، آمریکا را از »همراهی خواهی از ایران« پشیمان سازند.

متاسفانه ظواهر امر حکایت از آن دارد که در این مقطع نیز رسـانـه‌هـا و بـرخـی رسـانـه‌داران ایـرانی، از روش‌های سابق بـهـره‌می‌گیرند و گمان می‌کنند تاکید مکرر بر نیاز آمریکا و ناکامی‌های سران آن کشور، تنها راه کسب منافع برای ایران است. رسانه‌ای که پیام تبریک غیرضروری سیاستمدار مورد علاقه خود به اوباما را با آب و تاب فراوان پوشش می‌داد روز گذشته روی دیگری از سکه را به نمایش گذاشت. این رسانه در یک تحلیل خبری با اشاره به گروگان‌گیری منجر به قتل ۱۴ نفر در ایالت نیویورک، بـاراک اوباما را مورد طعن قرار می‌داد که »نه تنها نتوانسته وعـده‌هـای انـتـخـابـاتـی خود برای بهبود وضعیت اقتصادی آمریکایی‌ها را محقق سازد بلکه در زمینه رفع ناامنی‌ها در آن کشور نیز توفیقی کسب نکرده است!« تحقیر اوباما به خاطر عدم موفقیت در دوره حاکمیت ۵/۲ ماهه، نشان می‌دهد پرنفوذ‌ترین رسانه‌های ایـران، بـیـش از هـر چـیـز به فکر پیگیری کلیشه‌های سابق خویش هستند تا برخی مخاطبان داخلی خود را راضی نگه‌دارند. یکی از این رسانه‌ها، روز گذشته به جای آنکه از قتل ۴۲۰ هموطن ایرانی در تصادفات جاده‌ای ۱۵ روز اخیر ابراز تاسف کند، بر ذکر اجزای حوادثی متمرکز شده بود که طی آنها در سه ماهه گذشته، ۲۵ آمریکایی به قتل رسیده‌اند. راستی آیا تا زمانی که به جای یافتن راههای بهینه ‌برای بهره‌گیری از نیاز آمریکا به ایران به دنبال تبلیغ پیرامون بی کفایتی رئیس جمهور ۷۵ روزه آمریکا هستیم می‌توانیم الگوی موفقی از سیاست خارجی را به نمایش بگذاریم؟