پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
مجله ویستا

کوشش فرهاد...


کوشش فرهاد...

گر کنم با این سر پر شور بالین،سنگ را ،
از شرر ،پرواز خواهد گشت تمکین ،سنگ را
من به درد نارسایی ها چسان دزدم نفس
می کند بی دست وپایی ناله تلقین سنگ را
ساز این کهسار غیر از ناله ،آهنگی …

گر کنم با این سر پر شور بالین،سنگ را ،

از شرر ،پرواز خواهد گشت تمکین ،سنگ را

من به درد نارسایی ها چسان دزدم نفس

می کند بی دست وپایی ناله تلقین سنگ را

ساز این کهسار غیر از ناله ،آهنگی نداشت

آرمیدن اینقدر ها کرد سنگین ،سنگ را

صافی دل، مفت عیش است از حسد پرهیز کن

هوش اگر جامت دهد بر شیشه مگزین سنگ را

تا نفس دارد تردد ،جسم را سرگشتگی ست

تا نیاساید فلاخن نیست تسکین ،سنگ را

گر همه بر خاک پیچد عشق ،حسن آید برون

کوشش فرهاد آخر کرد شیرین ،سنگ را

عافیتها نیست غیر از پرده ی سازشکست

شیشه می بیند نگاه عاقبت بین ،سنگ را

خواب غفلت می شود پا در رکاب از موج اشک

در میان آب ،بیدل !نیست تمکین ،سنگ را

بیدل دهلوی