یکشنبه, ۱۰ مهر, ۱۴۰۱ / 2 October, 2022
مجله ویستا

فلسفه سرمایه گذاری


فلسفه سرمایه گذاری

اگر من در استراتژی سرمایه گذاری خود نتوانم دارایی های نامحسوس و ضروری برای داشتن صلح و شادی را بشناسم, هیچ تلاش و زمانی برای آرامش خاطر من كافی نخواهد بود چگونه این امر می تواند بر تصمیمات من درباره سرمایه گذاری تاثیرگذار باشد

اسكیپ موئن نویسنده،‌ سخنور و مشاور، بینشی انعكاسی در رابطه با فرضیات عملی- تجاری و راه‌حل‌های عملی در رابطه با منابع انسانی را در اختیار مشتریان قرار می‌دهد. وی كتابی در ارتباط با رهبری روزانه منتشر كرده است. اسكیپ ساكن فلوریدای آمریكاست.

هنگامی كه موضوع بر سر درك عمیق‌ترین آرزوها و مسائل زندگی است، من اغلب با نگاهی به ادبیات باستان كه سرشار از بینش و بصیرت است، درمی‌یابم كه چنین بینشی در گردباد آشفته زندگی مدرن وجود ندارد.

اتخاذ تصمیمات انتقادی اغلب منجر به افسوس، رنج شخصی و نابودی روابط می‌شود. من اكثر اوقات یك‌جا می‌نشینم و سعی در اصلاح امور دارم تا اینكه سوار بر قطاری سریع‌السیر شوم كه به سوی پلی فروریخته در حال حركت است، تنها به این دلیل كه سریع‌تر حركت می‌كند. این امر محتاج نظم است. یك اندیشه گروهی وجود دارد كه وقتی ما مردمی را می‌بینیم كه برای سوار شدن بر قطار تجمع كرده‌اند، بر ما اثر می‌گذارد.

هنگامی كه فاقد نظم مورد نیاز هستم، با كسانی مشورت می‌كنم كه فرصت بیشتری برای اندیشیدن دارند، كسانی كه قرن‌ها پیش، پس از سال‌ها صبر و تحمل دیده از جهان فرو‌بسته‌اند.مشاوره خوب، خوب است و مهم نیست كه از جانب چه كسی باشد. زمانی كه یك تار خوش‌آهنگ یافتم، سعی كردم كار خود را متوقف كنم تا از شنیدن صدای آن لذت ببرم و یكی از این آوازهای خوش‌‌الحان ازآن مردی حكیم به نام «سلیمان» بود.

وی در گفتار حكیمانه می‌گوید: «حقیقت را بخرید و آن را نفروشید.» البته گفته وی برای من سوال‌برانگیز است، اینكه سلیمان در دنیا چه چیزی را به ما پیشنهاد می‌كند؟ چطور باید حقیقت را بخریم و چرا باید مراقبت باشیم كه آن را نفروشیم؟ انجام یك بررسی مختصر، نكته‌ای بسیار مهم را آشكار می‌سازد.

در جمله حكیمانه سلیمان در عمل (خرید و فروش) حامل مفاهیم بسیار جالبی هستند. اولین فعل درباره كسب كردن، خریدن و متصرف شدن است. یك فرد چطور حقیقت را كسب می‌كند، می‌خرد یا متصرف می‌شود؟ طبق گفته سلیمان، این مساله با تعهدی مادام‌العمر به زندگی، استانداردهای برتر و اطاعت اخلاقی میسر می‌شود؛ هرچه بیشتر، بهتر. همه ما باید بدینگونه مشتاق كسب اعتبار باشیم. اما اكنون نوبت فعل دیگر، یعنی «فروختن» بوده كه این كلمه به معنی عمل تبادل است و نوعی معامله پایاپای را پیشنهاد می‌كند.

من چیزی را می‌بخشم تا چیز دیگری به دست آورم. در دنیای ما، مبادله و تجارت معمولا به پول ختم می‌شود، اما پول چیزی بیش از زمان و تلاش افزون نیست. من تمام وقت و تلاش خود را صرف مبادله پول می‌كنم و سپس این زمان و تلاش صرف شده را برای به دست آوردن چیزی دیگر كه آن نیز با صرف وقت و تلاش به دست آمده، مبادله می‌كنم.اكنون گوهر حكمت سلیمان اینجاست: «حقیقت را به هیچ قیمتی مبادله نكنید.» هیچ زمان و تلاش صرف‌شده‌ای ارزش معامله پایاپای را ندارد. هنگامی كه حقیقت را كسب كرده، خریده یا تصرف می‌كنید، آن را پس‌انداز نمایید. هرگز نگذارید كه از دستتان برود. اگر حقیقت را از دست بدهید، سرانجام شما منتهی به شكست خواهید شد.

باری دیگر همه ما سرمان را به نشانه موافقت تكان می‌دهیم. البته ما حقیقت را در راه كسب امور مادی نمی‌فروشیم. سلیمان باید می‌دانسته كه هر احتمالی وجود دارد و اخطار وی غیرضروری است. اما با نگاهی دیگر به این كلمه عبری درمی‌یابیم كه مبادله حقیقت تا چه حد می‌تواند خطرناك و حساس باشد.

در كتاب جنسیس، داستانی بسیار كهن درباره مبادله وجود دارد. عیسو و ژاكوب دو برادر بودند. عیسو كه اولین فرزند بود، از حقوق ارث بهره‌مند بود. اما روزی وی درصدد شكار بود و ژاكوب كه سرآشپزی ماهر بود، به برادرش پیشنهاد مبادله داد.

عیسو از وی غذا خواست و ژاكوب نیز چیزی دیگر درخواست كرد و به این ترتیب ژاكوب خواستار یك معامله پایاپای شد: «تو حق ارث خود را به من واگذار كن و من به تو غذا می‌دهم.» نكته این داستان كوتاه در همین‌جاست. عیسو حقوق نامحسوسی كه در اثر تولد به وی تعلق گرفته بود را با غذا كه امری محسوس بود معاوضه كرد. وی حقیقت را فروخت و بقیه عمرش را با افسوس گذراند.

این حكمت كهن توجه مرا به استراتژی سرمایه‌گذاری خودم جلب می‌كند و نشان می‌دهد كه چقدر آسان وسوسه شدم كه آنچه را برایم نامحسوس اما حیاتی است به خاطر آنچه محسوس اما كم‌اهمیت است، ببخشم. زمانی من حقیقت ایمان و ارزش‌هایم را معامله كردم و هیچ‌گاه نتوانستم آنها را بازپس بگیرم. من اجناس ملموسی به دست می‌آورم اما آنها تا جایی كه به اعتبار من مربوط است، از اهمیت چندانی برخوردار نیستند.

اگر من در استراتژی سرمایه‌گذاری خود نتوانم دارایی‌های نامحسوس و ضروری برای داشتن صلح و شادی را بشناسم، هیچ تلاش و زمانی برای آرامش خاطر من كافی نخواهد بود. چگونه این امر می‌تواند بر تصمیمات من درباره سرمایه‌گذاری تاثیرگذار باشد؟ آیا شما زمان و تلاش صرف شده خود را در دستان فردی مانند عیسو یا شركتی كه از ارزش‌های وی پیروی می‌كند، می‌گذارید؟ آیا شما بدون توجه به پیامدها یا مناسب بودن كالاهای مصرفی به دنبال كسب بیشترین میزان سود هستید؟ آیا شما مایلید آنچه را كه ضروری‌تر و گرامی‌تر است به منظور كسب آنچه می‌خواهید، معاوضه نمایید؟ امروزه مشاوران سرمایه‌گذاری اغلب بر آنچه ملموس‌تر است تمركز و توجه می‌كنند. اما از زاویه‌ای دیگر نیز می‌توان به سرمایه‌گذاری نگاه كرد. دیدگاهی كه بر چگونگی استراحت و آرامش شما، به چگونگی هضم غذای شما و به اینكه چگونه سر خود را با افتخار بالا بگیرید تاثیر می‌گذارد. حقیقت را بخرید و آن را نفروشید. این نصیحتی بسیار عالی است. امتحان آن هم مجانی است.

ساسان ابراهیم آبادی

منبع:secretsofsuccess



همچنین مشاهده کنید





روزنامه آرمان ملیخبرگزاری صدا و سیماخبرگزاری ایسناسایت جمارانسایت انتخابسایت خبرآنلاینسایر منابعسایت اقتصادآنلاینسایت دیجیاتوسایت آفتاب نیوز