شنبه, ۸ بهمن, ۱۴۰۱ / 28 January, 2023
مجله ویستا

تفکر و محبت پایه های «شهراخلاق»


تفکر و محبت پایه های «شهراخلاق»

«شهراخلاق» بر دو پایه اساسی بنا شده است یکی «تفکر» و دیگری «محبت » «تفکر», ساختار و چهارچوب تعلیم و تربیت اجتماعی را تشکیل می دهد

یادداشتی که در پی می آید توسط دکتر «ظفر نوایی» عضو هیات علمی دانشکده فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی تهران نوشته شده و در آن به پایه های نظری و عملی تحقق «شهراخلاق» پرداخته است و مبانی شعار «شهراخلاق» را حکمت عملی و حکمت نظری معرفی می کند. «شهراخلاق» بر دو پایه اساسی بنا شده است. یکی «تفکر» و دیگری «محبت.» «تفکر»، ساختار و چهارچوب تعلیم و تربیت اجتماعی را تشکیل می دهد. تفکر و خردورزی اساس و پایه علم آموزی و تعلیم است. کسب علم، آگاهی یافتن بر معلومات در مرحله های مختلف دانش، پژوهشگری، حل مساله و مشارکت فعال در جریان آموزش زندگی و یادگیری اجتماعی بر مبنای تفکر استوار است. تفکر زیرساخت حکمت نظری را تشکیل می دهد. پایه و مبنای دوم ساخت شهراخلاق که زیرساخت حکمت عملی است و فرآیند عمومی تربیت اجتماعی را شکل می دهد، محبت و مهرورزی است.

به طور خاص تربیت بر مبنای محبت جریان پیدا می کند و شکل می گیرد. همان طور که امام صادق(ع) می فرماید: تربیت و ادب الهی پیامبر بر مبنای محبت خدا به پیامبر اکرم(ص) استوار بوده است. همچنین امام صادق(ع) می فرماید: «خدای بزرگ با محبتش پیامبر را تربیت کرد» این امر نشان می دهد که تربیت ادب بر پایه محبت شکل می گیرد و ثمره این اثرگذاری حکمت عمل «اخلاق» است. خداوند در قرآن می فرماید «به واسطه رحمت خدا تو نرم خو شدی و اگر تو تندخو و سخت دل بودی مردم از پیرامون تو پراکنده می شدند» (آل عمران۱۵۹/). در این آیه خداوند اشاره می کند که اساس پیامبر، نرم دلی و مهربانی و رافت درونی او است. انسان ها بیش از منطق و استحکام و استدلال به محبت و مهرورزی واکنش نشان می دهند و چنانکه جذب و مجذوب کسی شدند، به سخنان او گوش می دهند و استدلال و منطق او را نیز می پذیرند. از این رو مهرورزی و محبت و نرم دل بودن، اساس و پایه عملی مربیان و مدیران فرهنگی برای توسعه و ترویج فرهنگ اخلاق محور خواهد بود. نظام فرهنگی انسجام و وحدت خود را از اهداف خود به دست می آورد. اهداف از نظام ارزشی و اخلاقی جامعه بر می خیزد.

ساختار نهادهای اجتماعی از جمله آموزش و پرورش و نهادهای پرورشی و فرهنگی در سطح جامعه به نوبه خود زمینه رشد بعضی ارزش ها را فراهم می کند و بازداری خاصی را در ارتباط با برخی ارزش ها به وجود می آورند. از این رو باید اهمیت این نهادها را در یک جامعه اخلاق گرا در انتقال ارزش ها مدنظر قرار داد. سازمان های فرهنگی در مجموعه مدیریت خود، مقررات خود، روابط انسانی، نسبت فرد و گروه ها با عناصر فیزیکی، فضاهای کالبدی، می توانند به مردم نگرش هایی درباره ارزش های اخلاقی، ارتباطات اخلاق گرا، اخلاق تفکر و مجموعه اخلاق عملی، منتقل کنند.

این بخش در مدیریت فرهنگی، را باید برنامه های فرهنگی پنهان نامید. مهمترین کارکرد برنامه های فرهنگی پنهان برای تحقق جامعه اخلاقی، انتقال ارزش ها است. در این بین مهرورزی و محبت مدیران، مجریان، دست اندرکاران و غیره، عامل اساسی در برنامه های پنهان در راه انتقال ارزش ها محسوب می شود. حال باید از مدیران فرهنگی پرسید که آنها چقدر با رفتار مبتنی بر تفکر و مهرورزانه خود، عامل انتقال ارزش های اخلاقی به جامعه هستند؟ افراد جامعه چیزهایی را می پذیرند و عقلانی می شمارند که پیش از آن، آن را پذیرفته باشند. محبت و مهرورزی عامل اساسی است که مطابق آن نظامی از ارزش ها و باورها به عنوان مرجع داوری و قضاوت انتخاب می شوند و همان طور که در قرآن در وصف پیامبر آمده، بیش از آنکه به جنبه عقلانی و استدلالی پیامبر توجه دهد، به جنبه نرم خویی و مهرورزی پیامبر اشاره می کند. این همان اشاره مهم ایشان است که مگر دین چیزی به جز محبت است.

● مدل جامعه اخلاقی:

دین به منزله منبعی مهم در ارایه برنامه های شهری اخلاقی و راه های درست زیستن معرفی شده است. راهنمایی انسان به گفتار پاک و صراط حمید، گویای آن است که انسان برای دستیابی به زندگی سالم، در شهری اخلاقی نیازمند دانایی و راه درست است. جامعه اخلاق گرا برای پیمودن شیوه و سبک زندگی سالم، نیازمند الگو و مدل مناسب است. این الگو و مدل در قرآن کریم، پیامبراکرم(ص) است. رسول خدا انسانی مثل سایر انسان ها است با این تفاوت که محل وحی الهی است و به همین سبب ارتباطی با منبع وحی می تواند الگوی عمل و گفتار وحیانی برای یک جامعه اخلاقی قرار بگیرد. جامعه از طریق پیمودن مسیر و پیروی از رسول خدا(ص)، می تواند راه نجات را بپیماید و به سعادت دست یابد. پیامبراکرم(ص) از سوی خدا با بهترین منزلت های اخلاقی معرفی شده است. پیامبراکرم(ص) خود را به عنوان رسول و سفیر الهی مامور به تعلیم انسان و ساختن یک جامعه اخلاقی می داند. ایشان علاوه بر ماموریت تربیت انسان و جامعه، وظیفه مهم تحول بخشیدن و تقدیر رفتار و اخلاق مردم به سمت بهترین و بالاترین اعمال و اخلاقیات را برعهده دارد. از این روز سیره رسول اکرم(ص)، قول و فعل او، منبع اصیلی برای معنا کردن، معرفی و عینیت بخشیدن به جامعه اخلاقی و شهری رو به تعالی است. تربیت افراد جامعه مهمترین مساله دین است. مهمترین کار و کانونی ترین رسالت پیامبر، آموزش و تربیت جامعه است. همان گونه که ایشان می فرمایند، کار پیامبری برطرف کردن نقص و کاستی وجود بشر و تمامیت بخشیدن به کرامت های اخلاقی آدمی است.

گستره اخلاق در اینجا همه وجود آدمی و همه اعمال، باورها، انگیزه ها، نیات، حرکات و ارزش ها را پوشش می دهد. اعتقادات اعمال و ارزش های اخلاقی همه در چهارچوب اخلاق قرار می گیرد. جوهره تربیت را انتقال همین اعتقادات و اخلاقیات تشکیل می دهد. از این منظر تربیت به شکل گیری اخلاق و درونی شدن ارزش ها و شکل گیری نوعی الزام درونی دلالت می کند. تن دادن به الزام درونی که در فرد تعهد ویژه ای را به انجام امور به شکل خاصی و به طریق معینی ایجاد می کند، چیزی بیش از کارآموزی، بیش از شناخت صرف امور واقع و چیزی بیش از یک مشغولیت است. در اسلام حکمت نظری در پرتو حکمت عملی معنا می شود. بر این اساس اگر مبانی و مقاصد شعار «شهر اخلاق» را در حوزه حکمت نظری جستجو کنیم، چارچوب عملی شهر اخلاق در حکمت عملی نهفته است و فرآیند این دو با مدلی و الگویی که اسلام معرفی می کند، به ایجاد جامعه ای اخلاقی می انجامد.



همچنین مشاهده کنید





سایت آفتاب نیوزسایت تابناکسایت خبرآنلاینخبرگزاری تسنیمروزنامه همشهریروزنامه ایرانسایت زومیتسایت مشرقسایت رویداد 24سایت دیدبان ایران