پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
اخراجیها ۲ ؟؟؟

آیا اخراجیها یک پدیده است؟ آیا میزان فروش یک فیلم را می توان ملاک ارزشیابی آن قرار داد؟ چه تفاوتی میان اخراجیها با فروش بالایش در ایران و یک طنز هالیوودی هست که پخش جهانی می شود؟ چیزی که می خواستم در چهار چوب این نوشته مطرح کنم اصلا ربطی به پاسخ این سوالات ندارد. بلکه می خواهم نگاهی جامع و کلی به اخراجیها داشته باشم.
چرا اخراجیها فروخت؟!
فروش بالای اخراجیها که در سینمای ایران بی سابقه است مرهون بستر سازیهای از پیش تعیین شده و هوشمندی ده نمکی در استفاده از این بسترهای آماده است. کسانی که سینما را دنبال می کنند می دانند که در سالهای اخیر حضور بازیگران طنزهای تلویزیونی در فیلمهای سینمایی می تواند به عنوان یک پارامتر برای فروش خوب آن محسوب شود. از طرفی اقبال به فیلمهای طنز تابو شکن که از خطوط قرمز به هر نحوی عبور می کنند در میان مردم همیشه وجود داشته و خواهد داشت. اما نکته بسیار مهم در این زمینه زمان اکران و شرایط آن است اخراجیهای ۱ و ۲ هر دو در عید اکران شدند در روزهای که مردم به دنبال آن می گردند تا برای لحظاتی هم شده با خنده و لبخندی کام روا گردند، در چنین شرایطی و در میدانی که تنها فیلم طنز این میدان اخراجیهاست فروش بالای آن می تواند قابل توجیه باشد. از طرفی توجه کنید به میزان پشتیبانی وزارت ارشاد و ....
آیا اخراجیها فیلم خوبی است؟!
اگر بخواهم از منظر آقای فراستی و با سهل انگاری قضیه را ببینم حتما می گویم خوب است. اگر هم بخواهم از منظر دوست و آشنا ببینم می گویم باحال بود. ولی اگر بخواهم قضاوت درستی داشته باشم این فیلم نه خوب است نه با حال، این ادعا به قول آقای فراستی یک ژست روشن فکرانه نیست بلکه نشات گرفته از حسی است که در مواجه با خود اثر پیدا کردم. اخراجیها به عنوان یک فیلم طنز سر شار از صحنه های است که تلاش دارد مخاطب را بخنداند. و بیشتر از آنکه این خنده را با ایجاد یک موقعیت بر لب تماشگر خود بنشاند تمام بار خود را بر دوش دیالوگها و بازیگران می اندازد. اخراجیها همچون نمونه های اخیری که در سینمای ما به عنوان فیلم طنز سر بر آورده اند خالی از هر گونه تلاش برای دست یابی به یک پیرنگ درست در روایت داستان خود است. تمام عوامل علل و معلولی در این فیلم به واسطه طنز بودن اثر ندادیده گرفته می شود، فارغ از اینکه بدانند که نادیده گرفتن چنین فرایندی در یک فیلم کمدی باید با توجه به مدیوم و بستر مناسب آن صورت گیرد. صحنه ای را به خاطر بیاورید که در آن بعد از اسارت اخراجیها تانکهای عراقی بیمارستان را منهدم می کنند و تمام مجروحان در آتش می سوزند، پیش از این واقعه شاهد آنیم که حاج آقا (روحانی) امامه اش را در همان بیمارستان می گذارد و تسلیم می شود، سپس در صحنه ای دیگر شاهدیم که عراقی ها امامه را بدون آنکه به هم ریخته باشد و فقط مقداری گرد و خاک بر آن نشسته پیدا می کنند و به واسطه آن سعی دارند روحانی را که در میان اسیران است بیابند. یا صجنه جال تر زمانیست که منافقین اقدام به ربایش هواپیما در زمان جنگ می کنند، هواپیما عملا توسط یک جوان دزدیده می شود آن هم بدون مزاحمت، معلوم نیست در چنین شرایطی گارد پرواز کچا رفته اند که اقدامی صورت نمی گیرد.
فراغ از این، شوخیهایی که در فیلم می بینیم بسیار دم دستی و سطحی است، گویی فیلمساز تمامی صحنه را چیده است تا تیپهای فیلمش دیالوگ بگویند، حال آنکه در یک فیلم خوب دیالوگها را آنچنان می نویسند که صحنه ایجاب می کند. ربوده شدن هواپیما در اخراجیها ۲ یکی از بدترین شیوه های بسط فیلمنامه و ایده های فرعی بوده که در چند سال اخیر شاهد بوده ام. این ایده شاید می توانست با فضای یک طنز فانتزی جور در بیاید اما در مورد اخراجیهای ۲ باید بگویم اصلا در دل اثر ننشسته است.
در مورد اینکه خنداندن مردم کار سختی است با آقای فراستی هم رای هستم اما سوال اینجاست چگونه ؟ سیر کردن یک شکم هم امر مهمی است اما مهم تر از سیری این است که ما چه غذای را بخوریم که بتواند بجز سیر کردن ما کالری مورد نیاز بدن را هم تامیین کند. اخراجیها ۲ اگرچه فروش بالایی دارد و به حتم این واقعه سازندگانش را به سمت ساخت اخراجیهای ۳ خواهد کشاند اما فیلم درخور و ماندگاری نیست. کارکترهای این فیلم بیشتر در حد یک تیپ هستند، تیپهای که می شود گفت بدترین بازی بازیگرانشان در طول سالهای اخیر و حتی طول دوران کار هنری آنها است، مقایسه کنید اکبر عبدی را در آدم برفی، هنر پیشه، نان و عشق و موتور ۱۰۰۰ ، دلشدگان و .... با اکبر عبدی یا همان بایرام اخراجیها.
نمی خواهم به شعور جمعی ملت توهین کنم و بگویم نباید این فیلم را می دیدند اما آنچه دارای اهمیت است این است که مردم ما سینما را دوست دارند و می خواهند لذت ببرند. تلویزیون و سینما دست به دست هم داده اند تا با کاهش سطح سلیقه مخاطب فقط کار خودشان را آسان کنند و تلاشی برای بهتر شدن در کار نباشد، آنگاه است که اخراجیها ۲ شگفتی می سازد، چهارچنگولی می تازد و سریالهای آبکی صدا و سیما مخاطب بالای ۹۰ درصد جذب می کند. مردم مارمولک و دایره زنگی را هم رفتند و دیدند این نشان می دهد که قرار نیست سینمای ما فقط سینمای متفکر باشد بلکه بسیاری فقط می خواهند سرگرم شوند، گناه مردم نیست که می خواهند با دیدن یک فیلم بخندند و سرشار احساسات وطن پرستانه شوند، شاید گناه از ماست که دوست داریم مردم به همین بضاعت ناچیز ما راضی شوند.
مصطفی سیفی
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست