دوشنبه, ۲ خرداد, ۱۴۰۱ / 23 May, 2022
مجله ویستا

روبرتو باجو از آغاز تا پایان


وبرتو به عنوان فردی که همیشه عاشق فوتبال بود و همیشه به فوتبال فکر می کرد و هیچ گاه دوست نداشت که بدون فوتبال زندگی کند شناخته شده بود

فوتبال. آیا واقعاً این‌طور جذاب است؟ نه مطمئناً... اما شکی وجود ندارد که بازی‌های فوتبال با وجود روبرتو باجو خیلی جالب خواهد شد. سپس ما باید از فیوریندو و ماتیلدا تشکر کنیم زیرا آنها یک چنین قهرمانی را به دنیای شگفت‌انگیز فوتبال هدیه کردند. قهرمانی که همیشه در دل‌ها می‌ماند و هیچ‌گاه فراموش نمی‌شود.

روبرتو باجو در ۱۸ فوریه سال ۱۹۶۷ در کادونو که شهر کوچکی در شمال ویچنزا در ایتالیا است به دنیا آمد او در خانواده‌ای رشد یافت که قبلاً صاحب ۵ فرزند بودند (جیانا، والتر، کارلا، جرجیو و آن ماریا) روبرتو به‌عنوان فردی که همیشه عاشق فوتبال بود و همیشه به فوتبال فکر می‌کرد و هیچ‌گاه دوست نداشت که بدون فوتبال زندگی کند شناخته شده بود.

او درست بعد از تعداد اندکی بازی تبدیل به ستاره‌ای کوچک شد و همیشه امتیازهای خوبی را به تیمش تقدیم می‌کرد. در یک بازی او ۶ گل به ثمر رساند و بعد از این بازی بود که آلتونیو مورا او را ترغیب کرد که به تیم ویچنزا که در آن زمان در سری C بود ملحق شود. گرچه او تحت مربیگری ”کاد“ شانس زیادی برای بازی نداشت و اولین فصل بازی‌های او به سرعت گذشت. در فصل ۸۵-۸۴ او توانست به‌خوبی بدرخشد. در ۲۹ بازی او توانست ۱۲ گل به ثمر رساند. او به این تیم کمک کرد تا از رده C به رده B ارتقاء یابد اما در سوم ماه مه. روبرتو تیم ویاچنزا را رها کرد و به تیم فیورنتینا پیوست.

روبرتو باجو اولین فصل بازی‌های خود در فیورنتینا را به آرامی تمام کرد. اما در فصل بعدی او بالاخره در سپتامبر سال ۱۹۸۶ در مقابل تیم سمپدوریا ظاهر شد اما در همین فصل زانوی او آسیب شدیدی دید این بدشانسی برای او بسیار بزرگ بود چون درصدد بود که استعدادها و توانائی‌های خود را در این فصل در معرض نمایش بگذارد اما این آسیب‌دیدگی زانو مانع شد که تمام توانائی‌های او نمایان شوند. اما در هر صورت او امتیازات خوبی را به‌دست آورده بود. در فصل بعدی او به‌طور کامل بهبودی یافت و روز به روز شانس.

چهره خود را به روتو بیشتر نشان می‌داد به‌طوری که ۹ گل به ثمر رساند. از طرف دیگر در نوامبر سال ۱۹۸۸ تیم ملی، روبرتو را برای بازی در رم در مقابل هلند فرا خواند. علاوه بر همه اینها، ازدواج شتری بود که در خانه او نیز خوابید و پس از مدت‌ها توانست با دوستش آندریانا ازدواج کند و به‌طور رسمی در آخر این فصل، آنان زن و شوهر اعلام شدند.

روبرتو فصل بعدی را با ۱۷ گل در ۳۲ بازی به‌طور موفقیت‌آمیزی به پایان برد. او همچنین تیم خود را به بازی‌های فینال یوفا رهنمون ساخت اما متأسفانه تیم روبرتو مغلوب تیم یوونتوس شد و نتوانست جام قهرمانی را به فلورانس ببرد اما پس از آن یوونتوس برنده جام قهرمانی یوفا قراردادی را با روبرتو امضاء کرد که در آن ۱۷ میلیون دلار آمریکا به او پیشنهاد شده بود وقتی خبر این قرارداد در محافل عمومی اعلام شد خشم طرفداران فیورنتینا برانگیخته شد و باعث خشونت‌های خیابانی بسیار شدیدی شد در هر صورت بازی خوب روبرتو یکی از عوامل بسیار مهمی بود که تیم ملی ایتالیا را به جام جهانی ۹۰ هدایت کرد. و در این بازی‌ها بود که تیم ایتالیا توانست بر چکسلواکی پیروز شود. روبرتو بهترین گل خود را در این مسابقه به نمایش گذارد.

بعد از این بازی ایتالیا به مرحله نیمه‌نهائی راه یافت و برای بازی با آرژانتین آماده شد. قبل از شروع بازی مربی تیم به روبرتو گفت که او باید بر روی نیمکت ذخیره‌ها بماند. با این حال مربی تیم. او را در نیمه اول به میدان نفرستاد و در نیمه دوم به او اجازه داد که به زمین برود آنها بالغ بر ۱۲۰ دقیقه بازی کردند اما نتیجه همچنان مساوی بود و کار به پنالتی کشیده شد. اما این بازی نتیجه‌ای جز شکست برای تیم ایتالیا دربرنداشت و تیم میزبان به مکان سومی رضایت داد.

در فصل بعدی روبرتو در ۳۲ بازی برای یوونتوس در گروه بازی‌های سری A شرکت کرد و صاحب ۱۸ گل شد.

فصل ۹۳-۹۲ بهترین فصل حضور او در یووه بود. چون در این فصل طی ۲۷ بازی او توانست ۲۱ گل را به ثمر برساند.

روبرتو همچنین تیم یوونتوس را به بازی در جام یوفا هدایت کرد. او در ۹ بازی شرکت کرد و ۶ گل به ثمر رساند و یوونتوس قهرمان این جام شد.

این اولین عنوان بزرگی بود که روبرتو تا آن زمان کسب کرده بود. در دسامبر سال ۱۹۹۳ او شهرتی جهانی پیدا کرد. او دیگر قهرمانی صرفاً ایتالیائی نبود بلکه فوتبالیستی مشهور در اروپا و جهان به‌شمار می‌رفت. در این فصل بود که روبرتو ۱۷ گل در ۳۲ بازی به ثمر رساند. در جام جهانی ۱۹۹۴ روبرتوی مو دم‌اسبی با گل‌های جذابی که به ثمر رساند توانست طرفداران زیادی برای خود به‌وجود آورد آیا ورود به فینال مسابقات می‌توانست خبر خوبی باشد؟ اما روبرتو طی بازی نیمه‌نهائی آسیب شدیدی دید و این آسیب کاملاً جدی بود. دکتر به او توصیه کرده بود که در بازی فینال شرکت نکند. اما او نمی‌خواست هوادارانش را ناامید کند بنابراین به جراحتش توجهی نکرد و دوباره وارد میدان بازی شد. گرچه ران آسیب‌دیده روبرتو باعث نشد که او در مسابقه فینال شرکت نکند اما امتیازی هم به‌دست نیاورد.

اما بدترین حادثه‌ای که در این بازی رخ داد این بود که روبرتو یک پنالتی سرنوشت‌ساز را از دست داد و در نتیجه جام را به رقیب ایتالیا یعنی برزیل واگذار کرد و از آن زمان به بعد ارتباط بین ساچی و او به تیرگی گرائید.

این جراحت باعث شد که روبرتو فقط در ۱۷ مسابقه بازی کند و تنها به ۸ گل دست یابد. تیم یوونتوس هم بازی‌های سری A و COPPE ایتالیا را برد. کم کم پرنده اقبال از روبرتو روی برگرداند و مدیریت باشگاه خواستار کاهش دستمزد او شدند. روبرتو این کاهش حقوق را نپذیرفت و نهایتاً تصمیم به ترک باشگاه گرفت و باشگاه بعدی نیز برایش مهم نبود. بالاخره در ۷۶ جولای او به تیم قرمز و سیاه‌پوش آ.ث. میلان رفت که البته تصمیم درستی نبود چون در این تیم روبرتو فقط بازیکن ذخیره بود و هیچ‌گاه در ذهن مربی این تیم یعنی کاپلو جائی نگرفت. او در ۲۸ بازی شرکت کرد اما فقط توانست به ۷ گل دست یابد.

در آغاز فصل جدید او کمی امیدوارتر شد چون کاپلو تیم را ترک کرد و به‌جای او نابارز این مسئولیت را پذیرفت. اما در اواخر فصل با بازگشت ساچی به میلان اوضاع رو به وخامت گذارد. برای روبرتو شانسی باقی نبود تا در این تیم بماند چون او و ساچی دشمن یکدیگر بودند. اما در نهایت او در ۱۷ جولای سال ۱۹۹۷ به تیم بلونیا ملحق شد.

در اینجا دیگر خبری از موی دم‌اسبی او نبود. روبرتو این فصل را با ۲۲ گل به پایان رساند و بعد از این درخشش تیم اینتر میلان دوباره او را دعوت کرد و او تصمیم گرفت که بعد از جام جهانی ۹۸ به سن‌سیرو برود. در جام جهانی فرانسه نیز تیم ایتالیا موفق نبود هر چند این بازیکن شماره ۱۸ بسیار خوب بازی کرد و ۲ گل به ثمر رساند اما در دور سوم وقتی که ایتالیا به مصاف میزبان رفت علی‌رغم گلی که روبرتو از نقطه پنالتی برای تیمش به ثمر رساند ولی نهایتاً تیم ایتالیا شکست خورد. بعد از بازی خوب او در بلونیا و جام‌ جهانی ۹۸، طرفداران بسیاری انتظار داشتند که او به اینترمیلان برود.

که در اینجا رونالدو به‌عنوان شریک و همراه او بازی می‌کرد. اما همگان می‌دانند که اولین فصل بازی روبرتو در اینتر خیلی خوب نبود. آنها در ۴ مسابقه از مسابقات سری A قبل از بازگشت روبرتو شکست خورده بودند. وقتی که رئال‌مادرید به سن سیرو سفر کرده بود روبرتو توانست ۲ بار صاحب امتیاز شود. از آن زمان به بعد حامیان اینتر تصور می‌کردند که این فصل می‌تواند راحت‌تر برگزار شود. اما جراحت‌های روبرتو باجو، رونالدو زاموراتو و ونتولا جمعاً باعث شد که خط فوروارد این تیم آسیب‌پذیر شود. علاوه بر این دفاع ضعیف در عقب باعث شد که این فصل بدون موفقیت خاتمه یابد.

به‌طور کل ۲۰۰۰/۱۹۹۹ در اینتر، فصل ناامیدکننده‌ای بود اما روبرتو کار بسیار بزرگی در آخرین بازی خودش برای این تیم انجام داد او در مقابل بازی با پارما دو گل بسیار خوب را به ثمر رساند. اما بالاخره در ۳۰ ژوئن قراردادش را با این تیم فسخ کرد و بعد از ۴ ماه در سپتامبر ۲۰۰۰ تصمیم گرفت که به باشگاه تازه و نوپای برسیکا بپیوندد دلیل عمده او این بود که در این تیم می‌توانست خیلی بیشتر از تیم‌های بزرگ کار کند و در ضمن این باشگاه خیلی نزدیک به خانه‌اش در ویاچنزا بود.

در سه سال اول بازی در این تیم کاپیتان باجو تیم خود را به گروه A ارتقاء داد و خود شخصاً ۳۳ گل را در ۷۰ بازی به ثمر رساند. دلیل اصلی موفقیت او در این فصول ایمان و اعتقادی بود که سرمربی تیم به او داشت. به‌طوری که به او فرصت جولان و ارائه توانائی‌هایش داده می‌شد.

روبرتو باجو آخرین بازی خود را در ۱۶ ماه مه سال ۲۰۰۴ در مقابل میلان انجام داد وقتی‌که در نیمه دو بازی او زمین را ترک کرد همه بازیکنان، سرمربی‌ها، تماشاگران و همه کسانی‌که در سن سیرو حضور داشتند بزرگترین و باشکوه‌ترین تشویق‌ها را برای قدردانی و خداحافظی او نثار کردند.



همچنین مشاهده کنید





سایت بیتوتهسایت عصرایرانسایت نمناکسایت دیدارنیوزسایت انتخابخبرگزاری تسنیمسایت ورزش سهسایت خبرآنلاینسایت تاپ نازسایت اقتصادنیوز