پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
مجله ویستا

واقعیت ها و افسانه ها


واقعیت ها و افسانه ها

بحران بدهی منطقه یورو

بحران مالی جهانی باعث افزایش بدهی برخی از کشورهای اروپایی شده است. اما این امر که این کشورها عضو یک اتحادیه پولی هستند باعث شده که کارشناسان به طور مضاعف گیج شوند.

در این مقاله، یکی از کارشناسان پیشرو در امور مالی و پولی مربوط به منطقه اروپا ۱۰ افسانه رایج در مورد اروپا را مورد بحث قرار داده و ۹ حقیقتی که اصولا نادیده گرفته می‌شود را معرفی می‌کند:

مانند هر بحرانی، در بحران اخیر نیز نظرات بی ربط زیادی مطرح شده و روزنامه نگاران، سیاست‌گذاران و فعالان بازارها واکنش‌های اشتباه زیادی نشان داده‌اند. با در نظر گرفتن ده حقیقت مهم که اصولا نادیده گرفته شده می‌توان ده افسانه رایج در مورد بحران اخیر را باطل کرد.

▪ افسانه شماره یک: یونان ورشکسته است.

این ادعا از اساس غلط است. کشورها ورشکست نمی‌شوند. تنها دولت‌ها ممکن است بدهی‌های خود را نکول کنند. البته در غیاب یک مکانیزم تسویه بدهی بین‌المللی نکول‌های دولتی می‌تواند وضعیت آشفته‌ای را به بار آورد.

▪ واقعیت شماره یک: هیچ دلیلی وجود ندارد که دولت یونان بدهی خود را نکول کند.

این کار به نفع دولت این کشور نیست. به علاوه دولت یونان از پس بازپرداخت بدهی خود که نصف بدهی دولت ژاپن و تقریبا برابر با بدهی بسیاری از دولت‌های دیگر است، بر می‌آید (شایان ذکر است که بدهی دولت بریتانیا و ایالات متحده نیز به زودی به همین اندازه می‌رسد). با این حال بازارها اگر بخشی از بدهی دولت یونان که سررسیدش فرا رسیده است را تامین مالی نکنند می‌توانند باعث شوند که این بدهی‌ها نکول شود. در این حالت با بحرانی رو به رو می‌شویم که به طور خودکار عمیق‌تر می‌شود.

▪ واقعیت شماره دو: این بحران به عنوان واکنشی به هراس از نکول بدهی‌ها اتفاق افتاد، اما مانند همیشه برخی از بازیکنان بازار هنوز هم معتقدند که بدهی‌ها واقعا نکول خواهند شد. هم اکنون واکنش بازار هم تدافعی و هم تهاجمی است.

▪ افسانه شماره دو: یونان تنها مانده چون بارها و بارها تقلب کرده است.

در این افسانه این واقعیت در نظر گرفته نشده که قبل از بحران هم گزارش‌هایی از دستکاری داده‌ها در یونان ارائه شده بود. آخرین گزارش از این گونه را دولت منتخب در سال ۲۰۰۹ منتشر کرد.

▪ افسانه شماره ۳: دولت یونان به شدت آسیب‌پذیر است زیرا بدهی آن بر خلاف بدهی دولت ژاپن در سطح جهان پراکنده شده است.

مطالعات صورت گرفته پس از هر بحران این نکته را تایید می‌کنند که رفتار مردم کشور منتشر‌کننده قرض با رفتار خارجی‌هایی که این اوراق قرضه را نگهداری می‌کنند فرقی ندارد. آن‌ها نیز مانند همه وام‌دهندگان می‌هراسند و سعی می‌کنند آینده را پیش‌بینی کنند. این امر به جایی که زندگی می‌کنند یا شغلشان هیچ ربطی ندارد.

▪ افسانه شماره ۴: بحران فعلی در واقع بحران یورو است و می‌تواند به نابودی اتحادیه پولی اروپا بینجامد.

هیچ مکانیزمی برای تبدیل بحران بدهی به بحران منطقه یورو وجود ندارد. نمی‌توان هیچ کشوری را مجبور کرد که از این اتحادیه خارج شود و به نفع هیچ کشوری هم نیست که این اتحادیه را ترک کند (ایشنگرین ۲۰۰۷). اگر یونان بخشی از منطقه اروپا نبود، ارزش پولش مدت‌ها پیش به شدت کاهش یافته بود. این تجربه‌ای بود که در نوامبر ۲۰۰۸ در مجارستان شاهدش بودیم. در واقع یورو از یونان حمایت می‌کند.

▪ واقعیت شماره ۳: نکول بدهی دولت یونان به خودی خود اصلا مساله مهمی نیست.

یونان کشور نسبتا کوچکی است (جمعیت آن ۷ میلیون نفر است و تولید ناخالص داخلی آن کمتر از سه درصد تولید ناخالص داخلی منطقه یورو است). انتقال مشکلات یونان به پرتغال که از این هم کم اهمیت‌تر است اصلا جای نگرانی ندارد؛ اما انتقال این مشکلات به اسپانیا و ایتالیا می‌تواند نگران‌کننده باشد.

▪ افسانه شماره ۵: سرایت مشکلات مالی از یک کشور به کشورهای دیگر بسیار مخرب است.

این ادعا بسیار مبهم است. همان‌طور که گفتیم چنین مشکلی نمی‌تواند اتحادیه اروپا را نابود کند؛ اما می‌تواند ارزش یورو را کاهش دهد؛ اما نکته مهم این است که کاهش ارزش یورو برای اتحادیه اروپا مثبت است. با توجه به ضعیف بودن تقاضای داخلی می‌توان گفت که ارزش یورو در حال حاضر بیش از حد بالا است.

▪ واقعیت شماره ۴: نگرانی اصلی سیستم بانکی است.

برخی از بانک‌های اروپایی بخشی از بدهی یونان را نگه داری می‌کنند و اگر به خاطر بحران وام‌های کم اعتبار ضرر ببینند بعید نیست که ورشکست شوند. متاسفانه بسیاری از دولت‌ها بانک‌های خود را مجبور نکرده‌اند تا حساب‌های خود را شفاف کنند و حالا هم به خاطر عدم نظارت کافی دچار مشکلاتی شده‌اند که آمادگی‌اش را نداشتند.

▪ افسانه شماره ۶: دیگر دولت‌های منطقه یورو باید از دولت یونان حمایت کنند تا مشکلات اقتصادی به کشورهای خودشان سرایت نکنند.

من معتقدم که اگر بانک‌ها بتوانند این مشکلات را حل کنند نباید نگران بود و بنابراین یک طرح نجات جمعی لازم نمی‌شود. علاوه بر این هزینه مخاطره اخلاقی اقدام جمعی و طرح نجات بسیار بالا است.

▪ واقعیت شماره ۵: در پیمان تصریح شده که طرح نجات نباید در دستور کار قرار گیرد.

در ماده (۲)۱۰۰ این پیمان آمده است: «زمانی که یکی از دولت‌های عضو به دردسر بیافتد یا به خاطر یک اتفاق خارج از کنترل دچار بحران شدید شود، شورا می‌تواند در صورت موافقت تمام اعضا با طرحی که باید از طرف کمیته پیشنهاد شود، تحت شرایط خاص به دولت مزبور کمک مالی اعطا کند. زمانی که این بحران به خاطر بلایای طبیعی به بار آمده باشد، شورا باید با رای اکثریت دست به عمل بزند». این ماده برای ممنوع کردن طرح‌های نجات نوشته شده است. تفسیر عدم انضباط مالی طولانی مدت به عنوان «اتفاق خارج از کنترل» خلاف روح این پیمان است. نقض این معاهده برای نجات کشورهایی که در آن‌ها دولت‌های مختلف هیچ تلاشی برای رسیدن به انضباط مالی صورت نداده‌اند، قابل دفاع نیست.

▪ واقعیت شماره ۶: اگر یونان و دیگر کشورها برای تامین مالی بدهی عمومی خود به کمک نیاز داشته باشند باید از صندوق بین‌المللی پول طلب یاری کنند.

بر خلاف کشورهای اتحادیه اروپا که هیچ ابزاری برای تحمیل انضباط مالی ندارند (همانطور که می‌دانید معاهده ثبات تاکنون بارها و بارها شکست خورده و دیگر هیچ اعتباری ندارد) صندوق بین‌المللی پول با یک مکانیزم موثر عمل می‌کند.

▪ افسانه شماره ۷: صندوق بین‌المللی پول نمی‌تواند در این مورد دخالت کند؛ چون یورو یک پول مشترک است. مداخله صندوق بین‌المللی پول حاکمیت کشورهای منطقه یورو را کاهش می‌دهد.

این سوء تفاهم در مورد وظایف صندوق بین‌المللی پول زیاد اتفاق می‌افتد. صندوق بین‌المللی بر مشکلات مالی تمرکز دارد. در واقع این نهاد بر سیاست‌های مالی نظارت می‌کند و نه سیاست‌های پولی. علاوه بر آن منطقه یورو عضو صندوق نیست و هر کشور به تنهایی به عضویت این صندوق درآمده است.

▪ واقعیت شماره ۷: یونان، اسپانیا، پرتغال و ایرلند به خاطر تورم بالا رقابت پذیری خود را از دست داده‌اند.

این حقیقت تا حدودی کسری‌های تراز جاری رو به گسترش این کشورها را توضیح می‌دهد. با این حال کسری‌های بودجه به این امر ربطی ندارد.

▪ افسانه شماره ۸: نبود رقابت‌پذیری برای اتحادیه اروپا تهدید مهمی به شمار می‌رود و کشورهای عضو باید با همکاری یکدیگر این مشکل را حل کنند.

حقیقت این است که بهبود موقعیت رقابتی یک چالش سیاستی بزرگ است؛ اما یک طرح نجات نمی‌تواند مفید واقع شود و حتی در صورتی که به معنی حمایت از افزایش قیمت‌ها و دستمزدها باشد باعث بدتر شدن اوضاع می‌شود.

▪ افسانه شماره ۹: بحران حاضر ثابت می‌کند که اتحادیه اروپا ناقص مانده است.

این اتحادیه باید با یک «دولت اروپایی» که حداقل سیاست‌های مالی را هماهنگ کند همراه شود و اگر ممکن باشد وجود یک دولت فدرال که بتواند در چنین موقعیت‌هایی مداخله کند مفید است.

درست است که ترتیبات فدرال می‌تواند مکمل یورو باشد؛ اما این امر از نظر سیاسی غیرممکن است. پیمان ماستریخت تنها خواهان یک سیاست پولی مشترک بود و تعیین مرجعی در زمینه سیاست‌های مالی هرگز مورد قبول اکثریت شهروندان قرار نگرفته است.

▪ واقعیت شماره ۸: راه‌حلی که برای رفع این حلقه گمشده وجود دارد معاهده ثبات است که برای برقرار شدن انضباط مالی بین اعضای منطقه یورو ارائه شد.

این معاهده هرگاه که رکود به اروپا ضربه زده متروک شده و از آن جا که به آن به عنوان تهدید نگاه می‌شود نتوانسته عملی شود.

▪ افسانه شماره ۱۰: درسی که از بحران فعلی می‌گیریم این است که معاهده ثبات باید تقویت شود.

این بدان معناست که باید تعهد شود که بودجه‌ها در پارلمان کشورها تصویب نشوند. اختیارات نهایی پارلمان در موارد مربوط به بودجه در دموکراسی‌های ما نقش اساسی داشته است. تنها راه‌حل این است که بخشی از اختیارات پارلمان‌های ملی به پارلمان اروپا داده شود که این به معنی لزوم برقراری یک معاهده تازه است.

▪ واقعیت شماره ۹: سرایت نکول بدهی‌ها همراه با ورشکستگی بانک‌ها می‌تواند در اروپا به یک رکود W شکل منجر شود و این امر احتمالا بر ایالات متحده هم تاثیر می‌گذارد.

اگر این اتفاق بیافتد اوضاع بسیار وخیم می‌شود. این مهم‌ترین دلیلی است که دولت‌های اروپا می‌خواهند یونان را نجات دهند.

نویسنده: چارلز ویپلوز

مترجم: دومان بهرامی راد

منبع: vox

منابع:

Eichengreen, Barry (۲۰۰۷). “Eurozone breakup would trigger the mother of all financial crises,” VoxEU.org, ۱۹ November. OECD (۲۰۱۰). “OECD StatExtract”.