پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
سرمایی یادتونه؟

در مدرسه موشها «سرمایی»، «خوشخواب» و «گوش دراز» با توجه به نامهایشان از سرما، بیداری و صدا گریزان بودند و این ویژگیها هر بار به گونهای آنها را به قصه پیوند میداد...
دهه ۶۰ بود و تلویزیون و دغدغه برنامهسازی برای کودکان با پیامهای اخلاقی و الگوسازی رفتارهای درست برای بچههایی که نخستین مواجهه با اجتماع، دبستان و مدرسه را تجربه میکردند پس طبعا لوکیشن مدرسه و اتفاقهایی که میتواند از رابطه متقابل میان دانشآموزان، معلمان و اولیا در این مکان آموزشی شکل بگیرد، دستمایه خوبی برای رسیدن به این هدف بود. این چنین بود که مدرسه، روابط و مناسبات آن به محور جدانشدنی برنامههای کودک تلویزیون و دانشآموزان با مسایل و مشکلات عام و خاصشان، به قهرمانهای مجموعهها و برنامهها تبدیل شدند.
مدرسه فقط برای انتقال مسایل آموزشی و ترسیم روابط آدمهایی که با این مکان سر و کار دارند، به موقعیت و مکانی دراماتیک برای داستانپردازی تبدیل نشد بلکه به این دلیل که میتوانست ـ و میتواند ـ بازتاب مسایل خانوادگی دانشآموزان را به نوعی ثبت کند و در واقع خانه و مدرسه را در تعامل با هم و مکمل یکدیگر برای تربیت نسلی تاثیرگذار و آیندهساز معرفی کند، محور اصلی برنامههای کودک تلویزیون در دهه ۶۰ قرار میگرفت. همانطور که اشاره شد، این مکان میتواند برای پرداختن به پیامهای اخلاقی، آموزشی، انسانی و... دستمایه مناسبی باشد آن هم به گونهای اجتنابناپذیر با شعارهای مستقیم و روشن.
تیتراژ مدرسه موشها
«ک مثل کپل / صحرا شده پر ز گل / گ مثل گردو / بنگر به هر سو / ب مثل بهار / هپچه، هپچه / فکر کن بسیار / پ مثل پسته / نباش خسته / ایییییش! / م مثل موش / قیو، قیو برخیز و بکوش برخیز و بکوش»
هپچه/ هپچه، هپچه / در حقیقت صدای عطسه و سرفههای سرمایی و جزیی از این تیتراژ زیبا بودند.
قسمت دوم؛ سرماخوردگی
قسمت دوم این مجموعه به نام سرماخوردگی بود. در این قسمت سرمایی که از قضا بچه درسخوان و وظیفهشناسی است، سرماخورده بود. بهدنبال سرفهها و هپچههپچههای سرمایی، نارنجی و کپل و دمدراز و بقیه شروع میکنند به سرفه و هپچههپچه کردن و آقامعلم به تصور اینکه آنها تمارض میکنند همه را از کلاس به جرم تنبلی و از زیر کار دررفتن یکی یکی، همه کلاس را اخراج میکند و سرمایی در حالی که علایم سرماخوردگی را از خود نشان میدهد، شروع به درس جواب دادن میکند اما هنوز پاسخ دادن به سوالهای آقا معلم تمام نشده، آقای معلم هم شروع به هپچههپچه کردن و سرمایی را هم از کلاس بیرون میکند.
با این داستان ساده و کوتاه روش سرایت سرماخوردگی را به کودکان آموزش میدهد. عطسههای آقامعلم به گونهای به تصویر کشیده میشود که گویی سزای گمان نادرست خود به بچهها و کماطلاعی از وجود ویروس سرماخوردگی در کلاس را پس میدهد.
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست