شنبه, ۸ بهمن, ۱۴۰۱ / 28 January, 2023
مجله ویستا

مکس پین Max Payne


مکس پین Max Payne

کارآگاه مکس پین که در بخش پرونده های راکد اداره پلیس خدمت می کند, تنها یک هدف دارد یافتن قاتل همسر و دخترش مکس بعد از دریافت اطلاعاتی به درد نخور از خبرچین خود, زمانی که دوباره به سر وقت وی می رود با دو خواهر به نام های ناتاشا و مونا ساکس آشنا می شود

▪ کارگردان: جان مور.

▪ فیلمنامه: بو تورن بر اساس بازی ویدیویی سام لیک .

▪ موسیقی: مارکو بلترامی، باک سندرز.

▪ مدیر فیلمبرداری: جاناتان سلا.

▪ تدوین: دن زیمرمن.

▪ طراح صحنه: دانیل تی. دورنس.

▪ بازیگران: مارک والبرگ[مکس پین]، بو بریجز[بی. بی. هنسلی]، میلا کونیس[مونا ساکس]، کریس بریجز[جیم براوورا]، کریس اودانل[جیسون کالوین]، نلی فورتادو[کریستا بالدر]، کیت برتون[نیکول هورن]، دونال لاگ[الکس بالدر]، آموری نولاسکو[جک لوپینو]، اولگا کوریلنکو[ناتاشا ساکس]، ماریانتی اوانز[میشل پین].

▪ ١٠٠ دقیقه.

▪ محصول ٢٠٠٧ روسیه.

▪ ژانر: جنایی، درام، مهیج.

نیویورک.کارآگاه مکس پین که در بخش پرونده های راکد اداره پلیس خدمت می کند، تنها یک هدف دارد: یافتن قاتل همسر و دخترش. مکس بعد از دریافت اطلاعاتی به درد نخور از خبرچین خود، زمانی که دوباره به سر وقت وی می رود با دو خواهر به نام های ناتاشا و مونا ساکس آشنا می شود. ناتاشا بعد از ملاقات با مکس کشته می شود و زمانی که کیف پول وی نزد جسد یافت می شود، همه علیه مکس موضع می گیرند.

مکس برای رفع شبهه و یافتن قاتل از همکار قدیمی خود کمک می گیرد، اما کشته شدن وی ماجرا را بیش از پیش پیچیده می کند. تنها کسی که در این میان به کمک او برمی خیزد بی.بی. هنسلی یک دوست قدیمی خانوادگی و مردی با نفوذ است که به نظر می رسد از بسیاری چیزها باخبر است. مکس که تنها سرنخش خالکوبی روی بدن ناتاشا است، بعد از یافتن نام آخرین فردی که ناتاشا قبل از مرگ با او تماس گرفته، به راه می افتد.

در حالی که افسر امور داخلی و دیگر همکارانش در اداره پلیس در صدد شکار او هستند و مونا ساکس نیز قصد دارد او را به انتقام مرگ خواهر از میان بردارد....

● چرا باید دید؟

جان مور متولد ١٩٧٠ داندلک، ایرلند است. بعد از تحصیل در کالج فنی به آموزش فیلمسازی پرداخت و شروع به ساختن فیلم های کوتاه از جمله دوچرخه جک(١٩٩٠) کرد که با استقبال هم روبرو شد. مور سپس به ساختن فیلم های تبلیغاتی پرداخت و در این زمینه نیز به موفقیت هایی دست یافت تا اینکه کمپانی فاکس به وی پیشنهاد ساخت فیلم پشت خطوط دشمن(٢٠٠١) را داد. یک اکشن ٤٠ میلیون دلاری با شرکت جین هکمن که توفیق تجاری آن ادامه کار مور در هالیوود را تضمین کرد. اما بازسازی پرواز فونیکس توسط او در سه سال بعد نتوانست توفیق فیلم نخست را تکرار کند. دو سال بعد بازسازی طالع نحس از راه رسید که توانست بودجه ٢٥ میلیونی خود را در قالب فروشی ٥٠ میلیونی بازگرداند اما نامزدی فیلم در مراسم تمشک طلایی و برخورد منفی منتقدان نشان داد که نمی توان روی کارنامه مور به عنوان فیلمسازی جدی حساب باز کرد.

با چنین پیشینه ای و با توجه به پس زمینه داستان فیلم که از یک بازی ویدیویی پر طرفدار اقتباس شده، نباید توقع زیادی از مکس پین داشت.

البته مور و فیلمنامه نویس اش کوشیده اند با ایجاد تفاوت هایی میان فیلم و بازی ویدیویی و افزودن مایه های مردانه به آن ضریب جذب بیننده را افزایش دهند و اندکی نیز در این کار موفق شده اند. فروش ١٧ میلیون فیلم در هفته اول موید این مدعاست، اما برخوردهای منفی اغلب منتقدان نشان می دهد که خیلی هم نمی توان روی طناب باریک موفقیت بازی های ویدیویی قدم برداشت. اکثریت فیلم هایی که از بازی های ویدیویی اقتباس شده اند، به دلیل پس زمینه داستانی نه چندان قدرتمند خود نتوانسته اند موفقیتی همپای منبع اقتباس خود پیدا کنند.

چون داستان های این بازی ها دو بعدی است و فقط به عنوان بهانه ای برای عبور بازیکن از مرحله ای به مرحله ای دیگر و فعال نگه داشتن او طراحی شده است. همین قصه وقتی به فیلمی چون مکس پین تبدیل می شود ضعف های خود را به رخ می کشد.

داستان بازی مکس پین نیز مانند بسیاری از همین بازی ها سهل و ساده و حتی به شدت کلیشه ای است. یک قصه معمولی از انتقام فردی-و فاقد منطق- که خیلی راحت فراموش می شود. پس تبدیل آن به فیلم به خودی خود موضوع مهیجی نیست، می ماند عوامل اجرایی که قرار است عناصر پولساز فیلم را نیز تشکیل دهند. چون صحبت از ژانر و ویژگی های ژانری خنده دار است.

اکثریت بازیگران نقش خود را به شکلی تخت ایفا کرده اند و در نتیجه همذات پنداری میان تماشاگر و شخصیت ها به وجود نمی آید. مارک والبرگ نیز چیزی به نقش اضافه نمی کند و بقیه بازیگران از جمله اولگا کوریلنکو زیبارو نیز در حد زینت المجالس باقی می مانند. تلاش های مور نیز برای افزودن حال و هوای فیلم نوآری و حتی ویژگی های بصری از نوع قصه های گرافیکی نیز چاره ساز نیست.

فقط حال وهوای برفی فیلم آن را اندکی از همتایان خود متمایز می کند. هر چند همین مقدار نیز می تواند دوستداران بازی اصلی را شاد و طرفداران اکشن های راحت الحلقومی را راضی کند. ولی شما می توانید خیلی راحت از کنار آخرین دست پخت کارگردان بیهوده ترین بازسازی تاریخ سینما(طالع نحس) بگذرید و به آن اعتنایی نکنید!

امیر عزتی



همچنین مشاهده کنید





سایت نامه نیوزسایت دیدارنیوزسایت دیپلماسی ایرانیخبرگزاری مهرخبرگزاری ایرناخبرگزاری فارسسایت خبرآنلاینسایت ورزش سهسایت بیتوتهسایت برترینها