پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
چارچوبی برای پشتیبانی مدیریت دانش فنی

● چكیده
فناوری عامل مهمی برای نوآوری و رشد پایدار کسب و کار است. درحالیکه علاقه مندی صنعت در حوزه فناوری در حال افزایش است، امّا از دیدگاه دانشگاهی مبنای مفهومی موضوع مدیریت فناوری بهصورت ازهم گسیختهای تعریف شده است. این مقاله ساختاری را شرح می دهد که برای پشتیبانی عملی و تقویت درک نظری مدیریت نوآوری فنی تهیه شده است. هسته اصلی چارچوب، دو مجموعه فرایند كسب و كار است كه برای مدیریت فناوری اثربخش مهم هستند. مجموعه اول شامل سه فرایند محوری استراتژی، نوآوری و عملیات و مجموعه دوم شامل پنج فرایند پشتیبانی مدیریت فناوری، یعنی شناسایی، انتخاب، اکتساب، بهره برداری و حفاظت است. چارچوب پیشنهادی، تلفیق و یکپارچگی فرایندها را با تمرکز بر جریانهای دانش کششی و فشاری لازم بین کارکردهای تجاری و فنی در شرکت، پشتیبانی می کند.
● مقدمه
فناوری ابزار اساسی برای نوآوری در تمام زمینههای توسعه جامعهٔ انسانی بوده است. با پیشرفت در زمینه هایی همچون فناوری اطلاعات و ارتباطات، بیوفناوری و نانوفناوری، سرعت نوآوری و تغییر در قرن ۲۱ بهصورت فزاینده ای افزایش می یابد. این پیشرفتها، چالشهای متعددی را برای افراد، جامعه و سازمانها که در آن مدیران با سختی در تصمیمات در رابطه با چگونگی تخصیص بهتر منابع محدود از لحاظ افزایش هزینه، پیچیدگی و ریسک سرمایه های فناوری، در برابر افزایش رقابت جهانی مواجه هستند، مطرح ساخته است. مدیریت فناوری، شناسایی، انتخاب، اكتساب، توسعه، بهره برداری و حفاظت موثر فناوریهای مورد نیاز برای استمرار جریان محصولات و خدمات به بازار را شامل میشود. مدیریت فناوری همه جنبه های مربوط به ترکیب مسائل فنی و تصمیم گیری در خصوص كسب و كار را مورد بحث قرار میدهد و بهطور مستقیم با تعدادی از فرایندهای کسب و کار شامل توسعه استراتژی، نوآوری، توسعه محصولات جدید و مدیریت عملكردها درارتباط است. سلامت مدیریت فناوری نیازمند ایجاد جریانهای علمی مناسب بین دیدگاههای فنی و بازرگانی در شركت جهت رسیدن به تعادل میان كشش بازار و فشار فناوری است. ماهیت این جریانهای دانش بستگی به هر دو مفهوم درونی و بیرونی شامل عواملی همچون اهداف شركت، تحولات بازار و فرهنگ سازمانی دارد.
در حالی كه ظهور رشته مدیریت فناوری، حاكی از وعده پشتیبانی از مدیران در مواجهه با چالشهای مرتبط با فناوری است، بااین حال برخی موانع نظری و عملی موجود باید برطرف شوند. مدیریت فناوری بهعنوان یك رشته چندوظیفه ای و چندرشته ای است که نیازمند دریافت داده هایی از كاركردهای فنی و بازرگانی در شركت و تركیبی از دیدگاههای دانشگاهی مانند مهندسی، اقتصاد، مطالعات بازرگانی، علوم اجتماعی و روانشناسی است. هنوز روشهای کاربرد عملی اصول مدیریت فناوری و مدل های مفهومی عمومی یا مبانی و چارچوبهای پذیرفته شده کمتری برای تایید آنها وجود دارد.
این مقاله ابتدا معنی واژه چارچوب را مورد توجه قرار میدهد و تعدادی از موضوعات کلیدی مدیریت فناوری را مرور می کند. سودمندی عملی چارچوب با آزمایش یک فرایند جهت شروع نگاشت فناوری (ترسیم مسیرنمای فناوری) در شرکت نشان داده میشود. نگاشت فناوری، تکنیکی است که در صنعت از اهمیت فزاینده ای برخوردار است.
چارچوب مدیریت چیست؟ چارچوبهای مفهومی در تئوری مدیریت، درک یک موضوع یا مفهوم یا حوزه مطالعه را تقویت كرده، و با ارائه ساختار، تصمیم گیری و اقدام را پشتیبانی می کند. قبل از اینکه مبانی و چارچوب مدیریت فناوری- که محور اصلی این مقاله است- را مورد توجه قرار دهیم، مروری بر معنی و مفهوم واژه چارچوب حائز اهمیت است. سخت گیری، دقت و توافق کمتری در ادبیات از لحاظ تعریف، توسعه و کاربرد چارچوبها و دیگر واژه های مرتبط مانند مدل ها، نقشه ها و روشها وجود دارد.
فراچارچوب برخی از واژه های مربوط به الگوها و رویکردهای مدیریت را برطبق دو بعد کلیدی کابردی- مفهومی و ایستا - پویا با پیروی از تعاریف زیر سازماندهی می کند:
▪ مفهومی: با استنباط یا درک یک موقعیت مرتبط است.
▪ کاربردی: با کار عینی در یک محیط عملی مرتبط است.
▪ ایستا: با ساختار و محل و موقعیت اجزا در یک سیستم مرتبط است.
▪ پویا: با علیت و تعامل بین اجزا و عناصر یک سیستم در ارتباط است.
روابط بین واژه های مختلفی که به الگوهای مدیریت مربوط می شود باساختاری که در شکل ۱ نشان داده شده، استنباط می شود. از تعاریف زیر پیروی کنید:
▪ پارادایم، فرضیات و میثاقهای اثبات شده ای را توصیف می کند که سنگ بنای یک دیدگاه خاص در یک موضوع مدیریتی است.
▪ سیستم، مجموعه عناصر بههم وابسته معینی را تعریف و آن را در مفهوم یک پارادایم بیان می کند.
▪ ساختار، درک روابط درون یک سیستم برای یک هدف معین را پشتیبانی می کند.
▪ نقشه ، درک رابطه ایستا بین اجزای یک سیستم را تقویت می کند.
▪ مدل، به درک تعامل پویا بین اجزای یک سیستم کمک می کند.
▪ فرایند، روشی برای دستیابی به یک هدف مدیریتی از طریق تبدیل ورودیها به خروجیهاست.
▪ رویه، یک سری گامهایی برای عملیاتی کردن یک فرایند است.
▪ تکنیک، روشی منظم جهت تکمیل قسمتی از یک رویه است.
▪ ابزار، کاربرد عملی یک تکنیک را تسهیل می کند.
ارتباط میان الگوها که طبیعتاً حالت مفهومی دارند و رویکردها که بر عمل تمرکز دارند، مهم است. نکته کلیدی این است که چارچوبهای مفهومی بیشتر در ذهن وجود دارند و به وسایل عملی ( همچون مدل ها، فرایندها، تکنیک ها و ابزارها) نیاز دارند تا برحسب توسعه( استنتاج) و کاربرد ( استنباط) چارچوبها با جهان واقعی متصل شوند.
● فناوری و مدیریت فناوری
تعاریف زیادی از دانش فنی وجود دارد. بررسی این تعاریف تعدادی از عواملی را نشان می دهد که دانش فنی می تواند بهعنوان نوع خاصی از دانش مورد توجه قرار گیرد. (هرچند این دانش ممکن است در یک محصول فیزیکی ظاهر شود مانند یک ماشین، اجزای سیستم یا کالا.) مشخصه کلیدی دانش فنی که آن را از انواع دانش عمومی متمایز می سازد، این است که کابردی است و بر معلومات خاص و دانش فنی سازمان متمرکز است. با اینکه فناوری با علم و مهندسی در ارتباط است (فناوری سخت)، فرایندها و زیرساختها نیز که کاربرد اثربخش آنرا فراهم می کنند، مهم هستند. مثالها شامل توسعه محصول جدید و فرایندهای نوآوری، به همراه ساختارهای سازمانی و پشتیبانی شبکه های دانش است(ارتباط جنبه های نَرم فناوری).
توجه به فناوری بهعنوان نوعی از دانش مفید است و مفاهیم مدیریت دانش میتواند در این زمینه یاریکننده باشد. برای مثال، دانش فنی عموماً دانش صریح و ضمنی را دربر می گیرد. دانش فنی صریح بهصورت واضح تشریح شده (برای مثال یک گزارش، رویه یا راهنمای کاربر)و یا ممکن است، بههمراه ظهور فیزیکی فناوری (مانند تجهیزات) تشریح شود. دانش فنی ضمنی به آسانی قابل تفکیک نیست و متکی بر مهارت و تجربه است (مانند جوشکاری یا مهارتهای طراحی).
هدف کلیدی مدیریت فناوری، این است که اطمینان می دهد منابع فنی بهطور موثر با نیازهای کسب و کار در ارتباط است. این موضوع تمرکز چارچوب پیشنهادی مدیریت فناوری در این مقاله و مزیت کلیدی رویکرد مسیرنمای فناوری است.
همانند فناوری، تعاریف زیادی از مدیریت فناوری در ادبیات مكتوب وجود دارد. از نظر این مقاله تعریف زیر مورد قبول است که از طرف موسسه مدیریت فناوری اروپا (EITM) پیشنهاد شده است:
مدیریت فناوری شناسایی، انتخاب، اکتساب، توسعه، بهره برداری و حفاظت موثر فناوریهای (محصول، فرایند و زیرساختها) مورد نیاز جهت حفظ موقعیت بازار و عملکرد تجاری مطابق با اهداف شرکت را نشان می دهد.
این تعریف دو موضوع مهم مدیریت فناوری را نشان می دهد:
▪ ایجاد و برقراری روابط میان منابع فنی و اهداف شرکت از اهمیت حیاتی برخوردار است و چالشهای مستمری برای اکثر شرکتها بهوجود آورده است. این چالشها ارتباط موثر مدیریت دانش را با ابزارها و فرایندهای حمایتی مناسب ضروری ساخته است. نیاز به گفتگو و برقراری تفاهم بین کارکردهای فنی و تجاری از اهمیت خاصی برخوردار است.
▪ مدیریت فناوری موثر نیازمند تعدادی از فرایندهای مدیریت است و تعریف فوق شامل پنج فرایند است: شناسایی، انتخاب، اکتساب، بهره برداری و حفاظت از فناوری. این فرایندها همیشه در شرکتها خیلی قابل مشاهده نیست و نوعاً در دیگر فرایندهای مدیریت همچون فرایند استراتژی، نوآوری و عملیات توزیع شده است.
● هدف و منظور مدیریت فناوری
هدف کلی چارچوب، شناخت نحوه ترکیب دانش فنی و تجاری برای پشتیبانی فرایندهای استراتژی، نوآوری و عملیاتی شرکت در محیط درونی و بیرونی است. باید در نظر داشت که این چارچوب درک وسیعی از جنبه های کلیدی مدیریت فناوری ارائه می کند. بسیاری از فعالیتها و اهداف خاصی که با رویه مدیریت فناوری در شرکتها در ارتباط است (برای مثال استراتژی فناوری، پیش بینی، انتقال، انتخاب و مدیریت تحقیق و توسعه و ساخت در برابر خرید) به محیط و اهداف خاص بستگی دارد.
● ویژگی های کلیدی چارچوب مدیریت فناوری
▪ فرایندهای مدیریت فناوری:
هسته و مرکز چارچوب، مبنا و پایه فناوری شرکت است که دانش فنی، شایستگیها و تواناییهای توسعه و تحویل محصولات و خدمات رقابتی و سایر اهداف سازمانی را بیان میکند. پنج فرایند مدیریت فناوری بهشرح زیر است:
ـ شناسایی فناوریهایی که در حال حاضر بخشی از پایه فناوری شرکت نیستند، اما ممکن است در آینده مهم باشند (برای مثال از طریق حضور در کنفرانس ها، خواندن مجلات، ملاقات با شرکتهای تجاری، سوال از عرضه کنندگان و هدایت تحقیقات ناب).
ـ انتخاب فناوریهایی که شرکت برای محصولات و فناوریهای آتی خود نیاز خواهد داشت.
ـ کسب دانش فنی که انتخاب شده است (برای مثال از طریق تحقیق و توسعه ، حق لیسانس، خرید تجهیزات، استخدام ستاد و به كنترل درآوردن شرکتهای رقیب)
ـ بهره برداری از فناوریهایی که کسب شده اند (برای مثال از طریق تولید محصولات و ارائه خدمات و فروش امتیاز).
ـ حفاظت از دارائیهای فنی شرکت (برای مثال از طریق ابزارهای قانونی مانند ثبت اختراع، قراردادها، علائم تجاری، حق چاپ به همراه سایر معیارهای امنیتی و حفظ نیروی ستادی کلیدی).
▪ فرایندهای کسب و کار:
فرایندهای مدیریت فناوری بهصورت مجزا انجام نشده و عموماً بهعنوان فرایندهای محوری کسب و کار، مجزا مدیریت نمی شوند. فعالیتهای مختلفی که فرایندهای مدیریت را تشکیل می دهند، تمایل دارند در دیگر فرایندهای مدیریت توزیع شوند (برای مثال، تصمیمات انتخاب فناوری در طول زمان توسعه استراتژی کسب وکار و محصول جدید اتخاذ می شوند). سه فرایند محوری کسب و کار یعنی استراتژی، نوآوری و عملیات که اهمیت خاصی دارند، در سطوح مختلف سیستم کسب و کار انجام می گیرند. ارتباط فرایندهای محوری کسب و کار مهم است، بهطوری که این فرایندها کانون توجه مدیریت و عمل در کسب و کار بوده و ابزارهایی برای اطمینان از خروجی اقتصادی پایدار شرکت هستند. هدف مدیریت فناوری موثر، این است كه اطمینان دهد، مسائل فنی بهطور مناسب در این فرایندها ترکیب شده اند تا یک سیستم مدیریت فناوری شکل دهند که مرتبط و یکپارچه بوده و فراتر از فعالیتها و فرایندهای خاص کسب و کار است.
▪ مکانیزم هایی برای پیوند دیدگاههای تجاری و فناوری:
چارچوب، بر ماهیت پویای جریانهای دانش که بایستی بین کارکردهای فنی و تجاری در شرکت بهوجود آید. و ارتباط فرایندهای استراتژی، نوآوری و عملیاتی تاکید می کند. اگر مدیریت فناوری بهدنبال اثربخشی است، بایستی تعادل مناسبی بین كشش بازار (مبتنی بر نیازمندیها) و فشار فناوری (قابلیتها) برقرار کند. مکانیزم های مختلف می تواند پیوند دیدگاههای فنی و تجاری را تقویت کند. این مکانیزم ها شامل کانال های ارتباطی سنتی (برای مثال مباحثات و پست الکترونیک)، ملاقات ها، گروههای چند وظیفه ای، ابزارهای مدیریت، فرایندهای کسب وکار، آموزش مهارت و جابه جاییهای ستادی است.
▪ محیط:
مسائل خاص مدیریت فناوری که شرکتها با آن مواجه می شوند به محیط (درونی و بیرونی)، از لحاظ ساختار سازمانی، سیستم ها، زیرساخت، فرهنگ و ساختار و محیط تجاری خاص و چالشهای پیشروی شرکت که هر زمان تغییر می کند، بستگی دارد. در این باره تئوری اقتضا خیلی مناسبت دارد.
▪ زمان:
زمان، از لحاظ همزمان کردن توسعه فناورانه و قابلیتها با نیازمندیهای کسب و کار، در زمینه گسترش بازارها، محصولات و فناوری، یکی از ابعاد کلیدی مدیریت فناوری است. هرچند زمان بهطور صریح در چارچوب توضیح داده نشده، ولی در فرایندهای مدیریت فناوری و فرایندهای کسب و کار تلویحاً اشاره شده است.
حسین عباسی اسفنجانی: دانشجوی كارشناسی ارشد مدیریت - دانشگاه شاهد
مهندس میرعلی اكبر اصل خادمی: مدیر عامل شركت گسترش صنایع ریلی ایران
منبع:
Robert Phaal, Clare j.p. Farrukh and David Probert, International journal of technology management, Vol ۲۷, No ۱, ۲۰۰۴.
ترجمه: حسین عباسی اسفنجانی
Hossein.Abbaasi@gmail.com
مهندس میرعلی اكبر اصل خادمی
KhademAkbar@yahoo.com
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست