پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
مجله ویستا

زار و نوبان در سواحل جنوبی ایران



      زار و نوبان در سواحل جنوبی ایران
محمد بشارتی

مقدمه:
متن حاضر، نوشتار به اختصار و گزارش گونه مبتنی بر مشاهدات عینی و شخصی و حضور در مراسم متعدد مربوط به «اهل هوا یا باد» است. دامنه این مراسم، طیف گسترده‌ای را از مراسم گواتی بلوچستان، تا زارونوبان هرمزگان، زارو وشیخ فرج بوشهر و زارو نوبان خوزستان به شکل‌های گوناگون

مقدمه:
متن حاضر، نوشتار به اختصار و گزارش گونه مبتنی بر مشاهدات عینی و شخصی و حضور در مراسم متعدد مربوط به «اهل هوا یا باد» است. دامنه این مراسم، طیف گسترده‌ای را از مراسم گواتی بلوچستان، تا زارونوبان هرمزگان، زارو وشیخ فرج بوشهر و زارو نوبان خوزستان به شکل‌های گوناگونبا آواها و موسیقی‌های متفاوت و سازهای مربوط به هر منطقه را پوشش می‌دهد. با این حال اساس و بنیان مراسم مبتنی بر اعتقادی اساطیری- مذهبی کلیت همسان و هم سسنخی را بنانهاده است که اگر چه در ظاهر تفاوت‌ها محسوس و قابل روایت است، اما اصل و اساس همه آنها بر یک مدار می‌چرخد. همین امر آنها را بادر نظر گرفتن خصوصیات بومی- قومی و جغرافیایی هر منطقه به‌عنوان بخش اختصاصی، به یک کلیت ییکپارچه مبدل می‌سازد. بی تردید موسیقی درمانی عنوان چندان مناسبی برای آنچه در مراسم اتفاق می‌افتد، نخواهد بود. این نوشتار مختصر که از مشاهدات و گزارشهای غلامحسین ساعدی و فوزیه مجد هم بهره برده، در جهت شناخت کلی و ارتباط حسی- درونی با موسیقی مراسم نگاشته شده و از تحلیل موسیقی دوری شده است.

اهل هوا در جنوب ایران:
در حاشیه سواحل خلیج فارس، مردمانی زندگی می‌کنند که بسیاری معتقدند از سواحل شرقی آفریقا به ایران آمده‌اند. اصطلاح و عناوینی همچون «زار، نوبان و مشایخ» این مردمان را به هم پیوند می‌دهد و آنان اعتقاد دارند اینها «باد» هستند. در این اعتقاد اساطیری، تمام موجودات خیالی و افسانه‌ای (همچون جن، پری، دیو و...) «باد یاهوا» هستند که آدم‌ها را اسیر و در بند می‌سازند. «اهل هوا» یا «اهل زار» و «زاری» مجموعه‌ای پراکنده و گسترده از انسان‌های هر منطقه را پوششمی‌دهد و آنها را بواسطه همین «بادها» به هم متصل و به عبارتی خویشاوند می‌سازد.
«آنچه در سواحل جنوب ایران وجود دارد انواع زارها، مشایخ، نوبان، لیوا و باد جین و غیره است. تمام این اشباح و اجنه، یا بادها، قدمتی بیشتر از فرهنگ اسلامی دارند. ولی انتشار آن در کشور‌های اسلامی بخصوص آنهایی که از نظر اقتصادی و اجتماعی آمادگی پذیرش بیشتری داشته‌اند ، توسط فرهنگ اسلامی شیوع پیدا کرده است.»(1)

دوگانه خیر و شر یا مسلمان و کافر:
 دوگانگی خیر و شر و اعتقاد به خوبی و بدی بر پایه ایمان مذهبی و اسلامی که دو جناح یا جبهه مسلمان- کافر را شکل دادهاست، در بادها و مراسم «زار یانوبان» یا هر مراسم مشابه دیگری در ایران نمود عینی دارد.
برداشت عمومی‌تر و رایج‌تر مبتنی بر تقسیم دوگانه بادهای شر و اشباح شرور یعنی «زارها» و بادهای خیر و خوب یا مسلمان که برخی «نوبان» و در برخی نقاط «مشایخ» می‌خوانند، است.
این نگاه با تغییرات‌ اندک اما بر پایه همین اعتقاد دوگانه کافر- مسلمان در سواحل جنوبی از بلوچستان تا خوزستان جریان دارد. علی ریاحی مؤلف زار و باد بلوچ می‌نویسد: «... در مدت پنج سالی که با آنان و در میان آنان زیستم، حتی یک نفر بلوچ و سیاه را نیافتم که لا‌اقل یکبار به دام این موجودات نامرئی نیفتاده باشند و اگر خود توانسته از این بلا برهد حداقل‌اند ک‌اند وخته و هستی اش را- که گاه از یک ردس بز تجاوز نمی‌کند- برای رهایی خویش به پای این ارواح قربانی نکرده باشد...».
ارواح را بر حسب شکل و نحوه عمل و شدت عمل و سایر خصوصیات به پنج نوع تقسیم‌می نمایند که عبارتند از: زارها، بادها، جن‌ها، دیو‌ها و مشایخ.»
غلامحسین ساعدی در کتاب اهل هوا چنین گزارش می‌دهد:
«زار را یک نوع باد یا هوا (خارج از شمایل مادی و در بعضی جاها به شکل حیوان یا هیولا (صاحب شمایل مادی) تصور می‌کنند. زارها در ایران همه مضراتی و کافر هستند. بدین ترتیب در مجلس بازی مطلقاً نباید نامی از خدا و رسول و ائمه برده شود. سیزده زار معروف در سواحل جنوب به نام شناخته شده‌است. هر کدام با یک افسانه و سابقه تاریخی، ، حتی محل و ماوا و ملیت (عربی، هندی، سواحلی) آنها برای مبتلایان شناخته شده‌است. اغلب سیاهان و جاشوان و فقرا گرفتار می‌شوند.»(2)
این خود از پیچیدگی‌ها و شگفتی‌های زار و نوبان است که به ظاهر دامن فقرا و اقشار ضعیف جامعه را می‌گیرد و «اهل هوا» یا «اهل باد» و «زاری‌ها» از میان مردم محروم و مشاغل پست ظهور می‌کنند. نکته جالب توجه دیگر موروثی بودن و انتقال از نسلی به نسلی دیگر در میاناین جماعت است.

زارونوبان:
خوزیه مجد که در دهه پنجاه شاهد مراسم بوده و در اجرای نبان وزار «با باد رویش و ماماحنیفه» حضور داشته می‌نویسد: «بادهای زار و خیم و خطرناک‌اند و حتی کافر محسوب می‌شوند و بسیار آزار دهنده. با باد رویش تعداد آنها را بیش از هفتاد می‌دانست و هر کدام، ظاهراً با آهنگی ویژه تحت تأثیر قرار می‌گیرند و برخی از آوازها خطاب به آنهاست...
موسیقی نوبان متن و تشکیلات سازی متفاوتی دارد. این بادها مسلمانند، آرام ترند و وخامت بادهای زار را ندارند و با ذکر اسامی خدا و پیغمبر «زیر» می‌شوند. برخی از آوازها در بر گیرنده اسامی مقدس‌اند، مانند سلام‌علیکم یا رسول‌الله، یا نبی‌الله یا بنی.»(3)
آوازها توسط «بابا یا ماما» خوانده شده و جمعی که در مراسم حضور دارند (و در نتیجه اهل هوا می‌بایست باشند) آنها راتکرار می‌کنند. در مراسم «زار» دو ساز کوبه‌ای به نام‌های کسر و دهل (Kaser&Doholl) به همراه آواز نواخته می‌شود که گاه از تعداد بیشتر سازهای کوبه ای (معمولاً یک کسر و دو دهل) استفاده می‌شود و آنها را با دست و انگشت می‌نوازند.
«کسر» که در روایت‌های عامیانه به معنای ساز کوتاه شده یا کسر شده از دهل است، ظاهری شبیه دهل دارد که دو طرف را پوست کشیده اما از یک طرف آن و توسط هر دو دست نواخته می‌شود.
ضمن آن‌که کسر وظیفه شکستن ریستم و تغییرات ریتمیک و بازی با ریتم را برعهده دارد. (در هرمزگان ترکیب سازهای کوبه‌ای در اغلب مراسم‌ها دهل، کسر و پیپه است که هر سه از خانواده دهل و در‌اند ازه‌های مختلف با وظیفه اجرای متفاوت اما مرتبط با هم تعریف شده‌اند.)
در مراسم «نوبان» برای همراهی آواز از دهلی که با چوب نواخته می‌شود و یک ساز مقدس به نام «تنبیره نوبان» استفاده می‌کنند. فوزیه مجد چنین گزارش می‌دهد: «از مشخصات آواز نوبان، استفاده از تمبیره است، تنبیره نیز گفته می‌شود. سازی زهی وز خمه‌ای با کاسه‌ای گرد با طنینی بم و وسعتی محدود با مضراب بزرگ و درون تهی ساخته شده از شاخن گاو. به صدا در می‌آید.»(4)
این ساز مقدس شمرده شده و سپردن آن به دیگران اغلب موروثی و با مراسم ویژه همراه است. باوجود شکل کلی و همسانی در اعتقاد برای اجرای مراسم، هر منطقه و ناحیه‌ای بافت ویژه و متناسب خود را مبتنی بر حضور «بابا یامامای» مراسم و طرز تلقی او از مباد و هوا» و نحوه به‌کارگیری ابزار، مواد و سازها یا موسیقی مرتبط با مراسم شکل داده است.

مراسم زار در میناب:
در اطراف میناب (روستای گرازوئیه) مراسم بر پایه اعتقاد زارو مشایخ (کافر و مسلمان) اجرا می‌شود. از این رو خواندن مولودی و اذکار مذهبی در مدح ائمه و اولیای مربوط به بادهای مسلمان رواج دارد. غلام‌مارگیری با بیش از هفتاد سال سن در منطقه به «بابای زار» شهرت دارد.
او با ساز «سما» که نوعی دف است به خواندن مولودی و اشعار مذهبی و ابیات زار می‌پردازد. ضمن آ» که «مولودی خوانین خود سنتی دیرینه در منطقه محسوب می‌شود.‌ «سما» همان دف یا دایره است که در مراسم زار به کار می‌رود و علاوه بر بابای زار، همراهان مراسم که به ذکرها و آوازها جواب هم می‌دهند به نواختنسما می‌پردازند (گاه تا پنج و حتی بیشتر از ساز سما استفاده می‌شود). در جزیره قشم گاه ساز سما را برای همراهی با عود نیز به کار می‌برند.
الحان و نغمات مورد استفاده در مراسم مزار یانوبان»، حالت‌ها و لحن‌هایی از موسیقی عرب را در خود دارد؛ ضمن آن‌که الحان از موسیقی هندی و آفریقایی نیز قابل بررسی است. هر باد نام وسابقه و خاص خود را دارد و تأثیرات متفاوت و مخصوص به خود را بر افراد می‌گذارد. هر ذکر و لحن نیز با اشعار و ابیات و اوراد خاص مخصوص همه «باد» است.
این بیماری ناشناخته، لاعلاج که ریشه روحی-‌روانی دارد و با علم پزشکی نیز به ظاهر قابل معالجه نیست، در افراد بومی جنوب ایران با مراجعه به «بابا‌ یا ماما» و انجام مراسم قابل درمان و بر طرف ساختن آن روح یا باد و هوا (و یا هر عنوان دیگری) است.

درمان اهل هوا:
 فوزیه مجد که خود شاهده اجرای مراسم و نحوه درمان بیمار یا «اهل‌هوا» توسط «بابا و ماما» بوده است، چنین می‌نویسد: «این بادها شخصیت‌های گوناگون دارند، و بیماری و افسردگی و روان پریشی شخص تسخیر شده را موجب می‌شوند. اما درمان، امکان پذیر است. نخست بیمار در مکانی جدا نگهداری می‌شود و در طول چند روز با داروهایی ویژه و روغن‌های مالیدنی، تحتنظر قرار می‌گیرد. سپس، اهل محل توسط یک خیز رانی، کسی که ایفا گر یکی از نقش‌های مراسم در مان است و چوب ویژه خیزران را در دست دارد، خبر دار می‌شوند. مراسمی بپا می‌شود که مخارج آن توسط بیمار تقبل می‌شود. از بدو مداوای بیمار تا پایان، کل مراسم توسط یک بابا یا ماما هدایت می‌شود، که کار آنها و شگردهای آنها، اکنون نوعی «جادو پزشکین تلقی می‌شود. اما مهم‌تر، شاید، آوازی است که می‌خوانند و سازهایی است که نواخته می‌شود، چون این بادها با موسیقی به مهر می‌آیند و بابا یا ماما به‌تدریج به هویت باد پی می‌برند و باد نامخود را فاش می‌کند. مراحل بعدی درمان از این پس امکان‌پذیر می‌شود. در صورتی‌که خواسته‌های باد بر آورده شود، باد «زیر» شده و بیما را آزار نخواهد داد. اما «مرکب» خود را که همان بیمار باشد کاملاً رها نمی‌کند.»(5) به عبارتی درمان در مراسم موقتی است و کسی که به جرگه «اهل هوا» می‌پیوندد در طول عمر خویش به دفعات گرفتار «بادها» شده و نیاز به «بابا یا ماما» و اجرای مراسم دارد. هر باد آوا و ذکر مخصوص به خود را دارد و شخص گرفتار در زمان اجرا پس از شنیدن ذکر مخصوص به نوع بادی که گرفتار شده واکنش نشان می‌دهد. در اجرای مراسم معمولاً رسم بر این است که ابتدا بادهای مسلمان (مشایخ و مولودی) اجرا شده و سپس بهاجرای بادهای کافر می‌پردازد.

پی‌نوشت:
1 و 2: غلامحسین ساعدی، اهل هوا، انتشارات امیر کبیر (از متن آلبوم آوازها زار. نشر ماهور)
3و 4 و 5: فوزیه مجد (از متن آلبوم موسیقی نوبان وزار- نشر ماهور)

-این مقاله نخستین بار سال 1387در کتابچه همایش مرثیه ایرانی که به اجراهای پژوهشی بخشی از موسیقی اقوام ایرانی در فرهنگسرای ارسباران اختصاص داشت،منتشر شده  و برای انتشار مجدد به انسان شناسی و فرهنگ ارائه شده است.