پنجشنبه, ۹ اسفند, ۱۴۰۳ / 27 February, 2025
مجله ویستا

فضا، شهر و نظریۀ اجتماعی



      فضا، شهر و نظریۀ اجتماعی
زهره دودانگه

فضا، شهرو نظریۀ اجتماعی، فرن تانکیس، ترجمۀ حمیدرضا پارسی و آرزو افلاطونی، انتشارات دانشگاه تهران،1390
شهر مهم ترین کانون اسکان اجتماعات انسانی است و از این رو تحلیل مناسبات درون شهری و برون شهری همواره با نظریات جامعه شناسانه پیوند دارد. تحلیل جامعه شناختی شهر می تواند در سطح کلان بر مبنای ساختارها و نظام های بالادست و در سطح خرد بر مبنای تفسیر کنش های افراد، زندگی روزمره آن ها و پدیده های کوچک مقیاس صورت گیرد. کتاب حاضر بر آن است که از زوایه موضوعات مختلف اجتماعی چون تفاوت اجتماع و جامعه، جنسیت، انزوا و اجتماع، تفاوت های فرهنگی، سیاست های فضایی، جنبش های اجتماعی و ذهنیت به پدیده شهر نگاه کند و کیفیت تاثیر این واقعیت های اجتماعی را بر تولید شکل های مختلف شهری را بکاود.

در فصل اول به بحث دربارۀ روابط اجتماعی در شهر از خلال انزوا یا به عبارت دیگر تنهایی و خلوت پرداخته می شود. شکلی از تنهایی در میان انبوه جمعیت شهری که با یکدیگر بیگانه هستند وجود دارد. چنین تنهایی ای نوعی آزادی عمل را، تحت لوای گمنامی در شهر، به ساکنان اعطا می کند و همین امر «زمینه شکل گیری خرده فرهنگ ها، پیوندهای اجتماعی داوطلبانه و خلاق و از نوساختن اجتماع را فراهم می کند» (تانکیس، 139: 13). به عبارتی بیگانگی افراد نسبت به یکدیگر در شهر و گمنامی آن ها به سادگی شاخص منفی و از خود بیگانه ساز زندگی شهری تلقی نمی شود، بلکه فرصتی است که حقوق و آزادی های وسیع تری را برای شهروندان به ارمغان می آورد. نویسنده از روابط اجتماعی شهر به مفهوم بی تفاوتی می رسد و آن را رابطه اجتماعی کلیدی در شهر می داند. «از نظر زیمل، روابط بی تفاوتی یا حتی با اکراه، اصولا روابطی اجتماعی هستند که تنها راه عملی، برای همراه بودن با تعداد بیشماری بیگانه در فضاهای پرازدحام شهر را نشان می دهند» (همان: 17). این روابط نشانه فاصله اجتماعی است که به تعبیر لوییس ویرث به دلیل مجاورت فیزیکی و کثرت برخوردهای اجتماعی ایجاد می شود. از منظر دیگر می توان از این اخلاقیات بی تفاوتی به «اخلاقیات مدارا» (همان:37) تعبیر کرد. ویرث در این باره باور دارد که بی تفاوتی در شهر اگرچه از وفاداری ها و علایق را می کاهد، اما همزمان خصومت و کینه ها را نیز تضیف می کند.

فصل دوم فضاهای تقسیم و تفاوت نام دارد و به بازتاب های فضایی تمایزات اجتماعی، و خطوطی که مردم بین مکان ها می کشند می پردازد. به باور تانکیس «تقسیمات فضا حقایق سادۀ فیزیکی نیستند، بلکه محصولاتی اجتماعی اند» (همان: 49-48). زیمل برای مفاهیم جدایی و پیوستگی ارتباط متقابل قایل است و آن ها را دو روی یک فرایند می داند و می گوید: «در طراحی دو شیءِ جدا، ما همواره آن ها را در ذهن مان به یکدیگر ارتباط داده ایم، این دو را با یکدیگر در برابر هر آنچه بین آن ها قرار دارد، برجسته ساخته ایم؛ اگر ابتدا آن ها را در تفکرات عملی مرتبط نمی کردیم، بر حسب نیازمان و در خیال مان، دیگر مفهوم جدایی نمی توانست هیچ معنایی داشته باشد» (همان 5-49). مرزهای فضایی در شهر هم حاصل تفاوت های اجتماعی و بازتاب دهنده آن هاست و هم رفتارهای متفاوت اجتماعی را تقویت کرده و به آن ها جهت میدهد، تا جایی که شهر مدرن با تقسیم بندی های اقتصادی و عملکردی که در کالبد خود دارد «ماشین تولید تفاوت بین مردم» (همان: 88) در نظر گرفته می شود. این تقسیمات فضایی را می توان از مناظر مختلفی مورد توجه قرار داد. چنان که دیوید هاروی از منظر ادبیات مارکسیستی بازتولید الگوهای نابرابر اقتصادی و نژادی در شهر را «شهری شدن بی عدالتی نظام مند» (همان) می داند، مکتب شیکاگو «هویت های فرهنگی» (همان) را در جدایی های فضا جستجو می کند و زیمل این جدایی را بستر مناسبات اجتماعی می داند و بر قراری ارتباط بدون آن ها ناممکن می داند.

فصل سوم (سیاست های فضا، جنبش های اجتماعی و فضای عمومی) نمودهای قدرت اجتماعی در فضا را تحلیل و بررسی می کند. فضا از این زاویه محل منازعۀ قدرت اجتماعی و موضع کشمکش سلطه و مقاومت است. تانکیس بارزترین نمود شیوه های قدرت در شهر را «اشغال یا کنترل فضا» (همان: 92) می داند. او از سویی به معماری قدرت اشاره می کند که قدرت را در حول فضایی که در اشغال دارد بازنمایی می کند و هم به فضاهای اعتراضی می پردازد که حول این فضاها شکل می گیرند  و «نقاط نمادین مبارزه» (همان: 93) محسوب می شوند. از این ره او به موضوع جنبش های اجتماعی می رسد که خود را حول مفاهیم نابرابری ها اجتماعی و اقتصادی و اشکال هویتی تعریف می کنند. این جنبش ها مستقیما با فضا ارتباط دارند، چه بر سر مالکیت فضا و چه بر سر دسترسی به فضای عمومی به عنوان حق جمعی شهروندان. «این جنبش ها تمایل دارند تا مسائل گسترده تری [دربارۀ] هویت فرهنگی و شیوۀ زندگی، خصوصاً آن جا که به استفاده از فضا یا اشکال عمل فضایی پیوند می خورد، را به میان آورند.» (همان: 96). رابطه جنبش اجتماعی با فضا می توان به شکل گیری ضد فضا نیز بیانجامد، به گونه ای که در اعتراض به نظم فضایی موجود این جنبش ها کاربرد یک فضا را به خواست خود به نحو خلاقانه ای تغییر دهند.

موضوع فصل چهارم «سرمایه و فرهنگ: اعیان سازی شهر» است. بحثی که در این فصل باز می شود «ساخت مجدد اجتماعی و نمادین شهر درونی» (همان: 125) از طریق اعیان سازی آن است. تغییراتی که علاوه بر شکل فیزیکی بافت شهری، کارکرد اقتصادی، ارزش های فرهنگی و ترکیب اجتماعی این محدوده ها را تحت تاثیر قرار می دهد. همان گونه که در فصل دوم نیز درباره تقسیمات و مرزهای فضایی بحث شده، شهر درونی علاوه بر یک محدوده کالبدی، نماد یک طبقه اجتماعی نیز هست. شهر درونی عموما با عنوان مکان محرومیت اجتماعی شناخته می شود، که این محرومیت در طول زمان خود به فرسایش فضایی بیشتر می انجامد. در فرایند اعیان سازی کوشش می شود برای بازیابی منظر ارزشمند شهر قدیم، طبقه کم درآمد و محروم از مرکز شهر بیرون رانده شوند و با نوسازی شهری و ساخت خانه ها گران قیمت طبقه متوسط و اعیان در آن جایگزین شوند. نویسنده بر آن است که ارتباط میان روند های مادی و نمادین را در این اعیان سازی نشان دهد. در واقع اتفاقی که در شهر درونی می افتد یک واقعیت فضایی ساده نیست، «موسسات متفاوتی که به آن آویخته اند نشان از آن دارند که چگونه ارزش های فرهنگی همچنین روندهای اقتصادی گرد اشکال شهری ترکیب می شوند» (همان: 125). تانکیس همچنین بحث تبادل معنا در اعیان سازی را مطرح می کند که طی آن مرکز شهر به جای محرومیت، نماد رفاه می شود و  تنوع اجتماعی (که ارزش زندگی شهری محسوب می شود) در آن تقلیل می یابد. او تحلیل می کند که در اعیان سازی های انبوه و مدرنیستی تنوع زندگی شهری، به مفهوم انواع مختلفی از مردم و کاربری های شهری، چگونه توسط شیوه های مشخصی از مصرف شهری و استاندارد های زندگی اجتماعی جایگزین می شوند.

فصل پنجم به مباحث جنسیتی اختصاص دارد (فضاهای متجسم: جنس، جنسیت و شهر). بحث بر این است که چگونه بدن های متفاوت به فضاهای متفاوت و تجارب فضایی متفاوت می انجامند. به باور تانکیس «جنس و جنسیت با حدود بدن فرد تعریف نمی شوند: آن ها با مناسبات اجتماعی ارتباط دارند که بسط یابنده است و از طریق فضا شکل می گیرد» (همان: 147). بحث جنسیت و فضای شهری بیشتر بر رابطه زنان و فضای شهر دلالت دارد. محدودیت تحرکات بدن زنانه به دلیل خشونت و ترس، آزادی و امنیت زنان در شهر، فضاهای جنسیتی شده و تاثیری که بر رفتار بدن ها می گذارند، نمایش هویت های جنسی و خرده فرهنگ های همجنس خواهان در شهر از موضوعاتی است که در این فصل در تحلیل رابطه جنسیت و فضای شهر مورد توجه واقع شده اند.

فصل ششم موضوع ذهنیت در شهر را مطرح می کند (حکایت های فضایی: ذهنیت در شهر). منظور از ذهنیت آن است که فارغ از واقعیت بیرونی «افراد چگونه با فضاهای شهر در سطوح ادراک، خاطره و فاعلیت درگیر می شوند» (همان: 177). در واقع نویسنده قصد دارد که تجربۀ شهری فرد را که تحت تاثیر ساختارهای کلان تر اقتصادی و اجتماعی نیز هست، از منظر «ادراکات فردی، نقشه های ذهنی و اعمال فضایی» مورد توجه قرار دهد؛ بدین صورت افراد به عنوان «بازیگران متفاوت اجتماعی» (همان) «حکایت های فضایی» (همان) کاملا متفاوتی خواهند داشت. نویسنده تحلیل ذهنیت بازیگران اجتماعی از شهر را از سه زوایه مورد بحث قرار داده است. نخستین محور بحث «اثر زندگی شهری بر آگاهی انسان» بر پایه نظریات زیمل درباره حیات ذهنی در شهراست. زیمل دربارۀ حیات ذهنی پیچیدۀ فرد شهرنشین صحبت می کند و اینکه چگونه بنیاد روانشناختی فرد به گونه ای شکل می گیرد که در برابر «فراوانی حسی صحنه های شهری» (همان: 178) مقاومت کند و واکنش های معینی نسبت به آن ها داشته باشد. محور دوم «رابطه شهر با خاطره، خیال و ادراک» است که بر پایه کار والتر بنیامین در دهه ها 1920 و 1930 درباره چگونگی شکل گرفتن معانی شهری به واسطه خاطره و ادراک قرار دارد. «بنیامین نیز، مانند زیمل به موضوع رویارویی میان فرد و محیط حسّی شهری می پردازد. موضوع او، اگرچه، بیشتر در چارچوب درگیری تصوری آن ها با شهر تعریف می شود تا به یک بی اعتنایی طفره آمیز از آن» (همان).  محور سوم «نقش عمل روزمره مردم در ایجاد فضا در شهر» است که بر پایه اندیشۀ دوسرتو قرار دارد و عمل فضایی استفاده کنندگان معمولی شهر را مورد بررسی قرار می دهد. دوسرتو از این امر بحث می کند که چگونه مردم در کردارهای روزمره خود مانند خرید کردن، قدم زدن و غیره از نقشه های ذهنی خود پیروی کرده، در مقابل نظم مسلط فضا مقاومت می کنند و تجارب متفاوتی را در آن رقم می زنند.

عنوان فصل هفتم «فرهنگی های شهر، تاکتیک های فضایی» است. در واقع بحث این فصل در باره فضاهای دیگری است که در مقابل نظم معمول فضاهای موجود و بر پایۀ انقطاع این نظم شکل می گیرند. بحث حول نظریات سه متفکر یعنی میشل فوکو، رولاند بارت و میشل دوسرتو بسط می یابد. اولین قسمت بحث بر مفهوم «هتروتوپیا»ی میشل فوکو متمرکز است. این مفهوم از سوی فوکو به عنوان عرصه ای برای بی اثر کردن نظم موجود فضا و به مثابۀ یک ضد مکان و اعتراض به آرایش اجتماعی و فضایی موجود مطرح می شود. هتروتوپیا در تقابل با مفهوم اتوپیا قرار دارد؛ اتوپیا یک لامکان است و در واقعیت وجود ندارند، در حالی که هتروتوپیا «یک مکان واقعی متفاوت است» (همان: 207). دومین قسمت، بحث نشانه شناسی شهری ای است که رولات بارت مطرح می کند. بر پایه این اندیشه «ذهن های شناسنده، فضا را برای خود به گونه ای ترکیب می کنند که گویی شهر سخن می گوید» (همان: 206). «از نظر بارت رویارویی میان ذهن و شهر یک رویارویی مبتکرانه است زیرا فضاها به طرق مختلف معنا می دهند و خوانده می شوند» به باور بارت « شهر به تمامی آشنا نیست. حتی قدیمی ترین شهرها نیز شوک نو در خود دارند» (همان). سومین قسمت شهر بر پایه نظریه دوسرتو درباره تاکتیک های فضایی است که در فصل قبلی نیز مورد بحث قرار گرفت. تاکتیک های فضایی استفاده از فرصت و توان ها در بطن موقعیت های رسمی است که دوسرتو از آن به عنوان استراتژی یاد می کند. تاکتیک ها در خلال کردارهای روزمره به نحو خلاقانه ای فضا و زمان را برای خود مناسب می کنند. به زعم تانکیس «این طرق اشغال فضا وسیله ایست که مردم برای خود در شهر جایی می سازند» (همان: 217)

در ادامه مقدمه نویسنده و فهرست عناوین کتاب ارائه شده اسjت.

دربارۀ کتاب
کتاب فضا، شهر و نظریۀ اجتماعی در چارچوب تحلیل و نظریۀ اجتماعی، بررسی انتقادی و روشنی از رویکردهای کلیدی به شهرها و فضاهای شهری ارائه می کند. این کتاب رابطۀ اجتماعی و فضایی را در بستری از مباحث دشوار شهری: اجتماع و گمنامی؛ تفاوت اجتماعی و جدایی های فضایی؛ سیاست و فضای عمومی؛ اعیان سازی و نوسازی شهری؛ جنس و ویژگی جنسی؛ ذهنیت و فضا؛ تجربه عمل روزمره مورد بررسی و تحقیق قرار می دهد.
این متن با رویکردی بین المللی و چند رشته ای منطبق است، و طیفی از مباحث مربوط به شهرها و زندگی شهری را طرح می کند. این کتاب چشم اندازهای برجستۀ جامعه شناسی شهری و نظریۀ اجتماعی را با تحلیلی از مسائل و موضوعات شهری معاصر به هم می آمیزد. بحث کتاب نظر به آن دارد که به جای دیدن سادۀ شهر به جای پس زمینۀ عام تر فرایندۀ اجتماعی، باید دید که مناسبات اجتماعی و فضایی چگونه انواع متفاوتی از شهرها را شکل می دهد: به عنوان مکان ارتباط متقابل اجتماعی و محل انزوا؛ به عنوان عرصه های تفاوت و جدایی؛ به عنوان فضای سیاست و قدرت؛ به عنوان منظر تمایز اقتصادی و فرهنگی و به عنوان قلمرو تجربۀ روزمره و آزادی. به همین منوال، چگونگی بازتولید و شکل گیری مقولات اصلی اجتماعی مانند طبقه، فرهنگ، جنس، ویژگی جنسی و اجتماع، در بستر و عرصه های شهری بررسی می شود. ایجاد ارتباط مباحث در مطالعات شهری در چارچوب تحلیل و نظریۀ اجتماعی با برخوردی وسیع تر، این متن را برای دانشجویان دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد جامعه شناسی شهری و جغرافیای اجتماعی و فرهنگی، و مطالعات شهری و فرهنگی جذاب خواهد کرد. (فرن تانکیس، مدرس جامعه شناسی مدرسۀ علوم اقتصادی و سیاسی لندن).

فهرست مطالب
دربارۀ نویسنده
دربارۀ کتاب
قدردانی
مقدمه
فصل اول- اجتماع و انزوا: مناسبات اجتماعی در شهر
فصل دوم- فضاهای تفاوت و تقسیم
فصل سوم- سیاست های فضا: جنبش های اجتماعی و فضای عمومی
فصل چهارم- سرمایۀ و فرهنگ:  اعیان سازی شهر
فصل پنجم- فضای متجسم: جنس، ویژگی جنسی و شهر
فصل ششم- حکایت های فضایی ذهنیت در شهر
فصل هفتم- ایجاد فضا: فرهنگ های شهری، تاکتیک های فضایی
فصل هشتم- نتیجه گیری
مناب و ماخذ
واژه نامه
نمایه

ایمیل: zo1986do@gmail.com (زهره دودانگه)

پروندۀ زهره دودانگه در انسان شناسی و فرهنگ:
http://www.anthropology.ir/node/18859

سایر مطالب مرتبط در انسان شناسی و فرهنگ

 

قصه شهر (تهران نماد شهر نوپرداز ایرانی)
http://anthropology.ir/node/16250

جامعه شناسی شهر
http://anthropology.ir/node/17941

پرونده جنسیت و فضای شهری (با تاکید بر زنان)
http://anthropology.ir/node/17343

برابری جنسیتی و توسعه شهری: ساختن اجتماعات محلی بهتر برای همگان (1)
http://www.anthropology.ir/node/17582

برابری جنسیتی و توسعه شهری: ساختن اجتماعات محلی بهتر برای همگان (2)
http://anthropology.ir/node/17704

مساله زنان در شهر تنها امنیت نیست!
http://anthropology.ir/node/17823

پرونده زندگی روزمره و شهر
http://www.anthropology.ir/node/18054

فضای شهری و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/16998

مولفه زمان و مکان در مطالعه زندگی روزمره شهری
http://anthropology.ir/node/18576

رابطه فضای شهری و زندگی روزمره
http://anthropology.ir/node/16333

حذف زنان از فرهنگ مردان(1)
http://anthropology.ir/node/18242

حذف زنان از فرهنگ مردان(2)
http://anthropology.ir/node/18363

احساس راحتی در شهر (با تاکید بر زندگی روزمره زنان)
http://anthropology.ir/node/18699

دوست و همکار گرامی
چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید
http://anthropology.ir/node/11294