جمعه ۲۳ آذر ۱۳۹۷ / Friday, 14 December, 2018

حافظ گوته وسکلیانوس


حافظ گوته وسکلیانوس
در همایشی كه چندی پیش به نام «حافظ، گوته و سكلیانوس» توسط رایزن فرهنگی ایران در آتن برگزار شد استادان و پژوهشگرانی از ایران و چند كشور دیگر درباره این سه شاعر سخنرانی كردند. آنچه در این میان حائز اهمیت بود، بیان تأثیرگذاری بی چون و چرای حافظ بر شاعر بزرگی چون گوته و سكلیانوس است. گوته از شاعران قرن ۱۹ و سكلیانوس متعلق به قرن ۲۰میلادی است. گوته كه زاده آلمان است با اثر خود به نام «دیوان شرقی - غربی» به اوج رسید و در میان آثار سكلیانوس كه غزلسرایی اتریشی است مجموعه غزل هایی به نام «افروسكیوتو» باعث شهرتش شد. این مجموعه در سال ۱۹۰۷ به چاپ رسید. آخرین غزل های او نیز «عید پاك یونانیان» نام دارد كه در سال ۱۹۲۷ منتشر شد. آنچه اهمیت دارد تأثیری است كه این دو شاعر به ویژه گوته از حافظ گرفته اند. دكتر النی كندیلی استاد دانشگاه های اتریش مقاله ای در همایش «حافظ، گوته و سكلیانوس» ارائه داد كه با وجود موجز بودن به خوبی ارتباط شعر این سه شاعر را بررسی می كند.
گوته قرن ۱۹ به سراغ حافظ قرن ۱۴ رفت و با روح او همراه شد. من هم سكلیانوس را كه متعلق به قرن ۲۰ بود به این جمع اضافه كردم، به خاطر اینكه اشعار وی با حافظ و گوته رابطه ای معنوی دارد و در واقع آنها به زنجیره ای تعلق دارند كه بعضی از حلقه های آن نامریی است.
سكلیانوس و گوته، گرچه در قرن های متفاوتی زندگی می كرده اند ولی مقاطع زمانی آنها شباهت زیادی به هم دارد. گوته در زمان انقلاب های پی درپی اروپا و سكلیانوس در دوره جنگ جهانی زندگی می كرده است و در این مقاطع زمانی، هر دو به مبارزه با دیكتاتوری پرداختند. تلاش آنها در جهت بوجود آوردن صلحی بود كه پایه های آن بر عدالت و انسانیت استوار باشد.
حافظ نیز در زمان خویش با همین جدال می زیسته است. در سال ۱۲۵۸ شهر رویایی بغداد از طرف مغولان تصرف و به آتش كشیده شد، در ایران قرن ۱۴ میلادی نیز، جنگ و نهضت های دایمی وجود داشت. این هرج و مرج ها و خونریزی ها مشخصه آن دوره بود. در واقع، حافظ در زمانی به دنیا آمد كه تاریخ در بدترین نقطه تكامل خود و جامعه بشری در پست ترین وضعیت قرار داشت. در این مقطع زمانی، تاریخ بزرگترین عارفان و عالمان را به بشریت تقدیم كرد تا انسانها را دلداری دهند كه بعضی از آنها عبارتند از ابن عربی، عارف بزرگ اسپانیایی و مولای رومی، عارف بزرگ ایرانی. ابن عربی به زبان عربی و جلال الدین رومی به زبان های فارسی و عربی آثار خود را نگاشته اند، در سال ۱۲۹۲ هم سعدی، شاعر معروف ایرانی به این عرصه وارد شد.
حافظ، گوته و سكلیانوس، هر سه در دنیایی خیالی با شعر و موسیقی به سر می بردند و هر سه شاعران غزلسرایی بودند كه در مسیر فنای فی الله بودند و با استفاده از طبیعت، در صدد تبیین زندگی پس از مرگ برآمدند كه ما در اینجا براساس سخنان آنان، بحث خود را ادامه می دهیم.انسان، با خلق كلمات، از طریق زبان به خالق كلمات تبدیل می شود. فرهنگ ایرانی كه از بزرگترین فرهنگ های جهان است، از طریق كلام، فردوس را به ما معرفی كرده است، فردوس باغی است كه در آن آب حیات یعنی زبان، شیوه سخنوری و شعر جاری است. شعر یك كلمه عربی است كه در زبان فارسی نیز به این عنوان از آن یاد می شود و احساسات توسط آن بیان می شود. احساس كردن یعنی دیدن، بو كردن، لمس كردن و چشیدن و به این ترتیب زیبایی ها را درك می كنیم و از بودن در میان هستی لذت می بریم.
یك نویسنده عرب در قرن ۱۰ میلادی می گوید: شاعر به این دلیل شاعر نامیده می شود كه معانی سخن و روابطی را بین اشیاء احساس كرده كه كسی دیگر غیر از او آن را احساس نكرده است. در نتیجه كسی نام شاعر بر او گذاشته می شود كه شرایط فوق را دارا باشد. پس كسی كه صرفا كلامش دارای وزن و قافیه است، شاعر نیست.
در یونان، سرزمین حرف های با صدا، كلمه شعر كه معنی آن آفریدن از طریق صدا است، به حقیقت می پیوندد. غزل در شعر موسیقیایی عمق تصاویر را نشان می دهد، تصاویر طبیعت، زن و زندگی كه با كلمات مؤنث بیان می شوند، و روح را به دنیایی معنوی هدایت می كنند و از این طریق، تصاویر صداها و حتی تصاویر طبیعت به ما می رسد. این هماهنگی بین دنیای بیرون و درون، جهان را به متحد شدن رهنمون می كند و جوینده، چیزی را كه نمی شناخته می یابد و دنیایی را كه ندیده است، كشف می كنند.
حافظ در شعرش در مورد طلوع خورشید و طلوع انسانیت انسان و همچنین در مورد مزایای سحر كه هر چه دارد، از آن است سخن می گوید.
سكلیانوس نیز می گوید: در تمام اعضایم برقی می زند و یك طلوع پنهانی در من شكل می گیرد، آنگاه، در سحر و با دستهای باز عروج می كنم.
در نظر سكلیانوس، نور خورشید نشان دهنده انسان كامل است.
نور، گل و خون در اشعار حافظ و سكلیانوس معانی مشابهی دارند كه به خاك فناپذیر و قله انسانیت معنا می دهد.
تاریكی شب، خنده گل، گیسوان سیاه معشوق و مستی، تصاویری است كه آرزوی او را تعیین می كند.
خوشبختی، مرگ، عشق، فنا، غرب و شرق برای هر سه شاعر به عنوان یك طلب و جستجو است. زمان در تاریخ از بین می رود ولی مكان در ذهن می ماند و انسانها با مهربانی با یكدیگر دیدار می كنند. مهربانی انسان، همان عشق الهی است.
گوته هم مانند لوركا به تأثیری كه از شرق پذیرفته، احترام گذاشته و آن را با آغوش باز قبول كرده است و به همین دلیل هر دو نفر در قسمتی از اشعار خود از اسامی عربی استفاده كرده اند مانند «ایوان دل» ، اثر لوركا و «دیوان غربی _ شرقی» اثر گوته.
مشهورترین اشعار زبان فارسی رباعیات و مثنوی است، لكن بیشتر اشعار حافظ غزل است. غزل در درجه اول یك شعر عاشقانه است كه از كلمه غزل به معنی چشم های معشوق گرفته شده است.
ما نیز در زبان یونانی از شبیه همین كلمه استفاده می كنیم. این نوع شعر برخلاف قصیده یك شعر خصوصی و شخصی است و حافظ به این دلیل این نوع شعر را انتخاب كرده تا احساسات و حالت شخصی خود را بیان كند. اشعار حافظ خصوصی است ولی اجتماع را به باد انتقاد كشیده و با چشمان تیزبین، به خود و وقایع جهان نگاه می كند.
در اشعار او شراب و عشق تنها یك احساس همدردی و رضایت شخصی نیست، بلكه گفتن كلمه «نه» به جنگ در برابر انسانیت و تمدن بود. حافظ سعی كرده است با نگاه به طبیعت و لذت، انسان را از تاریخ جدا كند و با توجه به رسوم اسلامی به او جهت دهد و این ترتیب اثر او، مورد توجه قرار گرفته است.ساختار اشعار ایرانی بسیار سخت و اسامی آن سمبلیك است و به ریشه كلمات، صدا و معانی آن اشاره می كند.
در اینجا به یك نوع شعر كه نام آن قلب است اشاره می كنم، آربری كه یكی از بزرگترین متخصصان ادبیات شرق در قرون وسطی است و از غزلیات حافظ استفاده كرده و اسامی عربی آن را توضیح داده است، با استفاده از كلمه قلب، هنر مقلوب را در غزل و شیوه سخنوری فارسی و عربی نشان می دهد. مقلوب یا قلب به ما این امكان را می دهد تا با همان حروف بتوانیم كلمات را به معانی مختلف تبدیل كنیم. برای مثال كلمه زار و زار را می توان ذكر كرد. درست مانند كلمه قلب كه می توان آن را به عنوان قبل بیان كرد. قبل از چه چیز؟ نمی دانیم. قبل، یعنی گذشته كه همیشه از آن یاد می شود. محور اصلی كلمه قلب، همیشه معنی «دور زدن» را در پی دارد، یعنی دور تا دور می چرخم و هر چیز در جلو و پشت من قرار می گیرد.
قلب دستگاه مهمی است كه خون را به تمام بدن می رساند و در ادیان الهی و عرفان، محور اسرار الهی شمرده می شود. این موضوع به خصوص در اسلام و مسیحیت تأكید شده است. قلب همیشه در آتش عشق می سوزد و بدین وسیله انسان می تواند خدا را در قلب خود جستجو كند و آنگاه خدا مانند نوری به سوی او می آید. از آنجا كه حافظ به تصوف و عرفان اسلامی تعلق دارد، الفاظی چون مستی و شراب، مجازی است و قلب شنونده و خواننده را به عمق، یعنی به قبل و به ماوراء الطبیعت، یعنی به بعد می فرستد. قلب در اكثر غزلیات حافظ مورد اشاره قرار گرفته است.
با توجه به توضیحات فوق می گویم یا این نگاهی كه این سه شاعر به هستی دارند، هر سه با هم متحد می شوند و بدین ترتیب شرق و غربی دیگر وجود ندارد، آنگاه دنیا ساده می شود. پس بگذاریم انسانها در این دنیای ساده در صلح و صفا زندگی كنند و سرمایه ای را كه دارند با هم تقسیم كنند.
دكتر النی كندیلی


منبع : روزنامه همشهری

مطالب مرتبط

یه معجزه برای صبحانه

یه معجزه برای صبحانه
الیزابت بیشاپ (Elizabeth Bishop) در فوریه ۱۹۱۱ در ایالت ماساچوست به دنیا آمد. پدرش قبل از اولین سال تولد او از دنیا رفت و مادرش از بیماری های روحی فراوانی رنج می برد و اغلب در بیمارستان بستری بود. بنابراین الیزابت بیشتر دوران کودکی اش را با مادربزرگش گذراند. خودش در مورد دوران کودکی اش می گوید: «بستگانم برای آسایش من بسیار تلاش می کردند. شش ساله بودم که به شدت بیمار شدم و برای زندگی نزد خاله پیرم در بوستون رفتم. او که هیچ فرزندی نداشت خود را تماماً وقف من کرد. من همیشه به نوعی یک میهمان بوده ام و هنوز هم چنین احساسی دارم.»
گرچه عمیقاً به آهنگ سازی و نواختن پیانو علاقه داشت، اما خواندن انگلیسی را انتخاب کرد: «ناچار بودم ماهی یک بار در جمع پیانو بنوازم. این کار مرا به وحشت می انداخت و بیمار می کرد. تنها یک بار پیانو اجرا کردم و پس از آن نواختن را ترک کردم. چون نمی توانستم اجرا در جمع را تحمل کنم. سال بعد خواندن انگلیسی را آغاز کردم.»
بیشاپ به شدت تحت تاثیر «مارین مور» بود و هم او بود که الیزابت را از رفتن به مدرسه پزشکی منصرف نمود و با دنیای شعر آشنا کرد.
بیشاپ به شاعر اندیشه های جغرافیایی معروف است. اولین شعر در نخستین کتابش، «نقشه» نام دارد. او بسیار سفر می کرد و در شهرها و کشورهای مختلفی ساکن شد. توصیف بسیاری از این شهرها و کشورها در اشعارش آمده است.
در سال ۱۹۴۶ اولین جایزه شعری خود را دریافت کرد. سپس نخستین کتابش با نام «شمال و جنوب» در هزار نسخه به چاپ رسید.
هنگامی که در برزیل زندگی می کرد توانست به خاطر مجموعه اشعارش (شمال و جنوب، بهار سرد) برنده جایزه ادبی پولیتزر و پس از آن نیز موفق به کسب جوایز دیگری نظیر جایزه کتاب ملی برای مجموعه «سؤالات سفر» و جایزه دوره ای منتقدین کتاب ملی و ... گردد. او نخستین آمریکایی و اولین زنی بود که برنده جایزه کتاب های خارجی برای ادبیات شد. علاوه بر این، او کتاب های بسیاری را از زبان برزیلی ترجمه و چاپ نمود.
الیزابت بیشاپ در ششم اکتبر ۱۹۷۹ درگذشت. مجموعه کامل اشعارش در سال۱۹۸۳ به چاپ رسید. یکی از شاعران معاصرش(رابرت لوول) در مورد او می گوید: «زیبایی به تکامل در تمام اشعار بیشاپ وجود دارد. گمان نمی کنم هیچ کسی چشمانی بهتر از او داشته باشد، چشمانی که چیزها را می بیند و ذهنی در ورای چشم ها که به یاد می آورد.»
توضیح: اصل انگلیسی شعر «معجزه ای برای صبحانه» چنان که می بینید زبان عامیانه ندارد ـ هرچند تفاوت های عامیانه نویسی و زبان رسمی در انگلیسی برخلاف زبان فارسی خیلی برجسته نیست ـ اما به سبب نوع روایت، خصوصیات راوی و نیز حس روایی شعر، بعد از چندبار بازنویسیِ ترجمه، بهتر دیدم که از لحن عامیانه برای بازسرایی استفاده کنم که هرچند چندان وفادار به متن نیست، اما به گمان من حس و حرف شاعر و روح شاعرانه اثر را بهتر منتقل می کند.
▪ یه معجزه برای صبحانه
ساعت شیش بود و ما منتظر صبحانه
منتظر قهوه و یه تیکه نون صدقه ای
که از اون ایوونِ همیشگی می دادن،
مثل پادشاهای قدیمی
یا مثل یه معجزه.
هوا هنوز تاریک بود
خورشید یه پاشو گذاشته بود
رو یه موج بلند از رودخونه
اولین روشنی روز
تازه رسیده بود
لب رود.
اون قدر سرد بود
که خداخدا می کردیم
قهوه حسابی داغ باشه.
انگار خورشید خیال نداشت گرم مون کنه.
آرزو می کردیم
تیکه های نون
هرکدوم یه قرص کامل می شد،
کره مالی شده
با یه معجزه.
ساعت هفت،
یه مَرده،
پا گذاشت تو ایوون.
چند لحظه ای همون جا تنهایی واستاد و
از بالا سر ما رودخونه رو نیگا کرد.
یه خدمتکار هم اومد کمکش
تا برامون معجزه کنه:
یه فنجون قهوه
و یه دونه نون که چندتا تیکه ش کرد.
سرش،
انگاری که بخواد چیزی بگه،
میون ابرا بود،
راسته خورشید.
دیوونه بود مَرده؟
داشت سعی می کرد چی کار کنه،
اون بالا
رو ایوونش؟!
به هرکی یه تیکه نون بیات رسید
که بعضیا با تمسخر
پرتش کردن تو رودخونه،
تو فنجون هم
فقط یه چیکه قهوه بود.
چندتاییمون
واستادیم همونجا،
منتظر یه معجزه.
بگم بعدش چی دیدم؟
معجزه نبود!
یه ویلای قشنگ
درست توی خورشید
یهو سر درآورد!
از لای درهاش
بوی قهوه داغ زد بیرون،
جلوش یه ایوون به سبک باروک
از ساروج سفبد
پر از پرنده هایی
که تو مسیر رود لونه کرده بودن!
- تیکه نون رو گرفته بودم جلو یه چشمم و اینا رو دیدم!-
اتاقای بزرگ،
تالارای مرمری.
تیکه نون من، قصرم!
ساخته شده با یه معجزه،
واسه من،
تو این همه سال
با همت حشره ها،
پرنده ها،
رودخونه،
و سنگ.
هر روز،
زیر آفتاب،
موقع خوردن صبحونه،
می شینم رو ایوون،
پاهامو میندازم رو هم،
گالن گالن قهوه سر می کشم.
ما تیکه نون رو به نیش کشیدیم و
قهوه رو فرو دادیم.
یه روزنه از توی رودخانه،
خورشید رو قاپید،
انگاری معجزه
تو یه ایوونِ اشتباهی
اتفاق افتاده بود!

وبگردی
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان! - «شباهت عجیب علی الهام استاد هوا فضا در دانشگاهی در آلمان به غلامحسین الهام معاون رئیس جمهور سابق!
شبهای داغ مدیترانه !
شبهای داغ مدیترانه ! - «حسن کردمیهن» متهم آمریت حمله به سفارت عربستان به تازگی در کرج، مرکز استان البرز، رستوران راه انداخته است.
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر - سید احمد خمینی، نتیجه امام خمینی که چند هفته پیش با ازدواجش خبرساز شده بود، بار دیگر با انتشار عکسی از او و همسرش در حین سوارکاری حساسیت نسبت به خود را برانگیخته است و باعث تحریک مخاطبان و کاربران در فضای مجازی شده است.
رفتار عجیب دو نفر از همراهان رئیس جمهور در زمان سخنرانی!
رفتار عجیب دو نفر از همراهان رئیس جمهور در زمان سخنرانی! - دو نفر از کسانی که همراه رئیس جمهور در سمنان حضور داشتند در هنگام سخنرانی روحانی رفتار غیر معمولی از خود نشان میدادند.
اظهارات جنجالی دو بازیگر زن درمورد فساد شدید در سینما
اظهارات جنجالی دو بازیگر زن درمورد فساد شدید در سینما - ظهارات جنجالی لیلا بوشهری و شقایق دلشاد درباره فساد در سینما: چرا دایرکت میدم فالو نمیکنید؟ ساعت یک شب چرا باید زوایای صورت منو ببینن؟
بخشی دیده نشده از رفتار سخیف مجری تلویزیون با فراستی!
بخشی دیده نشده از رفتار سخیف مجری تلویزیون با فراستی! - بخشی دیگر از برنامه «من و شما» با حضور مسعود فراستی و برخورد توهین آمیز مجری رسانه ملی را می بینید که در رسانه ها باز نشر نشد.
خلاصه داستان و بازیگران سریال بانوی عمارت +تصاویر
خلاصه داستان و بازیگران سریال بانوی عمارت +تصاویر - مریم مومن متولد دهه 70 می باشد و حضورش در بانوی عمارت اولین تجربه بازیگری است و به واسطه این سریال وارد دنیای بازیگری شده است . او در کلاس های تئاتر فعالیت داشته است .
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است !
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است ! - پس از اولین گفت وگوی رسمی میترا استاد (نجفی) و تایید ازدواجش با محمدعلی نجفی، حالا شهردار سابق، در نخستین واکنش به جنجال ها، عکس تازه ای از خود و میترا استاد در اینستاگرامش منتشر کرده است.
تصاویری از لحظه ربوده شدن مرزبانان ایرانی در مرز میرجاوه
تصاویری از لحظه ربوده شدن مرزبانان ایرانی در مرز میرجاوه - گروه تروریستی جیش العدل نخستین تصاویر از حمله به پاسگاه مرزی در میرجاوه ۱۴ مهر امسال را منتشر کرد؛
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران - سه نفر کنار هم حوالی میدان مادر ایستاده‌اند. زنی قد بلند که موهایش زمینه نسکافه‌ای دارد به هر ماشینی که بلندتر بوق می‌زند نزدیک می‌شود و قیمت را آرام و به سرعت بیان می‌کند. او می‌گوید: «... صد هزار تومان، تو ماشین ۷۰ هزار تومان، گروپ ۳۰۰ هزار تومان و جا هم داریم»، جملات کوتاه و بی‌تفاوت بیان می‌شود. جلوتر دختر کم سن و سالی که شاید ۱۶ سال هم نداشته باشد، ایستاده و از سرما نوک بینی‌اش قرمز شده است، با…
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»!
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»! - روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا... یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».