شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷ / Saturday, 23 February, 2019

کن‌ یادگار غمگین‌ اعصار


کن‌ یادگار غمگین‌ اعصار
تهران‌ بزرگ‌،متروپل‌، ابرشهر، شهر پر از دود، ترافیک‌، سروصدا، ماشین‌ و... به‌ جرات‌ می‌توان‌ گفت‌ هیچ‌ تهرانی‌ با این‌ واژه‌ها ناآشنا نیست‌. چه‌ آنهایی‌ که‌ در وسط‌ شهر زندگی‌ می‌کنند و چه‌ آنها که‌ حاشیه‌ شهر را برای‌ زندگی‌ برگزیده‌اند. اما باور کنید که‌ در این‌ شهر غول‌پیکر و شلوغ‌،روستا هم‌ پیدا می‌شود. بله‌! روستا؛جاهایی‌ که‌ در گذر زمان‌،همچنان‌ شکل‌ و شمایل‌ سنتی‌ و کوچه‌ باغی‌ خود را حفظ‌ کرده‌ است‌. در این‌ مجال‌ می‌خواهیم‌ با یکی‌ از این‌ روستاها آشنا شویم‌. «کن‌» در غرب‌ تهران‌.
امپراتوری‌ بر باد رفته‌!
می‌گویند اهمیت‌ کن‌ بسیار پررنگ‌تر از آن‌ چیزی‌ است‌ که‌ امروزه‌ می‌بینیم‌ و آنچه‌ را که‌ ما امروز به‌ نام‌ کن‌ می‌شناسیم‌، خلاصه‌ شده‌ شکوهی‌ است‌ که‌ روزی‌ روزگاری‌ وجود خارجی‌ داشته‌ است‌. می‌گویند کن‌ بخشی‌ بوده‌ حتی‌ قدیمی‌تر از تهران‌ و...
می‌گویند کن‌... بگذارید از زبان‌ تاریخ‌، احوالات‌ کن‌ را با هم‌ مرور کنیم‌.
در لغتنامه‌ دهخدا...
مرحوم‌ علی‌اکبر دهخدا در لغتنامه‌اش‌ ذیل‌ واژه‌ کن‌ می‌آورد:
«مرکز بخشی‌ است‌ در شمال‌ باختری‌ تهران‌ که‌ در ابتدای‌ دره‌ سولقان‌ واقع‌ است‌ و در حدود ۵۲۰۰ تن‌ سکنه‌ دارد، بخش‌ کن‌ از پنج‌ محله‌ به‌ نام‌های‌ سرآسیاب‌، اسماعیلیان‌، درقاضی‌، میان‌ده‌ و بالون‌ تشکیل‌ می‌شود. این‌ محله‌ها و باغ‌های‌ کن‌ در قسمت‌ خاور رودخانه‌ کن‌ که‌ از ارتفاعات‌ شمالی‌ سولقان‌ سرچشمه‌ می‌گیرد واقع‌ است‌ و آب‌ مزروعی‌ این‌ قصبه‌ از زهاب‌ همین‌ رودخانه‌ تامین‌ می‌شود. کن دارای‌ بخشداری‌، ژاندارمری‌، بهداری‌، آمار، پست‌، محضر رسمی‌ و دبستان‌ و چندین‌ مغازه‌ و دکان‌ است‌. بخش‌ کن‌ در سابق‌ مهم‌ بوده‌ و از چهار دهستان‌ کن‌، شمیران‌، ارنگه‌ و لورا و شهرستانک‌ تشکیل‌ می‌شود که‌ در اواخر سال‌ ۱۳۲۶ ه‌.ش‌ دهستان‌ شمیران‌ تبدیل‌ به‌ بخش‌ و دهستان‌های‌ ارنگه‌ و لورا و شهرستانک‌ ضمیمه‌ بخش‌ کرج‌ شده‌ است‌.»
از مختصر سرگذشت‌ نامه‌یی‌ که‌ در دهخدا آمده‌، می‌توان‌ به‌ این‌ نکته‌ پی‌ برد که‌ قدمت‌ کن‌ و اهمیتش‌ بسیار بیشتر ازآن‌ چیزی‌ است‌ که‌ تا به‌ حال‌ می‌پنداشتیم‌. پیشتر از این‌ از زبان‌ اهالی‌ شنیده‌ بودم‌ که‌ در گذشته‌ نه‌ چندان‌ دور از میانه‌ جاده‌ چالوس‌ تا جنوب‌ تهران‌ امروزی‌، جزو بخش‌ کن‌ می‌شده‌ است‌. بنده‌ به‌ چشم‌ شناسنامه‌هایی‌ از جاده‌ چالوس‌ دیده‌ام‌ که‌ مهر بخشداری‌ کن‌ روی‌ پیشانی‌شان‌ خورده‌ است‌. این‌ مدعا را می‌توان‌ شاهدی‌ آورد از دهخدا که‌ می‌گوید ارنگه‌ نیز جزو بخشداری‌ کن‌ بوده‌ است‌. برای‌ اطلاع‌ باید عرض‌ شود که‌ ارنگه‌ رشته‌ روستایی‌ است‌ درمیانه‌ جاده‌ چالوس‌ و نرسیده‌ به‌ سد کرج‌ که‌ در دره‌ کوه‌های‌ اطراف‌ کرج‌ واقع‌ شده‌اند.
روستاهایی‌ چون‌ «ارنگه‌بزرگ‌»، «ابهرک‌»، «گورو»، «سرزیارت‌»، «چاران‌»، «گر»، «سیجان‌» و «خور!»
کوهستانی‌ در حاشیه‌ تهران‌...
بد نیست‌، کن‌ را در آینه‌ دیگر منابع‌ نیز به‌ تماشا بنشینیم‌. درکتاب‌ هفت‌ اقلیم‌ نوشته‌ امین‌ احمد رازی‌ آمده‌ است‌: «کوهستان‌ دیگری‌ تقریبا در دو فرسنگی‌ تهران‌ است‌ به‌ نام‌ کن‌ و سولقان‌ که‌ آنجا نیز از بسیاری‌ آب‌ روان‌ و کثرت‌ درختان‌ و میوه‌های‌ الوان‌ مانند بستان‌ جنان‌ تواند بود!»
امروز نیز با تمام‌ تغییرات‌ و گذشت‌ روز و روزگار باغ‌های‌ کن‌ در کار تولید میوه‌های‌ شادابند. از میوه‌های‌ امروز کن‌ می‌توان‌ به‌ آلبالو، گیلاس‌، توت‌، سیب‌، گردو، خرمالو، انگور، انار، شاتوت‌، انجیر و... اشاره‌ کرد!
● کن‌ روی‌ نقشه‌...
امروز کن‌ محله‌یی‌ است‌ در ضلع‌ غربی‌ منطقه‌ ۵ تهران‌ و هم‌ مرز با منطقه‌ ۲۲! مکانی‌ با بافت‌ مخصوص‌ معماری‌ که‌ نشانه‌هایی‌ دارد از زندگی‌ روستایی‌ ماقبل‌ شهری‌، در تهران‌ و اطراف‌ و اکناف‌. اما در کتب‌ تاریخی‌ چیزی‌ فراتر از این‌ را می‌توان‌ سراغ‌ گرفت‌. درکتاب‌ قصران‌ «نام‌ قدیم‌ تهران‌» تالیف‌ دکترحسین‌ کریمان‌ آمده‌ است‌: «وضعیت‌ جغرافیایی‌ و اقلیمی‌ کن‌ باستان‌ آنچه‌ در قصران‌ خارج‌ واقع‌ است‌، عبارتند از: دهستان‌ سولقان‌ با شانزده‌ آبادی‌ یعنی‌: امامزاده‌ داود، امامزاده‌ عقیل‌، باغ‌ دره‌، باغ‌ میر، جنگلک‌، رندان‌، سنگان‌، سولقان‌، طالون‌، قلعه‌ ارمنه‌، قلهک‌ دره‌، کشار سفلی‌، کشار علیا، کن‌، کیگاه‌ و هریاس‌!
و همچنین‌ دهستان‌ طرشت درشت با شش‌ آبادی‌: باغ‌ ونک‌، پونک‌، حصارک‌ کن‌، خاک‌ احمدی‌، خوروین‌ و مرادآباد!
کن‌ در آن‌ زمان‌ جزو دهستان‌ سولقان‌ و مرکز بخش‌ کن‌ شهرستانک‌ طهران‌ بوده‌ و درشمال‌ غربی‌ تهران‌ و در ابتدای‌ دره‌ سولقان‌ واقع‌ است‌. همچنین‌ در ۵۲۰۶ درجه‌ طول‌ و ۴۲۰۶ درجه‌ عرض‌ جغرافیایی‌ برطبق‌ فرهنگ‌ جغرافیا و فرهنگ‌ آبادی‌های‌ کشور است‌. دو دبستان‌ و درمانگاه‌ و شرکت‌ تعاونی‌ دارد. از رودخانه‌ کن‌ هفت‌ قنات‌ مشروب‌ می‌شود و ۱۰۰۰۰ راس‌ گوسفند نگهداری‌ می‌شود و ۱۵۰۰ هکتار گندمکاری‌ آبی‌ داشته‌ و ۱۲۵۰ هکتار باغ‌ و قلمستان‌ دارد. باغ‌های‌ کن‌ در قسمت‌ خاور رودخانه‌ کن‌ که‌ از مرتفعات‌ شمالی‌ سولقان‌ سرچشمه‌ می‌گیرد واقع‌ است‌. از آنجا گندم‌، جو، نخود، انجیر، انار، خرمالو، زردآلو و گیلاس‌ به‌ دست‌ می‌آید.» در قسمتی‌ دیگر از این‌ کتاب‌ آمده‌ است‌: «تاریخ‌ کن‌ نیز با قدمت‌ بیش‌ از یک‌ هزار سال‌ نشانگر تمدنی‌ کهن‌ است‌. البته‌ لازم‌ به‌ ذکر است‌ مناطق‌ کن‌ و ری‌ از تهران‌ قدیمی‌تر هستند و نقل‌ است‌ در کتاب‌های‌ تاریخی‌ که‌: در زمان‌ تیمور حاکم‌ شهرری‌ افرادی‌ را برای‌ تهیه‌ میوه‌ از باغات‌ کن‌ به‌ سوی‌ این‌ محل‌ گسیل‌ می‌دارد. ولی‌ آنها جز ویرانی‌ مخروبه‌ چیزی‌ نمی‌یابند. هنگامی‌ که‌ از چوپان‌های‌ گله‌ که‌ در اطراف‌ آن‌ محل‌ با احشامشان‌ بودند از کن‌ سراغ‌ می‌گیرند آنها در جواب‌ به‌ زلزله‌یی‌ که‌ بتازگی‌ اتفاق‌ افتاده‌ اشاره‌ می‌کنند که‌ در آن‌ زلزله‌، کن‌ به‌ کلی‌ ویران‌ شده‌ و آنهایی‌ که‌ با توجه‌ به‌ کارشان‌ در دشت‌ و بیابان‌ بودند از زلزله‌ درامان‌ می‌مانند و تعداد خیلی‌ کمی‌ زنده‌ می‌مانند.»
از این‌ دست‌ مدارک‌ تاریخی‌ فراوان‌ است‌. حتی‌ از نظر سیاسی‌ و حکومتی؛که‌ می‌توان‌ کن‌ را صاحب‌ اعتبار دانست‌. مثلا در کتاب‌ رجال‌ ایران‌ صفحه‌ ۴۰ آمده‌ است‌: «پس‌ از فوت‌ محمدشاه‌۱۲۶۴ ه‌.ق هنگامی‌ که‌ ناصرالدین‌ شاه‌ از تبریز به‌ سوی‌ تهران‌ حرکت‌ کرد و به‌ نزدیک‌ پایتخت‌ رسید، لله‌باشی‌ عباس‌ میرزا را تا یک‌ منزلی‌ «قریه‌ کن‌» به‌ پیشواز شاه‌ تازه‌ می‌برد و چون‌ شاهزاده‌ زیاد مورد توجه‌ شاه‌ واقع‌ نمی‌شود از این‌ جهت‌ لله‌باشی‌ به‌ شهر بازگشته‌ از کار خود به‌ کلی‌ کناره‌گیری‌ می‌کند و...»● در افواه‌...
مدارک‌ تاریخی‌ زیاد است‌ اما تاریخ‌ زنده‌ را می‌توان‌ در سینه‌ اهالی‌ و قدیمی‌های‌ کن‌ یافت‌. افسانه‌هایی‌ در افواه‌ جریان‌ دارد که‌ در مشاهده‌ دقیق‌ چندان‌ هم‌ افسانه‌ به‌ نظرمی‌رسد. مثلا جمعی‌ از مردم‌ کن‌ می‌گویند چند سال‌ پیش‌، هنگام‌ ساخت‌ و ساز ساختمانی‌ در کنار مدرسه‌ دخترانه‌ مهدیه‌ فعلی‌، استخوان‌هایی‌ پیدا شده‌ که‌ معلوم‌ بود دفنشان‌ روبه‌ قبله‌ نبوده‌ است‌. این‌ یعنی‌ نشانه‌یی‌ بر این‌ مدعا که‌ تاریخ‌ کن‌ حتی‌ به‌ پیش‌ از اسلام‌ برمی‌گردد. یا برخی‌ می‌گویند اخیرا سکه‌هایی‌ یافت‌ شده‌ که‌ قدمت‌ تاریخی‌ آن‌ به‌ صدراسلام‌ باز می‌گردد. تمام‌ این‌ اعتقادات‌ نشان‌ از این‌ دارد که‌ اهالی‌ کن‌ اگرچه‌ نه‌ خیلی‌ دقیق‌ ولی‌ تاریخ‌ روستای‌ خود را بسیار کهن‌ می‌دانند.
● سایه‌یی‌ از یک‌ امپراتوری‌
همراه‌ با مبالغ‌ هنگفتی‌ اغراق‌ شاعرانه‌ می‌توان‌ گفت‌ کن‌ فعلی‌ سایه‌یی‌ است‌ فروپاشیده‌ از یک‌ امپراتوری‌ کهن‌ که‌ جز خاکستری‌ سرد چیزی‌ ازش‌ باقی‌ نمانده‌ است‌.
● اینجا کن‌ است‌، شهری‌ گمشده‌ در تاریخ‌
هنوز آفتاب‌ به‌ میانه‌ آسمان‌ نرسیده‌ که‌ سعی‌ می‌کنم‌ از میان‌ کوچه‌های‌ تو درتوی‌ بالون‌ یکی‌ از محله‌های‌ کن راهی‌ پیدا کنم‌ و به‌ محلی‌ آشنا برسم‌. دوشنبه‌ است‌ و سکوت‌ زنگ‌دار کوچه‌ که‌ گهگاه‌ با صدای‌ کلاغی‌ همراه‌ می‌شد و همی‌ ناآشنا را به‌ من‌ می‌قبولاند. از زمانی‌ که‌ تصمیم‌ گرفتم‌ تا در کوچه‌ باغ‌های‌ کن‌ قدم‌ بزنم‌ چند ساعتی‌ می‌گذرد و هنوز نتوانسته‌ام‌ راهی‌ پیدا کنم‌ تا به‌ محلی‌ آشنا برسد. برگ‌های‌ پاییزی‌ که‌ زردی‌شان‌ نشان‌ از وحشت‌ باغ‌ها دارد سردرگمی‌ام‌ را بیشتر می‌کند. چرخش‌ و چرخش‌ و چرخش‌ در میان‌ کوچه‌های‌ کاهگلی‌ و بی‌برگ‌ و بار کن‌...
نوای‌ اذان‌ که‌ بلند می‌شود کمی‌ دلگرمم‌ می‌کند چرا که‌ صدای‌ نزدیک‌ و گرم‌ موذن‌زاده‌ زیاد دور به‌ نظر نمی‌رسد. آنقدر که‌ تمام‌ وحشت‌ و اضطرابم‌ در این‌ سکوت‌ ممتد زنگ‌دار فرو می‌ریزد.
به‌ هوای‌ صدا چند کوچه‌ را می‌پیچم‌ از دور می‌بینم‌ که‌ چند زن‌ کنار در خانه‌یی‌ نشسته‌ و سبزی‌ پاک‌ می‌کنند. آن‌ طرف‌تر کسی‌ با شیلنگ‌ کوچه‌های‌ خاکی‌ و کاهگلی‌ را آب‌می‌پاشد. نزدیک‌تر که‌ می‌شوم‌ تکیه‌ بالون‌ جلوه‌ خاصی‌ برایم‌ دارد. گپی‌ با پیرمردهای‌ به‌ تاریخ‌ پیوسته‌ بالون‌ می‌زنم‌ و راه‌ می‌افتم‌. مسجد سرچاه‌ را که‌ رد می‌کنم‌ صدای‌ بوق‌ و تردد ماشین‌ها در اتوبان‌ همت‌ آزارم‌ می‌دهد. روبرویم‌ تمدنی‌ افسارگسیخته‌ بی‌هیچ‌ توجهی‌ تاریخ‌ و ریشه‌ آدم‌ها را هدف‌ گرفته‌ است؛تا جاده‌یی‌ بسازد برای‌ ارتباط‌ و نزدیک‌ شدن‌ به‌ تمدنی‌ دست‌ نیافته‌. پشت‌ سرم‌ بقایایی‌ از تاریخ‌ گمشده‌ ایران‌. تاریخ‌ مردمی‌ دور که‌ قدمتشان‌ سنخیتی‌ با تمدن‌ امروزه‌ ندارد. اینجا کن‌ است‌. شهری‌ گم‌ شده‌ در تاریخ‌.
● امامزاده‌ جعفر: جایی‌ برای‌ زیارت‌
قدمتی‌ نزدیک‌ به‌ ۳۰۰ سال‌ دارد. امامزاده‌ جعفر از نوادگان‌ امام‌ موسی‌ کاظم (ع)است‌. نقل‌ می‌کنند او جوانی‌ ۲۸ ۲۷ ساله‌ بوده‌ از ترس‌ ماموران‌ آن‌ زمان‌ به‌ کن‌ می‌آید و چند روزی‌ در کن‌ ساکن‌ می‌شود. یکی‌ از روزها در محل‌ امامزاده‌ کنونی‌ درست‌ در محلی‌ که‌ آهنگری‌ است‌ زیر درختی‌ او را دستگیر کرده‌ و به‌ قتل‌ می‌رسانند؛اهالی‌ آن‌ زمان‌ کن‌ زمین‌ بزرگی‌ را که‌ الان‌ قبرستان‌ و امامزاده‌ در آن‌ واقع‌ شده‌، وقف‌ کرده‌ و مردگان‌ خود را در آن‌ به‌ خاک‌ می‌سپارند. بعدها مردی‌ به‌ نام‌ حاج‌ رمضان‌ کنی‌ قسمتی‌ از املاک‌ خود را به‌ امامزاده‌ جعفر اضافه‌ می‌کند و اهالی‌ برای‌ او مقبره‌یی‌ می‌سازند تا نامش‌ را زنده‌ نگه‌ دارند. از کرامات‌ او پیرمردهای‌ محل‌ نقل‌ می‌کنند: «یکی‌ از خدام‌ قدیمی‌ مردی‌ فقیر که‌ خودش‌ را وقف‌ امامزاده‌ کرده‌ بود و هر روز بعد از تمیز کردن‌ صحن‌ و اماری‌ امامزاده‌ یک‌ سکه‌ روی‌ قبر امامزاده‌ می‌یابد. بعد از مدتی‌ این‌ خادم‌ ماجرا را با مردم‌ کن‌ در میان‌ می‌گذارد که‌ بعد از آن‌ دیگر سکه‌یی‌ روی‌ قبر امامزاده‌ نمی‌یابد.»
به‌ هر حال‌ مردم‌ کن‌ اعتقاد زیادی‌ نسبت‌ به‌ این‌ امامزاده‌ دارند و در میان‌ صحبت‌هایشان‌ می‌توانی‌ شواهدی‌ برکرامت‌ این‌ امامزاده‌ به‌ دست‌ بیاوری‌.
● امامزاده‌ شعیب‌ در میان‌ باغ‌ها
مردم‌ کن‌ نسبت‌ به‌ امامزاده‌ شعیب‌ ارادت‌ خاصی‌ دارند و بیشتر نذر و نیازهایشان‌ به‌ درگاه‌ این‌ امامزاده‌ است‌. می‌گویند از نواده‌های‌ امام‌ زین‌العابدین‌(ع) است‌ و او نیز چون‌ امامزاده‌ جعفر(ع) صاحب‌ کرامات‌ زیادی‌ است‌. چند سالی‌ بعد از انقلاب‌ حال‌ و هوای‌ آنجا سامان‌ می‌گیرد و مردم‌ کن‌ باغ‌ بزرگی‌ که‌ در جنب‌ آن‌ است‌ را وقف‌ می‌کنند تا خرج‌ ساماندهی‌ آنجا شود. بتازگی‌ هم‌ پرچم‌ حرم‌ حضرت‌ ابوالفضل‌ آذین‌ دهنده‌ بارگاه‌ این‌ امامزاده‌ شده‌ است‌. امامزاده‌ شعیب‌ در پایین‌ دره‌ زرنو واقع‌ شده‌ و باغ‌های‌ اطراف‌ او را در برگرفته‌ است‌.
● امامزاده‌ محمد(ع) و امامزاده‌ سید محمدرضا
امامزاده‌ محمد به‌ نقل‌ یکی‌ از اهالی‌ قدمت‌ زیادی‌ دارد اما از سابقه‌ او اطلاع‌ چندانی‌ در دست‌ نیست‌ در مدت‌ کوتاهی‌ که‌ ما مشغول‌ تحقیق‌ بودیم‌ نیز چیز چندان‌ قابل‌ توجهی‌ از او به‌ دست‌ نیاوردیم‌ مگر اینکه‌ مدتی‌ به‌ دلیل‌ نامعلومی‌ در این‌ امامزاده‌ بسته‌ بوده‌ حتی‌ جست‌وجو در کتاب‌ها و ... نیز برای‌ دریافتن‌ سابقه‌ این‌ امامزاده‌ حاصل‌ چندانی‌ نداشت‌. امامزاده‌ سید محمدرضا در انتهای‌ میانده‌ و ابتدای‌ بالون‌ واقع‌ شده‌ است‌. بسیاری‌ از اهالی‌ او را به‌ نام‌ امامزاده‌ قبول‌ ندارند و می‌گویند که‌ یکی‌ از علمای‌ اسلامی‌ و صاحب‌ کرامت‌ بوده‌ و هیچ‌ شجره‌نامه‌یی‌ که‌ وی‌ را به‌ یکی‌ از امامان‌ منتسب‌ کند پیدا نکردیم‌ با این‌ حال‌ این‌ زیارتگاه‌ پذیرای‌ بسیاری‌ از مردگان‌ محلی‌ است‌ و البته‌ ارادت‌ مردم‌ را نسبت‌ به‌ این‌ زیارتگاه‌ نمی‌توان‌ نادیده‌ گرفت‌.»● امامزاده‌ کابل‌ حسین‌
نقل‌ کرده‌اند وی‌ از فرزندان‌ امام‌ سجاد بوده‌ که‌ سه‌ روز در کن‌ محله‌ گهواره‌ حضور پیدا کرده‌ و در منزل‌ یکی‌ از سکنه‌ به‌ نام‌ «حاج‌ احمد حلوائی‌» ساکن‌ شده‌ که‌ ماموران‌ زمان‌ او را یافته‌ و به‌ قتل‌ می‌رسانند و مردم‌ کن‌ برای‌ او جایی‌ را مشخص کرده و بارگاهی‌ هم‌ برای‌ او درست‌ می‌کنند. در قدیم‌ این‌ محل‌ تنها یک‌ اتاق‌ کوچک‌ بوده‌ با یک‌ اماری‌ که‌ روی‌ قبر امامزاده‌ به‌ چشم‌ می‌خورد اما بعدها به‌ همت‌ اهالی‌ و یکی‌ از علمای‌ کن‌ به‌ نام‌ آیت‌الله‌ تهرانی‌ مسجدی‌ در کنار قبر امامزاده‌ می‌سازند و به‌ نام‌ مسجد جامع‌ کن‌ نامگذاری‌ می‌کنند. اکنون‌ بارگاه‌ امامزاده‌ جایی‌ قدیمی‌ است‌ با سنگ‌ قبری‌ که‌ در کنار او نام‌ چند نفر از سکنه‌ دفن‌ شده‌ را هم‌ می‌توان‌ دید.
● اسامی‌ باغ‌ها و اماکن‌
▪ آسیاب‌ شاه‌: در باغ‌های‌ کن‌ محلی‌ است‌ به‌ نام‌ دوازدیمون‌ «دوازده‌ امام‌» که‌ در نزدیکی‌ این‌ محل‌ باغ‌ بزرگی‌ بوده‌ و چون‌ از نظر جریان‌ آب‌، آب‌ زیادی‌ از آنجا عبور می‌کرده‌ آسیابی‌ که‌ در آنجا ساخته‌ شده‌ به‌ آسیاب‌ شاه‌ منصوب‌ شده‌. برخی‌ معتقدند علت‌ این‌ نامگذاری‌ به‌ این‌ دلیل‌ است‌ که‌ ناصرالدین‌ شاه‌ املاک‌ زیادی‌ در این‌ محدوده‌ داشته‌ است‌.
▪ باغ‌ شاه‌: با توجه‌ به‌ نامگذاری‌ این‌ باغ‌ نظر هرکسی‌ به‌ این‌ سمت‌ می‌رود که‌ این‌ باغ‌ مربوط‌ به‌ یکی‌ از شاهان‌ قاجاری‌ است‌ اما مردم‌ کن‌ معتقدند که‌ این‌ باغ‌ چون‌ از نظر وسعت‌ و تنوع‌ محصولات‌ از همه‌ باغ‌های‌ کن‌ سربوده‌ به‌ نام‌ باغ‌ شاه‌ معروف‌ شده‌ است‌.
▪ باغ‌ حاج‌باشی‌: در زمان‌ ناصرالدین‌ شاه‌ رسم‌ بود که‌ این‌ شاه‌ تن‌پرور هرگاه‌ به‌ جایی‌ یا چیزی‌ برخورد می‌کرد که‌ از آن‌ خوشش‌ می‌آمد و از آن‌ تعریف‌ می‌کرد صاحب‌ ملک‌ یا صاحب‌ جنس‌ باید می‌گفته‌:«پیشکش‌»، نقل‌ است‌ روزی‌ ناصرالدین‌ شاه‌ به‌ محل‌ دوازده‌ امام‌ می‌رود و نزدیکی‌ آن‌ باغی‌ می‌بیند که‌ از آن‌ خوشش‌ می‌آید. صاحب‌ باغ‌ چون‌ اقبال‌ ناصرالدین‌ شاه‌ را می‌بیند از ذکاوت‌ خود استفاده‌ کرده‌ و می‌گوید: «قربان‌ این‌ باغ‌ وقف‌ امام‌حسین‌(ع) است‌» و به‌ این‌ خاطر از دست‌ درازی‌ ناصرالدین‌ شاه‌ آسوده‌ خاطر می‌شود اما می‌گویند بعدها وی‌ این‌ باغ‌ را وقف‌ امام‌حسین‌(ع) کرده‌ است‌.
▪ میان‌ دزدک‌: می‌گویند در قدیم‌ آبادی‌یی‌ آنجا بوده‌. این‌ محل‌ جایی‌ است‌ نرسیده‌ به‌ دوازده‌ امام‌ با فاصله‌یی‌ نزدیک‌ ۸۰۰ متر. در این‌ منطقه‌ آب‌ زیادی‌ جریان‌ داشته‌ و آب‌ انبارهای‌ زیادی‌ هم‌ در آنجا بوده‌ است‌. یکی‌ از مالکان‌ قدیمی‌ و در گذشته‌ این‌ قسمت‌ به‌ نام‌ حاج‌ علی‌اکبر محب‌علی‌ بوده‌ که‌ اکنون‌ نیز بخشی‌ از این‌ باغ‌ها را به‌ فرزندان‌ و نوه‌هایش‌ اختصاص‌ داده‌ است‌.
▪ دره‌ بستانک‌: جایی‌ نزدیک‌ شهرک‌ مخابرات‌ است‌. این‌ محل‌ را قدیمی‌ها به‌ نام‌ «درپستانک‌» می‌شناسند. در زبان‌ و لهجه‌ کنی‌ها «پستانک‌» به‌ درخت‌ «سنجد» گفته‌ می‌شود و «دره‌» در زبان‌ محلی‌ به‌ «در» تغییر شکل‌ داده‌ است‌. بنابراین‌ این‌ محل‌ جایی‌ بزرگ‌ و کوهپایه‌یی‌ و دره‌یی‌ بزرگ‌ بوده‌ که‌ در آن‌ درخت‌های‌ سنجد زیادی‌ پیدا می‌شده‌ بعدها که‌ مردم‌ تصمیم‌ می‌گیرند آن‌ محل‌ را آباد کنند با پرکردن‌ دره‌ آن‌ را تبدیل‌ به‌ یکی‌ از باغ‌های‌ پرمحصول‌ کن‌ می‌کنند. اینجا همانجایی‌ است‌ که‌ تمدن‌ قدیمی‌ کن‌ آن‌ را به‌ عنوان‌ قبرستان‌ انتخاب‌ کرده‌ و اهالی‌ قدیمی‌ در آنجا قبرهای‌ زیادی‌ پیدا کرده‌اند.
▪ قنات‌ کن‌: قنات‌ اصلی‌ کن‌ را ابوالفضل‌ برقعی‌ نزدیک‌ به‌ ۸۰ ۷۰ سال‌ پیش‌ می‌سازد تا مردم‌ از کم‌ آبی‌های‌ تابستان‌ نجات‌ پیدا کنند. می‌گویند این‌ قنات‌ کل‌ کن‌ را طی‌ می‌کرده‌ تا مردم‌ از آب‌ شرب‌ آن‌ استفاده‌ کنند. بعد از انقلاب‌ و پس‌ از لوله‌کشی‌ خانه‌های‌ مسکونی‌ منبع‌ ذخیره‌ آبی‌ در انتهای‌ خیابان‌ روستایی‌ فعلی‌ می‌سازند تا آب‌ به‌ بخش‌های‌ بالایی‌ کن‌ راحت‌تر برسد.
▪ قنات‌ فرمانفرما: تعجبی‌ ندارد که‌ نام‌ فرمانفرما را هم‌ در کن‌ بشنویم‌. چون‌ جایی‌ در ایران‌ نیست‌ که‌ این‌ شاهزاده‌ نامی‌ از خود به‌ جای‌ نگذاشته‌ باشد. می‌گویند یکی‌ از بهترین‌ آب‌های‌ تهران‌ در این‌ قنات‌ بوده‌ که‌ آب‌ شرب‌ آن‌ از کوه‌های‌ سولقان‌ تامین‌ می‌شده‌ و چاه‌های‌ آن‌ را می‌توان‌ در جای‌ جای‌ کن‌ پیدا کرد که‌ اخیرا در کنده‌ کاری‌های‌ شرکت‌ گاز دو حلقه‌ از چاه‌های‌ این‌ قنات‌ پیدا شده‌. این‌ قنات‌ طول‌ زیادی‌ داشته‌ که‌ انتهای‌ آن‌ به‌ خیابان‌ فلسطین‌ کنونی‌ می‌رسد. این‌ قنات‌ از دره‌ زرنو رد می‌شد و چند بخش‌ از کن‌ را آب‌ می‌رساند.
▪ دورکان‌: بخش‌ عظیم‌ باغ‌های‌ کن‌ در دورکان‌ واقع‌ شده‌ است‌. این‌ باغ‌ها بیشتر در کوهپایه‌ و کوهستان‌ قرار دارد. این‌ منطقه‌ را با انارها و درخت‌های‌ سیبش‌ در قدیم‌ می‌شناختند. به‌ گفته‌ قدیمی‌ها بیشترین‌ محصول‌ کن‌ کشاورزی‌ و گله‌داری‌ بوده‌ است‌ با این‌ حال‌ این‌ معروفیت‌ مانع‌ از شهرت‌ زیاد درخت‌های‌ انار، توت‌، انجیر، گیلاس‌ و ... در کن‌ نشده‌ است‌.
▪ پل‌ حاج‌ محمدعلی‌: این‌ پل‌ در قسمت‌ شرقی‌ ورودی‌ رودخانه‌ کن‌ واقع‌ شده‌ است‌. این‌ پل‌ آجری‌ در آثر تاریخی‌ به‌ نام‌ پل‌قاجاری‌ شناخته‌ شده‌ است‌. «حاج‌ محمدعلی‌» مردی‌ که‌ هم‌ باغدار بوده‌ و هم‌ صاحب‌ املاک‌ زیاد این‌ پل‌ را احداث‌ می‌کند. پل‌ حاج‌ محمدعلی‌ برای‌ ارتباط‌ میان‌ مردم‌ سنگان‌ و سولقان‌ و کن‌ بنا شده‌ است‌. مردم‌ سنگان‌ و سولقان‌ قبل‌ از احداث‌ این‌ پل‌ برای‌ رد شدن‌ از رودخانه‌ و فروش‌ محصولاتشان‌ دچار مشکل‌ بوده‌اند. که‌ حاج‌ محمدعلی‌ بانی‌ این‌ عمل‌ می‌شود و پل‌آجری‌ زیبایی‌ را می‌سازد. این‌ پل‌ هم‌ اکنون‌ بلا استفاده‌ در میان‌ باغ‌های‌ کن‌ مانده‌ است‌.

حامد یعقوبی‌ عباس‌ محبعلی‌

منبع : روزنامه اعتماد

مطالب مرتبط

فرهنگ شهر تاریخی شیراز

فرهنگ شهر تاریخی شیراز
اگر چه برخی از پژوهشگران بر اساس خشت‏نبشته‏های یافت شده درتخت‏جمشید، قدمت شیراز را به دوران هخامنشی نیز می‏رسانند، اما شواهد باستان‏شناسی و تاریخی، شهر شیراز کنونی را شهری بنا شده و شکل گرفته در دوران اسلامی دانسته و آغاز شکوفایی آن را به دوران صفاریان نسبت می‏دهند، چنان‏که مسجد جامع‏عتیق نشانی ماندگار از آن دوران است.
از آن روزگار تا به امروز، در این جلگه خرّم و پهناور، دودمان‏ها و نام‏آوران بسیاری برآمده و رفته‏اند و از خود یادگارهای مادی و معنوی گرانقدری به جای گذاشته‏اند. بیشتر این یادمان‏ها پس از سال‏های سال در پیکرهٔ برمانده‏های معماری «بافت قدیم شیراز» که امروز آن را «بافت تاریخی و مذهبی» می‏شناسیم و نیز در «بافت فرهنگی شیراز» کالبدینه شده است. گنج‏های شایگانی که هر یک، برای شهره آفاق شدن شهری بسنده است.ویژگی‏های «بافت تاریخی شیراز» کم و بیش و با آثار ارزشمندی چون کتاب تاریخ بافت قدیمی شیراز از استاد کرامت‏الله افسر مورد توجه قرار گرفته است. اگر چه هنوز تا انجام بایسته‏ها در این عرصه ۳۵۰ هکتاری راه نرفته و کارهای نکردهٔ فراوانی باقی مانده است.
اما در این وجیزه برآنیم تا نگاهی گذرا به «بافت فرهنگی شیراز» بیاندازیم. سامانه‏ای که از شرق به بولوار پیرنیا و خیابان بوستان سعدی، از شمال به کوه چهل مقام، از غرب به خیابان حافظ و از جنوب به رودخانهٔ خشک (خُرَم دره) منتهی می‏شود.در این سامانه بناهای ارزشمند دروازه قرآن، آرامگاه سعدی و حوض ماهی، آرامگاه حافظ، آرامگاه علی‏بن‏حمزه، آرامگاه خواجوی کرمانی، گهواره دید،‌ تخت ضرابی، آرامگاه شاه شجاع، تکیه هفت‏تنان، تکیه چهل‏تنان، باغ جهان‏نما، باغ ملی، باغ دلگشا، چاه مرتاض‏علی و... وجود دارد. این بناها همگی در صحرای مصلی و دشت پربار جعفرآباد که قنات‏های رکن‏آباد و زنگی اراضی آن را آبیاری می‏کرده‏اند، قرار گرفته‏اند.
بررسی آثار و بناهای بافت تاریخی و مذهبی و بافت فرهنگیٍ شهر شیراز نشان می‏دهد که شیراز با این یادمان‏ها «شیراز» شده است و این همه، چون شمشیری دو دم، از یک سو شهر را از یادگارهای ارزشمندِ گذشته انباشته و آن را جایگاهی ملی و جهانی بخشیده و از سوی دیگر، به دلیل پراکندگی، تک‏افتادگی، نابسامانی و مهجورماندگی برخی از آنها و نیز وجود این دیدگاه که آنها هزینه بَرَند، نه درآمدزا، شهر را فرو بسته کرده است. شاید با کمی تسامح بتوان گفت فروبستگی کنونی شیراز تا حدی معلول بسیار داشتن‏هاست‏، نه کم داشتن‏ها.
شگفت‏آور نیست که با این همه آثار و یادمان‏ها، شهر و سامانه فرهنگی رونقی در خور ندارد و تا هنگامی که بدین نمط با مرمتی مختصر و فروش بلیتی مختصرتر، سال‏ها از پی هم می‏گذرند، نباید انتظار داشت چرخشی بنیادین در این سامانه رخ دهد. اگر چه در چند سال گذشته طرح احیای مجموعه حافظیه، طرح گسترش آرامگاه سعدی، احیای باغ جهان‏نما با تصویب و پیگیری شورای توسعه فرهنگی استان و مساعدت‏های مدیران عالی استان و کشور، نوید تحریکی جدید در این سامانه را می‏دهد، اما هنوز باید طرح‏های نو درانداخت و روش‏های جدید را آزمود.اجرای طرح مطالعاتی ویژه «بافت فرهنگی شیراز» و تعیین مدیری توانمند جهت این پروژه در قالب «شرکت عمران بافت فرهنگی شیراز» و همکاری و مساعدت استانداری فارس، شهرداری شیراز، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، سازمان مسکن و شهرسازی، سازمان مدیریت و برنامه‏‎ریزی و نیز فراهم آوردن زمینه سرمایه‏گذاری بخش خصوصی و اختصاص اعتبارات ویژه استانی و ملی، گام‏های ضروری اولیه ساماندهی و شکوفایی قطب فرهنگی شیراز است.بی‏تردید، سامان‎دهی «بافت فرهنگی شیراز» بر خلاف «بافت قدیم شیراز»، به هیچ روی دارای محدودیت‏های اجرایی و ملاحظات بازدارندهٔ شهرسازی ـ معماری در بافت پر و متراکم و معضلات پیچیده نیست و اگر هم باشد، بسیار اندک است که به چشم نمی‏آید.درصورت تدوین طرح اجرایی این پروژه و ارایه مناسب آن، چه بسیار نهادها، ‌سازمان‏ها، مجامع‏، انجمن‏های دولتی و خصوصی، استانی، ملی و جهانی مایل به مشارکت و سرمایه‏گذاری در آن باشند و شاید برخی نیز حاضر شوند که بلاعوض سامان‏دهندگان طرح را یاری دهند. باور کنیم که این طرح شدنی است و همتی می‏طلبد از صاحبقرانان امروز. وگر نیک بنگریم، در این سامانه تنها نام پرآوازهٔ «لسان‏الغیب» حافظ بسنده است که گره از کار فروبستهٔ ما بگشاید.

وبگردی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی - مدیر مسئول کیهان در حالی مدعی است که سیستم «مکینتاش» بیش از ۴۰ سال است که در کیهان مورد استفاده قرار می‌گیرد که این سیستم اساسا از سال ۱۹۸۴ یعنی ۵ سال پس از انقلاب تولید و نمی‌توانسته است زودتر از این تاریخ در کیهان مورد استفاده قرار گیرد.
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ /  دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ...
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ / دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ... - اخیراً رئیس جمهور حسن روحانی در توضیح علت قاچاق گفته است: علت قاچاق ارزانی است، وقتی جنسی در داخل ارزان است و در خارج گران، خود به خود قاچاق آن به خارج صورت می گیرد. به عنوان مثال چون الان گوشت در عراق گران تر از ایران است، از کشورمان به آنجا قاچاق می شود. درباره قاچاق بنزین نیز همین موضوع مصداق دارد.
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است - مشکل تولید فقط به سطح فناوری مربوط نیست. ما می‌توانیم یک وسیله و کالای باکیفیت بالا را تولید کنیم، ولی با قیمت بسیار گران که خریداری نخواهد داشت. در واقع اگر بتوانیم چنین کالایی را وارد کنیم در مقایسه با تولید آن به شدت به‌صرفه است. ولی در جریان تولید موشک با وضعیت دیگری مواجهیم. اول اینکه موشک را بدون قید و شرط نمی‌فروشند یا برخی کشور‌ها به دلایل امنیتی علاقه ندارند که در تامین نیازشان به این کالا‌ها…
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد - برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری شب گذشته با حضور عادل پیغامی اقتصاددان و سیداحسان خاندوزی عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.
کپی‌برداری «عین‌به‌عین»
کپی‌برداری «عین‌به‌عین» - انتظار می‌رفت که علیخانی هم در قسمت اول برنامه «عصرجدید» به کپی بودن «عین‌به‌عین» برنامه‌اش و شباهت آن با برنامه مشهور «گات تلنت‌ آمریکایی» اشاره کند و در مقایسه‌ای از ویژگی‌های احتمالاً متفاوت نسخه ایرانی این برنامه بگوید؛ علیخانی اما ترجیح داد در این زمینه حرفی نزند!
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان - مراسم استقبال از رئیس جمهور در سفر به استان هرمزگان.
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی!
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی! - در ویدیویی که در فضای مجازی داغ شده شاهد پخش کیک 40 سالگی جمهوری اسلامی
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو - چند سالی است از جمله روزهای اخیر که با نزدیک شدن به مقاطعی از جمله دهه‌ی فجر، شبکه‌های تلویزیونی فارسی خارج کشور مانند بی‌بی‌سی و من‌وتو مستندهایی از زمان انقلاب پخش می‌کنند که جزو آرشیو صداوسیما بوده است ولی تا امروز مشخص نشده است که چطور و توسط چه کسانی به دست آنها رسیده است؟
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد - دیدار و سلام نظامی فرماندهان نیروی هوایی ارتش به سیداحمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد انتقادهایی را در پی داشته است.