سه شنبه ۱ آبان ۱۳۹۷ / Tuesday, 23 October, 2018

محاکمه اورسن ولزی


محاکمه اورسن ولزی
● نگاهی به فیلم «محاكمه» ساخته اورسن ولز
«هرچه دلتان می خواهد بگویید اما محاكمه بهترین فیلم من است.» ( اورسن ولز)
ولز این فیلم را براساس رمان مشهور فرانتس كافكا ساخت.
فیلمنامه این فیلم را كه محصول سال ۱۹۶۲ است خود ولز نوشته است. آنتونی پركینز، آرنولد فوا، جس هان، مادلین رابینسون، ژان مورد، روی اشنایدی، سوزان فلون ، نایدرا شور و... در این فیلم بازی می كنند.
اورسن ولز «محاكمه» را بهترین فیلم خود نامیده است. او پایان این فیلم را تغییر داد (در رمان جوزف كی با چاقو به قتل می رسد) چون پس از هولوكاست نمی خواست نشان دهد یك یهودی اینگونه كشته می شود. محاكمه، محصول مشترك كشورهای فرانسه، ایتالیا، یوگسلاوی و آلمان غربی است و در دوبله انگلیسی آن، اورسن ولز به جای یازده نفر حرف زده است. این فیلم در سال ،۱۹۶۴ جایزه بهترین فیلم را از انجمن منتقدین فرانسوی دریافت كرد.
● خلاصه فیلم
جوزف كی كارمند رسمی بانك بدون دلیل خاصی دستگیر می شود. او نمی داند به چه اتهامی بازداشت و محاكمه می شود. تلاش او برای یافتن دلیل محاكمه خود نافرجام باقی می ماند. در مقابل گویا همسایه های جوزف از اتهام او مطلع هستند. جوزف در طول محاكمه هیچ اطلاعی از اتهام خود ندارد. عموی جوزف برای او وكیلی اختیار می كند. وكیلی كه وضعیت جسمی مناسبی ندارد. اما جوزف بنا به دلایلی وكیلش را هم عزل می كند. در پایان جوزف كی به جرمی نامشخص محكوم به مرگ می شود و به قتل می رسد.
● درباره كارگردان
اورسن ولز پنجم ماه مه سال ۱۹۱۵ در ویسكانسین آمریكا به دنیا آمد. پدرش مخترع و مادرش پیانیست بود. اورسن ولز در بچگی به هنرهای مختلف علاقه داشت كه از آن بین علاقه اش به نقاشی و نواختن پیانو برجسته تر بود. وقتی در ۹ سالگی مادرش درگذشت او به همراه پدرش به كشورهای مختلف دنیا سفر كرد. شش سال بعد پدرش نیز فوت كرد. در سال ۱۹۳۱ او از مدرسه تودلر ووداستوك ایلینوی فارغ التحصیل شد. پیشنهادات ورود به دانشكده را پس زد تا با یك تور به ایرلند برود. در این سال ها تلاش ولز برای ورود به صحنه های تئاتر لندن و برادوی به نتیجه ای نرسید. به همین خاطر به مراكش و اسپانیا سفر كرد. در سال ۱۹۳۴ او به توصیه آلكساندر دولكات و تورنتون وایلدر در یك شركت فیلمسازی مشغول به كار شد. در سال ۱۹۳۷ او كار با جان هاسمن را آغاز كرد و مركوری تیاتر را به كمك جان تاسیس كرد.
در سال ۱۹۳۸ ولز با یك برنامه رادیویی كه از «جنگ دنیاها» اقتباس شده بود در هالیوود درخشید. نخستین فیلمی كه از اورسن ولز به نمایش عمومی درآمد، فیلم «همشهری كین» بود. این فیلم با شكست تجاری شدیدی روبه رو شد. اما بسیاری از منتقدین و سینماگران آن را بهترین فیلم تاریخ سینما نامیده اند.
او پس از «همشهری كین» فیلم های «امبرسون های باشكوه» و «سفری به درون ترس» را ساخت. این فیلم ها نیز با شكست تجاری مواجه شد. او در سال ۱۹۴۵ فیلم «بیگانه» را برای شركت فیلمسازی «اینترنشنال پیكچرز» ساخت. محدودیت هایی كه شركت فیلمسازی برای ولز ایجاد كرد سبب شد كه اورسن ولز این «بیگانه» را بدترین فیلم خود بنامد. دو سال بعد، ولز فیلم «بانویی از شانگهای» را كارگردانی كرد كه با استقبال منتقدین روبه رو شد. شكست اقتصادی اكثر فیلم های ولز سبب شد كه دیواری از بی اعتمادی بین او و شركت های فیلمسازی به وجود بیاید. «مكبث»، «آقای آركادین» و «نشانی از شر» سه فیلم دیگر اورسن ولز بودند. «نشانی از شر» جایزه اول جشنواره كن را به خود اختصاص داد. «محاكمه»، «ناقوس های نیمه شب»، «جانب دیگر باد» و «شاه لیر» از دیگر فیلم های اورسن ولز محسوب می شوند. اورسن ولز به خاطر هیكل تنومندش زبانزد بود. وزن او هنگام مرگ، ۳۵۰ پوند بود. اورسن ولز در دهم اكتبر سال ۱۹۸۵ درگذشت.
● از زبان كارگردان
«خیلی علاقه ای به سینما ندارم. به همین دلیل زیاد سینما نمی روم.» «در اوج حرفه ام شروع كردم و در نزول كار كردم.» «از تلویزیون متنفرم از بادام زمینی هم بدم می آید. اما نمی توانم بادام زمینی نخورم.»
«دعا نمی كنم چون نمی خواهم خدا را خسته كنم.»
«یك فیلم، خوب نخواهد شد مگر اینكه دوربین، چشمی روی سر یك شاعر باشد.»
«فكر می كنم همیشه یك شیوه خوب در هر شكل هنری این است كه محدودیت های آن شكل را بپذیرد.»
«هنرمند خوب، باید تنها باشد. اگر تنها نباشد یك جای كار ایراد دارد.» «من ثروتمند نیستم، هرگز نبوده ام. وقتی مرا به عنوان بازیگر (امیدوارم كارگردانش نباشم.) در فیلمی بد می بینید، به این دلیل است كه فیلم خوبی به من پیشنهاد نشده است. اغلب برای امرار معاش مجبور می شوم فیلم های بدی بسازم.»
● محاكمه بدون اتهام
فكرش را بكنید یك روز صبح از خواب بیدار شوید و یك پلیس توی اتاقتان شما را بازداشت كند. تا اینجایش می تواند اتفاق غیر منتظره ای باشد. اما وقتی پلیس هیچ دلیلی برای اتهام شما ارائه نكند و اصلاً نگوید به چه چیزی متهم هستید اوضاع بغرنج تر از آن می شود كه صرفاً بتوان آن را «غیر منتظره» نامید. «محاكمه» نوشته فرانتس كافكا كه فیلم محاكمه براساس آن ساخته شده، چنین قصه ای دارد. جوزف كی حسابدار بانك، ساعت شش صبح با ورود یك پلیس به اتاقش از خواب بیدار می شود و خود را در معرض اتهامی جدی می بیند. اتهامی كه با شیوه برخورد پلیس مشخص می شود كه جدی است اما جوزف كی هر چه تلاش می كند نه تنها متوجه اتهامش نمی شود بلكه انگار به پلیس ها بیشتر كمك می كند كه اتهامی برای جوزف كی پیدا كنند. چرا كه به نظر می رسد خود پلیس ها هم نمی دانند دقیقاً جوزف كی را به چه دلیل دستگیر كرده اند.
حالا فكرش را بكنید یك بار شما را به اتهامی دستگیر كنند و شما در راه بازداشتگاه از اتهام خود خبر نداشته باشید در این صورت انبوهی از فكرهای مختلف به ذهنتان می رسد تا اینكه به بازداشتگاه برسید و دلیل اتهامتان را متوجه شوید. شخصیت اصلی داستان محاكمه اما تا پایان فیلم نمی فهمد به چه اتهامی بازداشت شده است. بنابراین درك فضای ذهنی جوزف كی و آشوبی كه در كله اش به پا شده، چندان دست یافتنی نیست. كافكا در رمانش این فضا را به زیبایی ترسیم می كند. كافكا در رمان خود جهان ابزوردی را ترسیم می كند كه در آن هیچ چیز با دلایلی كه ما برای دنیای دارای معنا متصوریم انجام نمی شود. در «محاكمه» جهان پیرامون جوزف كی نه فقط نسبت به او بلكه در ارتباط با تمام اعضای سازنده اش پوچ و بی معنا رفتار می كند. سیستم قضاوتی كه كافكا به نقدش می پردازد نمونه ای هدایت شده از جهان مدرن است. نمونه ای از معناباختگی انسان معاصر در وضعیتی بحران زده كه مرزهای بین امر واقعی و امر غیرواقعی از بین می رود. رویكرد جبراندیشانه كافكا در آثارش همیشه برجسته بوده است. چه در «مسخ» كه سامسا، شخصیت اصلی داستان، صبح كه از خواب بیدار می شود متوجه می شود كه به سوسك تبدیل شده است و چه در محاكمه كه جوزف كی بدون دلیل محاكمه و محكوم به مرگ می شود، انسان در برابر جبری قرار گرفته كه بسیار قوی تر از اراده او است. در واقع داستان های كافكا از جایی شروع می شوند كه جبر بر اراده انسانی پیروز شده است. اما در داستان محاكمه این ایده كه جبر در دنیای معاصر محصول اراده ها است به خوبی نشان داده شده است. هیچ وقت هیچ كس نمی فهمد كه جوزف كی به چه اتهامی بازداشت شده است. اگرچه در طول فیلم رفتار برخی از شخصیت ها به گونه ای است كه انگار می دانند چه اتهامی متوجه جوزف كی است اما در حقیقت آنها شخصیت هایی هستند كه می دانند در دنیایی كه در آن زندگی می كنند هیچ اختیاری ندارند.
● محاكمه ولزی
اقتباس سینمایی از آثار درخشان ادبی یكی از دلمشغولی های فیلمسازان بزرگ بوده است. اما خب قطعاً اقتباس از آثار نویسندگانی چون كافكا بسیار دشوار و حتی امری ناشدنی به نظر می رسد. ساخت فیلمی براساس یكی از آثار كافكا با این شرط كه ویژگی های كافكایی اثر حفظ شود آرزوی بزرگی بود كه اورسن ولز برای تحقق آن تلاش كرد. در حالی كه تبدیل فضای ذهنی داستانی مثل «محاكمه» به تصویر دشواری های خاص خودش را داشت ولز كوشید با خلق فضاهای مبهم، این ویژگی را در اثرش بازنمایی كند. یكی از مهمترین ابزارهای ولز در فیلم «محاكمه» كنتراست رنگ های سیاه و سفید و استفاده از سایه برای نشان دادن تردیدها و عدم قطعیت ها است.
در یكی از صحنه های فیلم وقتی جوزف كی پس از آگاهی از بازداشت خود در محل كار حاضر می شود، او را در نمایی متوسط در میان انبوهی از كارمندانی می بینیم كه پشت میزشان مشغول كار هستند. این تصویر، استعاره ای از، از بین رفتن فردیت انسان ها در دنیای معاصر است. فردیت و هویت انسان ها در دنیای كافكا تحت تاثیر عواملی هستند كه آنقدر پیچیده و تاثیرگذارند كه قابل شناسایی نیستند. به همین علت است كه در فیلم جوزف كی هیچگاه متوجه نمی شود كه چه كسانی و به چه انگیزه ای او را متهم كرده اند.
صحنه پردازی در فیلم «محاكمه» نقش مهمی در كافكایی كردن آن دارد. مكان ها چندان آراسته نشده اند. سادگی صحنه آرایی در كنار تركیبی كه از دو رنگ سیاه و سفید داده می شود و همچنین نقش پررنگ سایه دست به دست هم می دهد تا فضایی سرشار از اضطراب و ایهامی كه ناشی از معنا باختگی است در فیلم به وجود آید. فضایی كه به دنیای كافكایی بسیار نزدیك است.
● هم نوآر، هم كافكایی
بسیاری از منتقدین اعتقاد دارند كه دوره كلاسیك فیلم های نوآر از سال ۱۹۴۱ با فیلم «شاهین مالت» ساخته جان هاستون آغاز شد و با فیلم «نشانی از شر» ساخته اورسن ولز پایان یافت. پل شرایدر فیلمنامه نویس و كارگردان مشهور سینما اعتقاد دارد كه دهه شصت، دهه فیلم های متاثر از مك كارتیسم بود. شرایدر از تلویزیون به عنوان یكی از تاثیر گذارترین عوامل كاهش محبوبیت ژانر نوآر نام می برد. به اعتقاد او تصاویر رنگی نیز باعث می شد كه مردم قدر جادوی تصاویر سیاه و سفید را ندانند.
در سال ،۱۹۶۲ در حالی كه ژانر نوآر دوره افولش را می گذراند، اورسن ولز پذیرفت كه فیلمی سیاه و سفید و اقتباسی از كتاب «محاكمه» نوشته فرانتس كافكا بسازد. ولز بعدها گفت كه «محاكمه» انتخاب اول او برای ساختن فیلمی اقتباسی نبوده است، اما در عین حال اعتراف كرده كه پس از مدت ها، تهیه كننده این فیلم دست او را برای ساختن فیلم دلخواهش باز گذاشت. با وجود اینكه اقتباس ولز از رمان محاكمه، یكی از مهمترین اقتباس های سینما محسوب می شود اما برخی منتقدین فیلم «محاكمه» را چندان كافكایی نمی دانند. البته مقایسه فضای رمان كافكا و فیلم ولز چندان منصفانه نیست و نباید انتظار داشت كه فضای ذهنی رمان محاكمه در فیلم خلق شود. ولز با تاكید بر نگاه اكسپرسیونیستی فیلم نوآر و به میان كشیدن تنهایی و پارانویا به عنوان دو مشخصه مشترك ژانر نوآر با فضای اكسپرسیونیسم آلمانی رمان كافكا سعی می كند كه ابسوردیته كابوس وار جهان كافكایی را بازنمایی كند. اگرچه ولز در زمینه خلق فضایی كافكایی مثل سودربرگ در فیلم «كافكا» قوی عمل نمی كند اما فضایی كه او در فیلم «محاكمه» می آفریند آن چنان منحصر به فرد است كه نه كافكایی محسوب می شود نه صرفاً نوآر. اورسن ولز رمان «محاكمه» را به شیوه خودش روایت می كند.

مجتبی پورمحسن

منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط

پیروزی اراده

پیروزی اراده
● نگاهی به فیلم پای چپ من
پای چپ من اثر جیم شریدان ماجرای غلبه «اراده قوی» بر «ضعف بدنی» و «خواستن» بر «نخواستن و سستی» است. كریستی جوانی است كه همه جای بدنش جز پای چپش فلج است و تنها عاملی كه او را سر پا نگه می دارد، اراده و امید است و البته در این مسئله نباید نقش مادر سخت كوش و منبع امید او و مربی فداكار او را هم از یاد برد. كریستی جوان با «استمرار و تلاش»، دو عنصر اساسی در موفقیت نه تنها بر ناتوانی بدنی غلبه می كند بلكه از سایر خواهران و برادرانش هم فراتر می رود.
مراسم تجلیل از او نه فقط به واسطه ترحم به او بلكه به خاطر آثار بزرگی است كه او همانند دیگر هنرمندان می آفریند و همه را به تحسین وامی دارد و به این اصل كه استعداد در پرمشقت ترین شرایط هم می تواند خود را نشان دهد مهر تاییدی می زند. سخنگوی كریستی نه زبان الكن او بلكه پای چپ او است. پایی كه همه كار می كند و جور سایر اعضای بدنش را برعهده می كشد، به آفرینش هنری می پردازد، در كارها یاری دهنده اش است و هنگامی كه غریبه ای به پدر فوت كرده اش توهین می كند از او انتقام می گیرد.
همین پا است كه ملاط سیمان درست می كند تا كمك حال مادرش باشد و این در حالی است كه سایر برادران همانند پدر آن چنان خاصیتی از خود بروز نمی دهند، آنها محافظه كار و ترسو هستند و حتی جسارت اعتراض را هم ندارند و همین روحیه جسورانه كریستی است كه به اتكای آن به خودباوری و اعتماد به نفس می رسد و با وجود شرایط نامساعد بدنی، پوسته ناتوانی اش را پاره می كند و دست به خلق آثاری بزرگ می زند.
فیلم نه تنها درباره اراده قوی یك انسان بلكه در ستایش روح لطیف و هنرمندانه ای است كه با عواطف و شعور انسانی خود سرانجام خانم مربی اش را وادار به پذیرش عشقش می كند. محیط نقش دوگانه ای برای سیر زندگی كریستی ایفا می كند؛ گاه در یك طرف با پدری سختگیر و بی تفاوت به اضافه تنگدستی خانواده مواجهیم كه آثار منفی خود را در بروز استعداد كریستی به هرحال می نهد و از طرفی هم با پشتیبانی مادر و مربی روبه روایم كه مایه دلگرمی او هستند و حمایت كافی را از كریستی می كنند.
نقش مادر در بروز استعداد و خلاقیت او چشمگیر است. اوست كه همه بار زندگی را به تنهایی بر دوش می كشد و با وجود بیكاری شوهر زندگی را اداره می كند و با صبر و طمانینه از فرزندانش بخصوص كریستی افلیج در برابر اخلاق تند شوهرش حمایت می كند. مادر در اوج تنگدستی و اوضاع وخیم اقتصادی آن سال های ایرلند كه ناشی از استعمار بود فرزندانش را از پا فراتر گذاردن از دایره اخلاق منع می كند و آنها را به واسطه سرقت زغال سنگ نهیب می زند تا به شرافت این نوع زندگی ها لطمه نخورد، شرافتی كه حاصلش ظهور شاعر و نویسنده و نقاشی بزرگ است و جالب است كه آنكه بیشتر رنج می برد به مراتب بالاتری هم می رسد. كارگردان گاه با نشان دادن ناكامی و سرخوردگی و یاس كریستی او را آدمی معمولی به تصویر می كشد، انسانی كه گاهی هم كم می آورد و شكست بر او غلبه می كند اما با این وجود ادامه می دهد.
او قدرتی ماورایی و فوق بشری ندارد و تنها پشتكار و استعداد است كه موجب پیروزی او می شود. شریدان در این فیلم در به وجود آوردن فضای واقعی خانواده ای فقرزده و روابط متشنج بین آنان موفق عمل می كند. عشق شكل گرفته بین كریستی و خانم مربی ابتدا تصور ترحم را به وجود می آورد ولی با دقت در آن لایه های عمیق تر درك و فهم متقابل بین دو روح آشنا را می توان در آن جست.
فیلم با وجودی كه بیانگر مشكلات خانوارهای پرجمعیت و فقیر است اما تا حد امكان در وادی احساسات و ملودرام نمی افتد و سعی دارد بیوگرافی كریستی براون نویسنده ایرلندی را كه سرشار از موانع بوده است بازگو نماید، بدون اینكه دلسوزی تماشاگر را به خود جلب كند. بازی زیبای دانیل وی لوییس كه سه مرحله از زندگی كریستی را به خوبی بازی می كند با بردن جایزه اسكار تایید و ستایش می شود.

وبگردی
فیلم | دستگیری ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده‌روی اربعین!
فیلم | دستگیری ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده‌روی اربعین! - ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده روی اربعین دستگیر شدند. دادستان شهرستان حمیدیه استان خوزستان گفت: افرادی که شامگاه گذشته در مسیر راهپیمایی اربعین حسینی دستگیر شده اند، هیچگونه انگیزه امنیتی نداشته اند. علی بیرانوند به ایرنا گفته بعد ازظهر جمعه ماموران انتظامی حمیدیه به یک خودروی پراید مشکوک شدند که پس از متوقف کردن آن متوجه شدند 6سرنشین مرد داشته که سه نفرشان پوشش زنانه دارند. این افراد برای تحقیقات…
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟ - فیلم - پدری که در برنامه «فرمول یک» علی ضیا ادعا کرد به خاطر تامین هزینه‌های درمان فرزندش اقدام به فروش کلیه‌اش کرده، مردم را فریب داده است.
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه!
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه! - مثلاً سنت های الهی که در این سند آمده، در کتاب های درس بینش اسلامی دوره دبیرستان هم وجود دارد... واقعاً هزاران جلسه تشکیل داده اند که بدیهیاتی مانند خانواده بنیادی ترین واحد تشکیل دهنده جامعه است، انسان دارای اختیار است، جهان دارای نظام علّی - معلولی است، خداوند رحمان و رحیم است و ... را در سند بازنویسی کنند؟!
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت - صحبتهای کنایه آمیز یک بازرگان با وزیر صنعت
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد - ۱- خب چی میشه ولایتی بجای توصیه به لُنگ پوشی، بملت توصیه کنه تو سعدآباد مالک خونه بشن ویک سومشو وقف کنن؟ ۲- اینجور واینجا صاحبخونه شدن و بعد توجیه وقف، آدمو یادحافظ میندازه: فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد که می‌حرام، ولی بِه زمالِ اوقاف است
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند - حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند؟مردم نیازی به این توصیه‌هاندارند اگرلازم باشد آن‌قدر شرف دارندکه از خودشان دفاع کنند ولی این دفاع،منحصربه دفاع دربرابر دشمنان خارجی نمی‌شود که باید وضعیت خیلی‌ها رادر داخل هم بررسی کرد.
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید!
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید! - فیلم - حمله فرد متهم در بازار پرنده فروشان اهواز به پلیس آگاهی منجر به درگیری مرگبار شد.
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد - ماجرای عجیب دو منزل مسکونی در همسایگی کاخ سعدآباد و حسین فریدون و نهاد ریاست جمهوری
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+)
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+) - فیلم - به تازگی شخصی در فضای مجازی فیلمی منتشر کرده که مردی ادعا می کند در پارکینگ خانه اش مورد حمله جن ها قرار گرفته است.
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد!
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد! - فیلم - پاول یک توریست اهل چک است که با موتورسیکلتش دنیا را می گردد و یک هفته در ایران اقامت داشته است. ویدئوی سلفی که او در طبیعت ایران از خود و اقدام پسندیده اش منتشر کرده برای همه ایرانیان جای تامل دارد.
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+)
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+) - فیلم - قتل مدل و ملکه زیبایی عراق از روز گذشته سوژه رسانه ها شده و پلیس تحقیقات ویژه ای را برای دستگیر قاتل وی انجام داده است. تصاویر منتشر شده از جنازه غرق در خون وی را در ویدئوی زیر می بینید.
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز - عکس این بنرکه گفته می‌شود نمایشگر تصویری از سربازان رژیم صهیونیستی است طی روزهای اخیر در فضای مجازی دست به دست می‌شد و واکنش‌هایی به همراه داشت.
عکسی آموزنده از سفر نیویورک
عکسی آموزنده از سفر نیویورک - پوشه‌های پُر از برنامه فرانسوی‌ها در برابر دستان خالی تیم ایرانی. به کاغذ ها و پرونده های موجود روبه روی تیم فرانسه دقت کنید!
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.