جمعه ۳ اسفند ۱۳۹۷ / Friday, 22 February, 2019

تکنیک‌های خنده و طنز در آثار ادبیات نمایشی‌


تکنیک‌های خنده و طنز در آثار ادبیات نمایشی‌
نشست تخصصی سومین جشنواره بین‌‌المللی تئاتراصفهان چندی پیش در تالار كتابخانه مركزی اصفهان برگزارشد. در این نشست دكتر قطب‌الدین صادقی در خصوص تكنیك‌های خنده، كمدی، موقعیت، كلمه، شخصیت؛ دیتركومل (مدیر جشنواره تئاتر بین‌المللی فرایبورگ آلمان) با عنوان واقعگرایی و شعر درتئاتر امروز ما؛ نارینه مالیان (كارگردان تئاتر گروه هنریك مالیان از ارمنستان) با عنوان تئاتر امروز ارمنستان بعد از استقلال و تجربیات گروه هنریك مالیان‌؛ بهزاد صدیقی (نویسنده و منتقد تئاتر) و شیرین بزرگمهر (مدرس تئاتر از دانشگاه هنر) با عنوان زیبایی‌شناسی صحنه، به ایراد سخن پرداختند. در این همایش قرار بود رضا صابری (نویسنده و كارگردان تئاتر از مشهد) با عنوان ویژگی‌های تئاتر بومی با نگاهی به پیشینه تئاتر خراسان سخنرانی كند و با حضور محمدعلی كشاورز جلسه پرسش و پاسخ برگزار شود اما به دلیل كمبود وقت، ایشان وقت سخنرانی خود را در اختیار بقیه سخنرانان قرار دادند.
در همایش تخصصی سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر اصفهان، ابتدا دكتر قطب‌الدین صادقی، نویسنده‌، كارگردان و پژوهشگر تئاتر، كه با عنوان تكنیك‌های خنده، كمدی، موقعیت، كلمه، شخصیت به ایراد سخن پرداخت، در خصوص چگونگی ایجاد خنده گفت:‌ ایجاد خنده در كشور ما كمی مشكل است و ذخیره عاطفی- تاریخی ما خیلی اندك است، به این دلیل هنر خنداندن، هنر بسیار سخت و دشواری است.
وی در ادامه با اشاره به اهمیت این مسأله از نظر تاریخی و ضرورت چنین سمینار‌هایی در جشنواره‌های تئاتر، درباره پدیده‌خنده گفت: كمدی و خنده، پدیده‌‌ای كاملاً انسانی است، هیچ منظره طبیعی در طبیعت یا در حیوانات خنده‌دار نیست. كمدی، برخلاف تراژدی كه با احساسات و عواطف روبه‌روست با مغز سروكار دارد و به یك نوع بی‌حسی موقتی محتاج است، به همین دلیل در سینمای تراژدی، اغلب تصاویر، درشت و كلوزآپ است اما در سینمای كمدی، در لانگ‌شات یا نمای دور فیلم‌برداری می‌شود. نكته دیگر در خصوص كمدی این است كه خنده یك پدیده دسته جمعی است و هرگز در خلوت و تنهایی، یك نفر نخواهد خندید چه به شكل واقعی و چه به صورت تخیلی. برای همین، خندیدن به جمع و گروه و حضور افراد وابسته است، زیرا خنده در جمع اتفاق می‌افتد. به قول هانری برگسون "خنده عملكرد بزرگ اجتماعی و روشی برای تصحیح جامعه است".
صادقی در ادامه نیز تصریح كرد: عملكرد‌های خنده، چه عامل درونی داشته باشد چه عامل بیرونی، در ما خنده ایجاد می‌كند. جامعه از طریق خنده‌ ما را تنبیه می‌كند تا گیج و سر به ‌هوا نباشیم و به ما یادآوری می‌كند كه با جمع زندگی كنیم و با جمع خود را هماهنگ سازیم و در زندگی تعادل داشته باشیم.
وی همچنین تأكید كرد: فقدان هر نوع انعطاف جسمی و روحی خنده برانگیز است. خنده با زشتی كاملاً متفاوت است، برای اینكه در زشتی با ذات بی حد سروكار داریم، در صورتی كه در خنده با ذات بی شكلی مواجهیم.
دكتر صادقی با بیان این نكته كه در خنده برتری جسم بر روح اهمیت دارد، یادآور شد: از آنجا كه روح دست‌نیافتنی و بیكران است، هرگاه جسم آن را به بند بكشد، خنده ایجاد می‌شود. نبود هماهنگی هر چیز باعث خنده می‌شود، هرگاه كه صحبت از روح است ناگهان برگشت به جسم، ایجاد خنده می‌كند.
این كارگردان تئاتر با اشاره به اینكه جدل بین جسم و روح در نمایش سنتی ایران، نمایش "بقال‌بازی در حضور" است، ابراز داشت: ژان‌اویلیه (بازیگر و كارگردان فرانسوی) در یكی از نمایش‌های خود ۳۲ دست لباس پوشید و ۳۲ بار دزدی كرد؛ در واقع تكرار هر بار عمل پوشیدن لباس جدید و دزدی‌كردن و تكرار اراده مصمم به دزدی خنده ایجاد می‌كند. یا به عنوان مثال عروسك گینیون در نمایش عروسكی فرانسه با كتك خوردن‌های پی‌در‌پی و تكراری، خنده ایجاد می‌كند.
وی در‌باره نوع دوم‌ كمدی موقعیت گفت: نوع دوم كمدی موقعیت علاوه بر عمل تكرار، عروسك نخی است. هر چیز جدی توا‡م با آزادی است. اگر آزاد بیاندیشیم، موضوع ما مضحك است. برای مثال در نمایش نیرنگ‌های اسكاپن این نوع كمدی دیده می‌شود. موقعیت سوم در عمل كمیك، گلوله برف است. گلوله برف اگر به حركت در بیاید، هرگز نمی‌ایستد و همه چیز را با خود در مسیر راهش به حركت در می‌آورد. نمونه سوم این نوع كمدی موقعیت، داستان فیلم زیر بام‌های پاریس ساخته رنه‌كلراست. در آن فیلم یك بلیت بخت‌آزمایی دست به دست می‌شود و به آدم‌های مختلفی می‌رسد.
دكتر صادقی در ادامه همچنین به سه نحوه عملكرد كمدی موقعیت اشاره كرد و گفت:‌ نوع اول تكرار، نوع دوم واژگون شدن موقعیت و نوع سوم تداخل دوسیستم است. در نوع اول "ماری وو" كه بعد از مولیر كمدی نویس مطرح فرانسه است، در این نوع كمدی موقعیت، تبحر خاصی دارد. در نوع دوم كمدی موقعیت، بهترین كمدی فارس اروپا و به خصوص فرانسه، نمایشنامه پی‌یر باتلان وكیل است كه در اثر واژگون شدن موقعیت‌های آدم‌ها و رویدادها، خنده تولید می‌كند. در نوع سوم كمدی موقعیت كه بسیار جذاب است و اغلب نمایشنامه‌نویسان و فیلم‌نامه‌نویسان كمدی، آن را به كار می‌گیرند، معنی مجازی به جای معنی حقیقی به كار می‌رود.
وی همچنین در خصوص كمدی كلمه گفت: بعد از كمدی موقعیت، مهم‌ترین نوع كمدی، كمدی كلمه است كه خنده می‌آفریند و در سطح زبان اتفاق می‌افتد، اما بین كمدی موقعیت و كمدی كلام تفاوتی وجود دارد. در كمدی كلام ،‌كمیك كلام به‌وجود می‌آید و همانند لطیفه است و بازی با كلام سبب ایجاد خنده می‌شود، در این نوع كمدی از زبان، به‌عنوان محملی برای خنده استفاده می‌شود. ادغام دو جمله از پیش‌ساخته‌ شده، خنده‌برانگیز است و نوع سوم آن این است كه از معنای حقیقی، به عنوان معنای مجازی استفاده می‌شود.
صادقی با بیان این مسأله كه بازی باجناس می‌تواند در آفرینش كمدی زبان مؤثر باشد و تعدد معنا و انتقال یك فكر با لحن دیگر كمدی می‌آفریند، گفت: اختلاط زبان فخیم با لحن روزمره و محاوره و یك موضوع را با لحن پست بیان كردن، كمدی به‌وجود می‌آورد. در نمایش طنز، مؤلف با شعور مخاطب سروكار دارد.
این نویسنده و كارگردان تئاتر در ادامه در خصوص ویژگی‌های كمدی شخصیت یادآور شد: در كمدی شخصیت، احساس بی‌تفاوتی به تماشاگر پدید می‌آید. حركات، به صورت انتحاری و ناخودآگاه از بازیگر سر می‌زند و اعمال خود به خودی شخص و نیز گیجی او و انعطاف ناپذیری‌اش، سبب خنده می‌شود. در كمدی شخصیت هرگز‌ریزه‌كاری‌های روان‌شناسان دیده نمی‌شود و این نوع كمدی بیشتر براساس تیپ است.
این هنرمند در پایان تصریح كرد: كمدی دو نوع پیام دارد: یكی اینكه جامعه نباید تجزیه شود و دوم آنكه مؤلفان و نظریه‌پردازان نمایش كمدی برخلاف تراژدی، اعتقاد دارند برای بهبود جامعه، راه حل وجود دارد و در این نوع نمایش راه‌حل خوش‌بینانه‌ای دیده می‌شود برای آنكه نمایش كمدی به تداوم حیات و جامعه خوش بین است. دیتركومل به عنوان سومین سخنران این همایش با عنوان واقعگرایی و شعر در تئاتر امروز ما كه به‌وسیله داریوش قدیمی ترجمه می‌شد، به ایراد سخن پرداخت.
وی در ابتدای سخنان خود ضمن ابراز خوشحالی از شركت در این همایش و با اعلام اینكه موقعیت‌های مختلف تئاتری باید در مقابل یكدیگر عرض اندام كنند، گفت: فرهنگ به عنوان یك بعد از ابعاد اجتماعی شناخته می‌شود و گرایش دموكراتیك به خود می‌گیرد و اجتماعی كه در آن، زندگی انعطاف‌پذیر می‌شود، ارزش‌های آن نیز اعتبار پیدا می‌كند.این كارگردان آلمانی درادامه در خصوص تمایز فعالیت‌های گروه فرایبورگ با گروه‌های دیگر تئاتر آلمان گفت:‌ در گروه‌ ما هنرپیشه، مولد نیروی كار است و شخصیتی متفكر محسوب می‌شود نه نهاد مجری. در گروه ما نقش كارگردان فراموش می‌شود و به خصوص در پردازش شخصیت‌های نمایشی، این كار به روش جمعی صورت می‌گیرد. در واقع همه دید‌گاه‌های اعضای گروه در حاصل كار جمعی و صحنه مشهود می‌شود. مدیر جشنواره بین‌المللی تئاتر فرایبورگ با اشاره به این موضوع كه بی‌تردید طبع شاعرانه در هر یك از ما پنهان است،‌ گفت:‌ این موضوع همان چیزی است كه از طریق بیان احساسات ما از اضطراب، عشق و مرگ، به ما كمك می‌كند و سبب می‌شود ما از چیزهای نو متعجب شویم و به دنبال چیزهای تازه‌تر باشیم، به همین دلیل كارها با جست‌وجوی منبع شروع می‌شود و پس از آن نوبت به تحقیق و پژوهش طولانی در مورد متن می‌رسد. در طول مسیر مطالعه برای دستیابی به اهداف نویسنده باید ببینیم چه چیزی را می‌توانیم به تماشاگران منتقل یا القا كنیم.
وی در بخش دیگری از سخنان خود افزود: مهم‌ترین اصل برای هنرمند این است كه چگونه می‌اندیشد و چه موضعی را در اثر خود اتخاذ می‌كند، مرحله بعد ارتباط بین هنرمندان و دیدگاه كاراكتری است كه نوع نگرش اثر را مشخص ساخته و نمایش از طریق آن معنا پیدا می‌كند.
همزمان با شروع كار، دراماتورژ طرح اولیه صحنه را تكمیل می‌كند و سپس با طراح صحنه با توجه به ایده اصلی، نمایش را بهبود می‌بخشد و پس از این مرحله تمرینات اصلی آغاز می‌شود. در این مرحله نوشته‌های بازیگران (دیالوگ شخصیت‌ها) جان می‌گیرد و طراح صحنه در فواصل خاصی صحنه را همراهی می‌كند.
در بخش دیگری از این همایش، بهزاد صدیقی (نویسنده و منتقد تئاتر) به عنوان چهارمین سخنران این همایش سخنان خود را با عنوان نگاهی اجمالی به نمایشنامه‌نویسی طنز و كمدی در ایران از آغاز تا امروز، مطرح كرد. وی در آغاز سخنان خود با اشاره به اینكه شرایط سیاسی- اجتماعی كشورمان در دوره معاصر آنقدر با افت و خیزها و نوسانات بسیار همراه بوده كه هنرمندان تئاتر ما اعم از نمایشنامه‌نویس یا كارگردان، كمتر فرصت پیدا كرده‌اند تا در حیطه تئاتر كمدی یا طنز به فعالیت بپردازند، گفت: توجه كسانی كه كمدی از پیش از زمان مشروطه تاكنون به تئاتر طنز و كمدی پرداخته‌اند، بیشتر از سر انتقاد و زهرخند و نیشخند به اوضاع سیاسی- اجتماعی معاصر بوده است تا از سر تفنن یا حتی خنده‌های جدی و تفكر آمیز.
وی در ادامه با اشاره به این سخن بیضایی كه "در سرزمینی كه لحظه‌های شاد زندگی، اكثریتش انگشت شمار است، نمایش مضحك هم اگر هست، عقده‌دار است"، گفت: این سخن بیضایی در كتاب نمایش در ایران در دهه پنجاه، ظاهراً هنوز در دوره كنونی صدق می‌كند و حرف او درست می‌نماید، زیرا وضعیت و شرایط كنونی هنوز بر وفق مراد نبوده و نمایشنامه‌نویسان و كارگردانان ما براساس متأثر شدن از این زمانه نتوانسته‌اند یا كمتر توانسته‌اند تئاتر كمدی را جدی بگیرند و به آن توجه بیشتری نشان بدهند.
صدیقی در بخش دیگری از سخنان خود ریشه‌های نمایش كمدی و طنز ایران را در نمایش‌های تقلید، كچلك‌بازی و بقال‌بازی عنوان كرد و انواع و اقسام نمایش‌های تقلید و نمایش‌های شبیه مضحك را برشمرد و در ادامه به تأثیرات نهضت ترجمه بر نمایشنامه‌نویسی به سبك غربی در ایران اشاره كرد و درباره الگوی نمایشنامه‌نویسی كمدی ایران در گذشته گفت:‌ به نوعی می‌توان گفت كه الگوی نمایشنامه‌نویسی در نوع كمدی در آن دوران، آثار مولیر و اوژن لابیش بود، زیرا اغلب آثار ایرانی، كمدی‌های انتقادی - اجتماعی و اخلاقی بود كه مولیر نیز آثار خود را بر آن اساس نوشته بود.
این نویسنده و منتقد تئاتر در ادامه ضمن اشاره به نام و آثار نخستین نمایشنا‌مه‌نویسان كمدی درایران، در خصوص آثار نمایشنامه‌نویسان طنز درسال‌های ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۰ هجری شمسی گفت:‌ در این سال‌ها و حدوداً تا پایان دهه ۳۰ كمدی از پرطرفدارترین انواع نمایش بود زیرا در بسیاری از آنها مسائل اجتماعی روز مطرح بود و از آنها انتقاد می‌شد. كمدی در میان پیشقراولان و آغازگران عرصه نمایشنامه‌نویسی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بود زیرا نمایشنامه‌نویسان ما به كمك آن می‌توانستند بهتر و راحت‌تر زبان به انتقاد بگشایند.
صدیقی در سخنان خود از میرزا فتحعلی‌خان آخوند‌زاده، میرزا‌آقا تبریزی، میرزا‌ احمد‌خان كمال الوزاره محمودی، مؤید الممالك فكری ارشاد، میرزاده عشقی، حسن معاصر، رضاكمال شهرزاد، حسن مقدم،‌ ذبیح بهروز، سیدعلی‌خان نصر و صادق هدایت‌ (البته فقط با یك نمایشنامه طنز به نام افسانه آفرینش) به عنوان اولین نمایشنامه‌نویسان طنز ایران در اولین دهه‌های هجری شمسی نام برد و سپس به نام و آثار نمایشنامه‌نویسانی كه در این عرصه قلم زدند همچون بهرام بیضایی، علی نصیریان، غلامحسین ساعدی، بیژن مفید و اكبر رادی اشاره كرد.
صدیقی همچنین تصریح كرد: معروف‌ترین و تأثیر گذارترین نمایشنامه طنز در سال‌های پیش از انقلاب،‌ نمایشنامه شهر قصه به قلم و كارگردانی بیژن مفید است كه با استقبال بسیاری روبه‌رو شد و شهرت بسیاری برای او و گروهش به ارمغان آورد، او در این اثر جدی با بهره‌گیری از زبان طنز و تمثیل، شرایط و وضعیت جامعه معاصر خود را به تصویر كشید.
این عضو هیأت مدیره كانون ملی منتقدان تئاتر جمهوری اسلامی ایران، از نمایشنامه‌نویسان دیگری همچون عباس نعلبندیان، محمود استاد محمد، محمد چرمشیر، فرهاد آئیش، حمید امجد، حسین كیانی، علیرضا نادری، كورش نریمانی، نادر برهانی مرند،جلال تهرانی،حسن وارسته و محمدیعقوبی به عنوان كسانی كه در دوران بعد از انقلاب در حیطه نمایشنامه نویسی كمدی حداقل یك بار و گاه بسیار خود را آزموده‌اند و تجربیات خود را در این حیطه به نمایش گذاشته‌اند یاد كرد.
صدیقی در پایان در خصوص علیرضا نادری به عنوان نمایشنامه نویس طنز در حیطه نمایشنامه نویسی جنگ گفت: علیرضا نادری از دیگر نمایشنامه نویسان نسل جدید است كه در عرصه نمایشنامه نویسی جنگ با استفاده از زبان طنز، رویكردی دیگر به جنگ ودفاع مقدس نشان می دهد. او در نمایشنامه بچه‌های پشت خط نبرد،ضمن وفاداری به رئالیسم موجود،اثری متفكرانه،خلاقانه و تحلیل‌گرانه‌ در این عرصه می‌نویسد و به تصویر در می‌آورد. طنز تلخی كه در این اثر وجود دارد، نشان از تسلط او بر زبان و آدم‌های جنگ و روحیات آنها و موقعیت‌های واقعگرایانه دارد. در واقع نادری با بهره‌گیری از این عنصر(زبان طنز)، مرثیه طنز آمیزی می‌سراید كه همواره مخاطبان خود را قلقلك می‌دهد و آنها را وامی‌دارد تا لحظات بسیاری پس از دیدن و شنیدن یا خواندن آن اثر، بیاندیشند.

وحید خانه‌ساز

مطالب مرتبط

تلاشی ستودنی اما نارسا...

تلاشی ستودنی اما نارسا...
● به بهانه نمایشگاه تصویرسازی پرویز اقبالی
«داستان عاشورا» در ۶۰ پرده، حكایت مصور پرویز اقبالی است بر مبنای كتابی به همین نام(۱). اقبالی، تصاویر مربوط به این كتاب را بدون همراهی متن و به طور مستقل قاب كرده و بر دیوارهای نگارخانه شاهد در معرض تماشای همگان قرارداده است.
بیننده با عبور از مقابل این ۶۰ پرده، ماجرا را از مرگ معاویه و به قدرت رسیدن یزید دنبال می كند و با مروری بر شهادت مسلم ابن عقیل و قیص ابن مسهر بتدریج صحنه به صحنه به كربلا و حماسه خونین ظهر عاشورا نزدیك می شود.
مصورسازی كتاب و نشر داستان های مصور در جامعه كنونی ما محدود به كتاب ها و نشریات كودكان شده، آن هم در دامنه ای محدود و تیراژهایی اندك.
با این توصیف باید اذعان داشت متأسفانه هنر تصویرگری و كتاب آرایی كنونی ما، هنری روبه زوال است.
آگاهی از این ضعف، آنگاه مایه تأسف بیشتر است كه به خاطر بیاوریم «كتاب آرایی» ازجمله درخشان ترین و مشهورترین وجوه فرهنگی تاریخ هنر و ادبیات دیرسال ماست.
ایرانیان درطول تاریخ، ازجمله معدود اقوامی بوده اند كه عصاره اندیشه و فرهنگ خود را در كالبد كتاب منعكس كرده و توانسته اند كتاب را همچون اثری هنری و یگانه طراحی و تولیدكنند، به گونه ای كه بزرگترین و معتبرترین موزه های جهان، در قلب گنجینه های گرانقدر خود، اگر كتابی از سلسله كتابهای تاریخ اندیشه وفرهنگ ایرانی داشته باشند، به اعتبار و ارزش آن موزه ها صدچندان افزوده می شود. یعنی كتاب ساخت ایران، همواره نشانگر بدعت، زیبایی و خلاقیتی بوده است كه محتوای علمی، ادبی یا... كتاب را همچون نگینی در دل خود محفوظ می داشته است.
بسیاری از مراكز معتبر فرهنگی و هنری جهان نام و آوازه ایران را با كتب مصوری می شناسند كه نیاكان ما با دانایی و عشق و مهارت و استادی تمام تهیه و طراحی كرده اند.
برای رونق بخشیدن به این بخش بااهمیت درعرصه فرهنگ باید به طور توأمان در دو بخش فعال شد:
۱) سرمایه گذاری بخش های خصوصی و دولتی،
۲) نقد و بررسی مشفقانه، همراه با انتقال آگاهی های تاریخی و زیبایی شناسانه.
فعال شدن در این عرصه از آنجا اعتبار بیشتری می یابد كه شرایط زمانه را درنظر داشته باشیم. زمانه ای كه با امكانات «چندرسانه ای» یا مولتی مدیا Multimedia شناخته می شود.
مولتی مدیا، زبان مألوف و آشنای دنیای معاصر است كه ناشران باید با فعال شدن در این فن و به كارگیری هنرمندان به نشر هنر و فرهنگ بپردازند.
مصورسازی و كتاب آرایی كه ازتركیب «متن» و «نقش» حاصل می شده است در طول تاریخ یكی از مظاهر هنر ایرانی بوده است كه در عصر كنونی و با رشد فناوری های ارتباطی و رسانه ای عنصر «صوت» نیز به آن اضافه شده و به مولتی مدیا تعبیر می شود.
سردرگمی هنر تصویرسازی ایرانی در زمانه «مولتی مدیا» موضوع مهمی در عرصه فعالیت های فرهنگی و هنری است، كه این پرسش را ایجاد می كند: این تغافل از كجا ریشه می گیرد؟ پاسخ را شاید بتوان از شیوه های آموزشی به دست آورد، چرا كه مدارس هنری ما سالهاست قادر به تربیت تصویرگران خلاق و كارآمد نیستند.
بی ینال گرافیك ما، فاقد بخش تصویرسازی یا illustration است. تصویرسازی به طور مستقل در هیچ جای نشر و هنر معاصر ما جایی ندارد. با نگاهی به ویترین كتاب فروشی ها، ردپای كور نوعی دیجیتالیزم دستمالی شده و ترشحات زننده فیلترهای فتوشاپ را برسر و روی جلد كتاب ها می توانیم ببینیم.
برخی از گرافیست های قدیمی نیز كه روزگاری دستی به قلم داشتند، دیری است از قلم فقط هنگامی استفاده می كنند كه بخواهند شماره تلفنی را بنویسند یا احیاناً یك وعده دیدار را بر كاغذ ثبت كنند.
همه، دست هایشان را در گنجه قایم كرده اند و با «ماوس» به «سیستم» وصل شده اند.
درحالی كه «تصویرسازی» كه علی القاعده مبتنی بر توان طراحانه به معنای ترسیم و Drawing است، یكی از شعبه های معتبر و جلوه های هنرمندانه (Artistic) از رشته گرافیك است.
گرافیك در زمانه ما و در همه دنیا، ازجمله هنرهای مدرن است كه با كسب اعتبار از سوابق فرهنگی جامعه خود، به تشخص و هویت دست می یابد. این جست و جو در گرافیك روز دنیا، هم در بهره گیری از حروف و هم در مصرف نقوش رواج دارد.
این كه از یك نقش مایه استفاده كنیم و نوشته ای در كنارش بگذاریم و ظاهری ایرانی یا اسلامی برایش جور كنیم كار دشواری نیست، دشواری زمانی حاصل می شود كه بخواهیم باطن ایرانی یا اسلامی به اثر خود ببخشیم.
البته پرویز اقبالی هیچ كدام از این تمهیدات را به كار نگرفته است. او آنقدر درپی سازماندهی تصویر در حد نمایش نعل به نعل كلام به نقش بوده و كوشیده است كه اندام تصاویر و نسبت ها را با هم تنظیم كند، كه حتی به انتقال حس و خون و حماسه در كالبد تكنیك و اجرای هنرمندانه نیز نتوانسته است بپردازد.
واقعیت آن است كه گرافیك معاصر ما، در سرچشمه های نخستین اش با تصویرگری آغاز می شود. یعنی تا مدتها تصویرگری، عمده ترین و مهم ترین جلوه گرافیك ما بوده است.
در چند دهه گذشته بتدریج كه امكانات فنی و تنوع ابزار در میان گرافیست های ما رواج پیداكرده، تصویرگری (و همه آنچه با دست بر صفحه نقش می شود) به مرور از صحنه خارج شد. به طوری كه می توان گفت مدتهاست دیگر آثار تصویرگران و طراحان در فضای گرافیك نوین ما به چشم نمی آید.
اصلاً مدارس و دانشكده های هنری ما هم سالهاست كه «تصویرگر» تربیت نمی كنند.
اوضاع به گونه ای است كه گرافیست های ما اغلب «دست»های شان را با «ماوس» عوض كرده اند.كاربران (User) با آموختن چند برنامه ترسیمی، به سرعت به مقام رفیع هنرمند گرافیست یا مدیرهنری و یا حتی مدیر خلاقیت نایل می شوند. (ستاره های ژنرالی شان را از دست مبارك خود دریافت می كنند).
مرسوم شده كه هر «ماوس به دستی» كه در مونتاژكاری های حیله گرانه زیرك تر است، عناصر تصویری را از هرجایی و از مجاری بی صاحب و بادآورده استخراج كند و پس از سرهم بندی كردن آنها، خود خالق یك اثر گرافیكی جابزند. اینان برای خود كارت ویزیت هم صادر می كنند و با عناوینی چون: Creative director و Art director و... بر صندلی فراخ گرافیك تكیه زده اند.
در این میان، تصویرگران باسابقه ما نیز به دلیل حضور میان مایگان فتوشاپ زده، یا به حاشیه رانده شده و یا برخی از آنان با كمال تأسف برای این كه از قافله عقب نمانند دل به دریا زده و در بازار سیاه گرافیك امروز مشغول شده اند.
دلمشغولی پرویز اقبالی به طراحی و حضور طراحانه او در این شرایط ستودنی است. اما رواج دیجیتالیزم و غیاب تصویرگری خلاق و بدیع، دلیلی بر پذیرش چنین سطحی از تصویرگری كه به وسیله او عرضه می شود، نیست.
پرویز اقبالی در پردازش تصاویرش و تكرار در تكرار ضرباهنگی كه بیشتر به رج زدن شباهت دارد تا نوعی تداوم و استمرار فنی؛ مضمون بلند داستان عاشورا را از اوج به فرود آورده و در ساختاری محتاطانه به كالبد خط و رنگ درآورده است.«خط» در طرحهای اقبالی به كمترین توقع ممكن پاسخ داده است. درحالی كه به نظر می رسد می توان در بیان حماسه عاشورا از عنصر بیانی خط كاركردهای شورمندانه تر، جسورانه تر و حتی در مواردی عاشقانه تری را به دست آورد. «خط» در تصاویر پرویز اقبالی می كوشد تا تناسبات و محدوده ها را مشخص سازد.
هرچند به دلیل همین كاركرد محافظه كارانه عنصر خط، چشم از تماشای اشكالی كه با چنین خط و ربطی فراهم شده اند، راضی نمی شود.
وقتی با مضمون یك حماسه سروكار داریم، وقتی با هول، هراس، ایستادن یا فروریختن سروكار داریم، وقتی اندیشه در مرز ذلت یا عزت باید اوج یا سقوط را به نمایش گذارد و نبض لحظه، بشریت را تكان می دهد، تصاویر پرویز اقبالی، بدون افت و خیزهای حسی و تكنیكی آنچنان پاكیزه و كند و آرام جلوه می كنند كه به سختی می توان تعاریف ساده یك حماسه را از درون آنها استخراج كرد.
او با نوعی دقت و حوصله كه بیش از آن كه منجر به خوش قریحگی و تبحر فنی شود، تبدیل به سكون و محافظه كاری شده است موفق شده یك «خط تولید» برای طراحی اندام (در همه زوایا)، اسب (در همه حالتها)، فضاهای پیرامونی و سایر عناصر ضروری در صحنه ایجاد كند.
این شیوه تصویرگری كه منطبق با نوعی «تولیدانبوه تصویر» است، البته به كلیت طرح هایش نوعی یكدستی و یكنواختی بخشیده است.
لازم به ذكر است كه می توان از این شیوه (با كمی مهارت بیشتر) در مصورسازی داستانهای نشریات هفتگی یا روزانه استفاده كرد، اما برای انتقال مفاهیمی چون عاشورا، چنین شیوه ای اصلاً ظرفیت كافی ندارد. با این توضیح كه دستیابی به یكدستی و یكنواختی به عنوان یك تكنیك ارتباط بصری، گاه نشانه خلاقیت و اتخاذ تصمیم مناسب با مضمونی است كه فقط با یك اجرای اینچنینی می توان آن را منتقل كرد... اما در اینجا، یكدستی و یكنواختی یك «انتخاب» نیست، بلكه نوعی احتیاط و گونه ای روش برای عبور از دشواری ها است؛ به قسمی كه خیلی هم «اثر» دچار دست اندازهای فنی و چالش های اجرایی نشود.
به نظر می رسد پرویز اقبالی، تصویرگر پرحوصله و پركاری است. اما افسوس كه «ظرف» پیشنهادی او قادر به حمل و انتقال «مظروف» پرالتهاب و شورانگیز عاشورا نیست.حضور پرویز اقبالی درعرصه تصویرگری و كارفراوانی كه او با پرحوصلگی و ایمان به سرانجام رسانده است، در زمانه رواج بی رویه تصاویر بادآورده دیجیتالی، بسیار ستودنی است.با حمایت از این جریان اصیل و بالنده و نقد مشفقانه آن، باید در ترویج تصویرگری روبه زوال معاصر كوشید.

وبگردی
آیا واقعآ این یک جنگ است یا استفاده چند نفر از ناتوانی ما / اگر جنگ است چرا مردم طرف مقابل آنرا حس نمیکنند / چرا همه از این جنگ بهره میبرند جز مردم ایران !
آیا واقعآ این یک جنگ است یا استفاده چند نفر از ناتوانی ما / اگر جنگ است چرا مردم طرف مقابل آنرا حس نمیکنند / چرا همه از این جنگ بهره میبرند جز مردم ایران ! - به عبارت بهتر وقتی از واژه جنگ اقتصادی برای طرح مشکلات استفاده می‌کنیم، با توجه به بار معنایی این واژه، دیگر کارکرد توجیه‌پذیری کار‌ها و کوتاهی مأموریت‌های محوله را نمی‌کند، بلکه دقیقاً مسئولیت‌پذیری در حیطه عملیاتی و مسئولیت‌های محوله را گوشزد می‌کند و بدیهی است که در فضای جنگی باید با کم‌کاری‌ها و خیانت‌ها به سبک دادگاه‌های صحرایی سریع و مقتدر عمل و مسئولیت‌پذیری را به همه عاملان خصوصی و دولتی گوشزد…
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی - مدیر مسئول کیهان در حالی مدعی است که سیستم «مکینتاش» بیش از ۴۰ سال است که در کیهان مورد استفاده قرار می‌گیرد که این سیستم اساسا از سال ۱۹۸۴ یعنی ۵ سال پس از انقلاب تولید و نمی‌توانسته است زودتر از این تاریخ در کیهان مورد استفاده قرار گیرد.
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ /  دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ...
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ / دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ... - اخیراً رئیس جمهور حسن روحانی در توضیح علت قاچاق گفته است: علت قاچاق ارزانی است، وقتی جنسی در داخل ارزان است و در خارج گران، خود به خود قاچاق آن به خارج صورت می گیرد. به عنوان مثال چون الان گوشت در عراق گران تر از ایران است، از کشورمان به آنجا قاچاق می شود. درباره قاچاق بنزین نیز همین موضوع مصداق دارد.
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است - مشکل تولید فقط به سطح فناوری مربوط نیست. ما می‌توانیم یک وسیله و کالای باکیفیت بالا را تولید کنیم، ولی با قیمت بسیار گران که خریداری نخواهد داشت. در واقع اگر بتوانیم چنین کالایی را وارد کنیم در مقایسه با تولید آن به شدت به‌صرفه است. ولی در جریان تولید موشک با وضعیت دیگری مواجهیم. اول اینکه موشک را بدون قید و شرط نمی‌فروشند یا برخی کشور‌ها به دلایل امنیتی علاقه ندارند که در تامین نیازشان به این کالا‌ها…
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد - برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری شب گذشته با حضور عادل پیغامی اقتصاددان و سیداحسان خاندوزی عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.
داستان قالیچۀ حضرت سلیمان و سامانۀ نیما
داستان قالیچۀ حضرت سلیمان و سامانۀ نیما - ساز و کاری که بانک مرکزی تحت عنوان نیما برای بازگرداندن ارز حاصل از صادرات اندیشیده اند و با خوارشماری صادر کنندگان با تجربه و خوشنام و بی اعتنائی به نظرات معقول و دلسوزانۀ آنان به راهی خطرآفرین پا گذاشته، بی تردید محکوم به ناکامی است و پیامدهای ناگوار آن، که در درجۀ اول از دست دادن بازارهای صادراتی دیرینه است، به راحتی قابل جبران نخواهد بود.
کپی‌برداری «عین‌به‌عین»
کپی‌برداری «عین‌به‌عین» - انتظار می‌رفت که علیخانی هم در قسمت اول برنامه «عصرجدید» به کپی بودن «عین‌به‌عین» برنامه‌اش و شباهت آن با برنامه مشهور «گات تلنت‌ آمریکایی» اشاره کند و در مقایسه‌ای از ویژگی‌های احتمالاً متفاوت نسخه ایرانی این برنامه بگوید؛ علیخانی اما ترجیح داد در این زمینه حرفی نزند!
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان - مراسم استقبال از رئیس جمهور در سفر به استان هرمزگان.
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی!
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی! - در ویدیویی که در فضای مجازی داغ شده شاهد پخش کیک 40 سالگی جمهوری اسلامی
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو - چند سالی است از جمله روزهای اخیر که با نزدیک شدن به مقاطعی از جمله دهه‌ی فجر، شبکه‌های تلویزیونی فارسی خارج کشور مانند بی‌بی‌سی و من‌وتو مستندهایی از زمان انقلاب پخش می‌کنند که جزو آرشیو صداوسیما بوده است ولی تا امروز مشخص نشده است که چطور و توسط چه کسانی به دست آنها رسیده است؟
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد - دیدار و سلام نظامی فرماندهان نیروی هوایی ارتش به سیداحمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد انتقادهایی را در پی داشته است.