یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ / Sunday, 21 January, 2018

امام خمینی (ره) از ولادت تا رحلت


امام خمینی (ره) از ولادت تا رحلت
در روز بیستم جمادی الثانی ۱۳۲۰ هجری قمری مطابق با ۳۰ شهریـور ۱۲۸۱ هجری شمسی ( ۲۴ سپتامپر ۱۹۰۲ میلادی) در شهرستان خمین از توابع استان مركزی ایران در خانواده ای اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـی از سلاله زهـرای اطـهـر سلام الله علیها, روح الـلـه المـوسـوی الخمینـی پـای بـر خـاكدان طبیعت نهاد .
او وارث سجایای آباء و اجدادی بـود كه نسل در نسل در كار هـدایـت مردم وكسب مـعارف الهی كـوشیـده انـد. پـدر بزرگـوار امام خمینـی مرحوم آیه الـله سید مصطفی مـوسـوی از معاصریـن مرحـوم آیه الـلـه العظمـی میرزای شیـرازی (رض) که پـس از آنكه سالیانـی چنـد در نجف اشـرف علـوم و معارف اسلامـی را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نایل آمـده بـود بـه ایـران بازگشت و در خمـیـن ملجأَ مردم و هادی آنان در امـور دینـی بـود. در حـالـیكه بیـش از ۵ مـاه از ولادت روح الـلـه نمی گذشت, طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حكومت وقت ندای حق طلبـی پـدر را كه در برابر زورگـوئـیهایشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود, با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسیر خمـیـن به اراك وی را بـه شهادت رسانـدنـد. بستگان شهیـد بـرای اجرای حكـم الهی قصاص به تهران (دار الحكـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجرای عـدالت اصـرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید
بدیـن ترتبیب امام خـمیـنی از اوان كـودكی با رنج یـتـیـمیآشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وی دوران كـودكـی و نـوجـوانی را تحت سرپرستی مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) كه خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آیـه الـلـه خـوانسـاری ( صاحب زبـده التصانیف ) بوده است و همچنیـن نزد عمه مـكـرمه اش ( صاحبـه خانم ) كه بانـویی شجاع و حق‌جـو بـود سپری كرد اما در سـن ۱۵ سالگی از نعمت وجـود آن دو عزیز نیز محـروم گـردید .
●هجرت به قم، تحصیل دروس تکمیلی و تدریس علوم اسلامی
اندكـی پـس از هجرت آیه الله العظمـی حاج شیخ عبد الكریـم حایری یزدی ـ رحـمه الله علیه ـ ( نـوروز ۱۳۰۰ هـجـری شمسـی, مـطابق بـا رجب المـرجب ۱۳۴۰ هجـری قمـری ) امام خمینی نیز رهـسپار حـوزه علمیه قـم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تكمیلی علوم حـوزوی را نزد اسـاتید حـوزه قـم طـی كرد. كه مـی تـوان از فرا گرفتـن تـتـمـه مباحث كـتاب مطـول ( در علـم معانی و بیان ) نزد مرحوم آقا مـیـرزا محمـد علـی ادیب تهرانـی و تكمیل دروس سطح نزد مرحـوم آیه الـله سید محمد تقـی خـوانساری, و بیشتر نزد مرحـوم آیه الـله سـیـد عـلی یثربی كاشانی و دروس فـقـه و اصـول نزد زعیـم حـوزه قـم آیـه الـله العظمی حاج شیخ عبدالكریـم حایری یزدی ـ رضـوان الـلـه علیهـم نام برد .
پـس از رحلت آیه الله العظمـی حـایـری یزدی تلاش امـام خمینـی به همراه جمعی دیگر از مجتهدیـن حـوزه علمیه قـم به نـتیجـه رسـیـد و آیه الله العظمـی(رض) به عنـوان زعـیـم حـوزه عـلمـیـه عازم قـــم گـردیـد. در این زمان, امام خمینـی به عـنـوان یـكـی از مـدرسیـن و مجتهدیـن صـاحب رای در فـقـه و اصـول و فلسفه و عرفــان و اخلاق شناخته می شد . حضرت امام طی سالهای طولانی در حوزه علمیه قـم به تدریـس چندیـن دوره فقه, اصـول, فلسفه و عرفان و اخـلاق اسـلامی در فیضیه, مسجـد اعظم, مسجـد محمـدیه, مـدرسه حـاج ملاصـادق, مسجد سلماسی و ... همت گماشت و در حـوزه علمیه نجف نیز قریب ۱۴ سال در مسجـد شیخ اعظـم انصــــاری (ره) معارف اهل بـیت و فـقـه را در عالیترین سطـوح تدریـس نمود و در نجف بـود كه بـرای نخـستـیـن بار .مبانـی نظری حكـومت اسلامـی را در سلسله درسهای ولایت فـقیه بازگـو نمود.
●امام خمینی (ره) در سنگر مبارزه و قیام
روحیه مبارزه و جهاد در راه خـدا ریـشـه در بینـش اعـتـقـادی و تربـیت و محیط خانـوادگی و شرایط سـیـاسی و اجـتماعی طـول دوران زندگی آن حضرت داشـتـه است. مـبارزات ایـشان از آغاز نـوجـوانـی آغـاز و سـیـر تكاملی آن به مـوازات تكـامـل ابـعاد روحی و عـلمی ایـشان از یكـسـو و اوضاع و احـوال سیاسـی و اجتماعی ایـران و جـوامع اسـلامـی از سـوی دیگـر در اشكـال مخـتـلف ادامـه یـافـته است و در ســـال ۴۱و۱۳۴۰ ماجرای انجمـنهای ایالـتی و ولایـتی فرصـتـی پـدیـد آورد تا ایـشان در رهبـریت قـیام و روحـانیـت ایـفای نقـش كنـد و بـدیـن تـرتـیـب قـیـام سراسری روحانیت و ملت ایـران در ۱۵ خـرداد سال ۱۳۴۲ با دو ویـژگـی برجستـه یعنی رهـبری واحد امام خمـیـنی و اسلامـی بـودن انگـیـزه ها و شعارها و هدفهـای قیام, سرآغـازی شـد بر فـصـل نـویـن مـبارزات مـلـت ایران كه بـعد ها تحت نام انقلاب اسلامی در جهان شناخـتـه و معرفـی گردید امام خمـیـنـی خاطـره خـویـش از جنـگ بیـن المـلل اول را در حالیكه نـوجـوانی ۱۲ ساله بـوده چنین یاد مـی كند : مـن هـر دو جـنـگ بـیـن المللـی را یادم هست ... مـن كـوچـك بـودم لكـن مـدرسـه می رفـتـم و سربازهای شـوروی را در هـمان مركزی كه ما داشـتـیـم در خـمـیـن, مـن آنجا آنهـا را می دیـدم و ما مـورد تاخت و تاز واقع می شـدیـم در جـنـگ بیـن المـلـل اول. حضـرت امام در جایی دیگر با یاد آوری اسامی بـرخی از خوانیـن واشـرار سـتمگر كه در پناه حكـومت مـركـزی بـه غـارت اموال و نوامیـس مردم می پرداختند می فـرماید : مـن از بچگی در جـنـگ بـودم ... ما مـورد زلقـی هـا بـودیـم, مـورد هـجـوم رجـبعلـیـهـا بــودیـم و خـودمان تفنگ داشتیـم و مـن در عیـن حالی كه تـقـریـبا شـایـد اوایـل بلوغم بود, بـچـه بودم, دور ایـن سنگـرهایی كه بـسـتـه بـود نـد در مـحل ما و اینها می خـواسـتند هجـوم كـنند و غـارت كـنند, آنجا می رفـتـیــم سنگرها را سركشـی می كردیـم. كـودتای رضا خان در سـوم اسفـند ۱۲۹۹ شمسـی كه بنابر گـواهـی اسـناد و مدارك تاریخـی و غـیر قابـل خـدشـه بـوسیله انگلیـسها حـمایت و سازمانـدهـی شـده بـود هـر چـنـد كـه بـه سلطنت قاجاریه پایان بخشید و تا حـدودی حكـومت مـلوك الطـوایـفـی خـوانیـن و اشـرار پـاركنـده را محدود سـاخت اما درعـوض آنچـنـان دیكتاتـوری پدید آورد كه در سایـه آن هـزار فامـیـل بر سرنـوشـت مـلـت مظلـوم ایـران حاكـم شدند ودودمان پهـلـوی به تنهایی عهـده دار نقـش سابق خوانین و اشرار گردید .
در چنین شرایطـی روحانیت ایران كه پـس از وقایع نهـضـت مشروطیت در تنگنای هجـوم بی وقـفـه دولتهـای وقت و عـمال انگلیسی از یكـسو و دشمـنی‌های غرب باختگان روشنفـكر مـآب از سـوی دیگر قـرار داشت برای دفاع از اسـلام و حـفـظ موجـودیت خـویـش بـه تكاپـو افـتاد. آیه الـلـه العظمی حاج شیخ عـبدالـكریـم حایری بـه دعـوت علمای وقت قـم از اراك به ایـن شهـر هجرت كرد واندكـی پـس از آن امـام خـمیـنی كه با بـهـره گیری از استعداد فـوق العاده خـویـش دروس مقـدماتی و سطـوح حـوزه علمیه را در خـمیـن و ارا ك با سـرعـت طی كرده بود به قـم هجرت كـرد و عملا در تـحكیـم موقعیت حـوزه نـو تاسیـس قـم مـشاركـتی فعال داشت.
زمان چندانـی نگذشت كه آن حضرت در اعداد فضلای برجـسته این حـوزه در عرفـان و فلسفه و فقه و اصـول شنـاخته شـد.
پـس از رحلت آیـه اللـه العظمی حایری ( ۱۰ بهمـن ۱۳۱۵ ه-ش ) حـوزه علمیه قـم را خطر انحلال تهـدید می كرد. عـلمای مـتـعهـد به چاره جویی برخاستند. مدت هشت سال سرپرستی حـوزه علمـیـه قـم را آیات عـظـام :
سید محمد حجت, سید صدر الدیـن صدر و سیـد محـمـد تقـی خـوانساری -رضوان الـلـه علیهـم ـ بر عهده گرفتند. در ایـن فاصله و بـخصـوص پـس از سقوط رضاخان, شرایط برای تحقق مرجعیت عظمی فراهـم گردید. آیه الله العظمی بروجردی شخصیت علمی برجسته ای بـود كـه مـی تـوانست جانشین مناسبـی برای مـرحوم حایری و حفـظ كیان حـوزه بـاشـد. ایـن پیشنهاد از سـوی شاگردان آیـه الـلـه حایری و از جمله امام خـمـیـنـی به سرعت تعقیب شـد. شخص امام در دعـوت از آیـه الـلـه بـروجردی برای هجرت به قـم و پذیرش مسئولیت خطـیر زعامت حـوزه مجدانه تلاش كرد.
امام خمینـی كه با دقـت شـرایط سیاسـی جامعه و وضعـیـت حـوزه ها را زیر نظر داشت و اطـلاعات خـویش را از طریق مطالـعه مـستمر كتب تاریخ معاصـر و مجلات و روزنـامـه های وقـت و رفـت و آمـد بـه تهـران و درك محضر بزرگانی همچون آیـه الـلـه مـدرس تكـمیل می كرد دریافـته بـود كه تـنها نقـطـه امـیـد بـه رهـایـی و نجات از شـرایط ذلت باری كه پـس از شكست مشروطیت و بخصـوص پـس از روی كار آوردن رضا خان پدید آمده است, بیداری حوزه های عـلمـیـه و پیش از آن تضـمیـن حیات حوزه ها و ارتبـاط معنـوی مـردم بـا روحـانیت مـی بـاشـد.
امام خمینی در تعقیب هدفهای ارزشمند خویش در سال ۱۳۲۸ طرح اصلاح اساس ساختار حـوزه علمیه را با هـمـكاری آیـه الـلـه مـرتضـی حایـری تهـیـه كرد و بـه آیـه الـلـه بـروجردی پـیشـنهاد داد. ایـن طرح از سوی شاگردان امام و طلاب روشـن ضمیر حـوزه مـورد اسـتقبال و حمایت قرار گرفت .
اما رژیـم در محاسباتـش اشـتـبـاه كرده بـود. لایحه انجـمـنـهای ایالتی و ولایتی كـه به مـوجـب آن شـرط مسـلمان بودن, سوگـند به قرآن كریـم و مرد بـودن انـتخاب كـنـنـدگان و كاندیـداها تغییر مـی یافت در ۱۶ مهـر ۱۳۴۱ به تصـویب كـابـیـنـه امیـر اسـد الـلـه علـم رسیـد. آزادی انتخابات زنان پـوششـی برای مخفی نگـه داشـتـن هـدفـهای دیگر بـود.
حذف و تغییر دو شـرط نخـست دقـیـقا بـه منظور قانـونـی كـردن حضـور عناصر بهایـی در مصـادر كـشـور انتخاب شـده بـود. چـنانكه قـبـلا نـیـز اشاره شد پـشتـیـبـانی شـاه از رژیـم صهـیـونیـستـی در تـوسعه مناسبات ایران و اسرائـیل شرط حمایـتهای آمـریـكـا از شـاه بـود. نـفـوذ پـیـروان مـسـلك استعـمـاری بهـائـیت در قـوای سه گانه ایران ایـن شرط را تحقق مـی بخشید. امام خمـیـنـی به هـمراه عـلمای بزرگ قـم و تهـران به محض انتشار خبر تصویب لایحه مـزبور پـس از تبادل نـظـر دسـت به اعـتـراضات همه جانبه زدند .
نقـش حضرت امام در روشـن ساختـن اهداف واقعی رژیـم شـاه و گوشـزد كـردن رسالت خطیر علما و حـوزه های علمـیـه در ایـن شـرایـط بـسیـار مـوثـر وكارساز بـود. تلگرافـهـا و نامـه هـای سرگـشـاده اعـتـراض آمـیز علما به شاه و اسـد الـلـه علـم مـوجی از حـمایـت را در اقـشار مخـتلف مردم برانگیخت. لحـن تلگرافـهـای امام خمـیـنـی به شاه و نخست وزیر تند و هشـدار دهنده بود. در یكـی از ایـن تلگرافها آمده بـود :
اینجانب مجددا به شما نصیحت می كنـم كه بـه اطاعت خـداوند مـتعـال و قانـون اساسـی گردن نهید واز عواقب وخـیـمـه تخلف از قـرآن و احـكام علمای ملت و زعمای مسلمیـن و تخـلف از قانـون اساسی بـترسید وعـمـدا و بـدون مـوجب مـمـلكت را به خطـر نـیـنـدازید و الا علمای اسلام درباره شمـا از اظهار عقیـده خـودداری نخـواهنـد كـرد .
بدیـن ترتـیـب ماجرای انجـمنهای ایـالـتی و ولایـتـی تجربـه ای پیروز و گرانقدر برای ملت ایران بـویژه از آن جهـت بـود كـه طی آن ویـژگـیـهـای شخصیتـی را شناخـتـنـد كه از هر جهـت برای رهـبـری امت اسلام شایسته بـود. باو جـود شكست شـاه در ماجـرای انجـمـنها, فـشـار آمریكـا بـرای انجـام اصلاحـات مـورد نظر ادامـه یافت. شـاه در دیـماه ۱۳۴۱ اصـول ششگانه اصلاحات خویـش را بر شمرد و خـواستار رفـراندوم شد . امام خمینی بار دیگـر مراجع و عـلمـای قـم را بـه نـشـست و چاره جویی دوباره فراخواند .
با پیشنهاد امام خمینی عـیـد باسـتانـی نـوروز سـال ۱۳۴۲ در اعـتراض به اقدامات رژیم تحریـم شد. در اعلامـیه حضـرت امام از انـقـلاب سـفـیـد شاه بـه انقـلاب سـیـاه تعـبـیـر و هـمـسـویـی شـاه بـا اهـداف آمریكا و اسرائیل افـشا شده بود . از سـوی دیگـر, شـاه در مـورد آمادگی جامـعـه ایـران بـرای انجام اصلاحات آمـریكا به مـقامات واشـنگـتـن اطـمـیـنان داده بـود و نام اصـلاحات را انقـلاب سـفـیـد نهاده بـود. مخالـفت عـلما برای وی بسیار گران می‌آمد .
امام خمـیـنی در اجـتماع مردم, بی پروا از شخـص شـاه به عنـوان عـامل اصلـی جنایات و هـم پـیـمان بـا اسـرائـیـل یاد مـی كـرد و مـردم را بـه قـیام فرا مـی خـوانـد. او در سـخـنـرانی خـود در روز دوازده فـروردیـن ۱۳۴۲ شدیـدا از سـكـوت عـلمای قـم و نجف و دیگر بلاد اسلامی در مقابل جنایات تازه رژیـم انـتـقـاد كرد و فـرمـود : امـروز سكـوت هـمـراهی بـا دستگـاه جبـار است حضـرت امـام روز بعد ( ۱۳ فروردیـن ۴۲ ) اعلامـیـه معروف خـود را تحت عنـوان شاه دوستی یعنی غارتگری منـتـشر ساخت .
راز تأثیر شگـفت پـیـام امام و كـلام امـام در روان مخاطـبـیـنـش كه تا مرز جانـبازی پیـش مـی رفت را بایـد در هـمـیـن اصـالت انـدیشه, صلابت رای و صـداقت بـی شـائبه اش بـا مـردم جستجـو كـرد .سال ۱۳۴۲ با تحریـم مراسـم عـیـد نوروز آغـاز و با خـون مظـلـومیـن فیضیه خـونرنگ شد. شـاه بر انجام اصـلاحات مـورد نظـر آمـریكـا اصـرار مـی ورزیـد و امام خـمـیـنی بر آگاه كردن مردم و قـیـام آنـان در بـرابـر دخـالتهای آمـریكـا و خیـانـتهای شاه پـافـشـاری داشـت. در چهـارده فروردیـن ۱۳۴۲ آیـه الله العظمـی حكیـم از نجف طـی تلگـرافـهـایی بـه علما و مراجع ایران خـواستار آن شد كـه همگـی به طـور دسـتـه جمـعی به نجف هجرت كنند. این پیشنهاد برای حفـظ جان عـلما و كیان حـوزه ها مطرح شده بود .
حضرت امام بـدون اعـتـنا بـه ایـن تهـدیـدها, پاسخ تلگـراف آیـه الـلـه العـظـمی حكیـم را ارسال نمـوده و در آن تاكیـد كرده بـود كـه هـجـرت دسـتـه جمـعی علما و خالـی كـردن حـوزه علمیه قـم به مصلحت نیست .
امام خمیـنـی در پیامـی( بـه تایخ ۱۲ / ۲ / ۱۳۴۲ ) به مناسـبـت چهـلـم فاجعـه فـیـضـیـه بـر همـراهـی عـلما و مـلت ایران در رویارویـی سـران ممـالك اسلامـی و دول عربـی بـا اسـرائیل غاصب تـاكید ورزید وپیمانهای شـاه و اسـرائیل را محكـوم كرد .
●قیام ۱۵ خرداد
ماه محرم ۱۳۴۲ كه مـصادف با خرداد بـود فـرا رسـید. امام خمینی از ایـن فـرصت نهـایت اسـتفاده را در تحـریك مردم بـه قیام عـلیـه رژیـم مستبد شاه به عمل آورد.
امام خمینی در عـصـر عاشـورای ۱۳ خرداد سال ۱۳۴۲شمسی در مـدرسه فیضـیـه نطق تاریخـی خـویـش را كه آغازی بر قیام ۱۵ خرداد بود ایراد كرد.
در همیـن سخنرانی بـود كه امام خمـیـنی بـا صدای بلند خطاب به شاه فرمـود : آقا مـن به شما نصیحت مـی كنـم، ای آقای شـاه ! ای جنـاب شاه! مـن به تو نصیحت می كـنم دسـت بـردار از این كارها، آقا اغـفـال می كنند تو را. مـن مـیل ندارم كـه یـك روز اگر بـخـواهـند تـو بـروی، همه شكر كـنند... اگر دیكـته می دهند دسـتت و می گـویند بخـوان، در اطـرافـش فكـر كـن.... نصـیحت مرا بـشـنـو... ربط ما بـیـن شـاه و اسرائیل چیست كه سازمان امنیت مـی گـوید از اسرائـیـل حرف نزنـیـد... مگر شاه اسـرائـیلـی است ؟ شاه فـرمان خامـوش كـردن قـیـام را صادر كـرد. نخست جمع زیادی از یاران امام خمینـی در شـامگاه ۱۴ خرداد دستگیـر و ساعت سه نیمه شب ( سحـرگاه پانزده خـرداد ۴۲ ) صـدها كماندوی اعـزامـی از مركز، منزل حضرت امـام را محاصره كردند و ایشان را در حالیكه مشغول نماز شب بـود دستگیـر و سـراسـیـمـه بـه تهـران بـرده و در بازداشــتگاه باشگاه افـسـران زنـدانـی كـردنـد و غروب آنروز به زندان قـصر مـنتقل نمـودنـد. صـبحگاه پـانـزده خـرداد خبـر دستگیری رهـبـر انقلاب بـه تهـران، مـشهـد، شیـراز ودیگـر شهرها رسیـد و وضعیتـی مشـابه قـم پـدید آورد.
نزدیكترین ندیم همیشگی شاه، تیمـسار حسیـن فردوست در خاطراتش از بكارگیری تجربیات و همكاری زبـده ترین ماموریـن سـیاسی و امـنیـتی آمریكا برای سركـوب قـیام و هـمچنیـن از سراسـیمگـی شاه و دربـار وامرای ارتـش وساواك در ایـن ساعـات پرده بـرداشـتـه و تـوضـیح داده است كه چگـونه شـاه و ژنـرالهـایـش دیـوانه وار فرمان سركـوب صادر می كردند.
امام خمینـی، پـس از ۱۹ روز حبـس در زنـدان قـصـر بـه زنـدانـی در پـادگـان نظامـی عشـرت آبـاد منتقل شـد.
با دستگیری رهبـر نهـضـت و كـشتار وحشیانه مـردم در روز ۱۵ خـرداد ۴۲، قیام ظاهرا سركوب شد. امـام خمـینی در حبـس از پاسخ گفتـن بـه سئوالات بازجـویان، با شهـامت و اعلام ایـنكه هـیـئـت حاكمه در ایـران و قـوه قضائیه آنرا غـیر قـانـونـی وفـاقـد صلاحـیت مـی داند، اجتـناب ورزیـد. در شامگاه ۱۸ فـروردیـن سال ۱۳۴۳ بـدون اطلاع قـبـلی، امام خمینی آزاد و به قـم منتقل مـی شـود. بـه محض اطلاع مردم، شـادمـانی سراسر شهر را فرا مـی گیرد وجشنهای باشكـوهی در مـدرسه فـیـضـیـه و شهـر بـه مـدت چـنـد روز بـر پا مـی شـود. اولیـن سالگـرد قـیام ۱۵خـرداد در سال ۱۳۴۳ با صـدور بیانیه مـشتـرك امام خمـیـنـی و دیگر مراجع تقلید و بیانیه های جداگانه حـوزه های علمـیه گرامـی داشـتـه شـد و به عنـوان روز عزای عمـومـی معرفـی شـد.
امـام خمـینـی در ۴ آبـان ۱۳۴۳ بـیانـیـه ای انقلابـی صادر كرد و درآن نـوشـت : دنـیا بـدانـد كه هر گرفـتاری ای كـه ملـت ایـران و مـلـل مسلمـیـن دارنـد از اجـانب اسـت، از آمـریكاست، ملـل اسلام از اجـانب عمـومـا و از آمـریكـا خصـوصـا متنفــر است... آمـریكـاست كه از اسـرائیل و هـواداران آن پشتیبـانـی مـی كنـد. آمریكاست كه به اسرائیل قـدرت مـی دهـد كه اعراب مسلـم را آواره كند. افشاگری امام علیه تصـویب لایحه كاپیتـولاسیون، ایران را در آبان سـال ۴۳ در آستـانه قیـامـی دوبـاره قرار داد.
سحرگاه ۱۳ آبان ۱۳۴۳ دوباره كماندوهای مـسلح اعـزامی از تـهـران، مـنزل امام خمـیـنی در قـم را محاصره كـردنـد. شگـفـت آنـكه وقـت باز داشت، هـمـاننـد سال قـبـل مصادف با نیایـش شبـانه امام خمینـی بـود.حضرت امام بازداشت و بـه هـمراه نیروهای امـنـیـتی مـستقیما بـه فرودگاه مهرآباد تهران اعـزام و بـا یك فـرونـد هـواپـیـمای نظامی كـه از قبل آماده شـده بـود، تحت الحـفـظ مامـوریـن امـنیـتی و نظامی بـه آنكارا پـرواز كـرد. عـصـر آنـروز سـاواك خـبـر تـبـعـیـد امـام را بـه اتهام اقـدام علیه امنیت كشـور ! در روزنـامه ها مـنتـشـر سـاخت.
علی رغم فضای خفقان موجی از اعتراضها بـه صـورت تـظـاهـرات در بـازار تهران، تعطیلی طولانی مدت دروس حوزه ها و ارسال طومارها و نامـه ها به سازمانهای بیـن المللـی و مـراجع تقلیـد جلـوه گـر شد.
اقامت امام در تركیه یازده ماه به درازا كشید در این مدت رژیم شاه با شدت عمل بـی سابقه ای بقایای مقاومت را در ایران در هـم شكـست و در غیاب امام خمینی به سرعت دست به اصلاحات آمریكا پـسند زد. اقـامت اجباریدر تـركیـه فـرصتـی مغـتـنـم بـرای امـام بـود تا تـدویـن كتـاب بزرگ تحـریـر الـوسیله را آغاز كند.
●تبعید امام خمینی (ره) از ترکیه به عراق
روز ۱۳ مهرماه ۱۳۴۳ حضرت امام به هـمـراه فرزنـدشان آیه الله حاج آقا مصطفـی از تركیه به تبعیدگاه دوم، كشـور عراق اعزام شدند. امام خمینی پس از ورود بـه بـغداد بـرای زیارت مرقـد ائـمه اطهار(ع) به شهــرهــای كاظمیـن، سامـرا و كـربلا شتـافت ویك هـفـته بعد بـه محل اصلـی اقـامت خـود یعنـی نجف عزیمت كرد.
دوران اقامت ۱۳ ساله امام خمـینی در نجف در شرایطی آغاز شد كه هر چند در ظاهر فشارها و محدودیـتهای مستقیـم در حـد ایـران و تـركیه وجـود نـداشت اما مخالفـتها و كارشكـنـیها و زخـم زبانهـا نـه از جـبـهـه دشمـن رویاروی بـلكه از ناحیه روحانی نمایان و دنیا خـواهان مخفی شده در لباس دیـن آنچنان گـسترده و آزاردهنده بود كه امام با هـمـه صـبر و بـردباری معروفـش بارها از سخـتی شرایط مبارزه در ایـن سالها بـه تلخی تمام یاد كرده است. ولی هـیچـیـك از ایـن مصـائب و دشـواریها نـتـوانـست او را از مـسیــری كه آگـاهانه انتخاب كرده بود باز دارد.
امام خمینی سلسله درسهای خارج فـقه خـویـش را با همه مخالفتها و كارشكنیهای عناصر مغرض در آبان ۱۳۴۴ در مسجد شیخ انصاری (ره) نجف آغاز كرد كه تا زمان هجـرت از عراق به پاریـس ادامه داشت. حوزه درسی ایشان به عنـوان یكی از برجسته تریـن حوزه های درسی نجف از لحـاظ كیفیت و كمیت شـاگـردان شنـاخته شـد.
امام خمینـی از بدو ورود بـه نجف بـا ارسال نامـه ها و پیك‌هایی بـه ایران، ارتباط خویـش را بـا مـبارزیـن حـفـظ نـموده و آنان را در هـر منـاسبـتـی بـه پـایـداری در پیگیـری اهـداف قـیام ۱۵ خـرداد فـرا می خواند.
امام خمینی در تمام دوران پـس از تـبـعـید، علی رغـم دشواریهای پدید آمـده، هیچگاه دست از مبارزه نـكـشیـد، وبـا سخنـرانیها و پیامهـای خـویـش امیـد به پیـروزی را در دلها زنـده نگـاه می داشت.
امام خمینی در گفتگـویی با نمانیده سازمان الفـتـح فـلسطیـن در ۱۹ مهر ۱۳۴۷ دیـدگاههای خویش را درباره مسائل جهان اسلام و جهاد ملت فلسطین تشریح كرد و در همین مصاحبه بر وجوب اختصاص بخشی از وجـوه شـرعی زكات بـه مجـاهـدان فلسطینـی فتـوا داد.
اوایل سال ۱۳۴۸ اختلافات بـیـن رژیـم شاه و حزب بـعث عراق بـر سر مرز آبـی دو كشـور شدت گرفت. رژیـم عراق جمع زیادی از ایـرانـیان مقیـم این كشـور را در بـدتریـن شرایط اخراج كرد. حزب بـعث بـسـیار كوشید تا از دشمـنی امام خمـیـنی با رژیـم ایـران در آن شرایط بـهـره گیرد.
چهار سال تـدریس، تلاش و روشنگری امام خمـیـنـی تـوانسته بـود تا حـدودی فضای حـوزه نجف را دگرگـون سازد. اینـك در سال ۱۳۴۸ علاوه بر مبارزین بیـشمار داخل كشور مخاطبین زیادی در عراق، لبـنان و دیگر بـلاد اسلامـی بـودنـد كه نهـضت امام خمینی را الگـوی خویـش می دانستند.
●امام خمینی (ره) و استمرار مبارزه (۱۳۵۶ - ۱۳۵۰)
نیمه دوم سال ۱۳۵۰ اختلافات رژیـم بعثـی عراق و شاه بالا گـرفت و به اخراج و آواره شـدن بسیاری از ایرانیان مقیـم عراق انجامید. امام خمینی طـی تلگرافی به رئیـس جمهور عراق شدیدا اقدامات ایـن رژیـم را محكـوم نمود. حضرت امام در اعتراض به شرایط پیـش آمـده تصمیـم به خـروج از عراق گـرفت اما حكـام بـغداد بـا آگـاهـی از پیـامـدهـای هجـرت امـام در آن شـرایط اجـازه خـروج ندادند سال ۱۳۵۴ در سالگرد قیام ۱۵ خـرداد، مـدرسه فیضیه قـم بار دیگر شاهـد قیام طلاب انقلابـی بـود. فریادهای درود بر خمینـی ومـرگ بر سلسله پهلـوی به مـدت دو روز ادامه داشت پیـش از ایـن سازمانهـای چـریكـی متلاشـی شـده وشخصیتهای مذهبی و سیاسی مبارز گرفـتار زندانهای رژیم بودند.
شاه در ادامه سیاستهای مذهـب ستیز خود در اسفنـد ۱۳۵۴ وقیحـانه تاریخ رسمـی كشـور را از مـبدا هجرت پیامـبـر اسلام بـه مبدا سلطنت شاهان هخامنشی تغـییر داد. امام خمینی در واكنشی سخت، فـتوا به حرمت استفاده از تاریخ بـی پایـه شاهنشاهـی داد. تحریـم اسـتفـاده از ایـن مبدا موهـوم تاریخی هـمانند تحریـم حزب رستاخیز از سـوی مردم ایران اسـتقبال شـد و هر دو مـورد افـتـضاحـی برای رژیـم شاه شـده و رژیـم در سـال ۱۳۵۷ ناگزیـر از عقـب نشینـی و لغو تـاریخ شاهنشاهی شد.
●اوجگیری انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۶ و قیام مردم
امام خمینـی كه بـه دقت تحـولات جاری جهان و ایـران را زیـر نظر داشت از فـرصت به دست آمـده نهـایت بـهـره بـرداری را كـرد. او در مرداد ۱۳۵۶ طـی پیامی اعلام كرد : اكنون به واسطـه اوضاع داخلی و خارجی و انعـكاس جنایات رژیـم در مجامع و مطـبـوعات خارجی فرصتی است كه باید مجامع علمی و فـرهـنگی و رجال وطـنـخـواه و دانشجویان خارج و داخل و انجمـنهای اسلامی در هر جایـی درنگ از آن استفاده كنند و بی پرده بپا خیزند.
شهادت آیه الله حاج آقا مصطفی خمـینی در اول آبان ۱۳۵۶ و مراسم پر شكـوهـی كه در ایران برگزار شـد نقـطـه آغازی بـر خیزش دوباره حـوزه های علمیه و قیام جامعه مذهـبی ایران بـود. امام خمـینی در همان زمان به گـونه ای شگفت ایـن واقعه را از الطـاف خفـیـه الهی نامیده بـود. رژیـم شاه با درج مقاله ای تـوهـیـن آمـیـز عـلیـه امام در روزنامه اطلاعات انتقام گرفت. اعتراض بـه ایـن مـقـاله، بـه قـیام ۱۹ دی مـاه قـم در سـال ۵۶ منجـر شد كـه طی آن جمعی از طلاب انقلابـی به خـاك و خـون كشیـده شـدند. شاه علی رغم دست زدن به كشتارهای جمعی نتـوانست شعله های افروخته شده را خاموش كند.
او بسیج نطـامـی و جهاد مسلحـانه عمـومـی را به عنوان تنها راه باقـیمانـده در شرایط دست زدن آمریكا بـه كـودتای نظامـی ارزیـابـی می كرد.●هجرت امام خمینی (ره) از عراق به پاریس
در دیدار وزرای خارجه ایران و عراق در نـیـویـورك تصـمـیـم به اخراج امام خمینـی از عراق گرفته شـد. روز دوم مـهـر ۱۳۵۷ مـنزل امـام در نجف بـوسیله قـوای بعثـی محاصره گردیـدانعكاس ایـن خبـر با خشـم گستـرده مسلمانان در ایران، عراق و دیگـر كشـورها مـواجه شـد.
روز ۱۲ مهر ،امام خمینی نجف را به قصد مرز كـویت ترك گـفـت. دولت كویـت با اشاره رژیـم ایـران از ورود امـام بـه ایـن كـشـور جلوگـیـری كـرد. قـبـلا صحـبـت از هجـرت امام بـه لبـنـان و یا سـوریه بـود امـا ایشان پـس از مشـورت با فـرزنـدشان ( حجه الاسلام حاج سیـد احمـد خمینـی ) تصمیـم بـه هجـرت به پاریـس گرفت. در روز ۱۴ مهـر ایشان وارد پاریس شدند.
و دو روز بعد در منزل یكی از ایرانـیـان در نوفـل لـوشـاتــو ( حـومـه پاریـس ) مستقـر شـدنـد. مامـوریـن كاخ الیزه نظر رئیـس جـمهـور فـرانسه را مبنـی بـر اجتناب از هرگـونه فـعـالـیـشت سـیاسـی بـه امام ابلاغ كـردنـد. ایـشـان نیز در واكـنـشــی تنـد تصـریح كـرده بـود كه ایـنگونـه محدودیتها خلاف ادعای دمكراسی است و اگر او ناگزیر شـود تا از ایـن فرودگـاه بـه آن فـرودگـاه و از ایـن كـشـور بـه آن كـشـور بـرود بـاز دست از هـدفهایـش نخـواهـد كشیـد.امام خمـیـنی در دیـماه ۵۷ شـورای انقلاب را تكشیل داد. شاه نیز پـس از تشكیل شـورای سلطـنـت و اخـذ رای اعـتـماد بـرای كـابـینه بختیار در روز ۲۶ دیـماه از كشـور فـرار كـرد. خـبـر در شـهـر تهران و سپـس ایران پیچید و مردم در خیابانها به جشـن و پایكـوبی پرداختند.
●بازگشت امام خمینی (ره) به ایران پس از ۱۴ سال تبعید
اوایل بهمـن ۵۷ خبر تصمیم امام در بازگشت بـه كـشور منتشر شد. هر كس كه می شنید اشك شوق فرو می ریخت. مردم ۱۴ سال انتظار كشیده بـودنـد. اما در عیـن حال مردم و دوستان امام نگـران جان ایشان بـودند چرا كه هنوز دولت دست نشانده شاه سر پا و حكومت نظامی بر قرار بود. اما امام خمینی تصمیـم خویـش را گرفته و طی پیامـهـایی به مردم ایران گـفـته بـود می خـواهد در ایـن روزها سرنـوشـت سـاز و خطیر در كنار مردمـش باشد. دولت بخـتـیار با هماهنگی ژنرال هایزر فـرودگـاههای كشـور را به روی پـروازهـای خـارجی بست.
دولت بختیار پـس از چنـد روز تـاب مقـاومـت نـیـاورد و ناگزیـر از پذیرفتـن خـواست ملت شـد. سرانجام امام خمینـی بامداد ۱۲ بهمـن ۱۳۵۷ پـس از ۱۴ سال دوری از وطـن وارد كشـور شـد. استقبال بـی سـابـقـه مـردم ایـران چنـان عـظـیـم و غـیـر قـابل انكـار بــود كه خبرگزاریهای غربـی نیز ناگزیر از اعـتـراف شـده و مستـقـبـلیـن را ۴ تا ۶ میلیون نفر برآورد كردند.
●رحلت امام خمینی (ره)، وصال یار، فراق یاران
امام خمینی هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـی بایــست ابـلاغ كنـد ، گفته بـود و در عمـل نیز تـمام هستیـش را بـرای تحقق هـمان هـدفها بـكار گرفته بـود. اینك در آستـانه نیمه خـرداد سـال ۱۳۶۸ خـود را آماده ملاقات عزیزی می كرد كه تمام عمرش را برای جلب رضای او صرف كرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او ، در مـقابل هیچ قدرتی خـم نشده ، و چشـمانش جز برای او گریه نكرده بـود. سروده های عارفانه اش همه حاكی از درد فـراق و بیان عطـش لحظه وصال محبوب بـود. و اینك ایـن لحظه شكـوهمنـد بـرای او ، و جانــكاه و تحمل ناپذیر بـرای پیروانـش ، فـرا مـی رسید. او خـود در وصیتنامه اش نـوشـته است : با دلی آرام و قلبـی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و به سـوی جایگاه ابــدی سفر می كنـم و به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم و از خدای رحمن و رحیـم می خـواهـم كه عذرم را در كوتاهی خدمت و قصـور و تقصیر بپذیـرد و از مـلت امـیدوارم كه عذرم را در كـوتاهی ها و قصـور و تقصیـرها بـپذیـرنـد و بـا قــدرت و تصمیـم و اراده بــه پیش بروند.
شگفت آنكه امام خمینـی در یكـی از غزلیاتـش كه چنـد سال قبل از رحلت سروده است :
انتظار فرج از نیمه خرداد كشم سالها می گذرد حادثه ها می آید
ساعت ۲۰ / ۲۲ بعداز ظهر روز شنبه سیزدهـم خـرداد ماه سـال ۱۳۶۸ لحظه وصال بـود. قــلبـی از كار ایستـاد كه میلیـونها قلــب را بـه نور خدا و معنـویت احـیا كرده بـود. بــه وسیله دوربین مخفـی ای كه تـوسط دوستان امــام در بیمارستان نصب شده بـود روزهای بیماری و جریان عمل و لحظه لقای حق ضبط شده است. وقتی كه گوشه هایـی از حالات معنوی و آرامـش امام در ایـن ایـام از تلویزیون پخـش شـد غوغایی در دلها بر افكند كه وصف آن جــز با بودن در آن فضا ممكـن نیست. لبها دائمـا به ذكـر خـدا در حـركت بود.
در آخرین شب زندگی و در حالی كه چند عمل جراحی سخت و طولانی درسن ۸۷ سالگی تحمل كرده بود و در حالیكه چندیـن سرم به دستهای مباركـش وصل بـود نافله شب می خـواند و قـرآن تلاوت مـی كرد. در ساعات آخر ، طمانینه و آرامشی ملكـوتـی داشـت و مـرتبا شـهادت بـه وحـدانیت خـدا و رسالت پیـامبـر اكرم (ص) را زمـزمه مـی كـرد و بـا چنیـن حــالتی بـود كه روحـش به ملكـوت اعلی پرواز كرد. وقتی كه خبر رحلت امــام منتشر شـد ، گـویـی زلزله ای عظیـم رخ داده است ، بغضها تـركیـد و سرتاسر ایران و همـه كانـونهایـی كـه در جـهان بـا نام و پیام امام خمینـی آشـنا بـودنـد یــكپارچه گـریستند و بـر سر و سینه زدنـد. هیچ قلـم و بیـانـی قـادر نیست ابعاد حـادثه را و امواج احساسات غیر قابل كنترل مردم را در آن روزها تـوصیف كند.
مـردم ایـران و مسلمانان انقلابی ، حق داشتـند این چنیـن ضجه كـنند و صحنه هایی پدید آورند كه در تاریخ نمونه ای بـدیـن حجم و عظـمت برای آن سراغ نداریـم. آنان كسـی را از دست داده بـودند كـه عـزت پـایمال شـده شان را بـاز گـردانده بود ، دست شاهان ستمگر ودستهای غارتگران آمریكایی و غربـی را از سرزمینشان كـوتاه كرده بود ، اسلام را احــیا كـرده بــود ، مسلمـیـن را عــزت بـخـشـیـده بـــود ، جمهـوری اسلامـی را بـر پـا كـرده بـود ، رو در روی همـه قـدرتهای جهـنمـی و شیـطانـی دنـیا ایستاده بـود و ده سال در بـرابـر صـدها تـوطئه برانـدازی و طـرح كـودتا و آشـوب و فتنه داخلـی و خارجـی مقاومت كرده بود و ۸ سـال دفـاعی را فـرمانـدهـی كرده بـود كه در جبهه مقابلـش دشمنـی قـرار داشت كه آشكارا از سـوی هر دو قـدرت بزرگ شرق و غرب حمایت همه جانبه مـی شـد. مردم ،رهبر محبـوب و مرجع دینـی خـود و منادی اسلام راستیـن را از دست داده بـودند.
شایـد كسانـی كه قـادر به درك و هضـم ایـن مفاهیـم نیستنـد ، اگـر حالات مردم را در فیـلمهای مـراسـم تودیع و تشییع و خاكسپاری پیكر مطهر امام خمینـی مشاهده كنـنـد و خـبر مرگ دهها تـن كه در مقابل سنگینـی ایـن حادثه تاب تحمـل نیـاورده و قـلبـشان از كار ایستـاده بـود را بشنـوند و پیكرهایی كه یكـی پـس از دیـگری از شـدت تـاثـر بیهوش شـده ، بر روی دسـتها در امـواج جمعـیت به سـوی درمانگاهها روانه می شـدند را در فیلمها و عكسها ببیننـد، در تفسیر ایـن واقعیتها درمانده شوند.
امـا آنـانكه عشـق را مـی شنـاسنـد و تجـربـه كـرده انـد، مشكلـی نـخواهند داشت. حقیقـتا مردم ایران عاشق امام خمینی بـودند و چـه شعار زیبا و گـویایی در سالگرد رحلتـش انتخاب كرده بـودند كه:
عشق به خمینـی عشق به همه خوبیهاست.
روز چهاردهم خرداد ۱۳۶۸ ، مجلس خبرگان رهبری تشكیل گردیـد و پـس از قرائت وصیتنامه امـام خمینی تـوسـط حضرت آیـه الله خامنه ای كه دو ساعت و نیـم طـول كشید ، بحث و تبـادل نظر برای تعییـن جانشینـی امام خمینـی و رهبر انقلاب اسلامـی آغاز شد و پـس از چندیـن ساعت سـرانجام حضرت آیـه الله خامنه ای ( رئیـس جمهور وقت ) كه خود از شـاگـردان امـام خمینـی ـ سلام الله علیه ـ و از چهره های درخشـان انقلاب اسلامـی و از یـاوران قیـام ۱۵ خـرداد بـود و در تـمـام دوران نهضت امـام درهمـه فـراز و نشیبها در جـمع دیگـر یــاوران انـقلاب جـانبـازی كرده بود ، به اتفاق آرا برای ایـن رسالـت خطیر بـرگـزیده شد. سالها بـود كه غـربیـها و عوامل تحت حمایتشان در داخل كشـور كه از شكست دادن امـام مایـوس شـده بـودند وعده زمان مرگ امـام را می دادند.
اما هـوشمندی ملت ایران و انتخاب سریع و شایسته خـبرگان و حمایـت فـرزنـدان و پیـروان امـام همه امیدهای ضـد انقلاب را بـر بـاد دادنـد و نه تنها رحلت امـام پایان راه او نبـود بلكه در واقع عصر امام خمینـی در پهـنه ای وسیعـتر از گـذشـته آغاز شده بـود. مگر اندیشه و خـوبی و معنویت و حقیقت می میرد ؟ روز و شـب پانزدهـم خرداد ۶۸ میلونها نفر از مردم تهران و سـوگوارانی كه از شهرها و روستاها آمـده بـودند ، در محل مصلای بـزرگ تهـران اجتماع كردنـد تـا بـرای آخـریـن بـار با پیكر مطهر مـردی كه بـا قیـامش قـامت خمیـده ارزشها و كرامتها را در عصر سیاه ستـم استـوار كرده و در دنـیا نهـضتـی از خـدا خواهی و باز گشت به فطرت انسانی آغاز كرده بود ، وداع كنند.
هیچ اثری از تشریـفات بـی روح مـرسـوم در مراسـم رسمی نبـود. همه چیز، بسیجی و مردمی وعاشقانه بـود. پیـكر پاك و سبز پوش امـام بـر بـالای بـلنـدی و در حلـقه میلیـونها نفـر از جمعیت مـاتـم زده چـون نگینی می درخشید. هر كس به زبان خویـش با امامـش زمـزمه می كرد و اشك مـی ریخت. سـرتاسـر اتـوبان و راههای منتهی به مصلـی مملـو از جمیعت سیاهپوش بود.
پـرچمهای عزا بـر در و دیـورا شهر آویخته و آوای قرآن از تمام مساجد و مراكـز و ادارات و مـنازل به گـوش مـی رسیـد. شـب كـه فـرا رسیـد هزاران شمع بیاد مشعلـی كه امـام افـروخـته است ، در بـیابـان مصلـی و تپه هـای اطـراف آن روشـن شـد. خـانـواده هـای داغدار گرداگرد شمعـها نشسته و چشمانشان بر بلندای نـورانـی دوخته شـده بود.
فریاد یا حسیـن بسیجیان كه احساس یتیمی مـی كـردنـد و بــر سـر و سینه مـی زدنـد فـضا را عـاشـورایـی كرده بـود. بـاور اینـكـه دیـگر صدای دلنشیـن امام خمینـی را در حسینیه جماران نخـواهند شنید ، طاقتـها را بـرده بـود. مـردم شـب را در كـنار پیـكـر امـام بـه صبـح رسانیدند. در نخستین ساعت بامداد شانزدهم خــرداد ، میلیونها تـن به امامت آیه الله العظمـی گلپایگانی(ره) با چشمانی اشكبار برپیكر امام نماز گزاردند.
انبـوهی جمعیت و شكوه حماسه حضـور مـردم در روز ورود امام خمـینی به كشـور در ۱۲ بهمـن ۱۳۵۷ و تـكـرار گسـتـرده تـر ایـن حماسـه در مـراسـم تشییع پیكر امام ، از شگفـتیهای تـاریخ اسـت. خـبرگـزاریهای رسمـی جهـانـی جمعیت استقبال كننده را در سال ۱۳۵۷ تا ۶ میلیـون نفر و جمعیت حاضـر در مــراسـم تشـییـع را تا ۹ میلیـون نفر تخمیـن زدند و ایـن در حالی بـود كه طی دوران ۱۱ ساله حكومت امام خمینی به واسطه اتحـاد كشـورهای غربی و شرقی در دشمنی با انقلاب و تحمیل جنگ ۸ ساله و صـدهـا تـوطـئه دیـگـر آنـان ، مردم ایـران سخـتیها و مشكلات فـراوانـی را تحـمـل كرده و عزیزان بی شماری را در ایـن راه از دست داده بـودند و طـبعا مـی بـایـست بـتدریج خسته و دلسرد شـده باشنـد امـا هرگز این چنیـن نشـد. نسل پرورش یـافـته در مكتب الـهی امام خمینی به ایـن فرمـوده امام ایـمان كامـل داشـت كه :در جهـان حجـم تحمل زحمـتها و رنجها و فداكاریها و جان نثـاریها ومحرومیتها مناسب حجـم بـزرگی مقصـود و ارزشمندی وعلـو رتـبـه آن است پـس از آنـكه مراسـم تـدفیـن به علت شـدت احسـاسات عـزاداران امـكان ادامـه نیافت ، طـی اطلاعیه های مـكرر از رادیـو اعلام شـد كـه مـردم بـه خانه هایشان بازگردند ، مراسـم به بعد مـوكـول شــده و زمــان آن بعـدا اعلام شد. برای مسئولیـن تـردیـدی نـبـود كه هر چه زمان بگذرد صـدها هزار تـن از علاقه مندان دیگر امـام كـه از شهـرهای دور راهـی تهران شده اند نیز بر جمعیت تشییع كننـده افـزوده خـواهـد شـد ، ناگزیر در بعدازظهر همان روز مراسم تـدفـین بـا همان احساسات و بـه دشـواری انـجـام شـد كـه گـوشـه هـایـی از این مـراسـم بـوسـیـله خبرنگـاران بـه جهان مخابره شـد و بدین سان رحلت امام خمینـی نیز همچـون حیاتـش منـشأَ بیـداری و نهضتـی دوباره شـد و راه و یادش جاودانه گردید چرا كـه او حقیـقت بـود و حقیقت همیشه زنـده است و فناناپذیر.


مطالب مرتبط

آرای بنیانگذار


آرای بنیانگذار
اگرچه دستیابی به این دستگاه تحلیل برای هیچ کس نمی تواند قطعی باشد و دیدگاههای متفاوتی در این زمینه قابل طرح است اما مسلماً بدون داشتن یک دستگاه تحلیلی تفسیر مواضع و اندیشه های امام خمینی در فضایی بسیار مبهم صورت می گیرد. آنچنان که به ویژه با توجه به خطابی بودن بخش عمده ای از دیدگاههای سیاسی ایشان به راحتی می توان آنها را تفسیر به رأی کرد. بنابراین در قدم اول برای ما توضیح دهید که برداشت شما از دستگاه فکری امام چیست. همه ما می دانیم که امام یک فقیه و مرجع برجسته بوده است. اما آیا فقه تنها عرصه فکری امام بوده است یا آنکه عرصه های فکری دیگری نقش جدی در اندیشه های فقهی امام داشته و درنتیجه فقه سیاسی ایشان را نیز متأثر کرده است.
اگرچه امام از آغاز طلبگی تحصیلات فقهی داشته اند اما حوزه اول زندگی ایشان بیشتر مباحث عقلی و شهودی بوده است. اولین تألیفاتی که امام دارند در این حوزه بوده و از سن ۲۷ سالگی تا ۴۴ سالگی هم تعداد زیادی از تألیفات ایشان در مباحث اخلاقی و عرفانی است. تحصیلات و تدریس امام قبل از اینکه در حوزه فقه و اصول متمرکز باشد در حوزه مباحث عقلی و شهودی متمرکز بوده است، حتی در عرصه تدریس قبل از اینکه امام مدرس معروفی در حوزه فقه و اصول باشند. تدریس سطح عالی خودشان را با فلسفه شروع کرده اند و با عرفان ادامه دادند و پس از آن وارد عرصه های فقه و اصول شدند و به مدرس عالی رتبه ای در این زمینه تبدیل شدند و در مقام مرجعیت و فتوا قرار گرفتند.
ورود امام از عرفان و فلسفه به فقه و اصول به معنای کنار گذاشتن آنها یا رجوع فکری از آنها نبوده، گرچه امام با ورود به فقه و اصول تدریس عرفان و فلسفه را ترک کردند وبه تعبیری در این حوزه وارد نمی شدند اما این موضوع هیچگاه به معنای رجوع از مبانی فلسفی و عرفانی نبوده است. چنان که حتی در اواخر عمرشان در مواقع حساس از مبانی عرفانی و فلسفی یاد می کردند، به طور مثال در نامه ای که به گورباچف نوشتندو او را به دین اسلام دعوت کردند، کتابهایی را که توصیه کردند، آثار افرادی مثل ملاصدرا یا ابن عربی است که مهمترین کتابهای فلسفی و عرفانی اسلامی هستند.
بنابراین اگر کسی بخواهد اندیشه امام را به عنوان یک متفکر اسلامی مورد بررسی قرار دهد، باید به این موضوع توجه داشته باشد که ایشان متفکری است که در چهار حوزه متفاوت به طور تخصصی فعالیت کرده است؛ فلسفه، عرفان و اخلاق، فقه و اصول و اندیشه های اجتماعی _ سیاسی به عنوان لایه رویین اندیشه های امام به چهار حوزه فکری ایشان است.
براین اساس توجه به دو نکته اساسی در تحلیل اندیشه های امام ضروری است؛ اولاً باید توجه کرد که عرصه های علمی پیش گفته بر یکدیگر تأثیرگذار بوده اند اما نکته مهمتر این است که عرصه اول شکل گیری شخصیت فکری امام و تعاملات آغازین فکری ایشان، اندیشه های فلسفی و عرفانی بوده است.
این نظام فکری چه تبعات روش شناختی و معرفتی در فقه سیاسی امام خمینی داشته است؟
در واقع می توان نتیجه گرفت که دیدگاه های فلسفی و عرفانی امام همچنان در پس نگرشهای فقهی و نظریه پردازیهای سیاسی _ اجتماعی ایشان نقش تعیین کننده ای دارند چنان که در رویکرد اصولی امام نوعی عقلانیت، جامع نگری و غایت نگری در ارائه فتواهای جزیی موج می زند و موجب می شود امام توجه ویژه ای به کارکرد اجرایی خود داشته باشند. براین اساس امام می توانست فتوا را در یک بستر کلان ببیند. در حالی که لزوماً چنین رویکردی در تحلیل های فقهی معاصر امام خمینی وجود نداشت. تا آن حد که بحثی در مکاسب مطرح است تحت عنوان حرمت اعانه (کمک کردن) به ظالم که در این بحث به طور مثال پرسش این است که آیا فروختن اسلحه به کسی که می خواهد دیگری را بکشد جایز است. می بینیم که خیلی از فقها براساس قواعد و رویکرد فقهی خود به راحتی می گویند ما دلیلی برای حرمت فروش این اسلحه نداریم ولو اینکه شما می دانید او می خواهد استفاده حرام کند. به همین دلیل در این مورد فتوای جواز از فقها بسیار دیده شده است. اما امام با توجه به ادله عقلی صریحاً در چنین مواردی حکم حرام می دهند و تأکید می کنند که ما نمی توانیم به عنوان یک مسلمان وسیله ای را به کسی بدهیم که یقیناً می دانیم از آن برای یک امر حرام و غیرانسانی بهره می گیرد به یاد دارم که در کتاب مکاسب حتی از تعبیر «لامری» یعنی بر جان خودم قسم که چنین نیست استفاده می کردند و مسأله به اندازه ای برای ایشان واضح است که با این تأکید رأی خودشان را اعلام می کنند.
حتی تأثیر مباحث عرفانی و شهودی هم در فتاوای امام به روشنی پیداست. بنابراین امام براساس این نگرش فقهی وارد عرصه سیاست شدند. بنابراین درست است که غالب اندیشه های سیاسی امام ابتدا در حوزه مباحث فقهی مطرح می شود.
تنها کتابهای مدون ایشان در عرصه سیاست کتاب حکومت اسلامی، ولایت فقیه و بخشی از کتاب البیع است ( که البته کتاب البیع به خط ایشان نوشته شده و اثر خودشان است اما حکومت اسلامی پیاده شده نوارهای درسی ایشان است ) و در واقع این آثار برون شدی از عرصه های فقه به حوزه سیاسی بوده که بعداً اسم این بخش را فقه سیاسی گذاشته اند. اما باید توجه کرد که همچنان فقه امام متأثر از دیدگاههای عقلی و شهودی ایشان است و برداشت امام از روایات در عرصه اداره جامعه یا بحث ولایت فقیه بدون تردید متأثر از نتایج و اندیشه هایی است که در مباحث عقلانی یا عرفانی به آن دست یافته اند.
البته باید توجه کرد که مباحث عقلانی که امام پیگیری می کردند دو دسته بوده اند؛ یک دسته مباحث عقلانی معطوف به شریعت است که عمدتاً ما از آن به عنوان مباحث کلامی یاد می کنیم و برخی از مباحث عقلانی که معطوف به شریعت نبوده و به طور کلی درحوزه فلسفه مورد توجه قرار می گیرد.به نظر می رسد که امام به طور مستقیم در مباحث فقهی که در عرصه سیاست داشتند به گونه ای جدی و روشن از دیدگاههای کلامی و مباحث عقلانی معطوف به شریعت استفاده کرده اند، هم در مهمترین مسأله ای که در زمان غیبت مطرح بوده که آیا دین در عصر غیبت می تواند حکومت داشته باشد و هم در برداشتی که از روایات و جزء جزء مباحث مربوط به اندیشه حکومت اسلامی داشتند تأثیر دیدگاههای کلامی ایشان را می توان دید.
در عین حال برخی از اندیشه های سیاسی امام بی تأثیر از مباحث عرفانی نبوده است.
شاید نگاه امام که نگاه خوش بینانه ای به مجموعه جامعه اسلامی بوده و امیدی که امام در عرصه های مختلف اجتماعی داشتند، بی تأثیر از نگاه یک عارف به مجموعه جهان به عنوان مخلوق خداوند متعال نیست.
براین اساس می توان نتیجه گرفت عرصه های زیرین اندیشه امام به ترتیب عرصه عرفان، فلسفه و کلام، فقه و بعد اندیشه سیاسی و اجتماعی بوده و هریک به نوعی متأثر از مرحله قبل بوده است.
در چارچوب تصویری که شما از دستگاه فکری امام خمینی ارائه دادید آزادی بویژه در نسبت با اندیشه های کلامی و عرفانی امام چگونه معنا پیدا می کند؟
مباحث آزادی ، نقش مردم در مشارکت حکومت به ویژه در سالهای ۵۶ و ۵۷ مطرح می شود در واقع دوره پاریس دوره ابهام زدایی از اندیشه های امام هست و ما برای آنکه مبانی اندیشه کلامی و عرفانی اندیشه های سیاسی امام را درک کنیم می توانیم بر توضیحات ایشان در پاسخ به خبرنگاران خارجی در خصوص مفاهیم اساسی نظام سیاسی مراجعه کنیم. می دانید که عرفای ما اصل توحید یا جمله امیرالمؤمنین (ع) لاتکن عبدغیرک فقد جعلک الله حرا؛ این تعبیر را عرفا در ارتباط با آزادی معنوی و آزادی از هوای نفس تفسیر می کنند در حالی که امام آزادی عرفانی را به آزادی سیاسی ربط می دهند و همه اطاعت های بیرونی را که منشأ الهی نداشته باشد نفی می کنند. بنابراین از منظر امام عدم اطاعت از دستورات الهی نوعی فضای آزادی سیاسی برای انسانها می گشاید و به این ترتیب از اندیشه لااله الاالله که عبودیت الهی است و آزادی عرفانی را مطرح می کند به نوعی آزادی سیاسی می رسند از اطاعت خداوند نه گفتن در برابر دیگران را نتیجه می گیرند.
در پاسخ به سؤال خبرنگار تایمز لندن در باره مفهوم آزادی در پاریس توضیح می دهندکه : ریشه و اصل همه عقاید که مهمترین و با ارزش ترین اعتقادات ماست اصل توحید است. این اصل به ما می آموزدکه انسان تنها در برابر ذات اقدس الهی باید تسلیم باشدو از هیچ انسان دیگری نباید اطاعت کند، مگر آنکه اطاعت او اطاعت از خدا باشد. براین اساس هیچ انسانی هم حق ندارد انسانهای دیگر را بر تسلیم در برابر خود مجبور کند. ما از آن اصل اعتقادی اصل آزادی بشر را می آموزیم که هیچ فردی حق ندارد انسانی یا جامعه و ملتی را از آزادی محروم کند و برای او قانون وضع کند.
و رفتارو روابط او را بنا به درک و شناخت خودکه بسیار ناقص است یا بنا به خواسته ها یا امیال خود تنظیم نماید.
اما طبعاً آزادی عرفانی حتی به معنای سیاسی آن فاصله زیادی با مفهوم آزادی در جامعه دارد بویژه آنکه از این منظر کسی که خود را در طول اراده خداوند ونماینده خداوند می بیند چگونه می تواند برای انسانها حق آزادی قائل باشد؟
حضرت امام به نکته دیگری هم اشاره کرده اند که شاید شایسته بحث و کاوش بیشتری باشد یعنی آزادی به مثابه مصداقی از حقوق فطری انسان. توجه دارید که اگر آزادی را به عنوان یک حق دینی و منبعث از نصوص دینی بدانیم فقیه به خود اجازه می دهد که قبل از مراجعه به متون دینی احتمال دهد شاید تمام این مواردی که تحت عنوان آزادی ما مطرح می کنیم همگی در شریعت ممنوع شده باشد کما اینکه برخی بر همین اعتقادند و مثلاً مرحوم شیخ فضل الله می گفت که با توجه به اینکه گناهکار را باید تعزیر کرد پس نهی او براساس نهی از منکر جایز بلکه واجب است و این حکم درون دینی دلالت دارد بر اینکه انسان آزاد نیست و اگر کاری را انجام بدهد مشروع نیست چون تا دولت بفهمد و حکومت بفهمد این را ممنوع می کند اما اگر فقیه قبل از اینکه وارد فقه بشود و وارد نصوص بشود با یک بینشی کلامی بتواند به نحوی حق طبیعی انسان را در حوزه موردبحث تثبیت کند می تواند به نتیجه مخالف نتیجه گیری امثال شیخ فضل الله برسد حق فطری می تواند به عنوان یک مبنای دینی محکم برای بحث آزادی مطرح باشد. مرحوم مطهری در آثار خود به حقوق فطری انسان اشاره دارند حقوقی که شرع نمی تواند مانع آنها شود. فرض کنید ایشان می گفتند حق ازدواج یک حق طبیعی انسان است ما نمی توانیم فقهی را سراغ بگیریم که براساس نصوص دینی بگوید که مسلمان حق ندارد ازدواج کند این چیزی است که مقتضای طبیعت است و خداوند آن را طبیعت قرار داده و نمی توان قانونی برخلاف طبیعت خدا داد وضع شود یا اینکه فقیهی همین رأی را در باب آزادی داشته باشد. حضرت امام هم در بعضی از موارد اشاراتی دارند که حاکی از پذیرش حقوق ماقبل دینی آدمی از سوی ایشان است که البته کماکان نیازمند نظریه پردازی و تبیین بیشتر است اما به عنوان مثال من جمله ای را از امام از صحیفه نور جلد۲ صفحه ۱۳۰نقل می کنم که ایشان می فرمایند: «حقوق اولیه بشر هست که من می خواهم آزاد باشم، من می خواهم حرفم آزاد باشد، من می خواهم مستقل باشم، من می خواهم خودم باشم، حرف ما این است این حرفی که در هر جا شما بگویید از شما می پذیرند.» این جا همان موضعی است که ایشان به مبانی بحث آزادی سیاسی اشاره دارند. یا مثلاً در جای دیگر در مقابل رژیم شاه که گفته من آزادی می دهم امام می گویند: «مگر آزادی اعطاشدنی است خود این کلمه جرم است یعنی آزادی یک امری است طبیعی. خود این کلمه که کسی بگوید آزادی را می دهم جرم است، کلمه که اعطا کردیم آزادی را این جرم است آزادی مال مردم است قانون آزادی داده، خدا آزادی داده، اسلام آزادی داده، اعطا کردیم چه غلطی است.» اینها مواردی است که در حقیقت امام بر اینکه آزادی یک امر جعلی نیست، قراردادی نیست، موهبتی نیست اشاره بلکه تصریح کرده اند. بر این اساس آزادی امری است که قبل از اینکه حاکمی بخواهد آن را اعطا کند یا اینکه حتی ما بخواهیم آن را مستند به خداوند بکنیم حق طبیعی انسان است البته بیاناتی هم حضرت امام دارند که حق را به خداوند مستند می کنند اما این موارد نافی این نیست که چیزی که طبیعت و فطرت انسان مقتضی است، این چنین امری به خدا هم استناد یابد. لذا من فکر می کنم بیشترین نکته در باب مبانی آزادی ولو اینکه بحثهای دیگری هم مثل عقلگرایی مثل تکلیف گرایی مثل اجتهاد قابل طرح و مؤید بحث آزادی باشند - آرایی است که مستقیماً به بحث آزادی ربط منطقی دارند. به زعم من مبنای محکم تر حقوق طبیعی و فطری انسان است و از این مبنا می توان آزادیهای سیاسی و مدنی را استخراج کرد.
اما نکته دیگر آن است که نگاه امام به جامعه نگاه اصالهٔ الفسادی نیست برخی نگاهشان اصالهٔ الفسادی است یعنی افعال و کارهای دیگران و مسیر جامعه را به سوی رذیلت و در جهت فساد می دانند مگر آنکه ثابت شود که این شخص یا جامعه ای خوب است اما نگاه دیگر آن است که به جامعه نگاه اصالهٔ الصحهٔ داشته باشند به این معنا که اساساً جامعه به سوی خیر در حرکت است مگر آنکه خلاف آن ثابت شود.
امام این نگاه خوش بینانه را به جامعه اسلامی داشتند و به همین علت در پاسخ به نخبگان که معتقد بودند مردم در انتخابات به انحراف کشیده می شوند یا خلاف مصلحت خودشان رأی می دهند؛ امام صراحتاً می گفتند شما فرض کنید که مردم خلاف مصلحت خودشان می خواهند عمل کنند. شما چکاره هستید مردم هستند که باید نظر دهند. یعنی به نوعی این اعتماد عمومی را به جامعه داشتند و بر این اساس بود که در جملات امام شأن والایی برای مردم یا نمایندگان مردم در نظر گرفته می شد و بسیاری از اموری که در ساختار تفکر سنتی در اختیار ولی فقیه می دانستند، امام آن را به دو سوم نمایندگان مجلس واگذار می کردند. این نوع نگاه به نمایندگان مردم و مجلس مبتنی بر مبنای عرفانی ویژه ای است که نگاه عارف به مجموعه جامعه باید نگاه مثبتی باشد. چرا که همه آنچه را که در جامعه هست؛ از این منظر می بیند که مخلوقات خداوند هستند و اگر کسی به خالق خوشبین باشد نسبت به مخلوق نمی تواند بدبین باشد.
این نگاه عرفانی است که در موضعگیریهای سیاسی - اجتماعی امام بروز پیدا می کرد.
امام حتی قدرت را به منزله شر نمی دیدند بلکه آن را خیر می دانستند برای اینکه معتقد بودند قدرت یکی از مظاهر خداوند متعال است و همانطور که رحمت و شفقت از جلوه های خداوند هستند، خداوند قادر است و قدرت جلوه ای از آن خدای قادر است. به همین دلیل نگاه امام به جامعه، مردم و اعمال قدرت در جامعه نگاهی مثبت بود و هیچ گاه تعارضی میان این دو نمی دیدند، به همین علت هم به عنوان منشأ قدرت از مردم یاد می کردند و هم اینکه مردم را در مقابل قدرت آزاد می پنداشتند و بحث آزادی را به این ترتیب با بحث قدرت و ارتباط دولت با مردم جمع می کردند.


کلمات در حال جستجو
جلسه رشت , واردات نوشابه , ته تالی , رئیس کمیته داوران , مهلت ثبت نام در دوره های کارشناسی دانشگاه علمی کاربردی , گردان عمر حدید , مصلوب کردن , ادراه شهر , تورم نقطه‌ای , علی آشتیانی پور ,

برخی از مطالبی که کاربران هم اکنون در حال خواندن آن هستند
گلوکوم اولیه زاویه باز , جدول میزان تولید محصولات دامی در هلند طی سال‌های ۱۹۸۷الی ۱۹۹۲ میلادی (هزارتن) , پیشگیری , كلاه مالی، استان چهارمحال وبختیاری , اکولوژی و ساخت اجتماعی شهر , ایزوکروموزوم‌ها (Isochromosome) , جدول سرمایه‌گذاری در بخش صنعتی ”شیکو“ , علل زردی پس از عمل جراحی , گر بهم می‌زدم امشب مژه‌ی پر نم را , در شکایت از روزگار و مدح پیغمبر بزرگوار و یاد از کعب... ,

برخی منابع مهم خبری
salamatnews.com سلامت نیوز , javanonline.ir جوان آنلاین , musiceiranian.ir موسیقی ایرانیان , qudsonline.ir روزنامه قدس , iran-varzeshi.com روزنامه ایران ورزشی , shahrsakhtafzar.com شهر ‌سخت افزار , farheekhtegan.ir روزنامه فرهیختگان , namehnews.ir نامه نیوز , fararu.com فرارو , shabakeh-mag.com مجله شبکه ,

وبگردی
سلطان حاشیه از عکس مادرزنش رونمایی کرد!
سلطان حاشیه از عکس مادرزنش رونمایی کرد! - محسن افشانی بازیگر سینما و تلویزیون از جدیدترین عکس حاشیه ای خود با مادر زنش رونمایی کرد.
کتابت قرآن روی بدنه یک کاردستی کشتی و نامیدن آن به سفینة النّجاة !
کتابت قرآن روی بدنه یک کاردستی کشتی و نامیدن آن به سفینة النّجاة ! - گزارشی از تصویری که چند روز پیش توسط برخی در فضای مجازی با نام قرآن طلا انتشار یافت
سرگیجه پلاسکو
سرگیجه پلاسکو - وام ٣٠٠‌میلیون تومانی تبدیل به رویای آنها شده؛ داغ پلاسکو برای کسبه هنوز تازه است. وامی که بعد از سوختن پلاسکو در بوق و کرنا کردند، امروز فقط به یکی از ساکنان پلاسکو داده شده و سهم دیگر کسبه انتظار است.
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند - یکی از موارد پیش‌آمده در این اعتراضات آتش‌زدن پرچم کشور بود که واکنش و تاسف بسیاری را برانگیخت؛ به طوری که مقام رهبری نیز به آن اشاره کردند. در آخرین واکنش‌ها...
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس - 38 شرکت که جزء بزرگترین کارتل های اقتصادی کشور هستند، متعلق به آستان قدس است. بنابراین آستان قدس کنونی، آستان قدسی نیست که حضرت امام در نامه خود از آن سخن گفته‌اند.
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها