دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷ / Monday, 16 July, 2018

داستان در قرآن کریم


داستان در قرآن کریم
قرآن، پیش از هر چیز یك كتاب است، یك پیام، و فلسفه وجودی‌اش ایجاد آگاهی،‌حركت، نجات مردم،‌استقرار عدالت و آموزش رهبری اجتماعی و معنوی و تكامل نوعی انسان است و در عین حال یك ساخت اعجاز آمیز است و ساختمان چون جهان طبیعت دارد. قرآن طبیعتی است ساخته از كلمات، چنانكه طبیعت، قرآنی است ساخته از عناصر، تصادفی نیست كه قرآن خود، پدیده‌های طبیعت را « آیه » می خواند، آنچنانكه جملات قرآن را.
قوانین مادی طبیعت و حیات را وحی می‌نامد، آنچنانكه حقایق قرآن را.
اینستكه اسرار جهان را و شفاعت خدای را در كتاب طبیعت همچنانكه با بررسی‌های عینی و آماری و كشف قوانین مادی،‌و با وسائل پیشرفته فنی می‌توان دریافت.
امید آن كه رهرو واقعی این كتاب مقدس باشیم و بقول شاعر معروف :
هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال « حافظ »
● داستان در قرآن
داستان در قرآن، وسیله‌ای است برای اثبات یگانگی خدا، وحدت ادیان، قدرت نمایی خداوند، بیم و امید، سرانجام نیكی و بدی و سپاسگزاری و غرور و سرمستی و بسیاری از اهداف دیگر كه قرآن به آنها عنایت دارد. پس در این جا به مهمترین این هدفها اشاره می‌كنم.
۱) یكی از هدفهای داستان گوئی( نقل سرگذشت اقوام گذشته) اثبات وحی و رسالت است. چرا كه محمد(ص) خواندن و نوشتن نمی دانست و با دانشمندان یهود و نصاری همنشین نبود. با اینهمه در نقل روایات پیامبران گذشته از ابراهیم گرفته تا یوسف و موسی و عیسی گاه چنان اشارت درست و دقیق است كه حقانیت وحی محمدی را به اثبات می‌رساند.
در آغاز سورهٔ یوسف می‌خوانیم كه « ما قرآن را به زبان عربی نازل كردیم تا شما بیندیشید. با زیباترین داستان را بموجب همین قرآنی كه به تو وحی كردیم برتو حكایت می‌كنیم با آنكه پیش از نزول آن واقعاً از جمله بی‌خبران بوده‌ای»
و نیز در سورهٔ قصص آیه ۴۴ تا ۴۶ می‌خوانیم :
« و چون امر پیامبری را به موسی واگذاشتیم تونه در جانب غربی(طور) بودی و نه از جمله گواهان. لیكن نسل‌ها پدید آوردیم عمرها پریشان همی گذشت و تو در میان ساكنان شهر مدین مقیم نبودی تا بر ایشان آیات ما بر خوانی، لیكن این ما بودیم كه فرستنده پیامبر بودیم و آندم كه موسی را ندا در دادیم تو در جانب طور نبودی ولی رحمتی از پرودگار توست. تا قومی را كه هیچ هشدار دهنده‌ای، قبل از تو، بریشان نیامد. بیم دهی، شاید كه آنها بپذیرند!»
و یا در سورهٔ آل عمران آیه ۴۴ و یا سورهٔ صاد آیه ۶۷ تا ۷۱ و یا در سورهٔ هود آیه ۴۹ كه چنین آمده است « اینها از اخبار نهان است كه بسوی تو آنها را وحی می‌كنیم پیش از این نه تو خود و قومت، آن را می‌دانستید»
۲) غرض دیگر از داستان بیان این واقعیت است كه همهٔ ادیان منبع الهی دارند، از روزگار نوح تا عهد محمد(ص) و خدای پرورگار همگان است و مؤمنان امت واحدی‌اند. گاه آنچه مربوط به انبیاست و نظر به هدف والای دعوت دارد در سوره واحدی نظیر سوره پیامبران یا انبیاء می‌آید.
« و در حقیقت موسی و هارون را فرقان دادیم و كتابشان برای تقوی طلبان روشنایی و اندرزی است. همان كسانی كه از پروردگارشان در نهان می‌ترسند و از ساعت رفتن بجهان دیگر یا قیامت هراسناكند و این كتاب یادكردن خجسته است كه آن را نازل كرده‌ایم، آیا باز انرا انكار می‌كنید؟» آیه ۴۸ تا ۵۰ انبیاء و یا در آیه ۷۰ تا ۹۲ سورهٔ انبیاء كه چنین آمده است.
خدایی غیر از تو نیست، منزهی تو از نقص و بیهوده كاری! راستی را كه من از ظالمان بودم. پس اجابتش كردیم و او را از اندوه رهاندیم و مؤمنان را چنین نجات دهیم ! و ذكریا چون پرودگار خود را خواند: پرودگار من ! مرا تنها مگذار و تو بهترین ارث برندگانی! پس اجابتش كردیم و یحیی را بدو بخشیدیم و زنش را برای شایسته و مستعد حمل كردیم زیرا آنها در كارهای نیك شتابزدگی می‌نمودند و ما را از روی رغبت و میل می‌خواندند و برای ما فروتن بودند! و آن زن كه خود را پاكدامن نگاهداشت و از روح خویش در او دمیدیم و او و پسرش را برای جهانیان آیتی قرار دادیم! این است شما براستی امتی یگانه است و منم پروردگار شما، پس مرا بپرستید …
۳) دیگر از اهداف داستان تأكید روی یگانگی دین و الوهیت واحدست و در تأیید این مطلب حكایت پیامبران پیاپی نقل می‌شود. مثلاً « ما در حقیقت نوح را به سوی قومش فرستادیم. پس او گفت: ای قوم من ! خدا را بپرستید كه شما را جز او معبودی نیست! »
« و به سوی قوم عاد، هود برادشان را فرستادیم. گفت : ای قوم من ! خدا را بپرستید كه شما را جز او معبودی نیست.»
و به سوی قوم ثمود برادرشان صالح را فرستادیم، گفت : ای قوم من ! خدا را بپرستید، شما را جز او معبودی نیست. » اعراف آیه ۷۳
« و به شهر مدین برادرشان شعیب را فرستادیم گفت: ای قوم من خدا را بپرستید شمار را جز او معبودی نیست » اعراف آیه ۸۵
۴) دیگر از اهداف داستان بیان این معناست كه همه پیامبران بیك نحو دست به دعوت می زنند و واكنش و استقبال قوم آنها نیز همه یكسان است. علاوه بر آن دین خدا یكی است و یك مبنا دارد. اینك نمونه‌هائی چند دربارهٔ طریق دعوت:
« همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم تا آنجا كه گفت : ای قوم من! خدا را بپرستید، شما را غیر او معبودی نیست. من بر شما از عذاب روزی بزرگ بیمناكم! اعراف آیه ۵۹
و یا در این آیات :
« و در حقیقت نوح را به سوی قومش فرستادیم. تا آنجا كه گفت : من شما را هشدار دهنده‌ای آشكارم. تا جز خدا را میپرستید كه در واقع من از عذاب روزی دردناك بر شما بیمناكم. سران آنهائی كه از قومش كافر شده بودند گفتند: ما ترا جز بشری مثل خود نمی‌بینیم و نمی‌بینیم ترا كسی، جز مشتی از فرومایگان ساده‌لوح پیروی كرده باشد و شما را بر ما مزیتی نیست بلكه شما را دروغگو می‌دانیم ! گفت : ای قوم من! آیا درست ملاحظه می‌كنید؟ اگر من از طرف پروردگارم حجتی داشته باشم و مرا از نزد خود رحمتی بخشیده كه بر شما پوشیده است ـ با اینكه آنرا ناخوش می‌دارید. آیا باید بزور شما را بر آن وادار كنیم ؟ وای قدم من ! از شما بر این رسالت درخواست مالی نمی‌كنم ! مزد من جز بر عهدهٔ خدا نیست. هود آیه ۲۵/۲۹
تا آنجا كه از قول كافران فرماید: « گفتند ای نوح با ما جدال كرده و بسیار هم جدال كردی پس اگر از راستگویانی آنچه را به آن بیم می‌دهی بر سرما بیار!» هود آیه ۳۲
« و به سوی عاد برادرشان هود را فرستادیم تا آنجا كه گفت: ای قوم من خدا را بپرستید، شما را بجز او خدائی نباشد! ولی شما جزء دروغ زن نیستید ای قوم من برای این رسالت از شما پاداشی درخواست نمی‌كنم پاداشم جز بر عهدهٔ كسی كه مرا آفریده نیست! آیا نمی‌اندیشید و ای قوم من از پرودگارتان آموزش می خواهید پس به سوی او توبه كنید كه از آسمان بر شما براش فراوان فرستد و نیروی بر نیروی شما بیفزاید و چون مجرمان روی مگردانید. گفتند : ای هود! ما را دلیل روشنی نیاوردی و ما به صرف گفتن تو از خدایان خود دست بردار نیستیم و ما ترا باور نداریم ! چیزی نمی‌گوییم جز اینكه بعضی از خدایان ما ترا چشم زخمی رسانیده‌اند. گفت: من خدا را گواه می‌گیرم و شاهد باشید كه من از آنچه بیرون از او شریك می‌گیرید بیزارم ! پس همه شما در كار من نیرنگ كنید و مرا مهلت مدهید. هود آیه ۵۵ ـ ۵۰
۵) دیگر از اهداف آوردن داستان در قرآن بیان اصل مشترك دین محمد و دین ابراهیم است بخصوص و منبع تمام ادیان توحیدی است بطور عام.‌چنانچه در زیر نمونه‌هایی از این آیات آورده شده است. « آیا بدانچه در صحیفه‌های موسی آمده خبر نیافته است؟ و نیز در نوشته‌های همان ابراهیم كه وفا كرد كه هیچ گناهكاری بار گناه دیگری را بر نمی‌دارد و اینكه انسان را به جز آنچه حاصل تلاش اوست نباشد» نجم آیه ۳۹ـ ۳۶ « در حقیقت سزاوارتین مردم به ابراهیم همان كسانی‌اند كه او را پیروی كرده‌اند و این پیامبر است و كسانی كه به آئین او ایمان آورده‌اند » آل عمران آیه ۶۸
« و قرآن را به حق ـ مؤید آنچه از كتاب پیش از آنست و نگهبان بر آن بر تو فرو فرستادیم.» مائده ـ آیه ۴۸
« آئین پدر شما ابراهیم همانكس كه از پیش شما را مسلمان نامید» حج ـ آیه ۷۸
۶) دیگر از اهداف داستان تأیید این مطلب است كه سرانجام خدا پیامبران خود را یاری و دروغزنان را به هلاكت می‌رساند و این مطلب تأیید دین محمد(ص) و ترغیب گروندگان بدوست و به پیامبر ما می فرماید غرض از نقل حوادث و سرگذشت پیامبران بر تو دلگرم داشتن و محكم ساختن قلب تو اندرز و یادآوری برای مؤمنان است. در تأیید این اندیشه داستان پیامبران پیاپی گوشزد و خاطرنشان می‌شود. مثلاً در سورهٔ عنكبوت آیه ۱۴ كه چنین آمده است.
« ما نوح را به سوی قومش فرستادیم و در میان آنها نهصدو پنجاه عام درنگ كرد تا طوفان آنها را خدا گرفت در حالی كه ستمكاربودند.
« و چون ابراهیم به قوم خود گفت: خدا را بپرستید و از او بترسید و اگر بترسید و اگر بدانید این امر بیشتر بصلاح شماست گفتند او را بكشید یا بسوزانید. تا آنكه خدا او را از آتش رهانید…
« و لوط را فرستادیم و هنگامی كه بقوم خود گفت آیا به چنان كار زشتی مبادرت می‌كنید كه هیچكس از مردم زمین در آن بر شما پیشی نجسته است !» اعراف ـ آیه ۸۰
« و به شهر مدین برادرشان شعیب را فرستادیم تا آنجا كه گفت: ای قوم من خدا را بپرستید و به زور بازپسین امید داشته باشید و در زمین سر بفساد برمدارید! دروغگویش خواندند و زلزله ایشان را فرو گرفت و بامدادان در خانه‌هایشان مرده و بزانو در آمده بودند» عنكبوت ـ آیه ۳۷ ـ ۳۶
۷) و نیز از اغراض داستان هشدار و بشارت است نظیر:
« به بندگان من خبر ده كه منم آفریدگار مهربان و شكنجه من شكنجه‌ای دردناكاست و آنها را زا مهمانی ابراهیم خبرد ده چون بر او درآمدند و سلام گفتند ابراهیم گفت: ما از شما بیمناكیم گفتند: مترس! ما ترا به پسری دانا مژده می‌دهیم. حجرـ آیه ۴۹ ـ ۵۳
كه این بخش مژده خوش است ولی در دنباله همخین سوره حكایت از تهدید و خبری بكاریست.
« پس چون بر خانواده لوط آمدند گفت: شما مردمی ناشناس‌اید گفتند بر عكس ترا چیزی آورده‌ایم كه آنها در آن شك دارند و ترا براحتی خبر آورده‌ایم و واقعاً ما راستگویانیم. پس پاسی از شب گذشته خانواده‌ات را ببر و خودت پشت سر آنها برو و هیچیك از شما نباید واپس نگرد و هر جا به شما دستور داده می‌شود بروید و این امر را به او آگاهانیدیم كه بخ و بنیاد این قوم صبحگاهان بریده خواهد شد. حجر ـ آیه ۶۶ ـ ۶۲
« و مردم سنگستان نیز فرستادگان ما را به دروغ گرفتند و آیات خود را بریشان ارائه دادیم ولی از آنها اعراض كردند و آسوده خاطر برای خود از كوهها خانه‌هائی می‌تراشیدند. تا فریاد آنها را در دم صبح خدا گرفت و آنچه را بدست آورده بودند بكار ایشان نخورد» حجر ـ آیه ۸۴ ـ ۸۱
۸ ) دیگر از فوائد داستان بیان نعمت خداست بر پیامبران و گزیدگان و پاكان چون ماجرای سلیمان،‌داود، ایوب، ابراهیم، مریم، عیسی، زكریا، یونس و موسی كه در قرآن نمونه‌های فراوان دارد.
۹) و نیز هدف دیگر از داستان هشدارستبه فرزندان آدم كه از اغوای شیطان برحذر باشند كه چرا میان او آدم‌ها دشمنی دیرینه است و پروردن این مطلب در لباس داستان مؤثرتر و زیباتر و دلنشین‌تر است تا از مكر این وسواسگر كهنه‌كار كه هرگز خیر آدمیان را نمی‌خواهد. در امان باشند و بهمین جهت داستان آدم در موارد عدیده تكرار شده است.
۱۰) اغراض دیگری نیز در نقل داستان نهفته كه از آن جمله است بیان قدرت خدا در امور خارق عادت نظیر خلق آدم و تولد عیسی و ابراهیم و حكایت چهارپرنده و داستان مردی كه بر شهر ویران می گذشت و نیز باز نمودن فرجام صلاح و فساد و داستان دو باغادار و ماجرای فرزندان اسرائیل پس از عصیان آنها و یاران اخد ودو سد مآرب و هم چنین تفاوت میان حكمت شتابزده انسانی و حكمت دوربین الهی در داستان برخورد موسی با بنده‌ای از بندگان ما كه به حكم رحمتی از جانب خود علمی از پیش خود بدو آموخته بودیم. و هم چنین تفاوت میان حكمت شتابزده انسانی و حكمت دوربین الهی در داستان برخورد موسی با بنده‌ای از بندگان ما كه به حكم رحمتی از جانب علمی از پیش خود بدو آموخته بودیم. و هم چنین داستانهای دیگر با نتایج اخلاقی آن از این نمونه‌هایند.

نویسنده: محمد رضا مقدم پاشا
منبع: ایسكا

منبع : سایت قرآنی سحر سحر

مطالب مرتبط

تفسیر سوره غاشیه

تفسیر سوره غاشیه
این سوره در مكه نازل شده و ۲۶ آیه دارد:
بسم الله الرحمن الرحیم
هل أتیك حدیث الغاشیهٔ۱ وجوه یومئذ خاشعهٔ۲ عاملهٔ ناصبهٔ۳ تصلی ناراً حامیهٔ۴ تسقی من عین ءانیهٔ۵ لیس لهم إلا من ضریع۶ لا یسمن و لا یغنی من جوع۷ وجوه یومئذ ناعمهٔ۸ لسعیها راضیهٔ۹ فی جنهٔ عالیهٔ۱۰ لا تسمع فیها لاغیهٔ۱۱ فیها عین جاریهٔ۱۲ فیها سرر مرفوعهٔ۱۳ و أكواب موضوعهٔ۱۴ و نمارق مصفوفهٔ۱۵ و زرابی مبثوثهٔ۱۶ أفلا ینظرون إلی الإبل كیف خلقت۱۷ و إلی السماء كیف رفعت۱۸ و إلی الجبال كیف نصبت ۱۹ و إلی الأرض كیف سطحت ۲۰ فذكر إنما أنت مذكر۲۱ لست علیهم بمصیطر۲۲ إلا من تولی و كفر ۲۳ فیعذبه الله العذاب الأكبر ۲۴ إن إلینا إیابهم۲۵ ثم إن علینا حسابهم ۲۶
محتوای سوره غاشیه:
این سوره كه از سُوَر مكی است بر سه محور عمده تاكید می ورزد :
محور اول، بحث" معاد" است كه مخصوص كیفرهای دردناك مجرمان و پاداشهای شوق انگیز مؤمنان؛ محور دوم، بحث " توحید" است كه با اشاره به آفرینش موجودات ، آسمان ، كوه ها و زمین توجه انسان را به این سه موضوع اسرارآمیز معطوف داشته ؛ و محور سوم، " نبوت" و گوشه ای از وظایف پیامبر اسلام(ص)را به بحث می گذارد و در مجموع اهداف سوره های مكی را كه تقویت مبانی ایمان و اعتقاد است بررسی می كند.
تفسیر:
در آغاز سوره به نام تازه ای درباره قیامت برمی خوریم كه آن" غاشیه" است، می فرماید:
هل أتیك حدیث الغاشیهٔ آیا داستان غاشیه به تو رسیده است
غاشیه، از ریشه" غشاوهٔ" به معنی پوشاندن است. انتخاب این نام برای قیامت به دلیل حوادث وحشتناكی است كه ناگهان همه را در بر می گیرد.
بعضی گفته اند: به خاطر آن است كه خلق اولین و آخرین در آن روز برای حساب جمع می شوند.
و نیز گفته اند كه منظور آتشی است كه چهره های كفار و مجرمان را می پوشاند. ولی تفسیر اول از همه مناسبتر است. ظاهراً مخاطب در این آیه شخص پیامبر(ص) است و ذكر اولین آیه به صورت استفهامی از شخص پیامبراكرم(ص) برای بیان عظمت و اهمیت آن روز بزرگ است. بعضی دیگر احتمال داده اند كه مخاطب در این آیه نوع انسان است ولی این معنی بعید به نظر می رسد.
آیه بعدی به بیان چگونگی حال مجرمان پرداخته، می گوید:
وجوه یومئذ خاشعهٔ چهره هائی در آن روز خاشع و ذلت بار است
ذلت و ترس از عذاب و كیفرهای عظیم آن روز تمام وجود آنها را فرامی گیرد، و از آنجا كه چهره آدمی حالات روحی را بیش از دیگر اعضا منعكس می كند، این آیه اشاره به خوف و ذلتی می كند كه چهره مجرمان را می پوشاند.
بعضی نیز گفته اند: منظور از " وجوه" ، بزرگان و روسای كفر است كه در ذلت عمیقی فرو می روند. ولی معنی اول مناسبتر به نظر می رسد.
آنگاه می افزاید:
عاملهٔ ناصبهٔ:اینها كسانی هستند كه پیوسته عمل كرده و خسته شده اند.
تلاش و كوشش زیادی در زندگی به خرج می دهند، ولی در حقیقت هیچ فایده ای جز خستگی نصیبشان نمی شود، نه عمل مقبولی در درگاه خدا دارند و نه می توانند اندكی از آن همه ثروتی را كه اندوخته اند ، با خود ببرند، و نه نام نیكی از خود به یادگار گذارده اند و نه فرزند صالحی؛ آنها زحمتكشان خسته و بی نوایند و چه تعبیر رسائی است جمله " عاملهٔ ناصبهٔ" در حق آنان.
برخی در تفسیر این آیه گفته اند: منظور این است كه در این دنیا عمل می كنند، اما جز خستگی و رنج به آخرت نمی برند. و بعضی گفته اند: مجرمان را در دوزخ وادار به انجام اعمال شاقه و طاقت فرسا می كنند تا عذاب بیشتری ببینند. اما تفسیر اول صحیح تر به نظر می رسد.
سرانجام این زحمتكشان خسته و بیهوده گر:
تصلی ناراً حامیهٔ وارد آتش داغ و سوزان می شوند و با آن می سوزند.
" تصلی" از ماده " صلی" به معنای ورود در آتش و ماندن و سوختن در آن است.
ولی مجازات آنها به همین جا خاتمه نمی یابد، بلكه هنگامی كه بر اثر حرارت آتش تشنه می شوند:
تسقی من عین آنیهٔ از چشمه ای فوق العاده سوزان به آنها مینوشانند.
آنیهٔ مونث " آنی" به معنی تأخیرافكندن است، و برای بیان فرارسیدن وقت چیزی به كار می رود و در اینجا به معنی آب سوزانی است كه حرارتش به منتها درجه رسیده است.
و آیه بعد خوراك آنها به هنگام گرسنگی چنین توصیف می كند:
لیس لهم طعام إلا من ضریع آنها طعامی جز ضریع ندارند.
در اینكه " ضریع" چیست؟ مفسران تفسیرهای گوناگونی دارند:
بعضی گفته اند: نوعی خار است كه به زمین می چسبد و گیاهی است سمی كه هیچ حیوانی به آن نزدیك نمی شود. ، و قریش این نوع خار را هنگامی كه تازه بود " شبرق" و وقتی خشك می شد " ضریع" می نامید . خلیل، از علمای لغت می گوید: " ضریع" گیاه سبز بدبوئی است كه از دریا بیرون می افتد.
ابن عباس، گفته است: درختی است از آتش كه اگر در دنیا باشد زمین و هر چه را در آن است می سوزاند.
ولی در حدیثی از پیامبراكرم(ص) می خوانیم: ضریع چیزی است در آتش دوزخ، شبیه خار، تلخ تر از صبر( نوعی گیاه بسیار تلخ ) ، و متعفن تر از مردار، و سوزنده تر از آتش، خداوند آن را ضریع نام نهاده است.
بعضی نیز گفته اند: "ضریع" طعامی است ذلت آفرین كه دوزخیان برای رهائی از آن به درگاه خدا تضرع می كنند.
این تفاسیر با هم منافاتی ندارند و ممكن است همه این معانی در مفهوم این واژه بگنجد.
سپس می افزاید:
یا یسمن و لا یغنی من جوع نه آنها را فربه می كند و نه گرسنگی را فرو می نشاند.
مسلماً چنین غذایی برای تقویت جسم و فرونشاندن گرسنگی نیست، غذایی است گلوگیر كه خود نوعی عذاب است. آنها كه در این دنیا انواع غذاهای لذیذ و چرب و شیرین را از راه ظلم و تجاوز به حقوق دیگران فراهم كرده، و اجازه ندادند محرومان جز از غذاهای گلوگیر و ناگوار استفاده برند، باید در آنجا غذائی داشته باشند كه " عذاب الیم" آنان گردد. البته نه نعمت های بهشتی و نه عذاب های دوزخی را نمی توان برای ما محبوسان در زندان دنیا توصیف كرد، اینها همه اشاراتی است كه از دور می بینیم.
به دنبال توصیفی كه آیات گذشته از حال مجرمان و بدكاران در جهان دیگر و عذابهای دوزخی ارائه می دهند ، آیات بعد به شرح حال مؤمنان نیكوكار و توصیف نعمتهای بی نظیر بهشتی می پردازند، تا " قهر" را با " مهر" بیامیزد و " انذار" را با " بشارت" همراه سازد. می فرماید:
وجوه یومئذ ناعمهٔ چهره هائی در آن روز شاداب و باطراوت و غرق در سرور است
به عكس چهره بدكاران، كه در آیات قبل به آن اشاره شده بود كه غرق ذلت و اندوه است.
" ناعمهٔ" از ریشه " نعمهٔ" در اینجا اشاره به چهره هایی است كه غرق نعمت شده و شاداب و نورانی است.
لسعیها راضیهٔ این چهره چنان می نماید كه از سعی و تلاش خود راضی و خشنود است.
به عكس دوزخیان كه از تلاش و كوشش خود جز خستگی و رنج بهره ای نبردند و " عاملهٔ ناصبهٔ" بودند، بهشتیان نتایج تلاش و كوشش خود را به احسن وجه می بینند و كاملاً راضی و خشنودند. تلاشهائی كه در پرتو لطف خدا به صورت چند برابر، گاه ده و گاه هفتصد برابر و گاه بیشتر رشد یافته، و گاه با آن جزای بی حساب را دریافت كرده اند: " انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب"( زمر/۱۰)
سپس به شرح این مطلب پرداخته، می گوید: آنان در بهشتی عالی قرار دارند: فی جنهٔ عالیهٔ
واژه " عالیهٔ" ممكن است اشاره به " علو مكانی" باشد یعنی آنها در طبقات عالی بهشتند، و یا " علو مقامی"؛ و مفسران هر دو احتمال را گفته اند. ولی تفسیر دوم مناسب تر به نظر می رسد. هر چند جمع میان دو معنی نیز ممكن است. بعد به توصیف دیگری از این بهشت كه جنبه روحانی و معنوی دارد پرداخته، می افزاید:
لا تسمع فیها لاغیهٔ در آن جا هیچ سخن لغو و بیهوده ای را نمی شنوی
و هیچ سخنی كه حاكی از نفاق ، عداوت و یا جنگ و جدال باشد ، و یا كینه توزی و حسد، دروغ، تهمت ، غیبت و نه حتی لغو و بی فایده. و چه آرام بخش است محیطی كه از همه این سخنان پاك باشد و اگر درست بیندیشیم قسمت عمده ای از ناراحتیهای زندگی دنیا ، شنیدن این گونه سخنان است كه آرامش روح و جان و نظام اجتماعی را برهم زده و آتش فتنه ها را شعله ور می سازد.
بعد از ذكر این نعمت روحانی و آرامش روحی به بیان قسمتی از نعمتهای مادی بهشت پرداخته، می گوید:
فیها عین جاریهٔ در آن بهشت چشمه جاری است
گر چه" عین" در این جا نكره است و نكره معمولاً دلالت بر فرد دارد ، ولی به قرینه سایر آیات قرآن معنی" جنس" از آن استنباط شده و به معنی چشمه های مختلف است.
بعضی نیزگفته اند: در هر قصری از قصرهای بهشتیان چشمه ای جاری است و مفرد بودن" عین" در اینجا ناظر به آن است. چشمه ای كه مطابق میل بهشتیان به هر طرف كه بخواهند جریان پیدا می كند و نیازی به شكافتن نهر و ساختن بستر نیست. البته وجود چشمه های متعدد علاوه بر افزودن بر زیبایی و طراوت این فایده را نیز دارد كه هر كدام نوشابه مخصوصی دارد و ذائقه بهشتیان را هر زمان با انواع شراب طهور شیرین و معطر می كند.
بعد از ذكر چشمه ها به سراغ تختهای بهشتی می رود و می فرماید:
فیها سرر مرفوعهٔ در آن باغهای بهشتی تختهایی بلند وجود دارد.
" سرر" جمع " سریر" از ریشه " سرور" به معنی تختهایی است كه در مجالس انس و سرور بر آن می نشینند.بلند بودن این تختها به خاطر آن است كه بهشتیان بر تمام مناظر اطراف خود مسلط بوده و از مشاهده آن لذت برند. این احتمال نیز وجود دارد كه توصیف این تختها به " مرفوعهٔ" اشاره به گرانبها بودن آنهاست و آن گونه كه بعضی گفته اند از قطعات طلا ساخته شده و مزین به زبرجد و دّر و یاقوت است.
و از آن جا كه استفاه از آن چشمه های گوارا و شراب های طهور بهشتی، نیاز به ظرفهایی دارد، در آیه بعد می افزاید:
و أكواب موضوعهٔ قدحهای زیبا و جالبی در كنار این چشمه ها گذارده شده.هر زمان اراده كنند قدح ها از چشمه ها پر می شود و در برابر آنان قرار می گیرد، تازه به تازه می نوشند و سیراب می شوند و لذت می برند لذتی كه توصیفش برای ساكنان دنیا غیرممكن است.أكواب جمع " كوب" به معنی " قدح" یا ظرفی است كه دسته دار باشد. توجه به این نكته لازم است كه در قرآن تعبیرات مختلفی درباره ظرفهای شراب طهور بهشتیان آمده، در اینجا و بعضی از آیات دیگر واژه " أكواب" به كار رفته، در حالی كه در بعضی دیگر از آیات " اباریق" جمع " ابریق" به معنی ظرف دارای دسته و لوله برای ریختن مایعات و یا " كأس" آمده است. در ادامه به نكته های بیشتری از جزئیات نعمتهای بهشتی پرداخته اضافه می كند:
و نمارق مصفوفهٔ در آنجا بالشها و پشتیهایی بر تختها وجود دارد كه صف داده شده است.
نمارق جمع " نمرقه" به معنی پشتی كوچك است كه بر آن تكیه می كنند و معمولاً به هنگام استراحت كامل از آنها استفاده می شود و واژه " مصفوفهٔ" دلالت بر تعدد و نظم آنها دارد ، این تعبیر نشان می دهد كه آنها جلسات انس دست جمعی تشكیل می دهند و این اجتماع خالی از هر گونه لغو و بیهودگی و تنها بیان الطاف الهی و نعمتهای بی پایان او و نجات از درد و رنجهای دنیا و عذاب آخرت است و چنان لطف و لذتی دارد كه چیزی با آن برابری نمی كند. سپس به فرشهای فاخر بهشتی اشاره كرده، می فرماید:
و زرابی مبثوثهٔ در آنجا فرشهایی گرانبها و بسیار زیبا گسترده شده.
زرابی جمع " زریبهٔ" به معنی فرشهای عالی خواب دار است كه هم نرم و راحت است و هم گرانبها و پرقیمت. و پیداست به موازات این وسائل آسایش و لذت چه وسائل دیگری در آنجا وجود دارد كه مشت نمونه خروار است. كوتاه سخن اینكه بهشت جایگاهی است بی نظیر از هر جهت ، خالی از هر گونه ناراحتی و جنگ و جدال، با انواع میوه های رنگارنگ و نغمه های دلپذیر و چشمه های آب جاری و شرابهای طهور و خدمت گزارانی شایسته و همسرانی بی مانند و تختهایی مرصع و فرشهائی فاخر و دوستانی باصفا و ظروف و قدحهائی جالب در كنار چشمه ها و خلاصه نعمتهایی كه نه به الفاظ محدود این جهان قابل شرح است و نه در علم خیال قابل درك ؛ همه اینها در انتظار مقدم مؤمنانی است كه با اعمال صالح خود اجازه ورود در این كانون نعمت الهی را كسب كرده اند.
در آیات بعدی این سوره، سخن از كلید اصلی وصول آن همه نعمتها كه" معرفهٔ الله" است به میان آمده و با ذكر چهار نمونه از مظاهر قدرت خداوند، از آفرینش بدیع خدا و دعوت انسان به مطالعه درباره آنها راه ورود به بهشت را نشان می دهد. در ضمن اشاره ای است به قدرت بی پایان خدا كه كلید حل مساله " معاد" است.
نخست می فرماید:
افلا ینظرون الی الإبل كیف خلقت آیا آنها به شتر نمی نگرند چگونه آفریده شده؟!
در اینكه چرا در این جا قبل از هر چیز بر مساله آفرینش " شتر" تاكید شده است مفسران سخنان بسیار دارند، ولی پیداست كه روی سخن در مرحله نخست به اعراب مكه بود كه " شتر" همه چیز زندگی آنها را تشكیل می داد و شب و روز با آن سروكار داشتند.
از این گذشته این حیوان ویژگیهای عجیبی دارد كه او را از حیوانات دیگر ممتاز می كند و به حق، آیتی است از آیات خدا، از جمله این كه:
۱- بعضی از چهارپایان تنها از گوشتشان استفاده می شود و بعضی دیگر غالباً از شیرشان، بعضی دیگر تنها به كار سواری می آیند ، و بعضی برای باربری ؛ اما شترحیوانی است كه تمام این جهات در آن جمع است، هم گوشتش قابل استفاده است و هم شیرش هم از آن برای سواری و باربری استفاده می شود.
۲- شتر نیرومندترین و مقاوم ترین حیوان اهلی است، بار زیادی با خود می برد و عجیب آنكه به هنگامی كه خوابیده است بار سنگینی را بر او می گذارند و او با یك حركت برمی خیزد و روی پا می ایستد، در حالی كه چهارپایان دیگر قدرت چنین كاری ندارند.
۳- شتر می تواند روزهای متوالی( حدود یك هفته الی ده روز) تشنه بماند و در مقابل گرسنگی نیز تحمل بسیار دارد.
۴- شتر می تواند هر روز مسافت های طولانی را طی كرده، و از زمینهای صعب العبور و شنزارهایی كه هیچ حیوانی قادر به عبور از آن نیست بگذرد و به همین دلیل عربها آن را " كشتی بیابانها" می نامند.
۵- او از نظر تغذیه بسیار كم خرج است و هرگونه خار و خاشاكی را می خورد.
۶- او در شرایط نامناسب جوّی در میان طوفانهای بیابان كه چشم و گوش را كور و كر می كند با وسائل خاصی كه خداوند در پلك ها ، گوش ها و بینی او آفریده ، مقاومت كرده و به راه خود ادامه می دهد.
۷- شتر با تمام قدرتی كه دارد از رام ترین حیوانات است به طوری كه یك كودك خردسال می تواند مهار یك قطار شتر را در دست گیرد و هدایت كند . خلاصه اینكه ویژگیهای این حیوان چنان است كه دقت در آفرینش او انسان را متوجه خالق بزرگی می كند كه آفریننده چنین موجودی است. آری قرآن می گوید آیا این گمشدگان وادی غفلت به اسرار شگفت انگیز این موجود نمی اندیشند، تا راهی به حق یافته و از بیراهه بازگردند.
منظور از " نظر" در جمله أفلا ینظرون نگاه كردن عادی نیست، بلكه نگاهی است توأم با تفكر و اندیشه و دقت.
و بعد از آن به آسمان می پردازد و می فرماید:
و الی السماء كیف رفعت
آیا به آسمان نگاه نمی كنند كه چگونه برپا شده.
آسمان با آن عظمت و شگفتی هایش، ستاره ها و كهكشان ها و آن همه جمال و شكوه كه آدمی را غرق در حیرت می كند،
و او را در مقابل آفریننده این جهان عظیم و مملو از نظم و حساب، كوچك و ناچیز بلكه همچون"صفر" در مقابل" بی نهایت" می نمایاند. چگونه این كرات عظیم هر یك در مدار خود مستقرشده؟ و بدون ستون در جای خود قرار گرفته اند؟ میلیون ها سال از تشكیل كرات منظومه شمسی می گذرد و محورهای اصلی حركت این كرات تغییر نیافته است .
آفرینش آسمان گرچه همیشه عجیب بوده، ولی در پرتو اكتشافات علمی امروز شگفتی های آن به مراتب بیشتر از گذشته آشكار شده است. آیا نباید درباره خالق و مدبر این جهان بزرگ اندیشید و به اهداف بزرگ و والای او نزدیك شد؟!
سپس از آسمان به زمین آمده، می افزاید:
و الی الجبال كیف نصبت
آیا به كوهها نگاه نمی كنند، ( كه) چگونه در جای خود نصب شده اند.
كوههایی كه ریشه های آن به یكدیگر متصل است و همچون حلقه های زره گردا گرد زمین را فرا گرفته و لرزش های ناشی از حركت مواد مذاب درون زمین و جزر و مد ناشی از جاذبه های ماه و خورشید را به حداقل می رساند. كوههایی كه پناهگاه مطمئن و سپری است، در مقابل طوفان ها كه اگر نبودند كره زمین تبدیل به بیابانی می شد غیرقابل زندگی.
و بالاخره كوههایی كه آب را در خود حفظ می كند و تدریجاً به سوی سرزمینهای تشنه روان می سازد. و در دامنه های خود نشاط و حیات و سرسبزی می آفریند و شاید به خاطر همین جهات است كه در آیات دیگر قرآن از كوهها با عنوان میخ های زمین یاد شده است.
" نصبت" از ریشه " نصب" به معنی ثابت قراردادن است، و ممكن است این تعبیر ضمناً اشاره ای به كیفیت خلقت كوهها در آغاز آفرینش باشد، چیزی كه علم امروز پرده از آن برداشته و پیدایش كوهها را به عوامل متعددی نسبت می دهد و انواع و اقسامی برای آن قائل است: كوههایی كه بر اثر چین خوردگی زمین پیدا شده، كوههایی كه از آتشفشانها به وجود آمده، كوههایی كه نتیجه آبرفتهای ناشی از باران است و كوههایی كه در دل دریاها تشكیل شده و مجموعه ای است از رسوبات دریا و باقی مانده حیوانات آن.
آری هر كدام از این كوهها، نحوه تشكیل و آثار و بركات آنها در خور دقت است و برای انسان های بیدار نشانه های زنده ای است از قدرت پروردگار.
سپس به زمین می پردازد و می گوید:
و الی الارض كیف سطحت
آیا به زمین نگاه نمی كنند چگونه مسطح شده؟!
چگونه باران های مداوم كوهها را شسته و ذرات خاك را به وجود آورده، سپس در گودال ها پهن كرده و زمین های صافی كه هم آماده كشاورزی و هم قابل ساخت وساز است، در اختیار انسان قرار داده است.در اینجا این سؤال مطرح است كه چه ارتباط و پیوندی میان این امور چهارگانه وجود دارد. شتر، آسمان، كوهها، زمین. در پاسخ می توان گفت: آسمان كانون نور است و باران و هوا، و زمین مركز پرورش انواع موادغذایی، كوهها رمز آرامش و ذخیره آب و موادمعدنی، و شتر نمونه روشن از چهارپایان اصلی كه در اختیار بشر قرار دارد.
و به دنبال این بحث توحیدی خطاب به پیامبر می گوید:
فذكر انما أنت مذكر اكنون كه چنین است آنها را یادآوری كن، تو فقط یادآوری كننده ای.
لست علیهم بمصیطر تو هرگز مسلط بر آنان نیستی كه مجبورشان به ایمان سازی
آری آفرینش آسمان و زمین و كوهها و حیوانات نشان می دهد كه این عالم بی حساب نبوده و آفرینش انسان نیزهدفی دارد، اكنون كه چنین است آنها را با تذكرات خویش به اهداف خلقت آشنا ساز و راه قرب به خدا را به آنها نشان ده.
مصیطر از ماده "سطر" به معنی همان سطور كتاب است و "مسیطر" كسی است كه سطربندی می كند و سطور كتاب را تنظیم می نماید. این واژه به هر شخصی كه بر چیزی مسلط بوده و خطوط آن را تنظیم كند و یا به اجبار وادار بر انجام كاری نماید، نیز اطلاق می شود. در آیه بعد به صورت یك استثناء می فرماید:
الا من تولی و كفر مگر كسی كه پشت كند و كافر شود
فیعذبه الله العذاب الأكبر كه خداوند او را به عذاب بزرگ مجازات می كند
منظور از عذاب اكبر،" عذاب آخرت" است كه در برابر عذاب های كوچك و كم اهمیت دنیا صفت اكبر یافته است.
و در پاین این سوره با لحنی موكد می گوید:
انّ الینا ایابهم مسلماً بازگشت آنها به سوی ما است.
و بعد می افزاید:
ثم ان علینا حسابهم سپس مسلماً حساب آنها بر ما است.
و این در حقیقت نوعی دلداری و تسلی خاطر به پیامبر(ص) است كه در مقابل لجاجت كفار ناراحت نشده، به كار خود ادامه دهد و در ضمن تهدیدی است نسبت به همه این كافران لجوج كه بدانند حسابشان با كیست.
به این ترتیب سوره غاشیه كه از مساله قیامت آغاز شده به مساله قیامت نیز پایان می یابد و در اثناء آن به توحید و نبوت كه پایه های معاد را تشكیل می دهد اشاره شده است. و در ضمن آیات آغازین این سوره بخشی از مجازات های سنگین مجرمان و سپس قسمتی از پاداش های روح پرور مؤمنان آمده است. همچنین اختیار و انتخاب راه به مردم واگذار شده و در عین حال هشدار داده است كه بازگشت همگی به سوی خدا و حسابشان با اوست. همینطور روشن می سازد كه پیامبر(ص) مأمور ابلاغ رسالت بوده و در برابر كفر و خطای مردم مسئول نیست و این گونه است وظیفه همه مبلغان راه حق.

وبگردی
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟ - احزاب و شخصیت‌ها - زندگی ساده آیت‌الله جنتی گرچه از ویژگی‌های مثبت شخصیت وی است اما نوع نگاهش به عرصه سیاسی و مصداق‌یابی های وی درخصوص افراد انقلابی انتقادهای زیادی را متوجه او می‌کند.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا - صحبت های تامل برانگیز آیت الله رودباری درمورد ربا در کشور
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+)
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+) - فیلم - گزارشی کامل و کوتاه از سرگذشت وحید مرادی گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان را در ویدئوی زیر ببینید.
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا - مراسم اکران خصوصی فیلم هزارپا با حضور هنرمندان و بازیگران این فیلم سینمایی شب گذشته 9 تیر 1397 در برج میلاد برگزار شد.
قصور تاریخی دولت
قصور تاریخی دولت - چه باید کرد؟ پرسشی که نوبخت پرسیده است، اما شاید به دنبال پاسخ آن نباشد. در شرایط کنونی دولت و حامیان اصلی آن در مظان این اتهام تاریخ قرار خواهند گرفت که چرا به دنبال طرح و پاسخ مهم‌ترین سوال شرایط بحرانی کنونی نرفتند.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند