سه شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷ / Tuesday, 17 July, 2018

بخوان و بالا برو!


بخوان و بالا برو!
آیا بهشتیان پس از قرار گرفتن در درجات و مراتب مربوط به خود، در بهشت، امكان تكامل و نیل به مراتب بالاتر برای آنها وجود دارد؟ اگر تكامل وجود دارد، به چه صورت است و چرا بهشتیان نسبت به مراتب بالاتر، غبطه نمی‏خورند؟
در پاسخ به این پرسش، به چند نكته زیر دقت كنید:
الف) براساس آیات قرآن كریم و روایات اهل‏بیت، بهشت دارای درجات و مراتب متعددی است. خداوند در قرآن می‏فرماید: «و هر كس مؤمن به سوی او رود، در حالی كه كارهای شایسته انجام داده باشد، برای آنان درجات والا خواهد بود».۱ همچنین علی علیه‏السلام، در ویژگی بهشت می‏فرماید: «بهشت دارای درجاتی است كه برخی برتر از دیگری است و دارای منزل‏گاه‏های متفاوتی است».۲
امام زین العابدین‏علیه‏السلام می‏فرماید: «بر شما باد به قرآن؛ به راستی كه خداوند، بهشت را آفرید و درجات و مراتب آن را به اندازه آیات قرآن قرار داد پس هر كس در آن‏جا آیه‏ای از قرآن بخواند، به او می‏گویند بخوان و بالا برو و هر كس از اینان كه وارد بهشت شود، درجه‏ای بالاتر از آن نیست؛ به جز درجه انبیا و صدیقین».۳
خداوند، در قرآن كریم، بهشت را با اوصاف گوناگونی بیان كرده كه عبارتند از:
۱) جنهٔ النعیم (شعراء، آیه ۸۵).
۲) جنهٔ عالیه (نجم، آیه ۱۵).
۳) بهشت رضوان (توبه، آیه ۲۱).
۴) جنات عدن (توبه، آیه ۷۳).
۵) جنات الفردوس (كهف، آیه ۱۰۷).
۶) روضات الجنات (شوری، آیه ۲۲).
به نظر می‏رسد كه این اوصاف، به درجات و مراتب مختلف بهشت، اشاره دارند.
ب) تكامل و ارتقای درجات در بهشت، مرهون و معلول درجات ایمان و عمل صالح انسان در دنیاست. خداوند می‏فرماید: «هر كس از بندگان، به عملی كه كرده، رتبه خواهد یافت».۴
حضرت علی علیه‏السلام می‏فرماید: «امروز (تا زمانی كه در دنیا هستید)، روز عمل و تلاش است؛ نه روز حساب‏رسی به اعمال و فردای قیامت، روز حساب‏رسی است؛ نه روز عمل».۵
مطابق این سخن، در آخرت، پرونده اعمال و كارهای نیك، بسته می‏شود و تكامل هم معلول عمل صالح است؛ پس در بهشت، تكاملی نیست؛ مگر آن‏چه در این دنیا فراهم كرده باشیم.
بنابراین، تكامل، به معنای ارتقا از یك درجه بهشت به درجه دیگر آن، بدون این كه قبلاً در دنیا، مقدمات و شرایط آن را فراهم كرده باشیم، وجود ندارد. خداوند در قرآن می‏فرماید: «كسی كه قبلاً ایمان نیاورده یا خیری در ایمان آوردن خود به دست نیاورده، ایمان آوردنش، سود نمی‏بخشد؛ بگو منتظر باشید كه ما [هم ]منتظریم».۶
در مقابل دیدگاه مذكور، دیدگاه دیگری مطرح است كه قائل به تكامل در قیامت است. آیات و روایاتی نیز گویای حركت و تكامل در حشر و عوالم پس از آن است كه به دلیل مجال اندك، تنها به چند نمونه از این آیات اشاره می‏كنیم:
۱) «كسانی كه عهد و پیمان خدا و سوگندهای خود را به بهای ناچیزی می‏فروشند، آنان را در آخرت [از سعادت‏های اخروی ]بهره‏ای نیست و خدای متعال، روز قیامت با آنان سخن نمی‏گوید و به [نظر رحمت به ]ایشان نمی‏نگرد و [آنها را ]پاكشان نمی‏گرداند و عذابی دردناك خواهند داشت».۷
جمله «و پاكشان نمی‏گرداند» در این آیه، مفهوم خاصی دارد. این جمله، نشان‏گر این حقیقت است كه انسان‏هایی كه در راه راست بندگی، بوده، مورد نظر حق می‏باشند، در مواقف و عوالم حشر، مشمول تزكیه حضرت حق بوده، خداوند آنان را از ناپاكی‏ها پاك می‏سازد و آنها را تزكیه و تطهیر می‏كند؛ امّا این تزكیه الهی، شامل آن دسته از انسان‏هایی كه در راه بندگی قرار نگرفته، با خداوند به مخالفت برخاسته‏اند، نخواهد شد.
باید توجه داشت كه تزكیه خدای متعال، همان كامل ساختن روح آدمی است؛ زیرا انسان، در زندگی دنیایی، در ظاهر امر، دارای عقایدی است كه بر اساس آن عقاید، روش و سلوك عملی خاصی دارد؛ امّا در باطن امر، روح آدمی در نتیجه همین عقاید و اعمال، حركت مخصوصی دارد كه آن حركت، اگر در راه بندگی راه راست باشد، روح را به تدریج، پاك می‏گرداند و در مدارج كمال پیش می‏برد.
۲) «كسانی كه آن‏چه خداوند از كتاب نازل كرده، پنهان می‏دارند و بدان بهای ناچیزی به دست می‏آورند،آنان جز آتش در شكم‏های خویش، فرو نبرند و خدا، روز قیامت با آنان سخن نخواهد گفت و پاكشان نخواهد كرد و عذاب دردناكی خواهند داشت».۸
مفهوم این آیه، مانند آیه سابق، آن است كه تزكیه در قیامت، درباره انسان‏های ویژه‏ای است و شامل كسانی كه احكام خدا را در مقابل پول و ریاست می‏فروشند و از حكم خدا در می‏گذرند، نخواهد شد. تزكیه (تطهیر و پاك ساختن)، همان حركت است؛ زیرا موجود متحرّكی كه در مسیری پیش می‏رود، نقایص، حجاب‏ها، پرده‏ها، رنگ‏ها و معایب را كنار زده، خود را از آن آلودگی‏ها و تعلق پاك می‏سازد. بنابراین، حركت تكاملی، در قیامت وجود دارد.
۳) «حقیقت این است كه خداوند كسانی را كه ایمان آورده، كارهای شایسته كرده‏اند، در باغ‏ها و [بهشت‏هایی ]كه از زیر [درختان ]آن، نهرها روان است، داخل می‏گرداند. در آن‏جا با دستبندهایی از طلا و مروارید، آراسته می‏شوند و لباسشان در آن‏جا از حریر [پرنیان ]است. [پس از قرار گفتن در چنین وضعیتی ]هدایت می‏شوند به گفتار پاك و [پاكیزه ]به سوی راه [خدای‏] ستوده هدایت می‏گردند».۹
این آیه هم اشاره دارد كه پس از قرار گرفتن در بهشت، بهشتیان به سخن پاكیزه و به راه ستوده، هدایت می‏شوند. بنابراین معلوم می‏شود كه تازه در آن‏جا، راه ویژه‏ای شروع می‏گردد و راهی كه حركت در آن نباشد، راه نیست. این آیه می‏گوید: خداوند، مؤمنان و مشتاقان را به آن‏جا كه باید ببرد، می‏برد؛ پس حركت در عوالم حشر، وجود دارد و سیر تكاملی، در آن‏جا ادامه دارد.۱۰
اما درباره این اشكال كه «لازمه حركت در عوالم حشر، وجود تكالیف و بایدها و نبایدهایی است و حال آن كه براساس آیات و روایات، آن‏جا تكلیفی وجود ندارد و از این رو، حركت و تكامل هم نخواهد بود»، جواب این است كه گر چه حركت انسان در دنیا و نزدیكی او به سوی خداوند متعال، با اتخاذ مسیری است كه در دنیا انتخاب كرده و خداوند، این مسیر را با انجام تكالیف و ترك محرمات، مقرر فرموده است، اما مقصود ما از حركت، تحول و تكامل در نظام‏های بالاتر و پس از دنیا، این نوع حركت نیست و معیارش نیز با احكام و قوانین آن، متفاوت خواهد بود. از این رو، حركت در آن جا، غیر از حركت در این جاست و مسیر آن جا، متفاوت و متناسب با همان نظام حشر خواهد بود.
باید توجه داشت كه مسیر صعود به سوی خداوند، در عوالم مختلف متفاوت خواهد بود. این مسیر در دنیا همین تكالیف شرعی است كه انسان باید خود را با آن منطبق سازد وقتی ما به برزخ منتقل می‏شویم، در آن‏جا هم به دنبال همین مسیر دنیوی در حركتیم؛ اما آن مسیر و حركت، همان مسیر و حركت دنیوی نخواهد بود؛ بلكه مسیر تحول، حركت و تكامل، متناسب با عالم برزخ است. همچنین وقتی وارد قیامت می‏شویم، در آن‏جا هم به دنبال مسیر برزخی و دنیوی در حركتیم؛ اما آن مسیر و حركت، همان مسیر و حركت برزخی و دنیوی نخواهد بود؛ بلكه حركت و تحولی متناسب با نظام و قوانین عالم حشر است.
به این مثال، توجه كنید: قطعه گِلی كه به عالم انسانیت وارد می‏شود، در طی مسیر و حركت خود به سوی عالم انسانیت، عوالمی را پشت سر می‏گذارد؛ از عالم خاكی به عالم نباتی وارد می‏شود و بعد از آن، وارد عالم گوشت و خون می‏گردد؛ سپس به نطفه تبدیل می‏شود. او این عوالم را طی كرده، به آن عالمی كه مقصودش است، یعنی انسانیت، وارد می‏شود. در یك نگاه، این گل، در مجموع، یك راه را تا رسیدن به انسانیت، پشت سر گذاشته است؛ ولی این راه، راه دامنه‏داری بوده و مجموعه‏ای از قطعات منظم، منسجم و پشت سرهم و در عین حال، متفاوت از یكدیگر، است. این موجود، در یك دید كلی، یك راه را طی كرده، ولی این راه به نظر دقیق، از مجموعه راه‏هایی منظم، مترتب، غیر هم و در عین حال دنبال هم تشكیل شده است.
بنابراین، راه و مسیر حركت به سوی خدا، در یك نگاه كلی، یك راه است؛ ولی این راه، منحصر در تكالیف عملی نیست؛ بلكه این تكلیف‏ها، قطعه‏ای از این راه و متناسب با نظام دنیوی است. در برزخ هم قطعه دیگری از این راه، متناسب با عالم برزخ، وجود دارد و در قیامت هم قطعه دیگری از این راه، متناسب با عالم حشر قرار دارد. این راه‏ها، مترتب بر یكدیگر بوده، ولی غیر هم و در عین حال، به دنبال هم می‏باشند. بنابراین، حركت در هر عالمی، متناسب با همان عالم خواهد بود و از نفی یك نوع حركت در یك نظام، نمی‏توان حركت را در نظام دیگر نتیجه گرفت.
علت این كه بهشتیان نسبت به مراتب بالاتر غبطه نمی‏خورند، این است كه بر طبق آیات و روایات، در بهشت، درد، رنج، افسردگی و غم و اندوه وجود ندارد و غبطه و افسوس خوردن، خود یك رنج و اندوه روحی است و بهشت، تهی از هر رنج و اندوهی است؛ از این رو، بهشتیان، دچار حسرت نمی‏شوند و هر كس، به هر مقامی كه دارد، راضی و خرسند است.

مصطفی عزیزی‏
۱. طه، آیه ۷۵.
۲. ری شهری، میزان الحكمه، ج ۱، ص ۴۳۲.
۳. همان.
۴. انعام، آیه ۱۳۲.
۵. نهج البلاغه، خطبه ۴۲.
۶. انعام، آیه ۱۵۸.
۷. آل عمران، آیه ۷۷.
۸. بقره، آیه ۱۷۴.
۳۹. حج، آیه ۲۳ و ۲۴.
۱۰. ر.ك: قیام قیامت، ص ۱۰۲-۱۱۲.

منبع : نشریه الکترونیکی پرسمان

مطالب مرتبط

جامعیت قرآن

جامعیت قرآن
قرآن ناب ترین و اعجاب برانگیزترین متن وحیانی و آسمانی است، كه از جانب مسلمانان با دو رویكرد مواجه بوده است. رویكرد درونی كه همان تلاش در جهت فهم معانی و مفاهیم ژرف این متن دینی است و رویكرد بیرونی كه حاصلش دانشی بنام علوم قرآنی است.
●پژوهشی پیرامون قلمرو انتظار از قرآن
قرآن ناب ترین و اعجاب برانگیزترین متن وحیانی و آسمانی است، كه از جانب مسلمانان با دو رویكرد مواجه بوده است. رویكرد درونی كه همان تلاش در جهت فهم معانی و مفاهیم ژرف این متن دینی است و رویكرد بیرونی كه حاصلش دانشی بنام علوم قرآنی است. رویكرد درونی كه از دیرباز و شاید همزمان با نزول وحی مورد توجه و استقبال مخاطبان وحی قرار گرفته است; حاصلش گسترش و نفوذ فرهنگ نوین و عمیق اسلامی در جامعه جهانی معاصر نبی اكرم((صلی الله علیه وآله)) و تداوم آن تا هم اكنون بوده است. تألیف و تصنیف كتب تفسیری فراوان نیز حاصل دیگر این رویكرد مهم بوده است.
اما رویكرد بیرونی با كمال تأسف نه تنها هم پای رویكرد درونی رشد نكرده است، بلكه تا چند دهه بعد از نزول قرآن كریم مورد بی مهری مسلمانان بوده است. [۱] علوم قرآنی كه نتیجه رویكرد بیرونی مسلمانان به قرآن است، هنوز هم در میان ایشان قدر و منزلت متناسب خویش را پیدا نكرده است.
این دانش گرچه جنبه تمهیدی [۲] و مقدماتی دارد اما ارتباطش با تفسیر كه رویكرد درونی به قرآن است بسیار مهم و روشن است و در اهمیت این ارتباط بعضی صاحب نظران نوشته اند:
«اهمیت علوم قرآنی به حدی است كه فهم قرآن به صورت دقیق بدون فهم آن مباحث ممكن نیست» [۳]. علوم قرآنی دارای مباحث گسترده ای است كه بعضی از آن ها از اقبالی خوش برخوردار بوده و توجه بدان ها دارای سابقه ای كهن و دیرینه است. [۴] به عنوان نمونه می توان از بحث شأن نزول ]اسباب نزول [ نام برد كه از دیرباز مورد توجه و عنایت مفسران و پژوهشگران قرآنی بوده است.
ر این مقاله در صدد پرداختن به جامعیت قرآن به عنوان یكی از موضوعات مهم علوم قرآنی، كه مورد توجه بوده هستیم. [۵] ولی با این همه به نظر می رسد، این بحث همچنان دارای زوایای ناگشوده ای است كه می باید، كوششها و تلاشها را تداوم داد. این مقاله جنبه توصیفی و گزارشگری داشته و لذا از نقد و بررسی نظرات و دلائل ارائه شده صرفنظر كرده و در برخی موارد اندك به نكاتی انتقادی اشاره شده كه تفصیل آن نقدها و نقل ها فرصتی فراختر می طلبد.
تعریف جامعیت جامعیت از واژگان نو پیدایی است كه وارد حوزه علوم قرآنی شده است. در میان پیشینیان و در آثار مكتوب ایشان عنوانی به این نام مورد بحث قرار نگرفته است بلكه نظریات مربوط و مرتبط با این عنوان در ذیل مباحثی چون «علوم مستنبط از قرآن» [۶] و یا دایره شمول و قلمرو معارف قرآنی، مورد اشاره قرار گرفته اند.
▪ تعریف لغوی:
جامعیت در لغت به معنی «فراگیری، وضع یا كیفیت جامع بودن» [۷] و در برخی دیگر از منابع به معنی «شمول و فراگیری» آمده است. [۸]
▪تعریف اصطلاحی:
۱. برخی در تعریف جامعیت گفته اند: منظور از جامعیت این است كه در آن از هیچ نكته و مسأله ای غفلت نشده است و همه چیز را در خود دارد و وقتی جامعیت قرآن می گوئیم مرادمان این است كه هر آنچه مورد نیاز انسان است در قرآن هست چه نیازهای دینی انسان و چه نیازهایی كه وصف دینی ندارند. [۹]
۲. عده ای دیگر در تعریف جامعیت گفته اند: منظور از جامعیت جامع بودن در حوزه مسؤولیت دین است; یعنی آنچه را دین موظف به بیان آن بوده است را قرآن بیان كرده است. بنابراین مرادمان از جامعیت بیان امور غیر مرتبط با حوزه مسؤولیت دین نیست تا كسی انتظار بیان علوم و فنون مختلف را از قرآن داشته باشد. [۱۰]
۳. بعضی از صاحب نظران نیز معتقدند: جامعیت قرآن به این معنی است كه هر آنچه از متون وحیانی دیگر ناب و خالص بوده است و باقی بوده تا زمان بعثت نبی اسلام و یا تحریف شده است و در زمان وحی محمدی((صلی الله علیه وآله)) نبوده است، در این متن وجود دارد، به بیان دیگر قرآن جامع معارف وحیانی است كه در دیگر متون دینی بوده است. [۱۱] نتیجه آنكه جامعیت در اصطلاح به معنی فراگیری و شمول است، حال این شمول چه در عرصه آموزه های دینی باشد و چه توسعه داشته باشد و امور غیر دینی را نیز شامل بشود.
جامعیت در آیات و روایات: برای روشن تر شدن بحث لازم است به جستجوی این واژه در متون دینی بپردازیم و ببینیم قرآن یا روایات چه تعریفی از این واژه ارائه كرده اند. نكته قابل توجه این است كه واژه جامعیت هیچ كاربردی در قرآن كریم نداشته است. [۱۲] حتی خدای سبحان كه در كلام خویش با صراحت تمام از كمالِ كلام خود و تبیان بودن آن سخن گفته است، با واژه گانی هم ریشه و هم خانواده با این واژه یعنی جامعیت، نیز به آن نپرداخته است. تأمل انگیزتر اینكه سنت كه شارح وحی است نیز حتی یك مورد از واژه جامعیت قرآن استفاده نكرده است و آن را به كار نبسته است. البته قابل تذكر است كه در روایات یك مورد از واژه «جمیع» كه هم خانواده واژه جامعیت است استفاده شده كه بدان اشاره می كنیم. «عن أبی الحسن الرضا((علیه السلام) )، قال یا عبدالعزیز جهل القوم و خدعوا عن ادیانهم، إن اللّه تعالی لم یقبض لنبیّه( (صلی الله علیه وآله)) حتی اكمل له الدین و انزل علیه القرآن و فیه تفصیل كل شیء بیّن فیه الحلال و الحرام و الحدود و للأحكام و جمیع مایحتاج الیه كمّلاً، فقال عزّوجل «مَّا فَرَّطْنَا فِی الْكِتَـبِ مِن شَیْء». [۱۳] معیارها و ملاكهای جامعیت جامعیت معیارها و ملاكهایی دارد كه برخی از صاحب نظران به مواردی از آنها اشاره كرده اند. از جمله اینكه مهمترین معیار جامعیت «توجه به ابعاد وجودی انسان» است. «چرا كه انسان ابعاد مادی و فوق مادی (ملكوتی) دارد، و یك قانون جامع، قانونی است كه به همه این ابعاد و نیازهای مبتنی بر این ابعاد توجه كند» [۱۴] برخی دیگر ضمن كاربردی كردن ملاكهای جامعیت نوشته اند كه:« الف) كلی نگری، ب) مطابقت با فطرت، ج) انعطاف پذیری، د) شایستگی برای جاودانه بودن، هـ) سازگاری اجزای دین، و) شمول و گستردگی، ز) عقلانی بودن» [۱۵] از معیارها و ملاكهای جامعیّتند. به نظر می رسد كه ملاك «جامعیت» در تعریفش نهفته است. ملاك جامعیت فراگیری و شمول است. وقتی ادعا می شود متنی جامعیت دارد این بدان معناست كه متن مورد بحث یا در حوزه متناسب خودش و یا كلاً هیچ حوزه ای را فروگذار نكرده و بدانها پرداخته است و به بیان دیگر متنِ مورد بحث تصویری واضح از هستها و بایدهای گسترده و دراز دامن جهان و انسان ارائه داده است. نظریات مختلف در مورد جامعیت نظریات ارائه شده پیرامون جامعیت را می توان ذیل چهار نظریه گنجاند; كه ضمن اشاره به هر نظریه برخی دلائل ارائه شده رانیز مورد اشاره قرار خواهیم داد.
● نظریه اول و دلائل آن: جامعیت مطلق قرآن:
طرفداران این نظریه معتقدند، كه قرآن جامع همه چیز و هر چیزی است. قرآن حتی به اصول اساسی علوم و فنون مختلف نیز پرداخته و به آنها اشاره كرده است. [۱۶] به قول مولوی: «این نجوم و طبّ وحی انبیاء است». [۱۷]این نظریه را به بزرگانی همچون، ابوحامد غزالی ، [۱۸]ابوالفضل المرسی، [۱۹] بدرالدین زركشی، [۲۰] جلال الدین سیوطی، [۲۱] حسن البناء [۲۲] و... [۲۳] نسبت داده اند. این نظریه اگرچه در میان پژوهشگران علوم قرآنی و مفسران متن وحیانی از اقبال چندانی برخوردار نبوده است ولی همیشه در هر عصری طرفدارانی هر چند اندك داشته است. [۲۴] قبل از توضیح دلائل این نظریه ابتدا تصویر روشنی از آن ارائه خواهیم كرد. طرفداران این نظریه معتقدند كه «قران علوم اولین و آخرین را جمع كرده» [۲۵] به گونه ای كه «خداوند در آن از شماره های حساب و جمع و تقسیم و ضرب و توافق و تألیف و مناسبت و تنصیف و فزون یاد آورده» [۲۶] است. بعضی از ایشان بالاتر از ورود «اصول هر علمی» اعتقاد دارند: «اگر زانوبند اشترم گم شود نیز در كتاب خدای تعالی می یابم». [۲۷]برخی از ایشان نیز با استناد به بعضی آیات كریمه قرآن در صدد اثبات «نسبیّت انیشتاین» و «تكامل داروینی» و «كوانتم مكانیك» بر آمده اند. [۲۸] به نظر می رسد این آراء تصویر روشنی از این نظریه ارائه می كنند، اكنون برای وضوح بیشتر نظریه لازم است كه به برخی از مهمترین دلائل این نظریه اشاره كرد. دلائل این ▪ نظریه را می توان به دلائل درونی و بیرونی تقسیم كرد.
▪▪ دلائل درونی:
طرفداران این نظریه ضمن استناد به آیات و تمسك به آنها سعی در اثبات و دفاع از نظریه خویش را نموده اند. آیات: در قرآن كریم آیاتی همچون «مَّا فَرَّطْنَا فِی الْكِتَـبِ مِن شَیْء» [۲۹]،«وَ نَزَّلْنَا عَلَیْكَ الْكِتَـبَ تِبْیَـنًا لِّكُلِّ شَیْء» [۳۰] و... وجود دارند كه طرفداران این نظریه ضمن استناد به آنها سعی كرده اند رأی خویش را فرآیندی از فهم و جمع این آیات بدانند. یكی از محققان و مؤلفان بزرگ علوم قرآنی كه خود به این نظریه معتقد است ضمن نقل دو آیه شریفه فوق می نویسد: «و من می گویم: كتاب عزیز خداوند بر هر چیزی مشتمل است، اما انواع علوم هیچ باب و مسأله ای كه پایه و اصل، باشد نیست مگر آن در قرآن بر آن دلالتی هست» [۳۱] و یكی دیگر از ایشان می گوید: «قرآن شامل هر چیزی است و متعرض علوم و فنون و... شده است... چرا كه خود فرموده «مَّا فَرَّطْنَا فِی الْكِتَـبِ مِن شَیْء» [۳۲]».
▪▪دلائل بیرونی:
الف) روایات: مدافعان نظریه فوق در تأیید برداشت خود از آیات كریمه الهی و هر چه دینی تر كردن آن برداشت، به روایاتی چند نیز تمسك كرده اند كه از آن جمله می توان به «و سعیدبن منصور از ابن مسعود آورده كه گفت: «هر كس علم می خواهد بر او باد قرآن كه در آن خبر اولین و آخرین هست» بیهقی گفته: یعنی: اصول علم» [۳۳] اشاره كرد. و یا روایاتی همچون «كتاب خدا، در آن است خبر پیش از شما و خبر بعد از شما، و حكم ما بین شماها.» [۳۴] كه در منابع شیعی و اهل سنت نقل شده است.ب) نگاه تطبیقی بعضی از معتقدان به جامعیّت مطلق قرآن ضمن بیان تطبیقی و خارجی برخی آیات بر حِرَف و فنون مختلف سعی در دفاع از نظریه خویش كرده اند. به عنوان نمونه ایشان در مورد اثبات وجود اصول صنایع و نامهای ابزارهای ضروری آنها همانند، خیاطی به آیه ۲۲ سوره اعراف، نویسندگی به آیه ۴ سوره علق، كشاورزی به آیه ۶۳ سوره واقعه و... استناد كرده و سعی در دینی جلوه دادن تمامی این فنون و حِرَف كرده اند. [۳۵] در مورد علوم جدید نیز برخی از ایشان نوشته اند: «آیاتی كه تفسیر آن به دانش علوم جدید مرتبط می گردد بسیار است». [۳۶] و هم ایشان برای همسونشان دادن آموزه های وحیانی با نوآوریهای دانش جدید در عرصه انسان شناسی و تأیید نظریه تك سلولی حیوانی به آیاتی چون ۷ و ۸ سوره سجده، ۶۷ مؤمن، ۷۱ سوره صاد، ۴۵ سوره نور، ۱۸۹ سوره اعراف... استناد كرده و می نویسد: «شاید منظور آیه ۴۵ سوره نور همین باشد كه: تمام حیوانات از یك منشأ پدید آمدند و سپس به پرندگان و چرندگان و غیره تقسیم شدند و انسان هم از تغییر و پیشرفت و تحول نوعی حیوان به وجوده آمد.» [۳۷] این نظریه به نظر می رسد همچنان به حیات خویش تداوم داده و با توجه به پیشرفت دانش بشری سعی در ارائه مستندات بیشتری نماید.
●نظریه دوم و دلائل آن: جامعیت نسبی قرآن:
معتقدان به این نظریه می گویند: قرآن جامعیت دارد ولی جامعیتش محدود به حیطه مورد انتظار و محدوده مسؤولیت قرآن است. به بیان دیگر قرآن چون برای هدایت است، جامعیتش نیز در همین قلمرو قابل پذیرش است و نه بیشتر، البته خود این صاحب نظران نیز به دو دسته طرفداران جامعیت نسبی حداقلی و جامعیت نسبی حداكثری قرآن تقسیم می شوند كه از پرداختن به این نكته به جهت اختصار صرف نظر می كنیم. [۳۸] این نظریه پرطرفدارترین نظریه در میان محققان علوم قرآنی و مفسران بوده است. نظریه جامعیت نسبی همان گونه كه در میان گذشته گان دارای بیشترین اقبال و استقبال بوده است، در میان معاصرین ما نیز چنین است. [۳۹]جامعیت نسبی چون مورد توجه بیشتر بوده است لذا مستندات بیشتر و قویترـ نسبت به دیگرنظریات ـ را نیز در پی داشته است. طرفداران این نظریه دلائل متعدد و مختلفی از كتاب، سنت و عقل ارائه كرده اند كه ما به بعضی از آنها اشاره خواهیم كرد ولی قبل از آن لازم به تذكر است كه ادله ایشان را می توان به دو دسته تقسیم كرد... دلیل عقلی و دلائل نقلی. دلائل نقلی مستندات قرآنی و روائی ایشان است و دلیل عقلی شامل استنادات عقلی طرفداران این نظریه است كه ابتدا به دلیل عقلی ایشان اشاره می كنیم.
الف) دلیل عقلی: لازمه خاتمیت نبوت، جامعیت قرآن است: [۴۰] برخی از طرفداران جامعیت نسبی قرآن معتقدند «... اگر پیامبر اسلام، خاتم پیامبران است، و پس از وی پیامبری نخواهد آمد و كتاب یا دستور و یا شریعتی پس از وی نازل نخواهد شد، معنایش جاودانگی دستورها و تعالیم است.
لذا آنچه بایسته آوردن بوده، آورده و آن چه بایسته گفتن بوده را گفته، «تِبْیَن كل شَیْء» بوده و از هیچ چیز فرو گذار نكرده اما اگر در این زمینه نیازمند راهنمایی دیگران بود، احكامش جاودانی و جامع نبود.» [۴۱]
نتیجه اینكه: «اگر دستورات قرآن جامع نباشد لازم می آید كه بعداً قوانین و مقرراتی بیاید كه یا آنها را نسخ و یا تكمیل كند و این با خاتمیت نبی منافات دارد.» [۴۲] با این تقریر این صاحبنظران معتقدند كه لازمه خاتمیت نبی اسلام(ص) جامعیت قرآن است. ولی همان گونه كه اشاره كردیم، این صاحبنظران جامعیت را نسبی دانسته و محدود به هر آنچه لازمه هدایت بشری است، كرده اند ایشان معتقدند: «.. اما اینكه شمولیت قرآن به این معنی باشد كه شامل علومی چون طبّ و فیزیك و كیمیا... می شود كلامی در نهایهٔ خطاست، چرا كه شمول در این آیه «تِبْیَـنًا لِّكُلِّ شَیْء» به معنی بیان آنچه كه در محدوده هدایت الهی است و دخالت در حیات معنوی انسانی دارد می باشد.» [۴۳]
ب) دلیل نقلی: طرفداران جامعیت نسبی قرآن در تأیید نظریه خویش به آیات و روایاتی استناد كرده اند كه به مواردی از آنها اشاره می كنیم. تذكر این نكته لازم است كه آیات مورد نظر ایشان برخی شان همان آیاتی است كه معتقدان به نظریه اول نیز بدانها تمسك كرده بودند كه تنها نكته تفاوت در نوع برداشت هر یك از ایشان از این آیات مشترك است. آیات: طرفداران نظریه دوم به آیاتی از جمله ۸۹ سوره نحل، ۱۱۱ سوره یوسف، ۳ سوره مائده، ۳۸ سوره انعام و آیاتی كه قرآن و دین اسلام را دینی جهانی معرفی كرده اند همانند، آیه ۱۰۷ سوره انبیاء، ۵۲ سوره قلم، ۲۸ سوره سبأ و... استناد كرده اند. [۴۴] به عنوان نمونه به یكی از بهترین آیات كه این صاحب نظران آنرا برای اثبات جامعیت نسبی قرآن تقریر كرده اند اشاره می كنیم. «یكی از آیاتی كه سخت مورد توجه قرآن پژوهان و كلامی ها قرار گرفته آیه شریفه «وَ نَزَّلْنَا عَلَیْكَ الْكِتَـبَ تِبْیَـنًا لِّكُلِّ شَیْء وَ هُدًی وَ رَحْمَهٔ...» می باشد.... جمله مورد استشهاد «تِبْیَـنًا لِّكُلِّ شَیْء» است كه عموم مفسران برای جامعیت قرآن به آن استناد كرده اند و از این جهت تردیدی روا نداشته اند. در توضیح معنای آیه گفته اند: قرآن در مقام بیان هر امر مشكل و نیازی است، مشكلاتی كه به حلال و حرام، ثواب و عقاب و هدایت و ضلالت مردم مربوط می گردد. وقتی «تِبْیَـنًا» با كلمه «لِّكُلِّ شَیْء» ضمیمه می شود، عمومیت را فایده می دهد و شامل همه مسائلی می شود كه از نظر عقلا از دین توقع بیان آن می رود. چون ما به عیان مشاهده می كنیم كه قرآن در بسیاری از مسائل ساكت است و به آنها نپرداخته و هیچ گاه نه در عهد پیامبر و نه بعدها از قرآن چنین توقعی نداشته اند كه قرآن باید این اموری كه از حوزه دین بیرون است را بیان كند، لذا نمی توانیم بگوئیم منظور از «لِّكُلِّ شَیْء» بیان همه اشیای عالم است.» [۴۵] محققان و مفسران طرفدار این نظریه با توجه به واقعیت های بیرونی، دایره دین را محدود به هدایت و لوازم آن كرده اند و تعبیراتی همچون «تِبْیَـنًا لِّكُلِّ شَیْء» ، «مَّا فَرَّطْنَا فِی الْكِتَـبِ مِن شَیْء» و... را مطابق این برداشت تفسیر كرده اند. ایشان دیگر آیات شریفه را نیز بر همین روال مورد مطالعه و استناد قرار داده اند كه از ذكر آنها صرفنظر می كنیم. [۴۶] روایات: معتقدان به نظریه دوم روایاتی چند را نیز در تأیید رأی خویش آورده اند كه مضامین آن روایات را نیز به سبك آیات مورد بحث توضیح، تبیین و احیاناً توجیه كرده اند. [۴۷] به عنوان نمونه می توان از روایت مرازم از امام صادق((علیه السلام))، [۴۸] مسعده بن صدقه از امام صادق((علیه السلام))، [۴۹] ایوب بن حرّ از امام صادق((علیه السلام))، [۵۰] و... نام برد. برخی از پژوهشگران قرآنی نیز روایات موجود در این زمینه را در حدّ استفاضه دانسته و ادعا كرده اند: «در روایات مربوط به جامعیت ـ كه شاید بتوان ادعا كرد در حد استفاضه است ـ دو محور مورد تأكید قرار گرفته...». [۵۱]
●نظریه سوم و دلائل آن: جامعیت مقایسه ای: [۵۲]
بعضی از صاحب نظران جامعیت قرآن را در مقایسه با دیگر متون وحیانی قابل تعریف دانسته اند ایشان معتقدند كه قرآن جامع است در مقایسه با دیگر كتب وحیانی، چرا كه پیامبر اسلام خاتم پیامبران است و دارای مقام جامع می باشد. چون چنین است متنی كه بر وی نازل شده نیز همانند وی جامعیت دارد و خاتم متون وحیانی است. «تمام حقایق و معارف ] به پیامبر داده شده است[ و به همین دلیل قرآن تمام معانی كتب انبیای سابق را جمع كرده است» [۵۳].این نظریه را به بزرگانی همچونابن عربی ، [۵۴] امام خمینی ((قدس سره))، [۵۵] سید جلال الدین آشتیانی [۵۶]و... [۵۷]نسبت داده اند، این صاحب نظران معتقدند كه «...چون ذات مقدس جلّ و علاء به حسب «كُلَّ یَوْم هُوَ فِی شَأْن» در كسوه اسماء و صفات تجلی به قلوب انبیاء و اولیاء كند و به حسب اختلاف قلوب آنها تجلیات مختلف شود و كتب سماویه كه به نعت ایحاء به توسط ملك وحی، جناب جبرئیل بر قلوب آنها نازل شده، به حسب اختلاف این تجلیّات و اختلاف اسمائی كه مبدئیت برای آن دارد مختلف شود، پس هر اسمی كه محیط تر و جامع تر است، دولت او محیط تر و نبوت تابعه او محیط تر و كتاب نازل بر او محیط تر و جامع تر است و شریعت تابعه او محیط تر و با دوام تر است. و چون نبوت ختمیه و قرآن شریف و شریعت آن سرور از مظاهر و مجالی یا از تجلیات و ظهورات، مقام جامع احدی و حضرت اسم ا...الأعظم است، از این جهت محیط ترین نبوات و كتب و شرایع و جامع ترین آنهاست.» [۵۸] این نظریه كه مبتنی بر آموزه های عرفانی است چندان مستدل به آیات و روایات نبوده و صرفاً با تبیین مقام عرفانی و معنوی نبی اكرم((صلی الله علیه وآله)) استفاده جامعیت كتاب شریف قرآن را نموده اند. ولی شاید بتوان تبیینی كه یكی از طرفداران آن رأی از حدیث شریف «اُعطیتُ جَوامعِ الكَلِم» [۵۹] ارائه كرده است را از جمله دلائل و مستندات روایی ایشان دانست. ایشان می گویند:«... و مراد از «جوامع الكلم» بودن قرآن، یا كلام آن سَروَر، آن نیست كه كلیّات و ضوابط جامعه ]را [بیان فرمودند، بلكه جامعیت آن عبارت از آن است كه چون برای جمیع طبقات انسان در تمام ادوار عمر بشری نازل شده، و رافع تمام احتیاجات این نوع است و...» [۶۰] لذا جامع است، از این تقریر كه بگذریم برخی از مدافعان این نظریه سعی در ارائه دلیل عقلی بر این مسئله نموده اند كه ما به جهت رعایت خلاصه گزینی از نقل آن خودداری می كنیم. [۶۱]
●نظریه چهارم: عدم جامعیت قرآن:
این نظریه بر آن است كه قرآن كمال دارد، همان گونه كه خود قرآن بدان اشاره كرده است ولی جامعیت ندارد. [۶۲]این رأی مبتنی بر تفاوت گذاشتن بر دو مفهوم جامعیت و كمال است. این نظریه را دكتر عبدالكریم سروش مطرح كرده و از آن دفاع كرده اند. ایشان معتقدند كه «دین كمال دارد و نه جامعیت» [۶۳] چرا كه «فرق است میان كامل بودن و جامع بودن. جامع بودن یعنی همه چیز را در بر می گیرد، گویی دین سوپرماركتی است كه هر چه بخواهید در آن پیدا می شود.» [۶۴] ایشان اگر چه صرفاً به تفاوت بین كمال و جامعیت دین اشاره كرده اند اما دلیل بیرونی ایشان كه در ضمن مثالی تبیین شده عبارت است از: «برای مثال شما مثلثی رسم می كنید، این مثلث در مثلث بودن كامل است، ولی البته چهار ضلعی یا پنج ضلعی نیست. و كسی نمی تواند بگوید چون این مثلث چهار ضلعی یا صد ضلعی نیست پس ناقص است، هدف شما ترسیم یك مثلث بوده است و مثلثی كه شما كشیده اید از این حیث كامل است، ولی البته سه ضلع، جامع الاضلاع مقدر و ممكن نیست.» [۶۵] اشكال عمده این نظریه علاوه بر مستند نبودن آن به دلائل درونی دینی خلطی است كه بین كمال دین و كمال قرآن رخ داده است. اگر چه برای این نظریه می توان دلائلی همچون: الف) سكوت متون دینی، ب) مطابقت داشتن این نظریه با واقعیات بیرونی و... را اقامه و ارائه كرد. به عنوان نمونه با اینكه در قرآن كریم با صراحت از كمال دین «اكملتُ» [۶۶]و اتمام آن «أَتْمَمْت» [۶۷] سخن به میان آمده است اما هیچ اشاره ای به مفهوم و یا واژه جامعیت نشده است. با توجه به مبانی ما در مورد قرآن و تأكید قرآن بر «تِبْیَن كل شَیْء» بودن خود و از آن سو نپرداختن و تبیین نكردن جامعیت خود می توان نتیجه گرفت كه جامعیت قرآن اگر مفهومی جدای از كمال دین داشته باشد بوسیله قرآن قابل اثبات نیست. روایات نیز كه تفصیل دهنده قرآن و وحی اند همان گونه كه اشاره كردیم [۶۸] واژه جامعیت را به كار نگرفته اند و آنچه در روایات با تعابیری چون «لم یدع شیئاً یحتاجُ الیه الأمهٔ» [۶۹]یا «ما من امر یختلف فیه اثنان إلاّ وله اصل فی كتاب اللّه» [۷۰]یا «ما یحتاجون الیه الی یوم القیامهٔ» [۷۱] و... آمده است به نظر می رسد در مقام تبیین و توضیح همان مفهوم كمال قرآن و دین هستند و نه اینكه بخواهند مفهومی جدید كه همان جامعیت باشد را اثبات و تبیین كنند. تذكر این نكته مفید است كه: متأسفانه ظرافتها و ظرفیت های لازم مباحث علمی، در این مبحث بر جمعی از پژوهشگران پوشیده مانده و ایشان را به خلط و خطاهایی گرفتار كرده كه می شد از آنها پرهیز كرد. خلط ها و خطاهایی چون یكسان انگاری مفهوم جامعیت و كمال، یكسان انگاشته شدن جامعیت قرآن با جامعیت دین و استناد به آیات دال بر كمال دین و شریعت، برای جامعیّت قرآن از این نمونه هاست. [۷۲] بر طبق مبانی شیعی قرآن مهمترین و اولین منبع وحی و دین است اما تمام آن نیست بلكه سنت نبوی(ص) و دیگر معصومین نیز بخشی از وحی و دین است و چه بسا كه كسی معتقد باشد كه دین جامعیت دارد ولی قرآن به تنهایی جامعیت ندارد. [۷۳] یعنی چون دین شامل قرآن و سنت است لذا جامعیت دارد و در مقابل قرآن یا سنت را به تنهایی نمی توان جامع دانست.

وبگردی
در حالی که همه دنیا فکر میکردند این آغوش جنسی است مطهری گفت مادرانه بود. ولی اشکال داشت !
در حالی که همه دنیا فکر میکردند این آغوش جنسی است مطهری گفت مادرانه بود. ولی اشکال داشت ! - وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به نمایش در آغوش کشیدن تیم ملی کروواسی توسط رئیس‌جمهور کشورشان،گفت: ایشان با یک حس مادرانه این کار را انجام داد و این آغوش، جنسی نبود، البته که پخش آن نباید انجام می‌شد.
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟ - احزاب و شخصیت‌ها - زندگی ساده آیت‌الله جنتی گرچه از ویژگی‌های مثبت شخصیت وی است اما نوع نگاهش به عرصه سیاسی و مصداق‌یابی های وی درخصوص افراد انقلابی انتقادهای زیادی را متوجه او می‌کند.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا - صحبت های تامل برانگیز آیت الله رودباری درمورد ربا در کشور
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+)
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+) - فیلم - گزارشی کامل و کوتاه از سرگذشت وحید مرادی گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان را در ویدئوی زیر ببینید.
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا - مراسم اکران خصوصی فیلم هزارپا با حضور هنرمندان و بازیگران این فیلم سینمایی شب گذشته 9 تیر 1397 در برج میلاد برگزار شد.
قصور تاریخی دولت
قصور تاریخی دولت - چه باید کرد؟ پرسشی که نوبخت پرسیده است، اما شاید به دنبال پاسخ آن نباشد. در شرایط کنونی دولت و حامیان اصلی آن در مظان این اتهام تاریخ قرار خواهند گرفت که چرا به دنبال طرح و پاسخ مهم‌ترین سوال شرایط بحرانی کنونی نرفتند.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند