چهارشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۷ / Wednesday, 23 January, 2019

زنان در آگهی های بازرگانی


زنان در آگهی های بازرگانی
● بازتولید نقش های سنتی زنان در تبلیغات
زن خسته و غمگین روی مبل نشسته و می گوید هرچه می شوید و می سابد باز هم همه جای خانه اش کثیف است. زنی که روبه رویش نشسته با شادی و سرخوشی لیست طویلی از پودرها و مایع های ظرفشویی و رخت شویی و شیشه شویی و کف شویی و... را برایش ردیف می کند و همراه با حرف های او تصویر زنانی که مشغول شست وشو و تمیز کردن خانه هستند نشان داده می شود. پایان آگهی هم لبخند از سر رضایت زن اول است و صدایی که به او می گوید دیگر نگران کثیفی خانه اش نباشد.
این آگهی که این روزها برای تبلیغ محصول یک شرکت مواد شوینده از تلویزیون پخش می شود، یکی از صدها آگهی تلویزیونی است که کلیشه ثابت زنی که یا در آشپزخانه است یا در حال نظافت و شست وشو بارها و بارها در آن تکرار شده است.
زن کدبانویی که مسوول نظافت و پخت و پز خانه است و حالا به خاطر تمیز کردن منزل دچار عقده روحی شده یا مقصر و شرمسار به خاطر کثیف بودن منزل نشان داده می شود.
بر اساس پژوهش های انجام شده، آگهی های بازرگانی تلویزیون ایران، صرفاً ترفندهایی تبلیغاتی برای سوق دادن بینندگان به خرید کالاهای معین نیست و از هر حیث برسازنده و مبین ارزش های فرهنگی غالب در جامعه امروز ما هستند. به بیان دیگر گفتمان خاصی در پس این آگهی ها، مخاطبان را به اتخاذ نگرش ها و الگوهای رفتاری معین و نیز به باور آوردن ارزش های معین اجتماعی ترغیب می کند.(۱)
چند دقیقه تماشای آگهی های بازرگانی برای شناختن این الگوی رفتاری معین، کفایت می کند.
● تبلیغ مایع ظرفشویی
ظرف های کثیف روی هم تلنبار شده اند، «زن» در آشپزخانه با غصه به ظرف ها نگاه می کند، یک قطره از مایع ظرفشویی معجزه می کند و «زن» همه ظرف ها را در چند ثانیه می شوید.
● تبلیغ لوازم خانگی
ماه رمضان است و نزدیک اذان، همه اهل خانه با هم وارد می شوند، مرد خانه بلافاصله برای گرفتن وضو به سمت دستشویی می رود و خانم خانه بلافاصله به آشپزخانه می رود و با کمک وسایل برقی در عرض چند دقیقه افطار را آماده می کند. موقع اذان مرد بالای میز نشسته، بچه ها دور میز منتظر آماده شدن غذا هستند و خانم همچنان در حال رفت و آمد برای چیدن میز است.
● تبلیغ انواع و اقسام رب، روغن و سس
زن در آشپزخانه غذا می پزد، مرد سر میز نشسته، غذا را می خورد و لذت می برد.
در تمامی این آگهی ها زن ها در حال شست و شو، رفت و روب و آشپزی هستند. تبلیغ وسایل مدرنی که کار زنان را راحت تر و سریع تر کرده نیز هیچ تغییری در تصویر کلیشه یی زنی که همیشه جارو و دستمال و کفگیر به دست دارد نداده است. در هیچ تبلیغی نشان داده نمی شود زنی که به یمن وجود ماشین لباسشویی و ظرفشویی و جاروبرقی و چرخ گوشت و پلوپز و چای ساز و... وقت کمتری را صرف کارهای خانه می کند، کتاب می خواند، پیاده روی می کند یا حتی تلویزیون تماشا می کند. در عوض زنی که قبلاً برای مهمانی اش دو نوع غذا می پخته، حالا که به خاطر داشتن ماکروویو می تواند دو نوع غذایش را در زمان کمتری آماده کند، وقت اضافه را صرف پختن چند نوع غذای دیگر می کند و میز را پر می کند از انواع و اقسام غذاهایی که پشت سر هم از ماکروویو بیرون می آورد.
تصاویر ارائه شده از مردان اما، کاملاً متفاوت است. مردها اغلب تلویزیون، اتومبیل و پروژه های مهم تجاری را تبلیغ می کنند و اگر در حال لذت بردن از دستپخت زنان و تمیزی خانه و لباس های شان نباشند در جلسات مهم کاری یا در حال تفریح و دویدن و قدم زدن در طبیعت هستند یا اینکه به عنوان کارشناس و سر آشپز محصولات غذایی و شوینده را به زنان معرفی می کنند.
این کلیشه ها وقتی بیشتر به چشم می آید که به تصویر ارائه شده از مردان و حتی پسربچه ها در تبلیغات نیز توجه کنیم. در ایران پژوهش های چندانی در رابطه با نقش زنان در تبلیغات انجام نشده اما آسمان همه جا برای زنان یک رنگ است و حداقل می توان پژوهشی که ۱۷ سال پیش درباره چگونگی حضور زنان در تبلیغات کشورهای اروپایی انجام شده را ملاک قرار داد.
مطالعه کامبرباخ (Cumberbach) در سال ۱۹۹۰ روی ۵۰۰ پیام بازرگانی نشان می دهد، ۸۹ درصد از پیام ها از صدای مردان برای گویندگی استفاده کرده اند حتی اگر شخصیت به نمایش درآمده در پیام زن بوده است.زنان معمولاً در حال استفاده از محصول تبلیغ شده نشان داده می شوند در حالی که مردان بیشتر در حال شرح دادن محصول یا در حال راهنمایی و آموزش محصول به تصویر کشیده می شوند اما هرگز در حال استفاده از محصول نیستند.
آگهی های بازرگانی ایران مصداقی روشن برای این پژوهشند؛ در تبلیغ ماکارونی ...، زن در آشپزخانه در حال پختن و آماده کردن ماکارونی است و مرد پس از دویدن در گندمزارها سر میز نشسته و در حال لذت بردن از طعم ماکارونی است.
در تبلیغ یک مایع نرم کننده، زن لباس های شسته شده را تا می کند و پسرش از نرمی بلوز و حوله اش لذت می برد.
در تبلیغ انواع و اقسام چای زن ها در حال دم کردن چای و آوردن آن برای خواستگار نشان داده می شوند و مردها پس از یک روز سخت کاری در اداره یا یک جلسه مهم چای می نوشند.
بخشی دیگر از این آگهی ها بازتولید همان باور سنتی است که مرد مسوول و رئیس خانواده است.
در یک آگهی دیگر که برای تبلیغ خدمات بیمه ساخته شده است، کارمند شرکت بیمه به منزل یکی از مشتری ها زنگ می زند تا در مورد خدمات شرکتش توضیح دهد. خانم خانه گوشی تلفن را برمی دارد و به محض اینکه متوجه می شود موضوع مورد بحث بیمه اموال خانه است، گوشی را به شوهرش می دهد.
در تیزری هم که هنگام سرشماری عمومی از تلویزیون پخش می شد، مسوول سرشماری به خانه یی مراجعه می کند و زن خانه که نمی خواهد با این طرح همکاری کند، می گوید؛ «آقامون خونه نیست.» و اطلاعات مورد نیاز برای سرشماری را نمی دهد، مامور سرشماری هم جواب می دهد؛ «پس من بعد در وقت اداری می آیم که آقاتون خونه باشه.»
اینها فقط نمونه یی از ده ها آگهی بازرگانی است که هر روز از شبکه های مختلف نشان داده می شود و در کنار تبلیغ کالای مورد نظر، فرهنگ و باورهای مورد نظر را نیز تبلیغ می کنند. باورهایی که در هر صورت نوعی آموزش رفتار است و کلیشه های رایج زنانه و مردانه و تایید می کنند.به عبارت دیگر چنانکه حسین پاینده نیز در پژوهش خود تاکید می کند؛ بمباران بینندگان برنامه های تلویزیون با ایماژهای جنسیتی در آگهی های تجاری تلویزیون، ارزش های فرهنگی ناخودآگاهی را در اذهان آحاد جامعه می سازد یا تقویت می کند که بر اساس آنها، محاسبه دقیق، توانمندی علمی، قدرت تصمیم گیری درست، عقلانیت و سایر ویژگی های برتر را باید در مردان سراغ گرفت. (۲)
● زن بی دست و پای مدرن
البته همه مردهایی که در آگهی های بازرگانی حضور دارند، رئیس و کارشناس و سر آشپز و ورزشکار و... نیستند. گاهی اوقات مردها هم ظرف می شویند، چای دم می کنند و حتی آشپزی می کنند.
مشهورترین مردی که محصولات آشپزی را تبلیغ می کند، نام کوچک شخصیت اول یک کالای تجاری است؛ مردی که در همه آگهی ها فقط صدای او را می شنویم و محصول مورد نظر بر اساس دیالوگ یک زن جوان و مادرشوهرش جلو می رود. مادرشوهر که نماد زن سنتی است از طعم و عطر برنج و چای خوشش آمده و از عروسش که بنا به باورهای رایج مسوول پخت و پز است، از نوع محصول و اینکه چند پیمانه دم شده است، می پرسد و عروس که نماد زن مدرن در این آگهی است، چیزی در مورد اینها نمی داند و مدام شوهرش را صدا می کند....
به عبارت دیگر شاید بتوان این آگهی را نوعی واکنش منفی و مقاومت در برابر خانواده برابر و مرد مدرنی که همه کارهای خانه را به دوش زن نمی اندازد تلقی کرد. واکنشی که در پی بی اثر بودن تکرار صدباره زن خانه دار در حال شست و شو و پخت وپز، این بار با نشان دادن یک زن بی دست و پای مدرن می خواهد باورهای خود را بازتولید کند.
● صبح ها برای زنان، شب ها برای مردان
نگاه سنتی و کلیشه یی حاکم بر اغلب آگهی های بازرگانی حتی در زمان پخش آگهی ها نیز تاثیر گذاشته است.
بنا به پژوهشی که طی یک دوره سه ماهه در سال های ۸۲ و ۸۳ روی آگهی های بازرگانی تلویزیون انجام شده است، محصولات مربوط به کارهای خانه و به ویژه آشپزی بیشتر صبح ها، یعنی زمانی که زنان خانه دار بیننده تلویزیون هستند، پخش می شود و آگهی های مربوط به اتومبیل و محصولات لازم برای نگهداری و سرویس اتومبیل تقریباً انحصاراً شب ها پخش می شوند یعنی در زمانی که از دیدگاه سفارش دهندگان و پخش کنندگان این آگهی ها، مردان که مصرف کنندگان این خدمات هستند، می توانند بیننده تلویزیون باشند.
آگهی های بازرگانی یک رسانه فرهنگی نیستند اما به هیچ وجه نمی توان آنها را تجربه یی خنثی و عاری از پیامدهای فرهنگی فرض کرد و چنان که «استفانی گرت» در کتاب جامعه شناسی جنسیت تاکید می کند، هرگز نمی توان به تبلیغاتی که کودکان و بزرگسالان در معرض آن قرار دارند، بی اعتنا ماند.
کلیشه های جنسیتی که هر روز به دفعات به بهانه تبلیغ یک کالا نشان داده می شود، بدیهی و طبیعی بودن نقش های سنتی زنان را با شیوه های مختلف تکرار می کند. این آگهی ها با نادیده گرفتن برخی از جنبه های زندگی زنان، آنها را در قالب یک مادر و همسری کدبانو که دغدغه یی جز یافتن بهترین راهکارها برای پختن یک غذای لذیذ و پاکیزه نگاه داشتن خانه ندارد به تصویر می کشند.

مریم حسین خواه
پی نوشت ها
(۱)حسین پاینده، قرائتی نقادانه از آگهی های تجاری در تلویزیون ایران، ص ۹
(۲)همان. ص ۲۷۹

منبع : روزنامه اعتماد

مطالب مرتبط

بیلبورد در تبلیغات ایران

بیلبورد در تبلیغات ایران
کاربرد بیلبوردها در ایران لزوما مانند همتایان خارجی آن نیست و راستش را بخواهید تبلیغات ما با تبلیغات کشورهای صنعتی و کشورهای مصرفی زمین تا آسمان تفاوت میکند. کافی است تلویزیون را روشن کنید و ببینید که تبلیغ محصولات خارجی مانند سامسونگ، چقدر با تبلیغ محصولات داخلی از انواع خوراکیها گرفته تا مواد شوینده و لاستیک اتوموبیل و.... متفاوت است.
دلیلش سابقه کوتاه تبلیغات در ایران پس از انقلاب است و راستش، تنبلی و سرهم بندی کردن بعضی اشخاص تبلیغ ساز که در عین اینکه از علم تبلیغات و ریزه کاریهای آن بیخبرند، با گرفتن دستمزد کمتر، کار بیشتری میگیرند و سلیقه ما را به عنوان سفارش دهنده و مخاطب، در حد بسیار پایین نگه داشته اند. باز جای شکرش باقی است که اشخاصی مانند زرتشت سلطانی، با طرحهای زیبا و فراموش نشدنی اش، به خصوص برای محصولات روزانه، جانی به تن گرافیک بی رمق و ترسان و لرزان ما داد و نشان داد که کار موفق تبلیغاتی نباید لزوما پر لنگ و لعاب و همراه با ملودی شش و هشتی که قصه امیر ارسلان تعریف میکند، باشد و اتفاقا برای در یاد ماندن باید ساده، زیبا و نو باشد و در اثر کوشش چنین افرادی، امروز شاهد نمونه های بسیار زیباتری از تبلیغات جاده ای و خیابانی هستیم.
● تبلیغات از دوران دانشجویی ما تا به امروز
برای اینکه کمی با اوضاع و احوال تبلیغات در ایران بعد از انقلاب آشنا شوید، بد نیست این تاریخچه را همراه با تجربه شخصی خودم به عنوان دانشجوی گرافیک و آنچه در طول تحصیل و بعد از آن پیش آمد برایتان بگویم. سال ۱۳۶۸ بود که بعد از دوران موشک باران تهران، پس از مقدار زیادی تحقیق درباره رشته ای که فقط نامش را شنیده بودم، در کلاس کنکور ثبت نام کردم. تعریف گرافیک یا ارتباط تصویری، برایم بسیار جالب بود، " ارسال بیشترین پیام ممکن با کمترین تصویر و در کوتاه ترین مدت" کاری بود که یک گرافیست خوب و یک اثر گرافیکی صحیح باید موفق به انجامش میشد.
من در سال ۱۳۶۹ وارد دانشگاه هنر شدم و با هیجان تمام در اولین کلاس کارگاهی نشستم، اما آن روز متوجه شدم که برخلاف آنچه همه از رشته گرافیک شنیده بودیم باد هوا است، چون تبلیغات، منبع مهم تغذیه و پیشرفت این علم و هنر، در ایران ممنوع اعلام شده بود و مگر در سال چند کتاب چاپ میشد؟ چند پوستر سینمایی و تاتر مورد نیاز بود؟ از سال ۶۹ تا اواسط دهه ۷۰ میگویم ها! آن روزها مهمترین اتفاق، جشنواره فجر بود که تمام مواد تبلیغاتی اش را بزرگان هنر مانند آقایان ممیز و حقیقی و استادان دیگر انجام میدادند و به تازه کارها، اگر شانس داشتند، کار تمیزکاری محول میشد. طرح جلد کتاب که هیچ، تصویرسازی کتاب کودک هم که حرفش را نزن، پس ما ماندیم و دانسته هایی درباره روشهای مختلف تبلیغ، بازاریابی، بسته بندی و... که انقدر خاک خورد تا از مد افتاد.
دردسرتان ندهم، از ۲۷ نفر هم کلاس ما، شاید ۵ نفرشان امروز گرافیستهای اسم و رسم دار و پرکار هستند و باقی آنها به کارهایی دیگر پرداخته اند. کار طراحی گرافیک در زمان ما، تمام دستی بود و خبری از نرم افزارهای کامپیوتری و لوازم کار ارزان نبود، مدرن ترین وسیله ای که ما در سال آخر دانشگاه با آن آشنا شدیم "ایر براش"Air Brush بود که آنرا در کلاس زنده یاد ابوالفضل عالی آموختیم و چقدر هم از کار با آن لذت میبردیم.
در آن زمان کامپیوتر بلای جان استادان و طراحانی بود که نسبت به شیوه های دستی و سنتی بسیار متعصب بودند و نمیتوانستند قیافه منحوس آنرا در دفتر کارشان تحمل کنند و نتیجه اینکه کار طراحی و آماده کردن آن برای چاپ- به نسبت امروز- بسیار کند پیش میرفت و موفقیت در آن نیازمند تجربه، آشنایی با ریزه کاریهای چاپ و مواد اولیه بسیار بد آن روزها، داشتن چاپخانه دار آشنایی که برایت رنگ خوب بسازد و دستگاهش را قبل از شروع کار تمیز کند، ناظر چاپ خوب و صدها فوت و فن دیگر بود و از عهده هر کسی بر نمی آمد.
یادآوری کنم که در سال ۷۲، تنها دفتر گرافیکی که مجهز به سیستم کامپیوتری بود، دفتر آقای بیژن جناب بود که از پیشگامان گرافیک کامپیوتری در ایران به شمار میآید.
یک بار استاد مارا برای یک پدیده صنعت چاپ، به چاپخانه مگاپس در ساختمان اسکان برد و ما دانشجویان ندید بدید را مدتی در این مکان تمیز و مرتبی که هیچ شباهتی با چاپخانه های دیگر نداشت، گرداند و من تا مدتها منگ چیزی بودم که مدام نامش را فراموش میکردم، اسکنرScanner. جالب است نه؟ این روزها اسکنر در بیشتر خانه ها هست اما تنها ۱۲ سال پیش، پدیده ای محسوب میشد که برای دیدنش باید به گردش علمی میرفتی.
همان روزها که ما با دیدن یک کارت تبریک طرح آقای جناب و چاپ چاپخانه مگاپس، از شدت هیجان بستری شده بودیم، دوستی گفت" این سالهایی که شما در حال خط خطی کردن هستید، عده ای مشغول یادگرفتن برنامه های کامیوتری هستند و بعدها اینها هستند که کار را در دست میگیرند نه شما!" راست هم میگفت، تا مدتهای طولانی بعد از آزاد شدن تبلیغات در ایران که در حدود سالهای ۷۴ بود، بازار به دست همین دوستان افتاد و خوشبختانه اهل علم گرافیک هم نسبتا زود تعصب را کنار گذاشتند و به خاطر زنده ماندن هم که شده، تن به حضور کامپیوتر در دفاتر خود دادند و به زودی متوجه شدند که کامپیوتر، به خودی خود تنها یک ابزار است و نه تنها جلوی خلاقیت را نمیگیرد، بلکه با در اختیار قرار دادن هزاران امکان تصویری، دریچه های تازه ای از ذهن خلاق طراح را میگشاید و مسلم است که نتیجه کار کامپیوتری یک بی هنر و یک هنرمند، شبیه هم نخواهد شد.
از طرف دیگر، بالا رفتن تقاضا برای تبلیغات در بازار پر رقابت ایرانی، ورود لوازم چاپ مدرن کامپیوتری و پیشرفت دستگاههای دفاتر فنی (زیراکسی های سابق) همه و همه موجب شدند تا گرافیک در ایران شکل تازه ای به خود بگیرد و جانی به بازار طراحان بی کار دمیده شود.
در دوران قبل از انقلاب، آگهی های دیوار نویسی شده همه جا دیده میشد و کسی برای دیوار پولی پرداخت نمیکرد و تمام دیوارها در معرض خطر قرار داشتند، انقلاب، شکل تازه ای به دیوارها داد و مردم ایران را با شیوه دیگر استفاده از این سطوح فراوان آشنا کرد. تا سالها و حتا این روزها، شعار مرگ بر شاه بر بعضی دیوارها باقی مانده است.
پوسترهای سینمایی در حوالی مناطق پر سینما مانند بخش میانی خیابان ولی عصر، بیشتر به چشم میخورند و خلاصه اگر به تهران وارد شویم و مناطق آن را نشناسیم، بیلبوردها کمک بزرگی برای تشخیص منطقه و محیط به شمار میروند.
در نهایت به اینجا میرسیم که هرچند در ایران بیلبوردها آلبوم تاریخ معاصر ما نیستند، اما برای خود شخصیت مهمی پیدا کرده اند و به نوعی معرف شخصیت اهالی شهر هستند. در اینجا باید از دست اندرکاران این شناسنامه های عظیم شهری بخواهیم که در معرفی هرچه بهتر شهر و مردم آن بکوشند، سلیقه هنری و الگوی مصرفی جامعه را بهبود بخشند و فراموش نکنند که کار آنها قبل از اینکه جنبه مادی داشته باشد، کاری فرهنگی به شمار می آید و مسئولیت بزرگی بر عهده آنان گذاشته است.
با قدرت گرفتن شهرداریها و برقرار شدن قوانین زیبا سازی شهری و سخت گیری مقامات، عملیات تمیز کاری دیوارها انجام شد و شهرداری برای زیبا شدن نمای بعضی از عمارات، آنها را با نقاشیهای بزرگی شامل پوشاند که بعضی با مناسبت (مانند یادواره شهدا یا مناسبتهای مذهبی) و بعضی صرفا تزئینی بودند.
با تمام سخت گیریها باز هم سر و کله پوسترهای تبلیغاتی بر روی دیوارها پیدا شد تا بالاخره شهرداری باز هم ابتکار به خرج داد و چهارچوب های بزرگ و مشخصی را برای تبلیغات آزاد اختصاص داد و تعدادی را هم برای تبلیغات طولانی مدت در مکانهای استراتژیکی چون سه راه ولی عصر – فاطمی، نصب و اجاره داد.
شرکت تبلیغاتی "بلاغ نور" اولین شرکتی بود که پس از سالها دست به کار تهیه، نصب و اجاره پایه بیلبورد شد. قیمت اجاره این پایه ها در آن زمان سرسام آور بود و ما گرافیستها احساس شدید غبن میکردیم! اما از طرفی میدانستیم که چنین کاری، پشتوانه بزرگ مالی و دولتی لازم دارد و افرادی که متخصص بازاریابی و خلاصه بلد کار باشند.
● بیلبورد این جا، بیلبورد آنجا، بیلبورد در همه جا!
برخلاف رشد کند و حرص آور سلیقه در تبلیغات تلویزیونی، مسئولان و تبلیغات چی های خلاق به سرعت به امکانات و برتریهای بیلبورد پی برده و انواع ترفندها و هنرها را بر روی آن پیاده کردند. مدتی پس از جا افتادن بیلبوردهای تک و توک در بزرگ راهها، بیلبوردهای چند تصویری به عجایب تبلیغاتی شهر افزوده شد و در چهار راه های پر رفت وآمد نصب شد. ما آرزو میکردیم چراغ قرمز دیرتر سبز شود تا ما هر سه تبلیغ را ببینیم و از تغییر تدریجی آنها به یکدیگر مات و مبهوت شویم.
تعداد آثار زیبای تبلیغاتی در این دوران کم نیست، بیلبورد سه بعدی برف، در بزرگراه رسالت یکی از زیباترین بیلبوردهای سه بعدی این سالها به شمار میرود و مجموعه آثار زرتشت سلطانی در تبلیغات محصولات غذایی روزانه، نقطه عطفی در هنر گرافیک تبلیغاتی ایران هستند.
ناگفته نماند که گاهی سر و کله اشکال نامناسب و جملات تبلیغاتی بسیار طولانی هم روی این تابلوهای عظیم پیدا میشود که نه تنها وظیفه خود را انجام نمیدهند که موجب حواس پرتی راننده و تصادف احتمالی نیز میشوند. خوشبختانه تعداد چنین طرحهایی رو به کاستی است و مشخص است که افرادی خوش ذوق مشغول کار گرافیک و تبلیغات هستند.
در این میان پوسترهای سینمایی و پوسترهایی درباب مسائل اجتماعی مانند اعتیاد، تنظیم خوانواده و مانند آن که در ابعاد بزرگ بر روی بیلبوردهای اندازه متوسط داخل شهر نصب میشوند هم برای خود داستانی دارند. اگر توجه کرده باشید، پیام موجود بر تابلوهای تبلیغاتی در مناطق مختلف متفاوت است و بستگی به سطح زندگی در هر منطقه دارد. بیشتر تبلیغات مربوط به تولیدات داخلی، هشدارهای اجتماعی و مانند آن از میدان هفت تیر به پایین را در بر میگیرند و تبلیغات موبایل، کولر گازی و لوازم اندکی مدرن تر در حدفاصل هفت تیر تا پل پارک وی را پر میکنند و تبلیغات ساعت رولکس و عطر ژیوانشی و کالاهای لوکس، از سمت شمالی پل به بالا آغاز میشود.
پوسترهای سینمایی در حوالی مناطق پر سینما مانند بخش میانی خیابان ولی عصر، بیشتر به چشم میخورند و خلاصه اگر به تهران وارد شویم و مناطق آن را نشناسیم، بیلبوردها کمک بزرگی برای تشخیص منطقه و محیط به شمار میروند.
در نهایت به اینجا میرسیم که هرچند در ایران بیلبوردها آلبوم تاریخ معاصر ما نیستند، اما برای خود شخصیت مهمی پیدا کرده اند و به نوعی معرف شخصیت اهالی شهر هستند. در اینجا باید از دست اندرکاران این شناسنامه های عظیم شهری بخواهیم که در معرفی هرچه بهتر شهر و مردم آن بکوشند، سلیقه هنری و الگوی مصرفی جامعه را بهبود بخشند و فراموش نکنند که کار آنها قبل از اینکه جنبه مادی داشته باشد، کاری فرهنگی به شمار می آید و مسئولیت بزرگی بر عهده آنان گذاشته است.

وبگردی
تجمع بازنشستگان مقابل وزارت کار
تجمع بازنشستگان مقابل وزارت کار - صبح سه‌شنبه (۲ بهمن) جمعی از بازنشستگان کشور از جمله معلمان بازنشسته در اعتراض به وضعیت معیشتی و همچنین وضعیت نامشخص صندوق بازنشستگی، روبروی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی تجمع کردند و همین مسأله هشتگ #بازنشستگان را در فضای مجازی پربازتاب کرد.
دوربین مخفی ساختمان لواسان داماد شمخانی و فاطمه حسینی
دوربین مخفی ساختمان لواسان داماد شمخانی و فاطمه حسینی - همه چیز درباره ساخت و ساز فاطمه حسینی، داماد شمخانی و داماد صفدرحسینی | سر کشیدن دوربین مخفی شهرداد به ساختمان های آقازاده ها در لواسان! | پخش اختصاصی از صفحه آپارات آوانت
ماجرای دختربازی اسلامی از زبان رحیم پورازغدی
ماجرای دختربازی اسلامی از زبان رحیم پورازغدی - رحیم پورازغدی در مراسمی که با موضوع فجای مجازی بود،گفت: دختر خانم چادری یک عکس آنچنانی از خودش گذاشته و نوشته زن نباید قربانی نگاه شهوت مردانه بشه، بعد پسره زیر پستش نوشته"ما رایت الا جمیلا"
ما به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم.
ما به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم. - رئیس کل دادگستری خراسان رضوی: ما در نظام جمهوری اسلامی به نمایندگی از امام زمان (عج) و به نمایندگی از خدا در امور مردم دخالت می کنیم. اگر فردی در زمان طاغوت در زندان بود، حبسش از مجازات اخروی او کم نمی کرد اما امروز اگر این تحمل کیفر یا قصاص و شلاق و دیگر احکام توسط حکام اسلامی و شرعی انجام می شوند یکی از آثار اخروی آن برای محکومان این است که این مجازات در آخرت از آنها برداشته می شود
جزئیاتی از منشا بوی بد تهران / فیلم
جزئیاتی از منشا بوی بد تهران / فیلم - بعد از فروکش کردن گازها، به حفاری ادامه دادیم و به یک مخزن بزرگ و استثنایی رسیدیم که بسیار عظیم تر از آنی بود که تصور می کردیم برای جایی مثل پلاسکو ساخته شود. برآورد ما از ابعاد این انبار فاضلاب این است که بین 400 الی 500 متر مکعب وسعت دارد و گازهای محبوس شده در این انبار در چندین دهه برای انتشار بوی بد در محدوده بزرگی از تهران کفایت می کند.
کلیپ جنجالی مهدی یراحی در باره جنگ / پاره سنگ
کلیپ جنجالی مهدی یراحی در باره جنگ / پاره سنگ - مهدی یراحی، خواننده ای که اخیرا موزیک ویدئوی جدید و اعتراضی خود با نام «پاره سنگ» را منتشر کرده است، از طرف برخی رسانه ها و مجید فروغی، مدیر روابط عمومی هنری مورد انتقاد قرار گرفته و شایعه هایی درباره ممنوع الفعالیت شدن یراحی به دلیل این ویدئو کلیپ و همچنین پوشیدن لباس کارگران گروه ملی در حمایت از مردم اهواز در کنسرت 6 دی ماه خود مطرح شده است. یراحی از جمله خواننده هایی است که همیشه نسبت به اتفاقات…
اهمیت فیلم صحنه دار و مرگ 10 انسان !
اهمیت فیلم صحنه دار و مرگ 10 انسان ! - گویا تلخی پخش فیلم صحنه دار، بیش از مرگ ۱۰ نفر است. درست همانطور که مسئله حجاب برای خیلی‎ها مهم تر از معیشت مردم است.
آقازاده شورای عالی انقلاب فرهنگی !
آقازاده شورای عالی انقلاب فرهنگی ! - انقلاب فرهنگی از این بالاتر که فرزند عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در آمریکا تابعیت بگیرد و از آنجا برای ایرانیان سبک زندگی تدریس بکند؟
رقص گروهی دختران دانشگاه الزهرا در حضور آقایان!
رقص گروهی دختران دانشگاه الزهرا در حضور آقایان! - ویدئویی عجیب از حرکات موزون گروهی دختران در دانشگاه الزهرا درحالی در فضای مجازی در حال انتشار است که مردان نیز در این مراسم حضور دارند!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان! - «شباهت عجیب علی الهام استاد هوا فضا در دانشگاهی در آلمان به غلامحسین الهام معاون رئیس جمهور سابق!
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر - سید احمد خمینی، نتیجه امام خمینی که چند هفته پیش با ازدواجش خبرساز شده بود، بار دیگر با انتشار عکسی از او و همسرش در حین سوارکاری حساسیت نسبت به خود را برانگیخته است و باعث تحریک مخاطبان و کاربران در فضای مجازی شده است.
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است !
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است ! - پس از اولین گفت وگوی رسمی میترا استاد (نجفی) و تایید ازدواجش با محمدعلی نجفی، حالا شهردار سابق، در نخستین واکنش به جنجال ها، عکس تازه ای از خود و میترا استاد در اینستاگرامش منتشر کرده است.