شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷ / Saturday, 23 February, 2019

اولین‌ها و آخرین‌های سینما در فضای سایبر


اولین‌ها و آخرین‌های سینما در فضای سایبر
روز تولد آدم ها معمولا اهمیت چندانی ندارد، آدم ها از لحظه ای مهم می شوند که کار مهمی در زندگی انجام دهند. دقیقا مشابه اتفاقی که برای سینما در فضای سایبر افتاد. همه چیز از لحظه ای اهمیت پیدا کرد که یکی از فعالان اینترنتی حوزه سینما به دیدار خسرو باباپور، روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی رفت و کارت ورود به سالن سینما مطبوعات را گرفت. بهمن ماه سال ۱۳۸۳. از آن تاریخ به بعد بود که فعالان اینترنتی حوزه سینما هم به رسمیت شناخته شدند و در کنار نویسندگان، منتقدان و روزنامه نگاران سینمایی رسانه های چاپی نشستند و فیلم های جشنواره فیلم فجر را تماشا کردند. پیش از آن نیز سینما در دنیای مجازی حضور داشت اما از آن تاریخ بود که مسئولان سینمایی کشور برای افرادی که در اینترنت، اخبار و گزارش های سینمایی را پوشش می دادند جایگاهی در نظر گرفتند. توجه و اعتماد به این دسته از فعالان سینمایی، دو، سه سال بعد از تولد اولین سایت های تخصصی سینما اتفاق افتاد.
سایت سینمایی « فیلم و سینما» از سال ۸۰ کار خود را به سردبیری کامبیز کاهه و مدیریت اجرایی علی باذل آغاز کرد. اسم های آشنای حوزه سینما برای فرار از مشکلات ممیزی نشریات چاپی به دنیای سایبر آمده بودند تا بتوانند آن طور که دلشان می خواهد از سینما بنویسند.
برای این کار، دفتری راه انداختند با فضای رسمی و آدم ها را رسما به کار دعوت کردند و در ازای مطلبی که این افراد نوشتند به آنها حق التحریر دادند و از این نظر جزو معدود دفاتری بودند که برای انتشار اخبار و نقدها و عکس های سایت سینمایی شان مبلغی پرداخت کردند. همزمان با انتشار این سایت، دقیقا در روزهایی که سینما هنوز در فضای آن لاین جایگاه خودش را پیدا نکرده بود، سایت دیگری راه افتاد با نام «سی نما». راه اندازی و اداره این سایت برعهده گروه جوان تری بود که آنها هم در سینما دستی به قلم داشتند. هر دو سایت جدی این حوزه از طرف نویسندگان سینمایی مطرح به دنیای سینما وارد شده بود. آدم هایی که می خواستند از سینما بنویسند، اما در رسانه های چاپی فضای لازم را در اختیار نداشتند. علاوه بر اینکه مخاطب تشنه ای وجود داشت که آنها می توانستند از سرعت انتشار اطلاعات در اینترنت استفاده کنند و با آنها وارد ارتباط شوند. سی نما در مقابل رقیب سرسخت خودش راه دیگری پیدا کرده بود. دست گذاشتن روی مخاطبی که هم می خواهد بداند و هم می خواهد آنقدرها جدی و رسمی از سینما نخواند. به موازات این حرکت ها بود که سایت سی نما گالری عکس فیلم ها و بازیگرانش را راه انداخت.
از شهریور ماه ۱۳۸۱، ۶ ماه پس از اولین نسخه آزمایشی این سایت و همزمان با روز ملی سینما در آن سال، این سایت راه افتاد. از یک طرف خسرو نقیبی، بابک غفوری آذر، مهدی طاهباز و دامون مقصودی و از طرف دیگر باذل و کاهه و دیگران که از سینما می نوشتند اما نه آنقدر زرد که تا پیش از این در فضای آن لاین دیده بودند. زردی یا همان عامه پسندی در سایت های دیگر پوشش داده می شد، حتی زودتر از آنکه این سایت ها بیایند و اخبارشان را به شکل موثق در اختیار مخاطبان قرار دهند. سایت «ایران اکتور» زودتر از هر دو این سایت ها راه اندازی شده بود و در حالی که سایت های جدی تر کار خود را متوقف کرده اند، این سایت همچنان به کار خود ادامه می دهد. اما بیش تر از آنکه به پوشش اخبار فراوان این حوزه توجه داشته باشد، با سرچ های ساده و طراحی کاغذ دیواری کار خود را راه می اندازد. اما دلیلی بزرگ تر از کاغذ دیواری برای ماندگاری سایت وجود دارد. شهرام فلسفی، یک بازاری که از تجارت اینترنتی اطلاعات کافی دارد. حضور او به عنوان سرمایه گذار باعث شده تا سرمایه کم اما کافی برای ادامه مسیر در دسترس باشد و احتیاجی به این نبوده و نیست که اعضای سایت بخواهند از جیبشان پولی بگذارند. راه های جذب آدم ها هم وجود داشته و دارد. مخاطبان این سایت می توانستند و البته همچنان می توانند از عکس های سینمایی سایت دیدن کنند.
با این ترفند، مخاطبی که تشنه دیدن گلزار و مهناز افشار است با سرخوشی و شادمانی از اینترنت خارج می شود و فراموش نمی کند دوباره به این سایت سر بزند. اما ایران اکتور آرم و مهر بزرگی بر روی عکس هایش می گذارد. به همین دلیل در آن زمان سایت سی نما عکس های فیلم ها را با قطعی بزرگ تر و کیفیتی بهتر بر روی سایت گذاشت. تا جایی که همچنان و بعد از دو سال و اندی که از آخرین به روز رسانی سایت می گذرد روزانه نزدیک به ۴ تا ۵ هزار بیننده ثابت دارد. سایت سی نما با این وجود که برای انتشار اخبار و یادداشت های سینمایی اهمیت قائل بود، اما فراموش نکرد که مخاطب عام را هم راضی نگه دارد. در همین راستا در مقطعی از زمان با انتشار نخستین مجله سینمایی آن لاین تلاش کرد، در هر دو حوزه بتواند مخاطبش را به دست بیاورد. انتشار نخستین مجله سینمایی آن لاین به سال ۸۲ و تلاش های سایت سی نما برمی گردد. در فروردین ماه ۸۲، با نگاه به سینما در سالی که گذشت، تنها شماره این مجله اینترنتی منتشر شد. از آن طرف و در میدان رقابت احمد شاهوند، سردبیر ایران اکتور سی نت مگ را راه اندازی کرد.
سایت سی نما تا یک سال بعد با خبر، یادداشت، عکس، گزارش و نقد فیلم کار خود ادامه داد و بعد از آن دیگر به روز نشد و تنها نشانه حیات نویسندگانش به ۶ ماه بعدتر و زمان جشنواره سال ۸۳ برمی گردد. زمانی که سایت به بهانه جشنواره به روز شد آنهم نه با قدرتی که هر ساله برای این کار می گذاشتند. خلاصه فیلم ها، دو ، سه عکس از فیلم های حاضر در جشنواره تمام تلاش این سایت برای همراهی با جشنواره فیلم فجر بود. در همان روزها و به واسطه مشکلاتی که برای یکی، دو نویسنده سینمایی از جمله کامبیز کاهه پیش آمد، سایت فیلم و سینما دست از کار کشید و کارش پایان یافت. حتی بعضی از افراد، علت مشکلات پیش آمده برای کامبیز کاهه و دیگران را، نوشته های اینترنتی شان می دانستند. همه این ماجراها و اتفاقات در بهمن ماه ۱۳۸۳ اتفاق افتاد. در روزهایی که یکی از فعالان اینترنتی حوزه سینما فیلم های جشنواره فیلم فجر را در سینمای مطبوعات دید.
سایت سوره سینما، یکی از نخستین سایت های دولتی این حوزه است که همزمان با جشنواره فیلم فجر سال ۸۳ راه اندازی شد. مهم ترین ویژگی این سایت، کارنامه مفصلی است که از بازیگران و سایر عوامل سینما دارد. اما کاملا سینمایی است و اگر نام جواد رضویان را در آن جستجو کنید در کارنامه اش تنها اسم فیلم های سینمایی را می بینید. سایت سینمایی فارابی نیز سایت پر و پیمانی است و تمام المان های لازم برای پربینده شدن را دارد، الا یک نکته که مشکل تمام فضاهای دولتی است. حربه ای که سایت ها می توانند از آن برای جذب مخاطب استفاده کنند، پیگیری اخبار بازیگرها و آلبوم تصاویر آنهاست، در حالی که سینمای دولتی همیشه در تلاش بوده تا بازیگران ارزشی خود را طرفداری کند و در بهترین شرایط از کارگردان ها صحبت کند. به همین خاطر است که مطرح ترین های این حوزه معمولا در دنیای خصوصی اداره می شوند و سایت های دولتی نیستند که مخاطبان را جذب می کنند. آنچه در این سایت ها می تواند عامل جذب مخاطب باشد، اخبار دولتی سینماست. اخبار مجوزهای دریافت شده و نشده یا خبر چهل و چندمین نشست کانون فیلم معناگرا که هنرنمایی خبرنگاران خبرگزاری ها این فرصت را هم از آنان می گیرد. سایت دولتی دیگری نیز قرار بود دوباره آغاز به کار کند. سایت راه فیروزه که سایت رسمی سینمایی کشور است و زیر نظر معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اداره می شود. محمدرضا جعفری جلوه، معاونت سینمایی وزارت ارشاد سه ماه پیش و همزمان با دیدار سینماگران با مقام معظم رهبری این سایت را افتتاح کرد و آدرس آن در روزنامه ها نیز منتشر شد اما سایتی به آن آدرس و با آن نام، راه فیروزه، در اینترنت وجود ندارد. به این ترتیب است که حتی سایه ای از حضور تاثیرگذار دولت در دنیای اینترنت وجود ندارد.
بعد از آنکه سال ۸۳ به عنوان نقطه عطف اتفاقات سینمایی در فضای آن لاین مشخص شد، همزمان با روز ملی سینما در سال ۸۴، سایت دیگری راه افتاد. سایت سینمای ما حرکت آرام و رو به جلوی خود را در آن دوران آغاز کرد. در شرایطی که دوباره کسی نبود تا نقد فیلم و گزارش های کوتاه سینمایی بنویسد احتیاج به حضور افراد تازه نفسی بود که در فضای وب از سینما بگویند. وگرنه ایران اکتور و سایت های جانبی و حاشیه ای دیگر همچنان از سینما می نوشتند. سایت سینمای ما با هدف پر کردن این خلا پا به دنیای مجازی گذاشت. با این توضیح که تمام سایت های تازه وارد به دایره ای وارد می شوند که افرادی دیگر پیش از آنها محیط دایره را طی کرده اند. سینمای ما، آخرین سایتی است که در این زمینه راه اندازی شده است و روز به روز به دامنه کار خود می افزاید. گالری عکس، خبر، نقد، یادداشت و حتی وبلاگ نویسندگان بخش های مختلف این سایت هستند و البته هیچ کدام از این بخش ها نو و تازه نیستند. تنها ویژگی شان ادامه دار بودن آن است. این سایت نیز شبیه به دو سایتی که در ابتدا بر روی وب قرار گرفتند با پیگیری و جدیت و سردبیری نویسندگان سینما، امیر قادری و نیما حسنی نسب، به روز می شوند. امیر قادری داستان شروع به کار این سایت تخصصی را اینگونه تعریف می کند:« سینمای ما با پیشنهاد شرکت « تهران ما» راه افتاد. شرکتی که می خواست چند سایت فرهنگی با پسوند « ما» راه اندازی کند. سینمای ما، تئاتر ما، موسیقی ما، کتاب ما و... برای بخش سینمای ما، به سراغ نیما حسنی نسب آمدند و این قصه مربوط به ۲ سال پیش است. در آن روزها ما با هم صحبت کردیم و آینده ای برای این کار نمی دیدیم. در آن دوره فکر می کردیم که در نهایت تبدیل به کاری محدود می شود و بعد از چند ماه شکست می خورد. تا اینکه برخلاف انتظار ما بعد از یک مدت کوتاه، آمار بازدید از سایت به ۱۰ هزار نفر رسید. از آن موقع بود که سایت برای ما جدی شد.
تا قبل از آن نیما خیلی کج دار و مریز با سایت برخورد می کرد.» تا آن زمان نیم حسنی نسب تنها به عنوان یکی از اعضای تحریریه حقوق ماهانه ای می گرفت و مهدی عزیزی مدیر سایت بود. نزدیک به یک سال پیش در جلسه دو نفره امیر قادری و نیما حسنی نسب همه چیز تغییر کرد و آنها به این نتیجه رسیدند:« این رسانه، رسانه آینده ماست و بین همه کارهایمان باید این یکی را جدی بگیریم. آرزوی ما در آن دوره این بود که در جشنواره فیلم فجر پارسال بتوانیم در بهترین شرایط به بازدید ۵۰ هزار نفر برسیم.» این ماجرا به تیرماه سال ۸۵ برمی گردد. در همان زمان تصمیم گرفتند با شرکت تهران ما شریک شوند و شریک شدند. از آن موقع تا به امروز هم آمار بازدیدکنندگان سایت از انتظارشان بیشتر بوده. تا جایی که حتی سایت با مشکلات فنی روبه رو شده. اما در حال حاضر کار برایشان جدی تر شده و الان از بازدید ۱۳۰ هزار تایی سایتشان راضی هستند.
البته حتی جدیت این گروه و تشکیل گروه خبری موسوم به سینمای ما نتوانسته است جلوی آفت این رسانه های تخصصی را بگیرد. منیع اصلی خبر برای روزنامه ها و افراد این حوزه، خبرگزاری های رسمی کشور است. وقتی موسسات، دفاتر سینمایی، بازیگرها و کارگردان ها می خواهند بیانیه یا اطلاعیه یا خبری را مخابره کنند ترجیح می دهند آن را به خبرگزاری ایسنا بسپارند تا سایتی مثل سینمای ما. خبرگزاری ها به دلیل خبررسانی روزانه شان توانایی بیشتری برای مخابره اخبار دارند و در این رقابت معمولا فرصت خبررسانی از سایتی مثل سینمای ما که در حال حاضر از معدود سایت های سینمایی فعال است گرفته می شود. با این پیش فرض است که سایت ها به سمتی دیگر پیش می روند. حرکتی که سینمای ما در جشنواره فیلم فجر انجام داد، عکاسی از جلسات پرسش و پاسخ فیلم ها بود و دلیل همین ادعا است. اینکه افراد اخبار مربوط به جلسات را از طریق خبرگزاری ها پیگیری می کردند و گروهی دیگر از مخاطبان که عجله ای برای دریافت پیام نداشتند، می توانستند تا روز بعد و انتشار روزنامه ها صبر کنند. اصولا اگر این امکان فراهم می شد که سایت های تخصصی سینما زیر دست خبرنگاران باز شود تا اخبار را به شکلی جدی تر پیگیری کنند شکل اتفاق فعلی تغییر می کرد.
اما برای آنکه گروهی غیر از خبرنگاران به سایت سر بزنند، باید حاشیه هایی بر متن افزوده شود. گالری عکس، گزارش های ساده نویسی شده و کوتاه که مختصات فضای آن لاین را هم داشته باشد که در این صورت دیگر جدی گرفته شدن از طرف افراد معتبر و صاحب خبر پیش نمی آید. به این ترتیب است که فعالان این حوزه، سینما در فضای سایبر را به یک دایره تشبیه می کنند. دایره ای که آدم های زیادی به آن وارد می شوند و چون پیشینیان را ندیده اند به عنوان هایی شبیه به اولین سایت تخصصی سینما یا تنها سایت تخصصی دلخوش می کنند. نتیجه چنین تلاش هایی هدف گیری مخاطب است. امیر قادری نیز هدف اولیه راه اندازی سایت سینمای ما را همین مخاطب می داند :« هدف ما مخاطب بوده و هست. نمی خواستیم به لحاظ صنفی و به شکل رسمی از حوزه خارج شویم اما تاکید اصلی ما روی مخاطب سینما است. از مخاطب هایی جدی که می خواهند نقد سینمایی بخوانند تا مخاطبی که به خاطر گلزار و بازیگر مورد علاقه اش به سینما می رود. از مخاطبی که می خواهد از سرنوشت سنتوری و آخرین ساخته داریوش مهرجویی باخبر شود تا مخاطبی که می آید و درباره گلزار یا رادان کل کل می کند.» آنها با تکیه بر همین دو گروه مخاطب است که ادعا می کنند:« ما اولین رسانه جدی سینما چه در فضای مجازی و چه در نشریات چاپی که هر دو گروه مخاطب را با هم داریم.» با همه این مشخصات یکی از جدی ترین سایت های تخصصی سینما تلاش کرده تا از فضایی که در دست دارد به خوبی استفاده کند و به گفته خودشان از ویژگی مهم اینترنت، اینتراکتیو بودن آن استفاده کنند و با مخاطبشان درگیر شوند و نظرها را با کمترین سانسور بر روی سایت قرار دهند: « به همین دلیل ممکن است هنرپیشه ها از این حرکت ناراحت شوند . و به ما بگویند چرا نظرهای عامیانه مردم را پابلیش می کنید؟ ما هم جواب می دهیم که شما وارد حوزه عمومی شده اید و درباره شما قضاوت می شود. این هم ویژگی دیگر این سایت است. اینکه چه مطبوعاتی ها، چه سینماگران و حتی خود ما سلیقه عامه را می بینند و می بینیم. البته با رعایت خط قرمزها و بدون توهین.» و نتیجه ای که خودشان می گیرند اینست:« سینمای ما، رسانه تماشاگرهای سینماست.»
ما مشکل اصلی، مشکل دیگری است. دلیل باقی نماندن سایت ها، هزینه های سایت است. هزینه هایی که راهی برای تامینشان وجود ندارد و عشق و علاقه هم نمی تواند بیشتر از دو، سه سال به حضور افراد در فضای آن لاین کمک کند.
سینمای مستند نیز در این میانه به نوایی رسید. اهالی این سینما که همیشه در جدال خبری با سینمای داستانی و بلند ایران عرصه را واگذار کرده بودند، این بار وارد بازی شدند و سایت هایشان را راه اندازی کردند. این رفت و آمدها نیز شامل حالشان نشد. از آنجایی که عادت دارند در دنیای سینمای مستند و کوتاه ثابت قدم باشند در فضای سایبر نیز این راه را ادامه دادند. در حال حاضر دو سایت اخبار این سینما را پوشش می دهند. و وظیفه شان نیز مشخص تر از بقیه سایت های سینمایی است. آنها با مشکل خبررسانی رو به رو هستند و از طریق سایت هایشان اطلاع رسانی می کنند. کسانی که پیگیر این اخبار هسستند نیز به این سایت ها سر می زنند و اخبار را دنبال می کنند. ویژگی خبررسانی درباره سایت پایگاه فیلم کوتاه بیشتر صدق می کند. پایگاه خبری فیلم کوتاه با وجود آنکه هر دو سه روز یک بار اخبارش را به روز می کند اما هر دو سه روز یک بار حتما این کار را انجام می دهد. علاوه بر اینکه در بخش های مختلف این پایگاه خبری می توانید اطلاعاتی درباره افراد مطرح این حوزه پیدا کنید. به علاوه اسامی بازیگران و عکس هایی از فیلم های کوتاه. اما در سایت دیگر که با نام پیک مستند فعالیت می کند بیشتر یادداشت هایی درباره فیلم های مستند و وقایع این حوزه دیده می شود. اما یک بخش استثنایی در این سایت وجود دارد و آن روز، تاریخ و ساعت نمایش فیلم های مستند، کوتاه و انیمیشن در فرهنگسراها یا از تلویزیون است. این بخش از سایت به صورت هفتگی به روز می شود. در پایگاه خبری فیلم کوتاه همان طور که از نامش پیداست، بیشتر به اخبار این حوزه پرداخته می شود، اما از نظر کامل بودن، در فرم متفاوتی نسبت به پیک مستند قرار می گیرد ولی کامل تر است. با همین استدلال ها است که وقتی جشنواره سینما حقیقت در حال برگزاری است، تبلیغات اینترنتی آن، در اختیار پایگاه خبری فیلم کوتاه قرار می گیرد. مخاطب مشخص و معلوم و علاقمندان به این حوزه همیشه به این سایت سر می زنند تا از اخبار مطلع شوند. اما در سینمای بلند و داستانی این اتفاق نمی افتد و تبلیغات چاپی چنین فرصتی را از رسانه های اینترنتی می گیرند.
همزمان با شروع رقابت بین سایت های تخصصی سینما، ملاک دیگری به وجود آمد. سایت های تخصصی برای فیلم ها سایت هایی راه اندازی کردند. اولین سایتی که برای یک فیلم راه اندازی شد، سایت فیلم عشق +۲ بود. سایتی که کار فراوانی برای آن انجام نشده بود. بعدتر هم که مسافران و بالای شهر، پایین شهر با یک «بک اسلش» از سایت سی نما منشعب شدند. از آن طرف هم فیلم و سینما برای فیلم ها سایت راه اندازی کرد. اما همه این سایت ها بدون پرداخت وجه مالی برای ساخت آن راه اندازی شد. تا اینکه حوزه هنری برای فیلم «آب و آتش» سایتی راه انداخت. سایتی که در حال حاضر وجود خارجی ندارد و به این ترتیب « آب و آتش» اولین فیلمی بود که به صورت رسمی صاحب سایت شد. آرش خوشخو، روابط عمومی فیلم آب و آتش درباره آن سایت می گوید:« می خواستیم برای تبلیغات فیلم از سایت استفاده کنیم. دقیقا شبیه به اتفاقی که خارج از ایران می افتاد. اما به دلیل اینکه اینترنت هنوز در ایران فراگیر نشده بود، عملا در فروش و تبلیغات فیلم ما نقشی نداشت. مهم ترین ویژگی سایت آب و آتش همین اولین بودنش بود و اینکه ما عکس ها را با کیفیت خوب بر روی سایت می گذاشتیم.» تهیه کننده آب و آتش، حوزه هنری بود و روابط عمومی فیلم می گوید:« در آن دوره مدیریت حوزه هنری تصمیم داشت شبیه به استودیوهای فیلمسازی آمریکایی عمل کند.
به همین خاطر سایت را راه انداخت. حتی بعد از آب و آتش سایت فیلم مسافر ری را راه اندازی کرد که حتی یک فلش هم بر روی سایت گذاشتند و می خواستند این روند را ادامه بدهند. اما در همان سال ها مدیریت حوزه هنری تغییر کرد و مدیریت جدید علاقه ای به این شکل از کار نداشت.» و این نکته تغییر مدیریت را می شود یکی از نکته های اساسی ادامه دار نبودن سایت اعلام کرد و اینکه مدت زمانی که سایت بالا بود، تنها به زمان اکران فیلم محدود شد و عملا هدف اولیه مسئولان حوزه هنری مبنی بر استفاده تبلیغاتی از سایت، شکست خورد.» کاربرد سایت فیلم ها در یک مقطع زمانی تنها به کمی کلاس کار برمی گشت. آدرس سایت را پایین پوستر فیلم می گذاشتند تا از این طریق کمی به کلاس کار بیفزایند. تا اینکه سایت فلش دوئل راه اندازی شد.
این فیلم، نقطه عطف سایت فیلم ها در اینترنت بود. همه امکانات لازم را برای راه اندازی داشت. از عکس فیلم تا عکس های پشت صحنه و .. اما همه این دست سایت ها بعد از راه اندازی و بعد از پایان اکران از دور خارج می شدند و دیگر ادامه پیدا نمی کردند. نمی شود سایت یک فیلم سینمایی ایرانی را تا سالها بعد پیدا کرد و خبرهای حاشیه ای آن، از جمله حضور در جشنواره های جهانی و ... را به دست آورد. در حال حاضر همچنان سایت فیلم ها با همان جدیت راه اندازی می شود و تاریخ مصرفش که می گذرد، از بین می رود. به شکلی غیر قابل باور این سایت ها برای فیلم های درجه دو و سه راه اندازی می شود و معدود فیلم های مطرح و درست و حسابی یکی دو سال اخیر از نعمت داشتن سایت بهرهمند بودند. حتی برای فیلمی مثل سنتوری که حاشیه های فراوان داشت و کارگردان و بازیگرانش همگی صاحب نام بودند، سایتی راه اندازی نشد تا مطرح ترین فیلمی که در اینترنت صفحه ای اختصاصی دارد، دوئل باشد.
تب تازه ای به راه افتاد. بازیگران از یک طرف و دفاتر فیلمسازی از طرف دیگر وارد گود شدند تا از این فضا سهمی داشته باشند. بازیگرانی که از اخبار و حاشیه خسته شده بودند، تصمیم گرفتند سایت های شخصی شان را راه اندازی کنند و دفاتر فیلمسازی نیز برای بین المللی شدن احتیاج به چنین فضایی داشتند. نیکی کریمی و بهرام رادان اولین بازیگرانی بودند که با سایت های شخصی شان به اینترنت آمدند. با این کار آنها می توانستند اخبارشان را بر روی سایت خودشان پوشش بدهند. تا جایی که رادان شبیه به همتایان غیرایرانی اش خبر سفرهای شخصی اش را نیز بر روی سایت می گذارد. بخش های دیگر سایت، گفت و گوهای بازیگر و یادداشت هایی است که درباره او نوشته شده. درباره دفاتر سینمایی نیز اتفاق مشابهی افتاد. فضای آن لاین آنقدر وسوسه کننده بود که آدم ها برای ورود به آن سر و دست بشکنند اما ادامه راه تعریف دیگری دارد.
عملا دفاتر سینمایی به این تعریف نرسیدند و سایت هایشان با چند بخش ساده متولد شد و بعد از آن هم دیگر به روز نشد. تا حدی که این دفاتر برای انتشار اخبارشان از خبرگزاری ها استفاده می کنند. هدایت فیلم، یکی از مهم ترین دفاتر سینمایی در این سال ها به جای استفاده از اخبار و یا عکس ها به زبان انگلیسی ساده مشخصاتی را بر روی سایت قرار داد و به این وسیله سعی کرد وجه خود را از نطر بین المللی ارتقا ببخشد. میلاد فیلم، نیز در آخرین تغییر چهره سایتش آن را تبدیل به وبلاگ عوامل کرد و افراد با نثری خودمانی از فیلم ها و اتفاقات پشت صحنه نوشتند.
بازهم هنوز تب سایت دفاتر سینمایی آنقدرها بالا نگرفت. هنوز که هنوز است بسیاری از دفاتر فیلملسازی ایرانی از داشتن سایت محروم اند و برای داشتن آن نیز تلاشی نمی کنند. عکس هایشان را با کنترل بیشتر به دست خبرگزاری ها می دهند و خبرهایشان نیز به همین طریق منتقل می شود و روزنامه ای نیست که خبر سینمایی یا دفتر سینمایی اش را به نقل از سایت اختصاصی آن دفتر سینمایی یا سایت شخصی بازیگر منتشر کند. اتفاقی که در نمونه های خارجی زیاد آن را دیده ایم. اما در همین زمینه نیز شاخص هایی وجود دارد. سینمای ایران همیشه در مقاطع حساس توانسته از زیر بار ماجراهای غیر حرفه ای فرار کند. اگر از طرف یک نشریه غیر تخصصی سینما و یا یک نشریه غیر معتبر با بازیگران تماس بگیرید در صورت داشتن سایت شخصی خبرنگار را به آن سمت می فرستند و از سایت به عنوان راه فرار استفاده می کنند که این هم، راه استفاده ای دیگر است.
با وجود تب های زودگذر و مقطعی، با توجه به دایره تکرار سینما در فضای سایبر و با تاکید بر درست استفاده نکردن از فضای آن لاین، همچنان یک نکته اهمیت دارد و آن، روزی است از روزهای بهمن ماه سال ۸۳ که یکی از فعالان اینترنتی حوزه سینما توانست از روابط عمومی بنیاد فارابی کارت ورود به سینمای مطبوعات را بگیرد و در کنار نویسندگان، منتقدان و روزنامه نگاران سینمایی بنشیند و فیلم های جشنواره را ببیند. روزی که او با نام واقعی خود و سایتش در کنار دیگران قرار گرفت. دو سه سالی از آن روز می گذرد، همان طور که در آن روز، دو سه سال از تولد اولین سایت های تخصصی سینما می گذشت.

نویسنده: نگار مفید

منبع : ماهنامه تحلیلگران عصر اطلاعات

مطالب مرتبط

وبلاگ ، نوشته ای از دنیای معاصر

وبلاگ ، نوشته ای از دنیای معاصر
در هر دوره ای، به تأسی از تحولات فرهنگی، شکل ها یا قالب های بی سابقه ای از نگارشِ متن ظهور می کنند.برای مثال، قالب موسوم به «مقاله» (essay) از اواخر قرن هفدهم در غرب رواج یافت، یعنی حدوداً از همان زمانی که با پیشرفت های علمی و سپس تأکید فیلسوفان خِرَدگرای عصر روشنگری بر عقلانیت، نیاز به استدلال و احتجاجِ منثور بیش از پیش احساس شد.در این شکل از نگارش (مقاله)، نویسنده می کوشد تا برنهادی (تزی) را از راه اقامه برهان و با توسل به راهبردهای بلاغی و منطقی از قبیل قیاس و استنتاج و تباین و استقراء، با نثری تا حد ممکن عینی، به اثبات برساند.پیداست که ظهور این قالبِ نگارش، منعکس کننده گرایش های اندیشمندانِ همان عصر به توسل به هنجارهای خِرَدمبنایانه و رسیدن به باورهای جهان شمول بود.
در دوره ای از ادبیات فارسی که آن را «معاصر» می نامیم اما با توجه معنای «معاصر» («هم عصر»، «مربوط به زمانه ما») یقیناً دقیق تر خواهد که آن را «مدرن» بنامیم، نثر منزلتی را در ادبیات ما کسب کرد که در دوره پیشامدرن شعر از آن برخوردار بود.بخش اعظم ادبیات کهن ما به شعر نوشته شده است و در واقع نثر در دوره ها ی گذشته بیشتر برای نگارش متون غیرادبی به کار می رفت، مثلاً برای نوشتن تاریخ یا سفرنامه یا رساله های فلسفی و عرفانی.دو رویداد مهم همزمان با انقلاب مشروطه، زمینه مناسبی برای این تحول در جایگاه شعر و نثر ایفا کرد:
۱) پیدایش مطبوعات؛
۲) ترجمه ادبیات منثور اروپا.
انتشار مطبوعات آزاد پس از انقلاب مشروطه باعث گردید تا نثر برای اهدافی نو به کار گرفته شود.در این روزنامه ها و مجلات، نثر نه به منظور تبیین یک دستگاه فلسفی یا نگرش عرفانی و نیز نه به منظور زندگینامه نویسی و بازگویی تاریخ، بلکه برای بیان و دفاع از دیدگاه های سیاسی یا برای تشریح شیوه ها و روال متناسب با جوامع جدید مورد استفاده قرار گرفت.از آن جا که این موضوعات به توده های وسیع مردم مربوط می شد و اساساً هدف مقاله نویسان روشنگری و تهییج مردم عادی بود، نثرِ فخیمانه پیشامشروطیت جای خود را به زبانی روزمره داد که برای وسیع ترین اقشار مردم قابل فهم بود.بدین ترتیب، زبانِ آسان فهمِ مطبوعات، زمینه ساز کاربرد همین زبانِ روزمره و ساده در داستان های کوتاهی شد که متعاقباً جمال زاده و دیگران نوشتند.روزنامه ها و مجلاتِ برآمده از مشروطیت همچنین ابزاری برای معرفی و محبوبیت داستان های منثور شدند.داستان های بلند که در این نشریات به صورت پاورقی منتشر می شدند، بزودی توجه و علاقه خوانندگانِ فراوانی را به خود جلب کردند.ناصر نجمی، سیروس بهمن، رحیم زاده صفوی، حسینقلی مستعان، ابراهیم مدرسی و حسین مسرور شش نفر از نویسندگان این قبیل داستان های مطول بودند که آثارشان بویژه در دو مجله تهران مصور و ترقی با اقبال گسترده خوانندگان مواجه گردید.
جنبش مشروطه به منزله یک گفتمان نو، علاوه بر اعطای جایگاه و نقشی نو به نثر همچنین محتوای ادبیات را در دوره جدید دگرگون کرد.در این دوره، قالب های کهن به منظور بیان مضامین نو به کار گرفته شدند.برای مثال، در شعر مدرن فارسی، قالب دیرینه غزل که در گذشته برای بیان احساسات رمانتیک گونه عاشق نسبت به معشوق به کار می رفت، در اشعار شاعری همچون عارف قزوینی به وسیله ای برای بیان آزادی خواهی تبدیل شد.بدین ترتیب، صور خیال متداول در شعر کلاسیک فارسی که ملهم از نوعی طبیعت گرایی عرفانی بود، جای خود را به تصاویر شعری بدیع درباره وضعیت اجتماعی، اختناق و مبارزه برای کسب حقوق دموکراتیک داد . در غزل های پیشامدرن فارسی، کراراً عاشق از حزن و تألم ناشی از فراق معشوق شکوه می کرد، یا بلبل ازهجر گل می نالید؛ لیکن در غزل مدرن فارسی شاعر از نابرابری اجتماعی و گستردگی فقر سخن می گوید.همزمان با گسترش سواد و نیز بیشتر شدن آگاهی سیاسی توده های مردم، مخاطبان این اشعار نیز تغییر کردند.اکنون دیگر نه درباریان و نخبگان بلکه عامّه مردم بودند که مورد خطاب شاعر معاصر قرار می گرفتند و به همین سبب در این دوره زبان شعر (همچون زبان متون منثور) از تصنع دور شد و هر چه بیشتر به زبان روزمره مردم نزدیک گردید.
بدین ترتیب، می توان گفت که برآمدن ادبیات مدرن در ایران، پیامد پیدایش گفتمان های نو از زمان جنبش مشروطه به این سو است.برخی از مهم ترین رویدادها و تحولاتی که همزمان با پیدایش این گفتمان تأثیر بسزایی در ادبیات فارسی باقی گذاشتند، عبارت بودند از: شکل گیری خواست های جدید در زمینه حقوق دموکراتیک آ حاد مردم؛ تغییرات فرهنگی و اجتماعی ناشی از ورود بطئی فناوری مدرن؛ انتشار مطبوعات؛ اشغال ایران در جنگ جهانی دوم؛ ترجمه آثار ادبی اروپایی.
به طریق اولی، در سال های اخیر، در کشور ما شکل ها و قالب های جدیدی در نگارش متون منثور رواج یافته اند که در ادبیات گذشته ما سابقه ندارند.یکی از این شکل های جدید
نگارش، وبلاگ نویسی است.«وبلاگ» به صفحه ای در شبکه جهانی (اینترنت) اطلاق می شود که در آن، کسی استنباط های خود از رخدادهای روز را به صورتی مکتوب در دسترس دیگران قرار می دهد.وبلاگ ها به اندازه «سایت های شخصی» (homepage) متنوع نیستند، برای مثال، معمولاً شامل تصویر یا فایل های صوتی نمی شوند.در واقع، وبلاگ بیشتر به نوعی «دفتر خاطرات و برداشت های روزانه»ی الکترونیکی شباهت دارد که دیگر جنبه شخصی (خصوصی) خود را از دست داده است و هر کسی از راه اتصال به شبکه جهانی، به سهولت می تواند به مفاد آن دسترسی پیدا کند.
آمار نشان می دهد که ایران، پس از کشورهای پرجمعیتی مانند چین، مقام بالایی را در زمینه وبلاگ نویسی دارد.هم اکنون صدها هزار وبلاگ به زبان فارسی توسط ایرانیان در اینترنت قرار گرفته است و این روزها به کرّات به اشخاصی برمی خوریم که به جای کارت ویزیت، آدرس وبلاگ خود را در اختیار دیگران قرار می دهند.وفور این شکل جدید از نگارش، لازم می کند که هم به دلایل یا زمینه های پیدایش و گسترش این نوع متن نویسی توجه کنیم و هم این که بکوشیم ویژگی های آن را به منزله قالبی نوظهور در نگارش تبیین کنیم.
بررسی تحلیلی وبلاگ های ایرانیان می تواند ثابت کند که در کشور ما، وبلاگ نویسی اساساً ریشه در تناقض های مغفول مانده در فرهنگ رسمی دارد.وبلاگ امکان بیان آرا و افکاری را می دهد که در زندگی روزمره غالباً کتمان می شوند.این اندیشه ها لزوماً سیاسی نیستند و در واقع محتوای اکثر این وبلاگ ها بیشتر به موضوعات فرهنگی و فردی مربوط می شود تا به موضوعات سیاسی.مثلاً اشخاص درباره گفت وگوی خود با بقال محله، یا مراسم عروسی یکی از بستگان، یا اتفاق هایی که در محل تحصیل شاهد آن بوده اند و سایر موضوعات مشابه در وبلاگ های شخصی به تفصیل می نویسند.
در بررسی وبلاگ نویسی به منزله شکل جدیدی از نگارش در دوره معاصر به این موضوع مهم باید توجه داشت که در اینترنت، هویت فردی می تواند به سهولت مکتوم بماند. بسیاری از اشخاص ترجیح می دهند که با نام های مستعار وبلاگ بنویسند تا بتوانند اندیشه های خود را بدون معلوم کردن هویت شان و بدون
خود ـ سانسوری بیان کنند.به همین سبب، وبلاگ نویسی یکی از شکل های امروزین طرزی از نگارش است که در غرب آن را «اعتراف نامه» (confessional) می نامند.(نمونه ای از این اعتراف نامه ها، کتاب سنگی بر گوری، نوشته جلال آل احمد، است.) در اعتراف نامه لزومی به کتمان هویت دیده نمی شد، زیرا اشخاص این قبیل متون را معمولاً در برهه ای از عمر می نویسند که تجربه های متعددی را در زندگی از سر گذرانده اند و دیگر از بیان اعمال گذشته هراسی به دل راه نمی دهند.در فرهنگ هایی که برملا شدن عقاید واقعی افراد می تواند پیامدهای ناگواری را در پی داشته باشد، میل به بی هویتی در فضای اینترنت تقویت می شود تا اشخاص بتوانند راحت تر مکنونات خود را به رشته تحریر درآورند.
مطالعات ادبی نمی تواند به این شکل نوظهور از نگارشِ متن در فرهنگ ما بی اعتنا باشد.آنچه در وبلاگ ها می خوانیم در واقع نوعی از روایت است، روایتی واجد شخصیت و کشمکش و زاویه دید و سایر عناصر داستان کوتاه. راوی این روایت ها، اول شخصی است که از آنچه در موقعیتی خاص بر او رخ داده سخن می گوید. تحلیل و بررسی دقیق پیرنگ این روایت ها و کوشش به منظور تبیین مضامین مکرر (موتیف ها) در وبلاگ ها، یکی از راه های تبیین معضلات کنونی فرهنگی ما است.وبلاگ ها غالباً حاوی امر مذموم و به قول روانکاوان، واپس رانده شده اند (واپس رانده شده از شعور آگاه).نادیده انگاشتن این وبلاگ ها و درخور بررسی ندانستن محتوای آن ها، حکم بی اعتنایی به مبرم ترین مسائل فرهنگی در جامعه کنونی ما را دارد، مسائلی که خارج از فضای مجازی اینترنت (یعنی در واقعیت)، معمولاً به صورت هایی ناخوشایند و پرتنش و گاه ویرانگر جلوه گر می شوند و حل کردن شان مستلزم صرف انرژی فراوان برای فهم ماهیت آنها و چاره اندیشی برای نحوه رفع کردن شان است.
پژوهشگران و منتقدان ادبی که تخصص شان بررسی متن است، در زمره صاحب صلاحیت ترین افراد برای بررسی وبلاگ ها هستند.این بررسی نقادانه نه فقط به فهم بهتر مسائل فرهنگی کمک می کند، بلکه همچنین امکان ملحوظ ساختن متون جدیدی را در دایره مطالعات ادبی فراهم می آورد که دست اندرکاران مطالعات ادبی تاکنون از آنها غفلت ورزیده اند.به رغم گذشت بیش از ۸۰ سال از ظهور داستان کوتاه به عنوان ژانری نو در ادبیات مدرن فارسی، و نیز به رغم گذشت حدود یک قرن از ظهور رمان در ادبیات ما، هنوز این ژانرها رسماً در دانشگاه ها به دانشجویان زبان و ادبیات فارسی در قالب درس هایی مستقل (مثلاً با عنوان «عناصر داستان کوتاه» و «آشنایی با رمان») تدریس نمی شوند.بررسی مضامین ادبیات داستانی هر دوره می تواند حکم تصویر روشنی از مبرم ترین و درخورتوجه ترین معضلات فرهنگی همان دوره به دست دهد.به طریق اولی، با بررسی محتوای وبلاگ های فارسی و تحلیل درونمایه آنها از منظر نقد ادبی می توان تبیینی از ناپیداترین اما مسأله آفرین ترین جنبه های فرهنگ معاصر به دست داد.این هدفی است که دست اندرکاران مطالعات فرهنگی در همکاری با متخصصان ادبیات معاصر می توانند به آن دست یازند.

وبگردی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی - مدیر مسئول کیهان در حالی مدعی است که سیستم «مکینتاش» بیش از ۴۰ سال است که در کیهان مورد استفاده قرار می‌گیرد که این سیستم اساسا از سال ۱۹۸۴ یعنی ۵ سال پس از انقلاب تولید و نمی‌توانسته است زودتر از این تاریخ در کیهان مورد استفاده قرار گیرد.
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ /  دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ...
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ / دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ... - اخیراً رئیس جمهور حسن روحانی در توضیح علت قاچاق گفته است: علت قاچاق ارزانی است، وقتی جنسی در داخل ارزان است و در خارج گران، خود به خود قاچاق آن به خارج صورت می گیرد. به عنوان مثال چون الان گوشت در عراق گران تر از ایران است، از کشورمان به آنجا قاچاق می شود. درباره قاچاق بنزین نیز همین موضوع مصداق دارد.
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است - مشکل تولید فقط به سطح فناوری مربوط نیست. ما می‌توانیم یک وسیله و کالای باکیفیت بالا را تولید کنیم، ولی با قیمت بسیار گران که خریداری نخواهد داشت. در واقع اگر بتوانیم چنین کالایی را وارد کنیم در مقایسه با تولید آن به شدت به‌صرفه است. ولی در جریان تولید موشک با وضعیت دیگری مواجهیم. اول اینکه موشک را بدون قید و شرط نمی‌فروشند یا برخی کشور‌ها به دلایل امنیتی علاقه ندارند که در تامین نیازشان به این کالا‌ها…
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد - برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری شب گذشته با حضور عادل پیغامی اقتصاددان و سیداحسان خاندوزی عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.
کپی‌برداری «عین‌به‌عین»
کپی‌برداری «عین‌به‌عین» - انتظار می‌رفت که علیخانی هم در قسمت اول برنامه «عصرجدید» به کپی بودن «عین‌به‌عین» برنامه‌اش و شباهت آن با برنامه مشهور «گات تلنت‌ آمریکایی» اشاره کند و در مقایسه‌ای از ویژگی‌های احتمالاً متفاوت نسخه ایرانی این برنامه بگوید؛ علیخانی اما ترجیح داد در این زمینه حرفی نزند!
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان - مراسم استقبال از رئیس جمهور در سفر به استان هرمزگان.
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی!
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی! - در ویدیویی که در فضای مجازی داغ شده شاهد پخش کیک 40 سالگی جمهوری اسلامی
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو - چند سالی است از جمله روزهای اخیر که با نزدیک شدن به مقاطعی از جمله دهه‌ی فجر، شبکه‌های تلویزیونی فارسی خارج کشور مانند بی‌بی‌سی و من‌وتو مستندهایی از زمان انقلاب پخش می‌کنند که جزو آرشیو صداوسیما بوده است ولی تا امروز مشخص نشده است که چطور و توسط چه کسانی به دست آنها رسیده است؟
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد - دیدار و سلام نظامی فرماندهان نیروی هوایی ارتش به سیداحمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد انتقادهایی را در پی داشته است.