پنج شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Thursday, 26 April, 2018

نگاهی به زندگی فروغ فرخزاد


نگاهی به زندگی فروغ فرخزاد
نادره ای نخستین بر آسمان شعر و ادب فارسی ایران درخشیدن گرفت و افق دید پر فروغش را بر همگان ارزانی داشت ، صدایش ترنم موسیقی بود و شعرش آیت عشق و هم او بود که به نوعی دیگر اندیشیدن را به نوعی دیگر دیدن را در فراسوی چشمان خسته و بسته یمانم قرار داد فروغ عشق را به نظاره نشست و صبر کرد تا ما بزرگ شویم و صبوری کرد تا کلمات درست ادا شوند و جایگاهی درست بیابند در میان حقایق گیتی به جستجو پرداخت و خود را از صیقل عشق گذراند تا اثر هایی این چنین بدیع را به یادگار نهاد فروغ فاصله گرفت از هرآنچه که در بندش می کرد افسوس فروغ برای زمانش بزرگ بود و بزرگتر از آن بود که درک شود و این نا مهربانی زمانه است که اینگونه از ادمهای بزرگ خود پذیرایی می کند چرا که آدمهای بزرگ همیشه از فراسوی زمان خود جلو ترند و طبیعی است که آدمهایی که در تنگنای زمان و از آن تنگ تر در عقاید خشک و بسته خود دست و پا می زنند درک نشود فروغ تابید و درخشش در جهان ادب عالمگیر شد افسوس که صد افسوس مردم ما اندیشه های والا و روح بزرگ این فرزانه جاوید را نفهمیدند همه این ای کاش ها و همه افسوس ها زمانی ثمر می بخشد که ما اندیشه های تابناک او را درک کنیم و بزرگی روحش را ارج نهیم هر چند که او خود مانا و جاوید است .
در دی ماه ۱۳۱۳ در تهران کودکی چشم به هستی گشود که بعد ها همگان را غرق در حیرت کرد ۱۲ سال پیش از درگذشتش اولین شعرش را به جامعه روشنفکر سپرد و همان هفته بود که صد ها هزار نفر با خواندن شعر بی پروای او با نام شاعره ای آشنا شدند که چندی بعد به اوج شهرت رسید و آثارش هواخواهان بسیار یافت و در همان روز ها بود که یکی از شاعران معروف او را در بی پروایی به حافظ تشبیه کرد و نوشت : « که اگر در قدرت بیان هم به پای لسان الغیب برسد ، حافظ دیگری خواهیم داشت » فروغ آنچنان شیطان بود که از در و دیوار بالا می رفت و مثل پسر ها روی نوک درخت ها می نشست و مثل شیطانک ها با کارهایش دیگران را به خنده می انداخت . فروغ بسیار فعال و پر انرژی و نا آرام بود . همین عدم آرامش او هم منجر به شیطنت و هیاهوی او می شد .
فروغ علاوه بر روحیه شیطان یک روحیه دیگر هم داشت . فروغ غم زده و بهانه گیر ، حساس که با کمترین بهانه ساعت ها با صدای بلند گریه می کرد. فروغ عاشق قصه بود . مادر بزرگ قصه های قشنگی می دانست و فروغ یک لحظه مادر بزرگ را آرام نمی گذاشت . به قصه ها گوش می داد و دچار جذبه و شگفتی مالیخولیایی می شد . این شخصیت های دوگانه ، درست مثل مهمانی که از در خانه وارد می شود ، یک یا چند روز در آنجا می ماند و باز از همان در بیرون می رود ، خودشان را نشان می دادند و بعد می رفتند . فروغ احساس تند ، قدرت مطالعه ، تحقیق استعداد های شعری را از پدرش گرفت از مادر هم صفا و مهربانی و سادگی را . پدر شعر می خواند و فروغ با علاقه گوش می داد که با ابیات آشنا شود استعداد فروغ در نوجوانی به حدی بود که معلم انشای فروغ باور نمی کرد که خودش انشاهایش را بنویسد .
هر چه هست فروغ است فروغی که بی هراس از جذام ، بی آنکه جذامی ها را زشت و چندش آور ببیند با انها زندگی می کند سرانجام فروغ پسر بچه یک جذامی را به فرزندی انتخاب می کند در این میان تنها کسی که تنها ماند و بی کسی را با همه وجودش حس کرد فرزند خوانده او حسین بود فروغ زمانی نخستین شعرهایش را به چاپ رساند که دوران رونق ( صفحه ادبی بود ) او برای گذراندن زندگی داستان و سفرنامه هم می نوشت و به مجله ها می سپرد اما از همین مجله ها ضربه های سختی خورد و نومید و خشمگین از آنها برید .
فروغ زبان فرانسه ، ایتالیایی ، آلمانی را با شوق پیگیری آموخت تا سر انجام دوستی او را به گلستان معرفی نمود فروغ با شعرا ، نویسندگان و روشنفکران برجسته ای آشنا شد که هر کدام در زمینه کار ادبی و فعالیت فکری نخبه بودند در همین ایام بود که فروغ با ترجمه شعر برجسته ترین شاعر عرب آشنا شد . فروغ خودش هم دستی در ترجمه داشت از میان ترجمه های او می توان به نمایشنامه ژان مقدس از (برنارد شا و ) سیاحتنامه هنری میلر در یونان با عنوان ستون سنگی ماروسی اشاره کرد . فروغ کار سینمایی خود را اینگونه شروع کرد :
از طرف گلستان فیلم در سال ۱۳۳۸ به انگلستان سفر کرد تا در کارهای تشکیلاتی فیلم مطالعه کند پس از بازگشت از سفر نخستین کوشش های خود را در زمینه فیلمبرداری آغاز کرد و پس از تهیه مقدمات ساختن چند فیلم مستند بکار پرداخت و سفری به خوزستان کرد موسسه فیلم کانادا از گلستان فیلم در سال ۱۳۳۹ خواست که در باره مراسم خواستگاری در ایران فیلم کوتاهی بسازد و فروغ در این فیلم بازی کرد و خود در تهیه آن فعال بود و در سال ۱۳۴۰ قسمت دوم فیلم زیبای ( آب و گرما ) را تهیه کرد در همین سال در تهیه صدای فیلم ( موج و مرجان و خارا ) گلستان را یاری داد او برای صفحه نیازمندیهای کیهان یک فیلم یک دقیقه ای ساخت که در نوع خود این اثر قابل تحسین بود . در تابستان سال ۱۳۴۱ در تهیه فیلم دریا ، گلستان را یاری کرد و خود نیز بازی کرد که متاسفانه ناتمام ماند فروغ در سال ۱۳۴۱ فیلم درخشان (خانه سیاه است) را ساخت این فیلم در سال ۱۳۴۲ برنده جایزه بهترین فیلم مستند از فستیوال جهانی اوبرها وزن آلمان شد . ناقدان و سینماگران بزرگ و نام آوران جهان از این فیلم تجلیل کردند . چهار دهمین فستیوال فیلم اوبرها وزن جایزه بزرگ خود را برای فیلم مستند ( به یاد بود فروغ ) نامگذاری کرد . نامگذاری جایزه بهترین فیلم های مستند به نام فروغ ادای حرمتی بود به این هنرمند بزرگ ایرانی و توفیق او در هنر و انسانیت هیئت مدیره فستیوال شاعر جایزه بزرگ خود را از نخستین جمله های فراموش نشدنی فیلم ( خانه سیاه است ) برگزید در سال ۱۳۴۵ فروغ بار دیگر به ایتالیا سفر کرد و در دومین فستیوال سینمایی مولف در شهر پزارو شرکت و در همین سال از کشور سوئد به او پیشنهاد برای ساخت فیلم داده شد .
و سرانجام در سال ۱۳۴۵ فروغ در تصادفی جان باخت و زمین بار دیگر عزاپوش شد و آسمان گریست و این هدیه را در خود جای داد . مرگ فروغ جامعه ما را تکان داد نه تنها روشنفکران که مردم ساده کوی و برزن هم گویی تازه دریافته بودند که چه گوهر یکدانه ای را از دست داده اند فروغ نوشته بود : « می ترسم زود تر از آنچه فکر کنم بمیرم و کارهایم ناتمام بماند و این درد بزرگی است . »


منبع : کلوب

مطالب مرتبط

فارسی لاهوری در شعر اقبال

فارسی لاهوری در شعر اقبال
۱۳۰ سال پیش در چنین روزی کودکی در شهر سیالکوت چشم به جهان گشود که از همان آغاز جوانی تحسین اطرافیانش را برانگیخت و بتدریج چندان مشهور شد که در ایام حیات همسنگ بزرگترین چهره های نامبردار پهنه فرهنگ شد. او علامه دکتر محمد اقبال لاهوری است که آثار و افکار وی ذهن بسیاری از اندیشمندان و محققان را به خود جلب کرده است و از همین رو به مناسبت های مختلف همایش هایی در شناخت هر چه بیشتر وی در کشورهای مختلف برگزار می شود. در شهر هنگ کنگ به همین مناسبت همایشی برپاست که دکتر محمد بقایی ماکان اقبال شناس شهیر ایرانی در آن سخنرانی خواهد داشت و علاوه بر بررسی اقبال شناسی در ایران یکی از مفاهیم کلیدی شعر اقبال یعنی عشق را نیز مورد بحث قرار می دهد. در این همایش سخنرانانی از کشورهای چین، آلمان و پاکستان نیز حضور خواهند داشت. لازم به ذکر است که دکتر بقایی در سال گذشته «به پاس ۳۰ سال اقبال پژوهی که حاصل آن مجموعه ۲۵ جلدی بازنگری آثار و افکار اقبال است» موفق به دریافت عالی ترین نشان و اعتبارنامه فرهنگی از سوی ریاست جمهوری و دولت پاکستان شد. مقاله ای که تقدیم می شود، بخشی تفصیلی از گفتاری است که دکتر ماکان در سخنرانی خود در دانشگاه هنگ کنگ بدان خواهد پرداخت.
سروده های اقبال لاهوری، همه بیت الغزل معرفت است. هر چه قدر که بیشتر در آنها اندیشه گماشته شود، نکات و مفاهیم تازه ای به دست می آید؛ یعنی شعرا و به قول میرابوالقاسم میرفندرسکی عارف و فیلسوف معروف قرن یازدهم «صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی».
حلاوت شعر او زمانی در مذاق جان اثر می کند که خواننده با اصطلاح شناسی وی آشنا باشد و یا سروده هایش را همراه با شرح توضیح بخواند. بسیاری از کلماتی که اقبال در شعر خود به کار برده است به ظاهر فارسی می نمایند ولی به معنایی نیستند که در فارسی به کار برده می شوند. به علاوه کلماتی کلیدی در اشعارش وجود دارد که دربردارنده مفاهیمی وسیع هستند که خود او بدانها داده است و این چیزی است که در آثار هر فیلسوف و متفکر بزرگی دیده می شود، چنان که کلمه transcendental در فلسفه کانت، که مفهوم آن با به کاربردن لفظ متعالی یا برین حاصل نمی شود. اقبال نیز اصطلاحاتی از این دست بسیار دارد. نظیر «خودی»، «آرزو»،«مدعا»، «فقر»، «جست وجو» و اصطلاحات متعدد دیگر که تا خواننده به عمق معنای آنها وارد نشود، نمی تواند مقصودش را به درستی دریابد. حتی اصطلاحات عرفانی او اگرچه با اصطلاحات عرفان رایج شباهت تام دارد مانند «رند»، «قلندر»، «میکده» و «پیر» ولی مفهوم نهایی شان متفاوت است. برای مثال در مثنوی «گلشن راز جدید» همان اصطلاحاتی را به کار می برد که شیخ محمود شبستری در «گلشن راز»، اما مفهوم نهایی آنها با آنچه مورد نظر شبستری است تفاوت دارد.
این مثال ها و شواهد مبین آن است که برای فهم اقبال باید با اصطلاحات خاص او آشنا بود تا بتوان به عمق گفته هایش پی برد. بسیاری از کسان اقبال را به درستی نشناخته اند، از آنجا که او آرا و عقاید خود را در قالب شعر فارسی بیان کرده است او را شاعری می دانند از خیل شاعران پارسی گوی و چون اشعاری هم درباره فاجعه دلگداز کربلا دارد، گاه او را یک مرثیه سرا هم می نامند و در ردیف شاعرانی نظیر محتشم جای می دهند ، نگاه او به این واقعه نگاهی حکیمانه، عارفانه و عمیق است. نگاهی است که در پی کشف ارزش های واقعی زندگی است. روح مکتوم در این واقعه از عناصر اصلی فلسفه خودی است. ولی متأسفانه سطحی نگری و عدم تعمق در اشعار او همراه با عوامل دیگر نظیر ناآشنایی با اصطلاح شناسی وی و خودبینی عقیدتی سبب شده تا از او چهره ای در سطح مدیحه سرایان ترسیم شود. گویی که او روضه الشهداء ملاحسین کاشفی را منظوم کرده، حال آن که اقبال متفکری است با ابعاد مختلف فکری که هر آن بارقه ای تازه می پراکند. تفکرات مونوپولیستی و یکسویه سبب شده که نه تنها اقبال، بلکه بسیاری از اندیشمندان ما به درستی معرفی نشوند، از فارابی و غزالی و بوعلی گرفته تا همین پروین اعتصامی.
از آنجا که هر متفکر بزرگ دارای اندیشه ای گسترده است هر گروه و نحله ای سعی دارد تا او را در حوزه فکری خود جای دهد. چنان که با حافظ چنین کرده اند.
در مورد اقبال نیز وضع چنین است. بویژه این که چون بسیاری از اصطلاحات کلیدی او فقط ظاهری فارسی دارند و به باطن معنایی گسترده، موجب شده اند تا فهم اندیشه های واقعی او برای غالب خوانندگانش میسر نشود.
متأسفانه این اشکال در آثار و نوشته های بسیاری از کسانی که به شرح یا ترجمه آثار اقبال می پردازند، وجود دارد. برای مثال اقبال کلمه «صورت» را در همه جا به معنای «مثل» و «مانند» به کار برده، از جمله در بیت زیر از «اسرار خودی»:
در خودی کن صورت یوسف مقام
از اسیری تا شهنشاهی خرام
ولی یکی از آن نوع اقبال شناسان که مثنوی مذکور را شرح کرده است، در میان اشتباهات متعددش یک خطای چشمگیر هم دارد و آن این است که گمان برده منظور از «صورت یوسف» چهره اوست که نماد زیبایی است. بعد بیت مذکور را براساس این تصور به صورتی نادرست معنا کرده است. حال آن که اقبال در مصرع اول این بیت می گوید: مانند یوسف متکی به خویشتن و دارای منشی استوار باش. اغلاطی از این دست در آنچه برخی راجع به اقبال می نویسند بسیار است. اقبال در جاوید نامه (بیت ۱۲۴) می گوید:
باز گفتم پیش حق رفتن چه سان
کوه و خاک و آب را کفتن چه سان
کلمه «کفتن» که در مصرع دوم آمده به معنای شکافتن و باز کردن است، ولی از آنجا که این کلمه در نسخه چاپ لاهور اشتباهاً «گفتن» نوشته شده است، در تمام دیوان های چاپ ایران نیز به همین صورت آمده که اصلاً معنایی نمی دهد.
اقبال یکی از غزل های معروف مولوی را در «جاویدنامه» و نیز در آغاز «اسرار خودی» آورده است که یک مصرع آن این است: «دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر». چنان که معروف است مقصود از کلمه «شیخ» در این مصرع دیوژن حکیم یونانی است که داستانش را همه می دانند، ولی در شرحی که در یکی از دیوان های فارسی اقبال نوشته شده، آمده است که در این مصرع مقصود از «شیخ» بایزید بسطامی است!!
دیوان های فارسی اقبال که در ایران چاپ شده عیناً از روی نسخه لاهور، بی هیچ دقت و تأملی کپیه برداری شده و چون نسخه لاهور از نظر شیوه نگارش اشتباهات فراوان دارد، همان اشتباهات عیناً در نسخه های چاپ ایران تکرار شده است. از جمله فعل «ندانم» در بیت ۱۵۰ «جاویدنامه» که در تمام نسخه های چاپ ایران به صورت «نه دانم» آمده است:
کارش از تدریج می یابد نظام
من ندانم کی شود کارش تمام
و باز در همان «جاویدنامه» (بیت ۲۵۰) کلمه «قفار» به کار برده شده که به معنای زمینی بایر است. ولی در نسخه لاهور به غلط «بخار» معنا شده است و همه نسخ چاپ ایران نیز همان معنا را آورده اند. حتی در یک ترجمه انگلیسی هم به همین معنا به کار برده شده است. جالب است که در یکی از دیوان های فارسی چاپ ایران که معمولاً مورد ارجاع اقبال پژوهان است درباره کلمه «پرویز» در بیت:
گفتند فرود آی ز اوج مه و پرویز
برخود زن و با بحر پرآشوب بیامیز
که به معنای خورشید و آفتاب است، نوشته شده «پرویز همان پروین است» که لابد به سبب تنگی قافیه تبدیل به پرویز شده!
کلیات فارسی اقبال که تاکنون در ایران چاپ شده است دقیقاً رونویسی از نخستین دیوان چاپ ۱۳۴۱ در لاهور است با همان اغلاط چاپی که از دو طریق در آن راه یافته؛ یکی اغلاط متعدد موجود در نسخه لاهور و دیگری اغلاطی که در حروفچینی هر کتابی، بویژه کتاب های فارسی وجود درد. از جمله اغلاط موجود در کتاب مورد بحث (ص ۲۹۳) تکرار کلمه «او» در مصرع دوم بیت زیر است:
دیده ام در نغمه او عالمی
آتشی گیر از (او) نوای او دمی
که (او)ی اول در مصرع دوم زاید است، ولی عجیب است که این مصرع بسیار ناموزون به همین صورت در بقیه دیوان ها نیز آمده است و همین طور در صفحه ۲۹۵ کلمه «پا زدم» در بیت:
پا زدم مستانه سوی یرغمید
تا بلندی های او آمد پدید
اشتباهاً «از دم» چاپ شده است که عیناً در دیوان های بعدی آمده است و باز هم در همین صفحه مصرع «حق مرا چشم و دل و گفتار داد» به صورت «دل گفتار» چاپ شده است که باز عیناً در دیوان های دیگر آمده است. همچنین در صفحه ۳۱۹ نخستین چاپ، کلمه «پیختند» به معنای پوشاندن و مستور کردن، به صورت «بیختند» آمده که معنای غربال کردن می دهد که در بیت مورد بحث هیچ معنایی نمی دهد و صحیح آن همان «پیختند» است:
پیش ما صد پرده را آویختند
جلوه های آتشین را پیختند
در جاویدنامه (بیت ۱۲۶۵) چاپ لاهور کلمه «برکند» اشتباهاً «پرکند» نوشته شده که در همه نسخه های چاپ ایران نیز به همین صورت آمده است!
اغلاطی از این دست در دیوان فارسی اقبال فراوان است که شرح شان بی حد می شود. حتی آخرین دیوان فارسی که در سال ۱۹۹۰ میلادی به خط یکی از خوشنویسان انجمن خوشنویسان به سفارش آکادمی اقبال به صورتی نفیس منتشر شد چیزی حدود ۸۵ غلط و اشتباه دارد. یعنی درواقع مصحفی است خوش خط و بسیار غلط. از این رو راقم این سطور بر آن شد تا دیوانی منقح از سروده های فارسی اقبال پدید آورد که اقبال پژوهان بتوانند با اطمینان خاطر بدان مراجعه کنند. مصحح نام این دیوان را که انتشارات اقبال آن را به طبع آراسته «میکده لاهور» نام داده تا تمایزی با دیگر دیوان های اقبال داشته باشد.

وبگردی
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید !
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید ! - به فرض محال که اطلاعات مردم مورد سوءاستفاده کشورهای دیگر قرار بگیرد، برای‌شان پیامد امنیتی مستقیمی ندارد. بسیاری از کاربران ایرانی در تلگرام به دریافتن و فرستادن اخبار و طیفی از جوک‌ها (از سیاسی گرفته تا خانوادگی) می‌پردازند. این مسائل هم برای کشورهای دیگر اهمیتی ندارد (البته اگر از تحلیل محتوا و کاربردهای بعدی‌شان بگذریم) و نمی‌تواند پیامد مستقیمی برای کاربر ایرانی داشته باشد. اما همین اطلاعات چنانچه…
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!