پنج شنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۷ / Thursday, 18 October, 2018

زندگی نامه و نحوه شهادت محمود کاوه فرمانده تیپ ویژه شهدا


زندگی نامه و نحوه شهادت محمود کاوه فرمانده تیپ ویژه شهدا
‌● تولد و کودکی
به سال ۱۳۴۰ ه.ش در مشهد مقدس، در خانواده‌ای مذهبی و دوستدار اهل بیت عصمت و طهارت(ع) متولد شد. پدرش که از کسبه متعهد به شمار می‌آمد، در دوران ستمشاهی و اختناق، با علماء و روحانیون مبارز، از جمله حضرت آیت‌الله خامنه‌ای شهید هاشمی‌نژاد و شهید کامیاب ارتباط داشت. وی که برای تربیت فرزندش اهمیت زیادی قایل بود، محمود را همراه خود به مجالس و محافل مذهبی و نماز جماعت می‌برد و از این راه فرزندش را با مکتب اهل بیت (ع) و تعالیم انسان‌ساز اسلام آشنا می‌کرد.
شهید کاوه دوران تحصیلات ابتدایی خود را در چنین شرایطی سپری کرد. از آنجا که خواست پدرش به هنگام تولد محمود، این بود که وی را در سلک صالحان و پیروان واقعی مکتب اسلام قرار دهد، با علاقه قلبی و مشورت پدر وارد حوزه علمیه شد و همزمان، تحصیلات دوران راهنمایی و دبیرستان را نیز ادامه داد.
با شروع جریانات انقلاب، او که جوانی بانشاط، فعال و مذهبی بود با شرکت در محافل درسی مسجد جوادالائمه(ع) و امام حسن مجتبی(ع) که در آن زمان از مراکز تجمع نیروهای مبارز بود، از هدایتها و تعالیم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بهره‌های فراوانی برد و ره توشه‌های همین تعالیم را با خود به محیط دبیرستان و میان دانش‌آموزان منتقل می‌نمود. او در دبیرستان به عنوان محور مبارزه شناخته می‌شد. با علاقه وافر، به پخش اعلامیه‌های حضرت امام خمینی(ره) می‌پرداخت و فعالانه در راهپیماییها و درگیریهای زمان انقلاب شرکت داشت.
● فعالیتهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی
با پیروزی انقلاب اسلامی شهید کاوه جزو اولین عناصر مومن و متهدی بود که به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شهر مقدس مشهد پیوست و پس از گذراندن یک دوره آموزش شش ماهه چریکی، به آموزش نظامی برادران سپاه و بسیج پرداخت. پس از آن برای حفاظت از بیت شریف حضرت امام خمینی(ره) در یک ماموریت شش ماهه به تهران عزیمت کرد و با شروع جنگ تحمیلی، به همراه تعدادی از نیروهای خراسان به جبهه‌های جنوب اعزام شد. مدتی بعد به علت نیاز شدیدی که پادگان به مربی داشت، او را برای آماده‌سازی و آموزش نیروها به مشهد فراخواندند.
● شهید کاوه در کردستان
علی رغم اینکه برای آموزش نیروها اهمیت بالایی قایل بود و مسئول مستقیم او زیاد تمایل نداشت وی را (که از مربیان دلسوز و قوی محسوب می‌شد) به جبهه اعزام نماید. اما روح پرتلاطم او به دنبال فرصتی بود تا رودرروی دشمن قرار گیرد و در صحنه‌های کارزار انقلاب و ارزشهای آن عملاً دفاع نماید. بنابراین در اولین فرصت با جلب رضایت فرمانده پادگان با شور و شوقی فراوان به دیار کردستان (که در آن زمان توسط گروهکها و عناصر ضدانقلاب دچار مشکلات و آشوب شده بود)، عزیمت کرد.
او که به همراه تعدادی از برادران پاسدار جهت آزادسازی شهر بوکان وارد کردستان شده بود، به دلیل لیاقتها و مهارتهایی که داشت در همان ابتدا به عنوان فرمانده یک گروه دوازده نفره انتخاب شد.
شهید کاوه در این منطقه برای مبارزه با ضدانقلاب – که از حمایتهای خارجی برخوردار بود و با جنایاتی هولناک، توطئه شوم جدایی ان نقطه از میهن اسلامی را در ذهن می‌پروراند – شب و روز نداشت و به دلیل تلاش بسیار زیاد، جدیت و پشتکار، شجاعت و روحیه شجاعت‌طلبی که داشت، در مدت کوتاهی به سمت فرماندهی عملیات سپاه سقز منصوب شد و در این زمان با ناباوری همگان همراه تعداد کمی نیرو، عملیات آزاد سازی منطقه مرزی بسطام را با شهامت غیر قابل وصفی طرح ریزی و۴۵ کیلومتر جاده مرزی را طی یک مرحله ودر عرض ۲۴ ساعت در قلب منطقه تحت نفوذ ضد انقلاب آزاد نمود .
ضد انقلاب که با برخورداری از سلاح و امکانات و نیروی رزمی فراوان، عرصه را برای نیروهای نظامی و انتظامی تنگ کرده بود و جنایات فجیعی مرتکب می شد، با ورود جوانان دلیر ومتعهدی چون شهید کاوه به صحنه عملیات، به این نتیجه رسید که ماندن در کردستان برایش سنگین تمام خواهد شد.
شهید کاوه و همرزمانش با عملیات پی در پی، مزدوران استکبار را در منطقه منفعل و مستاصل نموده بودند تا جایی که ضد انقلاب در اوج استیصال و درماندگی برای زنده یا مرده او جایزه تعیین کرده بود.
● نقش شهید در تیپ ویژه شهدا
به دنبال عملیات سرنوشت‌ساز نیروهای سپاهی در محورهای مختلف کردستان و همزمان با تشکیل تیپ ویژه شهدا (که فرماندهی آن بر عهده شهید ناصر کاظمی بود) شهید کاوه به عنوان فرمانده عملیات این تیپ انتخاب شد. پس از مدت کوتاهی از فعالیت او در این مسئولیت (که با آزادسازی بسیاری از مناطق همراه بود) آوازه تیپ ویژه شهدا، آنچنان ضدانقلاب را متحیر ساخت که بکلی روحیه خود را از دست دادند و در مقابل هر یوریش رزمندگان اسلام، فرار را بر قرار ترجیح می‌دادند و می‌دانستند که مقاومت در مقابل این یگان جزخسارت ونابودی ثمری نخواهد داشت.
آزاد سازی سد بوکان وجاده ۴۷ کیلومتری آن،آزاد سازی جاده صائبین دژ به تکاب ،پاکسازی منطقه کیلر و اشتوزنگ ،آزاد سازی محور استراتژیک پیرانشهر به سردشت که به عنوان مرکزیت و نقطه ثقل ضد انقلاب بشمار می آمد و منجر به انهدام مرکز رادیوئی آنها و فتح ارتفاعات مهم مرزی منطقه آلواتان و آزادسازی زندان دوله تو و کشتن بیش از ۷۵۰ نفر از ضد انقلاب گردید، از جمله نبردهای تهاجمی بود که توسط شهید کاوه و همرزمانش در تیپ ویژه شهدا طرح ریزی وبه اجرا گذاشته شد. تعداد عملیاتی که بوسیله این شهید علیه ضد انقلاب فرماندهی شد ، آن قدر زیاد است که ذکر نام تمامی آنها در این مختصر میسر نیست.
او که پس از شهادت سرداران رشید اسلام ، شهید ناصر کاظمی ، شهید محسن گنجی زاده و شهید محمد بروجردی در خرداد۱۳۶۲ رسما به فرماندهی تیپ منصوب شده بود ، با تلاش همه جانبه برای آموزش، سازماندهی و آماده سازی نیروها از هیچ کوششی دریغ نمی ورزید.
بنا به صلاحدید فرماندهی محترم سپاه در تاریخ ۲۹/۴/۱۳۶۲ تیپ ویژه شهدا ماموریت یافت تا در عملیات برون مرزی والفجر ۲ که در منطقه حاج عمران انجام می‌گرفت شرکت نماید. در این عملیات شهید کاوه با هدایت قوی رزمندگان، اهداف از پیش تعیین شده تیپ از جمله ارتفاعات ۲۵۱۹ را با موفقیت به تصرف درآورد.
همزمان با عملیات والفجر ۴ ماموریت پاکسازی محور سردشت از لوث وجود ضدانقلاب (دمکراتها و منافقین) به این تیپ واگذار شد. رزمندگان غیور و سلحشور نیز ضمن تسلط به ارتفاعات مرزی کوه سیر، قوری، تالشو روستای اسلام آباد، مرکز رادیویی منافقین و مقر دمکراتها را تصرف کردند.
تیپ ویژه شهدا سال ۶۳ در عملیات بدر همراه با سایر یگانهای سپاه، با دشمن تا دندان مسلح جنگید و در تاریخ ۲۳/۴/۶۴ در عملیات قادر (همراه با یگانهایی از ارتش جمهوری اسلامی) در جبهه شمالی سیدکان عراق باعث بر هم زدن آرایش نظامی دشمن گردید. همچنین در عملیات پشتیبانی والفجر ۹ که در منطقه چوارته عراق انجام گرفت، در انهدام قوای دشمن و تصرف بخشی از خاک آنان نقش موثر داشت، که هر کدام نشانی از دلاوریها و حماسه‌آفرینی شهید کاوه و یارانش را در خود ثبت کرده است.
● ویژگیهای اخلاقی
صفات ارزنده و ویژگیهای ایمانی که این شهید داشت باعث شد که خود را وقف انقلاب کند و با اهمیتی که کردستان برای وی داشت خود را فرزند کردستان معرفی می‌کرد. روحیه والا و انساندوستی او به قدری در اطرافیان اثر می‌گذاشت که با وجود تبلیغات سوء دشمنان و ایجاد جو مسموم علیه آن شهید و یگان تحت امرش، هنگامی که به درجه رفیع شهادت نایل شد، مردم مهاباد با پای برهنه زیر پیکر پاک و مطهر سردار بزرگ خود بر سر و سینه می‌زدند و اشک می‌ریختند و ضدانقلاب را نفرین می‌کردند.
او با الهام از سخن خداوند که در وصف مومنان بیان شده است: «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّار رُحَماء بَینَهم»، در قلب مردم و نیروها جای گرفته بود و هیچ انگیزه‌ای جز خدمت به انقلاب و احیای ارزشهای الهی نداشت.
شهید کاوه در عین حال که تمام اوقاتش را برای مبارزه به کار می‌بست، از پرداختن به تکالیف دینی و انجام مستحبات نیز غافل نبود. او از مروجین قرآن کریم بود و با عشق خالصانه به اسلام و مکتب، آیات جهاد را تلاوت می‌کرد و در صحنه جنگ و مقاتله با دشمنان، آن را در عمل تفسیر می‌نمود.
روحیه اطاعت‌پذیری و ولایتی، هوش سرشار و چابکی در عملیات، مسلح بودن به سلاح تقوا و اخلاق حسنه، شجاعت و بی‌باکی، ساده زیستی و صمیمیت با نیروها از جمله ویژگیهای شخصیتی آن شهید والامقام است.
با وجودی که در مقابل ضدانقلاب سازش‌ناپذیر، جسور و با شهامت بود، اما در داخل تیپ با نیروهای تحت امر خود برخوردی بسیار متواضعانه و باصفا و صمیمی داشت و همین تواضع او سبب شده بود که محبوبیت خاصی در بین نیروها داشته باشد.
شهید کاوه در قلب نیروهای بسیجی و سپاهی جای داشت.
او مصداق بارز تلفیق محبت و قاطعیت در امر فرماندهی نظامی بود.
روزی یکی از نزدیکان وی به منطقه آمده بود. یکی از برادران تقاضا کرد که کار مناسبی به او محول کند، شهید کاوه پاسخ داد: همه بسیجی‌ها فامیل من هستند.
در بعد آمادگی جسمانی هیچ‌گاه از ورزش غافل نبود و با تشویق نیروها و حضور در مسابقات ورزشی، آمادگی رزمی نیروها را بالا می‌برد.
همواره برای تشویق بچه‌ها می‌گفت: موفقیت من در کوههای بلند کردستان مدیون ورزش است.
او چریکی زبده بود که در عمل و جنگ چریک شده بود نه با درسهای تئوری.
شهید کاوه همیشه راهگشای عملیات بود، هرجا که کار گره می‌خورد او رهگشا بود و هر کجا که از عزم و اراده رزمندگان کاسته می‌شد، اراده پولادین او به همه آن عزیزان، روحیه‌ای تازه می‌بخشید.
او برای اینکه بتواند عملیات را بهتر هدایت کند با سلاح پیشاپیش رزمندگان حرکت می‌کرد.
با اینکه بارها در صحنه‌های عملیاتی مجروح شده بود، ولی همیشه قبل از بهبودی، به منطقه باز می‌گشت و در برخی از مواقع نیز نیروها او را با سر و بدن باندپیچی شده می‌دیدند که در میانشان حاضر می‌شد و آماده پذیرش ماموریت و اجرای عملیات بود.
سرتیپ شهید حسن آبشناسان – فرمانده لشکر ۲۳ نوهد – می‌گوید:
اگردر دنیا یک چریک پاکباخته و دل باخته به اسلام و حضرت امام(ره) وجود داشته باشد، محمود کاوه است و هر رزمنده‌ای که بخواهد خوب پخته و آبدیده شود باید با تیپ ویژه شهدا پیش برود.
او دارای فضایل روحی و اخلاقی ویژه‌ای بود و انجام کار خالصانه و بی‌ریا را سرلوحه زندگی خود قرار داده بود. عموماً کم سخن می‌گفت و بیشتر عمل می‌کرد و همواره سعی می‌کرد وحدت ارتش و سپاه حفظ شود و ارتشیان نیز او را از خود می‌دانستند. این خصال و روحیات فرماندهی بود که تیپ شهدا را به آنجایی رساند که مقام معظم رهبری درباره این یگان و شهید کاوه فرمودند:
تیپ ویژه شهدا که ایشان فرماندهی‌اش را برعهده داشتند یکی از واحدهای کارآمد ما محسوب می‌شد.
... او در عملیات گوناگون شرکت داشت و کارآزموده میدان جنگ شده بود. از لحاظ نظم، اداره واحد، مدیریت قوی، دوستی و رفاقت با عناصر لشکر، از لحاظ معنوی، اخلاق، ادب، تربیت، توجه و ذکر، یک انسان جوان، اما برجسته بود.
... این وجوان (شهید کاوه) جزو عناصر کم‌نظیری بود که او را در صدد خودسازی یافتم. حقیقتاً اهل خودسازی بود، هم خودسازی معنوی و اخلاقی و تقوایی و هم خودسازی رزمی.
● نحوه شهادت
دهم شهریور ماه ۱۳۶۵، روزی که روح این سردار شجاع اسلام و سرباز وارسته حضرت بقیه‌الله الاعظم(عج) در عملیات کربلای ۲ بر بلندای قله ۲۵۱۹ حاج عمران به پرواز درآمد، دل صخره و کوه، یاد و خاطره شجاعت او را در خود ثبت کرد. آن روز، کاوه مزد جهاد را که شهات بود، دریافت کرد و به بارگاه عزالهی فراخوانده شد.
خصال و ویژگیهای درخشنده او در تمام مدت خدمتش و در تصدی مسئولیتهای مختلف درسی است بس بزرگ برای همه سربازان اسلام و پاسداران انقلاب اسلامی، تا با به کارگیری آنها و آراسته شدن به آن سجایای اخلاقی، نمونه هایی از لشکریان مخلص حضرت بقیةالله العظم(عج) باشند و خود را برای دفاع از حریم اسلام و ارزشهای متعالی آن، همواره مهیا و آماده سازند.
● حرکت فرمانده تیپ ۱۵۵ شهدا به سوی شهادت
در وضعیت فوق طاقت و شدت دشواری که نیروهای عمل کننده خواه ناخواه با آن مواجه بودند و سبب شده بود پیروزی را نیز دور از دسترس ببینند، تیپ ویژه ۱۵۵ شهدا، به خصوص فرمانده آن ، مؤمنانه و شجاعانه در عرصه درگیری وارد شدند. شهید امیری مقدم، راوی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ در این تیپ، در گزارش خودش از عملیات کربلای ۲، درباره حرکت نیروها برای ادامه عملیات و سرانجام آن، چنین روایت کرده است: «تغییرات انجام شده در طرح مانور و عدم موفقیت کامل تیپ ویژه ۱۵۵ شهدا در عملیات شب گذشته، موجب تردید در مسئولان، خصوصاً فرماندهان این تیپ شده بود. این تردید اگرچه در خود فرمانده تیپ (برادر محمود کاوه) نیز وجود داشت ولی وی با توجه به حساسیت زمان و مصلحت کُل عملیات، این تردید را بروز نمی داد و به همین دلیل تصمیم گرفت برای زدودن تردیدها و تقویت روحیه عملیاتی در افراد تیپ، به همراه نیروهای عمل کننده در منطقه درگیری حاضر شود. وقتی که مسئولان تیپ از این تصمیم آگاه شدند درصدد برآمدند که وی را از این عمل باز دارند. فرمانده یکی از گردان ها (برادر صلاحی) برای منصرف کردن وی، می گوید: «شما این کار را نکنید، آتش دشمن زیاد است، مسیر، بدمسیری است، خدای نکرده طوری می شود. «فرماندهی در جواب می گوید: «خب، اگر این طور است، ما هم شهید می شویم. اگر کار مثل شب گذشته بشود، ما هم حاضریم امشب شهید شویم.» به همان اندازه که خود وی در رفتن به خط درگیری مصمم بود، سایر مسئولان تیپ مخالف بودند.
مکالمه زیر که در آخرین دقایق قبل از عزیمت برادر کاوه به منطقه و در هنگام پوشیدن پوتین، بین وی و قائم مقام تیپ (برادر منصوری) انجام گرفت، بیانگر این واقعیت است که ایشان چه قدر به رفتن و دیگران چه اندازه در بازداری وی مصمم بوده اند. متن مکالمه این چنین است:
منصوری: رفتن شما نه به نفع اسلام است و نه به نفع...
کاوه: نه
منصوری: اگر نظر شما این است که نیروهای عمل کننده آدم قوی تری می خواهند، من قوی نیستم ولی می روم جلو و یکی دیگر را اینجا می گذارم.
کاوه: نه، من می خواهم امشب، شما اینجا باشید.
منصوری: من نمی خواهم.
کاوه: امشب کارها جور نمی شود.
منصوری: خب، اگر جور نمی شود با رفتن شما هم جور نمی شود.
کاوه: چه می گویم! جور می شود، ان شاءالله جور می شود.
منصوری: البته اگر خدا بخواهد جور می شود. شما هم این جا کلی کار دارید: مسئله قرارگاه، هماهنگی توپخانه و...
کاوه‌: این‌ها همه‌اش‌ حل‌ می‌شود، این‌ها مشخص‌ است‌.
منصوری‌ که‌ از بحث‌ کردن‌ نتیجه‌ نمی‌گیرد، با پیش‌ کشیدن‌ تصمیم‌ خودش‌ برای‌ رفتن‌ به‌ جلو، می‌گوید: حالا در هر صورت‌ شما بروید، من‌ کار ندارم‌. من‌ هم‌ برای‌ انجام‌ مأموریت‌، گردان‌ امام‌حسین‌(ع‌) را برمی‌دارم‌ و می‌روم‌.
کاوه‌: خُب‌، شما این‌ کار را بکنید.
منصوری‌: ولی‌ این‌جا در مقر فرماندهی‌ تیپ کارها می‌خوابد.
کاوه‌: مسئله‌ای‌ نیست‌، شما همین‌ اول‌ درگیری‌ که‌ من‌ جلو هستم‌، این‌جا باشید.
منصوری‌ وقتی‌ باز هم‌ نتیجه‌ نمی‌گیرد، به‌طور جدی‌تری‌ می‌گوید: آقای‌ کاوه‌، می‌خواهید به‌ زور متوسل‌ بشویم‌؟ جلو رفتن‌ شما اصلاً درست‌ نیست‌، منطقی‌ نیست‌.
کاوه‌: امروز با روزهای‌ دیگر فرق‌ می‌کند، من‌ یک‌ چیزهایی‌ می‌دانم‌، یک‌ چیزهایی‌ هست‌، می‌دانم‌ تردید هست‌.
منصوری‌: خُب‌، تردید طبیعی‌ است‌، باید باشد.
کاوه‌: خُب‌ اگر آدم‌ خودش‌ جلو باشد و یک‌ وقت‌ مسئله‌ای‌ پیش‌ آمد، می‌تواند هم‌ پیش‌ خدای‌ خودش‌ و هم‌ پیش‌ خلق‌ خدا و....
برادر کاوه‌ سکوت‌ می‌کند و برای‌ هدایت‌ گردان‌ امام‌حسین‌(ع‌) از سنگر فرماندهی‌ خارج‌ می‌شود.»
راوی تیپ ویژه۱۵۵شهدا سپس افزوده است :«به هنگام اعزام گردان ها برای انجام ما موریت ، ابتدا گردان امام حسین (ع)، سپس گردان امام سجاد (ع) درحالی که فر ماندهی تیپ ( محمود کاوه )پیشاپیش آنها قرار داشت ، حرکت خود را برای تصرف ارتفاع ۲۵۱۹ آغازکردند. طبق طرح مانور قرار بود گردان امام حسین (ع) پایگاه های ۱ و۲ وگردان امام سجاد (ع) پایگاه های ۳و۴ را تصرف کنند . حساسیت دشمن نیز نسبت به شب اول کمتر شده بود .واحتمال جدی نمی داد در این محور مجددا عملیات شود ، از این رو اجرای آ تش وپرتاب منور آ نها نیز اندکی کاهش یافته بود .
به هر ترتیب حدود ساعت یک بامداد که نیروهای پیاده پس از پیمودن مسافت فاصله خط خودی تا دشمن به زیر اهداف مورد نظر رسیدند تا با هماهنگی آ تش خودی در گیری را شروع کنند در همین حین گلوله خمپاره کنار برادر کاوه به زمین اصابت کرد واو در جاشهید شد.»
به‌ دنبال‌ شهادت‌ فرمانده‌ تیپ ویژه ۱۵۵ شهدا (شهید محمود کاوه‌) در منطقه‌ عملیاتی‌ کربلای‌۲، از مراسم‌ تشییع‌ وی‌ در مشهد، روزنامه‌ کیهان‌ (۱۶/۶/۱۳۶۵) چنین‌ گزارش‌ داده‌است‌: در این‌ مراسم‌ که‌ با
حضور مسئولان‌ استان‌ خراسان‌ و نیروهای‌ نظامی ‌ و انتظامی‌ شهر مشهد برگزار شد، پیکر پاک‌ این ‌ سردار اسلام‌ بر دوش‌ انبوهی‌ از اقشار مختلف‌ امت‌ حزب‌الله‌ مشهد تا بارگاه‌ ملکوتی‌ امام‌رضا(ع‌) تشییع‌ و پس‌ از طواف‌ ضریح‌ مطهر، طی‌ مراسمی ‌ به‌ خاک‌ سپرده‌ شد.»
راوی‌ قرارگاه‌ حمزه‌ ـ‌ع‌_ (اسدالله‌ احمدی‌) به ‌ نقل‌ از فرمانده‌ لشکر ۵ نصر (باقر قالیباف‌) نوشته‌است‌: «در مراسم‌ تشییع‌ جنازه‌ شهید محمود کاوه‌، پدر وی‌ درخواست‌ حجت‌الاسلام‌ طبسی‌ تولیت‌ آستان‌ قدس‌رضوی‌ را مبنی‌بر این ‌ که‌ پیکر شهید محمود کاوه‌ در حرم‌ مطهر حضرت‌ رضا(ع‌) و یا در یکی‌ از حجره‌های ‌ مخصوص‌ حرم‌ دفن‌ شود نپذیرفت‌ و گفت‌: «پسرم ‌ از ابتدا با بسیجی‌ها بوده‌ و بهتر است‌ در کنار آنها دفن‌ شود.»
● گوشه ای از وصیتنامه
دشمن باید بداند و این تجربه را کسب کرده باشد که هر توطئه‌ای را که علیه انقلاب طرح‌ریزی کند، امت بیدار و آگاه با پیروی از رهبر عزیز، آن را خنثی خواهد کرد. آینده جنگ هم کاملاً روشن است که پیروزی نصیب رزمندگان اسلام خواهد شد و هیچگاه ما نخواهیم گذاشت که خون شهیدانمان هدر رود.

منبع: سایت جامع دفاع مقدس«ساجد»

منبع : مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مطالب مرتبط

با عرشیان در فرش

با عرشیان در فرش
● شهید در یک نگاه
▪ سردار شهید محمد قنبری
▪ نام پدر: غلامرضا
▪ ت. ت: ۳/۲/۱۳۴۲
▪ محل تولد: لاهیجان-رفسنجان
▪ میزان تحصیلات: سوم دبیرستان
▪ وضعیت تاهل: مجرد
▪ شغل: محصل
▪ یگان اعزام کننده: سپاه
▪ تاریخ شهادت: ۶/۱۰/۶۵
▪ محل شهادت: شلمچه
▪ مسوولیت در جبهه: غواص
● این شهید را بهتر بشناسیم
محمد قنبری، سال ۱۳۴۲ در روستای لاهیجان به دنیا آمد. در دبستان رجبی، دوره ابتدایی خود را به پایان برد و دوره راهنمایی را در مدرسه مطهری گذراند و بعد وارد دبیرستان اقبال لاهوری رفسنجان (شریعتی فعلی) شد. محمد دوازده ساله بود که انقلاب شد و در سن ۱۵ سالگی به عنوان پاسدار، به جبهه اعزام شد.
وی به مدت ۶ سال در جبهه بود و در این مدت، سه بار زخمی شد. دوبار توسط ترکش و یک بار نیز شیمیایی شد. این شهید بزرگوار در عملیات کربلای،۴ منطقه شلمچه به درجه رفیع شهادت نایل گردید، وبعد از ۱۴ سال که مفقودالاثر بود وی را به وطن باز گرداندند.
جرعه ای از جام وصیت نامه شهید: « از خدا بخواهید که همیشه شما را در صراط مستقیم خودش قرار دهد و راه شهیدان را ادامه دهید و بدانید که اگر خدایی نکرده، این انقلاب اسلامی از دستمان برود، دیگر این امت، روی خوش نخواهد دید. همیشه متعهد باشید و هوشیار و بیدار که آلوده نگردید. متقی زندگی کنید تا سعادتمند شوید».
خواب شهید قبل از شهادت: « وضو گرفتم و خوابیدم. شهید اکبر صفری زاده را در خواب دیدم، دست من را گرفته بود و به سمت خانه شان می برد و می گفت باید حتما امروز به خانه ما بیایی. من هم قبول کردم. با هم به خانه شان رسیدیم، اما وقتی داخل خانه شدیم، دیگر خانه نبود بلکه یک باغ بزرگ بود که درخت های میوه تمام آن باغ را در بر گرفته بود. اکبر دست مرا گرفت و در میان باغ نشستیم. آن وقت اکبر رفت و دو عدد سیب چید و آورد، یکی برای خودش و دیگری را هم به من داد. در همین وقت، صدای اذان را شنیدیم. من به اکبر پیشنهاد دادم که جلو بایست تا نماز بخوانیم. اکبر با خوشحالی گفت: از این به بعد ما همیشه در کنار هم هستیم و از خواب بیدارشدم».
● شهید در یک نگاه
▪ شهید علی نظری علم آبادی
▪ نام پدر: حسین
▪ تاریخ تولد: ۱۳۴۵
▪ محل تولد: رفسنجان- لاهیجان
▪ میزان تحصیلات: اول دبیرستان
▪ وضعیت تاهل: مجرد
▪ شغل: محصل
▪ تاریخ شهادت: ۶/۱۰/۱۳۶۵
▪محل شهادت: خرمشهر
▪ مسوولیت در جبهه: پیک گردان
● شهید نظری را کمی بهتر بشناسیم
شهید علی نظری در شهریور۱۳۴۵ در روستای لاهیجان به دنیا آمد. دوره ابتدایی را در مدرسه رجبی لاهیجان با موفقیت به پایان رساند. و دوره راهنمایی را در مدرسه آذرشهر رفسنجان به پایان برد و در مدرسه انصاری برای دبیرستان ثبت نام کرد وبعد از ۲ماه درس را رها کرده و در تاریخ ۱۳۶۱‎/۲‎/۱۲ اولین سفر خود را به جبهه آغاز می کند.
پدر ومادر این شهید بزرگوار برای بدرقه او به پایگاه(معروف به باغ هرندی)می روند. بعد از طرف مدرسه انصاری به دنبال علی فرستادن و مادر علی به آنها می گوید «علی به جبهه رفته است».
علی بعد از ۶ ماه به آغوش خانواده بر می گردد و مجددا بعد از بازگشت به جبهه در مدت یک سال در گردان زرهی بود. و بعد از چند ماهی همراه شهید حسن عباسی وارد گروه تخریب می شود. علی که آرزوی شهادت را در دل داشته به مدت یک سال در گروه تخریب به انجام وظیفه می پردازد.
شهید امینی و شهید میرافضلی و شهید قنبری و شهبازی به علی پیشنهاد غواصی را می دهند و به علی می گویند: (شما به همراه ما برای آموزش غواصی بیا تا آموزش ببینی.) علی همراه بچه ها برای آموزش غواصی به جزیره مجنون و نیز در مدت ۵۲ روزدر سرچشمه مشغول آموزش می شود.
علی بعد از مرخصی به خانه می رود و مجددا به جبهه باز می گردد و پس از ۴۸ روز زخمی و موجی می شود و به مدت یک روز او را به بیمارستان اهواز می برند بعد علی را به خانه می فرستند علی بعد از ۸ روز بهبود می یابد.
( مادر شهید به او می گوید: علی جان بهتر نیست سرو سامانی بگیری؟ ولی علی در جواب مادر می گوید: مادرجان من تا خاک کشورم را آزاد نکنم نمی خواهم به چیز دیگری فکر کنم)
در آن زمان می شد از چشمان علی جواب دیگری فهمید که مادر، من وقتی سر و سامان می گیرم که در راه اسلام شهید شوم و به اربابم سیدالشهدا برسم.
ای شهید کاش من نیز سعادت داشتم جانم را فدای تو و اربابت کنم.
روحش شاد
خاطره ای از شهید که برای مادر تعریف می کند: در منطقه خرمشهر در عملیات فاو بودم که اتش دشمن شدید بود من در گودالی افتادم و می خواستم بیرون بیام،چون کوله بارم زیاد سنگین بود هر چه می خواستم به بالا بیام فرو می رفتم! دست خود را به بوته ای گرفتم و تکان نخوردم، تا ۲ روز توانستم طاقت بیارم، روز سوم گرسنه و تشنه از همین علف ها می کندم و می خوردم تا روز پنجم آتش تمام شد و من خود را به بالا کشاندم وصبح روز ششم توانستم خود را به دوستان ملحق کنم، آنها من را اصلا نمی شناختند چون خیلی لاغر و ضعیف شده بودم و آنها فکر کرده بودن که من شهید شدم.
فرازی از وصیت نامه شهید: من به خاطر سربازی جبهه نیامدم! به دانشگاه آمدم! چون جبهه، یک دانشگاهی است که مثل آن در دنیا نیست! خداوند همنشینی ما را در کنار او و سایر بهشتیان معرفت اللهی محقق سازد انشاءالله …

وبگردی
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟ - فیلم - پدری که در برنامه «فرمول یک» علی ضیا ادعا کرد به خاطر تامین هزینه‌های درمان فرزندش اقدام به فروش کلیه‌اش کرده، مردم را فریب داده است.
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه!
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه! - مثلاً سنت های الهی که در این سند آمده، در کتاب های درس بینش اسلامی دوره دبیرستان هم وجود دارد... واقعاً هزاران جلسه تشکیل داده اند که بدیهیاتی مانند خانواده بنیادی ترین واحد تشکیل دهنده جامعه است، انسان دارای اختیار است، جهان دارای نظام علّی - معلولی است، خداوند رحمان و رحیم است و ... را در سند بازنویسی کنند؟!
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت - صحبتهای کنایه آمیز یک بازرگان با وزیر صنعت
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد - ۱- خب چی میشه ولایتی بجای توصیه به لُنگ پوشی، بملت توصیه کنه تو سعدآباد مالک خونه بشن ویک سومشو وقف کنن؟ ۲- اینجور واینجا صاحبخونه شدن و بعد توجیه وقف، آدمو یادحافظ میندازه: فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد که می‌حرام، ولی بِه زمالِ اوقاف است
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند - حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند؟مردم نیازی به این توصیه‌هاندارند اگرلازم باشد آن‌قدر شرف دارندکه از خودشان دفاع کنند ولی این دفاع،منحصربه دفاع دربرابر دشمنان خارجی نمی‌شود که باید وضعیت خیلی‌ها رادر داخل هم بررسی کرد.
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید!
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید! - فیلم - حمله فرد متهم در بازار پرنده فروشان اهواز به پلیس آگاهی منجر به درگیری مرگبار شد.
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد - ماجرای عجیب دو منزل مسکونی در همسایگی کاخ سعدآباد و حسین فریدون و نهاد ریاست جمهوری
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+)
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+) - فیلم - به تازگی شخصی در فضای مجازی فیلمی منتشر کرده که مردی ادعا می کند در پارکینگ خانه اش مورد حمله جن ها قرار گرفته است.
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد!
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد! - فیلم - پاول یک توریست اهل چک است که با موتورسیکلتش دنیا را می گردد و یک هفته در ایران اقامت داشته است. ویدئوی سلفی که او در طبیعت ایران از خود و اقدام پسندیده اش منتشر کرده برای همه ایرانیان جای تامل دارد.
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+)
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+) - فیلم - قتل مدل و ملکه زیبایی عراق از روز گذشته سوژه رسانه ها شده و پلیس تحقیقات ویژه ای را برای دستگیر قاتل وی انجام داده است. تصاویر منتشر شده از جنازه غرق در خون وی را در ویدئوی زیر می بینید.
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز - عکس این بنرکه گفته می‌شود نمایشگر تصویری از سربازان رژیم صهیونیستی است طی روزهای اخیر در فضای مجازی دست به دست می‌شد و واکنش‌هایی به همراه داشت.
عکسی آموزنده از سفر نیویورک
عکسی آموزنده از سفر نیویورک - پوشه‌های پُر از برنامه فرانسوی‌ها در برابر دستان خالی تیم ایرانی. به کاغذ ها و پرونده های موجود روبه روی تیم فرانسه دقت کنید!
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی