چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ / Wednesday, 15 August, 2018

آخرت گرایی حقیقی، تنها راه نجات انسان


آخرت گرایی حقیقی، تنها راه نجات انسان
نوشتار حاضر به بررسی راههای نجات از غفلت و نیز مقایسه حیات دنیوی و اخروی و برتری حیات اخروی بر زندگی دنیا پرداخته است. همچنین در ادامه پس از بررسی برتری زندگی آخرت بر زندگی دنیا، آخرت گرایی حقیقی امری لازم و حیاتی داشته شده و تنها راه نجات انسان معرفی گردیده است.
اینک با هم این مطلب را که از شماره ۷۸ ماهنامه معرفت برگرفته ایم، از نظر می گذرانیم:
● راه های نجات از غفلت
الف) ممارست بر فکر کردن
از جمله راه هایی که ما از قرآن استفاده می کنیم این است که انسان تمرین کند و خود را عادت دهد به فکر کردن؛ برنامه ای داشته باشد برای اینکه مقداری از وقتش را برای فکر کردن صرف کند. در این زمینه آن قدر تشویق شده که یک ساعت فکر کردن مساوی با یک یا شصت سال عبادت تلقی شده است. (بحارالانوار، ج ۶۹ ص ۲۹۳)
البته این تفاوت شاید به دلیل تفاوت مراتب افکار باشد. به هر حال، فکر کردن یکی از امور مطلوبی است که می تواند برای ترقی و تکامل انسان موثر باشد؛ مثلاً، نشسته ایم، می خواهیم فکر کنیم؟ درباره چه فکر کنیم؟ در آیات آخر سوره آل عمران آمده است: و یتفکرون فی خلق السموات والارض ربنا ما خلقت هذا باطلاً. فکر درباره اینکه آفرینش جهان سرسری نیست، هدف دار است، این فکر اگر درست هدایت شود انسان را می رساند به اینکه به عالم آخرت و حساب و کتابی که در آن عالم برای رفتارهای انسان وجود دارد، یقین پیدا می کند. به همین دلیل، در ادامه اش می فرماید: ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک و قنا عذاب النار.
نکته ای را بین پرانتز عرض کنم: بعضی از مسایل هستند که حل کردنشان برای انسان یک بار و برای یک لحظه کافی نیست، انسان احتیاج دارد به اینکه مکرر آن کارها را انجام دهد. یاد خدا کردن از این امور است. یک بار اعتراف کردیم که خدایا تو خدایی، ما هم بنده ایم؛ این کافی نیست، همیشه باید این یاد باشد؛ والذین یذکرون الله قیاماً و قعوداً و علی جنوبهم. در همه حال، روز و شب، همه جا به یاد خدا هستند. در برناه نماز که هفده رکعت آن در شبانه روز از واجبات است،
چقدر تکبیر تکرار شده است، اذکار دیگر به همین صورت. پس نماز و اذکار آن را هر روز باید تکرار کنیم. این نشان دهنده آن است که اگر انسان بخواهد در راه صحیح و مستقیم و پابرجا بماند با یک بار انجام دادن عمل کارش به سامان نمی رسد، هر چند دایم در حال تغییر است؛ ممکن است صبح مؤمن باشد، شب کافر شود و بالعکس؛ بخصوص در آخرالزمان بر طبق روایات پیش بینی شده است که «ان العبد یصبح مؤمنا و یمسی کافرا و یصبح کافرا و یمسی مؤمنا»، صبح انسان مؤمن است، شب کافر است و صبح کافر است، شب مؤمن است. (بحارالانوار ج ۶۹ ص ۲۲۵)
بنابراین، باید این یاد و این فکر را تکرار کرد و ادامه داد تا در هر لحظه انسان از آفات غفلت و وسوسه های شیطانی محفوظ بماند، وگرنه هر وقت مبتلا به غفلت شد، شیطان به سراغش می آید. پس اگر ما یک بار نشستیم و فکر کردیم و عقایدمان را براساس ادله عقلی اثبات کردیم، این معنایش آن نیست که تا آخر عمر دیگر کافی است، انسان در معرض وسوسه شیطان است؛ یک وقت می گوید: از کجا معلوم که فکر دیروز من درست بوده است؟ بخصوص با شبهات که شیاطین دایم القا می کنند. بنابراین، فکر باید ادامه داشته باشد.
ب) مقایسه دنیا و آخرت
وقتی فکر کردیم و رسیدیم به اینکه غیر از این زندگی دنیا، که معمولا هفتاد، هشتاد سال بیشتر طول نمی کشد و با مرگ پایان می یابد، می بینیم این تمام حیات انسانی نیست، بخش کوچکی از حیات انسان است، بخش اعظمش پس از مرگ است و در عالم قیامت. بنابراین، زندگی دنیا هر قدر هم طولانی باشد، محدود و متناهی است، اما زندگی آخرت نامتناهی است. وقتی باور کردیم که چنین زندگی ای هست، آیا بعد هم در این زمینه جای فکر کردن هست؟ قرآن می فرماید: (کذلک یبین الله لکم الایات لعلکم تتفکرون فی الدنیا و الاخره )(بقره:۲۱۹ و ۲۲۰) ما آیات خود را برای شما بیان می کنیم تا شما بیندیشید و درباره دنیا و آخرت فکر کنید. پس فکری که درباره اش بحث کردیم، نتیجه اش این بود که زندگی ما منحصر به دنیا نیست، آخرتی دارد، وگرنه این نظام عبث و بیهوده خواهد بود. بعد که فهمیدیم آخرتی هست دیگر درباره چه فکر کنیم؟ (لعلکم تتفکرون فی الدنیا و الاخره .) زندگی دنیا و آخرت را مقایسه کنید. تا حالا اصلا توجهی نداشتیم که آخرتی هست، حال که توجه پیدا کردیم، آیا این دو مساوی اند؟ یک بخش زندگی ما هفتاد، هشتاد سال است. پس از این مدت هم عالم آخرت است. حال چه نسبتی بین این دو هست؟ قرآن، خودش راهنمایی کرده است که این گونه فکر کنید و فرموده: (بل تؤثرون الحیوه الدنیا و الاخره خیر و ابقی.) شما به حسب طبع مادی و حیوانی تان همین زندگی دنیا را ترجیح می دهید، در صورتی که اشتباه می کنید. شما باید عالم آخرت را ترجیح بدهید. جایی که بین این دو تعارض است وقتی با هم جمع نمی شوند یا باید دنیا را بگیرید، یا آخرت را. اما قرآن می فرماید: آخرت بهتر است.
فکر کنیم ما یک زندگی داریم، خیلی هم که مرفه زندگی کنیم و راحت باشیم، هفتاد هشتاد یا حداکثر صد سال است. فرض کنیم یک زندگی مرفه دیگری هم داشته باشیم که آخرت است. کدام یک بهترند؟ یک فرق کلی و اساسی بین این دو آن است که این یکی محدود است و آن یکی نامحدود. فاصله بین این دو یک «نا» است. این «محدود»، آن «نامحدود». مطلب را بازتر کنیم، ببینیم «محدود» و «نامحدود» یعنی چه؟
● برتری آخرت بر دنیا:
۱) نامحدود بودن آخرت: اگر شما از اول عمرتان شروع کنید به عدد نوشتن و از طرف چپ پشت سر هم عدد ۹ بگذارید و این کار را صد سال ادامه دهید تا ببینید به کجا می رسید، عمر آدم تمام می شود و پس از صد سال نوشتن، در نهایت آن عدد باز هم محدود است. اگر مصداق هر یک از این ۹ها یک سال باشد و این عدد نشانه طول سال های زندگی آخرت باشد، باز حقش را ادا نمی کند؛ چون عدد تمام می شود، ولی آخرت تمام نمی شود. اگر مصداق هر واحدش را یک سال نوری فرض کنیم - که در هر ثانیه نور سیصد هزار کیلومتر راه می پیماید- باز عدد تمام می شود، ولی عمر آخرت تمام نمی شود. چه نسبتی است بین زندگی ما و آخرت؟ چند برابر است؟ هزار برابر؟ یک میلیون برابر؟ یک میلیارد برابر؟ باز این نسبت ها محدودند. عمر دنیا را شما به هر نسبتی اضافه کنید، به هر توانی برسانید، باز هم محدود است. اما عمر آخرت تمام نمی شود. وقتی فکر کنیم دربارأ دنیا و آخرت، ببینیم کدام یک اهمیتشان بیشتر است، خواهیم فهمید که اهمیت آخرت بی نهایت بیش از دنیاست. نمی توان گفت: یک برابر، دو برابر، صد برابر، هزار برابر، یک میلیون برابر؛ چون بین متناهی و نامتناهی هیچ نسبتی نیست.
اگر شما را مخیر کنند به اینکه جایی زندگی کنید و یک سال وسایل راحتی تان را فراهم کنند، یا در جای دیگری دو سال با همان کیفیت، کدام یک را ترجیح می دهید؟ معلوم است، به همان اندازه که آن عمر طولانی تر است، رجحان دارد. پس آخرت به همان اندازه که عمرش طولانی تر از دنیاست، بر دنیا ترجیح دارد. چند برابر طولانی تر است؟ بی نهایت. پس آخرت بی نهایت از دنیا ارزنده تر است: (بل تؤثرون الحیوه الدنیا.) همه فکر در دنیاست، در حالی که (الآخره خیر و ابقی.) بقایش بیشتر است، چقدر بیشتر؟ هیچ حدی ندارد، بی نهایت است. این یکی از موضوعاتی است که جا دارد انسان درباره اش فکر کند.
۲) برتری لذات آخرت بر دنیا: ولی تنها برتری آخرت بر دنیا طولانی تر بودن عمرش نیست، جهت دیگری هم دارد: هر ساعتی از زندگی دنیا را که فرض کنید در بهترین شرایط لذت و راحتی و رفاه و آسایش باشید، اگر همین را با مشابهش مقایسه کنید- به فرض ما در آخرت همین زندگی را داشته باشیم که بتوانیم بگوییم یک ساعت شصت دقیقه ای از زندگی آخرت اگر این دو را با هم مقایسه کنیم، آیا با هم مساوی اند؟ صرف نظر از اینکه آن طولش به قدر بی نهایت بر این یکی برتری دارد، یک واحد- مثلا- یک ساعتی اش هم با این یکی برابر نیست. چرا؟ چون وقتی لذت های این دنیا را حساب می کنید هیچ وقت لذت خالص برای شما پیدا نمی شود. لذت های دنیا هم در مقدمات، هم در مقارنات و هم در مؤخرات محفوف به آلام و رنج ها و خستگی ها هستند. خوش ترین لذت ها را تصور کنید! برای رسیدن به آن چقدر باید زحمت بکشید تا حاصل شود؟ مثلا، لذت خوردن غذای لذید. برای تهیه این غذا چقدر باید زحمت کشید؟ اگر پولش را هم داشته باشید، تا مواد اولیه اش را تهیه کنید، تمیز نمایید و غذا را آماده سازید، چقدر طول می کشد؟ این ها همه خستگی دارند. باید انرژی صرف کرد تا غذا سر سفره آماده شود. بعد لقمه را که برمی دارید و در دهان می گذارید از وقتی که جویده شد و مزه اش را درک کردید تا وقتی می خواهید آن را فرو ببرید، فقط لحظه کوتاهی ذائقه شما مزه اش را درک می کند و از آن لذت می برید، در حالی که برای این لذت چقدر زحمت کشیده اید! بعد هم که آن را خوردید و سیر شدید، خسته می شوید، خوابتان می گیرد، باید بخوابید تا رفع خستگی کنید از لذتی که برده اید! تازه این یک مثال ساده بود، اگر سایر چیزها را هم مقایسه کنید، وضع به همین صورت است؛ می بینیم برای فراهم شدن مقدمات لذت، چه زحمت هایی باید کشید، چند لحظه التذاذ، بعد هم خستگی. این تازه برای کسانی است که همه مقدمات برایشان فراهم است، هیچ مشکلی هم ندارند. اما اگر این لذت با هزار جور مشکلات دیگر همراه باشد مثلاً، مریضی یا مشکلات دیگر باشد - کار از این به مراتب سخت تر است. پس لذت های دنیا، هم در مقدمات، هم مقارنات و هم در مؤخرات همراه با خستگی و رنج و زحمت اند. اما لذات آخرت هیچ خستگی ندارند. هر قدر از نعمت آخرت استفاده کنید، سرسوزنی خسته نمی شوید؛ «لا یمسهم فیها نصب) (حجر ۸۴)؛ (لا یمسنا فیها نصب و لایمسنا فیها لغوب) (فاطر: ۵۳) هرگونه التذاذی در آخرت سرسوزنی خستگی ندارد، مقدماتش هم زحمتی ندارد، بعدش هم ناراحتی ندارد.
یکی از لذت های خوراکی و آشامیدنی آخرت برای مؤمنان «خمر» است؛ تعبیر قرآن کریم این است: (و انهار من خمر) (محمد: ۵۱)، آن هم نه یک جرعه یا یک جام، بلکه جوی هایی از خمر. اما خمری که در آنجا مؤمنان تناول می کنند خماری ندارد، خستگی ندارد، سردرد ندارد، (لا یصدعون عنها و لا ینزفون.) (واقعه:۹۱) لذت دارد، اما خستگی ندارد، مستی اش بی عقلی ندارد، خماری ندارد، سردرد هم ندارد، این ها لوازم عادی خمر در دنیا است. قرآن بر این ها تکیه می کند و می فرماید: خمر آخرت این عوارض را ندارد.
پـس حتی اگر یک واحد از ساعات التذاذ دنیا را هم بخواهیم با آخرت بسنجیم، می بینیم آخرت بر آن رجحان دارد؛ صرف نظر از اینکه آن بی نهایت طولش بیشتر است، این یکی همراه با خستگی و رنج است - (لقد خلقنا الانسان فی کبد) (بلد: ۴)، زندگی دنیا بدون رنج امکان ندارد - اما در آنجا اصلاً با رنج و خستگی تماس پیدا نمی کنند: (لا یمسهم فیها نصب) منظور از «لا یمسهم» این است که کم ترین ارتباطی با درد و رنج پیدا نمی کند. نمی فرماید به درد و رنج مبتلا نمی شوند، درد نمی کشند، بلکه می فرماید: اصلاً درد با آن ها تماس پیدا نمی کند و به هیچ وجه احساس خستگی برایشان پیدا نمی شود. به همین دلیل می فرماید: «والاخره خیر وابقی)؛ آخرت هم پایدارتر است، هم بهتر. به دلیل التذاذاتی که آخرت دارد التذاذ آخرتی بر دنیا ترجیح دارد، اقلش این است که رنج و الم ندارد، ولی مطلب از این بالاتر است. من خواستم فقط به محکمات و یقینیات خود قرآن تمسک کنم، وگرنه در روایات آن قدر چیزهای عجیب درباره ویژگی لذت های آخرت هستند که انسان مبهوت می شود؛ مثلاً، شما برای چیدن میوه بهشتی احتیاج هم ندارید که دستتان را بلند کنید که خسته بشوید، وقتی اراده کنید شاخه درخت خودش به سمت شما می آید. به همین دو جهت امتیاز هم که آدم فکر می کند، تصمیم می گیرد جور دیگری رفتار کند؛ می فهمد که دیگران چقدر بچه گانه فکر می کنند، چقدر نادانند آن ها که دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند، بی چاره ها چقدر اشتباه می کنند: «بل تؤثرون الحیوه الدنیا والاخره خیر وابقی).
۳) آخرت؛ زندگی حقیقی: بر این مورد بخصوص در قرآن تأکید شده، ولی مسئله ای هست از همه این ها بالاتر: این ها مقایسه هایی هستند که ما بین زندگی دنیا با زندگی آخرت داریم؛ آن طولش بیشتر است، این لذت هایش همراه با رنج است، آن رنج ندارد، ... ولی حقیقت مسئله چیز دیگری است آن چیزی است که ما درست با عقلمان نمی فهمیم:
قرآن در چندین مورد تأکید می کند که ماهیت زندگی دنیا بازیچه است، وسیله گول زدن است: (و ماالحیوه الدنیا الا متاع الغرور.) (آل عمران: ۵۸) جز این نیست که زندگی دنیا اسباب فریب است، غیر از این نیست؛ (و ما الحیوه الدنیا الا لهو و لعب) سرگرمی و بازیچه است. (و ان الدار الآخره لهی الحیوان) (عنکبوت: ۴۶) با همه تأکیداتی که هستند: ان، لام تاکید ضمیر فصل، خبر محلی به الف و لام، «حیوان» یعنی حیات. حیات آنجاست. اصلاً زندگی دنیا را با زندگی آخرت - اگر کسی حقیقتش را درک کرده باشد- نمی توان مقایسه کرد. ما باید اعتراف کنیم که این را درک نمی کنیم. قرآن می فهمد، به پیغمبرش و معصومان(ع) هم فهانده است. آن ها می دانند که اصلاً در مقابل آخرت زندگی دنیا را نمی توان زندگی گفت. اصلاً زندگی آن است، این بازیچه است، یک مرگ تدریجی است. لذا، وقتی انسان به آنجا می رود، می گوید: (یا لیتنی قدمت لحیاتی) (فجر: ۴۲)؛ ای کاش برای این زندگی فکری کرده بودم! یعنی آنچه گذشت زندگی نبود، زندگی اینجاست که من برایش فکری نکرده ام، این از همه آن ها بالاتر است.
به حسب یک معنا، زندگی دنیا زندگی مجازی است، به زحمت می توان اسمش را «زندگی» گذاشت: بازی زندگی است، ادای زندگی درآوردن است، زندگی حقیقی نیست.
این ها سه فرق اساسی بودند بین زدگی دنیا و آخرت. دو تا از آنها را ما کمابیش با فکر خودمان می توانیم بفهمیم. یکی طول عمرش را - البته درست نمی توانیم مقایسه کنیم، اما با «نای» نامحدود و نامتناهی می توانیم اشاره کنیم که چقدر طولانی تر است -و دیگری با توجه به اینکه آنجا رنج و درد و مصیبت ندارد، می توانیم بفهمیم که لذت آنجا چقدر بر لذت دنیا امتیاز دارد. اما این سومی اش از همه مهم تر است که اصلاً این زندگی حقیقی نیست. وقتی انسان آن زندگی را دید، می گوید: اشتباه کردم که زندگی دنیا را زندگی حساب کردم. قرآن می فرماید: درباره این ها فکر کنید: (انما مثل الحیوه الدنیا کماء انزلناه من السماء فاختلط به نبات الارض مما یا کل الناس و الانعام حتی اذا اخذت الارض زخرفها و ازینت و ظن اهلها انهم قادرون علیها اتاها امرنا لیلا او نهارا فجعلناها حصیدا کان لم تغن بالامس کذلک نفصل الآیات لقوم یتفکرون) (یونس: ۴۲) قرآن چندین بار برای ما مثل می زند این قدر دلباخته زندگی دنیا نشویم؛ می فرماید: آبی از آسمان فرو می ریزد، در زمین گیاهی می روید، این گیاه چند صباحی طراوت دارد، اما طولی نمی کشد که به زردی و پژمردگی می گراید، بعد هم خشک می شود. باد هم ذرات این گیاه خشک شده را پخش می کند و اثری از آن نمی ماند. زندگی دنیا این جور است: چند صباحی خرمی و طراوتی دارد، فریبش را نخورید، از بین خواهد رفت. دنبال طراوتی باشید که هیچ وقت تمام نمی شود! اینجا نمونه اش را به شما می دهند نمونه اش زیبایی گل است، همین که روز بعد خشک می شود و از بین می رود. دنبال گلی باش که هیچ وقت خشک نشود! انواع خوشی هایی که در این زندگی هستند، نمونه هایی هستند برای اینکه ما را متوجه کنند به اینکه این لذت ها به صورت بی نهایت در عالم دیگری وجود دارند. آنجا را برای ما آفریده اند. خودتان را به لذت های محدود نفروشید!
● آخرت گرایی حقیقی
وقتی فکر کردیم و فهمیدیم که زندگی آخرت بهتر از دنیاست چه کنیم؟ زندگی دنیا را رها کنیم، برویم خودکشی کنیم؟ یا نه، از همه لذت های دنیا صرف نظر کنیم، در غاری تنها بدون لذت زندگی کنیم؟ بعضی از کسانی که تابع ادیان الهی بودند، حتی در بین مسلمان ها، وقتی گفته شد آخرت این قدر بهتر از دنیاست. می گفتند: پس باید دنیا را رها کنیم تا آخرت را به دست آوریم. رفتند، از زندگی دنیاصرف نظر کردند و در گوشه ای، صومعه ای یا دیری نشستند. بعضی از گرایش های تصوف از همین جا پیدا شده است. آن ها که راست می گفتند می خواستند سیر و سلوک داشته باشند و به کمالی برسند- آن ها که دکان باز کرده بودند که هیچ- این جورفکر کردند؛ و البته اشتباه نموده اند. وقتی خدا می فرماید:(آخرت بهتر از دنیاست، نمی فرماید: دنیا را رها کن، می فرماید: دنیا را وسیله قرار بده تا به آخرت برسی. این ها را در دنیا به تو داده اند تا از یک طرف، بدانی، انسان چگونه می تواند به لذت هایی برسد- منتها به صورت بی نهایتش- تا انگیزه پیدا کنی برای فعالیت و سستی نکنی، و از طرف دیگر، از این ها استفاده کنی تا بتوانی تقرب به خدا پیدا کنی و به آن مقامات برسی. معنای اینکه آخرت بهتر از دنیاست، این نیست که از دنیا صرف نظر کن و بمیر، یا از همه لذت ها صرف نظر کن. ابدا؛ پس خدا این نعمت ها را برای که آفریده است؟ (قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق)(اعراف۲۳) چه کسی گفته این ها حرام هستند؟ زینت ها و زیبایی ها و روزی های حلال را خدا برای مؤمنان خلق کرده است، (قل هی للذین آمنوا خالصه یوم القیامه ) این زینت ها و زیبایی ها و خوشی ها خالصش روز قیامت برای مؤمنان است.اگر این ها چیزهای بدی بودند که خدا در بهشت قرار نمی داد.
اگر گفتند دنیا را با آخرت مقایسه کن، دنیا را به آخرت نفروش، یعنی دنیا را برای آخرت وسیله قرار بده، خودش را هدف قرار نده، به طوری که مانع از سیر معنوی شود، بلکه از همه این لذت هااستفاده کن، به گونه ای که آن لذت ها را برای تو فراهم کنند. آن لذت ها در گرو تلاش تو در این عالم است. تلاش تو دراین عالم در گرو استفاده از این نعمت هاست. تا از این نعمت ها به اندازه معقول و مشروع استفاده نکنی، نمی توانی وظایفت را درست انجام بدهی. مثلاً، برای همین فکر کردن، شما باید انرژی داشته باشی، یا اگر بخواهی جهاد کنی یا درس بخوانی باید قوت داشته باشی. اگر وسایل راحتی در اینجا برای انسان فراهم نشود، نمی تواند به وظایف شرعی اش عمل کند.
● جان کلام
کلام در این است: آنجا که التذاذ دنیا با آخرت تزاحم پیدا می کند، یعنی نوع التذاذی است که حرام است، یا دست کم مرجوح است، راه حلالش و ارجحش را پیدا کن. وگرنه آنجایی که التذاذ از زندگی دنیا در جهت تکامل معنوی و پرستش خدا و شکرگزاری نعمت های خدا باشد، هیچ نکوهشی ندارد. تا انسان لذتی را درک نکند، از نعمتی استفاده نکند، چه شکری بجا بیاورد؟ اصلاً انگیزه شکر برای آدم پیدا نمی شود. وقتی آدم تشنه بود و جرعه ای آب خنک وگوارا نوشید، می فهمد آب چه نعمت بزرگی است! آن وقت می گوید: الحمدالله. اما اگر آدم اصلاً مزه آب را نچشید، یا وقتی تشنه شد، آبی به دست نیاورد، انگیزه ای هم برای شکر پیدا نمی کند.
همه نعمت های دنیا وسیله اند برای اینکه انسان به یاد خدا بیفتد و با او ارتباط پیدا کند. خدایا، تو را شکر می کنم که این نعمت های خوب را به من مرحمت کردی؛ اما به شرط اینکه نعمت های خدا را بشناسد. تصور نکند نعمت های خدا فقط اسباب گول زدن هستند. بسیاری از نعمت های دیگر در این دنیا هستند که ما از آن ها خبر نداریم. باید از این نعمت ها که در دسترسمان هستند و خوب می شناسیم، به صورت مشروع و با انگیزه صحیح و به قصد شکر خدا و استفاده از آن ها برای انجام وظایف استفاده کنیم و درصدد باشیم نعمت هایی را که هنوز نشناخته ایم، لذت هایی که در عبادت پیدا می شوند، در سحرخیزی پیدا می شوند، آن ها را بشناسیم و تجربه کنیم.
یکی از بزرگان که از مفاخر حوزه است- خداوند بر طول عمرش بیفزاید- می فرمود: اگر سلاطین عالم، که بهترین وسایل لذت برایشان فراهم است، می دانستند که در نماز چه لذتی وجود دارد، دست از سلطنت می کشیدند. من و شما درست حلاوت مناجات با خدا را نچشیده ایم. خدا وقتی می خواهد مومن را عقوبت کند، گوشمالی بدهد، حلاوت مناجات را از دلش برمی دارد. این تنبیه برای مومن است. اما کسی که اصلاً آن را نچشیده است چه؟ فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قره اعین (سجده:۷۱) هیچ کس نمی تواند بفهمد که در آن حال، خدا برای بندگانش، برای دوستانش چه لذتی ذخیره کرده است، هیچ کس ، مگر آنکه خودش رسیده باشد! ما چه می دانیم آن وقت که بنده صورتش را روی خاک گذاشته و قطرات اشک از چشمش آمده، زمین را خیس کرده است، او چه چیزی درک می کند! اگر تمام عالم را به او بدهی، حاضر نیست، دست از این حالش بردارد، مگر آنکه طاقت نداشته باشد یا خدا توفیق به او نداده باشد. اگر تمام لذت های عالم را یک جا جمع کنند و به او بدهند، حاضر نیست با آن حال مناجات عوض کند. خداوند از این دنیا ما را هم بهره مند سازد.

آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

منبع : روزنامه کیهان

مطالب مرتبط

روز قیامت و رستاخیز

روز قیامت و رستاخیز
در میان کتب آسمانی،قرآن کریم تنها کتابی است که از روز «رستاخیز» به تفصیل سخن رانده و در عین اینکه تورات نامی از این روز به میان نیاورده و انجیل جز اشاره مختصری ننموده در قرآن کریم در صدها مورد با نام های گوناگون ، روز رستاخیز را یاد کرده و سرنوشتی را که جهان و جهانیان در این روز دارند،گاهی به اجمال و گاهی به تفصیل بیان نموده است.
و بارها تذکر داده که ایمان به روز جزا (روز رستاخیز) همتراز ایمان به خدا و یکی از اصول سه گانه اسلام است که فاقد آن (منکر معاد) از آیین اسلام خارج و سرنوشتی جز هلاکت ابدی ندارد.
و حقیقت امر نیز همین است ، زیرا اگر از جانب خدا حسابی در کار و جزاء و پاداشی در پیش نباشد، دعوت دینی که مجموعه ‏ای از فرمان ها خدا و اوامر و نواهی اوست،کمترین اثری در بر نخواهد داشت و وجود و عدم دستگاه نبوت و تبلیغ در اثر،مساوی خواهدبود بلکه عدم آن بر وجودش رجحان خواهد داشت، زیرا پذیرفتن دین و پیروی از مقررات شرع و آیین، خالی از کلفت و سلب آزادی نیست و در صورتی که متابعت آن اثری در بر نداشته باشد هرگز مردم زیر بار آن نخواهند رفت و از آزادی طبیعی دست‏بر نخواهند داشت.
و از اینجا روشن می ‏شود که اهمیت تذکر و یاد آوری روز رستاخیز ، معادل با اهمیت اصل دعوت دینی است.
و هم از اینجا روشن می‏ شود که ایمان به روز جزاء مهمترین عاملی است که انسان را به ملازمت تقوا و اجتناب اخلاق ناپسندیده و گناهان بزرگ وادار می ‏کند چنانکه فراموش ساختن یا ایمان نداشتن به آن،ریشه اصلی هر بزه و گناهی است.
خدای متعال در کتاب خود می‏ فرماید:
ان الذین یضلون عن سبیل الله لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب (۱)
«کسانی که از راه خدا بیرون رفته و گمراه می ‏شوند، برای ایشان عذابی است‏ سخت در مقابل اینکه روز حساب را فراموش کردند.»
چنانکه پیداست در آیه کریمه، فراموشی روز حساب منشا هر گمراهی گرفته شده است. تامل در آفرینش انسان و جهان و همچنین در غرض و هدف شرایع آسمانی در پیش بودن چنین روزی (روز رستاخیز) را روشن می ‏سازد.
ما وقتی در کارهایی که در آفرینش تحقق می ‏پذیرد،دقیق می‏ شویم می ‏بینیم که هیچ کاری (که به طور ضرورت به نوعی ازحرکت نیز مشتمل است) بدون غایت و هدف ثابت انجام نمی‏ یابد و هرگز خود کار به طور اصالت و استقلال مقصود و مطلوب نیست‏ بلکه پیوسته مقدمه هدف و غایتی است و بپاس آن مطلوب می ‏باشد حتی در کارهایی که به نظر سطحی بی غرض شمرده می ‏شوند مانند افعال طبیعی و بازی های بچگانه و نظایر آنها اگر به دقت نگاه کنیم غایت ها و غرض هایی مناسب نوع کار می ‏یابیم چنانکه در کارهای طبیعی که عموما از قبیل حرکت می ‏باشد غایتی که حرکت ‏به سوی آن است غایت و غرض آن است و در بازی های بچگانه مناسب نوع بازی غایتی است‏ خیالی و وهمی که مطلوب از بازی همانا رسیدن بدان است.
البته آفرینش انسان و جهان، کار خداست و خدا منزه است از اینکه کار بیهوده و بی ‏هدف انجام دهد و دائما بیافریند و روزی دهد و بمیراند و باز بیافریند و روزی دهد و بمیراند و همچنین درست کند و به هم زند بی ‏اینکه از این آفرینش غایت ثابتی را بخواهد و غرض پا برجایی را تعقیب کند.
پس ناچار برای آفرینش جهان و انسان،هدف و غرض ثابتی در کار است و البته سود و فائده آن به خدای بی ‏نیاز نخواهد برگشت و هر چه باشد به سوی آفریده ‏ها عاید خواهد شد، پس باید گفت که جهان و انسان به سوی یک آفرینش ثابت و وجود کاملتری متوجهند که فنا و زوال نپذیرد.
و نیز وقتی که از نظر تربیت دینی در حال مردم دقیق می شویم می ‏بینیم که در اثر راهنمائی خدایی و تربیت دینی، مردم به دو گروه نیکوکاران و بدکاران منقسم می ‏شوند،با این حال در این نشاه زندگی تمیز و امتیازی در کار نیست‏ بلکه بالعکس و علی الاغلب پیشرفت وموفقیت از آن بدکاران و ستمکاران می ‏باشد و نیکوکاری توام با گرفتاری و بدگذرانی و هر گونه محرومیت و ستمکشی می ‏باشد. در این صورت، مقتضای عدل الهی آن است که نشاه دیگری وجود داشته باشد که در آن نشاه هر یک از دو دسته نامبرده جزای عمل خود را بیابند و هر کدام مناسب حال خود زندگی کنند.
خدای متعال در کتاب خود به این دو حجت اشاره نموده می ‏فرماید:
و ما خلقنا السموات و الارض و ما بینهما لا عبین ما خلقناهما الا بالحق و لکن اکثرهم لا یعلمون (۲)
«ما آسمان و زمین و آنچه را که در میان آنهاست ‏بیهوده نیافریدیم [آنها را جز به حق و از روی حکمت و مصلحت ‏خلق نکردیم و لکن اکثر این مردم آگاه نیستند] (این احتمال دور از خرد، گمان کسانی است که به خدا کافر شدند،وای به حال این کافران از آتش که به کفار وعده داده شده! آیا ما کسانی را که ایمان آوردند و کارهای نیک کردند مانند کسانی قرار خواهیم داد که در زمین افساد می‏ کنند؟یا پرهیزکاران را مانند اهل فجور قرار خواهیم داد؟) »
و در جای دیگر که هر دو حجت را در یک آیه جمع نموده،می ‏فرماید:
ام حسب الذین اجترحوا السیئآت ان نجعلهم کالذین آمنوا و عملوا الصالحات سواء محیاهم و مماتهم ساء ما یحکمون و خلق الله السموات و الارض بالحق و لتجزی کل نفس بما کسبت و هم لا یظلمون (۳)
«آیا کسانی که به جرم و جنایتها پرداخته ‏اند، گمان‏ می ‏برند که ما آنان را مانند کسانی که ایمان آورده و کارهای نیک انجام داده ‏اند قرار خواهیم داد ؟ به طوری که زندگی و مرگشان برابر باشد، بد حکمی است که می‏ کنند! خدا آسمانها و زمین را آفرید به حق (نه بیهوده) و برای اینکه هر نفس به آنچه با عمل خود کسب کرده جزا داده شود بی ‏اینکه به مردم ستم شود.»
▪ بیان دیگر :
در بحث ظاهر و باطن قرآن در بخش دوم کتاب اشاره کردیم که معارف اسلامی در قرآن کریم،از راه های گوناگون بیان شده است و راه های نامبرده به طور کلی به دو طریق ظاهر و باطن منقسم می ‏شود.
بیان از طریق ظاهر بیانی است که مناسب سطح افکار ساده عامه می ‏باشد به خلاف طریق باطن که اختصاص به خاصه دارد و با روح حیات معنوی درک می‏ شود.
بیانی که از طریق ظاهر سرچشمه می ‏گیرد خدای متعال را فرمانروای علی الاطلاق جهان آفرینش معرفی می ‏کند که سراسر جهان ملک اوست ،خداوند جهان فرشتگان بسیار بیرون از شمار آفرید که فرمانبران و مجریان اوامری هستند که به هر سوی جهان صادر می‏ فرماید و هر بخش از آفرینش و نظام آن ارتباط به گروه خاصی از فرشتگان دارد که موکل آن بخش هستند.
نوع انسان از آفریدگان و بندگان او هستند که باید از اوامر و نواهی او پیروی و فرمانبرداری کنند و پیغمبران حاملان پیامها و آورنده شرایع و قوانین او هستند که به سوی مردم فرستاده و جریان آنها را خواسته است. خدای متعال از این روی که به ایمان و اطاعت ، وعده ثواب و پاداش نیک داده و به کفر و معصیت ، وعید عقاب و سزای بد داده و چنانکه فرموده، خلف وعده نخواهد نمود و از این روی که عادل است و مقتضای عدل او این است که در نشاه دیگری دو گروه نیکوکاران و بدکاران را که در این نشاه ، موافق خوبی و بدی خود زندگی نمی ‏کنند از هم جدا کرده خوبان را زندگی خوب و گوارا و بدان را زندگی بد و ناگوار عطا نماید.
خدای متعال به مقتضای عدل خود و وعده ‏ای که فرموده گروه انسان را که در این نشاه می ‏باشند بدون استثنا پس از مرگ دوباره زنده می ‏کند و به جزئیات اعتقادات و اعمالشان رسیدگی حقیقی می ‏نماید و میان ایشان بحق قضاوت و داوری می‏ فرماید و در نتیجه حق هر ذی حق را به وی می‏ رساند و داد هر مظلومی را از ظالمش می ‏گیرد و پاداش عمل هر کس را به خودش می ‏دهد،گروهی به بهشت جاودان و گروهی به دوزخ جاودان محکوم می ‏شوند.
این بیان ظاهری قرآن کریم است و البته راست و درست می ‏باشد ولی از موادی که مولود تفکر اجتماعی انسان است تالیف و تنظیم شده تا فایده ‏اش عمومی ‏تر و شعاع عملش وسیعتر باشد.
کسانی که در ساحت‏ حقایق جای پای و به زبان باطنی قرآن کریم تا اندازه ‏ای آشنایی دارند ، از این بیانات مطالبی می ‏فهمند که بسی بالاتر از سطح فهم ساده و همگانی است و قرآن کریم نیز در خلال بیانات روان خود گاهگاهی به آنچه مقصد باطنی این بیانات است، گوشه‏ای می ‏زند.
قرآن با اشاره‏ های گوناگون خود ، اجمالا می ‏رساند که جهان‏ آفرینش با همه اجزای خود که یکی از آنها انسان است، با سیر تکوینی خود (که پیوسته رو به کمال است) به سوی خدا در حرکت است و روزی خواهد رسید که به حرکت ‏خود خاتمه داده ،در برابر عظمت و کبریای خدایی ، انیت و استقلال خود را بکلی از دست می ‏دهد.
انسان نیز که یکی از اجزای جهان و تکامل اختصاصی وی از راه شعور و علم است،شتابان به سوی خدای خود در حرکت می‏ باشد و روزی که حرکت‏ خود را به آخر رسانید حقانیت و یگانگی خدای بیگانه را عیانا مشاهده خواهد نمود.
او خواهد دید که قدرت و ملک و هر صفت کمال در انحصار ذات مقدس خداوندی است و از همین راه حقیقت هر شی‏ء چنانکه هست‏ بر وی مکشوف خواهد شد.
این نخستین منزل از جهان ابدیت است، اگر انسان به واسطه ایمان و عمل صالح در این جهان ارتباط و اتصال و الفت و انس با خدا و نزدیکان او داشته باشد با سعادتی که هرگز به وصف نمی ‏آید در جوار خدای پاک و صحبت پاکان عالم بالا بسر می‏ برد و اگر به واسطه دلبستگی و پایبندی به زندگی این جهان و لذایذ گذران و بی ‏پایه آن از عالم بالا بریده و انس و الفتی به خدای پاک و پاکان درگاهش نداشته باشد گرفتار عذابی دردناک و بدبختی ابدی خواهد شد.
درست است که اعمال نیک و بد انسان در این نشاه گذران است و از میان می ‏رود ولی صور اعمال نیک و بد در باطن انسان مستقر می ‏شود و هر جا برود همراه اوست و سرمایه زندگی شیرین یا تلخ آینده او می‏ باشد.مطالب گذشته را می‏ توان از آیات ذیل استفاده نمود،خدای متعال می ‏فرماید:
ان الی ربک الرجعی (۴)
«برگشت مطلقا به سوی خدای توست‏»
و می ‏فرماید: الا الی الله تصیر الامور (۵)
«آگاه باشید همه امور به سوی خدا برمی‏ گردد.»
و می ‏فرماید: و الامر یومئذ لله (۶)
«امروز امر یکسره از آن خداست‏»
یا ایتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربک راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی (۷)
«ای نفس که اطمینان و آرامش یافته ‏ای (با یاد خدا) به سوی خدای خود برگرد، در حالی که خشنودی و از تو خشنود شده ، پس داخل شو در میان بندگان من و داخل شو در بهشت من‏»
و در حکایت‏ خطابی که روز قیامت‏ به بعضی از افراد بشر می ‏شود می ‏فرماید:
لقد کنت فی غفلة من هذا فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید (۸)
«تو از اینها که مشاهده می‏ کنی در غفلت‏ بوده ‏ای اینک پرده را از پیش چشم ت‏و برداشتیم و در نتیجه چشم تو امروز تیزبین است‏.»
در مورد تاویل قرآن کریم (حقایقی که قرآن کریم از آنها سرچشمه می ‏گیرد) می ‏فرماید:
هل ینظرون الا تاویله یوم یاتی تاویله‏یقول الذین نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق فهل لنا من شفعاء فیشفعوا لنا او نرد فنعمل غیر الذی کنا نعمل قد خسروا انفسهم و ضل عنهم ما کانوا یفترون (۹)
«آیا کسانی که قرآن را نمی‏ پذیرند، جز تاویل آن چیزی را منتظرند روزی که تاویلش مشهود می ‏شود ، کسانی که قبلا آن را فراموش کرده ‏اند خواهند گفت: پیغمبران خدای ما،به حق آمدند پس آیا برای ما نیز شفاعت کنندگانی هستند که برای ما شفاعت کنند یا اینکه برگردانده شویم (به دنیا) و عملی غیر از آن عمل که انجام می ‏دادیم،انجام دهیم؟ اینان نفس های خود را زیان کردند و افترایی که می ‏بستند گم نمودند.»
و می ‏فرماید: یومئذ یوفیهم الله دینهم الحق و یعلمون ان الله هو الحق المبین (۱۰)
«در چنین روزی خدا پاداش واقعی ایشان را می ‏دهد و می‏ دانند که خدا واقعیتی آشکار و بی ‏پرده است و بس‏»
و می ‏فرماید: یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه (۱۱)
«ای انسان تو با رنج‏ به سوی خدای خود در کوشش می ‏باشی پس او را ملاقات خواهی کرد.»
و می ‏فرماید: من کان یرجوا لقاء الله فان اجل الله لآت (۱۲)
«هر که ملاقات خدا را امیدوار باشد موقعی را که خدابرای ملاقات مقرر فرموده خواهد آمد.»
و می ‏فرماید: فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعبادة ربه احدا (۱۳)
«پس هر که به ملاقت ‏خدای خود امیدوار باشد باید عمل صالح (کار سزاوار) بکند و در پرستش خدای خود کسی را شریک ننماید.»
و می ‏فرماید: یا ایتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربک راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی (۱۴)
و می ‏فرماید: فاذا جاءت الطامة الکبری یوم یتذکر الانسان ما سعی و برزت الجحیم لمن یری فاما من طغی و آثار الحیوة الدنیا فان الجحیم هی الماوی و اما من خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی فان الجنة هی الماوی (۱۵)
«وقتی که بزرگترین داهیه (روز رستاخیز) رسید روزی که انسان هر گونه تلاش و کوشش خود را به یاد می ‏آورد و آتشی که برای عذاب روشن شده آشکار گردید، (مردم دو گروه می ‏شوند) اما کسی که طغیان نموده و زندگی دنیا را برای خود انتخاب نمود ، آتش نامبرده جایگاه اوست و اما کسی که از مقام خدای خود ترسیده و نفس خود را از هوای دلخواه ناپسند نهی کرد،بهشت جایگاه اوست و بس‏.»
و در بیان هویت جزای اعمال می‏ فرماید: یا ایها الذین کفروا لا تعتذروا الیوم انما تجزون ما کنتم تعملون (۱۶)
«ای کسانی که کافر شدید اعتذار مجویید ، امروز (روز رستاخیز) جزایی که به شما داده می ‏شود همان خود اعمالی است که انجام می ‏دادید.»
● استمرار و توالی آفرینش :
این جهان آفرینش که مشهود ماست، عمر بی ‏پایان ندارد و روزی خواهد رسید که بساط این جهان و جهانیان برچیده شود چنانکه قرآن همین معنا را تایید می‏ کند،خدای متعال می ‏فرماید:
ما خلقنا السموات و الارض و ما بینهما الا بالحق و اجل مسمی (۱۷)
«نیافریدم آسمانها و زمین و آنچه را که در میان آنهاست مگر بحق و اجل معین (برای مدت محدود و معینی که نام برده شده است)»
و آیا پیش از پیدایش این جهان فعلی و نسل موجود انسانی ،جهان دیگری آفریده شده و انسانی بوده است؟ آیا پس از بر چیده شدن بساط جهان و جهانیان که قرآن کریم نیز از آن خبر می ‏دهد، جهان دیگری به وجود خواهد آمد و انسانی آفریده خواهد شد، پرسشهایی است که پاسخ صریح آنها را در قرآن کریم نمی ‏توان یافت، جز اشاراتی، ولی در روایاتی که از ائمه اهل بیت نقل شده ، به این پرسشها پاسخ مثبت داده شده است (۱۸)

وبگردی
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند!
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند! - یک تریلی در اهواز واژگون شد و مردم به جای کمک به راننده مصدوم بار تریلی را بردند
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه - در ویدئوی زیر روایت فائقه آتشین (گوگوش) را از بازگشت به ایران بعد از انقلاب و نحوه برخورد پاسدار فرودگاه و دادستانی با او می شنوید. او این خاطرات را سال ۲۰۰۰ در تورنتوی کانادا روایت کرد.
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری - نكته جالب در اين ميان، گستردگي و تنوع واكنش‌ها به پوشش «وزير جوان» بود. تا آن‌جا كه در ميان كاربران بودند گروهي كه اين پوشش را در حد «شق‌القمر» بالا برده و اين تفاوت ظاهري را نشانه‌اي از تفاوتي عميق در نوع نگاه آذري‌جهرمي تحليل كردند و در مقابل، طيفي نيز «وزير جوان» را به‌خاطر تلاش براي آنچه ازسوي اين كاربران نوعي «پوپوليسم» و «عوام‌فريبي» خوانده شد
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت!
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت! - محمود احمدی نژاد با انتشار پیام ویدیویی تندی علیه رئیس جمهور، وی را هم دست رئیس دو قوه دیگر نامید و خواستار کناره گیری حسن روحانی از مقام ریاست جمهوری شد.
فیلم | قرار نبود روحانیت در همه چیز اظهارنظر کند!
فیلم | قرار نبود روحانیت در همه چیز اظهارنظر کند! - فیلم - مدتی قبل حجت الاسلام زائری مهمان خبرآنلاین بود و در کافه خبر به بررسی مسایل فرهنگی و اجتماعی ایران و نقش روحانیت در جامعه پرداخت.
فیلم | چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟
فیلم | چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟ - فیلم - چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟ پاسخ این سوال را در ویدئوی زیر ببینید.
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه - سکانس سانسور شده مسابقه «13 شمالی» که در آن سحر قریشی ترانه های مشهور چند تن از خوانندگان را می خواند، ببینید. اولین قسمت این مسابقه در شبکه نمایش خانگی توزیع شده است.
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی!
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی! - روایت نازنین پیرکاری،مجری و تهیه کننده تلویزیون از عاشق شدن خود که داستان سریال پدر شد...
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد - مهمترین بخش های سخنان او اینجاست که عنوان می کند: چه کسی در جریان انقلاب بوده؟ اگر یک عده ای جان دادند، یک عده ای هم این وسط پول دادند. او که گویا دستی در شعر هم دارد، سخن عجیب تری از آنچه پیش از این گفته بر زبان جاری می سازد و با به کار بردن این بیت که «جان چه باشد که نثار قدم دوست کنم *** این (جان) متاعی است که هر بی سروپایی دارد» ...
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد - برای آمریکا کم هزینه‌ترین استراتژی ادامه وضع موجود است. ترامپ در یک سال گذشته کاری کرد که ۳۰ میلیارد دلار دارایی ایران از کشور خارج شود. این پول به کشور‌هایی مثل ترکیه، گرجستان، ارمنستان، مالزی و ... که از ثبات و امنیت برخوردارند رفت و در این کشور‌ها سرمایه گذاری شد. همین موضوع کمر اقتصاد ایران را می‌شکند. در این یک سال دلار به نزدیک ۱۰ هزار تومان رسیده است. ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد. اگر…
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد!
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد! - سحر تبر سال گذشته برای اولین بار در رسانه‌های جهان دیده شد. گمانه زنی می‌شد که او برای شباهت پیدا کردن به آنجلینا جولی ۵۰ عمل جراحی داشته است. اما او در نهلایت شبیه شخصیت "عروس مرده" تیم برتون به نظر می‌رسید.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر! - در اتفاقی عجیب و غیر قابل باور فردی امروز به دلیل درخواست طلاق همسرش در خیابان اسلامشهر وی را با ضربات چاقو از پای درآورد، از سرنوشت این خانم اطلاع دقیقی در دست نیست.