دوشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷ / Monday, 17 December, 2018

آخرت گرایی حقیقی، تنها راه نجات انسان


آخرت گرایی حقیقی، تنها راه نجات انسان
نوشتار حاضر به بررسی راههای نجات از غفلت و نیز مقایسه حیات دنیوی و اخروی و برتری حیات اخروی بر زندگی دنیا پرداخته است. همچنین در ادامه پس از بررسی برتری زندگی آخرت بر زندگی دنیا، آخرت گرایی حقیقی امری لازم و حیاتی داشته شده و تنها راه نجات انسان معرفی گردیده است.
اینک با هم این مطلب را که از شماره ۷۸ ماهنامه معرفت برگرفته ایم، از نظر می گذرانیم:
● راه های نجات از غفلت
الف) ممارست بر فکر کردن
از جمله راه هایی که ما از قرآن استفاده می کنیم این است که انسان تمرین کند و خود را عادت دهد به فکر کردن؛ برنامه ای داشته باشد برای اینکه مقداری از وقتش را برای فکر کردن صرف کند. در این زمینه آن قدر تشویق شده که یک ساعت فکر کردن مساوی با یک یا شصت سال عبادت تلقی شده است. (بحارالانوار، ج ۶۹ ص ۲۹۳)
البته این تفاوت شاید به دلیل تفاوت مراتب افکار باشد. به هر حال، فکر کردن یکی از امور مطلوبی است که می تواند برای ترقی و تکامل انسان موثر باشد؛ مثلاً، نشسته ایم، می خواهیم فکر کنیم؟ درباره چه فکر کنیم؟ در آیات آخر سوره آل عمران آمده است: و یتفکرون فی خلق السموات والارض ربنا ما خلقت هذا باطلاً. فکر درباره اینکه آفرینش جهان سرسری نیست، هدف دار است، این فکر اگر درست هدایت شود انسان را می رساند به اینکه به عالم آخرت و حساب و کتابی که در آن عالم برای رفتارهای انسان وجود دارد، یقین پیدا می کند. به همین دلیل، در ادامه اش می فرماید: ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک و قنا عذاب النار.
نکته ای را بین پرانتز عرض کنم: بعضی از مسایل هستند که حل کردنشان برای انسان یک بار و برای یک لحظه کافی نیست، انسان احتیاج دارد به اینکه مکرر آن کارها را انجام دهد. یاد خدا کردن از این امور است. یک بار اعتراف کردیم که خدایا تو خدایی، ما هم بنده ایم؛ این کافی نیست، همیشه باید این یاد باشد؛ والذین یذکرون الله قیاماً و قعوداً و علی جنوبهم. در همه حال، روز و شب، همه جا به یاد خدا هستند. در برناه نماز که هفده رکعت آن در شبانه روز از واجبات است،
چقدر تکبیر تکرار شده است، اذکار دیگر به همین صورت. پس نماز و اذکار آن را هر روز باید تکرار کنیم. این نشان دهنده آن است که اگر انسان بخواهد در راه صحیح و مستقیم و پابرجا بماند با یک بار انجام دادن عمل کارش به سامان نمی رسد، هر چند دایم در حال تغییر است؛ ممکن است صبح مؤمن باشد، شب کافر شود و بالعکس؛ بخصوص در آخرالزمان بر طبق روایات پیش بینی شده است که «ان العبد یصبح مؤمنا و یمسی کافرا و یصبح کافرا و یمسی مؤمنا»، صبح انسان مؤمن است، شب کافر است و صبح کافر است، شب مؤمن است. (بحارالانوار ج ۶۹ ص ۲۲۵)
بنابراین، باید این یاد و این فکر را تکرار کرد و ادامه داد تا در هر لحظه انسان از آفات غفلت و وسوسه های شیطانی محفوظ بماند، وگرنه هر وقت مبتلا به غفلت شد، شیطان به سراغش می آید. پس اگر ما یک بار نشستیم و فکر کردیم و عقایدمان را براساس ادله عقلی اثبات کردیم، این معنایش آن نیست که تا آخر عمر دیگر کافی است، انسان در معرض وسوسه شیطان است؛ یک وقت می گوید: از کجا معلوم که فکر دیروز من درست بوده است؟ بخصوص با شبهات که شیاطین دایم القا می کنند. بنابراین، فکر باید ادامه داشته باشد.
ب) مقایسه دنیا و آخرت
وقتی فکر کردیم و رسیدیم به اینکه غیر از این زندگی دنیا، که معمولا هفتاد، هشتاد سال بیشتر طول نمی کشد و با مرگ پایان می یابد، می بینیم این تمام حیات انسانی نیست، بخش کوچکی از حیات انسان است، بخش اعظمش پس از مرگ است و در عالم قیامت. بنابراین، زندگی دنیا هر قدر هم طولانی باشد، محدود و متناهی است، اما زندگی آخرت نامتناهی است. وقتی باور کردیم که چنین زندگی ای هست، آیا بعد هم در این زمینه جای فکر کردن هست؟ قرآن می فرماید: (کذلک یبین الله لکم الایات لعلکم تتفکرون فی الدنیا و الاخره )(بقره:۲۱۹ و ۲۲۰) ما آیات خود را برای شما بیان می کنیم تا شما بیندیشید و درباره دنیا و آخرت فکر کنید. پس فکری که درباره اش بحث کردیم، نتیجه اش این بود که زندگی ما منحصر به دنیا نیست، آخرتی دارد، وگرنه این نظام عبث و بیهوده خواهد بود. بعد که فهمیدیم آخرتی هست دیگر درباره چه فکر کنیم؟ (لعلکم تتفکرون فی الدنیا و الاخره .) زندگی دنیا و آخرت را مقایسه کنید. تا حالا اصلا توجهی نداشتیم که آخرتی هست، حال که توجه پیدا کردیم، آیا این دو مساوی اند؟ یک بخش زندگی ما هفتاد، هشتاد سال است. پس از این مدت هم عالم آخرت است. حال چه نسبتی بین این دو هست؟ قرآن، خودش راهنمایی کرده است که این گونه فکر کنید و فرموده: (بل تؤثرون الحیوه الدنیا و الاخره خیر و ابقی.) شما به حسب طبع مادی و حیوانی تان همین زندگی دنیا را ترجیح می دهید، در صورتی که اشتباه می کنید. شما باید عالم آخرت را ترجیح بدهید. جایی که بین این دو تعارض است وقتی با هم جمع نمی شوند یا باید دنیا را بگیرید، یا آخرت را. اما قرآن می فرماید: آخرت بهتر است.
فکر کنیم ما یک زندگی داریم، خیلی هم که مرفه زندگی کنیم و راحت باشیم، هفتاد هشتاد یا حداکثر صد سال است. فرض کنیم یک زندگی مرفه دیگری هم داشته باشیم که آخرت است. کدام یک بهترند؟ یک فرق کلی و اساسی بین این دو آن است که این یکی محدود است و آن یکی نامحدود. فاصله بین این دو یک «نا» است. این «محدود»، آن «نامحدود». مطلب را بازتر کنیم، ببینیم «محدود» و «نامحدود» یعنی چه؟
● برتری آخرت بر دنیا:
۱) نامحدود بودن آخرت: اگر شما از اول عمرتان شروع کنید به عدد نوشتن و از طرف چپ پشت سر هم عدد ۹ بگذارید و این کار را صد سال ادامه دهید تا ببینید به کجا می رسید، عمر آدم تمام می شود و پس از صد سال نوشتن، در نهایت آن عدد باز هم محدود است. اگر مصداق هر یک از این ۹ها یک سال باشد و این عدد نشانه طول سال های زندگی آخرت باشد، باز حقش را ادا نمی کند؛ چون عدد تمام می شود، ولی آخرت تمام نمی شود. اگر مصداق هر واحدش را یک سال نوری فرض کنیم - که در هر ثانیه نور سیصد هزار کیلومتر راه می پیماید- باز عدد تمام می شود، ولی عمر آخرت تمام نمی شود. چه نسبتی است بین زندگی ما و آخرت؟ چند برابر است؟ هزار برابر؟ یک میلیون برابر؟ یک میلیارد برابر؟ باز این نسبت ها محدودند. عمر دنیا را شما به هر نسبتی اضافه کنید، به هر توانی برسانید، باز هم محدود است. اما عمر آخرت تمام نمی شود. وقتی فکر کنیم دربارأ دنیا و آخرت، ببینیم کدام یک اهمیتشان بیشتر است، خواهیم فهمید که اهمیت آخرت بی نهایت بیش از دنیاست. نمی توان گفت: یک برابر، دو برابر، صد برابر، هزار برابر، یک میلیون برابر؛ چون بین متناهی و نامتناهی هیچ نسبتی نیست.
اگر شما را مخیر کنند به اینکه جایی زندگی کنید و یک سال وسایل راحتی تان را فراهم کنند، یا در جای دیگری دو سال با همان کیفیت، کدام یک را ترجیح می دهید؟ معلوم است، به همان اندازه که آن عمر طولانی تر است، رجحان دارد. پس آخرت به همان اندازه که عمرش طولانی تر از دنیاست، بر دنیا ترجیح دارد. چند برابر طولانی تر است؟ بی نهایت. پس آخرت بی نهایت از دنیا ارزنده تر است: (بل تؤثرون الحیوه الدنیا.) همه فکر در دنیاست، در حالی که (الآخره خیر و ابقی.) بقایش بیشتر است، چقدر بیشتر؟ هیچ حدی ندارد، بی نهایت است. این یکی از موضوعاتی است که جا دارد انسان درباره اش فکر کند.
۲) برتری لذات آخرت بر دنیا: ولی تنها برتری آخرت بر دنیا طولانی تر بودن عمرش نیست، جهت دیگری هم دارد: هر ساعتی از زندگی دنیا را که فرض کنید در بهترین شرایط لذت و راحتی و رفاه و آسایش باشید، اگر همین را با مشابهش مقایسه کنید- به فرض ما در آخرت همین زندگی را داشته باشیم که بتوانیم بگوییم یک ساعت شصت دقیقه ای از زندگی آخرت اگر این دو را با هم مقایسه کنیم، آیا با هم مساوی اند؟ صرف نظر از اینکه آن طولش به قدر بی نهایت بر این یکی برتری دارد، یک واحد- مثلا- یک ساعتی اش هم با این یکی برابر نیست. چرا؟ چون وقتی لذت های این دنیا را حساب می کنید هیچ وقت لذت خالص برای شما پیدا نمی شود. لذت های دنیا هم در مقدمات، هم در مقارنات و هم در مؤخرات محفوف به آلام و رنج ها و خستگی ها هستند. خوش ترین لذت ها را تصور کنید! برای رسیدن به آن چقدر باید زحمت بکشید تا حاصل شود؟ مثلا، لذت خوردن غذای لذید. برای تهیه این غذا چقدر باید زحمت کشید؟ اگر پولش را هم داشته باشید، تا مواد اولیه اش را تهیه کنید، تمیز نمایید و غذا را آماده سازید، چقدر طول می کشد؟ این ها همه خستگی دارند. باید انرژی صرف کرد تا غذا سر سفره آماده شود. بعد لقمه را که برمی دارید و در دهان می گذارید از وقتی که جویده شد و مزه اش را درک کردید تا وقتی می خواهید آن را فرو ببرید، فقط لحظه کوتاهی ذائقه شما مزه اش را درک می کند و از آن لذت می برید، در حالی که برای این لذت چقدر زحمت کشیده اید! بعد هم که آن را خوردید و سیر شدید، خسته می شوید، خوابتان می گیرد، باید بخوابید تا رفع خستگی کنید از لذتی که برده اید! تازه این یک مثال ساده بود، اگر سایر چیزها را هم مقایسه کنید، وضع به همین صورت است؛ می بینیم برای فراهم شدن مقدمات لذت، چه زحمت هایی باید کشید، چند لحظه التذاذ، بعد هم خستگی. این تازه برای کسانی است که همه مقدمات برایشان فراهم است، هیچ مشکلی هم ندارند. اما اگر این لذت با هزار جور مشکلات دیگر همراه باشد مثلاً، مریضی یا مشکلات دیگر باشد - کار از این به مراتب سخت تر است. پس لذت های دنیا، هم در مقدمات، هم مقارنات و هم در مؤخرات همراه با خستگی و رنج و زحمت اند. اما لذات آخرت هیچ خستگی ندارند. هر قدر از نعمت آخرت استفاده کنید، سرسوزنی خسته نمی شوید؛ «لا یمسهم فیها نصب) (حجر ۸۴)؛ (لا یمسنا فیها نصب و لایمسنا فیها لغوب) (فاطر: ۵۳) هرگونه التذاذی در آخرت سرسوزنی خستگی ندارد، مقدماتش هم زحمتی ندارد، بعدش هم ناراحتی ندارد.
یکی از لذت های خوراکی و آشامیدنی آخرت برای مؤمنان «خمر» است؛ تعبیر قرآن کریم این است: (و انهار من خمر) (محمد: ۵۱)، آن هم نه یک جرعه یا یک جام، بلکه جوی هایی از خمر. اما خمری که در آنجا مؤمنان تناول می کنند خماری ندارد، خستگی ندارد، سردرد ندارد، (لا یصدعون عنها و لا ینزفون.) (واقعه:۹۱) لذت دارد، اما خستگی ندارد، مستی اش بی عقلی ندارد، خماری ندارد، سردرد هم ندارد، این ها لوازم عادی خمر در دنیا است. قرآن بر این ها تکیه می کند و می فرماید: خمر آخرت این عوارض را ندارد.
پـس حتی اگر یک واحد از ساعات التذاذ دنیا را هم بخواهیم با آخرت بسنجیم، می بینیم آخرت بر آن رجحان دارد؛ صرف نظر از اینکه آن بی نهایت طولش بیشتر است، این یکی همراه با خستگی و رنج است - (لقد خلقنا الانسان فی کبد) (بلد: ۴)، زندگی دنیا بدون رنج امکان ندارد - اما در آنجا اصلاً با رنج و خستگی تماس پیدا نمی کنند: (لا یمسهم فیها نصب) منظور از «لا یمسهم» این است که کم ترین ارتباطی با درد و رنج پیدا نمی کند. نمی فرماید به درد و رنج مبتلا نمی شوند، درد نمی کشند، بلکه می فرماید: اصلاً درد با آن ها تماس پیدا نمی کند و به هیچ وجه احساس خستگی برایشان پیدا نمی شود. به همین دلیل می فرماید: «والاخره خیر وابقی)؛ آخرت هم پایدارتر است، هم بهتر. به دلیل التذاذاتی که آخرت دارد التذاذ آخرتی بر دنیا ترجیح دارد، اقلش این است که رنج و الم ندارد، ولی مطلب از این بالاتر است. من خواستم فقط به محکمات و یقینیات خود قرآن تمسک کنم، وگرنه در روایات آن قدر چیزهای عجیب درباره ویژگی لذت های آخرت هستند که انسان مبهوت می شود؛ مثلاً، شما برای چیدن میوه بهشتی احتیاج هم ندارید که دستتان را بلند کنید که خسته بشوید، وقتی اراده کنید شاخه درخت خودش به سمت شما می آید. به همین دو جهت امتیاز هم که آدم فکر می کند، تصمیم می گیرد جور دیگری رفتار کند؛ می فهمد که دیگران چقدر بچه گانه فکر می کنند، چقدر نادانند آن ها که دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند، بی چاره ها چقدر اشتباه می کنند: «بل تؤثرون الحیوه الدنیا والاخره خیر وابقی).
۳) آخرت؛ زندگی حقیقی: بر این مورد بخصوص در قرآن تأکید شده، ولی مسئله ای هست از همه این ها بالاتر: این ها مقایسه هایی هستند که ما بین زندگی دنیا با زندگی آخرت داریم؛ آن طولش بیشتر است، این لذت هایش همراه با رنج است، آن رنج ندارد، ... ولی حقیقت مسئله چیز دیگری است آن چیزی است که ما درست با عقلمان نمی فهمیم:
قرآن در چندین مورد تأکید می کند که ماهیت زندگی دنیا بازیچه است، وسیله گول زدن است: (و ماالحیوه الدنیا الا متاع الغرور.) (آل عمران: ۵۸) جز این نیست که زندگی دنیا اسباب فریب است، غیر از این نیست؛ (و ما الحیوه الدنیا الا لهو و لعب) سرگرمی و بازیچه است. (و ان الدار الآخره لهی الحیوان) (عنکبوت: ۴۶) با همه تأکیداتی که هستند: ان، لام تاکید ضمیر فصل، خبر محلی به الف و لام، «حیوان» یعنی حیات. حیات آنجاست. اصلاً زندگی دنیا را با زندگی آخرت - اگر کسی حقیقتش را درک کرده باشد- نمی توان مقایسه کرد. ما باید اعتراف کنیم که این را درک نمی کنیم. قرآن می فهمد، به پیغمبرش و معصومان(ع) هم فهانده است. آن ها می دانند که اصلاً در مقابل آخرت زندگی دنیا را نمی توان زندگی گفت. اصلاً زندگی آن است، این بازیچه است، یک مرگ تدریجی است. لذا، وقتی انسان به آنجا می رود، می گوید: (یا لیتنی قدمت لحیاتی) (فجر: ۴۲)؛ ای کاش برای این زندگی فکری کرده بودم! یعنی آنچه گذشت زندگی نبود، زندگی اینجاست که من برایش فکری نکرده ام، این از همه آن ها بالاتر است.
به حسب یک معنا، زندگی دنیا زندگی مجازی است، به زحمت می توان اسمش را «زندگی» گذاشت: بازی زندگی است، ادای زندگی درآوردن است، زندگی حقیقی نیست.
این ها سه فرق اساسی بودند بین زدگی دنیا و آخرت. دو تا از آنها را ما کمابیش با فکر خودمان می توانیم بفهمیم. یکی طول عمرش را - البته درست نمی توانیم مقایسه کنیم، اما با «نای» نامحدود و نامتناهی می توانیم اشاره کنیم که چقدر طولانی تر است -و دیگری با توجه به اینکه آنجا رنج و درد و مصیبت ندارد، می توانیم بفهمیم که لذت آنجا چقدر بر لذت دنیا امتیاز دارد. اما این سومی اش از همه مهم تر است که اصلاً این زندگی حقیقی نیست. وقتی انسان آن زندگی را دید، می گوید: اشتباه کردم که زندگی دنیا را زندگی حساب کردم. قرآن می فرماید: درباره این ها فکر کنید: (انما مثل الحیوه الدنیا کماء انزلناه من السماء فاختلط به نبات الارض مما یا کل الناس و الانعام حتی اذا اخذت الارض زخرفها و ازینت و ظن اهلها انهم قادرون علیها اتاها امرنا لیلا او نهارا فجعلناها حصیدا کان لم تغن بالامس کذلک نفصل الآیات لقوم یتفکرون) (یونس: ۴۲) قرآن چندین بار برای ما مثل می زند این قدر دلباخته زندگی دنیا نشویم؛ می فرماید: آبی از آسمان فرو می ریزد، در زمین گیاهی می روید، این گیاه چند صباحی طراوت دارد، اما طولی نمی کشد که به زردی و پژمردگی می گراید، بعد هم خشک می شود. باد هم ذرات این گیاه خشک شده را پخش می کند و اثری از آن نمی ماند. زندگی دنیا این جور است: چند صباحی خرمی و طراوتی دارد، فریبش را نخورید، از بین خواهد رفت. دنبال طراوتی باشید که هیچ وقت تمام نمی شود! اینجا نمونه اش را به شما می دهند نمونه اش زیبایی گل است، همین که روز بعد خشک می شود و از بین می رود. دنبال گلی باش که هیچ وقت خشک نشود! انواع خوشی هایی که در این زندگی هستند، نمونه هایی هستند برای اینکه ما را متوجه کنند به اینکه این لذت ها به صورت بی نهایت در عالم دیگری وجود دارند. آنجا را برای ما آفریده اند. خودتان را به لذت های محدود نفروشید!
● آخرت گرایی حقیقی
وقتی فکر کردیم و فهمیدیم که زندگی آخرت بهتر از دنیاست چه کنیم؟ زندگی دنیا را رها کنیم، برویم خودکشی کنیم؟ یا نه، از همه لذت های دنیا صرف نظر کنیم، در غاری تنها بدون لذت زندگی کنیم؟ بعضی از کسانی که تابع ادیان الهی بودند، حتی در بین مسلمان ها، وقتی گفته شد آخرت این قدر بهتر از دنیاست. می گفتند: پس باید دنیا را رها کنیم تا آخرت را به دست آوریم. رفتند، از زندگی دنیاصرف نظر کردند و در گوشه ای، صومعه ای یا دیری نشستند. بعضی از گرایش های تصوف از همین جا پیدا شده است. آن ها که راست می گفتند می خواستند سیر و سلوک داشته باشند و به کمالی برسند- آن ها که دکان باز کرده بودند که هیچ- این جورفکر کردند؛ و البته اشتباه نموده اند. وقتی خدا می فرماید:(آخرت بهتر از دنیاست، نمی فرماید: دنیا را رها کن، می فرماید: دنیا را وسیله قرار بده تا به آخرت برسی. این ها را در دنیا به تو داده اند تا از یک طرف، بدانی، انسان چگونه می تواند به لذت هایی برسد- منتها به صورت بی نهایتش- تا انگیزه پیدا کنی برای فعالیت و سستی نکنی، و از طرف دیگر، از این ها استفاده کنی تا بتوانی تقرب به خدا پیدا کنی و به آن مقامات برسی. معنای اینکه آخرت بهتر از دنیاست، این نیست که از دنیا صرف نظر کن و بمیر، یا از همه لذت ها صرف نظر کن. ابدا؛ پس خدا این نعمت ها را برای که آفریده است؟ (قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق)(اعراف۲۳) چه کسی گفته این ها حرام هستند؟ زینت ها و زیبایی ها و روزی های حلال را خدا برای مؤمنان خلق کرده است، (قل هی للذین آمنوا خالصه یوم القیامه ) این زینت ها و زیبایی ها و خوشی ها خالصش روز قیامت برای مؤمنان است.اگر این ها چیزهای بدی بودند که خدا در بهشت قرار نمی داد.
اگر گفتند دنیا را با آخرت مقایسه کن، دنیا را به آخرت نفروش، یعنی دنیا را برای آخرت وسیله قرار بده، خودش را هدف قرار نده، به طوری که مانع از سیر معنوی شود، بلکه از همه این لذت هااستفاده کن، به گونه ای که آن لذت ها را برای تو فراهم کنند. آن لذت ها در گرو تلاش تو در این عالم است. تلاش تو دراین عالم در گرو استفاده از این نعمت هاست. تا از این نعمت ها به اندازه معقول و مشروع استفاده نکنی، نمی توانی وظایفت را درست انجام بدهی. مثلاً، برای همین فکر کردن، شما باید انرژی داشته باشی، یا اگر بخواهی جهاد کنی یا درس بخوانی باید قوت داشته باشی. اگر وسایل راحتی در اینجا برای انسان فراهم نشود، نمی تواند به وظایف شرعی اش عمل کند.
● جان کلام
کلام در این است: آنجا که التذاذ دنیا با آخرت تزاحم پیدا می کند، یعنی نوع التذاذی است که حرام است، یا دست کم مرجوح است، راه حلالش و ارجحش را پیدا کن. وگرنه آنجایی که التذاذ از زندگی دنیا در جهت تکامل معنوی و پرستش خدا و شکرگزاری نعمت های خدا باشد، هیچ نکوهشی ندارد. تا انسان لذتی را درک نکند، از نعمتی استفاده نکند، چه شکری بجا بیاورد؟ اصلاً انگیزه شکر برای آدم پیدا نمی شود. وقتی آدم تشنه بود و جرعه ای آب خنک وگوارا نوشید، می فهمد آب چه نعمت بزرگی است! آن وقت می گوید: الحمدالله. اما اگر آدم اصلاً مزه آب را نچشید، یا وقتی تشنه شد، آبی به دست نیاورد، انگیزه ای هم برای شکر پیدا نمی کند.
همه نعمت های دنیا وسیله اند برای اینکه انسان به یاد خدا بیفتد و با او ارتباط پیدا کند. خدایا، تو را شکر می کنم که این نعمت های خوب را به من مرحمت کردی؛ اما به شرط اینکه نعمت های خدا را بشناسد. تصور نکند نعمت های خدا فقط اسباب گول زدن هستند. بسیاری از نعمت های دیگر در این دنیا هستند که ما از آن ها خبر نداریم. باید از این نعمت ها که در دسترسمان هستند و خوب می شناسیم، به صورت مشروع و با انگیزه صحیح و به قصد شکر خدا و استفاده از آن ها برای انجام وظایف استفاده کنیم و درصدد باشیم نعمت هایی را که هنوز نشناخته ایم، لذت هایی که در عبادت پیدا می شوند، در سحرخیزی پیدا می شوند، آن ها را بشناسیم و تجربه کنیم.
یکی از بزرگان که از مفاخر حوزه است- خداوند بر طول عمرش بیفزاید- می فرمود: اگر سلاطین عالم، که بهترین وسایل لذت برایشان فراهم است، می دانستند که در نماز چه لذتی وجود دارد، دست از سلطنت می کشیدند. من و شما درست حلاوت مناجات با خدا را نچشیده ایم. خدا وقتی می خواهد مومن را عقوبت کند، گوشمالی بدهد، حلاوت مناجات را از دلش برمی دارد. این تنبیه برای مومن است. اما کسی که اصلاً آن را نچشیده است چه؟ فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قره اعین (سجده:۷۱) هیچ کس نمی تواند بفهمد که در آن حال، خدا برای بندگانش، برای دوستانش چه لذتی ذخیره کرده است، هیچ کس ، مگر آنکه خودش رسیده باشد! ما چه می دانیم آن وقت که بنده صورتش را روی خاک گذاشته و قطرات اشک از چشمش آمده، زمین را خیس کرده است، او چه چیزی درک می کند! اگر تمام عالم را به او بدهی، حاضر نیست، دست از این حالش بردارد، مگر آنکه طاقت نداشته باشد یا خدا توفیق به او نداده باشد. اگر تمام لذت های عالم را یک جا جمع کنند و به او بدهند، حاضر نیست با آن حال مناجات عوض کند. خداوند از این دنیا ما را هم بهره مند سازد.

آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

منبع : روزنامه کیهان

مطالب مرتبط

حسابرسی در دنیا و آخرت

حسابرسی در دنیا و آخرت
انسان های خردمند، مردمانی دقیق و حسابگر هستند و برای کوچک ترین کارها و کم ترین اوقات زندگی خویش برنامه ها و هدف های مشخص کوتاه مدت و بلند مدت دارند. آنان با داشتن چیزی به نام دفتر روزانه و یا روزنامه، کارها و بده و بستان های خویش را مرتب یادداشت و بررسی می کنند و در پایان روز نیز می کوشند تا مدتی را به ارزیابی و سنجش عملکرد روزانه اختصاص دهند و در ماه و سال نیز به یک جمع بندی از کارها اقدام می کنند.
انسان مؤمن از آن جایی که انسانی خردمند است و افزون بر این که بر تقدیر و سرنوشتی که خداوند برای او رقم زده توجه دارد، انسانی مدبر و اهل تدبیر می باشد و این تدبیرگرایی وی را به مراقبه و محاسبه اعمال می کشاند.
به سخن دیگر باور به ربوبیت و پروردگاری خداوند موجب نمی شود تا اهل تدبیر و حسابرسی نباشد؛ زیرا بر این باور است که او مسئولیت و وظیفه ای دارد که می بایست انجام دهد و توفیق را از خدا بخواهد و در انجام آن بکوشد و اگر بدان چه خواسته بود رسید سپاسگزار خداوند باشد و اگر نرسید خداوند را ستایش کند. از این رو در همه حال، اهل شکر و ستایش است و این شکر و حمد از دایره قلب و زبان او بیرون نیست.
در حال حاضر کم تر کسی به این مهم (حسابرسی از اعمال) توجه دارد و تنها در امور دنیوی محض و مسایل مادی، گرایش به حسابرسی و مراقبه اوضاع و کنترل زمان وجود دارد و امور اصلی که هدف آفرینش بوده، مغفول مانده است. از این رو نویسنده با نگاهی به آموزه های قرآنی می کوشد تا به بازخوانی این وظیفه مهم مؤمنان بپردازد و آثار و کارکردهای آن را تبیین کند با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
حسین شهیدی
● مراقبت و حسابرسی وظیفه روزانه مؤمنان
از دیدگاه قرآن انسان ها برای هدف خاصی آفریده شده اند که از آن تعبیرات مختلفی ارائه شده است. با آن که واژگان و عباراتی که برای بیان هدف اصلی خلقت و انسان در فرهنگ قرآنی بیان شده، بسیار متعدد و متنوع است، ولی اگر به خوبی در این عبارات دقت و تأمل شود به سادگی روشن می شود که همه آن ها یک معنا و مفهوم را بیان می کند.
به سخن دیگر همه آن ها یک مصداق را تبیین می کنند که با توجه به تغییر زاویه دید و منظر تحلیلی، اصطلاحات و مفاهیم و واژگان متعدد را برمی تابد. از این رو گاه سخن از خلافت آدمی و گاه دیگر سخن از عبودیت و گاه آبادانی زمین و در برخی موارد اهداف دیگری مطرح می شود. اگر به خوبی در این واژگان واصطلاحات، دقت و تأمل شود به آسانی می توان دریافت که همه آن ها یک معنا را قصد کرده اند.
انسان آفریده شده است تا در مقام بندگی و عبودیت باشد و برای دست یابی به این هدف، مجموعه ای از توانایی ها و ظرفیت ها در ذات و محیط زیست او وجود دارد که می تواند با بهره گیری از مجموعه ای از آموزه های وحیانی به نام دین آن را بپروراند و فعلیت بخشد. این قوای ذاتی انسان، موجب می شود تا انسان به کمالات بسیاری در یک فرآیند زمانی دست یابد و به شکلی رنگ خدایی بگیرد و خداگونه شود. در این زمان است که در مقام عبودیت محض قرار می گیرد و به حکم آن که باطن عبودیت و گوهر آن، چیزی جز ربوبیت نیست، در نقش خلافت ربوبی به مدیریت هستی و ماسوی الله می پردازد و می کوشد تا هر موجودی غیر ما سوی الله را با توجه به درجات شدن های کمالی و دست یابی به مقام های عبودیت و مراتب آن، به کمالات شایسته ایشان برساند که رساندن زمینیان به کمالات شایسته خود، یکی از وظایف در مقام خلافت ربوبی خواهد بود.
به این ترتیب روشن می شود که انسان موجودی شگفت و تأثیرگذار در خود و جهان ماسوی الله است و در مقام بلندی نشسته و از ظرفیت و توانمندی های شگفتی برخوردار می باشد. بر این اساس می بایست برنامه ها و رفتارهایش به گونه ای باشد که این هدف را تحقق بخشد.
● ضرورت مراقبه
هرکسی اگر بخواهد به هدف خویش برسد باید دارای برنامه ریزی و تدبیر امور باشد و در این باره مراقبت همیشگی و حسابرسی و ارزیابی عملکردها نیز ضروری است.
از آن جایی که انسان موجودی مکلف و با اختیار است می بایست هماره مراقب این معنا نیز باشد که روزی باید پاسخ گوی اعمال و رفتار خویش باشد. همین مسئول بودن در برابر خداوند معنای دیگری از حسابرسی را پدید می آورد که از آن به حسابرسی روز قیامت یاد می کنند.
براین اساس ما با دو نوع حسابرسی مواجه هستیم که یکی از سوی شخص و دیگری از سوی خداوند انجام می پذیرد هرچند که در نهایت باید گفت که حسابرسی شخصی، بخشی از فرآیند حسابرسی خداوند است؛ زیرا آن چیزی که شخص را به مراقبت و نظارت کارهای خویش و حسابرسی و ارزیابی عملکرد خود وادار می سازد همان حسابرسی نهایی است که از سوی خداوند انجام می گیرد.
باتوجه به اینکه حسابرسی نهایی و از سوی خداوند، به گونه ای است که دیگر امکان بازسازی و تغییر رویه و عملکرد نیست، انسان ها می بایست هر روزه و هر ماهه و نیز هر ساله اقدام به حسابرسی و ارزیابی عملکرد خویش کنند تا بتوانند در فرصتی که برای ایشان در دنیاست به تغییر رفتار اقدام کرده و برای دست یابی به هدف، خود را با آن هماهنگ سازند. این همان چیزی است که در اسلام و به ویژه فرهنگ عرفانی اسلامی از آن به مراقبه و محاسبه یاد می کنند و بزرگان بسیاری در این باره کتب و رساله هایی را نوشته اند.
● آثار حسابرسی
برای بیان اهمیت و جایگاه حسابرسی در زندگی و باور به حسابرسی اخروی، بهترین شیوه آن است که آثار و کارکردهای آن شناخته شود. از این رو در آغاز این نوشتار به بررسی آثار حسابرسی در زندگی انسان از دیدگاه قرآن می پردازیم.
حساب که به معنای کاربرد عدد و ارقام و شمردن و شماره کردن است (مفردات راغب، ص۲۳۲ ذیل واژه حسب) در فرهنگ قرآنی به معنای رسیدگی به گفتار، رفتار و کردار و بلکه حتی نیات، تصمیمات و ملکات درونی بندگان است که خداوند انجام می دهد. اصولاً قیامت را به روز حساب یاد می کنند؛ زیرا برای ارزیابی و حسابرسی بندگان و پاداش دادن به ایشان، برپا می شود.
پذیرش این باور که رستاخیزی پس از مرگ انسان و حتی دنیا وجود دارد که در آن به حسابرسی اعمال بندگان از سوی خداوند پرداخته شده و هر کسی براساس محاسبات، به پاداش مناسب و متناسب دست می یابد و زندگی جاودانه خویش را رقم می زند، می تواند در رفتار آدمی در زندگی دنیوی تأثیر شگرف به جا گذارد. از این رو قرآن بر مسئله رستاخیز و حسابرسی به عنوان یکی از مهم ترین محورهای آموزه های خویش توجه و اهتمام دارد. و لذا بخش بزرگی از آموزه های وحیانی ارتباط تنگاتنگی با مسئله معاد و رستاخیز دارد.
چنان که گفته شد، چنین باوری انسان مومن را به سوی محاسبه نفس می کشاند و اصول ریاضتی به نام مراقبت و محاسبه را در مسئله سیر و سلوک بر شخص تحمیل می کند.یکی از اصول دعوتی همه پیامبران و آموزه های وحیانی، ایمان به حسابرسی است که در دعوت حضرت موسی(ع) به عنوان یکی از پیامبران اولوالعزم مطرح شده است.(غافر آیه ۲۷)
قرآن ضمن توجه دادن به باور حسابرسی به عنوان یکی از ویژگی های اصول دین، در بیان تفاوت های بهشتی ها از غیر ایشان، به مسئله باور به حسابرسی به عنوان یکی از وجوه تمایز اشاره می کند و می فرماید که اصحاب یمین کسانی هستند که در دنیا به حسابرسی قیامت، ایمان داشته اند و براساس آن، رفتارهای خویش را سامان می دادند.(حاقه آیات ۱۹ و ۲۰)
باور به حسابرسی روز رستاخیز موجب می شود تا شخص به مراقبت و کنترل دقیق رفتارها و کردارها و گفتارهای خویش بپردازد و رفتار خود را براساس اهداف و وظایف، ساماندهی نماید و با حسابرسی و ارزیابی روزانه و ماهانه کارهای خویش به اصلاح امور براساس اهداف و وظایف اقدام کند. از این رو آیه ۱۰۵ سوره مائده به مهار نفس توجه می دهد و از مردم می خواهد که مواظب خود باشند و کارهای خویش را اصلاح کنند؛ زیرا هیچ کسی را به خاطر دیگری محاکمه و بازخواست نمی کنند (روح المعانی ج ۵ جزء ۷ ص ۶۶) بنابراین می بایست به فکر خود و اصلاح کار خود بود.
خداوند در آیه ۸۶ سوره نساء ایمان به حسابرسی دقیق خداوند در روز رستاخیز و پاداش دهی براساس اعمال را مهم ترین زمینه برای انجام اعمال نیک و خیر از سوی بندگان مومن می داند. این بدان معناست که اصولا انگیزه هایی چون حسابرسی، خود عاملی مهم در ایجاد انگیزه مراقبت درکارها و انجام کارهای نیک به جای کارهای بد و زشت است.
در حقیقت توجه شخص به حسابرسی دقیق اعمال از سوی خداوند در قیامت موجب می شود تا شخص انسانی متعهد شود و هرگز در آشکار و نهان بر خلاف آموزه ها و تکالیف و حتی تعهدات عمل نکند و پیمان شکنی ننماید. (لقمان آیات ۱۴ و ۱۵)
● ایمان به حسابرسی زمینه ساز حصول تقوا
براین اساس حصول تقوا و پرهیزگاری را می بایست در خوف بندگان از حسابرسی روز رستاخیز جست و جو کرد. به این معنا که ایمان به حسابرسی خداوند موجب می شود تا بندگان از انجام عمل زشت بهراسند و از این که خداوند را به خشم آورند تا در جلوه جلال تجلی کند پرهیز نمایند. این ترس از خدا (احزاب آیه ۳۹) و نیز پرهیز و تقوا از کارهای پلید و پلشت (لقمان آیه ۲) ریشه در باور به رستاخیز و حسابرسی دقیق آن دارد.
شخصی که به رستاخیز و حسابرسی خداوند ایمان دارد، از هرگونه سرکشی و عصیان پرهیز می کند و به خود اجازه نمی دهد برخلاف آموزه های وحیانی و تکلیف خویش گامی در مسیر پیمان شکنی (لقمان آیات ۱۴ و ۱۵) و پنهانکاری حق و گواهی برای احقاق حق (بقره آیات ۲۸۳ و ۲۸۴) بردارد.
خداوند در آیات چندی به برخی آثار ایمان به رستاخیز اشاره می کند که در حوزه های عبادت و اطاعت از خداوند (نساء آیات ۸۵ و ۸۶) امور اجتماعی و رفتاری و شخصی و اخلاقی نمایان می شود.
به عنوان نمونه مومن به حسابرسی، می کوشد تا از هرگونه اختلافات مذهبی و دامن زدن به آن و اجتناب کند (مائده آیه ۴۸) و نسبت به دیگران تکبر نورزد و مردم را بی دلیل تحقیر نکند (شعراء آیات ۱۱۱ و ۱۱۳) و ایشان را به دلیل برخی از باورها اراذل و اوباش خطاب نکند (همان) و در گردآوری مال نکوشد و اهل تکاثر و کنزاندوزی نباشد (تکاثر آیات ۱ و ۸) و به جای آن، اهل احسان (نساء آیه ۸۶) و رعایت حقوق دیگران باشد (نساء آیات ۵ و ۶) و همواره مراقبت کند تا خطا و گناهی را مرتکب نشود(مائده آیه ۱۰۵).
کسانی که به روز رستاخیز و حسابرسی آن ایمان دارند هم چنین در عمل اجتماعی، انسان های مودب و نیک گفتار می باشند و از دشنام و ناسزاگویی پرهیز می کنند (انعام آیه ۱۰۸) و نه تنها به دیگران ضرر و شرارتی نمی رسانند بلکه از آن جلوگیری می کنند(غافر آیات ۲۶ و ۲۷) و اهل امر به معروف و نهی از منکر و اطاعت از آموزه های هدایتی خداوند هستند(اسراء آیات ۱۳ تا ۱۵)
به همین خاطر در قیامت خود را سربلند می یابند و نامه اعمال خویش را در حال شادی و سرور (حاقه آیات ۱۹ و ۲۰) در دست راست می گیرند (همان) و خوشحال و شادان به بهشت وارد می شوند (حاقه آیات ۱۹ تا ۲۲) و به زندگی دلخواه با برآورد همه نیازها می رسند (همان).
بی گمان دست یابی به مقام بصیرت و مرگ اختیاری تنها از راه محاسبه نفس و مراقبت آن ممکن و شدنی است که در آیات بسیاری به آن پرداخته شده است و تحلیل و تبیین آن، مقاله دیگری را می طلبد.
در مقابل، کسانی که به محاسبه روز رستاخیز ایمان ندارند و یا آن را فراموش کرده اند، نه تنها محاسبه ای برای اعمال خویش در دنیا ندارند، زیرا برای زندگی دنیوی جز آثار دنیوی و هدف های کوتاه نمی پذیرند و منکر هدف داشتن آفرینش می شوند (ص آیات ۲۶ و ۲۷) بلکه در رفتارهای اجتماعی خویش نیز از هرگونه اعمال زشت و خیانت و تباهکاری و فساد ابایی ندارند (غافر آیات ۲۵ تا ۲۷) پس می توان به جرأت گفت که هر گونه باور و بینش درست و هدایتی، می تواند تأثیرات شگرفی در شیوه رفتاری و اعمال آدمی به جا گذارد و آدمی را از حالتی به حالتی متضاد وارد سازد.
● لزوم حسابرسی از خویش
خداوند در آیه ۱۸ سوره حشر خواستار آن می شود که انسان ها همواره اعمال خویش را محاسبه کنند؛ زیرا این حسابرسی، هم زمینه دست یابی به اصلاح نفس و دست یابی به مراتب عالی تر تقوا را فراهم می کند و هم موجب می شود تا رفتارهای آدمی نظم و ترتیبی دیگر به خود گیرد.
از آن جای که انسان بر نفس و عملکردهای خویش و حتی نیات و مقاصد آن آگاه است، بهتر و آسان تر می تواند خود را بر ترازوی حساب کشی قرار داده و ارزیابی دقیق از خود به دست دهد. همین مساله موجب می شود که خداوند حتی در قیامت خطاب به انسان ها بگوید که هر کسی بر حسابرسی خویش آگاه تر است و نیازی نیست تا کسی از بیرون برای این کار او را مساعدت و یاری رساند (اسراء آیه ۱۴)
اصولا کسانی که از مقام خود و خدا آگاه هستند و از مقام جلال وی می هراسند، انسان های متقی می باشند که به حسابرسی از خویش در شبانه روز اقدام می کنند (حشر آیه ۱۸) به سخن دیگر آگاهی انسان از روز رستاخیز و تجلی خداوند در مقام احکم الحاکمین در کنار باور به این که خداوند به همه اسرار و نهانهای انسان آگاه است و منویات و ملکات نفسانی او را محاسبه و ارزیابی می کند و براساس آن پاداش های جلالی و جمالی می بخشد (بقره آیه ۲۸۴) موجب ی شود تا همواره خود را در دنیا محاسبه کند و نیات خویش را اصلاح و بازسازی کند تا در مسیر رضایت الهی باشد.
البته برخی از مومنان به سبب غفلت از حسابرسی دقیق روز قیامت، در دام گناه و ارتکاب اعمال ناشایست می افتند (مومنون آیات ۶۳ و ۶۲ و ص آیه ۲۶)
انسان باید پیوسته بر این نکته توجه داشته باشد که نسبت به اموری چون عهد و پیمان با مردم (اسراء آیه ۳۴ و احزاب آیه ۱۵)، نعمت های خداوند (تکاثر آیه ۸) ، ولایت اهل بیت (همان)، ولایت علی (صافات آیه ۲۴ و تفسیر نورالثقلین ج ۳ ص ۴۰۱ و ج ۵ ص ۶۶۳ و عیون اخبارالرضا ج ۲ ص ۱۲۹)، افترا و تهمت (نحل آیه ۵۶ و عنکبوت آیه ۱۳) و همه امور دیگر که در آموزه های اسلامی مطرح شده از سوی خداوند بازخواست می شوند و به دقت حسابرسی درباره آن صورت می گیرد.
● محاسبه نفس در روایات
در روایات بر محاسبه نفس تاکید بسیاری شده است و چنان که گفته شد یکی از اصول اصلی ریاضت و نیز سیر و سلوک در عرفان، مساله محاسبه و مراقبه نفس است. در این جا برخی از روایات وارده در محاسبه نفس بیان می شود.
● شاخصه های محاسبه نفس
علی (ع) نقل کرد که پیامبر (ص) فرمود: «زیرک ترین و هشیارترین انسانها کسی است که خود را به حساب بکشد و برای بعد از مرگ خود کار بکند.»
مردی پرسید، «ای امیرمومنان! چگونه نفس خود را به حساب بکشد؟» امام فرمود:«وقتی که صبح کرد و سپس شب آن روز فرا رسید به خویشتن بازگردد و خطاب به خود بگوید:«ای نفس! امروز روزی بود که بر تو گذشت، و هرگز دیگر باز نمی گردد، و خداوند از تو سوال می کند که این روز را در چه راهی به پایان رساندی، چه کاری در آن کردی، آیا خدا را به یاد آوردی و او را ستودی؟ آیا نیازهای مومنان را برآوردی؟ آیا رفع اندوه از مومنی نمودی؟ آیا در غیاب مومن نزد اهل، و فرزندانش آبروی او را حفظ کردی؟ و پس از مرگ او، آیا آبرویش را در میان بازماندگانش نگه داشتی؟ آیا از غیبت و بدگویی پشت سر مومن خودداری نمودی؟ آیا مسلمان را یاری کردی؟ تودر این روز چه کردی؟
اگر در پاسخ گفت: کارهای نیک انجام دادم، خدا را حمد و سپاس کن و تکبیر بگو و خاطر توفیقی که نصیب تو شده است، و اگر گفت امروز گناه کردم یا کوتاهی نمودم،از درگاه خداوند استغفار و طلب آمرزش کن و تصمیم بگیر که دیگر تکرار گناه نکنی. (وسایل الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۷۹)
● ضرورت محاسبه نفس
قال رسول الله (ص) : یا اباذر حاسب نفسک قبل ان تحاسب فانه اهون لحسابک غداً وزن نفسک قبل آن توزن و تجهز للعرض الاکبر یوم تعرض لاتخفی علی الله خافیه ».
ای اباذر! به حساب نفس خود برس پیش از آنکه به حساب نفس تو برسند زیرا این عمل برای روز حساب آسانتر خواهد بود و خود را سنجش نما قبل از آنکه تو را بسنجند و برای روز بزرگ که اعمال انسان در پیشگاه خداوند متعال عرضه می شود آماده باش روزی که هیچ چیز پنهان نمی ماند. (بحار/ ۷۷/۳۸)
● محاسبه در هر روز
قال الکاظم (ع): «لیس منا من لم یحاسب نفسه فی کل یوم فان عمل خیراً استزاد الله منه و حمدالله علیه و ان عمل شراً استغفرالله و تاب الیه».
از ما نیست کسی که به حساب نفس خود در هر روز نرسد اگر عمل خوبی انجام داده از خداوند طلب زیادی کند و او را سپاس گوید و اگر عمل بدی انجام داده طلب مغفرت کند و توبه نماید. (بحار/۰۷/۲۷)
● محاسبه نفس، نشانه تقوا
قال رسول الله (ص) :«لایکون الرجل من المتقین حتی یحاسب نفسه اشد من محاسبه الشر شریکه فیعلم من این مطعمه و من این مشربه و من این ملبسه امن حل ام من حرام».
انسان از پرهیزکاران نیست مگر آنکه در حسابرسی نفس خود از شریک نسبت به شریکش سخت گیرتر باشد و بداند که طعام و نوشیدنی و لباس او از کجا تهیه شده از حلال بوده یا از حرام. (مکارم الاخلاق/۲/۵۷۳)
● آثار محاسبه نفس
الف) سود و منفعت؛ قال علی (ع) :«من حاسب نفسه ربح و من غفل عنها خسر و من خاف امن».
هر کس به حساب نفس خود برسد سود برده و هر کسی غفلت بورزد زیان دیده و هر کس بترسد در امان است. (بحار/۷۰/۳۷)
ب) اطلاع بر عیوب و اصلاح آن؛ قالب علی (ع):«من حاسب نفسه وقف علی عیوبه و احاط بذنوبه و استقال الذنوب و اصلح العیوب».
هر کس به حساب نفس خود رسیدگی کند، بر عیب های خود مطلع می شود و به گناهان خود احاطه پیدا می کند و در صدد برمی آید گناهان خود را از بین ببرد و عیب های خود را اصلاح کند. (غرر الحکم/ ۸۹۲۷)
● عوامل آسانی محاسبه در قیامت
الف) حسن خلق
قال رسول الله (ص) :«حسن خلقک یخقف الله حسابک».
اخلاق خود را نیکو گردان تا خداوند حساب را بر شما تخفیف دهد. (بحار/ ۷۱/۳۸۳)
ب) قناعت
قال رسول الله (ص) :«اقنع بما اتیته یخفف علیک الحساب».
به آنچه خداوند به شما داده قناعت بورزید خداوند حساب را بر شما تخفیف می دهد. (اعلام الدین/ ۴۴۳)
ج) صله رحم
قالب الصادق (ع):«ان صله الرحم تهون الحساب یوم القیامه ».
به درستی که صله رحم مایه آسانی حساب می گردد. (بحار/۷۴/۲۰۱)
شخصی به نام توبه بن صمه برنامه محاسبه نفس داشت، روزی عمر شصت ساله خود را در تعداد ایام سال که (۵۶۳) روز است محاسبه کرد و با خود گفت: اگر در هر روزی یک گناه مرتکب شده باشم من بیش از بیست هزار گناه انجام داده ام آهی کشید و از دار دنیا رفت (منازل الاخره محدث قمی ۷۹)
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: ... خداوند وقتی مخلوقات را می آفریند رزق آنها را ازحلال تقسیم می نماید. بنابراین هر انسانی به طرف حرام برود از حلال به همان اندازه کم می شود و در قیامت به خاطر ارتکاب حرام محاسبه می شود. (بحار ۵/۸۴۱)

وبگردی
فساد همه گیر شده است، و اتفاقاً این یک مساله سیاسی است
فساد همه گیر شده است، و اتفاقاً این یک مساله سیاسی است - اما مساله سیاسی را نباید به مساله حاکمان تقلیل داد. مساله سیاسی است به این معنا، که آنچه به ما در سطح ملی، فرم بخشیده، نادرست است. چیزها در جای خود نیستند و روال غلط امور، همه چیز را و همه کس را به فساد کشانیده است. در این تفسیر سوم، چشم شما نه به حاکمان است نه به تک تک مردم. چشم شما به الگویی است که به امور فرم بخشیده است.
پاسپورتی که همه جا به آن توهین میشود
پاسپورتی که همه جا به آن توهین میشود - مدتی است که تب سرمایه‌گذاری در گرجستان شایع شده است و مردم برای خرید ملک یا راه اندازی یک کسب و کار عازم این کشور می‌شوند. در این میان چند اتفاق رخ داد. یکی این بود که تحریم‌های امریکا گریبان گیر ایران شد و به عقیده من این‌ها به نوعی بازخورد عملیات روانی ترامپ علیه ایران است و از سوی دیگر انتخابات اخیر گرجستان هم با پیروزی جریان راست تندرو این کشور به پایان رسید. وگرنه گرجستان اصلا کشوری نیست که قادر…
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان! - «شباهت عجیب علی الهام استاد هوا فضا در دانشگاهی در آلمان به غلامحسین الهام معاون رئیس جمهور سابق!
شبهای داغ مدیترانه !
شبهای داغ مدیترانه ! - «حسن کردمیهن» متهم آمریت حمله به سفارت عربستان به تازگی در کرج، مرکز استان البرز، رستوران راه انداخته است.
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر - سید احمد خمینی، نتیجه امام خمینی که چند هفته پیش با ازدواجش خبرساز شده بود، بار دیگر با انتشار عکسی از او و همسرش در حین سوارکاری حساسیت نسبت به خود را برانگیخته است و باعث تحریک مخاطبان و کاربران در فضای مجازی شده است.
رفتار عجیب دو نفر از همراهان رئیس جمهور در زمان سخنرانی!
رفتار عجیب دو نفر از همراهان رئیس جمهور در زمان سخنرانی! - دو نفر از کسانی که همراه رئیس جمهور در سمنان حضور داشتند در هنگام سخنرانی روحانی رفتار غیر معمولی از خود نشان میدادند.
اظهارات جنجالی دو بازیگر زن درمورد فساد شدید در سینما
اظهارات جنجالی دو بازیگر زن درمورد فساد شدید در سینما - ظهارات جنجالی لیلا بوشهری و شقایق دلشاد درباره فساد در سینما: چرا دایرکت میدم فالو نمیکنید؟ ساعت یک شب چرا باید زوایای صورت منو ببینن؟
بخشی دیده نشده از رفتار سخیف مجری تلویزیون با فراستی!
بخشی دیده نشده از رفتار سخیف مجری تلویزیون با فراستی! - بخشی دیگر از برنامه «من و شما» با حضور مسعود فراستی و برخورد توهین آمیز مجری رسانه ملی را می بینید که در رسانه ها باز نشر نشد.
خلاصه داستان و بازیگران سریال بانوی عمارت +تصاویر
خلاصه داستان و بازیگران سریال بانوی عمارت +تصاویر - مریم مومن متولد دهه 70 می باشد و حضورش در بانوی عمارت اولین تجربه بازیگری است و به واسطه این سریال وارد دنیای بازیگری شده است . او در کلاس های تئاتر فعالیت داشته است .
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است !
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است ! - پس از اولین گفت وگوی رسمی میترا استاد (نجفی) و تایید ازدواجش با محمدعلی نجفی، حالا شهردار سابق، در نخستین واکنش به جنجال ها، عکس تازه ای از خود و میترا استاد در اینستاگرامش منتشر کرده است.
تصاویری از لحظه ربوده شدن مرزبانان ایرانی در مرز میرجاوه
تصاویری از لحظه ربوده شدن مرزبانان ایرانی در مرز میرجاوه - گروه تروریستی جیش العدل نخستین تصاویر از حمله به پاسگاه مرزی در میرجاوه ۱۴ مهر امسال را منتشر کرد؛
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران - سه نفر کنار هم حوالی میدان مادر ایستاده‌اند. زنی قد بلند که موهایش زمینه نسکافه‌ای دارد به هر ماشینی که بلندتر بوق می‌زند نزدیک می‌شود و قیمت را آرام و به سرعت بیان می‌کند. او می‌گوید: «... صد هزار تومان، تو ماشین ۷۰ هزار تومان، گروپ ۳۰۰ هزار تومان و جا هم داریم»، جملات کوتاه و بی‌تفاوت بیان می‌شود. جلوتر دختر کم سن و سالی که شاید ۱۶ سال هم نداشته باشد، ایستاده و از سرما نوک بینی‌اش قرمز شده است، با…
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»!
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»! - روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا... یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».