
کشف ۲ تُن برنج قاچاق و کوزه ۲۰۰۰ ساله در قزوین

نمایش «ساعت صفر ژنراتور» در تئاتر شهر قزوین به روی صحنه رفت
به گزارش خبرگزاری برنا از قزوین؛ حمیدرضا میرآخور از هنرمندان توانمند و شاخص استان و کارگردان های عرصه تئاتر این بار یک ژانر جنگی را بروی صحنه برده است.
جنگ که می آید ، فقط خانه ها وخیابانها نیستند که آسیب می بینند، آرامش آدماها، امنیت خانواده ها، رویاها و زندگی های روزمره هم زخمی می شوند.
« ساعت صفر ژنراتور»روایتی است از آدم هایی که جنگ را از نزدیک لمس کردند، از ترس ها، دلتنگی ها، بلاتکلیفی ها و رنج هایی که شاید در خبرها دیده نشوند، اما در زندگی مردم باقی می مانند.
روایتی در باره جنگ اما از زاویه زندگی مردم ، در باره آنچه بر ما گذشت وآنچه هنوز از درون ما ادامه دارد.
گاهی یک نمایش فقط برای تماشا نیست ، برای این است که چیزی درون ما را به فکر فرو ببرد، بخنداند، تکان بدهد یا حتی تا مدتها همراهمان بماند.
بازیگران نمایش: مرتضی رحمانی، سعید چگینی، نسیمپاییزی، علی محمدپور و نویسنده و کارگردان حمیدرضا میرآخور است.
دیگر عوامل نمایش عبارتند از :
طراح صحنه: امین علی نیا،/ آهنگساز: امین پور ادیب، / منشی صحنه: نیایش حسینی، /مشاور متن و اجرا: سارا افشار، /گرافیست: امین علی نیا،/ گریم:مریم میرزاسلطانی،/ نور: مرتضی نادیفر، / صدا: زهره صادقی، /تولید محتوای مجازی: علی ترکاشوند.
این نمایش از 30 مرداد تا 8 شهریورماه هر شب از ساعت 20.30 دقیقه در مجموعه فرهنگی هنری تئاتر شهر قزوین بروی صحنه می رود.
در شب اول نمایش علی هوشمند، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی، موسوی مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان استان، اکبری رئیس سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری و جمعی از فرهنگیان و رسانه ها حضور داشتند.
انتهای پیام
۲ قاتل به زندگی بازگشتند
جوان آنلاین: دو پرونده قتل که هر کدام سالها در انتظار اجرای حکم قصاص بودند، سرانجام با بخشش اولیای دم به پایان رسید؛ در پرونده نخست، قاتلی که سه بار پای چوبه دار رفته بود، پس از ۱۰ سال با گذشت مادر مقتول از مرگ نجات یافت و در پرونده دوم، آشپز جوانی که در جریان درگیری بر سر تأخیر سفارش غذا مرتکب قتل شده بود، با تلاش واحد صلح و سازش و رضایت خانواده مقتول از قصاص رهایی یافت.
۱۰ سال پیش، مأموران پلیس یکی از شهرهای استان فارس با تماس تلفنی از درگیری خونین در پارکی شلوغ باخبر شدند و وقتی به محل رسیدند، با جسد پسر جوانی به نام آرش مواجه شدند که با ضربه چاقو خونین نقش بر زمین شده بود.
تحقیقات میدانی و اظهارات شاهدان نشان داد که آرش و دوستانش ساعتی پیش برای تفریح به پارک آمده بودند که با گروهی از پسران جوان که در گوشهای بساط جوجهکباب برپا کرده بودند، درگیر میشوند. آرش و دوستانش از آنها خواسته بودند آرامتر صحبت کنند تا آرامش دیگران برهم نخورد، اما این خواسته ساده به مشاجره و سپس درگیری خونین انجامید. در حین درگیری، یکی از طرفین با چاقو به سمت آرش حمله کرد و ضربه مهلکی به او زد. پسر جوان بر زمین افتاد و مهاجمان متواری شدند. دوستان آرش با اورژانس تماس گرفتند، اما پیش از رسیدن تیم پزشکی، آرش بر اثر شدت خونریزی جان باخت.
مأموران به سرعت متهمان را شناسایی و قاتل او را به نام سعید دستگیر کردند. متهم در بازجوییها با ابراز پشیمانی به قتل اعتراف کرد و گفت: «آرش را نمیشناختم و اولین بار بود که او را میدیدم. وقتی او و دوستانش اعتراض کردند، عصبانی شدم و لحظه حادثه کنترل خود را از دست دادم. حالا به شدت پشیمانم.»
اولیای دم درخواست قصاص کردند و متهم پس از تکمیل تحقیقات در دادگاه کیفری یک استان محاکمه و به قصاص محکوم شد. رأی دادگاه پس از تأیید در دیوان عالی کشور، به شعبه اجرای احکام ارسال شد.
۳ بار چوبه دار و بخت یار قاتل
قاتل در یک قدمی چوبه دار بود که واحد صلح و سازش تلاش کرد رضایت اولیای دم را جلب کند، اما پدر و مادر آرش در تمام جلسات بر قصاص اصرار داشتند. یک سال قبل، سعید برای اولین بار پای چوبه دار رفت و وقتی طناب دار به گردنش آویخته شد، ناگهان از هوش رفت و روی زمین افتاد. اولیای دم با دیدن این صحنه و پادرمیانی تیم صلح و سازش، به او مهلت دادند. وی به بیمارستان منتقل شد و پس از بهبودی به سلولش بازگشت. مدتی بعد، سعید برای دومین بار پای چوبه دار رفت. آن روز نیز بخت یار او بود و اولیای دم در محل اجرای حکم حاضر نشدند. اجرای حکم به موعد دیگری موکول شد. چندی پیش، متهم برای سومین بار پای چوبه دار رفت. اینبار اولیای دم برای اجرای حکم حضور یافتند، اما گریه و التماسهای او و خانوادهاش دل پدر و مادر آرش را به رحم آورد و آنها بار دیگر به قاتل مهلت دادند.
چرخش سرنوشت؛ وقتی مادر مقتول به دنبال بخشش برادرش رفت
قرار بود سعید به زودی برای چهارمین بار پای چوبه دار برود، اما حادثهای تلخ، سرنوشت او را دگرگون کرد. مادر آرش که همواره اصرار بر قصاص داشت، با اتفاق جدیدی در خانوادهاش مواجه شد. برادر این زن که برای تماشای مسابقه فوتبال جام جهانی به خانه دوستش رفته بود، حین تماشای مسابقه با یکی از میهمانان درگیر و او را به قتل رساند. آغاز این درگیری، شوخی و کلکل درباره بازی بود که به قتل انجامید. مادر آرش که تا دیروز برای قصاص قاتل فرزندش مصر بود، اکنون برای نجات جان برادرش به دنبال جلب رضایت اولیای دم است. او تصمیم گرفت قاتل فرزندش را ببخشد تا این بخشش، دل خانواده مقتول برادرش را به رحم آورد.
چندی پیش، اولیای دم آرش، سعید را بخشیدند و او که نفسهایش به شماره افتاده بود، با این اقدام خداپسندانه به زندگی دوباره بازگشت و پس از ۱۰ سال از زندان آزاد شد. متهم وقتی در جریان حادثه برای دایی مقتول قرار گرفت به همراه خانواده دایی مقتول به دیدار خانواده اولیای دم رفت تا برای دایی آرش نیز رضایت بگیرند. او از سختیهای زندان و کابوسهای همیشگیاش گفت و التماسهای خواهر قاتل سرانجام نتیجه داد؛ دایی آرش نیز در یک قدمی بخشش قرار گرفت.
روایت دوم: آشپز خشمگین و قصاصی که با بخشش منتفی شد
دومین قاتل هم که به تازگی در تهران بخشیده شد آشپز جوان یکی از رستورانهای شمال تهران بود که چهار سال قبل یکی از کارگران رستوران را به قتل رسانده بود. او پس از تأیید حکمش در شعبه ۶ دیوان عالی کشور در یک قدمی چوبه دار قرار داشت که با تلاشهای قاضی حسین دورودی، قاضی شعبه دوم اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران به زندگی دوباره بازگشت.
درگیری بر سر تأخیر سفارشها؛ یک کشته و ۳ زخمی
چهار سال پیش، اواخر مهر ۱۴۰۱، بازپرس ویژه قتل و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی از درگیری خونین در یکی از رستورانهای شمال تهران باخبر و راهی محل شدند. مأموران هنگام ورود دریافتند که در این حادثه چهار نفر زخمی شدهاند که ضارب نیز جزو مصدومان بوده و همگی برای درمان به بیمارستان منتقل شدهاند. مأموران به بیمارستان رفتند و تیم پزشکی اعلام کرد که یکی از مصدومان بر اثر شدت خونریزی جان باخته است. دو مصدوم دیگر و قاتل با تلاش کادر درمان از مرگ نجات یافتند و حال آنها رو به بهبودی است.
قاتل پس از بهبودی نسبی در تحقیقات پلیسی به قتل اعتراف کرد و گفت: «آشپز رستوران بودم و مقتول در سالن کار میکرد. او همیشه سفارش مشتریها را دیر به من میرساند. بارها به او تذکر دادم که سفارش را به محض دریافت به آشپزخانه بیاورد، اما توجه نمیکرد. شب حادثه دوباره بر سر همین موضوع مشاجره کردیم. عصبانی شدم و چاقویی از آشپزخانه برداشتم و به سمتش حمله کردم. حین درگیری، دو نفر از کارگران برای میانجیگری آمدند که آنها هم زخمی شدند.»
متهم پس از اعتراف و بازسازی صحنه قتل در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه و با درخواست اولیای دم به قصاص محکوم شد. حکم قصاص پس از تأیید در شعبه ششم دیوان عالی کشور، برای سیر مراحل اجرا روی میز قاضی حسین دورودی قرار گرفت.
قاضی شعبه با برگزاری جلسات صلح و سازش، سرانجام موفق شد اولیای دم را راضی کند و آنها با دریافت وجهالمصالحه، قاتل را بخشیدند. آشپز جوان که با اقدام خداپسندانه اولیای دم به زندگی دوباره بازگشته، به زودی از جنبه عمومی جرم محاکمه خواهد شد.

انفجارهای مهیب انبار مهمات در لیبی - تسنیم

تولیدکننده یا نگهبان ؟

راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمتهای پایینتر است | ظرفیت تلاطم اجتماعی در بالاترین سطح قرار دارد

تاثیر عجیبی که قهوه روی هورمونهای جنسی میگذارد

چرا ترقیخواهان، دموکراتهای سنتی را شکست میدهند؟

